M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Log Horizon - Episode 05 // Anime

Log Horizon - Episode 05 // Anime

دقایق اول اپیزود اونقدر راجع به غذا حرف زدن و صحنه‌های غذایی دیدیم که یه لحظه به صورت ناخودآگاه فضای Toriko وارد ذهنم شد! خود اپیزود، اپیزود خوبی بود؛ شروع آرومی داشت و میشه گفت کُل اپیزود این حالت رو داشت .. در مورد غذا اطلاعاتی بهمون داده شد؛ ظاهرا کسایی که زیرگروه آشپزی دارن، میتونن غذاها رو طعم دار کنن و نیانتا یکی از اون کسایی ـه که این قابلیت رو داره .. بخاطر همین و با تشکر از نیانتا تونستن دلی از عذا دربیارن! نیمچه صحنه‌های کمدی هم در این بین گنجونده شده بود، مثل دوباره گیر دادن به ناتسوگو بخاطر منحرف بودنش یا اینکه چرا غذا بیمزه ست و یا علاقه سرارا به نیانتا.

موضوع جالبی که تو این اپیزود برام تازگی داشت، ورود کارکترهای غیربازیکن بازی بود (Non player characters) اتفاق خیلی جالبی بود و دیدن اینکه اون پیرمرد داره راجع به داستان زندگی خودش و اتفاقی که برای دور و بری‌هاش افتاده حرف میزنه، حس عجیبی داشت. شیرو در این مورد دیالوگ‌های جالبی داشت؛ اونا رو انسان میدونست و روی هم رفته این وجهه از کارکترهای بازی دیدنش خیلی خوب بود. شاید مهمترین اتفاق اپیزود دیدن همون اون دو بچه دوقلو در دست اون دسته ظالم بود و البته صحنه‌ای که یکی از اونا شیرو رو دید. به نظر میاد چیزی که تو اپیزودهای بعد به سراغش میریم، این موضوع باشه و اینکه شیرو و بقیه چطور اون دوقلوها و کسای دیگه‌ای که تو اون دسته بودن رو نجات میدن.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خوردن غذای طعم دار :



- تصورات سرارا خیلی بامزه بود :



- نزدیک شدن زامبی وار اون دوتا بچه غیربازیکن به آکاتسوکی :



- صحنه آخر، جایی که شیرو اون پسر رو دید :

Diamond no Ace Episode 05 // Anime

Diamond no Ace Episode 05 // Anime


مسابقه کلاس بالایی‌ها و کلاس اولی‌ها؛ خیلی خوب بود و به نظر میرسه که هدف جالب مربی که تحریک کردن بازیکن‌ها بود، عملی شد. این اپیزود هم ایجون و هم فورویا رو برای نشون دادن استعدادهای خودشون تو زمین بیسبال دیدیم. فورویا کاملا همه رو انگشت به دهان کرد و واقعا صحنه پرتابش عالی بود اما در عوض ایجون بخاطر اینکه تو پست غیرتخصصی‌ش گذاشته شده بود، خرابکاری به بار آورد و میشه گفت مبارزه بین ایجون و فورویا تا اینجا به نفع فورویا تموم شد. (هرچند تو شرایط مساوی قرارن داشتن!) فورویا با پرتابی که انجام داد، حتی تونست وارد تیم گروه اول بشه و از این به بعد میتونه با اونا تمرین کنه. ایجون هرچقدر که روحیه بالایی داره و بقیه رو به امیدوار بودن تشویق میکنه، خودش اونقدرا موفق ظاهر نشده و حتی دلیل قوس برداشتن توپای خودشُ نمیدونه؛ نمیتونه اون پرتاب‌ها رو به درستی کنترل کنه و این شاید یه مشکل خیلی بزرگ برای اون باشه. باید منتظر تلاش اون برای کنترل کردن پرتاب‌هاش و روبرو شدن با یک راحل برای اشتباهاتش باشیم.

