X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
30 شهریور 1395
Amanchu




توضیحات و نظر شخصی : پس بالاخره وقتش شد؛ وقت صحبت درباره یکی از آرزوهای انیمه ای و حالا دیگه به حقیقت پیوسته‌ی من! این لحظه، لحظه ای که دارم شروع به نوشتن درباره Amanchu می کنم برای من بسیار عزیزه و هر چقدر که بخوام سعی کنم در قالب این متن احساساتی نشم ولی باز هم به شما قولی نمیدم و ممکنه در حین نوشتن این معرفی درگیرانه تر از حالت معمول برخورد کنم و در ادامه برای شما توضیح میدم که چرا این اتفاق می افته و چرا من به این انیمه علاقه زیادی دارم و اونُ یکی از بهترین های تابستون می دونم. پس با من همراه باشید و با یکی از با پتانسیل ترین کارهای فصل تابستان آشنا بشید.

اول از همه باید اینُ بدونید که این مانگا درجه اهمیت و ارزش بالایی برای من داشته، داره و می تونم به راحتی لحظاتی رو به خاطر بیارم که در حال صفحه به صفحه خوندن مانگای این اثر بودم و کنجکاو بودم .. که روزی پا به دنیای انیمیشن شده‌ی این اثر بذارم، این کار رو به شکل دیگه ای تجربه کنم و باهاش همراه بشم. این احساس چیز غریبی برای اهالی مانگا خون نیست و من با اینکه خودم رو یک مانگا خون حرفه ای نمی دونم ولی با تجربه کردن چند اثر خاص و موردعلاقه مانگایی خودم تونستم به احساس نزدیکیِ زیبا و انسی که میشه با یک اثر مانگایی پیدا کرد و گرفت پی ببرم؛ اینکه چه حس و حالی داره که با لحظه خبر انیمه شدن مانگای مورد علاقه خودتون روبرو بشید و اینکه ذهن شما چقدر در خیالبافی درباره به تصویر کشیده شدن صحنه های موردعلاقه تون غرق میشه. رها شدن قوه تخیل و تئوری سازی های پیش از فرا رسیدن لحظه پخش انیمه، ثانیه ها، دقایق عزیز و مقدسی واسه یک هوادار پر و پا قرص محسوب میشن .. و من حالا تو این دقایق چنین احساساتی رو در سر دارم. دلم می خواست اون لحظات منحصر به Amanchu رو در قالب انیمیشن به نظاره بنشینم؛ دلم می خواست بتونیم در فضای انیمیشنی پا به دنیای کمتر اکتشاف شده اثر بذاریم و می دونستم، احساسی قوی بهم می گفت که اگه این اتفاق بیافته، عده زیادی از انیمه بین ها غافلگیر خواهند شد و به راحتی زبان به تمجید زیبایی های نهفته در این مانگا باز می کنند و در کنارش من و طرفداران این مانگا لبخندی به لب میاریم، یکی از آرزوهای انیمه ای خودمونُ تحقق یافته می بینیم و از دیدن انیمه و پرداخت قابل تحسین اون حظ کامل می بریم.

اما حتماً می پرسید کدوم دنیای کمتر اکتشاف شده؟ خب، بذارید شفاف تر توضیح بدم؛ حرف من از دنیای زیر آبه، زیر دریاها و اقیانوسها ... رفتن به درون دریاها و غواصی کردن چیزی نیست که به کرات درون انیمه ها دیده باشیم؛ همه باید به این موضوع اعتراف کنیم که سوژه ای به مانند سوژه غواصی کمتر در دنیای انیمه ها به میون کشیده شده و جذبه این اثر رو میشه حتی از همین تک واژه "غواصی" هم درک کرد. انیمه می تونه جنبه آموزشی بالایی داشته باشه و من تا اونجایی که مانگا رو خوندم، می دونم که حداقل درباره کپسولهای اکسیژن و ابزار و لوازم غواصی اطلاعات بسیار جالب توجه ای به بیننده داده میشه و بیننده رو به این تصور می ندازه که ماناگاکا برای بهتر توصیف کردن این فضا دست به چه تحقیقاتی زده. مسلماً یک مانگاکای خوب مثل آمانو کوزوئه به دنبال ارائه کاری بی نقصه و داشتن اطلاعاتی همه جور مناسب درباره غواصی چیز کاملاً منطقی ای به حساب میاد. اما اینجا لازمه قبل از بیشتر صحبت کردن از غواصی اشاره ای به داستان انیمه کنم و بعد بیشتر از این شما رو با محیط کاری و اینکه چه فکر می کنم آشنا می کنم.




