M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Gin no Saji 2nd Season - Episode 11

Gin no Saji 2nd Season - Episode 11

به همین سرعت و به همین سادگی فصل دوم انیمه رو هم پشت سر گذاشتیم. لحظات زیبایی رو داشت و واقعا باز هم مثل فصل اول انیمه حسابی واسم لذت بخش بود. فصل دوم لحظات دوست داشتنی زیادی واسم داشت ولی محبوب‌ترین لحظات مسلما رابطه بین هاچیکن و میکاگه بود که تو این فصل پیشرفت خوبی داشت و از اون زاویه داستان راضی هستم. اپیزود آخر و پایان بخش انیمه با حضور مادر هاچیکن جلوه خاصی پیدا کرد و به نظر من نقطه مثبتی برای انیمه بود. مسلما اگه فصل دیگه ای از این انیمه بیاد، با خوشحالی به سراغ دیدنش میرم ولی اونجور که از آمار فروش برمیاد و نظرات انیمه بین‌ها بهشون اشاره داره، اونقدر راضی کننده نبوده و ممکنه دیگه فصل بعدی در کار نباشه. نکته جالب قضیه اینه که اکثر کسایی این انیمه رو دیدن، نمیتونن داستان زیبا و پتانسیل داستانی اونو انکار کنن اما وقتی به بحث فروش میرسیم، میبینیم که اونقدرها موفق ظاهر نمیشه و درنتیجه فصل بعدی در کار نخواهد بود.

بهرحال پایان خیلی خوبی داشت و این فصل بهمراه فصل قبلی انیمه میتونه یه تجربه دلچسب برای انیمه‌بین ها باشه. من که خاطرات خوبش رو در ذهن خودم نگه میدارم و با دید مثبت به لحظاتی که صرف دیدن این انیمه کردم، نگاه میکنم.

صحنه‌هایی از اپیزود آخر :

- صحنه برخورد هاچیکن و حرف‌هایی که با پدرش زد یکی از صحنه‌های خوب اپیزود بود :



+



- بیچاره هدیه‌هاشو فراموش کرد :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 09

Gin no Saji 2nd Season - Episode 09

سلام کومابا .. یا بهتر بگم، سلام موقتی به کومابا کردیم! یه اپیزود خیلی خوب در ادامه اتفاقات قبلی و خداحافظی که کومابا انجام داد. قسمت کوچولوی قبل از شروع OP فوق العاده بود؛ جایی که صحنه خیلی بامزه‌ای بین میکاگه و هاچکن دیدیم .. میکاگه‌ای که نزدیک بود یه ابراز علاقه رو به سمت هاچیکن پرتاب کنه! نحوه توقف‌شون و بعد از اون کسی که اومد و اونا رو با هم دید، عالی بود. "میخواین در رو قفل کنم؟!" از لحاظ کمدی این تیکه حرف نداشت. اما تو خود اپیزود، با میکاگه و هاچکن همراه شدیم و به سراغ کومابا رفتیم .. جایی که گاوها داشتن از محل زندگی خودشون خداحافظی میکردن و دوقلوهایی که بخاطر رفتن گاوها اشک میریختن ... صحنه‌های احساسی خیلی خوبی رو دیدیم. بعد از ED هم صحنه‌های جالبی داشتیم و میکاگه تونست از "رویا داشتن" خودش حرف بزنه. هاچیکن به نحو خیلی خوبی تونست میکاگه رو به سمت جلو هُل بده .. غیر قابل انکار هست که رابطه بین این دو تو اپیزودهای اخیر پیشرفت واقعا خوبی داشته. باید منتظر دیدن ادامه داستان تو اپیزود بعد و عکس‌العمل خانواده میکاگه باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- "میخواین درو قفل کنم؟" :



- خوردن آخرین شیر مزرعه کومابا :



- یه شات از همراهی میکاگه با هاچیکن تو این اپیزود :



- "هاچیکن شوهر خوبی میشه" ، بیچاره هاچیکن :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 08

