M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Ore Monogatari - Ep 01

Ore Monogatari - Ep 01




" هر جور بتونم بهت کمک می کنم ... " تاکئوی با مرام.


از اون لحظه هاست که اصطلاح قضاوت کتاب از روی جلد برای من صدق می کنه. می دونستم مدهوس کار زیبایی رو میسازه ولی در مورد گوینده کارکتر دختر داستان آنچنان مطمئنم نبودم .. بعد از دیدن تریلر و شنیدن صدای گوینده تو اون فضا حس بدی در این باره پیدا کرده بودم ولی بعد از دیدن اپیزود اول کاملاً مجذوب کارکتر یاماتو و عاشق این ورژن صدای Han Megumi شدم. به طرز عجیبی به دلم نشست و لحظه لحظه ای که تاکئو محصور نگاه یاماتو شده بود، من هم بهمراه اون غرق در لذت بودم و از دیدن این رابطه زیبا لذت می بردم.

و این تاکئو چقدر مرد بود .. یه کارکتر واقعاً دوست داشتنی و باحال! کسی که شرایط خاص خودش رو قبول کرده و نگاه متفاوتی نسبت به دنیای اطرافش داره .. شاید یه مقدار اعتماد به نفس پایینی داشته باشه و من میگم باید در آینده به خودش بیاد و بیشتر از اینها به خودش باور داشته ولی از زاویه دیگه به نظر میرسه که بخاطر همین وضع خاصی که داره شکل اهمیتی که به آدمای اطرافش میده حالت مثبت و دیگه ای پیدا کرده. دیدن تاکئو در کنار سونا توی خیابون کافیه که دلیل علاقه زیاد دخترها به سونا رو درک کرد و ترس بقیه در مقابل تاکئو رو فهمید. همه چیز در ظاهر کار به وضوح پیداست و نیازی به اشاره به جزییات اینکه چرا اطرافیان چنین برخوردی با این دو دارند، نیست. نکته مثبت کار اینه که سونا هم کارکتر خیلی جالبی داره و در کنار تاکئو که مردونه رفتار می کنه، با رفتار متین و خاص خودش همراه مناسبی واسه تاکئو به نظر میرسه .. رفتار برادرانه بسیار جالبی با تاکئو داره که یه نقطه مثبت بزرگ در جنبه کارکتر پردازی این انیمه ست.

اما این بحث رابطه عشقی داستان خیلی مجذوب کننده ست و واقعاً با دیدن همین تک اپیزود اشتیاق زیادی واسه دنبال کردن ماجرا پیدا کردم؛ اینکه قراره به چه پایانی برسه، خیلی کنجکاو کننده ست .. اینجور که به نظر رسید، سونا هم نیمچه تمایلی به یاماتو پیدا کرد و باید ببینیم تو قسمت های بعد چه اتفاقاتی بین رابطه این سه نفر می افته. آنچنان به مثلث عشقی شباهتی نداره و بیشتر به نظر میرسه که تاکئو بخاطر اعتماد به نفس پایین خودش متوجه علاقه یاماتو به خودش نباشه. نمی دونم .. شاید دارم درباره تاکئو زود قضاوت می کنم و بهتره کمی منتظر بمونم .. بهرحال من مانگا رو نخوندم و ترجیح میدم با فضای انیمه که واقعاً عالی از آب در اومده، همراه بشم و ببینم چه داستانی انتظارم رو می کشه.

حرفی که در نهایت باید زد اینه که، مدهوس بار دیگه کار خودشو کرده و یه اثر زیبا رو پیش روی ما گذاشته و به سادگی میشه به ادامه کار امیدوار بود .. حتی فکر خراب پیش رفتن داستان هم به ذهن من خطور نمی کنه .. منتظر هفته های بعد می مونم! یکی از بهترین انیمه های فصل این انیمه خواهد بود .. مطمئناً.


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>






Gintama | 2015 - Ep 01

Gintama | 2015 - Ep 01




"چرا درست وقتی که انیمه دوباره شروع به پخش کرده، زمان باید متوقف بشه؟!"
و ... برگشتیــــــــــــــــم!


