وقتی شما یه دختر تنبل هستید، دوست دارید هر لحظه رو به خوردن
چیپس، نوشابه و هله هوله های دیگه بگذرونید و این وسط یه داداش دارید که به
هر کار شما گیر میده و نمیذاره لذت تمام رو از دلخوشی های خودتون ببرید،
باید منتظر هر لحظه باشید .. فرصت طلب باشید. این درس اپیزود امروز ما بود
..
.. اینکه با دور انداختن یک جعبه فیگور که حتی با اجازه خود اومارو هم
بوده ولی تایهی به چنین عذاب وجدانی دچار میشه و مجبور میشه از دل اومارو
در بیاره. اومارو با تغییر حالت چهره ای باورنکردنی در عرض یک ثانیه و اشک و
آهی که راه انداخت به خوبی نشون داد که استعداد بازیگری فوق العاده ای
داره. هر چند در نهایت دلش بدجور برای داداشش سوخت و تنگ شد ولی خب بهرحال
کار بدجنسانه و پلید خودش رو انجام داد و ما هم کلی بهش خندیدیم .. حس
کودکانه خوب و همیشگی انیمه همچنان پا برجاست.
ایندفعه بیرون رفتن با ابینا آنچنان پر از اتفاق نبود .. دفعه قبل بدجور
همه چیز بهم ریخت و نزدیک بود بخاطر اومارو آشوب بزرگی به پا بشه ولی
ایندفعه تو سکوت رامن خودشونُ خوردند و از اونجا بیرون زدن. تو این حین
بازم از عادت های غذا خوری اومارو چیزهایی شنیدیم .. علاقه ش به رامن و
تبدیل کردنش به هله و هوله و اشتیاقش واسه خوردن اون رامن با نوشابه. تا
اینجا اینطور که به نظر میرسه میشه گفت محبوب ترین چیز بین هله هوله های
اومارو براش، نوشابه ست. انصافاً مانور خنده داری روی این قضیه داده شده و
من خیلی دوسش دارم. تو ادامه تونستیم بومبر سان رو دوباره ببینیم .. مرد
هزار چهره، مرد هزار میمیکی که از نداشتن یک خواهر کوچولوی ناز و خوشگل رنج
میبره!
بعد از اینکه الکس خواهر تاچیبانا از آب در اومد، من دیگه تصور نمی کردم
بومبر سان هم به موتوبا کیریه ربطی پیدا کنه ... ولی سورپرایز قشنگی بود و
به دلم نشست. اونم بعد از اینکه بومبر سان کلی وقت رو با اوماروی ناز سپری
کرد و دلش یه خواهر کوچولوی ملوس می خواست. در عوض با لگد کیریه مواجه شد و
روز سخت کاری خودش رو به انتها رسوند. به نظر میرسه بومبر سان شانس خوبی
واسه داشتن یه خواهر کوچولوی ناز نداشته.
اما قسمت مورد علاقه ی من از این اپیزود، دو سناریوی آخر بودند. هم رفتن به
شیرینی فروشی سنتی .. وقت گذروندن با تاچیبانای سوپر بامزه و هم لحظه
مربوط به تایهی و به خاطر آوردن مادر مهربونش. شاید این دو سناریو سطح کمدی
صحنه های دیگه رو نداشته باشند ولی مسلماً عنصر آرامش بخشی درون اونا قرار
داده شده بود تا من و شما بتونیم در انتهای راه با فکری آروم از پای دیدن
انیمه بلند بشیم. بار دیگه اوتا، کارگردان انیمه و عوامل بسیار خوبش ثابت
کردند که اونا صرفاً به دنبال ارائه کمدی نیستند و حتی از پس به تصویر
کشیدن لحظات آرامش بخش هم به خوبی برمیان. و من فکر می کنم وقتی یه انیمه
بیشتر لحظاتش به حالتی کمدی سپری میشه، پا به ژانر آرامش بخش بذاره، یه
لحظه ناب بوجود میاد و میشه اوج لذت رو از اون لحظات برد. این اتفاق افتاد و
من حسابی از لحظات آخر اپیزود راضی بودم
صحنههایی از اپیزود :
