اما این اپیزود بجز پائولا، یک اپیزود سراسر جذاب واسه طرفدارای سوگومی هم محسوب میشه چون از هر لحاظ تونستیم صحنه های فوق العاده ای رو با حضور سوگومی در کنار راکو ببینیم. خجالتی شدن ها و سوندره بودنش در مقابل راکو مثل همیشه به زیبایی به نمایش در میان و سرخ شدن چهره ش تو موقعیت های خجالتی (که کم نبودند!) از لحظات عالی اپیزود بود. از طرف دیگه جنبه خشن کارکترش، دست به اسلحه شدنش و پرش ها و اکشن وار عمل کردنش هم بسیار جلوه باحالی به کارکترش میده و تفاوت اونُ با کارکترهای دختر دیگه ی انیمه بیشتر پر رنگ می کنه. در نهایت میشه گفت سوگومی یک ترکیب عالی رفتاری و شخصیتی در مقابل باقی کارکترها داره .. با اینکه تیپ پسرونه ای داره و رفتارش مقداری به اون سمت تمایل داره ولی نمیشه از حالت کاوایی و فوق العاده دوست داشتنی کارکترش چشم پوشید .. گاهی خیلی تو دل برو و بامزه میشه .. خصوصاً تو این اپیزود و لحظات نزدیکیش با راکو بسیار عالی رفتار می کرد و من که حسابی راضی بودم.
استارت فصل با سناریوی درک عشق شروع شد؛ اینکه کریساکی
عشقی که به راکو داره رو پذیرفت و حالا دوست داشت یه جورایی توجه راکو رو
به خودش جلب کنه ولی مگه میشه چنین کار غیرممکنی رو انجام داد؟! تو نگاه
اول و حتی تا نیمه دوم هم راکو شدیداً بی ملاحظه و بدون توجه به تغییرات
کریساکی به نظر میرسید ولی بعد از اون مشخص شد که نه، اینطور نیست و صرفاً
نمی تونسته به راحتی بقیه حرف خودش رو به زبون بیاره. سناریوی بدی نبود و
فکر می کنم برای شروع جالب پیش رفتیم؛ هرچند دخترای دیگه ی انیمه خیلی محو
بودن و اونقدری که باید تو اپیزود نقشی نداشتند ولی مطمئناً اپیزودهای بعد
نوبت به اونا هم میرسه و حتی کارکترهای فرعی رو هم می بینیم .. کارکترهای
فرعی جدیدی که تو OP جدید هم وارد شدن و به نظر میرسه تو پیشروی بعضی از
جنبه های داستانی دخالت داشته باشند.
OP و ED برای من مثل فصل اول بگیر و نگیر داره؛ اونقدرها حس خاصی نسبت
بهشون ندارم ولی حداقل از لحاظ تصاویر زیبا و دوست داشتنی هستند و میشه
باهاشون کنار اومد. دلم می خواست یه چیز دلچسب تر، از لحاظ موسیقی داشته
باشیم و در کنار اینکه از گوینده های خود انیمه برای آهنــگ استفاده می
کنند، یه انتخاب خوب تو زمینه موسیقی ببینیم. بهرحال فکر نکنم OP , ED نقطه
توجه اصلی من باشه و ترجیح میدم زیاد درگیر فکر کردن بهش نشم.
روی هم رفته شروع خوبی بود .. مثل فصل قبل روال تک اپیزودی بامزه ای رو
دنبال می کنیم و رابطه راکو با باقی دخترها در قالب داستان های اپیزودیک
دیگه ای رو خواهیم دید و در نهایت چیزی که واسه من مهمه و تو پست اول هم
بهش اشاره کردم اینه که، باید ببینیم تو فصل دوم چقدر پا رو فراتر از فصل
اول میذاریم و چقدر بهتر از قبل جنبه عاشقانه رو به جلو هل میدیم. خدا کنه
بهتر و بهتر بشه و انیمه بتونه جذابیت خودش رو حفظ کنه.