[نمونه ای از صحنه های غواصی مانگا]



داستان : هیکاریِ 15 ساله، دختر شاد و بشاشیه که کنار دریا زندگی می کنه و به همین دلیل تونسته با غواصی و رفتن به زیر آب آشنا بشه و وقت زیادی رو به غواصی می گذرونه. اما حالا هیکاری بزرگ شده و بالاخره زمان رفتنش به دبیرستان فرا رسیده؛ وارد دبیرستان میشه، معلمی رو علاقمند به غواصی میبینه، کسی که حاضره بیشتر از اینها اونُ با علاقه غواصی آشنا کنه و بهش درس بده. در همین حین هیکاری با یک دوست جدید به نام "فوتابا اوکی" که به غواصی علاقمنده هم آشنا میشه و اینجوری پا به دنیای فانتزی این انیمه میذاریم. جایی که روزانه به یاد گرفتن غواصی، آشنا شدن با لوازم اون و رفتن به زیر آب دریاهای اطراف می گذره و بعد از اون رفته رفته رابطه ای صمیمی (ولی دوستانه) بین هیکاری و اوکی شکل می گیره و ... !

غواصی و روی هم رفته "دریا" یک نکته کاملاً جذاب درون انیمه هاست؛ کمی با خودتون فکر کنید .. چند اپیزود موردعلاقه ساحلی رو به خاطر میارید؟ چرا اکثر انیمه ها همیشه یک اپیزود ساحلی رو درون خودشون دارند؟ شاید بعضیاتون به "فن سرویس" اشاره کنید و اینکه صرفاً به سراغ ساحل رفتن بهونه ایه برای بازی با روابط کارکترهای دختر و پسر انیمه ولی باور کنید علاوه بر این چیزی به نام "محیط خارق العاده" هم وجود داره که ما رو به سمت اینگونه اپیزودها و اینگونه لوکیشن ها جذب می کنه. و تصورش رو بکنید انیمه ای که بتونه تمام مدت ما رو در کنار دریا نگه داره چه حس و حال لذت بخشی داره. تنها انیمه ای که می تونم به یاد بیارم که لوکیشن های اصلی خودشُ به دریا اختصاص داده بوده سری بسیار دوست داشتنی Shinryaku! Ika Musume و یاد و خاطره کارکتر به یادموندنی "ایکا موسومه" ست؛ جایی که موجودی مرکب از دل دریاها بیرون اومد و در کنار ساحل انواع و اقسام سناریوها رو به چشم می دیدیم، می خواست هر جور شده زمینُ به تسخیر خودش در بیاره و بیشتر در حال کمدی سیر می کرد. در مورد آمانچو هم میشه لوکیشن ها رو دریایی دونست .. شاید گاهی به مدرسه بریم ولی حتی اونجا هم به محیط استخر خواهیم پرداخت و اینکار نه از سر فن سرویس انجام می گیره، نه! بذارید بهتون اطمینان بدم .. من با شناختی که از Amanchu دارم تضمین می کنم که حتی با وجود اینکه استودیوی سازنده J.C Staff هست و بعضی کارهای اخیرش از بهترین ایچی های ساخته شده تا به امروز هستند ولی این اثر چیزی فرای یک انیمه ایچیه. اصلاً فکر می کنم نام این انیمه نباید با کلمه "ایچی" در یک جمله آورده بشه. معصومیت بسیار دلپسندی در سرتاسر فضای اثر جا گرفته و می دونید چرا؟ چون مانگاکای این اثر "آمانو کوزوئه" ست.