کمدی اپیزود هم مثل همیشه خوب بود. اون صحنه حموم بین ایجون و مربی خیلی باحال بود. البته تو پیش‌نمایش دیده بودیمش ولی خوب دیدن‌ش تو اپیزود یه چیز دیگه بود. یه صحنه خیلی خوب کمدی دیگه تو سالن نهارخوری و بین فورویا، میوکی و ایجون بود که اونم بامزه بود. علاوه بر این دوتا، جایی که ایجون به عنوان Fielder بازی میکرد و توپ به اون سادگی رو از دست داد و با شوکه شدن بقیه روبرو شد، بازم جز صحنه‌های خیلی خوب بود. [++] بهرحال مربی قصد تموم کردن بازی رو داشت ولی وقتی اشتیاق ایجون رو برای بازی دید، تصمیم گرفت یه دور دیگه رو هم ادامه بده. همه چیز دست به دست هم داد تا ایجون بتونه خودش رو به بیس بعد برسونه. روی نیمکت تیم ایجون بازیکن کاملا مشکوکی به چشم خورد و البته قبلا تو کاور انیمه و خیلی جاهای دیگه حضور داشته؛ اون کسی نیست بجز هارویچی، یه بازیکن خیلی با استعداد و بَتر و بیس‌من دوم که قراره جز کارکترهای اصلی انیمه باشه و احتمالا تو اپیزود بعد خیلی باهاش آشنا میشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه حموم بین ایجون و مربی :



- درگیری ایجون و فورویا سر جای نشستن :



- اثر پرتابِ فوق‌العاده فورویا و به عقب هُل دادن مربی :



- خوشحالی ساوامورا از رسیدن نوبتش :


- هارویچی :

Outbreak Company Episode 05 // Anime

Outbreak Company Episode 05 // Anime


درس‌های کلاس ادامه پیدا کرد، میموری خیلی اصرار به درس دادن راجع به BL داشت ولی شینچی زیر بار نمیرفت! شینچی همه رو با بازی‌های موردعلاقه کامپیوتری خودش آشنا کرد. صحنه فضای بازی و محو شدن بقیه تو گیم واقعا باحال بود. این انیمه با یه سری نکات ریز مثل همین بازی کامپیوتری و یا اون مانگا خوندن‌ها واقعا حس اوتاکو بودن کارکترها رو خیلی خوب منتقل میکنه. دیدن اینکه چندتا کوتوله با الف ها راجع به بازی و ... دعوا میکردن، خیلی عجیب و خنده‌دار بود. از طرف دیگه البیا وارد فاز دیوونگیِ عجیبی شد و رفتار متفاوتی تو این اپیزود از خودش نشون داد که حتی داشت شک مربوط به جاسوس بودنش رو برمیگردوند ولی با اتفاق کمدی که آخر اپیزود افتاد، همه چیز به حالت قبلی برگشت. یه صحنه مکالمه خیلی خوب هم بین میسرو و شینچی داشتیم که رابطه بین این دوتا رو بهتر کرد؛ شینچی از میسرو خواست که درصورت برگشتن به ژاپن، میسرو هم اونو همراهی کنه و میسرو هم به راحتی موافقت کرد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- شینچی در حال درس دادن :



- فضای بازی‌ها :



- البیای قاطی کرده :



- دعوای دانش آموزای کلاس :

