M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Nagi no Asukara - Episode 26 - End

Nagi no Asukara - Episode 26 - End




وقت خداحافظی با دریا فرا رسید؛ خداحافظی با کارکترها و داستان دوست داشتنی این انیمه که دو فصل تمام ما رو در عمق زیبایی اشک‌ها و لبخندهاشون درون دریا شناور کردن. پایان برای من بی نقص بود و واقعا اونو دوست داشتم. نیمی از مدت زمان اپیزود رو در حال لبخند زدن بودم! خیلی از چیزایی که دوست داشتم اتفاق افتاد و شاید حتی بیشتر از انتظاراتم "به خوبی و خوشی" به سمت پایان حرکت کرد که اصلا نکته بدی نیست چون در طول این 26 قسمت اونقدر درام و درگیری و حوادث مختلف دیدیم که واقعا دلم میخواست پایان خوبی در انتظار کارکترهای انیمه باشه. زوج‌ها بهم برسن، مردم دریا از اون خواب طولانی بیدار بشن، میونا نجات پیدا کنه و ... خیلی از اتفاقات جزیی دیگه. خوشحالم که پایان با یه تغییر عجیب و غریب دراماتیک خاطره کُل سری رو برام از بین نبرد و پایان بندی شکل زیبایی داشت. اپیزود آخر، اپیزودی احساساتی و لذت بخشی برای من بود و خیلی صحنه‌های اونو دوست داشتم.

چیزی که خیلی به چشم میرسید پررنگ بودن هیکاری در اپیزود آخر بود که به نظر من، مرد اپیزود آخر بود و حسابی خودش و سماجت ـش رو به رخ کشید. لجبازی در مقابل گیر افتادن میونا، حرف‌ها میونا در حالی که هیکاری به تلاش خودش ادامه میداد .. یادمه تو شروع سری از اینکه حس میکنم هیکاری یک کارکتر تکراری میشه، حرف میزدم ولی رفته رفته تفاوت اونو با بقیه کارکترهای نقش اول انیمه ای درک کردم و به اون تفاوت ها اشاره کردم. هیکاری واقعا یه کارکتر خوب پرداخته شده بود و حسابی از دیدن چنین کارکتر اول قوی ای لذت بردم. احساسات خودش رو نسبت به ماناکا تا آخرین لحظه حفظ کرد و در کنار اون به نجات میونا رفت. حالا اگه بخوام از دید کُلی چند کارکتر اصلی پسر رو رتبه بندی کنم، مسلما رتبه اول رو به هیکاری میدم و ... کانامه رده آخر رو به خودش اختصاص میده چون رفته رفته برعکس هیکاری اُفت کارکتری داشت و به نظر من نتونست اونجور که ازش انتظار داشتم، رشد کارکتری داشته باشه. تنها نکته مثبتی که در مورد کانامه تو اپیزودهای آخر وجود داشت، نگاه متفاوت ش به سایو بود و اینکه حاضر شد اونو به چشم یک دختر نگاه کنه. سوموگو هم یه کارکتر واقعا خوب بود و خیلی جالب تونست خودشو در کنار چیساکی که دختر محبوبم از سری بود، وارد ذهن من کنه. رفتارهای خونسردش رو در مقابل اتفاقات مختلف دوست داشتم. ماناکا در کنار چیساکی، هر دو دوست داشتنی بودن و لحظاتی عالی زیادی تو انیمه داشتن که هر کدوم اونا دیدنی و جالب شکل گرفت و با هم دیدیم.

بهرحال انیمه به پایان خودش رسید و به عنوان یکی از کسایی که این انیمه رو به صورت هفتگی با اشتیاق زیاد دنبال میکردم، از پایان بندی حسابی راضی بودم و با ذهنیت خوبی از فضای این انیمه دور میشم .. فضایی که مسلما وقتی به لیست بهترین انیمه‌های چند فصل اخیرم فکر میکنم، به خاطر میارم و اون لحظات جزیی خاص‌ش رو دوباره درون ذهنم مجسم میکنم. اکو های دریایی بین مکالمه کارکترها، ماهی‌هایی که جلوی تلویزیون در حال شنا بودن، میونا و سایوی کوچولویی که با هیکاری درگیر میشدن، ماناکایی که همیشه در حال گریه بود، نفرین ماهی ماناکا و سوموگو، ماناکایی که توسط تور ماهیگیری سوموگو بیرون آب کشیده میشد و ... واقعا باید به تک تک شون اشاره کنم؟ همه اونا رو دیدیم و میدونم چقدر زیبا بودن.

