M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 01

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 01

چه شروع خوبی بود. واقعا کار کمدی و رمنس خیلی خوبی بود .. آشنایی با کارکترها خیلی جالب شکل گرفت و لحظات رمنس اپیزود واقعا دیدنی بودن. صحنه ملاقات اوسا و کاوایی (ریتسو) واقعا جالب بود و انیمه حس رمنس خیلی خوبی داشت. علاوه بر صحنه‌های رمنس خیلی خوب درون انیمه، لحظات کمدی هم زیاد بود و به نظر میرسه که تمرکز زیادی روی کمدی داستان شده و میشه. منحرف داستان اونقدرا که فکر میکردم خسته کننده نبود و لحظات بامزه ای رو با کاراش به تصویر میکشید. خوشبختانه کارکتر پسر اول داستان یعنی اوسا هم جز نکات مثبت انیمه ست و حداقل تو شروع خیلی خوب تونست توجه منو به سمت خودش جلب کنه. روی هم رفته اپیزود واقعا خوبی برای شروع داستان انیمه بود و از طرف من نمره مثبت خیلی خوبی رو دریافت میکنه.

تو این اپیزود اونقدرها فضای مدرسه رو نداشتیم و بیشتر به سمت آشنایی کارکترها تو محیط دیگه ای حرکت کردیم. با کاوایی (ریتسو) و اوسا و منحرف داستان و فضای خونه ای که درش زندگی میکردن، آشنا شدیم. اینکه محیط خونه به دو قسمت تقسیم شده و اگه پسری وارد قسمت دختران بشه، با انواع چوب و اسلحه ازش پذیرایی میشه! بلایی که همین اپیزود اول توسط ریتسو نصیب اوسا، کارکتر اولمون شد و کتکی رو نوش جان کرد. با یه دختر دیگه از انیمه به اسم مایومی هم آشنا شدیم که کارکتر بامزه ای بود و بخاطر اون زیادی نوشیدن ش و صحنه‌های لب ساحل بلاهایی سر اوسا اومد که خنده دار بود. در کنار این موضوعات مختلف مرتبط با داستان، واقعا HanaKana بار دیگه اینبار در نقش ریتسو تو این انیمه داره عالی عمل میکنه و با اینکه دیالوگ های ریتسو کمی کمتر از بقیه کارکترهاست، میشه به راحتی جذب کارکتر ریتسو شد و از صدای این دوبلور عالی لذت برد. بقیه دوبلورها هم خوب بودن و به نظر من نقطه ضعفی از لحاظ دوبلور وجود نداشت.

باید ببینیم اپیزود دوم چطور قراره پیش بره ولی مسلما به عنوان اپیزود اول عالی بود و ارزش دیدن رو داشت. سرگرم کننده و دلچسب .. نکته جالب انیمه این بود که علاوه بر صحنه‌های کمدی متعدد، حس آرامش خوبی هم درون فضای اون حکم فرما بود و به نظر من قرار گرفتن این دو نکته در کنار هم نکته مثبت خیلی خوبیه که بعدها میتونه به ذهنیت بهتر بینندگان راجع به این انیمه کمک کنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- منحرف داستان در کنار اوسا :



- لحظه روبرویی دوباره اوسا با ریتسو اینبار تو خونه جدید :



+



- مایومی در کنار ساحل و اوسا که اتفاقی بهش رسید :

Selector Infected WIXOSS - Episode 01

Selector Infected WIXOSS - Episode 01

برای شروع و البته بعوان یک انیمه کارتی بدک نبود. تمرکز نسبت خوبی روی کارکتر اول، "روکو" داشت و شروع رفتن به سمت محیط بازی کارتی خیلی ساده شکل گرفت. "مبارزه" ها فضای متفاوتی داشتن و خود کارت ها و متحرک بودن ـشون و البته شبیه به انسان بودن ـشون هم حس جالبی رو وارد فضای انیمه میکرد. البته شاید همه اینها بخاطر این باشه که من کمتر انیمه‌ی کارتی رو به خاطر میارم و تا بحال آنچنان جذابیت خاصی برای من نداشتن. برخلاف تریلر که فضای تُند و مرموزی داشت، اینجا حداقل تو شروع داستان، فضا slice of life ـی به نظر میرسید که کمی با چیزی که انتظار داشتم متفاوته .. شاید باید منتظر بهم ریختن فضای داستانی و زیر و رو شدن داستان انیمه باشیم. از لحاظ دوبلور خوب بود و خصوصا روکو با دوبلوری Kakuma کارکتر خوبی بود. موسیقی OP , ED در نگاه اول به حس انیمه کمی نزدیک بودن ولی در اون حدی خوب نبودن که هفته بعد اونا رو دوباره کامل ببینم و بشنوم.