چه شروع جذابی بود .. فقط کافی بود با صحنه شروع انیمه و عذرخواهی گینتوکی بابت دوباره پخش شدن انیمه گینتاما روبرو بشم تا حس و حال گینتامایی تمام وجودمُ فرا بگیره. یه صحنه خیلی عالی و خنده دار بود .. اما اینقدر تو اپیزود نکات خوب داشتیم که به راحتی حس فوق العاده ی همیشگی سری رو برگردوند .. انگار نه انگار که اینهمه مدت از زمان پخش سری قبلی گذشته .. شاید بهتره از همون اول شروع کنیم؛ OP خیلی دوست داشتنی بود .. البته OP های گینتاما همیشه دیدنی ان .. ایندفعه هم مثل همیشه ترکیبی از صحنه های دوران گذشته گینتوکی بهمراه دوستان و هم رزم های خودش و در کنارش، روندن موتور و سواری گرفتن از ساداهارو که از اون صحنه های گینتامایی خیلی خیلی خاطرانگیزه و تک تک کارکترهای فرعی که شاتی ازشون دیده میشد. بهتر از این نمیشد .. حتی اولین ثانیه های اپیزود و اون ترک موسیقی متن گینتامایی هم ناخودآگاه لبخند رو به لب من نشوند .. بعدشم که درجا با ورود اوتوسه به داستان این اپیزود وارد شدیم و نوبت توقف زمان رسید!

بسپرش به گینتاما تا حتی یک اپیزود با محوریت توقف زمان رو هم به بهترین اپیزود ممکن تبدیل کنه .. اما شاید این اپیزود رو بهتره به نام گنگای سان و هاسگاوا بزنیم .. هر چی ممکن بود و تونستن، بلا سر این دو نفر آوردن و هیچ کدوم لحظه ای آرامش نداشتن .. زمان متوقف بود، آره ولی تا تقی به توقی می خورد، یکی از این دوتا می مرد و تشیع جنازه ای واسشون گرفته میشد. گنگای سان رو میشه اینجوری پذیرفت ولی مادائوی بیچاره .. که خودش حسابی بیچاره ست دیگه چرا؟! ولی این گینتاماست و فکر کنم نیازی به جواب این سوال نباشه .. دقیقاً بخاطر همین "بیچاره بودن" اونه که این بلاها سرش میاد. این چیزیه که خنده دارش می کنه .. این چیزیه که مادائو رو اینقدر باحال و دوست داشتنی می کنه! با اینکه دیالوگی تو این اپیزود نداشت ولی همین حضور خاص کارکترش و صحنه هایی که با چهره شخصیتش دیدیم، کافی بود که بهمون بفهمونه مادائو هنوز همون مادائوی همیشگیه و میشه حتی با اشاره کردن به کارکترش هم یکی از بهترین سناریو های کمدی انیمه رو شکل داد.

درسته که این فصل کینتوکی نداشتیم ولی اینبار هم مثل بار قبل حس و حال سرکاری خیلی جالبی تو شروع انیمه داریم و من که خیلی از دیدن اپیزود اول راضی بودم .. واقعاً حس آشنا و خیلی خوبی واسه من داشت و شنیدن حتی افکت های صدای آشنای گینتامایی هم واسم لذت بخش بود. چیزی که بعد از دیدن اپیزود بهش فکر می کردم این بود که، حالا دیگه هر هفته گینتاما داریم .. هنوز کمی باورش واسم سخته ولی انگار حقیقت داره .. هر هفته قراره بخندیم .. حتی اگه تو حس و حال بدی باشیم، انیمه ای رو کنارمون داریم که می تونیم با دیدنش خوشحال باشیم و لبخند بزنیم .. چقدر مشتاق دیدن باقی اپیزودهای انیمه هستم .. پیش به سمت هفته های بعد ... !


تصاویری از اپیزود :


- OP جدید عالــــــــــــی بود :



+



- اوتوسه ی خشک شده بهترین کسی بود که واسه شروع دیدن لحظات توقف زمان می تونستن انتخاب کنن :



- کاگورا هم خوب جلوی منحرف بازی این دوتا رو گرفت :



- گنگای سان بیچاره :



- "مادائو تو کامیون بود ... " عکس العمل ها و میمیک های سوپر باحال گینتامایی :



- گینتاما معطل نکرد و مادائوی بیچاره رو به بدترین حالت ممکن کشت!