صحنه‌هایی از اپیزود آخر :

- این صحنه رو خیلی دوست داشتم :



- میونا در آغوش هیکاری :


- صحنه روبرویی میونا با ماناکا هم عالی بود :

Nagi no Asukara - Episode 25

Nagi no Asukara - Episode 25




اُفونیهیکی، مراسمی که وقتی از راه میرسه گردابی از احساسات ما بیننده‌ها رو به درون آب میکشه. بعد از دیدن آخرین صحنه‌های اپیزود، واقعا احساس اُفونیهیکی قبلی برای من زنده شد و تک تک اون صحنه‌ها رو دوباره جلوی چشم خودم دیدم. صحنه‌هایی که درون، هر لحظه برای یکی از کارکترهای انیمه اتفاق دردناکی می افتاد و هر کدوم به شکلی صدمه میدیدن و اینبار نوبت به میونا رسید؛ کارکتر دوست داشتنی انیمه .. کسی که این چنین عشق خودش رو ندیده گرفت و به سراغ نجات ماناکا رفت، ماناکایی که حالا صدای "هیکاری رو دوست دارم" ـش به گوش میرسید و ما از احساس واقعی ماناکا تو این اپیزود با خبر شدیم. تئوری قربانی شدن میونا به واقعیت تبدیل شد و حالا حتی احساسات میونا هم برای هیکاری و بقیه آشکار شد .. موضوعی که مسلما تو اپیزودهای بعد فشار سنگینی رو به هیکاری وارد میکنه و به این سادگی نیست که بعد از قربانی شدن میونا و فاش شدن احساس ماناکا، هیکاری با خیال راحت به سمت ماناکا برگرده و ابراز علاقه اونو جواب بده! نه! درام داستان به اون چنین اجازه ای رو نمیده ...

اما قبل مراسم اتفاقات زیبای دیگه ای رو هم داشتیم و هر لحظه از نیمه اول بشدت دیدنی و جالب انگیز دنبال شد. آماده شدن برای مراسم اُفونیهیکی و افتادن گرنبند تو آب و شنیدن احساسات ماناکا واقعا زیبا بود و از اون زیباتر خاطره ای بود که از زاویه دید سوموگو دیدیم! خاطره ای که در اون ماناکا از احساس خودش در مورد هیکاری حرف میزد و بخاطر علاقه ای که چیساکی به هیکاری داره، اشک میریخت. دیدن تصویر زوم شده روی صورت ماناکا یکی از لحظه های مورد علاقه من تو چند اپیزود اخیر بود .. در کنار این موضوع باخبر شدن میونا، دیدن اینکه، این میوناست که به ماناکا آرامش میده، باز هم به محبوبیت میونا اضافه میکنه. میونایی که حالا با غیب شدن‌ش بیننده رو به یاد این خاطرات می اندازه و ما میتونیم لحظات زیبایی که از این کارکتر دیدیم رو به خاطر بیاریم و دوباره به برگشت میونا به جمع کارکترهای سطح آب انیمه امیدوار بشیم. واقعا معصومانه به درون آب کشیده شد و جای خالی اون تو اپیزودهای بعد مسلما حس خواهد شد ... یکی دیگه از صحنه‌های جالب نیمه اول، دیدن رفتار بامزه چیساکی و سوموگو در مقابل هم بود .. جایی که سوموگو داشت به اون شکل خنده دار احساس چیساکی در مورد خودش رو پررنگ میکرد و میخواست اونو مجبور به باور کردن احساس خودش کنه. کاری که به نظر میاد تو انجام دادن‌ش موفق بود.

