M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 02

Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 02

برگردیم به دنیای کاوایی این انیمه! اپیزود دوم هم به خوبی اپیزود اول بود و تونستیم با چیا چان آشنا بشیم .. دختر مهربونی که ظاهرا با کوکوا هم مدرسه ای ـه و تو این اپیزود کوکوا رو از گم شدن‌های پشت سر همش نجات داد. صحنه آشنایی کوکوا و چیا در بین اون همه خرگوش واقعا بامزه بود و شکل کودکانه خاصی داشت. باید ببینیم از اپیزود بعد چطور قراره به فضای مدرسه بپردازیم .. امیدوارم قرار نباشه اونقدر تو فضای مدرسه بچرخیم! بهرحال فضای کافه لوکیشن اصلی انیمه ست و دوست دارم بیشتر اونجا و بازیگوشی‌هایی که درش انجام میگیره رو ببینم. بعد از اون آشنایی به سراغ نون درست کردن رفتیم که چیا هم در کنار بقیه بودش و یه صحنه آشپزی دوست داشتنی رو با هم دیدیم. صحنه زل زدن چینو و لیز به نون‌های در حال پخت واقعا جالب بود. و .. کی فکرشو میکرد که تیپی با اون صدای مردونه دختر باشه؟!! اینو وقتی که به شیرینی فروشی محل کار چیا رفتیم، متوجه شدیم .. صحنه‌های شیرینی فروشی هم هر کدوم دوست داشتنی بودن و تو این بین کُلی اسم شیرینی ژاپنی عجیب و غریب رو هم با هم شنیدیم! صمیمی شدن چینو با خرگوش شیرینی فروشی، "آنکو" و لحظه گذاشتن اون خرگوش روی سرش هم یکی از بامزه ترین صحنه‌های اپیزود از نظر من بود .. خیلی واسم جالب بود.

هنوز یکی دیگه از دخترای اصلی از راه نرسیده و احتمالا اپیزود بعد به اون و آشنایی ما باهاش اختصاص داده میشه. امیدوارم به اندازه چیا کارکتر خوبی باشه و تیم کارکتری انیمه رو کامل کنه. روی هم رفته اپیزود دوم رو هم دوست داشتم و صحنه‌های مختلفی از اون که بهشون اشاره کردم، باب میل من بود. امیدوارم تو ادامه هم کاوایی تر و جذاب تر بشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- آشنایی کوکوا با چیا :



- چینو با یونیفورم مدرسه ش :



- پختن نون و لحظات جالبش :



- چینو و نزدیک شدن‌ش به آنکو :

Soul Eater Not - Episode 02

Soul Eater Not - Episode 02

کمی با چیزی که فکر میکردم متفاوت بود. با خودم فکر میکردم که حالا قراره به سمت تمرینات حرکت کنیم و کُلی صحنه ناامید شدن و تلاش کردن دوباره رو ببینیم ولی در عوض، تو فضای Slice of life ـی باقی موندیم و کمدی خیلی خوبی هم دیدیم. دخترها با جادوگر/ساحره خوابگاه روبرو شدن و یه شب بامزه رو با حمله جادوگر پشت سر گذاشتن. کارکتر جادوگر، توهمات عجیب و غریبی داشت و روبرویی‌ش به اون شکل و حمله کردن‌ش به سوگومی خنده دار جلو رفت. با دیدن این اپیزود کمی بیشتر از قبل متوجه شباهت کارکتری Meme با یکی از کارکترهای فصل قبل شدم .. Meme منو به یاد حرکات Fuuri از انیمه Super Sonico The Animation میندازه .. شباهت‌های ظاهری ـشون هم جالب توجه هست. در مورد کارکترها، آنیا کم کم داره رابطه بهتری با دو دختر دیگه پیدا میکنه .. بهرحال بخاطر نجات پیدا کردن ـشون توسط اون دختر، مجبور شدن بهش پول بدن و در نتیجه بی پول شدن! پس به سراغ رفتن به کافه و کار کردن تو کافه رفتن که فضا رو کاملا متفاوت کرد.