- یه بازی خاطرانگیز با فلش ها و کمان ها ، این کار رو کارگردان در انیمه Love Lab هم زیاد انجام می داد :
++
- اخیرا میمیک های سوت زدن این شکلی خیلی واسم بامزه شدن :
- بیرون رفتن .. لباس اومارو اینجا چقدر قشنگه :
- اومارو در کنار رامن و تصور نوشابه :
- واقعاً هم با وقار غذا می خورد :
- اصلاً مثل ساکوراکو (Yuru Yuri) نیست :
- بومبر خسته و کوفته از زندگی :
- تصور اومارو از موهای تایهی بعد از بیدار شدن خیلی بامزه بود :
- برگشتن داداش به خونه و اومدن سراغ آبجی کوچولوی نازش :
- کتکی که نوش جان کرد :
- چند شات از همراهی تاچیبانای نازنین با اومارو :
- و لحظه آرامش بخش تایهی در کنار گربه و خاطرات مادرش :
یک اپیزود کامل رو درون خوابگاه سیدو، در جو تیم و در برابر منفی بازی های
اوچیای گذروندیم. اینجور که به نظر میرسه اوچیای داره دست به کارهایی میزنه
و قصد داره از الان اتحاد خودش رو با بعضی بازیکن ها شکل بده. فورویا با
اینکه افکار اوچیای در مورد بازی دادنش رو دوست داره ولی بعید می دونم از
لحاظ رفتاری و اخلاقی بازیکنی باشه که بتونه با عقاید اوچیای کنار بیاد. هر
چقدر هم فورویا به دنبال بازی کردن درون مسابقه باشه ولی گاهی باید از دست
چنین مربی ای کسل شد و تن به هر کاری نداد. نکته جالب اینه که اوچیای فکر
می کنه می تونه با میوکی کنار بیاد ولی باید خدمت جناب عرض کنیم که نه خیر
قربان، از این خبرها نیست .. دلت رو خوش نکن! اگه کسی باشه که بخواد با تو
به طرز ناجوری سر ناسازگاری بذاره، اون بدون شک میوکی خواهد بود. اگه
اینطور نشه من قطعاً غافلگیر میشم. اونم در زمانی که میوکی داره دوباره به
حالت همیشگی خودش برمی گرده.
مشورت گرفتن از تِتسو یه حرکت مفید داستانی واقعاً خوب بود. و نه فقط
تِتسو، جون سان و کلاس سومی ها ... دیدن همشون تو این اپیزود حس و حال
قدیمیِ فصل اول رو به یادمون آوردن .. چه خاطرات خوبی رو با این سال سومیا
داشتیم و چه روزهای خوبی رو باهاشون سپری کردیم. زونو توسط جون سان آروم شد
.. روحیه پیدا کرد که پشت میوکی وایسه و میوکی توسط تِتسو تونست به نتایجی
درون ذهن خودش برسه. و نکته جالب نابه ست که بهمراه دوستان خودش بعد از
صحبت با کاتائوکا دوباره انگیزه گرفتند و قراره باز هم پا به میادین تمرین
بذارند. باید ببینیم این صحبت چقدر به نفعشون میشه و کی وارد قسمت مدیریتی
میشن.
روی هم رفته .. میشه گفت این اپیزود یه اپیزود سازنده و بسیار موردنیاز
برای انیمه بود. تونستیم بدور از مسابقه به التیام بخشیدن فاصله ی میان
بازیکنان سیدو بپردازیم و فاصله ها رو از بین ببریم .. یا کم کنیم .. اینو
باید ببینیم و متوجه بشیم. کمی هم از تیم بعدی، تیو "اویا" چیزهایی دیدیم
.. مثل اون تماشاچی بازی اوگوموری و سیدو، "واکابایاشی گو" که ظاهراً ایس
تیم هم هست و به نظر میرسه ذات کثیفی داشته باشه .. از چهره و نحوه صحبت و
حرکاتش مشخصه که چنین آدمیه .. بخاطر همین از الان بی صبرانه منتظر لحظه
ایم که پوزه اون به خاک مالیده میشه و بازنده میدان مقابل سیدو میشه. هه
هه!