یک اپیزود احساسی واقعا خوب .. حالا که میبینم اُفونیهیکی دوباره چنین تاثیر بزرگی روی انیمه داره، شاید گاهی با خودم بگم، "کاش اُفونیهیکی سومی هم در کار بود" ولی از طرف دیگه دلم به حال کارکترهای این انیمه و اینکه با هر اُفونیهیکی چنین زجری رو میکشن، میسوزه و ... ! عجیبه ولی فریادهای "میونا" ـی آخر هیکاری اینبار به نظر متفاوت به نظر میرسیدن و واقعا احساس بیشتری درون خودشون داشتن. بعد از دیدن صحنه تلاش هیکاری برای رسیدن به میونا گیر افتاده، به یاد صحنه کنار دریاشون افتادم. جایی که میونا به هیکاری اصرار میکرد و میگفت که علاقه خودتو به ماناکا ابراز کن و همینطور از اون میخواست که جمله خودشو بازم تکرار کنه! امیدوارم اپیزود آخر یک پایان بندی عالی رو ببینیم و داستان مربوط به میونا به شکل جالبی پایان برسه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌های بین میونا و ماناکا تو این اپیزود زیاد بودن :



- این لحظه دونفری افتادن‌شون تو آب واقعا زیبا بود :



- و اینبار نوبت به میوناست ... :

Nagi no Asukara - Episode 24

Nagi no Asukara - Episode 24



اپیزودی با محوریت اعتراف‌های عشقی که مثل همیشه زیبایی‌های خاص جزیی این انیمه رو در خودش داشت و هر کدوم از صحنه‌های اعتراف واقعا دیدنی بودن. تو شروع ادامه صحنه اعتراف عشقی سوموگو رو دیدیم .. جایی که چیساکی با گیجی خاصی دست سوموگو رو رد کرد و از اون فراری شد ولی فکر کنم تقریبا واضح باشه که این سوموگو ـه که در نهایت به چیساکی میرسه و اونا یکی از زوج‌های اثبات شده انیمه ان. در کنار این اعتراف اول، صحنه فوق العاده ای رو هم از بروز دادن احساسات سایو به کانامه دیدیم؛ جایی که سایو به شکل دوست داشتنی احساسات خودشو بیان کرد و حتی بعد از اون، کانامه جواب خیلی خوبی رو بهش داد و قول داد که از این به بعد سایو رو به چشم یه دختر ببینه و نه به چشم یک بچه! همین نکته و حرف‌‎های کانامه زوج دوم انیمه رو تایید میکنه و شاید بهترین حالت ممکنه برای کانامه همین موضوع باشه. این اپیزود اشک‌های زیادی ریخته شد؛ ماناکا بخاطر درک نکردن "دوست داشتن" گریه میکرد، سایو و کانامه وقتی بهم جواب میدادن، گریه میکردن و چیساکی بخاطر درگیری فکری که بخاطر اعتراف سوموگو پیدا کرده بود، اشک میریخت. یه اپیزود پر از اشک تو انیمه Nagi no Asukara دیدنی ـه .. درام داستان همیشه در سطح خوبی قرار داشته و حالا با رسیدن به پایان انیمه و به سرانجام رسیدن بعضی از گوشه‌های داستان، میشه انتظار یه پایان بندی جالب رو داشت.

اما اون پایان بندی قرار با برگزاری دوباره اُفونیهیکی شکل بگیره. آیا برگزاری اُفونیهیکی داستان رو به خوبی و خوشی تمام میکنه؟ چه بلایی سر ماناکا میاد؟ میونا میتونه به هیکاری ابراز علاقه کنه و اگه ابراز علاقه کنه، هیکاری چه جوابی به اون میده؟! نکته جالب در مورد هیکاری اینه که تو این اپیزود آخر نگاه متفاوتی به میونا داشت ولی در همون حال همچنان عشق ماناکا درون خودش حفظ کرده و منتظر برگشت فهم ماناکا از دوست داشتن و روشن شدن تکلیف خودشه. دو اپیزود بیشتر باقی نمونده .. دو اپیزودی که قراره به برگزاری دوباره اُفونیهیکی بپردازیم و باید ببینیم تو این جریان داستانی، چه اتفاقاتی می افته و چه سوپرایزهایی در انتظارمونه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- بیچاره آکیرا، ماناکا ردش کرد :