Gin no Saji 2nd Season - Episode 08

خداحافظ کومابا .. اتفاقی که براش افتاد، ناراحت کننده و دردناک بود .. میتونستم احساسی که هاچیکن در مورد این مسئله داشت رو درک کنم و باهاش همراه بشم. فدا کردن رویاهای خودت برای برآورده کردن رویاهای دیگران و دادن قرض‌های خانواده ، تصمیمی که کومابا گرفت و به راحتی با جمع کردن وسائل خودش از فضای داستان ما محو شد. بلاخره دلیل اون گریه‌های میکاگه مشخص شد و فهمیدیم که میکاگه چرا به اون شکل گریه میکرد. تلاش هاچیکن به جایی نرسید؛ درگیر کردن افکارش با این موضوع و حرص خوردن در مقابل جریانی که جلوی چشم خودش میدید، نتیجه خاصی براش نداشت و عصبانیتی رو به سمتش هُل داد. باید ببینیم جریان کومابا تو اپیزودهای بعد ادامه پیدا میکنه یا نه، قرار این جدا شدن کومابا رو به عنوان قسمتی از زندگی و درسی برای بقیه کارکترها ببینیم. چیزی که مشخصه اینه که، هاچیکن هنوز هم ذهن‌ش درگیر این موضوع هست و اپیزود بعد رو هم به همین حالت ادامه میده .. باید ببینیم میتونه کاری رو انجام بده یا نه.

اپیزودهای اخیر از لحاظ رمنس بین هاچیکن و میکاگه پیشرفت جالبی رو با هم دیدیم و هر کدوم به شکلی تو جذاب کردن رابطه بین این دو کارکتر نقش داشتن. سفر دو نفری هاچیکن و میکاگه تو اپیزودهای قبلی یکی از تیکه‌هایی بود که واقعا دوست داشتم و در کنار اون صحنه‌ها، خجالتی شدن میکاگه از فهمیدن موضوع علاقه هاچیکن به خودش هم دیدنی بود. با توجه به پیش اومدن موضوع کومابا، فکر کنم کمی تا برگشتن به مسیر رمنس داستان فاصله داشته باشیم و فعلا روی محتوای داستانی دیگه‌ای که پیش روی ماست، متمرکز بشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- حرف‌های میکاگه با هاچیکن :



- ناراحتی میکاگه :



- صحنه‌های رفتن کومابا :



+

Gin no Saji 2nd Season - Episode 04

Gin no Saji 2nd Season - Episode 04

یه اپیزود متمرکز به اسب سواری دیگه. اینبار کارکتری به اسم آیامه هم بهشون اضافه شد .. دختری که تو طول همون نیمه اول اینقدر خنده های مغرورانه و ملکه ای ازش دیدیم که به راحتی تبدیل به یه کارکتر اعصاب خورد کن خوب شد! وقتی میگم خوب یعنی اینکه خیلی جالب تونست در قالب یه کارکتر پرافاده بره و بیننده میتونست حس کمدی که پشت این قضیه قرار گرفته بود رو لمس کنه. صحنه های اسب سواری همه عالی بودن ولی عالی تر از همه بدون شک، صحنه اسب سواری هاچیکن با مارون بود .. جایی که مارون اختیار پرش رو به عهده گرفت و به شکل جالبی تمام موانع رو بدون خطار جلو رفت. حتی آخرین لحظات پای راست هاچیکن از مارون جدا شد که با رد شدن به موقع از خط پایان خطایی برای هاچیکن محسوب نشد. داداش هاچیکن هم مسابقه اونو دید و در نهایت دیدیم که هاچیکن نفر چهارم مسابقه شد که فکر کنم واسه هاچیکن عنوان خیلی خوبی هم بود. تو ادامه یه سری مسابقه دیگه هم دیدیم و رکورد خیلی خوبی که میکاگه به دست آورد. روی هم رفته کُلی سوارکاری کردیم و مارون هم مثل آیامه کُلی مغرور بازی در آورد و اگه به دست من بود، مارون رو به آیامه میدادم چون خیلی به میخورن! البته ناگفته نماند که مارون در کنار مغرور بودن، اسب با مرام و خوبی ـه و فقط بعضی وقتا کمی هوس میکنه سر به سر هاچیکن بذاره.