صحنههایی از اپیزود :
- یادش بخیر .. گیر دادن های تِتسو به شوگی :
- یادش بخیر .. میمیک های باحال جون سان :
- میوکی در حال گوش دادن به تِتسو :
- آنالیزهای نابه از تیم اویا :
- ساوامورا هم که با نبودن فورویا دور برداشته :
یکی از نکات مثبت این انیمه به خوبی تمرکز داشتن روی فضای مسابقه ست. با
اینکه گاهی به صورت ناگهانی بعضی مسابقه ها و برهه های زمانی رو رد می کنیم
ولی در مواقعی که نیاز هست، تمرکزی کش دار و بسیار جالب روی حتی یک ست
انجام می گیره که جنبه ورزشی زیبایی به انیمه میده. اینجا هم همینطوره و
حالا با رسیدن به یک چهارم نهایی مسابقات کانتو میشه اوج هیجان رو حس کرد؛
هیجانی برای رسیدن به نابائه ، بازیکن بزرگی که هر دو طرف مسابقه، هم
ماروئو و هم تاکاگی عطش رسیدن و بازی کردن با اون رو دارند به وجود اومده.
تاکاگی دیدگاه متفاوتی نسبت به ماروئو در برابر نابائه داره. رقیبی رو به
چشم می بینه که خیلی وقته ازش عقبه و هم باشگاهی ای که همیشه اونو کمرنگ می
کرده .. زیر سایه اون بوده و حالا می خواد هر جور شده اونو ملاقات کنه و
شکست بده.
فکر کنم واضح باشه که شخصیت تاکاگی منفور ساخته شده و کلاً حضور اون در
مقابل ماروئوی تنیسور، تنیسوری که شخصیتی کاملاً پاک داره، یک تضاد واقعی
به حساب میاد. ماروئویی که حتی در مقابل ایده با وجود دیر کردن ایده منتظرش
موند و از حق طبیعی خودش برای بردن گذشت. اما اینجا تاکاگی از هر شگرد و
حقه ای برای بهتر عمل کردن تو مسابقه استفاده می کنه .. چه سرو زیردستی
باشه، چه توپ کوبیدن به پشت بازیکن حریف، چه در آوردن صدای پا برای گول زدن
حریف، چه تایم اوت پزشکی گرفتن در لحظه حساس و ... هزار "چه ..." دیگه که
میشه بهش اشاره کرد .. حیله گری های تاکاگی با اینکه در ذهن ماروئو فشار
زیادی ایجاد کرده و داره اونو اذیت می کنه ولی اصلاً به پای سختی و سنگینی
مسابقه با ایده نمیرسه .. من هنوز اوج حملات تاکاگی رو حس نمی کنم .. باید
بیشتر از اینها به ماروئو سخت بگذره تا قبول کنم تاکاگی حریف قوی تری از
ایده کونه. حالا فعلاً .. بهرحال دارم از جزیی کار کردن تاکاگی لذت میبرم و
کنجکاوم ببینم تو اپیزود بعد دوباره چه حرکات غیر اخلاقی و غیر ورزشی ای
برای بردن پیاده می کنه.
ماروئو هم در کنار اون آنالیز خودش رو انجام میده .. تا الان سعی کرده کمتر
به چشم غره های تاکاگی اعتنا کنه و سعی کرده در مقابل تاکتیک های ضد ورزشی
تاکاگی، تاکتیک هایی ورزشی و عالی ارائه بده؛ ضربات مختلفی رو با هم ترکیب
کنه و با استفاده از قدرت آنالیز و بررسی خوبی که داره، نوبت های سرو زنی
خودش رو ببره. تا اینجای کار به خوبی پیش رفته و باید ببینیم برنده ست اول
چه کسی خواهد بود ..
فلش بک های خوبی دیدیم .. کاملاً حس و حال تاکاگی رو به ما منتقل کرد.
نابائه همچنان شخصیت خونسرد و جالب خودش رو در فلش بک ها داشت و نکته جالب
اون بازی نصفه شبی دو تنیسور بود که به درازا کشید و به برد تاکاگی منجر
شد. من فکر نمی کنم بشه اون برد رو یه برد منطقی و صحیح در نظر گرفت و حس
می کنم تاکاگی خودش هم اینو میدونه و به خاطر همینه که داره سعی می کنه یه
رسمی و خوب رو از نابائه به دست بیاره.
روی هم رفته .. اپیزود خیلی دلچسبی بود و یه تنیس زیبا ولی ناجوانمردانه رو
شاهد بودیم. گمون می کنم در ادامه هیجان کار بیشتر از اینها هم بشه و
احتمالاً لحظات حساس زیادی رو پیش رو خواهیم داشت. و البته مسابقه بعدی با
نابائه کون شدیداً دیدنی میشه ... اون لحظه ای که باید منتظرش بمونیم.