- اشک‌های ماناکا :



- سایو و اعتراف زیبایی که کرد :

Nagi no Asukara - Episode 23

Nagi no Asukara - Episode 23




اگه دقایق آخر اپیزود رو کنار بذاریم، یکی از آروم‌ترین اپیزودهای انیمه رو با هم دیدیم. هرچند به نظر من لحظات آخر هم به آرومی و زیبایی جلو رفت ولی بخاطر اتفاقی که افتاد، هیجان خاصی به فضای انیمه وارد کرد .. جایی که اینبار نوبت به انا پیدا کردن سوموگو رسیده بود .. میشد شنیدن حرف‌های هیکاری و سوموگو توسط چیساکی رو حدس زد ولی خُب، اصلا چیز منفی نبود و خیلی این صحنه رو دوست داشتم .. شروعی واسه لحظات پایانی دیدنی و دلچسب .. جایی که سوموگو به دنبال چیساکی به درون آب پرید و بعد از انا پیدا کردن، با هم یک اعتراف زیرآبی زیبا رو به نظاره نشستیم! اعتراف سوموگو به چیساکی یکی از چیزایی بود که خیلی دوست داشتم ببینم، به زیبایی هرچه تمام‌تر به تصویر کشیده شد و از لحظات موردعلاقه من تو چند اپیزود اخیر بود. حس خیلی خوبی راجع به جواب چیساکی دارم .. باید منتظر بیشتر فکر کردن چیساکی به این موضوع باشیم! عکس‌العمل سوموگو در مقابل اصرار هیکاری برای ابراز علاقه به ماناکا باز هم بلوغ اونو نشون داد و اینکه چقدر نسبت به بقیه بهتر رفتار میکنه، خیلی مشخص بود. دوست داشتم داستان مربوط به ماناکا بیشتر از اینها پیشرفتی داشته باشه، بیشتر اپیزود به حالت آروم و ساده‌ای جلو رفت ولی فکر کنم اتفاقی که تو انتهای این اپیزود افتاد، فعلا حسابی منو راضی نگه داره .. تا اپیزود بعد که از راه برسه و دوباره انتظاراتم بالا بره!

لحظه انا دار شدن سوموگو هم در نوع خودش جالب بود. اینکه دریا رو از زاویه کسی که با آرامش انا بدست آورده دیدیم و زاویه دوربین به شکلی که سطح آب رو به ما نمایش میداد و ... همه چیز حالت دلنشینی داشت. جالب این بود که برای لحظاتی سوموگو، چیساکی رو فراموش کرد و محو انا دار شدن خودش و اینکه چطور در اون حالت شناور میون آب وایساده، شد .. که البته عکس‌العمل طبیعی بود ولی خود عمل پریدن تو آب اون کمی عجیب به نظر میرسه. جوری به دنبال چیساکی راه افتاد که انگار قرار نیست دیگه اونو ببینه و حتما همین الان باید با اون روبرو بشه. بهرحال اینا جزییاتی هستن که اونقدرا اهمیت ندارن و زیبایی اون صحنه رو به هیچ وجه کم نمیکنند. اگه بخوام در مورد هیکاری نظر بدم، حس کردم تو این اپیزود کمی به حالت بچگانه اپیزودهای اول انیمه برگشته بود؛ اینکه چنین اصراری به سوموگو میکرد و با میونا راجع به احساسات ماناکا چنین حرف‌هایی رو میزد. با خودم فکر میکردم هیکاری بالغ بهتر از این میتونه عمل کنه و انتظار دیگه‌ای ازش داشتم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- گردنبند ماناکا :



- درگیری سوموگو با هیکاری :



