[میشه تو دل جنگل و تاریکی سر قوطی گمشده رو پیدا کرد. چرا که نه؟!]
درود به این کاپیتان با ابهت!
واقعاً میوکی داره سنگ تمام میذاره و کل تیم رو یک تنه به دوش میکشه؛ هم از
لحاظ احساسی و هم از لحاظ فنی .. همه جوره داره تیم رو در مقابل اوگوموری و
اومیمیا به جلو هل میده. با شارژ شدن میوکی، زونو هم به دنبالش خوب حرکت
می کنه و زونو بخاطر عصبانیتی که از دست میوکی داشته، انرژی مظاعفی واسه
چوب زدن توپ ها پیدا کرده و واقعاً داره خوب بازی می کنه. اونم زونویی که
تا چند وقت پیش اصلاً جز کارکترهای اصلی نبود و یهو بهش بها دادیم. اینجوری
نشون دادیم که می تونیم حتی از کارکترهای فرعی هم کارکتر خوب بسازیم و به
این میگن رشد کارکتری قابل قبول و باور پذیر.
اما خب، اقتدار تیم سیدو فعلاً در دستان پرتوان میوکیه. میوکی داره به
زیبایی هر چه تمام تر تیم رو به جلو حرکت میده و نه تنها اختلاف عقب مونده
رو جبران کردن، بلکه سیدو تونست چند امتیاز هم از اوگوموری جلو بیافته.
حرکاتی غافلگیر کننده، هوم ران هایی که کسی انتظارشو نداره. همه چیز داره
به نفع سیدو حرکت می کنه و به نظر میرسه با اپیزود بعدی پرونده بازی سیدو،
اوگوموری رو ببندیم و به سراغ بازی بعدی بریم. تو این بین چیزی که مشخصه و
بهش اشاره هم شد، وضعیت فورویاست که در عین عالی بازی کردن، شمارش پرتاب
توپش بالا رفته و باید کم کم به فکر تعویضش باشیم. احتمالاً اپیزود بعد این
اتفاق بیافته و ساوامورا وارد بازی بشه. ساوامورا حضوری هرچند کوتاه ولی
موثر در پایان دادن به این بازی خواهد داشت.
صحنههایی از اپیزود :
- چوب زنی های عالی میوکی و زونو :
- جو دادن ساوامورا از روی نیمکت زیاد به دل بقیه خوش نیومده :
- از اون افکت های زیبای مسابقه ای انیمه ، اینبار میوکی :
- یکی از هوم ران های اپیزود :
- و البته اومیمیا و بقیه هنوز هم در حالت مبارز بودن قرار دارند و کم نیاوردن .. روحیه شون عالیه :
چه زود 14 هفته گذشت ..
این هفته وارد مسابقه سیدو با اوگوموری شدیم. سیدو با تفرقه و کشمکشی که
هفته قبل بین بازیکنانش به وجود اومده بود جو سنگینی رو درون تیم خودش داشت
و به نظر میرسید اتحاد به این سادگیا به وجود نمیاد ولی تو همون شروع
میوکی کار خوبی کرد و از همه خواست که فعلاً به فکر برد تیم حریف باشن و
اختلافات رو فراموش کنن. حتی زونو هم این موضوع رو درک کرد و می دونست که
باید کار خودشو درست انجام بده. هدف اونا بزرگتر از اونه که بخاطر مسئله ای
به این سادگی از خوب بازی کردن دست بکشن. بهرحال، تو شروع فورویا پیچر اول
بود ولی وقتی به اومیمیا و چوب زنیِ اون رسیدیم، فورویا با به خاطر آوردن
جملات تحریک کننده اومیمیا ، دچار اشتباه شد و نتونست دستورات تاکتیکی
میوکی رو اجرا کنه. همین باعث شد میوکی به طرز عجیبی عصبانی بشه و با
فورویا محکم برخورد کنه.
به عنوان کاپیتان چنین حرکتی قابل قبوله و فورویا باید هم به فکر تیم می
بود. نباید اینطور بی فکر بازی میکرد و فقط بخاطر رودرویی با اومیمیا
دستورات رو ندیده بگیره. بهرحال ترکیب پیچر و کَچر ، ترکیبیه که باید با هم
تعامل صحیحی داشته باشند و وقتی تاکتیک توسط یکی از اونا نادیده گرفته
بشه، کل سیستم بازی بهم میریزه. اما همین اشتباه فورویا باعث شد اومیمیا یه
هوم ران خیلی باحال بگیره و باعث امتیاز گیری تیمش بشه .. اونم نه یک
امتیاز، بلکه سه امتیاز کامل رو برای تیم اوگوموری بدست آورد.