"فقط باید باتری رو عوض کنیم!"
اگه فقط به همین راحتی بود ... ! این اپیزود
عالـــــــــــی بود .. واقعاً خندیدم .. چندین بار در طول اپیزود انیمه رو
متوقف کردم و مشغول خندیدن شدم .. این گینتاماییه که واسه منه! و خوبی
جریان اینه که ما تازه شروع کردیم و هنوز روی دور نیافتادیم .. وقتی روی
دور بیافتیم، دیگه تحمل دیدن چنینی صحنه های طنزی واقعاً مشکل میشه .. ولی
چرا که نه! من از خندیدن با گینتاما خسته نمیشم، هفته بعد هم همینجام.
از کدوم قسمت اپیزود شروع کنیم؟ .. همه جای اون خنده دار بود .. شاید بهتره
اول بگم که خوشی این اپیزود وقتی چندین برابر شد که کلی از کارکترهای فرعی
یهویی وارد اپیزود شدند؛ هیجیکاتا، سوگو، کیوبی، اوتائه، کاتسورا، الیزابت
و ... همه مسیر رسیدن به باتری ساعتی رو سد کردند که گینتوکی، شینپاچی و
کاگورا برای نجات دنیا بهش نیاز داشتند و حالا وقتش بود که به هر زحمتی که
شده به باتری دست پیدا کنیم! تیکه های مربوط به هیجیکاتا فوق العاده بودن
.. دیدن اینکه چطور گینتاما سوژه های کمدی رو به فازی تخیلی و خیلی عجیب
وارد می کنه، همیشه دیدنیه .. اینکه چطور دست هیجیکاتا باز نمیشد و حتی تا
مراسم تدفینش هم دستش رو محکم مشت کرده بود، واقعاً خنده دار بود و خنده
دارتر، تیکه ای بود که هیجیکاتا و سوگو رو به باد کتک گرفتن و دست هیجیکاتا
رو از جا کندن و کاگورا می خواست دست رو به همون حالت وارد جای باتری کنه!
من حداقل دو سه بار صحنه رو برگردوندم و از اول بازم بهش خندیدم .. حرف
نداشت .. !
وقتی اپیزود اول وقتش نباشه، اپیزود دوم دیگه مطمئناً وقتشه. وقت ورود
کاتسورا و الیزابت رسید؛ هرچقدر هم که کوتاه ولی حتی شنیدن موسیقی متن خاص
کاتسورا فضای گینتاما رو عوض می کنه و ما رو آماده شنیدن بعضی از عجیب ترین
دیالوگ های گینتامایی می کنه. راکت پانچ واقعاً هم بیش از اندازه قدرتمند
بود .. ایده کاگورا و عوض کردن دست هیجیکاتا با کاتسورا فکر خیلی خوبی بود
ولی ظاهراً فکر اینکه راکت پانچ بیش از اندازه قوی باشه رو نکرده بود ..
راکت پانچ نه تنها الیزابت رو سوراخ کرد و منظره ای فجیع از این موجود
کاوایی به جا گذاشت بلکه هر چیزی که سر راهش بود رو هم به نابودی کشوند.
تو ادامه پرواز، راکت پانچ ما رو به یک موقعیت و سناریوی وحشتناک عجیب دیگه
برد؛ جایی که به لطف خلاقیت گینتوکی پای یک SFX باحال به درون فضای انیمه
کشید شد .. SFX ـی که در نجات دنیا نقش اصلی رو ایفا کرد و با اینکه کل
سناریوی ازدواجش با اوتائه چشم ها رو از تعجب گشاد می کرد ولی بهرحال تونست
مردم دنیا رو از این بدبختی توقف زمان نجات بده. لحظه رو شدن فرق کردن
باتری ساعت با باتری ای که گینتوکی و بقیه به دست آورده بودن، واقعاً یکی
از بهترین لحظه ها بود .. البته این اپیزود اونقدر صحنه تاپ داشت که سخت
میشه بین صحنه ها چند صحنه رو بهتر از بقیه دونست. از نظر من هر لحظه ش
خنده دار و پر از اتفاقات جالب بود. با این کاری که جناب "هام سان" یا همون
SFX عزیز انجام داد، به نظر میرسه که این آرک با همین دو اپیزود به انتها
رسید. یه شروع خیلی مناسب و دیدنی برای گینتاما و پایانی بسیار درخور برای
این آرک جالب.