روی هم رفته اپیزود خوبی بود و ادامه آرومی برای اپیزود قبل بود. مثل اپیزود قبل که من اشاره‌ای به موضوع نکردم، سیگنال‌هایی Yuri وار هم گاهی دیده میشه که به بامزگی کار نکات مثبتی رو اضافه میکنه و حداقل واسه من جذاب‌تر میشه. امیدوارم تو ادامه هم همینقدر خوب جلو بره و دوست داشتنی باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- نصفه شبی در کنار جادوگر :



- کسی که اونا رو نجات داد و ازشون پول خواست :



- آنیا گاهی دیالوگ‌های بامزه ای داره :



- تبحر سوموگی در پیشخدمتی :

Escha & Logy no Atelier - Episode 02

Escha & Logy no Atelier - Episode 02

اپیزود خیلی خوبی بود و چندین کارکتر جدید رو به ما معرفی کردن. کارکترهای فرعی مثل مغازه داری کوچولویی که اصلا سر از کیمیاگری در نمیاورد یا آلکا ، کسی که واقعا از شنیدن صداش لذت بردم .. شنیدن صدای دوبلور Ryuuko ـی انیمه Kill la Kill تو چنین فضای فانتزی ای، جالبی خاص خودشو داره. دوست دارم بیشتر کارکتر آلکا رو ببینم .. انگار رابطه خیلی خوبی هم با ماریون داشت و میتونن صحنه‌های کمدی خوبی رو بین خودشون داشته باشن. کوره که جز ابزار کیمیاگری بود و قرار بود سفارش داده بشه، از راه رسید و از طرف دیگه مشکلی گریبان گیر دهکده شد؛ مشکل گل آلود شدن آب دریاچه و حالا برای حل کردن این مشکل اسکا و لوجی بای دست به کار میشدن. استفاده کردن از بالون برای رفتن به اون خرابه ها راه خیلی خوبی به نظر میرسید ولی از اونجایی که بالون‌ها مشکل باد شدن داشتن، تصمیم گرفتن که از راه جاده و زمینی به سراغ اون مناطق برن. وقتی دوک از وجود غول ها و هیولاها حرف میزد، فکر کردم قراره این اپیزود صحنه‌های نسبتا اکشنی رو با هم ببینیم ولی چنین اتفاقی نیافتاد و آنچنان درگیری خاصی رو ندیدیم.

تو این مسیر و رفتن به خرابه‌ها حس بازی انیمه خیلی خوب به بیننده منتقل میشه. صحنه‌های راه رفتن اسکا و لوجی و منطقه به منطقه رفتن اونا میتونه برای هر گیمر علاقمندی حس و حال RPG مانند رو زنده کنه .. من که خیلی دوست داشتم. تو ادامه با ویلبل و نیو هم آشنا شدیم .. دو دختری که به اسکا کمک کردن تا از شر سم اون گُل خلاص بشه. نکته جالب دیگه ای در مورد دوبلورهای این دو کارکتر وجود داشت و اونم دوبلوری بود که کار گویندگی "نیو" رو به عهده داشت .. کسی که Killua در Hunter رو هم دوبلوری کرده. ویلبل و نیو به نظر کارکترهای خوبی میرسیدن و از اونجایی که نیو دارو فروش سیار بود و از جایی به جای دیگه میره، باید ببینیم چطور اونو درون داستان نگه میدارن و آیا این دو نفر نقش مهمی تو انیمه خواهند داشت یا نه. با توجه به اینکه اسم اپیزود به "جادوگر بزرگ" اشاره داشت، انتظار داشتم کمی بیشتر به ویلبل بپردازیم ولی انگار اسم اپیزود فقط برای معرفی ما با حضور این کارکتر بود و امیدوارم بیشتر از اینها چیزی از اون ببینیم.