آمانو کوزوئه یک خانم مانگاکای ژاپنیه .. ولی اشتباه نکنید، کوزوئه یک مانگاکای معمولی نیست؛ ایشون کسیه که کاری رویایی به مانند سری Aria رو خلق کرده؛ کاری ستایش شده و زبانزد اهالی عاشق ژانر برش زندگی. الگوی و پایه اصلی بسیاری از کارهای برش زندگی بوده و کاریه که از نظر من هنوز که هنوزه کارگردانان انیمه ای سبک برش قادر به خلق اثری با حسی نزدیک به اون نشدن و این سختی راه شاید بخاطر ضعف ریشه اصلی انیمه های ساخته شده و ضعف بعضی مانگاکاها بوده باشه؛ اینکه مانگاکایی با ظرافت به مانند کوزوئه رو در اختیار ندارند، اینکه لطافتی که کوزوئه در صفحه صفحه مانگای خودش قرار داده بوده، دنیایی که با چند کارکتر دختر و لوکیشن هایی زیبا بوجود آورده در اثرهای برش زندگی دیگه در سطح پایین تری قرار داره. آریا یک اثر استثنا بوده و ... اگه اثری مثل Ginga Eiyuu Densetsu رو The Godfather دنیای انیمه بدونیم، Kill la Kill رو Pulp Fiction بدونیم، Death Note رو Rope (هیچکاک) بدونیم، Monster رو The Silence of the Lambs بدونیم، Rainbow رو Papillon بدونیم، Steins;Gate رو Inception بدونیم، میدونید Aria چی لقب می گیره؟ Singin in the Rain ؛ برای من در این شکی نیست ... Singin in the Rain فیلم و اثری فوق العاده زیبا و موزیکاله، محبوب ترین فیلم تمام دوران منه و کاریه که به راحتی با احساسات آدم بازی می کنه و هنوز که هنوزه با گذشت بیشتر از 50 ، 60 سال از زمان ساخت و اکران فیلم، ماندگاری خودشُ حفظ کرده. عمر بی نهایت خوبی داشته و من به شخصه هر وقت به سراغ دیدن Singin' in the Rain میرم بیشتر از قبل بهش احساس نزدیکی می کنم و دوباره برای دیدنش برنامه ریزی می کنم. احساس زیبایی که در این دو اثر وجود داره بهم شباهت هایی داره و می تونید با دیدنشون دلگرمی و دلخوشی لازمُ بدست بیارین. و من حالا دارم سعی می کنم Amanchu رو برای خودم یک اثر سینمایی بدونم. برای من Amanchu حسی ترکیبی از It's a Wonderful Life و American Beauty رو داره. اون حس کنجکاوی و اکتشافی که در وجود "لستربرنهام" در فیلم American Beauty نهفته، پلاستیکی که درون هوا معلقه و مونولوگی که با زیبایی، تحرک یک پلاستیک معمولی رو مملو از توصیفات زیبای زندگی می کنه و یا اون لذتی که پایین کشیدن "ماه" برای جورج بیلی (جیمی استیوارت) در It's a Wonderful Life داره و اینکه می خواد ماه رو با طنابی پایین بکشه و به مری تقدیم کنه. زیبایی های متفاوتی رو میشه از فیلم های مختلف مثال زد ولی گمونم وقتی انیمه رو پخش شده ببینیم بهتر میتونیم در مورد اثر قضاوت کنیم. جدای از اون، من دوست دارم باز به آریا برگردم و از حس و حال نزدیک آریا به آمانچو چیزهایی بگم.




[فن آرتی از انیمه Aria ، انیمه ای واقع شده در شهر نئو-ونیزیا، شهری خیالی در میان آب و سیاره آکوا!]



با وجود محبوب بودن آریا در جوامع ژاپنی و غربی انیمه بین، متاسفانه این اثر هنوز نتونسته در جوامع فارسی زبان انیمه ای به جایگاهی که مستحقشه دست پیدا کنه. من بارها درباره این اثر صحبت کردم، به شخصه سعی کردم در این زمینه فرهنگ سازی کنم، به هر شکلی که می تونم! با زیرنویس کردن انیمه، با حرف زدن، پست زدن از انیمه و ... سعی کردم اون رو به دوستانم توصیه کنم و پیشنهاد دیدنشُ به خیلی ها دادم. چون احساس کردم داشتن آرامش چیزی هست که ما باید به دنبالش باشیم؛ احساس کردم فصل جدیدی رو باید برای انیمه بین ها به وجود بیاریم؛ فصلی که بجای عطش داشتن برای دیدن کارهای شونن و اکشن جدید، برای دیدن کارهای برش زندگی جدید هم امیدوار بمونیم و لحظه شماری کنیم. این ایده، این نظریه تا حدودی بین دوستانم جا افتاده، نمیگم از طرف من بلکه میگم جامعه انیمه ای ما به مرور زمان تونست ژانرهای دیگه ای رو هم در کنار ژانرهای قالب شده در انیمه های بلند بپذیره و حالا تو نقطه عطف خاصی در این زمینه قرار داریم. جایی که عده زیادی از ما کارگردان های محبوبی در ژانر برش زندگی داریم، آهنگسازها رو میشناسیم، شناخت عوامل باعث شده ما حرفه ای تر فکر کنیم و حرفه ای تر دنیای سرگرمی خودمونُ انتخاب کنیم. این قدم بزرگی برای ما بوده و هنوز هم قدم هایی رو برای برداشتن پیش رو داریم که باید بزودی نفس عمیقی بکشیم و پای راست خودمونُ دوباره از جا بلند کنیم.

