Magi Season 2 Episode 02 // Animeظاهرا علائدین به این زودی قصد سفر نداره. فکر میکردم این اپیزود به سفر
علائدین میپردازیم ولی خوب عوضش به چیزای خوب دیگهای پرداخته شد و فعلا
سفر علائدین رو به اپیزود بعد موکول کردیم. مبارزه بین سندباد و شاهزاده
صحنه جالبی بود .. افکتها و جادوهای جالب و دیدنی بعلاوه علی بابایی که از
پایین نظارهگر صحنه بود .. فُرم متفاوت سندباد تو اون حالت چیبی در نوع
خودش خیلی جالب بود و البته اون فریاد گوشخراشی که همه رو از به خواب وارد
کرد. صحنه مرگ شاهزاده ناراحتکننده بود؛ جز معدود صحنههایی که علائدین
واقعا ناراحت شد و اشک ریخت. راستشو بخواید دیدن اشکهای علائدین زیاد
منظره دوست داشتنی نیست و به نظر من از اون کارکترهایی ــه که بیننده کاملا
حس نزدیکی بهش داره و ناراحت شدن علائدین مساوی ـه با ناراحت شدن بیننده!
ولی خوب ... صحنه خاکسپاری هم به غمگینی اپیزود چیزایی اضافه کرد و خیلی
خوب بود.
تو این دو اپیزود اخیر صحنههای خوبی بین علی بابا و شاهزاده دیدیم .. کم
کم همه چیز دست به دست هم داد تا آشنایی بیشتری با هم داشته باشن، هم از
لحاظ کمدی و هم حالت جدی و حالا تو این اپیزود بلاخره پیمان دوستی بستن؛
بازم یکی از صحنههای خیلی خوب این اپیزود بود .. خجالت کشیدن شاهزاده با
اون انیمیشن و طراحی خندهداری که از کارکترش به نمایش گذاشته میشه، بامزه
بودن فضا رو خیلی بیشتر میکنه. شاید فقط من باشم ولی حس میکنم این رابطه
بیشتر از یه دوستی ساده خواهد بود و حتی ممکنه به سمت "عشق" هم حرکت کنه.
صحنه آخر و لحظهای که علائدین اون گُل رو به درون آب رها کرد، دوباره
بیننده رو به ذهن ناراحت علائدین وارد کرد. امیدوارم بتونه با این موضوع
کنار بیاد و خیلی زود دوباره اون علائدین همیشگی رو ببینیم!
صحنههایی از اپیزود :
- مبارزه هوایی سندباد و شاهزاده :
- یکی از معدود صحنههای جالبی که شاهزاده خجالتی نیست و با غرور به جلو نگاه میکنه :
- برمیگردیم به همون حالت همیشگیش :
- صحنه مربوط به شاهزاده دیگه و آخرین جملهش به علائدین:
- اشکهای علائدین

:
- مراسم خاکسپاری :
- شروع پایان اپیزود رو دوست داشتم؛ یه باد تُند همه چیزو به هوا بلند کرد :
- پیمان دوستی بین علی بابا و شاهزاده :