- چیساکی وقتی که حرف‌های سوموگو رو شنید :

Nagi no Asukara - Episode 22

Nagi no Asukara - Episode 22

اوروکو ساما از راه رسید و احساسات هیکاری رو به آشوب کشید. یه اپیزود عالی دیگه از انیمه .. اینبار بعد از ریکاوری کارکترها از ورود ماناکا، شروع به جستجو برای پیدا کردن اوروکو ساما کردن و بلاخره اوروکو ساما پیدا شد. اوروکو سامایی که با حرف‌های خودش هیکاری رو حسابی بهم ریخت .. حرف‌هایی در مورد ماناکا .. ماناکایی که قربانی برای دریا بوده و به اوجوشی ساما تبدیل شده بوده ولی حالا با جدا شدن از دریا، دیگه توانایی دوست داشتن کسی رو نداره. تصور اینکه کارکتری که حتی ظاهرش هم پر از عشق و دوست داشتن ـه، نمیتونه کسی رو دوست داشته باشه، دردناک ـه. آیا اینجا برای برگشتن احساسات ماناکا به یک قربانی نیاز داریم؟ یه ایده جالب که جاهای دیگه در مورد بحث شده بود این بود که، میونا حاضر میشه خودشو برای برگشت احساسات ماناکا قربانی کنه و باعث رسیدن ماناکا به هیکاری میشه و اینجوری داستان با دادن یک قربانی به پایان میرسه. به نظر من احتمال بعیدی هستش و ماناکا از اون دسته کارکترهایی نیست که به راحتی به نفع یک پایان‌بندی توسط نویسنده‌ها حذف بشه. احتمال دیگه اینه که ماناکا برای نجات مردم دوباره به عنوان قربانی به درون آب برمیگرده که واقعا باز هم تصویر جالبی نیست و اگه قرار بوده به این شکل جلو بریم، اصلا چرا ماناکا از خواب بیدار شد؟! شاید ماناکا به یک تلنگر احساسی خاص نیاز داره تا دوباره بتونه به حالت قبلی خودش برگرده و خاطراتش رو به دست بیاره .. بهرحال باید منتظر اپیزودهای بعد بمونیم و امید یک پایان‌بندی مناسب برای این اتفاقات رو داشته باشیم.

چیزی که تو این اپیزود بعد از حرف‌های اوروکو ساما و برگشتن هیکاری و میونا به خونه به طرز عجیبی پررنگ بود، چشم‌های سرد و بی احساس ماناکا بود. واقعا اون صحنه پایان و ورود هیکاری به خونه و روبرو شدن با ماناکایی که به اون شکل اونا رو صدا میزد، بیننده رو به شوک اتفاقی که بعد از بیدار شدن ماناکا افتاده، وارد میکرد و میشد احساس سنگینی که هیکاری تو اون شرایط و با دیدن عشق خودش پیدا کرده رو متوجه شد. در مورد کانامه و چیساکی امیدوارم کانامه دست از سر چیساکی بیچاره برداره و بذاره بلاخره زوج سوموگو و چیساکی جایی شکل بگیره چون به نظر من اون زوج واقعا یه زوج بی نقص ـه که به مرور زمان باند جالبی بین شون شکل گرفته و وقتی بهم برسن، لحظه درست و به جایی به نظر میاد. شرایط و شکل جدید داستانی به شکلی نیست که جایی برای قبول کردن عشق کانامه به چیساکی وجود داشته باشه. پیش‌نمایش چیز خاصی رو لو نداد ولی میشد داد و فریادهای هیکاری در مورد "احساسات ماناکا" رو شنید و بقیه کارکترهایی که تو جریان این مسئله درگیر میشن .. باید ببینیم تو اپیزود بعد چه اتفاقی می افته.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- پیدا کردن اوروکو ساما .. اوروکو ساما چه علاقه عجیبی به انای میونا داشت :



- عصبانی شدن هیکاری از حرف‌های اوروکو ساما :



- صحنه آخر ورود هیکاری و چهره ماناکا :