صحنههایی از اپیزود :
- فلش بک تاکاگی بهمراه نابائه :
- چشم غره های تاکاگی به ماروئو :
- خودداری ماروئو در نگاه کردن به تاکاگی و سعی در بدست آوردن روتین مناسب :
- استرس و اعصاب خوردی یوکیچی و آئویی روی جایگاه تماشاچی ها :
- بابو بابو بکن دیگه!
- لحظه ای خجالت آوری که تا آخر عمر از ذهن هیکا نه پاک نمیشه :
- یه منظره خوش رنگ :
- نشستن روی سنگ و انار خوردن :
- لحظه فوق العاده ی رفتن کنار آب چشمه :
- دویدن دنبال سنجاقک :
- و لحظه شیرجه ی آخر :
اگه این انیمه یه چیزی رو ثابت کرده باشه اینه که خوب بلده ما رو چشم
انتظار دیدن اپیزود بعد کنه؛ کلیف هنگرهای درست و حسابی و دلچسب انیمه
واقعاً پرداخت خوبی دارند و همیشه می تونن تاثیر مثبت خودشونُ بذارند. بین
قسمت 18 و 19 هم همین اتفاق افتاد و با ورود ساوامورا به زمین و شروع دور
نهم بازی اوگوموری با سیدو، در انتهای اپیزود تونستیم هیجانی غیرقابل وصف
رو به چشم ببینیم. لحظه تعیین کننده پرتاب ساوامورا در مقابل اومیمیا. لحظه
ای که با افکار و ایده های پیچر، کَچر، بَتر و تمام حضار استادیوم کش داده
شد و در آخرین لحظه ، وقتی که حتی اومیمیا نوع پرتاب رو فریاد زد، صحنه
قطع شد و به هفته بعد رفتیم.
تصمیم جسورانه مربی برای بازی دادن ساوامورا به جای کاواکامی داد خیلی ها
رو در آورد. خصوصاً اون اوچیای روی اعصاب رو که مثل همیشه داره با افکارش
بقیه رو منفی جلوه میده. من هنوز درک نکردم این چرا به تیم سیدو اضافه شده!
ولی بهرحال در انتها ثابت شد که ریسک مربی جواب داد و ساوامورا با پرتابای
خوب خودش تونست نتیجه مثبت رو برای سیدو به ارمغان بیاره. حالا دیگه
ساوامورا تونسته به ترس خودش غلبه کنه و تعادل خوبی رو بین پرتابای داخلی و
خارجی خودش یاد بگیره .. این یه نکته عطف بزرگ تو لحظه پیشرفت ساوامورا به
سمت ایس شدنه .. واقعاً یاد گرفتن این دو نوع پرتاب می تونه اونو تبدیل به
پیچری بی نظیر کنه.
قسمت 19 ام نشون داد که مسابقه با اوگوموری تو همون 1 دقیقه اول اپیزود به
انتها رسید و دیگه نیازی به کش دادن مسابقه هم نبود. نکته جالب دیدن روحیه
تیم اوگوموری بود که با رفتارهایی که اپیزودهای قبل ازشون دیده بودیم، بعید
هم به نظر نمی رسید و به جای کم روحیه شدن، بیشتر از قبل روحیه پیدا کردند
و واقعاً یه تیم تحسین برانگیز دارند. در این بین و بعد از این جریان
تونستیم سری به مسابقات دیگه بزنیم .. یاکوشی ، سنسن و تیم های دیگه رو
دیدیم و باهاشون روبرو شدیم. لحظه جالب تو این مسابقات، لحظه پرتاب شونشن
به سمت رایچی بود که واقعاً لحظه جذابی بود.
شونشن با اینکه میتونست به رایچی بیس آزاد بده، ولی تصمیم گرفت باهاش شاخ
بشاخ بشه و اون کنه. البته خودش هم دلیل رو به زبون آورد، تیم یاکوشی
مسلماً تیم بهتری بود و نمی تونست همینجور دفاعی به کارش ادامه بده. در
نهایت یاکوشی تونست برنده میدان باشه و به رختکن رفتیم.