Hibike! Euphonium - Ep 01

Hibike! Euphonium - Ep 01




" به دنیای پر از یوفونیوم خوش اومدید .. "


میشد قبل از شروع فصل هم حس کرد که کیوتو وقتی بحث موسیقی وسط کشیده میشه، راهی واسه جذاب کردن دنیای انیمه پیدا می کنه .. ترکیبی از برش زندگی و فضای موسیقی بسیار زیبا که اینجا هم به همین شکل با پتانسیل و دوست داشتنی به نظر میرسه؛ کارکترهای اصلی به راحتی معرفی شدند و نمایی از باندی که دوست داشتن بهش ملحق بشن دیدیم .. در کنارش درامی که در دوره راهنمایی واسه کوساکا و کومیکو پیش اومده بود رو هم به تماشا نشستیم. هنوز واسه بهتر وارد فضا شدن وقت بیشتری نیازی داریم ولی در نگاه اول انیمیشن خیلی زیبایی رو به چشم دیدیم و هر چند این مسئله قابل پیش بینی بود ولی باز هم وقتی باهاش روبرو میشیم، چاره ای جز لذت بردن از فضای پیش روی خودمون نداریم.

فضای موسیقی تو این انیمه ممکنه اونقدر که تصور میشه به خوبی به تصویر کشیده نشه .. درسته که سازهای کمتر به نمایش کشیده شده ای درون انیمه وجود داره و جلوه هایی از نحوه استفاده اونا رو به چشم می بینیم ولی به نظر نمیرسه اصول خیلی خاصی درباره اون سازها به ما نشون داده بشه .. هر چند من به این موضوع علاقمند هستم و اگه اینجور بشه بهتر از قبل انیمه رو دوست خواهم داشت. در عوض فکر می کنم پرداخت کارکترها و روابطی که با هم پیدا می کنند، رنگ و روی بیشتری به خودش می گیره و از لحاظ فضای پیرامون موسیقی و اینکه چطور کارکترها به سمت بهتر و بهتر شدن حرکت می کنند، لحظات خیلی جالبی رو خواهیم دید.

روی هم رفته برای شروع دوست داشتنی بود .. کارکترها رو پسندیدم و فکر می کنم با اینکه از لحاظ موسیقی متن کمی ضعیف به نظر میرسه ولی از لحاظ موسیقی اجرایی روی صحنه می تونه خیلی جالب باشه و از الان منتظر دیدن اولین اجرای باند موسیقی مدرسه شون هستم. امیدوارم اون اجرا خلاصه شده نباشه و ما بتونیم به خوبی وارد فضای این چنین باندی بشیم.


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>






Baby Steps 2nd Season - Ep 01

Baby Steps 2nd Season - Ep 01

خب خوشبختانه تغییر زمانی عجیبی و غریبی نداشتیم و از همونجایی که فصل قبل انیمه رو رها کرده بودیم، ادامه داستان رو پی گرفتیم. و شروع واقعاً خوب بود .. حس جاری بودن انیمه مثل بارهای قبل وارد ذهنم شد .. کمی صحبت در مورد تاکتیک ها، کمی شوخی و صحنه های کمدی و یک ترکیب دوست داشتنی از صحنه های مختلف دیگه ای که Baby Steps رو دیدنی می کنه. چیزی که تو نگاه اول جالب به نظر میرسید این بود که، چقدر حس انیمه به فصل اول نزدیکه و حتی با عوض شدن محیط همچنان فضا حس و حال آشنای قبلی رو داره و این، یک نکته خیلی خوب بود.

ماروئو به آمریکا رسید .. با مایک ملاقات کرد، با مارشا یه بازی دست گرمی زد و بعد از اون با هم اتاقی های جالب خودش آشنا شد. بین هم اتاقی ها فعلاً اونی که بیشتر به چشم اومد، الکس بود که اتفاقاً برادر مارشا هم بود و مسابقه بین الکس و ماروئو به نفع الکس تموم شد. من فکر می کردم حداقل ماروئو بتونه کمی بهش فشار بیاره ولی انگار الکس حرفه ای تر از این حرفا بود و با اینکه حرف های سوجی درسته و ماروئو فقط 2 ساله که تنیس بازی می کنه ولی جا داشت یک جلوه هایی از عصبی کردن حریف و الکس رو ازش ببینیم. بهرحال فکر کنم فعلاً همچنان باید چشم به پیشرفت کردن ماروئو بدوزیم. بین هم اتاقی ها یه کریشنای هندی هم بود که حرف نمیزد .. جالبه که برای اون کارکتر یه دوبلور خیلی معروف لیست شده و منتظر ببینم کی این کارکتر به حرف میاد.

