Non Non Biyori Episode 07 // Animeنیمسال دوم شروع شد! یه اپیزود رن چون/هوتارونی خیلی خوب. از معلم
خوابآلود شروع کردیم؛ معلمی که حتی روز اول نیمسال دوم هم دیر از راه
میرسه! حتی با دیدن قیافهش میشد گفت که هنوز خوابش میاد (بهرحال چشمای
سنسی که هیچ وقت باز نمیشه و حالت خاصی داره!) بخاطر همین بچههای کلاس
کُلی وقت واسه تلف کردن داشتن! نخ بازی کردن، با سفال مجسمه درست کردن،
حرفزدن راجع به چیزای مختلف ... نخ بازی رن چون حالت عجیب و غریبی داشت.
بلاخره سرو کله سنسی خوابآلود پیدا شد و دقیقا وقتی که وارد کلاس شد، ساعت
12 شده بود و وقت نهار. نیمه اول اپیزود خیلی دوست داشتنی بود، تیم
چندنفره کلاس و وقت گذروندن تو کلاس در حالی که معلمی در کار نیست و فکر
کردن به اینکه چطور وقت خودشونُ بگذرونن.
ولی دوستداشتنیترین جای اپیزود، همراهی هوتارون و رن چون برای رفتن به
قفس خرگوشها و مرغها بود. این صحنهها واقعا عالی بودن. به محظ رسیدن به
قفس متوجه شدن که یه خرگوش سوراخی درست کرده و از قفس فرار کرده. حالا
مرحله دوم شروع شد؛ استراتژی چیدن برای کشوندن خرگوش به قفس. چیدن ذرت و
بعد از اون هویج تو قفس به نظر نقشه خوبی میاومد ولی نه؛ ظاهرا رن چون
حساب یه چیزی رو نکرده بود و اون چیزی نبود جز اینکه، با یه خرگوش معمولی
روبرو نیست؛ یه ابرخرگوش باهوش جلوی روی اونا قرار گرفته بود. خرگوشه بعد
از بو کردن ذرتها و رسیدن به قفس، یه لبخند شیطانی زد و در قفس رو به روی
هوتارون و رن چون قفل کرد.

خیلی این صحنه رو دوست داشتم، هوتارون رن چون گیر کرده تو قفس و حالا به فکر زنده موندن (

!) تخممرغ های 50 ، 50 جوجه دار، خوردن سبزیها چروک شده یا داد زدن
برای کمک خواستن! هیچ کدوم به نظر عملی نمیرسید. حرکات حیوونها و لوکیشنی
که خودشونُ تو اون صحنه میچرخوندن فوقالعاده بود؛ مرغی که روی سر رن چون
بود، جوجهای که از راست به چپ میرفت خرگوشهایی که تو نمای نزدیک دوربین
میچرخیدن و بعد از اون مرغی که بخاطر برداشتن تخم مرغش عصبانی شد ... عالی
عالی. (

) بلاخره دامی که برای گرفتن خرگوش چیده بودن، یه شکار دیگه بدست آورد
اون، سنسی بود! سنسی که احمقانه و خنده دار ذرت ها رو دنبال کرد و به قفس
رسید.
تیکه آخر اپیزود به رفتن رن چون به شیرین فروشی و وقت گذروندنش با کائده
اختصاص داشت. تو مصاحبه تهیه کننده انیمه گفته بود که رن چون اپیزود 10 به
شیرینی فروشی میره! بهرحال یا ترجمه اشتباه بوده یا تهیه کننده بد اشاره
کرده. کائده هم مثل سنسی خیلی بی حال و حوصله سر رفته بود. سر و کله زدن با
رن چون انرژی زیادی رو مطلبه. تخم مرغای شانسی و ساعتهای بیپ بیپ کُن
بردن همونطور که رن چون گفت، تقلبی به نظر میرسید و بجاش به سراغ دیدن
Greatman رفتن! برنامه تلویزیونی عجیب و غریب سوپرهیرویی! درنهایت با موتور
کائده به سمت خونه رفتن و اینجا بودن که عنوان اپیزود "بیسکوییتهای
برنجیم به کاری تبدیل شدن" معنا پیدا کرد. رن چون بعد از برداشتن
بیسکوییتهای کائده، به اون یه ظرف کاری داد و ازش تشکر کرد. روی هم رفته
این اپیزود رو هم دوست داشتم و اینکه پای حیوونات رو به میون کشیدن، حس
روستایی انیمه رو خیلی بیشتر کرده بود و چه جیوونی بهتر از حیووناتی دوست
داشتنی مثل خرگوش، جوجه یا مرغ. واقعا فضا دوست داشتنی بود.

- نکته انحرافی اطلاعاتی (!) : مانگایی که تو این اپیزود
میخوندن، مانگای Omae o Otaku ni Shiteyaru kara, Ore o Riajuu ni
Shitekure بود.
صحنههایی از اپیزود :
- پرش عجیب رن چون و نحوه فرودش :
- نقشه ذرتیِ گرفتن خرگوش :
- گیر کردن تو قفس بهمراه هوتارون :
- بیسکوییت خوردن، دیدن Greatman بهمراه کائده، شیرینی فروش :
