X
تبلیغات
نماشا
رایتل
5 شهریور 1395
Amanchu - Episode 07






کسلی از دست بارون ... بیکاری، بی حوصلگی، دیدن ادریس های شکوفه زده!
و بعد بازی کودکانه ای زیر گرما ... !



آرامش .. جای جای اپیزود، چه در دیدن ادریس های شکوفه زده برای یک لحظه بوده باشه، چه بازی کردن مشاور چا با چتر و چرخیدن تو دل چتر باز، چه بازی با چکمه های پیکاری و قدم قدم زدن تا رسیدن به قطار و چه های دیگه ای که میشه از هر ثانیه این اپیزود مثال زد و گفت که چه احساس التیام بخشی درون اون گنجونده شده. آرامش همیشگی انیمه یه کنج خلوت و دنج برای ما در طول هفته ست. اینکه می دونیم با رفتن به سراغ این انیمه لحظاتی آرامش بخش و عمیق وجودمونُ فرا می گیره، ندای خیلی خوبی برای سپردن دل به دنیای این انیمه ست .. لحظه شماری برای رسیدن هر جمعه شب برای من کار خیلی ساده ایه. همونطور که الان، تو روز جمعه نشستم و با نوشتن این جملات عطش فکر کردن به اپیزود امشب وجودمُ فرا گرفته ... می دونم که امشب یک 20 دقیقه سراسر آرامش بخش در انتظارمه و از الان دارم خودمُ آماده می کنم. ولی قبل از اون، نوبت به این اپیزود و حرف از اونه ...

این اپیزود یه جورایی از دیدن سنسی روایت شد. از راوی گری کاتوری سنسی گرفته تا دنبال کردن سنسی پشت پیکاری به قطار و اتفاقاتی که با ادریس ها و زیر بارون رفتن ها افتاد، همه چیز دوست داشت سنسی رو بیشتر از قبل پررنگ نشون بده و این اتفاق هم افتاده بود. سنسی یه کارکتر ارشد خیلی خوب واسه انیمه ست. همون وظیفه ایه که کارکترهایی مثل آلیسیا سان، آکیرا سان و آتنا سان تو انیمه Aria داشتن، اینجا به عهده کاتوری سنسی ـه. و خب کار خودشُ به خوبی انجام میده. در عین بامزگیِ تمام میمیک های کارکترش، مهربونی خاصی داره و گه گاه می تونه خشونت هم بخرج بده.



[لحظه دیدن ادریس ها]







نیمه دوم هم عالی پیش رفت .. بهتر از این نمیشد.

زیر آفتاب نشستن کارکترها و لمس کردن نور آفتاب توسط پیکاری در عین بچگانه بودن حس فوق العاده نوستالژیکی به آدم می داد. من که به خوبی یادمه چطور مثل پیکاری سعی می کردم اینجوری دستامُ بیرون بیارم و گرما رو حس کنم .. بعد از مدتی بودن تو سرما، چشیدن یک قطره از گرمای تیز احساسی فوق العاده دل انگیز رو بهم میداد. اینجا هم همون حس و حال رو داشت. همراه شدن باشگاه غواصی تو لمس چنین لحظه ای به تنهایی صورت نگرفت؛ بلکه یکی مثل من و شاید شما هم در کنار گروه زیر آفتاب نشستیم و باهاشون لحظه رو تجربه کردیم. و از اون قشنگ تر جایی بود که درباره ادریس ها حرف زدن و پیکاری به حالتی فوق العاده فوق العاده نازنین از تموم شدن وقت دیدن ادریس ها حرف زد؛ "وامپ، وامپ، وامپ، وامپ" مثل آهنگ Game Over یه بازی، پیکاری صداهای بامزه ای در آورد و من یه جورایی یکه خوردم .. انتظار چنین بامزه بازی ای رو از پیکاری نداشتم .. خیلی لحظه شیرینی بود.

بازی چراغ سبز-قرمز (یا همون داروما سان به ژاپنی؟!) تفریح خیلی باحالی زیر آفتاب داغ به نظر میرسید. و بودن یه کارکتر مثل آی چان خوب تونست جو رقابتی رو وارد حس و حال بازی کنه؛ اینکه چطور واسه گرفتن تکو دست و پا میزد خیلی بامزه بود و بامزه تر لحظه ای بود که ماکوتو بجای گرفتن تکو به سمت آی قدم برداشت و اونُ اوت کرد. بهرحال روی هم رفته بخش بازی هم خیلی سرگرم کننده بود و به دل من یکی که نشست. باز هم تو انتها با دادن جوی ملایم و به همراه داشتن موسیقی متن دلنشینمون اپیزود رو به پایان بردیم.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- بازی دوربین با چکمه های پیکاری خیلی بامزه بود :



- این زاویه دوربین از میمیک سنسی معرکه بود :



- بازی مشاور چا با چتر تو قطار یکی از لحظه های موردعلاقه من از اپیزود بود :





- و بازی نیمه دوم :



+


- ادامه تمرین تکو :



- سنسی خشن بود، رحم نکرد :

برچسب‌ها: Amanchu، Anime