صحنه های از اپیزود :

- آیامه :



- از دست دادن کنترل مارون :



- خوشحالی هاچیکن و بقیه بخاطر خطا نداشتن :



- مارون در حال خوردن غذای خوشمزه این اپیزود :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 03

Gin no Saji 2nd Season - Episode 03

یه اپیزود جالب دیگه، این‌بار در مورد پرش با اسب از مانع! صحنه‌های اسب دار خیلی جالبی رو تو این اپیزود دیدیم و خُب بهترین قسمت‌های این اسب سواری، دیدن پرش اونا از مانع بود. وقتی اینجور صحنه‌های پرش از مانع با اسب رو با تصاویر میبینیم، خیلی به نظر ما آسون‌تر از واقعیت صحنه به نظر میرسه ولی اینجا با دیدن استرسی که هاچیکن در مورد پرش با مارون داشت، میشد کم کم بزرگی مانع و سختی کار رو درک کرد. انگار مارون فقط با هاچیکن مشکل داشت (مثل همیشه!) و مثلا با میکاگه خیلی راحت پرش خودشو انجام میداد. روند اپیزود مثل همیشه خوب بود و به نظر من یکی از نقاط قوت اپیزود، صحنه‌های مشاجره هاچیکن و صحنه‌های مکالمه معمولی شون بود .. رابطه‌ای که با هم پیدا کردن، خیلی جالبه و واقعا باید به سمت جلو حرکت کنن! این وسط از راه رسیدن پدر میکاگه هم ضایع شدن‌های خوبی واسه هاچیکن بهمراه داشت .. صحنه‌های خنگ بازی توکیوا و خیالات احمقانه‌ش هم مثل همیشه خنده دار بود.

بلاخره نوبت به پرش دوباره هاچیکن رسید که واقعا صحنه خوبی بود .. اینبار بلاخره پرش با نیمچه موفقیتی همراه بود .. مارون باز هم با بدجنسی اول تظاهر به نپریدن کرد و بعد یهویی پرواز کرد و به آسون رفت .. هاچیکن نقش بر زمین شد و بعدش هم که کُلی مارون اعصاب خرد رو بغل کرد که دیدن عصبانیت مارون تو اون صحنه خیلی باحال بود. بهرحال، هاچیکن به هدف این اپیزودش که پریدن از مانع با اسب بود، رسید و باید ببینیم قسمت بعد چه کوه بلندی رو برای فتح کردن انتخاب میکنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- سواری دادن مارون به میکاگه :



- رد شدن مارون از کنار موانع بدون پرش :



- گیر دادن هاچیکن به لهجه میکاگه و خجالتی شدن میکاگه خیلی بامزه بود :



- خوشحالی هاچیکن از پرشی که داشت :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 02

Gin no Saji 2nd Season - Episode 02

اپیزود خیلی خوبی بود .. پیدا کردن سگ به اون بامزگی خیلی راحت میتونه هاچیکن رو دست به جیب کنه! هاچیکن نشون داد که هنوزم نقطه ضعف خودش رو در مقابل حیوون‌ها داره و البته این ویژگی از نظر من، اصلا چیز بدی نیست و خیلی کارکتر هاچیکن رو درک میکنم. پول واکسن به نظر زیاد میرسید ولی حداقل توکیوا واسه پول غذا دست به یه نقش ماهرانه زد و به شکل خنده دار ملت رو وادار به پول دادن کرد. اما از بحث غذا و پول که بگذریم، آموزش دادن چنین سگ کوچولویی باید خیلی باحال باشه .. سخت ولی باحال! "سگ معاون" اسم خیلی خوبی بود و حالا هاچیکن میخواست بهش آموزش بده و کمی به حالت بی رحمی وارد شد .. صحنه کلوچه خوردن هاچیکن هم بامزه بود و هم دلسوزانه! معاون بیچاره بلاخره یه چیزایی یاد گرفت و البته به قول هاچیکن "تو یاد گرفتن بهتر از توکیوا بود" .. اشک همه با شنیدن این حرف در اومد .. .. بیچاره توکیوا.