[پیش نمایش یامازاکی رو نشون میداد .. مطمئنم چیز خیلی باحالی انتظارمونُ می کشه!]
تصاویری از اپیزود :
- صحنه کتک زدن هیجیکاتا و سوگو شاهکار بود :
- کاگورا در حین گذاشتن باتری تو ساعت :
- لبخند اوتائه تو این صحنه دیدنی بود :
- بیچاره کیوبی چه اشکی سر عروسی اوتائه میریخت :
- ماشالا هیجیکاتا حتی تو پیری هم خوشتیپی ازش میباره :
- البته اینجا خیلی باحالتره .. خصوصاً با این مشت راکت پانچ دارش حسابی جذاب شده
:
- کاتسورا هم نیمچه میمیک باحالی با شباهت به هیجیکاتا داشت :
- و ...
های های، وقت پارتی چاییه. اما قبل از اون، سنسی همچنان درگیر یاد گرفتن
راهی واسه محبوب شدنه .. نمی تونه تغییری که دوست داره رو به خودش بده و
لبخندش هیچ وقت درست از آب در نمیاد و ترسناک به نظر میرسه. اینو گذرا تو
طول اپیزود دیدیم و با اتفاقی که تو اپیزود قبلی افتاد، به نظر میرسه حداقل
کارن از روی خوش سنسی با خبر شده و یه جورایی قصد کمک کردن بهش رو داره.
بخاط همین بهش لبخند میزنه و کارهای دیگه ای رو انجام میده که سنسی رو به
جلو هل بده. ولی از سنسی که بگذریم، یه اپیزود سراسر خنده و لبخندهای زیبا
رو دیدیم. فکر کردن درباره پارتی چایی شینوبو منو خوشحال می کرد و دوست
داشتم هر چه زودتر اون پارتی رو ببینم .. با اون لباسایی که تو خیالات
شینوبو بود، یه ظاهر نجیب زاده به کارکترها داده بودن و خیلی دوست داشتنی
شده بودن .. البته، مسلماً پارتی واقعی رو با این لباس ها برگزار نمی کردن
ولی خب .. بازم یه پارتی چایی بود و خارج از لباسای مدرسه ای کارکترها رو
با لباسای خوشگل و بامزه میدیدیم که یه جورایی لذت بخش بود.
نه نه، من از اون بیننده هایی نیستم که با دیدن لباس خدمتکارها تو تن
کارکترهای مورد علاقه ـم ذوق کنم و بگم بهتر از این نمیشه ولی انصافاً
شینوبو با لباس خدمتکارها خیلی بامزه شده بود. حیف که لباسش کثیف شد و
مجبور به عوض کردنش شد .. در عوض بقیه هم لباس های خیلی جالبی داشتن و یه
جورایی به اون بخش های تکراری انیمه های دیگه تبدیل نشد .. بخش هایی که هر
اتفاقی بیافته، کارکترهای انیمه لباس های همیشگی خودشونُ می پوشن و اینجا
هر کدوم با یه جور مد و لباس متفاوت وارد پارتی شدند.
نیمه دوم به رولباسی دوختن مرتبط بود و جدا از اینکه دیدیم از هر انگشت
شینوبو یه هنر میباره، بازم کارن بود که به سنسی هدیه ای داد و از لبخند
سنسی تعریف کرد .. نقطه عطف سناریوی داستانی سنسی بلاخره از راه رسید و به
لطف کارن بقیه هم متوجه سرزنده تر بودن سنسی شدن و فکر کنم دیگه وقتشه که
به این جریان کوزوهاشی سنسی پایان بدیم. ممکنه تو ادامه اشاره هایی بهش بشه
ولی از محوریت داستانی جدا میشه و کمتر بهش برمی گردیم .. تا ببینیم تو
ادامه چه میشه. بهرحال، روی هم رفته یه اپیزود دلچسب و پر از لحظه های دوست
داشتنی بین کارکترهای انیمه بود و مثل همیشه .. چسبید ... آهان .. OP و ED
رو هم درست و حسابی دیدیم.