+

Nagi no Asukara - Episode 20 & 21

Nagi no Asukara - Episode 20 & 21

کُل اپیزود 20 ام حس آروم و خوبی داشت و ماجرای پیش کشیده شده در مورد سفید برفی و بوسیــدن ماناکا و درگیری میونا با احساسات‌ش به زیبایی به تصویر کشیده شد و بلاخره ... اتفاق افتاد .. باورم نمیشه دقیقا زمانی که من دسترسی به این دو قسمت نداشتم و اینقدر منتظر دیدن بیدار شدن ماناکا بودم، حالا باید به این شکل بیدار شدن اونو ببینم. صحنه بیدار شدن ماناکا به اون حالت بامزه حسابی منو ذوق زده کرد و به راحتی یکی از بهترین صحنه‌های کُل انیمه برای من بود. ماناکای اخمو به هیکاری بخاطر گیر دادن به میونا در مورد موضوع بوســیدن پرید، هیکاری با هواس پرتی تمام آماده حاضر جوابی به ماناکا بود و میخواست بهش جواب پس بده ولی .. فقط یه لحظه کافی بود که به خودش بیاد و با ماناکای از خواب بیدار شده، روبرو بشه ... دیگه لازم نبود سفید برفی رو با بوسیــدن از خواب بیدار کنه .. اتفاق عالی بود و با نزدیک شدن به آخرین اپیزودهای انیمه با بیدار شدن ماناکا، آماده دیدن یه پایان‌بندی عالی هستم.



شروع اپیزود 21 رو خیلی دوست داشتم؛ بیدار شدن ماناکا از زاویه دید دیگه‌ای و دوباره تکرار شدن اون صحنه نهایی آخر اپیزود 20 .. لبخندی شیرین که روی لبای ماناکا نشست، دیدنی بود. "ناماکا" از خواب بیدار شد و بلاخره جمع دوستان انیمه جمع شد و حالا وقتش بود که به سمت جلو حرکت کنیم. اپیزود واقعا خوب بود و به راحتی سازگاری ماناکا و بقیه رو به شرایط جدید نشون داد. صحنه‌های خیلی خوبی بین چیساکی و سوموگو دیدیم .. یه لحظه به نظر میرسید که موقعیت خوبی برای اعتراف سوموگو داره فراهم میشه ولی شاید مقدمه ای برای این موضوع بود و در آینده اونو ادامه بدیم. صحبت از تنهایی و خجالت زده شدن و رفتاری که با هم داشتن و در نهایت اتفاق آخر اپیزود، نفرین شدن سوموگو .. برگشتن اون نفرین ماهی شکل دقیقا زمانی که ماناکا برگشته، یه جورایی خنده داره. واقعا چرا سوموگو نفرین شده؟ قسمت دیگه‌ای از اپیزود هیکاری ماناکا رو با حرفی که قرار بود بهش بزنه روبرو کرد ولی ماناکا چیزی رو از اون قضیه به خاطر نمی آورد .. تصاویر گُنگی که از بعد از خواب رفتن‌ش به خاطر میاره، تاثیر خاصی رو داستان خواهند داشت و باید منتظر شفاف سازی بیشتر این مسئله باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ماناکا در کنار چیساکی .. تفاوت خیلی واضحه :



- برف بازی ماناکا :



- نفرین ماهی شکل سوموگو :