من فکر می کنم لطافت کاری همچنان در Amanchu باقی هست. لطافتی که در وجود انیمه آریا دیده بودیم؛ شاید از لحاظ احساسی و روی هم رفته کلیت اثر آمانچو ضعیف تر از آریا باشه ولی اینکه آمانو کوزوئه و ساتو جونیچی بر سر کار حضور دارن برای من کافیه تا به این باور برسم که حداقل ثمره این چشم انتظاری یک انیمه دلچسب خواهد بود. برای اینکه از شناخت خودم درباره لطافت کار صحبت کنم، باید به عقب برگردم و بگم که من مدت هاست در حال خوندن مانگای این اثر هستم. از اونجایی که یه جورایی امیدم به انیمه شدن Amanchu کم بود و دلم حسابی برای دنیایی خلق شده توسط آمانو تنگ شده بود، روزی از روزها دلمُ به دریا زدم و شروع به غواصی در مانگای آمانچو کردم! حدود 30 چپتر یا مقداری بیشتر از اثر رو خونده بودم که ناگهان خبر انیمه شدن اثر اومد و اسباب خوشحالی من فراهم شد. خوشحال بودم که بار دیگه ای جوامع انیمه ای و طرفداران سری آریا می تونن از وجود دنیایی خلق شده توسط آمانو بهره ببرن و به شما این نوید رو میدم که اگه اهل دل و به دنبال آرامش هستید این انیمه برای شماست .. آمانو کوزوئه یکی از بهترین لوکیشن ها و فضاهای مانگایی و انیمه ای رو در Amanchu به وجود آورده ... آخه مگه میشه به زیر آب رفت و به آرامش نرسید؟!

از کوزوئه حرف زدم ولی بذارید کمی از ساتو جونیچی، این مرد پر احساس و کارگردان خوش دست هم سخن بگم. آقای ساتو جونیچی، کارگردانیه که از دهه 80 میلادی در عرصه ساخت انیمه دست داشته و صنعت انیمه سازی رو عین کف دستش میشناسه. نکته جالب توجه ای که با مرور کارنامه ساتو جونیچی می تونید بهش پی ببرید اینه که اون از ابتدا بیشتر به سمت کارهای ملایم علاقمند بوده و بعد از گذشت چند دهه من به عنوان کسی که کارهای ایشونُ دنبال کردم این علاقمندی رو به خوبی درک می کنم و اونُ به جا می دونم. از جمله کارهای معروف این کارگردان میشه به Aria که صحبت هایی ازش کردم سخن بگم؛ کاری که بدون لمس جونیچی ممکن بود از بودن و تبدیل شدن به یک شاهکار باز بمونه. ساتو جونیچی با اضافه کردن نکات ریز عمده ای به این اثر روح بخشید؛ از بازی با زاویه های دوربین گرفته تا اضافه کردن موسیقی متن سنتی و آوردن بعضی از بهترین خوانندگان آهنگ های ملایم به دنیای انیمه آریا. علاوه بر Aria از جمله کارهای خوب این کارگردان میشه به سری Tamayura اشاره کرد که بعد از گذشت 2 فصل و 4 فیلم سینمایی بالاخره داره به پایان خودش میرسه .. اون هم مثل آریا از لطافت بالایی بهره گرفته بود و پر از احساس بود. من به سری Tamayura هم علاقه خاصی دارم و اونُ یک انیمه التیام بخش خیلی خوب می دونم. M3: Sono Kuroki Hagane رو شاید بشه کاری متفاوت در کارنامه این کارگردان دونست یا فرضاً Phi Brain: Kami no Puzzle که از نقطه مطمئن جونیچی به دور بودن ولی همچنان تونستن به اندازه کافی مخاطبی برای خودشون دست و پا کنند.