صحنههایی از اپیزود :
- کاش پارتی و مهمونیشون عین تصورات شینوبو بود :
- سنسی اونقدرا هم چهره خشنی نداره .. نمیشه دنیای این انیمه رو خشن کرد :
- شینوبو با لباس خدمتکارها :
- این صحنه هم دیدن داشت .. با این علاقه ای که این دوتا بهم دارن، دور از انتظار نیست :
شروع خیلی جالبی واسه انیمه بود و فکر می کنم به راحتی بهتر از OVA ساخته
شده بود. بازی با سوژه خاص تعویض بدن انیمه لذت خاصی داره و هر چقدر که
سناریو رو بپیچونیم و کارکترها رو با همدیگه جفت کنیم، جور دیگه ای انیمه
هیجان پیدا می کنه. افکار منحرفانه، استفاده هایی که میشه از این توانایی
برد و اینکه چه اتفاقات دیگه ای تو ادامه داستان می افته و چه ماجراجویی
هایی پیش میاد، خیلی آدمُ کنجکاو می کنه. خوبی جریان اینکه اونقدرها ایچی
خاصی به چشم نمی خوره .. حداقل تو شروع اینجور به نظر می رسید و به تصویر
کشیدن صحنه هایی که منجر به تعویض بدنشون میشه، همراه با کمدی و با حالتی
جالب انگیز پیش برده میشه و این نکته مثبت و خیلی خوبی واسه انیمه ست.
همینطور، کارکترها هم نکته مثبت دیگه ای هستند که باید برای کار در نظر
بگیریم؛ شیرایشی یه دختر خیلی جالبه که دوست دارم بیشتر باهاش آشنا بشم،
وقتی یامادا در قالب شیرایشی بود، میمیک های خنده دار زیادی داشت و وقتی که
به حالت دخترونه خودش برمی گشت، درجه کاوایی کارکترش بشدت بالا میزد. از
طرف دیگه، یامادا با اینکه حالت تکراری کارکترهای لات مدرسه ای رو داره ولی
تو همین اپیزود اول نشون داد که می تونه گاهی غافلگیر کننده ظاهر بشه و تن
به کارهایی بده (!) که معمولاً اینجور کارکترها حاضر به انجامشون نمیشن. و
در نهایت هم فکر می کنم میامورا، رئیس شورا اونقدری که فکر می کردم بد از
آب در نیومد و می تونه به یک کارکتر خیلی جالب تو ادامه روند پیشروی داستان
باشه. هنوز احساسم رو در مورد میابی، دختری که تو انتها دیدیم نمی دونم
ولی پیش نمایش صحنه های جالبی رو با حضور میابی بهمون نشون داد که نسبت به
دیدن قسمت بعد حسابی هیجان زده شدم .. پس میابی هم می تونه یکی از
کارکترهای دختر خوب داستان باشه و بهش امیدوارم.
روی هم رفته، شروع باحال و لذت بخشی بود .. کارکترها معرفی شدند .. داستان
رو به خوبی به چشم دیدیم و با فضای انیمه آشنا شدیم و هر چند باقی
کارکترها، میامورا و میابی کمی سریع وارد داستان شدند ولی همچنان میشه به
انیمه دید مثبتی داشت، از بابت این قضیه نگران نبود و فکر می کنم این انیمه
می تونه به راحتی یکی از کارهای خیلی خوب فصل بشه .. حداقل محتوای مانگا
که این نوید رو میده و می تونیم با خیالی راحت پای دیدن انیمه بشینیم.