داریم کم کم به چند معمای خیلی جالب تو انیمه دست پیدا میکنیم. معماهایی مثل فلش بک خیلی کوتاه لوجی در حین کمپ زدن که اشاره به تراژدی در مورد لوجی داره. باید ببینیم بعدها جریان این موضوع چطور شکافته میشه و واقعا چه اتفاقاتی برای لوجی افتاده که دوست نداره در موردشون حرف بزنه. اواخر اپیزود صدای دختری رو شنیدیم که عبارت "نزدیک نشو" یا "نزدیک نیاید" رو به زبون آورد که بازم یکی از صحنه‌های مرموز انیمه بود. ضمن اینکه قبلا به موضوع خرابه های اکتشاف نشده هم دست پیدا کردیم و باید منتظر رفتن به سراغ هر کدوم از این موضوعات باشیم. فکر کنم به اندازه کافی هر کارکتر معرفی شده و خصوصا در مورد اسکا و لوجی تا حدود زیادی آشنایی اولیه ای با اونا پیدا کردیم و حالا میتونیم داستان رو کمی بیشتر از قبل به سمت جلو حرکت بدیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- آلکا، شمشیر زن سازمان :



- نیو در حال از بین بردن سم اون گُل :



- نیو و ویلبل در کنار هم :



- کامل شدن دارو و تلاش برای پاک کردن آب دریاچه :

Oomuroke - Chapter 5 - Manga

Oomuroke - Chapter 5 - Manga


مقدمه : این مانگا یه Spin-Off از سری Yuru Yuri ـه. چند وقتی ـه که شدیدا ذهن منو به خودش جلب کرده و دوست دارم به سراغش برم ولی هیچ وقت حال و حوصله مانگا خونی درست و حسابی به سراغ من نمیاد به خاطر همین تصمیم گرفتم در کنار خوندن هر چپتر چیزایی درمورد بنویسم .. چون نوشتن باعث میشه راحت تر به سراغ چیزی برم و یه جورایی بهم برنامه کاری میده. آره میدونم خیلی Zzzzz به نظر میرسه ولی خُب ... !

صفحه اول این چپتر یه عکس خیلی جالب از Yuru Yuri که واقعا دوست داشتم [++]
Namori ما رو تو همین شروع با نادیشیکوی حموم رفته روبرو میکنه! اونم تو موقعیتی که بیچاره باید از ساکوراکو درخواست صابون آوردن بکنه. حتی با دیدن همین تیکه کوچولو هم مشخصه که ساکوراکو میخواد یه تنبل بازی خاص از خودش در بیاره! :دی




در نهایت ساکوراکو اینقدر بازیگوشی میکنه که نایدیشیکوی بیچاره از حموم بیرون میاد  :



به همین سادگی و به همین کوتاهی!

Isshuukan Friends - Episode 02

Isshuukan Friends - Episode 02




داشتم گذرا نظرات طرفدارای انیمه رو چک میکردم و دو دسته خاص کامنت نظر منو به خودش جلب کرد؛ دسته ای که در مورد لبخند زدن در تمام طول اپیزود نظر میدادن و دسته ای که تحت تاثیر شرایط فوجیمیا قرار گرفتن و از بابت ـش ناراحت بودن. وقتی به خودم رجوع کردم، دیدم من جز دسته اول هستم! در طول اپیزود از دلچسبی انیمه لذت میبرم، لبخند میزنم و فضا رو واقعا دوست دارم. درسته، لوکیشن‌ها در نگاه اول تکراری به نظر میان اما وقتی به ظاهر محیطی داستان نگاه کنیم و اپیزودها رو مرور کنیم، میبینیم که این جور داستان‌های احساسی نیاز به لوکیشن‌های خاطرانگیز دارن که بعدها به سمت اونا ارجاع داشته باشیم. لوکیشنی مثل پشت بوم مدرسه، جایی که هاسه و فوجیمیا بارها و بارها با هم نهار میخورن، میتونه بعدها با برگردوندن اون خاطرات جالب پشت بوم، صحنه‌هایی زیبایی رو به چشم بیننده وارد کنه.