[نمایی از انیمه Tamayura ، داستان دختری که بعد از مرگ پدرش، به یاد پدر عزیزش به عکاسی رو میاره.]



اما وقتی بحث به سر کارگردانی کارهای برش زندگی میرسه من بارها اظهار نظر کردم که دو کارگردان رو می تونید "بهترین" بدونید؛ یکی ساتو جونیچی (Aria ، Tamayura) و یکی ماساهیکو اوتا (Yuru Yuri ، Himouto) ، این دو کارگردان از نظر من بهترین های این ژانر هستند و هر کدوم به سبک خودشون تونستن باعث پیشرفت ژانری این فضا بشن و با حرکت به سمت جلو تونستن فضای کاری رو برای حضور افراد با استعدادی مثل کاواتسورا شینیا (Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge ، Non Non Biyori) مهیا کنند و باید بخاطر این موضوع از اونا متشکر باشیم. و اگه بحث سر این خواهد بود که اوتا و جونیچی چه شباهت هایی بهم دارند؟ جواب اینه که آنچنان بهم شبیه نیستند؛ اوتا روی جنبه کمدی کارهای برش عملکرد بهتری داره و جونیچی روی روح دادن و التیام بخش بودن اثر تمرکز می کنه. این به اون معنا نیست که کارهای اوتا بی روح هستند، نه! فقط میشه گفت اوتا به صورت زیرپوستی روح خودش رو به اثر می بخشه ولی تمرکز جونیچی با قدرت تمام روی دلگرم کننده از آب در اومدن انیمه ست. اینها هر دو به نوبه خودشون عالی عمل می کنند و ایراد آنچنان خاصی نمیشه به سبک کاری این دو کارگردان بزرگ گرفت.

و حالا نکته حاشیه ای اینه که جونیچی به عنوان کارگردان اصلی Amanchu رو نمیسازه؛ بلکه به عنوان ناظر کارگردانی بر سر کار حضور داره. این هم پُست بدی نیست ... هر چند به عنوان طرفدار تمایل داشتم تمام و کمال اختیار ساخت انیمه به دستان جونیچی سپرده بشه ولی نمی دونم در پشت پرده ساخت انیمه چه اتفاقاتی افتاده و یه جورایی این عمل رو "سپردن مشعل به نفر بعدی" در نظر می گیرم و تصور می کنم جونیچی می خواد با این نظارت هنر خودش رو به افراد دیگری منتقل کنه؛ بخاطر رابطه خوبی که با آمانو کوزوئه داشته تصمیم داره Amanchu رو هم به اثری به یادماندنی تبدیل کنه و به همین دلیل در کنار کارگردان اصلی حضور داره. خوشبختانه نفری که به عنوان کارگردان اصلی Amanchu نام گرفته، اصلاً فرد بدی نیست و اون کسی نیست جز کارگردان اثر معروف Bakuman ، آقای کاسای کنیچی، مرد 46 ساله ای که تونسته چندین بار خودشُ به اثبات برسونه. چه از کار خوش ذوق و محبوبی مثل Bakuman بوده باشه و یا چه کارهایی مثل Hachimitsu to Clover ، Aoi Hana ، Nodame Cantabile و حتی کاری ورزشی به مانند Major ؛ در هر صورت این کارگردان تونسته انیمه های زیادی رو به خوبی کارگردانی کنه و ضعف آنچنان خاصی نمیشه به کارش گرفت. و وقتی دو کارگردان قدرتمند و با سابقه خوب رو بر سر کار بذارید چه چیزی تحویل می گیرید؟ یک انیمه مطمئن و عالی! این عقیده منه و فکر می کنم حتی اگه بخوایم تمام عوامل دیگه رو کنار بذاریم می تونیم نسبت به این دو کارگردان تضمین شده فکر کنیم و اونا در خور توجه بدونیم.




[اثر پر از خاطره Bakuman ، فراموش نشدنی و همچنان بزرگ!]