تو این اپیزود با یکی از دخترهای اصلی دیگه به اسم یوزوکی هم آشنا شدیم که یه برادر دوقلو به اسم کازوکی داشت. اون دوتا روکو رو "سلکتور" صدا میزدن و یوزوکی کارت مخصوص خودش رو داشت که با کارت روکو تفاوت داشت. یوزوکی از "دختر ابدی" حرف زد و اینکه قوانین به چه شکلی هست. قوانین دنیای "ویکسوس" برای تبدیل شدن به دختر ابدی؛ دختری که میتونه آرزوها رو برآورده کنه و ... نیمه دوم بیشتر به شرح دادن بازی پرداخته شد و شاید بهترین موقعیت برای تصمیم گیری در مورد جذب شدن شما به سمت انیمه، همون نیمه دوم باشه. بعید میدونم تو اپیزودهای آینده آنچنان تفاوت بزرگی رو درون فضای انیمه به چشم ببینیم. بهرحال برای اپیزود اول انیمه، آنچنان که دوست داشتم به سمتش جذب نشدم و دوست دارم تو اپیزود بعد یه چیز خیلی جالب تر رو به چشم ببینم تا این انیمه منو دنبال خودش بکشونه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- روکو در کنار مادربزرگش :



- کارت روکو، تاما :



- روکو در کنار یوزوکی و کازوکی :



- فضای مبارزه و بازی :

Hajime no Ippo: Rising - Episode 25

Hajime no Ippo: Rising - Episode 25

پایانی زیبا به آرکی فوق العاده و فصلی پراز هیجان. همه میدونستیم که اندرسون در آستانه شکسته ولی واقعا انتظار دیدن دوتا بادی رو نداشتم! صحنه حمله ور شدن کومگاوا به سمت اندرسون و وارد کردن اون بادی ها وحشتناک بود و خیلی سطح مبارزه سنگینی رو به رخ کشید. بلاخره مبارزه تموم شد و کومگاوا برنده رینگ شد. لحظات خداحافظی کومگاوا با یوکی و نکوتا هم زیبایی خاصی داشتن و دو دوست قدیمی خیلی باحال از هم خداحافظی کردن. خداحافظی که پر از احساسات پاک این سه نفر بود و بعد از اون به زمان حال برگشتیم! حالا دیگه دیدن قیافه نکوتا و کومگاوا رو به شکل دیگه ای از دید میگذرونیم و اُبهتی که کومگاوا قبل از دیدن این آرک فلش بک برامون داشت، دوبرابر شد. حتی نکوتا هم که تا قبل از این آرک یه کارکتر خنده دار و فرعی بامزه بود، شناخت جالبی از خودش به ما نشون داد و تونستیم باهاش همدردی های خاصی رو داشته باشیم.

نیازی نیست دوباره تکرارش کنم، این انیمه جز تاپ 5 من بوده و حالا با دیدن این فصل و تموم کردن ـش هم واقعا روی تصمیم خودم به موندن این انیمه تو لیستم تاکید میکنم و حسابی از دیدن این فصل راضی بودم. بهترین آرک این فصل به نظر من آرک ساوامورا بود .. ساوامورای که وحشیانه مبارزه میکرد اما خُب، آرک دیوید ایگل و این آرک آخر هم هیجان خاص خودشون رو داشتن. این فصل تمرکزهایی به آئوکی و بعضی از کارکترهای فرعی هم داشتیم که واسه تنوع خوب بود. کمدی هم مثل همیشه جای ثابت خودش رو داشت ولی چون آرک های جدی ـمون زیاد بود، کمتر از فصل های قبل صحنه های کمدی دیدیم. موسیقی OP , ED واقعا جذاب بودن. صحنه‌هایی خاطرانگیز از هر کدوم درون ذهنم باقی میمونه و میدونم مدتها با من همراه میشن. روی هم رفته اگه ازم بپرسن، این فصل هاجیمه دقیقا چیزی بود که میخواستم؟ به راحتی جواب میدم آره و حسابی از دیدن ـش راضی بودم. امیدوارم فاصله بین فصل سوم و چهارم مثل فاصله بین فصل دوم و سوم نباشه و خیلی زود خبری در مورد فصل چهارم بشنویم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- رو هوا رفتن اندرسون بعد از بادی خوردن خیلی جالب بود :