اینجور که تو این اپیزود دیدیم، درام و درگیری های بین بازیکنان سیدو، زونو
و میوکی همچنان ادامه داره و معلوم نیست کی قراره به این قضیه فیصله داده
بشه. از اون طرف هم اوچیای در اتاق مربیان زهر میریزه و از بهتر بودن
فورویا و هیچ بودن ساوامورا حرف میزنه! یه جورایی جو سنگینه .. باید ببینیم
سیدو چطور به خودش میاد. شاید به قول کوراموچی، حالا کمی به سال سومیای
قدیمی نزدیک تر شده باشند و این دعواها به درد تیم بخوره.
صحنههایی از اپیزود :
- شوخی و خنده بین ساوامورا و میوکی یکی از لحظه های مورد علاقه ـم از این دو اپیزود بود :
- روبرویی ساوامورا با ترس خودش و اومیمیا :
- من که هیچ وقت از دیدن رایچی و نحوه چوب زدن هاش خسته نمیشم :
- عجب افکت آتشینی داشت :
تو قسمت 18 ام ، تونستیم مبارزه بین ایده و ماروئو رو به اتمام برسونیم.
راه حلی که ماروئو برای شکست ایده پیدا کرد، واقعاً جالب انگیز و منطقی به
نظر میرسید؛ استفاده از تجسم فشار ، تصور محو شدن فشار تا حد لازم و بعد
گرفتن نتیجه موردنیاز از روندی که در پیش گرفت. هر چه مسابقه جلوتر رفت،
هیجان هم بالاتر رفت. میشه گفت که اون برتری اولیه ماروئو کار خودش رو کرد و
تاثیر بسزایی در برد ماروئو داشت. اما بهرحال ماروئو نشون داد که حتی بازی
نزدیک هم می تونه از ایده سبقت بگیره و نذاره که ایده به منطقه دلخواه
خودش وارد بشه. "منطقه" چیزی بود که بحثش چندین بار در طول این دو اپیزود
به میون کشیده شد و مثل بسکتبال کوروکو جریانی به نام "منطقه" وارد انیمه
شد. نمی دونم چقدر آینده بهش بپردازیم ولی بهرحال نکته جالبی بود و ماروئو
تونست در مقابل ایده به تعادل فکری و جسمی بسیار مناسبی برسه و به قولی ،
خودش رو وارد منطقه کنه و ایده رو شکست بده.
لحظات آخر مسابقه هیجان فوق العاده زیادی داشت .. حتی از لحاظ تصویری و
نحوه عوض شدن سکانس ها واقعاً لذت زیادی بردم و فکر می کنم خلاقانه پایان
بندی رو ترتیب داده بودند. باید یه تشکر از عوامل انیمیشنی انیمه کرد و
ازشون خواست که باز هم دست به اینجور ابداع های ورزشی بزنن. مسابقه ایده و
ماروئو تموم شد و ایده با رفاقتی جالب توجه دست ماروئو رو به عنوان برنده
بالا گرفت. و جالب اینه که ایده اصلاً ناامید نیست و حتی تصمیم داره به سفر
خارج از کشور بره و خودش رو آموزش بده. باید ببینیم آیا در آینده می تونیم
دوباره ایده رو ببینیم یا نه.
اما اپیزود 19 ام، یه جور آماده سازی برای مسابقه بعدی بود. ماروئو رو در
دور سوم دیدیم و اینکه چه راحت حریف خودش رو شکست داد ولی دور بعد با حریف
قدری به نام تاکاگی ساکویا که هم باشگاهیِ نابائه کونه، بازی خواهد کرد؛
تاکاگی تونست یوکیچی رو شکست بده و امید یوکیچی برای مسابقه دادن با ماروئو
رو به باد فنا بده. رفتار تاکاگی خوشبختانه تازه ست و مثل حریف های قبلی
ماروئو می تونه نکات جدید و نویی رو ارائه بده ... نامردی ای که در مقابل
یوکیچی کرده بود، در نوع خودش هم خنده دار بود و هم تعجب برانگیز! باید
ببینیم در مقابل ناروئو دست به چه حیله هایی میزنه و کلاً سبک بازیش چطوره.
به نظر میرسه یه مقدار نرم تر از ایده و کم هیجان تر باشه .. چون از قیافه
ش داد میزنه اونقدرها جوگرفته نیست ولی در عوض نوع دیگه ای از انگیزه رو
میشه درون کارکترش دید. بهرحال فعلاً زوده که درباره تاکاگی حرف بزنیم ..
