X
تبلیغات
رایتل
10 مهر 1396
Slam Dunk




سه روزه 60 قسمت پیش رفتم .. عالیــــه!

من با کارهای ورزشی رابطه خوبی دارم؛ حالا چه دیدن اونا باشه و چه ترجمه کردنشون. و اصلاً دلیل اینه بعضی از کارهای ترجمه من ورزشیه اینه که در حین ترجمه می تونم بیشتر با یه کار ورزشی وقت بگذرونم، انس بگیرم و واسم عزیزتر میشه. اما در این بین به عنوان یک ورزشی بین همیشه از اینکه انیمه بزرگی مثل Slam Dunk رو هنوز ندیده بودم افسوس می خوردم و دنبال وقت و زمانی بودم که از راه برسه و انیمه رو ماراتون بزنم. که حالا این اتفاق افتاد و به سراغش رفتم.

فکر نمی کنم چیزی درون انیمه بوده باشه که دلم رو زده باشه. تقریباً همه چیزشُ دوست داشتم؛ از کارکترها و شخصیت اصلی و جالبی مثل «ساکوراگی» و اخلاق خشن و خاصی که داشت گرفته تا حریفان، مربیان و حتی کارکترهایی فرعی مثل دخترایی که «روکاوا» رو تشویق می کردند و سوژه خنده خوبی بودند. آمم .. حالا که بهش فکر می کنم شاید .. شاید گه گاهی به این فکر کردم که چرا جریان عشق «هاروکو» به روکاوا اینقدر ادامه پیدا می کنه و چرا بالاخره تلنگر رابطه بین اون و ساکوراگی زده نمیشه. که حالا چنین چیزی تو کارهای ورزشی رایجه و زیاد اهمیتی نداره. بیننده می تونه باهاش کنار بیاد و از خیر توجه کردن بهش بگذره.

اما دیدن اینکه چطور تیم شوهوکو به تکامل رسید و چطور عضوی بعد از عضو دیگری به تیم ملحق میشد واسم جذاب بود؛ بک گراند و چهره خوبی به کارکترها بخشیده میشد و هر کدوم به نوع خوبی وارد ذهن مخاطب میشدند که این باعث میشد بعد از پا گذاشتن به زمین مسابقه با تمام دل موفقیت تیم شوهوکو رو طلب کنیم و یک دل باهاشون به پیش بریم. و وای که چقدر مسابقات این انیمه لذت بخش و هیجان انگیز بودند. هر مسابقه بهتر و هیجان انگیزتر از قبلی، هر مسابقه حساس تر از مسابقه قبلی و همراه با اتفاقاتی غیرمنتظره .. چه کمدی و چه جدی و درگیر کننده.

به نکات خوب دیگه میشه اشارات زیادی کرد؛ مثلاً موسیقی که چه در حین مسابقه (موسیقی متن) و چه OP , ED ، همه جالب توجه بودند و من فکر می کنم واسه کسی که تازه انیمه رو می بینه بعضی ترک ها به مرور زمان می تونن به راحتی به ترک هایی خاطرانگیز تبدیل بشند. یا نکته خوب دیگه ای که دوست دارم بهش اشاره کنم، حواشیِ انیمه ست .. اینکه چقدر روی فضای لات و لات وارانه کارکترها مانور می دادیم و حتی انیمه بعضی جاها جنبه جدی و دراماتیکی پیدا می کرد. مثلاً جریانات دعواهای بین کارکترهای انیمه، تتسوئو و یا میتسویی که با ورودشون آرک خیلی خوبی رو ساختن و یا دخالتی که ساکوراگی در داستان این آرک داشت و بعد از اون اتفاقاتی که تو باشگاه مدرسه بین این کارکترها افتاد (که یکی از بهترین آرک های انیمه بود) و چند اپیزودی رو صرف رسیدن و حل کردن اون وضعیت ناجور کردیم.

گفتنی ها زیاده ولی در نهایت، تصورم اینه که انیمه هر جور تموم بشه بازم در خاطر من به عنوان یک انیمه Must See باقی می مونه و ارزش دیده شدنُ داره. بسیار از دیدنش راضی هستم و به هر کسی که با کارهای ورزشی میونه خوبی داره دیدن اونو توصیه می کنم. اگه بتونید با طراحی زمخت و کلاسیک اثر کنار بیاید دیگه هیچ چیزی نیست که بتونه جلوی لذت بردنتون از فضای این انیمه رو بگیره.


پ ن : هر چقدر سعی می کنم خلاصه ش کنم ولی بازم دلم می خواد از آکاگی و ابهتش حرف بزنم، یا از مربی تیم که رفتار آروم و خنده داری داشت و تقابلش با ساکوراگی همیشه بامزه میشه، یا از Unbelievable گفتن های هیکوئیچی ( )، رفقای باحال ساکوراگی که مکمل خوبی واسه اون بودن، خودِ ساکوراگی که بارها میشه بهش برگشت و ازش حرف زد و اینکه فکر می کنم در بین کارکترهایی که تا به حال از انیمه های ورزشی دیدم یه کارکتر تک و فوق العاده متفاوته و وقتی کارکتر اصلی در این حد خوب باشه بیننده به راحتی مجذوب کار میشه.
برچسب‌ها: Anime