صحنه اون آموزش مربوط به گاوها واقعا وحشتناک بود .. دیدن صحنه‌ش هم اذیت کننده و هم شاید چندش آور بود ولی خُب، جنبه آموزشی جالبی داشت. روی هم رفته این انیمه گاهی چیزایی رو به تصویر میکشه که کمتر به تصویر کشیده شدن، مثل واکسن زدن سگ معاون یا همین عملیات مربوط به گاو و یا مثلا تو فصل اول هم کُلی صحنه جالب مربوط به حیوانات داشتیم که همه جز نقاط مثبت این انیمه هستن. این اپیزود تنها چیزی که کم داشت، ادامه دادن اون موضوع مربوط به میکاگه بود که الان برام ابهام شد که آیا کلا فراموش شده یا نه؟ میشد اون صحنه صحبت‌های کومابا راجع به "اینقدر به فکر دیگران نبودن" هاچیکن رو یه جورایی به اون موضوع مرتبط کرد .. حرکات دوربین به چهره میکاگه رفته بود ولی شاید همش اتفاقی بود و ذهن من زیادی قصد مرتبط کردن دو صحنه رو داشت. بهرحال اپیزود خیلی شاد و سرحال کننده ای بود و بودن با Gin no Saji در بین حیوون‌ها هیچ وقت خسته کننده نمیشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- سگ اپیزود، معاون :



- معمای هفته: هاچیکن را در این صحنه بیابید :



- ناراحتی هاچیکن بخاطر آموزش نداشتن معاون :



- خوشحالی هاچیکن بخاطر بهتر بودن استعداد معاون از توکیوا :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 01

Gin no Saji 2nd Season - Episode 01

"میگن اگه یه نعل اسب پیدا کنی، واست خوش شانسی میاره"



میشه از همون استارت با سر و صدای مرغ‌ها و گاوهای اپیزود هم حس کرد که ... آره Gin no Saji برگشته! بدون کوچکترین معطلی وارد فضای انیمه و با هاچیکن شدیم! خیلی این نکته رو در مورد شروع دوست داشتم. اوپنینگ انیمه بازم مثل سری اول حس روستایی و حیوونی خودشو حفظ کرده و واقعا متناسب با فضای انیمه انتخاب و ساخته شده. میکاگه چه راحت راجع به سیــ نه بند با هاچیکن حرف میزد .. انگار نه انگار .. هاچیکن هم که کاملا به خودش کنترل داره و اصلا نمیذاره طرف مقابلش بفهمه که مکالمه براش ناجور شده .. خنده دار تر بعد از این ماجرا بود که فهمیدیم سیــ نه بند برای گاو بوده و نه برای میکاگه! بهرحال اینم یکی از موارد آموزشی دیگه Gin no Saji ـه؛ اینکه برای حیوونی مثل گاو هم چنین وسیله ای همنام با استفاده انسانی شه. تو ادامه هاچیکن رو معاون باشگاه سواری کردن .. بعد از اون، دیدن اشک های میکاگه نه تنها هاچیکن بلکه من رو هم درگیر خودش کرد .. خیلی کنجکاو بودم که دلیل این اشک ها رو بدونم. هاچیکن هم مثل من به دنبال پیدا کردن دلیل این ناراحتی میکاگه بود و منم اونو به سمت جلو تشویق میکردم! هاچیکن فکر میکرد که کومابا با میکاگه رابطه داره و دلیل ناراحتی میکاگه به اتفاقی بی اون و کومابا برمیگرده .. کلا تو این بین درگیری ذهنی هاچیکن خیلی زیاد شد و با اون استایل طنز جالب به علاقه داشتن یا نداشتن به میکاگه فکر میکرد (اونم در حالی که یه گاو دستاشو میخورد! )