باید منتظر ورودش به مسابقه باشیم.
تمرین مصاحبه ای چان و کلاً صحنه های رو در رویی با نات چان مثل همیشه
بامزه ست و دوست داشتنی! نیمچه سناریوی فرعی ای به کار میده و میشه از
دیدنشون لذت برد. حالا تنها چیزی که باقی مونده شروع بازی ماروئو و تاکاگی
ـه. حتی زننده سرو هم معلوم شد و دیگه باید منتظر هفته بعد و وارد شدن به
یک دنیای هیجان انگیز دیگه باشیم. ماروئو دوباره از صفر شروع می کنه و
آنالیزهای خودش رو انجام میده. من فکر می کنم کم شدن فشار می تونه تاثیر
خوبی روی ماروئو داشته باشه و با تمرکز بهتری آنالیزهای خودش رو انجام بده.
البته نکته جالب این بود که اینبار تماشاچی ها برای تشویق ماروئو از جا
بلند شده بودند و هیجان و فشار به شکل دیگه ای چرخیده بود. بهرحال باید دید
چی میشه و بازی چطور پیش میره.
صحنههایی از دو اپیزود :
- از راه رسیدن ناتسو برای تشویق ماروئو در مقابل ایده :
- بالا بردن دست ماروئو توسط ایده :
- اولین ملاقات ماروئو با تاکاگی :
- تمرین مصاحبه ماروئو :
- نگاه مرموز و کثیف تاکاگی تو انتهای اپیزود :
چیزی که با دیدن این چند اپیزود تونستیم بهش پی ببریم، اینه که
اومارو خوب بلده از چیزای مورد علاقه ش لذت ببره. یعنی میشه گفت کار دیگه
ای رو به این خوبی انجام نمیده .. چه نصفه شبی بیرون زدن از خونه برای
خریدن نوشابه باشه و چه اذیت کردن داداشی واسه رسیدن به هدف های شوم و پلید
خودش! تو هر دو حالت موفق عمل می کنه و می تونه به خواسته های خودش برسه.
یادمه یکی از کاربرای MAL از این صحبت کرده بود که ما تا به الان جنبه های
منفی تنبل بازی اومارو رو دیدیم و وقتشه که یه جورایی جنبه مهربونانه ای هم
ازش ببینیم ولی من فکر نمی کنم تا بحال جنبه منفی ای ازش دیده باشیم و حتی
همون جنبه تنبلی های اومارو هم در عین مهربونیشه. بدجنسی خاصی رو درون
کارکترش نمیشه دید .. شاید بدجنسی کنه ولی بدجنسیِ کودکانه و معصومانه ایه
که به دل میشینه. تو این اپیزود رنگ و روی دیگه ای هم ازش دیدیم و مثلاً
دیدیم که چه رابطه خوبی رو با کیریه چان داره؛ کادوی تولدش رو قبول کرد و
جلوی داداشش هم از اینکه با کیریه مهربونی می کنه، حرف زد.
نیمه اول رو بخاطر تنهایی اومارو و بیرون رفتنش خیلی دوست داشتم. یه سرهنگ
خیالی خیلی باحال رو دیدیم .. هر چند فقط چند ثانیه بود ولی این تیکه کمدی
رو خیلی دوست داشتم .. از اون تیکه هایی بود که فقط اوتا می تونه دیدینی
شون کنه. و جالب این بود که اومارو تو فروشگاه به بومبر هم برخورد کرد.
همکار تایهی و کسی که ظاهراً این وقت شب حسابی سرحاله و سرکار چرت میزنه.
اون لحظه دویدن اومارو به سمت خونه و کنجکاوی ش در مورد همه چیز دور و برش
خیلی جالب توجه بود .. اینکه اومارو تو خلوت خودش می تونست اینقدر پاک به
دنیای اطرافش نگاه کنه و ما رو با خودش همسفر کنه، یه لحظه دوست داشتنی
واسه من بود.