داستان خوب پیش رفت .. خیلی زود به کارئوکی رسیدیم. فوجیمیا و هاسه با هم به کارئوکی رفتن .. حیف که نشد صحنه‌های آهنگ خوندن ـشون رو با هم ببینیم .. میتونست جالب باشه اما بهرحال پیشرفت رابطه ای خوبی مابین دو اپیزود داشتیم. بحث دفتر خاطرات فوجیمیا به شیرینی داستان نکات مثبتی اضافه کرد .. اینکه فوجیمیا با اون حالت حرف های خود هاسه در مورد خودخواه بودن ـش تو دفتر مینوشت، خیلی جالب بود و از طرف دیگه، بعد از نوشتن خاطرات دو هفته دوستی با هاسه و برگشتن به مدرسه، برای اولین بار فوجیمیا با رفتن به پشت بوم، تونست تقریبا راحت تر از دفعات قبل با هاسه روبرو بشه! درسته هنوز ابهام ذهنی همیشگی فوجیمیا وجود داشت ولی بهرحال پیشرفتی محسوب میشه. روی هم رفته اپیزود خیلی خوبی بود و اُفت خاصی در مقابل اپیزود اول نداشت.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- یکی از شات‌های پشت بوم این اپیزود :



- فوجیمیا تو صحنه‌های کارئوکی واقعا کاوایی بود :



+

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep01 & 02

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep01 & 02

پادشاه خورشید .. آیا آماده روبرو شدن با باران زیبا و لطیف هستی؟! داستان ورود نیکه دوست داشتنی به سرزمین خورشید و روبرویی اون با پادشاهی که به نظر بچه ای بیش نمیرسه، به زیبایی داره ادامه پیدا میکنه و واقعا دو اپیزود اول انیمه برای من سوپرایز کننده بوده. سوپرایز کننده .. نه از این لحاظ که اتفاقات شوکه کننده ای درون داستان به وقوع پیوسته، بلکه بخاطر انتظاری که با توجه به ژانر انیمه از اون داشتم و نتیجه ای که بعد از دیدن دو اپیزود اول وارد ذهنم شده. نتیجه ای کاملا مثبت از فضای خیلی خوب انیمه. حس فانتزی، رمنس و کمدی انیمه واقعا خوبه و سرگرم‌کننده بودن انیمه تا اینجای کار به نحو جالب انگیزی باقی مونده. شاید در حین دیدن اپیزود اول، به این فکر میکردم که آیا این انیمه منو راضی میکنه یا نه؟! فضای اپیزود اول رو دوست داشتم و حس میکردم مسیر خیلی خوبی در انتظارم هست ولی بعد از دیدن اپیزود دوم و صحنه زیبای بارش بارانی که در اون وجود داشت، کاملا به انیمه علاقمند شدم و دوست دارم هر هفته به سراغ دیدن ـش برم.

نیکه کارکتر بامزه ای ـه و اکثر مواقع میمیک‌های کمدی جالبی رو از اون میبینیم. در کنار این مسئله، رابطه ای که حالا داره با پادشاه تشکیل میده، کم کم داره به سمت خیلی خوبی حرکت میکنه. فلش‌بک هایی که از مهربونی مادر پادشاه تو اپیزود دوم دیدیم، ناخودآگاه ما رو به سمت خصوصیت‌های اخلاقی نیکه هُل میده و به ما نشون میده که نیکه هم اون مهربونی‌ها رو در وجود خودش داره. کسی که بارونی که پادشاه ازش خواسته بود رو تو اون شرایط به وجود آورد و البته .. پادشاه رو از تیر خوردن نجات داد. بهرحال، روند پیشروی انیمه رو دوست داشتم و منتظر دیدن بقیه اپیزودها هستم.

صحنه‌هایی از اپیزود دوم :

- گرسنگی کشیدن نیکه به اون حالت .. بیچاره!