در کنار این دو کارگردان خوب، یک تنظیم کننده جوان و زن به نام Mieno Hitomi هم داریم که باز هم نکته مثبتی به شمار میره؛ اینکه با نگاه به سابقه هیتومی بتونیم به داشتن یک خوش سلیقگی زنانه و لطیف باور و امید داشته باشیم کار راحتیه. از جمله کارهایی که ایشون کار تنظیم داستانشونُ انجام داده میشه به Akagami no Shirayuki-hime ، Arakawa Under the Bridge ، Etotama ، Flying Witch و ... همه کارهایی هستند که حس ملایم خوبی رو در درون خودشون داشتند و خصوصاً این اواخر این خانم تنظیم کننده با اثری مثل Flying Witch نشون داد که چقدر در فضای ملایم محض عالی عمل می کنه. این برای من جای امیدواری رو به وجود میاره و همین باعث میشه که به هیتومی شانس حضور و درخشش بدم. امیدوارم که منُ ناامید نکنه و سربلند از پس این امتحان بربیاد. خوشبختانه در این راه دو کارگردان مطمئن رو در کنار خودش داره که حتی اگه جایی به ضعفی بخوره بتونه از تجربه اونا کمک بگیره و دوباره به درون مسیر اصلی برگرده.

یکی از عنصرهای فوق العاده پررنگ در انیمه Aria موسیقی متن اثر بود. بذارید راحت بگم : برای من بهترین موسیقی متن انیمه ای متعلق به این انیمه ست .. احساسی که از شنیدن موسیقی متن انیمه آریا به سمت من هجوم میاره و منُ در خودش غرق می کنه رو با هیچ موسیقی متن دیگه ای تجربه نکردم و بخش بزرگی از با احساس از آب در اومدن انیمه آریا و عظمتی که در ذهنم من به دست آورده به این موسیقی متن برمی گرده؛ کاری که به دست گروهی سنتی به نام Choro Club با همراهی آقای Senoo Takeshi سپرده شده بود. Choro Club با استفاده از سازهایی سنتی، غیرعادی و کمتر استفاده شده در هر اثر دیگه ای تونست یک موسیقی متن کاملاً متفاوت رو به وجود بیاره. من عاشق سازهای سنتی هستم و آریا هم نمونه ای عالی برای به رخ کشیدن زیبایی صدای سازهای سنتیه. ساتو جونیچی رو بخاطر به جون خریدن این ریسک و آوردن یک گروه متفاوت تحسین می کنم و باید قبول کنیم که این تفاوتی بسیار مثبت در یک دنیایی انیمه ای بوده.




[Choro Club در کنار تاکشی سنو (در سمت چپ) ]



وقتی به انیمه Amanchu رسیدیم، ابتدا دلم می خواست کسی مثل Mizutani Hiromi (کسی که کار آهنگسازی کارهایی مثل Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge ، Non Non Biyori رو به عهده داشته) رو بر سرکار ببینم ... نمی دونستم رابطه جونیچی با میزوتانی سنسی چطوره ولی برای من میزوتانی یکی آهنگساز فوق العاده مناسب برای کاری آرامشبخش به نظر میرسید و بدم نمی اومد که به سراغش بریم. ولی بعد ناگهان عوامل انیمه Amanchu اعلام شدند و با اسمی ناآشنا به نام Gontiti برخورد کردم. ترس وجودمُ گرفت .. سریعاً اسم رو سرچ کردم، متوجه شدم با یک گروه موسیقی دو نفره روبرو هستیم ... نمی دونستم چی فکر کنم ولی بعد چهره اونا رو دیدم .. به موسیقی ساخته شده توسط اونا کمی گوش سپردم و حالا با خیال راحت دارم به موسیقی متن خوبی که قراره توسط اونا بشنویم فکر می کنم. Gontiti یک گروه موسیقی دو نفره آکوستیکه که تا بحال بیشتر از 30 آلبوم از اونا منتشر شده ... رقم خیره کننده! همچنین لازم به ذکره که این گروه تا بحال برای فیلم های زیادی آهنگسازی کردند و حتی در زمینه فیلم های سینمایی هم سابقه دار هستند. این گروه آنچنان سابقه ای در دنیای انیمه نداره و شاید شاخص ترین کاری که بشه بهش اشاره ای کرد، آهنگسازی برای OVA های Yokohama Kaidashi Kikou بوده باشه که از قضا من مانگای Yokohama Kaidashi Kikou رو خوندم و می دونم چه اثر دلپذیریه. هر چند هنوز وقت نکردم به سراغ OVA های این اثر برم ولی تصور می کنم با رفتن به سراغش می تونم کمی با فضای کاری Gontiti آشنایی پیدا کنم. و در هر صورت به نظر میرسه Gontiti انتخاب کاملاً به جایی برای این فضای کمتر اکتشاف شده خواهد بود ... آمانو کوزوئه، ساتو جونیچی، غواصی، ملایم و شناور بر روی آب و Gontiti ، یک موسیقی متن سنتی و کاملاً مناسب برای اثر!