- تعجب بقیه :



- جشن پیروزی به این سبک :



- خداحافظی کومگاوا با نکوتا :

Nisekoi - Episode 12

Nisekoi - Episode 12


سلام .. به اپیزودی که در اون قراره بیننده‌های انیمه و ایچیجو رو بیشتر از قبل در مورد دختر 10 سال پیش گیج کنیم، خوش اومدید. اپیزود واقعا خوبی بود و مثل همیشه صحنه‌های جالب زیادی بین ایچیجو، کریساکی و اونودرا دیدیم .. البته این اپیزود بیشتر به کریساکی اختصاص داشت و واقعا کریساکی تو این اپیزود خوش درخشید. صحنه باز کردن قفل به شکل "عذاب آور لذت بخشی" کش دار جلو رفت. نمیتونم بگم که اون صحنه رو دوست نداشتم .. واقعا هنرنمایی دوبلورها و بامزگی کارکترها خصوصا کریساکی جای دید منفی رو درون ذهنم باقی نمیذاره و خیلی راحت جذب صحنه کلید و قفل میشم! و البته .. کلید تو قفل شکست تا ما دوباره دست به دهان باقی بمونیم و ندونیم اون دختر کیه. روبرویی با پدر کریساکی هم در نوع خودش جالب بود و فلش بک های خوبی رو از بچگی کارکترهای دیدیم .. کریساکی کوچولو چه کاوایی بود. تو ادامه بجز اون جریان عکس و سوتفاهمی که واسه اونودرا به وجود اومد، آنچنان اتفاق خاصی نیافتاد.

لحظه‌های آخر اپیزود پدر ایچیجو خبر از عکسی داد که کلیف هنگر این اپیزود ما شد. عکس ایچیجو بهمراه دختر 10 سال پیش! باید ببینیم جریان اون عکس چیه و آیا اون عکس اصلا چیزی رو شفاف سازی میکنه یا نه. ED Card این اپیزود عکس یکی از کارکترهای دختر رو در خودش داشت که هنوز وارد نشده. به نظر میاد کارکتر خوبی باشه. شاید هم دلیل رو کردن این ED Card تو این اپیزود، وارد شدن اون دختر تو اپیزود بعد باشه. بهرحال باید منتظر اپیزود بعد و محو کردن این علامت سوال‌ها باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- این انکار کردن‌شون حرف نداشت :



- باورنکردنی ـه! داره اتفاق می افته ... و بوووم! کلید شکست!



- من کاملا با این حالت ایچیجو احساس همدردی میکنم :



- این شکل خجالتی شدن کریساکی بعد از جریان کلید، فوق العاده بود :



- ED Card :