اما لحظه آخر اپیزود، باز هم مثل اکثر اوقات یک کلیف هنگر عالی داشتیم ..
جایی که میوکی به عنوان کاپیتان بَتر بود و اومیمیا پرتاب لغزنده ای رو که
تا بحال کسی ندیده بود، پرت کرد. سلاح مخفی خودش رو رو کرد .. و حالا میوکی
میخواد ثابت کنه که تیمشون هنوز می تونه از پس اومیمیا بر بیاد و اومیمیا
می خواد برد تیمشُ به اثبات برسونه. نبرد بین این دوتا مطمئناً نتیجه بازی
رو مشخص خواهد کرد. کافیه میوکی چوب رو بزنه تا امید و انگیزه به تیم سیدو
برگرده و یه حسی به من میگه که میوکی از پس زدن چوب برمیاد .. باید
ببینیم.
صحنههایی از اپیزود :
- ژس های باحال اومیمیا :
- هوم رانی که اومیمیا گرفت :
- برخورد جدی میوکی با فورویا :
- کارکتر اومارو تو بازی آنلاینش :
- نقشه ای اومارو ، نقشه خوبی بود ولی حیف که خودش خوابش برد :
- دادن بالشت به ابینا چان :
- و عصبانی شدن صاحبش :
- البته لذت دیدن این صحنه اونقدر بود که از اینکه بالشت به ابینا چان رسیده، ممنون باشیم :
و به این میگن یک آماده سازی مهیج!
واقعاً با این اپیزود و اتفاقاتی که درش افتاد، جو رو برای دیدن یک مسابقه
فوق العاده آماده کردیم. شناخت ما از ایده اونقدرها زیاد نبود ولی گذروندن
20 دقیقه این اپیزود با این کارکتر باعث شد که به فهم بسیار خوبی از
کارکترش دست پیدا کنیم. تصادفی که رخ داد و ایده که اونجا حضور داشت و بی
توجه به اینکه زمان مسابقه ش داره فرا می رسه، بهمراه پسر بچه به بیمارستان
رفت، واقعاً یه عمل تحسین برانگیز بود. شاید اگه کس دیگه ای جای اون بود،
اینکارو نمی کرد و میذاشت بقیه به اون پسر بچه رسیدگی کنند. کس دیگه .. همم
، البته شاید اگه ماروئو هم جای اون بود، با توجه به شناختی که ازش داریم،
همون کار ایده رو تکرار می کرد ولی بهرحال ماروئو پاکی و بازی جوانمردانه ی
خودش رو جای دیگه رعایت کرد و تصمیم گرفت در عین اینکه حقشه برد رو تصاحب
کنه، منتظر ایده بمونه و یک بازی جوانمردانه رو در برابر بازیکنی که به جون
انسان دیگه ای اهمیت داده، ارائه بده.
تمرکز خیلی خاصی روی جمعیت تماشاگران زمین بازی داشتیم؛ مشخصه که جو به نفع
ایده چرخیده و حتی کسایی که اهل تنیس نیستن، با شنیدن موضوع و جریان نجات
دادن پسر بچه مشتاقانه واسه تشویق ایده به دور زمین جمع شدند. شاید اگه خبر
کوتاه اومدن ماروئو هم بینشون می پیچید، کمی هم به نفع ماروئو تشویق
میشنیدیم ولی فعلاً جو شدیداً به نفع ایده هست و خصوصاً با خصوصیات بازی ای
که داره، اینکه با تشویق شدن و مثبت بودن فضا به نفع خودش، بهتر از همیشه
بازی می کنه، فضای بازی واسه ماروئو شدیداً خطرناک به نظر میرسه. جالب اینه
که حتی کاگیاما هم نمی تونست ماروئو رو تشویق کنه و تماشاگرای دیگه چشم
غره خنده داری بهش داشتند.