بعد از اون نوبت به سناریوی قسمت کردن اتاق رسید؛ هر کدوم ، هم تایهی و هم
اومارو منافع خودشون رو میدیدند و می خواستن با این تقسیم بهره شخصی لازم
رو ببرن ولی خب انگار هیچ کدوم این اتفاق رو نپسندیدند؛ اومارو از تنهایی و
اینکه کسی نیست بهش توجه کنه، بیزار شده بود و تایهی دلش می خواست بیشتر
از این اومارو رو دور و بر خودش ببینه. و با رابطه ای که این دوتا طی این
چند اپیزود با هم تشکیل دادن، طبیعی هم به نظر میرسید و میشد اونو قبول
کرد. ولی خب، کل سناریو حس بامزگی خاصی داشت .. خصوصاً از طرف اومارو ؛ با
اون سرک کشیدن های خودش و ادا در آوردن هاش حسابی منو خندوند.
بازی زندگی که دیگه معرکه بود .. وارد شدن به دنیای یه بازی، هر چقدر هم که
ساده باشه، همیشه جذاب از آب در میاد. اینجا هم همینطور بود و واسه من
خیلی لذت بخش بود که با اومارو، تایهی و کیریه همراه بشم و مثل اونا یه
زندگی فانتزی رو تجربه کنم. هر چند زندگی ای که کیریه بدست آورد رو کمتر
بخوام ولی بهرحال رویای بامزه ای بود. با دیدن چنین صحنه ای و فرضاً اون
صحنه های تفنگی و بازی های اکشن اومارو، متوجه شدیم که هر وقت پای بازی ای
وسط کشیده بشه، می تونیم خودمونُ درون بازی ببینیم. امیدوارم بازم از
اینجور فضاهای بازی وار داشته باشیم و لذتش رو ببریم.
تیکه آخر هم که مربوط به تولد اومارو بود و به بامزگی هر چه تمام تر اپیزود
رو به انتها رسوند. کمی فکر می کردم نقش دوستای اومارو تو این اپیزود
بیشتر باشه ولی برخلاف اپیزودهای قبلی نقش اونا کم شده بود و بجز کیریه
بقیه حضور کمی داشتند. نقشه داداشی اونقدرا خوب از آب در نیومد و دستش واسه
اومارو رو شد. اومارو چقدر از اینکه تونسته بود مُچ تایهی رو بگیره خوشحال
بود ... لحظه شیرینی بین برادر و خواهر بود ... لحظه ای که می تونه بارها
تکرار بشه و نمونه یکی از مهربونی های اومارو در مقابل تایهیه .. درسته که
بازم در نوع خودش داره بدجنسی می کنه ولی یه بدجنسی مهربونانه ست و از
قدردانی اومارو خبر میده
صحنههایی از اپیزود :
- مقر و حس و حال همیشگی اومارو :
- این ماسک داداشه هم جریان خنده داری داشت، خصوصاً وقتی جلوی در اومد :
- ترسیدن اومارو از گربه ، عجب گربه نازی بود :
- به به، بومبر سان، نصفه شبی چی می خونی :
- سرهنگ فقید :
- دویدن اومارو به سمت خونه با خیالاتی خوش :
- وای ، عاشق این لحظه آجیل خوردن همسترها شدم، عالی بود :
- یه بار هم داداشی تنبلی کنه ، چیزی نمیشه که :
- از میمیک های سوپر خاص اومارو :
- لحظه سرک کشیدن از پرده ، واقعاً هم یه پرده ناز خریدن :
- قیافه رو :
- پادشاهی که اومارو باشه، وای به حال مردم بیچاره :
- چشمک زدن های اومارو، باید بگردم و گیف ش رو پیدا کنم :
- بیچاره تاچیبانا ، مثلاً می خواست ادای احترام به رقیب کرده باشه :
- لحظه لو رفتن تایهی :
نـــــــــــــه! چــــــــــــــرا؟! قرار بود چیز دیگه ای باشه.
خیلی سخته .. پا به اپیزودی بذاری، هر لحظه منتظر رفتن به لب ساحل باشی و بعد با لحظه زیر کولر تصور ساحل رو کردن روبرو بشی.
منو باش که فکر می کردم این اپیزود قراره لب ساحل بریم و دلی از عزا در
بیاریم. عجب رویایی در سر می پروروندم ... زهی خیال باطل .. این چه پیش
نمایش وسوسه انگیزی بود که به جون ما انداختن؟ اوتا، خدا بگم چیکارت کنه!
می خوام یک پاراگراف کامل درباره اذیت شدنم بابت پیش نمایش اپیزودی بعدی
حرف بزنم ولی از خیر می گذرم. حیف شد .. انتظار اپیزود ساحلی رو داشتم و در
عوض یه اپیزود خونگی دیدیم.