Diamond no Ace - Episode 25

Diamond no Ace - Episode 25

از اسم اپیزود 25 ، "استراتژی ضد فورویا" کاملا مشخص بود که قراره برنامه ای رو برای فورویا چیده شده ببینیم! برنامه ای که حالا بعد از چندبازی فورویا و تحقیق تیم آکیکاوا پیاده شد و قرار بود فورویا رو به سمت خستگی هُل بدن. یه مقدار فضا تاکتیکی شد و ممکنه نیاز به توضیحات کناری داشته باشه. مثلا بَترها چوبی برای زدن پرتابای بلند فورویا بلند نمیکردن. یعنی میذاشتن توپ "بال" بشه و از اونجایی که هر چهار "بال" یک بیس رو به چوب زن میده، شرایط خوبی واسه تیم آکیکاوا به وجود اومد. حرفی که اپیزودهای قبلی میوکی زده بود و از توپای بلند فورویا میترسید رو دوباره شنیدیم! اینکه حالا استراتژی آکیکاوا به ضرر تیم سیدو بود و فورویا باید کنترل توپاشو به دست میگرفت و "استرایک" مینداخت. بلاخره با تغییر دادن سبک پرتاب فورویا و آرامش و شُل شدنی که از پرتاب "اسپلیت" بدست میاورد، تونست شروع به استرایک گرفتن کنه و به قولی کنترل خودشو به دست بگیره. سوپرایز خوبی برای تیم آکیکاوا بود ولی اونا زیاد نگرانی خرج نمیدن .. آخه هنوز معجزه خودشون رو وارد زمین نکردن! شونشین در حال گرم کردن بود. باید ببینیم قدرت ساعت وار شونشین چه تاثیری روی بازی میذاره.

چیزی که تو شروع انیمه و نیمه اول دیدیم، آماده سازی برای بازی بود که خیلی جالب شکل گرفت. نگرانی ها بابت فورویا و تمرینی که ایجون با مربی انجام داد، همه جالب و خوب جلو برده شد. خصوصا صحنه تمرین ایجون با مربی موسیقی جالب به بهتر به تصویر کشیده شدن فضا کمک خاصی کرده بود. شوخی‌هایی هم با تانبا و بقیه اعضای تیم دیدیم .. ضمن اینکه ریو با هارویچی یه صحنه جالب داشت و با هم تمرین کردن. ظاهرا بلاخره داداش بزرگه داره کمی کوتاه میاد و به داداش کوچیکه اهمیت میده. چیزی که در بازی آکیکاوا در مقابل سیدو عجیب بود، تماشاگر نداشتن آکیکاوا بود و حرف هایی که بازیکنا راجع به ترک بیسبال میزدن و فشاری که بهشون وارد میشه. تفاوت خوبی بین جریانات زمین حاکمه. هنوزم تکیه کلام مربی آکیکاوا "میدونی ..." بامزه ست و فضا رو خنده دار میکنه! بهرحال باید ببینیم شونشین چه بلایی سر تیم سیدو میاره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تمرین هارویچی با داداشش، ریوسکه :



- هیجان ایجون در مقابل بازی با مربی :



- این صحنه خیلی خاص بود. داور داد زد "صف بگیریـــد" بعد یهو بازیکنای دو تیم مثل گلادیاتور ها به سمت همدیگه حمله ور شدن!



- فضای نیمکت آکیکاوا مطمئنا فضای موردعلاقه اصلی من در بین حریف های سیدو تا به اینجاست. هم مربی کارکتر باحالی ـه و هم خونسردی شونشین و موزیک گوش دادنش بیننده رو جذب خودش میکنه :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 11

Gin no Saji 2nd Season - Episode 11

به همین سرعت و به همین سادگی فصل دوم انیمه رو هم پشت سر گذاشتیم. لحظات زیبایی رو داشت و واقعا باز هم مثل فصل اول انیمه حسابی واسم لذت بخش بود. فصل دوم لحظات دوست داشتنی زیادی واسم داشت ولی محبوب‌ترین لحظات مسلما رابطه بین هاچیکن و میکاگه بود که تو این فصل پیشرفت خوبی داشت و از اون زاویه داستان راضی هستم. اپیزود آخر و پایان بخش انیمه با حضور مادر هاچیکن جلوه خاصی پیدا کرد و به نظر من نقطه مثبتی برای انیمه بود. مسلما اگه فصل دیگه ای از این انیمه بیاد، با خوشحالی به سراغ دیدنش میرم ولی اونجور که از آمار فروش برمیاد و نظرات انیمه بین‌ها بهشون اشاره داره، اونقدر راضی کننده نبوده و ممکنه دیگه فصل بعدی در کار نباشه. نکته جالب قضیه اینه که اکثر کسایی این انیمه رو دیدن، نمیتونن داستان زیبا و پتانسیل داستانی اونو انکار کنن اما وقتی به بحث فروش میرسیم، میبینیم که اونقدرها موفق ظاهر نمیشه و درنتیجه فصل بعدی در کار نخواهد بود.