[Gontiti ، گروهی که آهنگسازی آمانچو رو برعهده داره]



بریم به سراغ دوبلورها؛ با اینکه سالهای زیادی از زمان پخش آریا گذشته ولی من کمی امیدوار بودم و دلم می خواست که ساتو جونیچی از یکی دو دوبلور انیمه آریا جهت زنده کردن نوستالژی طرفداران استفاده کنه و بهره بگیره ولی به نظر میرسه که لیست گویندگان انیمه کاملاً جدید هستن و به نوعی می خوان حس جدیدی رو به ما بشناسونن که اصلاً چیز بدی نیست و من به شخصه به عنوان یکی از طرفداران جونیچی از این عمل استقبال می کنم. حالا شاید در ادامه یکی از دوبلورهای آریا رو به عنوان دوبلور مهمان داشتیم و اونم در نوع خودش نوستالژی خوبی میشه ولی در حال حاضر لیست یک لیست کاملاً نو خواهد بود. (با یک استثنا!) نقش "هیکاری" ، کارکتر اصلی رو Suzuki Eri گویندگی خواهد کرد؛ کسی که اخیراً با انیمه هایی مثل Flying Witch و نقش "چیناتسو، Heavy Object و نقش "میلیندا" ، Dimension W و نقش "الیزابت" در کنار ما حضور داشته و اگه به عقب تر برگردیم شاید پررنگ ترین نقشی که تا بحال ایفا کرده رو بتونیم نقش "سانائه" در انیمه Rokujouma no Shinryakusha بدونیم. پس با این وجود میشه این دوبلور رو با پتانسیل و نو دونست. حضور پیدا کردن در نقش اصلی یک کار خوب از استودیویی معروف مثل J.C Staff می تونه نقطه پرتاب و اوج گیری خوبی برای این دوبلور باشه. اما در کنار این دوبلور نه چندان معروف، یک دوبلور با تجربه قراره نقش "اوکی" رو به عهده داشته باشه؛ Kayano Ai که بارها و بارها صداشُ شنیدیم و یکی از بهترین دوبلورهای زن انیمه ای امروزیه. از آخرین نقش هاش میشه به "دارکنس" در Kono Subarashii Sekai ni Shukufuku wo ، نقش "ساکورا مگومی" در Gakkougurashi ، نقش "ساکاکی" در Shokugeki no Souma ، نقش "موکا" در Gochuumon wa Usagi Desuka و ... اشاره کرد و از نقش های قدیم این دوبلور هم می تونم به کارهای معروفی مثل No Game No Life و نقش "شیرو" ، Nagi no Asukara و نقش "چیساکی" ، Golden Time و نقش "هایاشیدا" اشاره کرد. و خب نکته جالب و همون "استثنا" یی که بهش اشاره کردم و درباره این دوبلور میشه به زبون آورد اینه که ایشون در OVA های اخیر انیمه Aria نقش کوچیکی داشته که میشه تصور کرد چرا ساتو جونیچی از اون برای این کار دعوت به عمل آورده. حداقل ارتباط دوبلورهای آریا با آمانچو حضور Kayano Ai خواهد بود. نقش معلم داستان، کسی که قراره به بچه ها آموزش غواصی بده رو Itou Shizuka به عهده داره. دوبلور بسیار با تجربه ای که از جمله کارهای معروف اون میشه به Prison School و نقش "میکو"، Suisei no Gargantia و نقش "بلو"، Working و نقش "کوزوئه" و ... اشاره کرد. سابقه بلند بالایی داره و از دهه 2000 فعالیت گویندگی خودش رو آغاز کرده ولی هنوزم نمیشه اونُ با تجربه ترین فرد گروه به حساب آورد چون نام کسی مثل Inoue Kikuko در لیست به چشم می خوره؛ کسی که از دهه 80 در صنعت گویندگی فعالیت می کرده و هنوزم مشغول به کاره. هرچند نقشی که به عهده داره، پیرزن داستان "کینو" نقش آنچنان پررنگی نیست ولی بهرحال لقب با تجربه تیم گویندگی ناخودآگاه به این شخص تعلق می گیره و می تونید با چک کردن لیست کارهای این گوینده به انیمه های خیلی خاصی مثل Ranma 1/2 ، Golden Boy ، Inuyasha ، Shaman King، Onegai Teacher و ... برخورد کنید که به شخصه خودم با Onegai Teacher خاطره بیشتری دارم و جا داره اشاره کنم که در سال های اخیر هم فعالیت خوبی داشته و از جمله کارهای اخیرش میشه به حضور در Durarara ، Musaigen no Phantom World ، Ore Monogatari ، Valkyrie Drive: Mermaid و ... اشاره کرد.