- نیکه و آواز صحنه خیلی زیبای این اپیزودش :



- پادشاه غرق در باران :



- فلش‌بک هایی که دیدیم :



++ دوتا شات بامزه از نیکه :



Haikyuu - Episode 02

Haikyuu - Episode 02

وقت آشنایی با اعضای باشگاه والیبال دبیرستان کاروسونو رسیده. میدونید شویو و توبیو بری اینکه به یک کار تیمی مشترک برسن و با هم هماهنگ بشن، به چه چیزی نیاز دارن؟! وجود کارکتری مثل دایچی، کاپیتان تیم والیبال دبیرستان! کارکتری که میمیک‌های صورت ـش هم بشاشی و سرحالی رو داشت و هم بی‌حسی، خُشکی و سخت‌گیرانه بودن رو به خوبی نمایش میداد. اکثر کارکترهای کاپیتان انیمه‌های ورزشی عالی هستن. اینو تو انیمه‌های فصلی اخیر زیاد دیدیم؛ سیرین در Kuroko no Basuke ، سیدو در Ace و ... همه کاپیتان‌های قابل اتکایی داشتن و حتی با اینکه اونقدرها بهشون پرداخته نمیشه، ولی تاثیر خودشون رو در یک شرایط مهم به جا میذارن و بیننده حس خوبی در مورد اون کارکترها پیدا میکنه. اینجا هم حضور دایچی به عنوان کاپیتان تیم والیبال تاثیر مهمی در پیشروی روند ارتباطی بین شویو و توبیو داره. دایچی سخت‌گیری جالبی رو در مقابل توبیو پیاده کرده و بهش اخطار داده که ممکنه حتی نتونه در پُست پاسور بازی کنه. این کار باعث تحریک کردن توبیو میشه. باید ببینیم چطور میتونه با شویو کنار بیاد و آیا فقط به سراغ کمک گرفتن از تاناکا میره یا نه.

البته حرف زدن از تاناکا وقت زیادی نمیبره ولی خُب، جا داره به بامزه بودن ـش و البته .. سنپای خوبی بودن در قبال توبیو و شویو حرفی بزنیم! خیلی با مرام ظاهر شد و به اونا کلید باشگاه رو برای تمرین داد. یه کارکتر دیگه هم داشتیم. دختری به نام کیوکو که اونم میتونه یه کارکتر خیلی خوب باشه. جز معدود کارکترهای دختری که قراره تو انیمه ببینیم و امیدوارم نکات مثبتی رو به فضای انیمه وارد کنه. تو شروع ورودش که اینجور شد و رفتار تاناکا با اون یه صحنه کمدی خوب به وجود آورد. نکته‌های جزیی زیاد بود ولی باید منتظر ورزشی تر شدن فضا باشیم .. جایی که وارد زمین والیبال میشم! شروع این فضای ورزشی از مسابقه اپیزود بعد شروع میشه. جایی که قراره 3 به 3 مسابقه ای شکل بگیره و به نظر میاد هیجان از اینجای داستان به محیط انیمه تزریق میشه. راستی من حس کردم این اپیزود نقش شویو کمی کمرنگ تر شد و بیشتر به جدال بین تیم والیبال با توبیو و عصبانیت اون پرداختیم. بهرحال هر دو کارکترهای اصلی هستن و باید منتظر تایم اختصاصی برای شویو هم باشیم. تمرین دادن پرشش میتونه نکته مهمی در داستان باشه .. اون پرش‌های باحال ... !

صحنه‌هایی از اپیزود :

- سه عضو اصلی تیم والیبال :



- کیوکو :



- "قسم میخورم که با این یارو کنار بیام" رفتارت چنین چیزی رو نشون نمیده!



- این میمیک ترسناک دایچی فوق العاده بود :



+ منو به یاد کارکتر زتسو از ناروتو انداخت!