بهرحال پایان خیلی خوبی داشت و این فصل بهمراه فصل قبلی انیمه میتونه یه تجربه دلچسب برای انیمه‌بین ها باشه. من که خاطرات خوبش رو در ذهن خودم نگه میدارم و با دید مثبت به لحظاتی که صرف دیدن این انیمه کردم، نگاه میکنم.

صحنه‌هایی از اپیزود آخر :

- صحنه برخورد هاچیکن و حرف‌هایی که با پدرش زد یکی از صحنه‌های خوب اپیزود بود :



+



- بیچاره هدیه‌هاشو فراموش کرد :

Kill La Kill - Episode 24

Kill La Kill - Episode 24



پایان انیمه عالی بود .. انتظارات منو بر آورده کرد. با یک مبارزه عالی تو طول اپیزود ادامه دادیم و بلاخره راگیو رو به شکل زیبایی شکست دادیم و حتی بعد از اون یک گردهمایی خیلی احساسی کارکترهای انیمه رو در کنار هم دیدیم. گردهمایی که با سقوط ریوکو به اون شکل از آسمان شکل گرفت و هر لحظه با ورود یکی از کارکترهای انیمه به سمت تکامل پیش رفت. "برگشتم خونه، نه سان" این دیالوگ ریوکو واقعا به طرز عجیبی وارد ذهنم شد و خیلی اون صحنه رو دوست داشتم. راگیو حریف ساده ای نبود و همیشه چیزی برای رو کردن داشت .. این خصوصیتی ـه که یک رئیس عالی همیشه داره و رو کردن ویژگی های جدید باعث جذاب تر شدن فضای داستانی انیمه شد. ریوکو با استفاده از سنکتسو کیساراگی تونست راگیو رو بیرون از زمین دنبال کنه؛ قدرتی که اُبهت خاصی رو به ریوکو داده بود و واقعا ظاهر دیدنی هم داشت. مبارزه نهایی بین ریوکو و راگیو اونقدرها طولانی نبود و لازم هم نبود که طولانی باشه. زیبایی که داشت به تصویر کشیده شد و داستان به سمت جلو و پایان حرکت کرد. اینکه راگیو تا آخر باورها و اعتقادات خودش در مورد الیاف رو از دست نداد، برام من جالب بود و شیوه محو شدن ش از داستان انیمه یکی از نقاط مثبت پایان بندی انیمه بود.

روی هم رفته این انیمه برای من، جز 3 انیمه برتر پاییز و زمستان بود. بارها و بارها بهش اشاره کردیم، این انیمه واقعا خاص بود، استایل جذاب و چشم نوازی داشت و من که تا مدت زیادی اونو به خاطر خواهم داشت و از الان منتظرم که چیزی با شباهت به این انیمه رو در آینده ببینم. چیزی که از این انیمه برداشتی داشته باشه و یک سری از ویژگی های اونو در خودش داشته باشه. Kill La Kill از فصل پاییز تا اینجا به راحتی تونست هر هفته منو سرگرم کنه و داستان پرکششی رو به نمایش کشید. داستانی که از یک فضای مدرسه ای ساده شروع شد و بعدها به راگیو و عظمت داستانی و همبستگی کارکتری متصل شد. من حتی دلم برای صحنه های کمدی ماکو چان هم تنگ میشه و دوست داشتم بیشتر از اینها رفتار احمقانه این کارکتر رو ببینم! اما بهرحال این سفر هم به پایان رسید و باید به سراغ انیمه‌های بعدی بریم.

صحنه‌هایی از اپیزود آخر :

- این شکل اشکل ریخت ماکو کنار گاماگوری خیلی باحال بود :



- ساتسکی و ریوکو در مقابل شکل جدید هاریمه :



- سنکتسو کیساراگی ریوکو :