لحظه شروع مسابقه هم در نوع خودش جالب انگیز بود؛ روحیه ای که ایده داشت و
دیالوگ هایی که بین اون و ماروئو رد و بدل شد، اصلاً به مسابقات قبلی
شباهتی نداشت. معمولاً اینجور مواقع دو حریف به حالت خشن و بی رحمانه در
مقابل هم فرو می رفتند ولی اینجا ایده و ماروئو با مهربونی با هم خوش و بش
کردن و شروع مسابقه رو استارت زدن. مسابقه مسلماً برای ماروئو سخت تر از
ایده خواهد بود و باید ببینیم زیر فشار تماشاگران و استعداد و سطح بازی ای
که خود ایده داره، چطور عمل می کنه. هر چند با شناختی که از ماروئو داریم،
می دونیم که می تونه به شرایط غلبه کنه و زودتر از اون چیزی که تصور میشه،
جو بازی رو کنترل کنه ولی بهرحال لحظات شروع سنگینی رو پشت سر خواهد گذاشت.
صحنههایی از اپیزود :
- ذوق ناتسو از بردی که آورده بود، خیلی بامزه بود :
- چه راحت مسئله رو به بقیه گفتن .. خیلی طبیعی پیش رفت :
- یوکیچی بدجور تو این اپیزود ماروئو رو اذیت می کرد ، قیافه ساساکی هم دیدن داشت :
- ایده در کنار پسر بچه صدمه دیده :
- تشکر دوستای ایده از ماروئو بخاطر منتظر موندنش :
- و شروع مسابقه به این حالت باحال :
فصل بعد از فصل میگذشت و هنوز اون طعم خوش "برش زندگی" های مورد علاقه ـم ،
برش زندگی هایی که از جنس منن رو نمی تونستم بچشم. کارهای برش زندگی زیادی
در چند فصل اخیر اومدن و رفتن که بهشون علاقمند شدم ولی گذر زمان باعث
میشد که ماندگاری خوبی درون ذهنم نداشته باشند .. دلم می خواست بازم یه کار
فوق العاده تو ژانر برش زندگی ببینم و تعجبی نداره که حالا، باز هم
این کارگردان مورد علاقهی برش زندگی منه که این کار رو انجام داده. Oota
همونطور که فکر می کردم، با تیم کمدی و SoL خودش برگشت و باز هم رضایت منو
به دست آورد. فضا فرق می کنه .. همونطور که قبلاً گفته بودم، ولی لطافت لمس
Oota روی اثر جدید وجود داره؛ لطافتی که در خلق کردن صحنه های کمدی به خرج
میده و خلاقیت بسیار دلنشینی که در روبرو شدن با کارکترهای کاوایی به ما
نشون میده. از صفات خوب این کارگردان تو پست معرفی اولیه زیاد گفتم و
واقعاً خوشحالم که بهم ثابت کرد همینطور بوده و اشتباه نمی کردم .. اون
واقعاً می دونه داره چیکار می کنه.
شروع خیلی خیلی خوبی بود. اومارو ، کارکتری فوق العاده روی اعصاب ولی بی
نهایت دوست داشتنیه. روی اعصاب رفتنش چیزیه که اونو نازنین می کنه و مهرش
رو به دل ما میندازه. هنوز نمی دونم کدوم ورژنش رو بیشتر دوست دارم، چیبی
یا غیر چیبی و با وقار ؛ ولی بهرحال تمایلم به دیدن هر چه بیشتر اومارو سر
به آسمون می کشه و بالاست. چه دوبلور خوش صدایی داشت .. زیبایی کارکتر
اومارو رو چندین برابر کرده بود .. هم در لحظات چیبی بودن یا از خود راضی
بودنش و هم در لحظات مهربون رفتار کردن و ناز کردنش ... در همه حال صدایی
خیلی خاص و در خور شخصیت اومارو رو داشت. انصافاً از کار دوبلور اومارو
رضایت کامل رو دارم، معومیتی که دوست داشتم رو تو صدای خودش داره و
مشتاقانه منتظر شنیدن هر چه بیشتر صدای اونم.
- اینو .. چه ژس هایی می گیره :
- کاوایـــــــــــــــی :
- بد نگذره یه وقت .. اومارو، چیز دیگه ای نمی خوای؟
- این تیپش هم عالی بود :
- You Dead ... ؟
- چپ و راست شدن اومارو تو این صحنه خیلی خنده دار بود :
- وای چه لبخنــــــــــدی!
- ED بی نهایت زیبای انیمه :