Baby Steps - Episode 02

Baby Steps - Episode 02

این اپیزود به دلایلی مختلف دوست داشتم ولی شاید مهم ترین دلیل ـش، پیشروی به سمت تاکتیکی تر شدن فضا بود. اینکه ای چان داره با استفاده از هوش خودش به سمت بهتر شدن تو تنیس حرکت میکنه و مثلا با حرکت جالبی مثل "استفاده از نقاله" زاویه آرنج خودش رو اندازه گیری میکنه. (هرچند روش فیلمبرداری با موبایل کاگیاما هم خیلی خوب بود) ولی بهرحال، نشون میده که چیزای خیلی خاص و جالبی رو قرار به چشم ببینیم. به خاطر سپردن نکته هایی که ناتسو به ای چان گفته بود، خصوصا برای یه تازه کار کار سختی هست و نمیشه به همین راحتی اونا رو به رشته عمل در آورد. اپیزود با اینکه تاکتیکی و پر از تنیس بود ولی از داستان رابطه تاکوما و ناتسو جدا نشد و تونستیم چند صحنه جالب از این دو نفر ببینیم. صحنه‌های کمک تاکوما به ای چان و ناتسو خیلی بامزه بود و ای چان خیلی خوب تونست ترسیدن از تاکوما رو تجربه کنه. نکته ای که به کلیف هنگر این اپیزود بود، اون دیدن صحنه "مثلا" بوسیدن ناتسو توسط تاکوما بود که ای چان شاهدش بود.

به نظر من اون صحنه، چیزی که ما فکر میکنیم نیست. یه جور اذیت کردن بیننده برای اشتیاق و دیدن اپیزود بعد هست ولی خُب ظاهر کار و شکلی که صحنه جلو رفت و تاکومایی که به سمت ناتسو حرکت کرد، مطمئنا هر کسی رو به اشتباه میندازه. اگه تو اپیزود آینده مشخص بشه که اون بـوسه واقعا اتفاق افتاده، من سوپرایز میشم. این تلنگری به داستان رمنس مون بود تا این موضوع محو نشده باشه. وقتی قرار بود که انیمه رو شروع به دیدن کنم، از این میترسیدم که نکنه این انیمه هم شکل انیمه ورزشی خاصی که مد نظرم هست، رابطه رمنس بدی داشته باشه و پیشرفت جالبی رو تو طول داستان نبینیم و ... روی هم رفته رمنس یه موضوع فرعی باشه ولی خوشحالم که اینجا به نظر میرسه رمنس جز نکات خوب پرداخته شده داستان هست و میتونیم انتظاراتی از اون داشته باشیم. بهرحال مانگا خیلی طولانی ـه و شاید قرار نیست رسیدن ای چان به ناتسو رو به همین زودیا ببینیم ولی حداقل از روند نزدیک شدن ـشون بهم لذت میبریم.

نکته دیگه ای که ذهنم رو به خودش درگیر کرده اینه که، قراره چقدر به تمرینات تنیس بپردازیم؟! ای چان، تازه شروع به تمرینات ساده کرده و قراره عضو باشگاه بشه. مسلما تعداد اپیزود خاصی رو وقف تمرین کردن میکنه و با راکت ها و استایل ها کنار میاد و مقابله میکنه. اپیزود اول یک سال از جریانات حال عقب تر اومد و نشون میده که ای چان در طی 1 سال برای مبارزه تنیس آماده شده بوده. اما مسلما قرار نیست یک سال به تمرین و دیدن اونا در طول اپیزودها متمرکز بشیم. خیلی زودتر به سمت جلو پیش میریم. امیدوارم تو ادامه روند تمرینات هم در سطح جذابی باقی بمونه و ای چان پرداخت کارکتری خوبی داشته باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- شرکت دوباره ای چان تو گرم کردن باشگاه. اینبار دیگه بیهوش نشد :



- واقعا استایل بازی ناتسو و بعضی از میمیک‌هاش حرف نداره :



- تاکومای خشن :



- اندازه گیری زاویه آرنج توسط نقاله :



+ کلیف هنگر اپیزود [++]