Samurai Flamenco Ep4 // Anime

Samurai Flamenco Ep4 // Anime

ظاهرا وقت آشنایی با Sidekick ـه سوپرهیرومون رسیده بود. ورود ماری هم کمدی نسبتا خوبی رو وارد کرد و و هم صحنه‌های کتک زدن آدم بدها رو لذت‌بخش تر کرد! البته سبک تنبیه ماری یه خورده زیاد از حد خشن بود ولی خوب فکر کنم واسه کسی که فقط بیننده‌ست، دیدن‌ش زیاد ضرری نداشته باشه. ضمنا مثل اینکه ماری حسابی تحت تاثیر خوش‌تیپی گوتو با یونیفورم‌ش قرار گرفت و از خود بی خود شد. ( ) بهرحال با اتفاقی که تو اون کوچه افتاد، ممکن بود فکر اینکه "رابطه گوتو با ماسایوشی داره بهم میریزه" به ذهن بیننده وارد بشه ولی خوشبختانه همون روز بعدش رفتن و معذرت خواهی کردن. سبک کار تا اینجا و خصوصا این اپیزود جوری نبود که بتونه این اتفاق و شکل گرفتن‌ش رو تحمل کنه. ماسایوشی از لحاظ رزمی و مبارزه پیشرفت زیادی کرد و حالا بدون هیچ مشکلی از عهده مبارزه‌های خیابونی برمیاد و حتی درکنارش بجای کارهای پیش‌افتاده سوپرهیرویی داره کم کم به سمت حرکات بزرگ هم حرکت میکنه. حالا که سوپرهیرو آماده‌ست و دستیارش رو هم بهش پیوسته، باید ببینیم داستان رو به چه جهتی میچرخونن و باید منتظر بهتر شدن داستان بشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- کانامه، کسی که ماسایوشی رو تمرین میده :



- ماری در نقش دختر فلامنکو (Flamenco Girl) :



- درگیری‌شون با گوتو :



- صحنه خجالتی شدن ماری در مقابل گوتو :

Kill La Kill Episode 05 // Anime

Kill La Kill Episode 05 // Anime


این اپیزود چند کارکتر فرعی جدید وارد شدن و بیشتر از همه سوموگو (کسی که مخالف لباس‌هاست) به چشم می‌اومد. کارکتر جالبی بود و صحنه‌های اکشن بین اون و ریوکو واقعا خوب از آب در اومده بود. سوموگو روابطی هم با سنسی داشت و چند صحنه خوب با هم داشتن. حالت منحرفانه‌ای که به کارکتر سوموگو داده بودن، نکته خیلی جالبی بود و با اینکه اصلا کارکتر منحرفی نبود ولی با دیالوگ ساده‌ای مثل "لباس رو دربیار" ریوکو رو وادار به فکر کردن در مورد انحراف اون میکرد اما خوب هدف سوموگو چیز دیگه‌ای بود. وقتی به اوج داستان اپیزود، مبارزه ریوکو و سوموگو و شکست ریوکو و سنکتسو رسیدیم، مثل همیشه این ماکو بود که از راه رسید و با استدلال‌های خودش از ریوکو دفاع کرد. یه مقدار صحنه‌ش تکراری بود ولی خوب اینجا تو یه لوکیشن دیگه و تو یه فضای دیگه به دفاع ریوکو پرداخت که کمی قضیه رو متفاوت میکنه. رابطه بین سنکتسو و ریوکو با پیش اومدن این اتفاق واقعا پیشرفت کرد و میتونیم وفاداری بین این دوتا رو واقعا حس کنیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- سوموگو :



- حمله سوموگو به ماکو و اون حالت خنده‌دار ماکو :



- دزدکی گوش دادن خانواده ماکو به حرف‌های ریوکو و سنکتسو :



- گیر کردن ریوکو گوشه اتاق به دست سوموگو :