Nagi no Asukara - Episode 19

Nagi no Asukara - Episode 19

همینطور داریم به سمت بهتر و بهتر شدن حرکت میکنیم .. یه اپیزود خیلی خوب دیگه از انیمه .. کاملا مشخصه که اینها همه مقدمه‌‎ای برای یک اتفاق مهم هستن. بیدار نشدن ماناکا هنوز هم حس دردناکی داره و دیدن قیافه معصوم ماناکایی که در حال از دست دادن انای خودشه و به اون صورت دراز کشیده، ما رو به یاد لبخندها و گریه‌های اون میندازه. به نظر من تمرکز اصلی این اپیزود، چیساکی بود ولی خُب، اتفاقات مرتبط با کارکترهای دیگه رو هم دیدیم .. مثلا چیساکی از عشق میونا به هیکاری باخبر شد .. جایی که با خودش فکر میکرد که دیگه اون نگاه سابق رو نسبت به هیکاری نداره ولی تا آخر اپیزود روند داستان به شکلی حرکت کرد که آخرین لحظات، چیساکی حرف خودشو پس گرفت و دوباره به دوست داشتن هیکاری اعتراف کرد. صحنه‌ای که با این موضوع مرتبط بود و به شکل زیبایی کشیده شد، اون صحنه فلش بک مربوط به گم شدن ماناکا و چیساکی بود .. به نظر من ترکیب این صحنه با اتفاق آخر اپیزود عالی از آب در اومده بود و خیلی خوب احساسات چیساکی رو به تصویر کشید.

اما بلاخره چیزی از سوموگو دیدیم .. خیلی وقت بود منتظر ابراز علاقه سوموگو به طرف "هر دختری" بودم و حالا علاقه اونو به کسی که انتظارشو داشتیم، دیدیم. سوموگو چیساکی رو دوست داره و حالا طبق گفته خودش، با برگشتن بقیه .. بلاخره چیساکی و سوموگو میتونن به سمت جلو حرکت کنن و شاید قدمی به سمت تشکیل رابطه بردارن. اما نکته ای که این وسط دوباره اتفاقات رابطه ای رو بهم میریزه، اینه که آخر اپیزود، چیساکی دوباره از علاقه خودش به هیکاری گفت و اینکه هنوز هیکاری رو دوست داره. باید ببینیم سوموگو چطور میخواد پا پیش بذاره و چه عکس‌العملی در برابر احساسات جدید چیساکی برای هیکاری نشون میده. سوموگویی که تا بحال دیدیم، یه کارکتر کاملا خونسرد به نظر میرسه و قبلا هم با احساسات چیساکی به سمت هیکاری کنار اومده. آیا دوباره اینکارو میکنه و کاملا بیخیال چیساکی میشه؟ هر چند فاصله سنی بین چیساکی و هیکاری زیاد شده و بعیده که ... بهرحال به نظر من اینجا، بهترین موقعیت برای این بود که چیساکی عشق خودش نسبت به هیکاری رو فراموش کنه ولی شاید بشه این هُل داده شدن دوباره اونو به سمت چیساکی نقطه منفی دونست. (منتظر اتفاقات بیشتر این جنبه از داستان میمونم، شاید مقدمه سازی برای اتفاق خاصی ـه و تاثیر مثبتی روی داستان داشته باشه.) در مورد میونا، به نظر من تنها راهی که میتونه جز زوج بندی اصلی و با هیکاری باشه، اینه که ماناکا هیچ وقت از خواب بلند نشه و اونوقت ـه که شاید .. فقط شاید، میونا بتونه با هیکاری رابطه ای داشته باشه ولی من باز هم خیلی به اینکه ماناکا بهوش بیاد، (بیدار بشه!) امیدوارم و این جمله رو میگم که: پایان بندی که با بیهوش باقی موندن ماناکا پیش بره، زیاد باب میل من نخواهد بود و فکر نکنم بتونم با اون نحوه پیشروی داستان کنار بیام.

روی هم رفته اپیزود آروم و خیلی خوبی بود و صحنه‌های دوست داشتنی زیادی داشت. صحنه‌هایی که من جا انداختم و بهشون اشاره‌ای نکردم ... صحنه صحبت هیکاری با ماناکای خواب در حالی که میونا اونا رو تماشا میکرد، واقعا جالب انگیز بود .. صحنه تشکر سوموگو از کانامه به خاطر روز گرداب و نجات دادنش .. صحنه تعریف اون داستان مربوط به اوروکو ساما و البته اواخر اپیزود که هیکاری تصمیم گرفت اوروکو ساما رو پیدا کنه .. باید ببینیم چطور این کارو انجام میده و اگه اونو پیدا کرد، چه اتفاقاتی بین شون می افته. هنوز خیلی چیزا برای دیدن داریم و باید منتظر اپیزودهای عالی بعدی باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- چیساکی با لباس پرستاری :