خب دیگه، میشه گفت همه کارکترها رو به خوبی معرفی کردیم .. این اپیزود مختص
به تایهی، داداش اومارو بود .. کمی تا حدودی! همکارهاش رو بهتر شناختیم و
یه آدم حسابی (از لحاظ خنده دار بودن) به نام بومبر هم تو محل کار تایهی
دیدیم. واقعاً لحظه ای که تو راهرو با تایهی راه میرفتن و یهو "دوسِت دارم"
رو ، رو به تایهی پروند، شاهکار کمدی بود.
من یکی نقش بر زمین شدم .. شدیداً اون لحظه کمدی رو دوست داشتم و هنوزم با
مرور 4 ، 5 باره اپیزود، همچنان می بینم اون لحظه ناخودآگاه منو می
خندونه. پس آره، بومبر از نظر من کارکتر خوبیه .. امیدوارم بازم نیمچه
نگاهی بهش داشته باشیم.
تایهی شرایط نه چندان بدی داشت .. محیط کاری سخت گیری های خاص خودش رو
داره. اینکه رئیس میگه یه کار رو دوباره انجام بده، طبیعیه .. نباید بد
جلوه داده بشه، بهرحال یه کارمند معمولیه و داره سعی خودش رو می کنه زندگی
خوبی رو واسه خودش و اومارو مهیا کنه. و جالبه که در انتهای روز، وقتی که
به خونه میاد، دیدن اوماروی تنبل و ولو شده روی زمین می تونه لبخندی روی
لبش جاری کنه .. خستگی رو از تنش در کنه و آخر شبش رو با روحیه ادامه بده.
یه نکته ارزشی خیلی جالب بود .. اینکه سختی کشیدن برای شاد کردن دل اونایی
که دوسشون داریم، کاملاً ارزشش رو داره.
تو این اپیزود همه کارکترهای دیگه رو دیدیم؛ سیلفین همچنان خل بازی های
خودش رو ادامه میداد و یه ملاقات باحال رو با یو ام آر سان داشت. موتوبا
یکی از بهترین لحظات اپیزود رو با گیر دادن به چیبی اومارو خلق کرد و خوابی
که زیر کولر با هم رفتن، یه لحظه عالی واسه انیمه بود و البته خرید آخر
اپیزود هم که ابینا رو به میون دایره کشوند و لحظات قشنگی رو رقم زد.
اومارو در نهایت کار خودش رو کرد و بازیِ مورد علاقه ش رو خرید. لحظه حموم
کردن و توصیفات حمومش هم که معرکه بود ... حسابی از این نوع توضیحات اومارو
لذت می برم .. چه جریان هله هوله خوردن هاش باشه و یا چه جریان حموم
کردنش. کنجکاوم ببینم توضیحات و توصیفات بعدیش قراره در مورد چی باشه ...
روی هم رفته خیلی به دلم نشست و منتظر اپیزود بعدم .. تولد اومارو!
صحنههایی از اپیزود :
- ابینای بیچاره، چه رتبه پایینی آورد .. آخی نازی، نازی :
- گلبرگ پاشیِ سیلفین معرکه بود :
- این دوتا فروشنده هم کم کم دارن به شخصیت های فرعی خوبی تبدیل میشن :
- یو ام آر چه صدای متفاوت جذابی داشت :
- کلاً ملاقات باحالی بود :
- لحظه جک پات تاچیبانا :
- اومارو ریلکس تر از این هم میتونه باشه؟!
- لحظه گول زننده اپیزود ساحلی :
- کی می تونه تو چنین لحظه ای جلوی خودشو بگیره؟!
- این حرکت اومارو تو حالت خواب بی نهایت نازنین و دوست داشتنی بود :
- دزدیدن بسته ها به این حالت واقعاً خنده دار بود ، راه رفتن اومارو بدجور منو خندوند :
- نکته ای که از این اپیزود یاد گرفتیم : اومارو رشوه نمی گیره :
- چهره ی وحشتناک موتوبا در مقابل بودن ابینا در کنارشون ، باید ببینیم کی می تونه با ابینا کنار بیاد :
- لباسهایی که امتحان کردن هم واقعاً خوشگل و دوست داشتنی بودن :
- دوستای تایهی در کنارش :
- و دختری که ظاهراً به تایهی علاقه داره :