Golden Time Episode 05 // Anime

Golden Time Episode 05 // Anime


بخاطر روند متفاوت اپیزود چهارم و اتفاقات زیادی که افتاد، یه مقدار انتظارم بالا بود. مثلا انتظار داشتم که کوکو یا بانری حداقل اشاره‌ای به موضوع اعتراف بانری کنن یا بانری به سراغ لیندا بره و اونو با موضوع فهمیدن‌ش راجع به اون عکس باخبر کنه ولی خوب این اتفاقات هیچ کدوم نیافتادن. نمیتونم بگم نقطه منفی بود چون داستان اپیزود به نقطه مثبتِ دیگه‌ای تمرکز کرده بود؛ فراموشی بانری و فلش‌بک‌هایی که در مورد این موضوع دیدیم، خیلی خوب بودن. میتسو کمی نسبت به اپیزودهای قبلی تفاوت رفتاری داشت ولی روی هم رفته حالت و جبهه کلی‌ش مشخصه و بعید میدونم از نظرش برگرده. لیندا با توجه به اینکه بانری رو میشناسه ولی هیچ به روی خودش نمیاره .. خیلی کنجکاوم دلیل اقرار نکردن‌ش به شناختن بانری رو بفهمم! بهرحال ممکنه این اقرار باعث برگشتن حافظه بانری و یا کمک کردن به برگشتن حافظه‌ش بشه و اینکه چنین کاری رو انجام نمیده، باید دلیل خیلی خوبی داشته باشه. صحنه فلش‌بک آخر اپیزود در مورد بیمارستان و نوری که بانری دنبال‌ش کرد و به لیندا رسید هم واقعا جالب بود.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- یکی از صحنه‌های خنده‌دار اپیزود، میمیک میتسو خیلی درهم‌برهم بود :



- کوکو و بانری در کنار لیندا :



- رقص رباتی ـه کوکو :



- فلش بک ملاقات بانری با لیندا :

Nagi no Asukara Episode 05 // Anime

Nagi no Asukara Episode 05 // Anime

خوب .. به نظر میرسه آرک مربوط به میونا و داستان درام مربوط به آکاری بلاخره تموم شد و موضوع ختم به خیر شد. در عین اینکه این اپیزود کاملا به میونا متمرکز بود، اتفاقات جالبی بین چیساکی و مانکا افتاد که کُل درام انیمه رو تحت تاثیر قرار میده و مطمئنا اتفاقات آینده انیمه از این موضوع سرچشمه میگیره. فهمیدن ماناکا راجع به عشق چیساکی میتونه به چند شکل مختلف جلو و بره و داستان انیمه رو به هر شکلی در بیاره. معلومه که ماناکا با حرف چیساکی "فراموشش کن" به این سادگی‌ها موضوع رو از یاد نمیبره و چیزی میشه که تو ذهنش هک شده و حالا با فهمیدن این موضوع که چیساکی هیکاری رو دوست داره، باید با احساسات واقعی خودش روبرو بشه و ببینه .. آیا هیکاری رو دوست داره یا نه. تصمیمی که بلاخره باید باهاش روبرو بشه. از طرف دیگه حداقل چیساکی کاری انجام داده و مثل بقیه اپیزودها فقط با فکر "دوست داشتن هیکاری" به آخر اپیزود نرسیده که بهرحال نقطه مثبتی واسه کارکترش بود.

رابطه‌ای که میونا با هیکاری تشکیل داده از همون اپیزود ورودش خیلی خوب بود و حالا با اون صحنه صحبت‌های درون آبِ هیکاری به شکل عجیبی بهم وابسته شدن. کُل اون صحنه و دیالوگ‌ها واقعا عالی بود؛ تلاش میونا واسه شنا کردن، هیکاری و نجات دادن میونا، اشک‌ها میونا و حرف زدن راجع به ترسی که از داشتن اون حس سنگین "از دست دادن کسی" داره و حتی قسمت‌هایی که راجع به Lolicon بودنِ هیکاری حرف زدن هم در نوع خودش دوست‌داشتنی بود. آکاری هم بلاخره تصمیمِ خودش رو گرفت و میخواد به ساحل بیاد. احتمالا قسمت بعد از درام‌های کارکترهای فرعی دور بشیم و به سمت کارکترهای اصلی بیایم؛ شاید موضوع چیساکی و عشق‌ش رو دنبال کنیم یا چیز جدیدی از سوموگو ببینیم .. بهرحال مثل همیشه چشم انداز قسمت‌های بعد انیمه جذاب به نظر میرسه من که از همین الان منتظرشم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌ای که چیساکی در مورد دوست داشتن هیکاری به سوموگو گفت :



- سوپرایز سوپرایز! ماناکا هم اونجاست!



- این صحنه از اون صحنه‌هایی بود که بین چیساکی و ماناکا در حال ناجور شدن بود :



- آکاری و در آغوش گرفتن میونا :