[تمرین غواصی!]



آمانچو هم مثل آریا کارکتر (های) پسری داره که هرچند فرعی هستند ولی می تونیم در طول سری باهاشون آشنا بشیم. اما در مورد "ماکوتو" ، کارکتر پسر اول آمانچو کافیه بدونید که اونقدرا پرحرف نیست و حقیقتش کمتر یادم میاد تو فضای مانگا پرحرفی کرده باشه و بیشتر به سکوت می گذرونه. شاید در حد کم حرفی کارکتر Suguru در انیمه Non Non Biyori که اصلاً و به هیچ وجه حرف نمیزنه نباشه ولی بهرحال کم حرفه! در عوض خواهرش، "آی" خوب بلده حرف بزنه، دوست خوبی واسه شخصیت های اصلی داستانمونه و می تونه رفته رفته به یکی از محورهای کارکتری تبدیل بشه. در مورد دوبلورهای این دو نفر باید بگم که نقش "ماکوتو" به Umehara Yuuichirou سپرده شده؛ کسی که کارهایی مثل Akagami no Shirayuki-hime ، Haruchika ، Owari no Seraph و ... رو در کارنامه خودش داره. و "آی" رو هم Oonishi Saori گویندگی می کنه و از جمله انیمه های سابقش میشه به Saenai Heroine no Sodatekata ، Heavy Object ، Mikagura Gakuen Kumikyoku ، Shokugeki no Souma و ... اشاره کرد.

در انتها جا داره به استودیوی سازنده انیمه یعنی J.C Staff هم اشاره کنم. دیگه این روزها کمتر کسی هست که با این استودیو نا آشنا باشه و حقیقتشُ بخواید وقتی شنیدم این استودیو قراره آمانچو رو بسازه تعجب کردم! از این لحاظ که واقعاً انتظار دیدن چنین انیمه ای رو از این استودیوی اون روزها "ایچی ساز" نداشتم ولی خب دیده بودیم که حتی در این انیمه های ایچی هم کیفیت کاری اونا و سطح عملکردشون در ساخت انیمیشن و حمایت عوامل بالاست. پس این رو به فال نیک گرفتم و به این استودیو واقعاً علاقه دارم و استودیو با ساخت Flying Witch در فصل بهار هم اینُ ثابت کرد که از پس ساخت یک انیمه آرامش بخش برمیاد و اینکاره هستن. حالا محض یادآوری بعضی کارهای این استودیو رو هم براتون اسم میبرم : Prison School ، Shimoneta to Iu Gainen ga Sonzai Shinai Taikutsu na Sekai ، Shokugeki no Souma ، Dungeon ni Deai o Motomeru no wa Machigatte Iru Darouka: Familia Myth ، Joshiraku ، Golden Time و ... یک عالمه کار خوب دیگه که همه حرف هایی برای گفتن داشتند و به خوبی نام این استودیو رو به درخشش در آوردن. امید به اینکه اونا بتونن بار دیگه درخشش و اعتبار بیشتری رو با ساخت انیمه Amanchu کسب کنند ... من که امیدوارم!



« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»