- صحبت هیکاری با ماناکای خواب :



- بازیگوشی چیساکی با لباس قدیمی‌ش خیلی بامزه بود :



- صحنه صحبت و نوشیدن سوموگو و چیساکی هم جز صحنه‌های خوب اپیزود بود :

Nagi no Asukara - Episode 18

Nagi no Asukara - Episode 18

جستجو به دنبال ماناکا؛ دختری که وقت زیادی رو صرف دیدن گریه هاش کردیم و خیلی راحت تونستیم به وجودش تو انیمه عادت کنیم و اونو دوست داشته باشیم. حالا با هم به اعماق دریا و به سمت شیوشیشیو رفتیم و به دنبال ماناکای دوست داشتنی مون گشتیم! شیوشیشیو، شیوشیشیوی سابق نبود .. اینو به راحتی میشد دید و تفاوتی ظاهری لوکیشنی شیوشیشیو با چند سال گذشته خیلی زیاد بود .. اگه بخوام یه صحنه رو از نیمه اول اپیزود به عنوان صحنه برتر انتخاب کنم، دیدار دوباره هیکاری با پدرش رو انتخاب میکنم .. صحنه ای که به نیمه دوم هم کشیده شد ولی بهرحال، واقعا از لحاظ احساسی خیلی شکل جالبی داشت .. موسیقی هم تو این صحنه واقعا خوب بود. بازیگوشی های میونا و از اتاقی به اتاق دیگه رفتنش هم در نوع خودش دیدن داشت و یه نکته حاشیه ای مثبت در مورد اپیزود بود .. فکر میکردم وقتی پای اونا به شیوشیشیو برسه، با دلواپسی و نگرانی زیاد سراسیمه به همه طرف میدون و اصلا آروم و قرار نمیگیرن ولی کُل سفری که این سه نفر به شیوشیشیو داشتن، به شکل آرومی ادامه پیدا کرد. در مورد میونا، دیدارش با اورکو ساما خیلی جالب بود .. نگاه‌هایی که اورکوا ساما به میونا میکرد، شک های زیادی به فکر بیننده وارد میکرد .. واقعا چی تو سر اورکو ساما میگذشت؟ بجز این مورد، اینکه چطور تصاویر فلش بک بقیه از مدرسه رو از دید میونا دیدیم و چه ساده میتونست اون احساسات جاری تو فضای مدرسه رو حس کنه، بازم به تصویر کشیدن بهتر رابطه قدیمی که حالا وجود نداشت کمک میکرد؛ رابطه ای بین چهار دوست قدیمی، سه دوستی که حالا پیش هم برگشتن و فقط به دنبال یه عضو باقی مونده هستیم!

درسته که فاصله زمانی زیادی رو پشت سر گذاشتیم و ممکنه رابطه قدیمی اونا دوباره حس اول خودشو پیدا نکنه ولی همینکه ماناکا پیدا بشه و گروه دوستانه شون دوباره کنار هم باشن، میتونه امید برگشت به حالت های گذشته رو به وجود بیاره. نیمه دوم اپیزود با رو کردن اتفاقی که خیلی وقته منتظر دیدینشیم، به انتظاراتمون جواب داد .. اون اتفاق چیزی نبود بجز، پیدا شدن ماناکا .. به اون شکل معصومانه و در محاصره گورستان اوجوشی ساماها .. بلاخره ماناکا رو پیدا کردیم! نجات ماناکا واسه من یکی حسابی دلچسب بود .. برام مهم نبود که داره اناش رو از دست میده یا اینکه همه چیز زیر آب و لوکیشن اونا در حال فرو ریختن بود .. فقط بخاطر پیدا شدن ماناکا خوشحال بودم. حالا باید منتظر اپیزود بعد و شروع مرحله بعدی که بیدار شدن ماناکاست بمونیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- هیکاری در کنار پدرش :



- ملاقات میونا با اورکو ساما :



- پیدا شدن ماناکا :



+