Nagi no Asukara - Episode 25

Nagi no Asukara - Episode 25




اُفونیهیکی، مراسمی که وقتی از راه میرسه گردابی از احساسات ما بیننده‌ها رو به درون آب میکشه. بعد از دیدن آخرین صحنه‌های اپیزود، واقعا احساس اُفونیهیکی قبلی برای من زنده شد و تک تک اون صحنه‌ها رو دوباره جلوی چشم خودم دیدم. صحنه‌هایی که درون، هر لحظه برای یکی از کارکترهای انیمه اتفاق دردناکی می افتاد و هر کدوم به شکلی صدمه میدیدن و اینبار نوبت به میونا رسید؛ کارکتر دوست داشتنی انیمه .. کسی که این چنین عشق خودش رو ندیده گرفت و به سراغ نجات ماناکا رفت، ماناکایی که حالا صدای "هیکاری رو دوست دارم" ـش به گوش میرسید و ما از احساس واقعی ماناکا تو این اپیزود با خبر شدیم. تئوری قربانی شدن میونا به واقعیت تبدیل شد و حالا حتی احساسات میونا هم برای هیکاری و بقیه آشکار شد .. موضوعی که مسلما تو اپیزودهای بعد فشار سنگینی رو به هیکاری وارد میکنه و به این سادگی نیست که بعد از قربانی شدن میونا و فاش شدن احساس ماناکا، هیکاری با خیال راحت به سمت ماناکا برگرده و ابراز علاقه اونو جواب بده! نه! درام داستان به اون چنین اجازه ای رو نمیده ...

اما قبل مراسم اتفاقات زیبای دیگه ای رو هم داشتیم و هر لحظه از نیمه اول بشدت دیدنی و جالب انگیز دنبال شد. آماده شدن برای مراسم اُفونیهیکی و افتادن گرنبند تو آب و شنیدن احساسات ماناکا واقعا زیبا بود و از اون زیباتر خاطره ای بود که از زاویه دید سوموگو دیدیم! خاطره ای که در اون ماناکا از احساس خودش در مورد هیکاری حرف میزد و بخاطر علاقه ای که چیساکی به هیکاری داره، اشک میریخت. دیدن تصویر زوم شده روی صورت ماناکا یکی از لحظه های مورد علاقه من تو چند اپیزود اخیر بود .. در کنار این موضوع باخبر شدن میونا، دیدن اینکه، این میوناست که به ماناکا آرامش میده، باز هم به محبوبیت میونا اضافه میکنه. میونایی که حالا با غیب شدن‌ش بیننده رو به یاد این خاطرات می اندازه و ما میتونیم لحظات زیبایی که از این کارکتر دیدیم رو به خاطر بیاریم و دوباره به برگشت میونا به جمع کارکترهای سطح آب انیمه امیدوار بشیم. واقعا معصومانه به درون آب کشیده شد و جای خالی اون تو اپیزودهای بعد مسلما حس خواهد شد ... یکی دیگه از صحنه‌های جالب نیمه اول، دیدن رفتار بامزه چیساکی و سوموگو در مقابل هم بود .. جایی که سوموگو داشت به اون شکل خنده دار احساس چیساکی در مورد خودش رو پررنگ میکرد و میخواست اونو مجبور به باور کردن احساس خودش کنه. کاری که به نظر میاد تو انجام دادن‌ش موفق بود.

یک اپیزود احساسی واقعا خوب .. حالا که میبینم اُفونیهیکی دوباره چنین تاثیر بزرگی روی انیمه داره، شاید گاهی با خودم بگم، "کاش اُفونیهیکی سومی هم در کار بود" ولی از طرف دیگه دلم به حال کارکترهای این انیمه و اینکه با هر اُفونیهیکی چنین زجری رو میکشن، میسوزه و ... ! عجیبه ولی فریادهای "میونا" ـی آخر هیکاری اینبار به نظر متفاوت به نظر میرسیدن و واقعا احساس بیشتری درون خودشون داشتن. بعد از دیدن صحنه تلاش هیکاری برای رسیدن به میونا گیر افتاده، به یاد صحنه کنار دریاشون افتادم. جایی که میونا به هیکاری اصرار میکرد و میگفت که علاقه خودتو به ماناکا ابراز کن و همینطور از اون میخواست که جمله خودشو بازم تکرار کنه! امیدوارم اپیزود آخر یک پایان بندی عالی رو ببینیم و داستان مربوط به میونا به شکل جالبی پایان برسه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌های بین میونا و ماناکا تو این اپیزود زیاد بودن :



- این لحظه دونفری افتادن‌شون تو آب واقعا زیبا بود :



- و اینبار نوبت به میوناست ... :