حواس پرتی میکاگه باعث شد اسبا بیرون بیان و بیشتر از قبل نشون بده که اتفاقی افتاده و جریانی پیش اومده. هاچیکن بلاخره تصمیم نهایی و پر اراده خودشو واسه صحبت با میکاگه گرفت ولی به طرز فجیع خنده داری رد شد "به تو ربطی نداره!" خیلی باحال بود .. خصوصا وقتی که با اون موسیقی به سمت اتفاق افتادن ای صحنه رفتیم و اون موسیقی "انرژی بخش" باعث چندین برابر خنده دار تر شدن صحنه شد. آخرش هم نفهمیدیم که میکاگه چرا ناراحت بود و احتمالا این موضوع تو اپیزود بعد ادامه پیدا کنه و بلاخره متوجه بشیم. جریان اون نعل هم دیدنی بود و بودن نعل تو ED انیمه هم در نوع خودش جالب بود. یه شروع عالی برای فصل دوم بود .. من که حسابی از دیدن ش راضی بود و حس خوب فصل اولش بازم به سراغم اومد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- اشک‌های میکاگه به اون حالت معصومانه :



- هاچیکن غرق در افکار :



- "به تو ربطی نداره، هاچیکن!" .. این استایل خرد شدن هاچیکن فوق العاده بود.

Gin No Saji - End // Anime

Gin No Saji - End // Anime


به همین زودی این انیمه هم تموم شد. اپیزود آخر هم یه اپیزود دلچسب بود. فکر کنم تقسیم گوشتِ هاچیکن اونو کلی محبوب کرد. روش‌های مختلفی که گوشت‌ها ازش گرفته شد، خیلی جالب بود، یکی با خواهش، یکی با پول، کلاس سومی‌ها با زور و البته مبادله. بلاخره چیزایی از پدر و مادر هاچیکن هم دیدیم! چیزایی؟ فقط یک صحنه از حضورشون تو انیمه که برای شروع بدک نبود. شاید فصل دوم بیشتر وقت بهشون اختصاص داده شد. درنهایت اینکه روبرویی هاچیکن با خوک‌های جدید هم خوب بود و دیدیم که باز هم روی خوک ها اسم گذاشت که نشون میده داره به احساسات خودش غلبه میکنه و فقط بخاطر اینکه اسم روی حیوون گذاشته، دلیل بر این نمیشه که نتونه اون حیوون و گوشتش رو بخوره.


راستش فکر میکنم پتانسیل بیشتری داشت و میتونستن اپیزودهای بیشتری براش بسازن، حتی با اینکه فصل دومی در راهه، به نظر من میشد فصل اول رو طولانی‌تر کرد. بهرحال فصل دومی در راهه و باید منتظر اومدنش باشیم. روی هم رفته یه سری شیرین و دوست داشتنی بهمراه کُلی کارکتر فرعی خوب بود. به نظر من کارکترهای فرعی یکی از قوی ترین قسمت های این انیمه بود، هیچ کدوم از اون کارکترها به شکل اعصاب خوردکنی نبودن و مدت زمانی که تو اپیزودها بودن مناسب و به جا بود. امیدوارم تو فصل دوم رشد بهتری از هاچیکن و افکارش ببینیم، به حالت تکراری وارد نشیم و روی یک دست حیوون یا داستان تکراری مانور داده نشه و شاید حتی بتونیم انتظار رمنسی بین اون و میکاگه هم داشته باشیم! این انتظار آخر یه مقدار تخیلی به نظر میرسه ولی فقط یه امیدواری ــه.

نمره من به انیمه : 7.5 ~ 8 از 10

صحنه هایی از اپیزود آخر :

- صحنه‌ای که اون دختر واسه گرفتن گوش اومده بود و همه فکر اشتباه کردن :



- مسابقه بیسبال کومابا :



- هاچیکن و آویزون بودنش ... :



- خوک‌های جدید :