نیمچه صحنه های کوتاهی هم از ژاپن دیدیم؛ جایی که ناتسو با بقیه صحبت می کرد و از اینکه ماروئو به آمریکا و فلوریدا رفته حرف زد. بهرحال از حق نگذریم، امکانات آکادمی تنیس فلوریدا هم دیدنی بود و به قول ماروئو، واقعاً جایی بود که میشد فقط و فقط روی تنیس تمرکز کرد. رژیم های غذایی خاص و برنامه تمرینی خاص تر. فرضاً اون جریان عکس هایی که دوربین می گرفت و چک کردن فرم و سبک بازی می تونه یکی دیگه از نکات جالب انیمه باشه .. واقعاً استفاده از دوربین برای چک کردن چنین مسائلی می تونه به پیشرفت بازیکن کمک کنه .. خصوصاً اگه یک مربی متخصص در اون زمینه هم در کنار فرد بازیکن باشه. علاوه بر این جریان دوربین، بحث نکته برداری بچه ها در مورد نحوه خواب و غذایی که می خورند و جزییات دیگه هم جنبه جالب توجه دیگه ای بود که تو اپیزود اول بهش پرداخته شد. پس روی هم رفته فضای واقع گرایانه و جالب انگیز دیگه ای رو باز از انیمه دیدیم که رضایت بخش بود.

در نهایت، حس می کنم شروع خیلی خوبی بود و انیمه می تونه به راحتی دوباره مسیر اوج گیری خودش رو طی کنه و مطمئناً حتی درون همین آمریکا هم صحنه های جذاب زیادی رو خواهیم دید. نکته و سوالی که مطرحه اینه که چند قسمت قراره به آمریکا اختصاص داده بشه و ماروئو با چند تا حریف خاص روبرو میشه .. فکر کنم باید صبر کنیم و منتظر اپیزود های بعد و فهمیدن این قضیه باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- OP همچنان OP سابق باقی موند که یه جورایی نکته مثبتیه :



- مارشا، خواهر الکس :



- ماروئو در کنار هم اتاقی هاش (منهای الکس) :



- الکس در کنار ایکه سوجی :

Hello!! Kiniro Mosaic - Ep 01

Hello!! Kiniro Mosaic - Ep 01

یک صبح زیبای دل انگیز دیگه، همراه با درخت های ساکورایی که برگ هاشون در حال ریختنه ، همون منظره همیشگی و انیمه ای ولی اینبار آلیس و شینوبو هستند که به سمت مدرسه روانه میشن. دقیقاً چیزی که دوست داشتم ببینم و با دیدنش به آرامش برسم .. هنوز چیزی نشده، انگریش حرف زدن آلیس شروع شد و با حالتی راوی وار و بامزه کمی ما رو واسه رفتن به درون انیمه آماده کرد. همین حرف های کوتاه آلیس کافی بود که دوباره وارد جو انیمه بشیم؛ آیایا رو با حالتی خجالتی ببینیم، خیالات بامزه شو درباره کارن ببینیم و کارن رو با شور و شوق همیشگی ش در آغوش بگیریم. مهربونی .. مهربونی دوست داشتنی شینوبو رو حس کنیم و ... دوباره لذت بردن از این سری رو با تمام وجودم حس کردم.


در مورد اپیزود اول .. اوه بله، دغدغه بزرگ کارن، کنار اومدن با کوزوهاشی سنسی، معلم جدید، جو سنگین و غیرقابل تحمل بین یک دانش آموز با معلم جدید خودش ..




چطور میشه این مسئله بزرگ رو از سر راه برداشت؟! سوالی که تو همون لحظات اول جاسوسی کارن و بقیه درباره سنسی پیش میاد اومد این بود که، سنسی یه آدم چندش آور و منحرفه یا که نه، یک آدم فوق العاده مهربون و با ملاحظه ست؟! یکی از این دو حالت کاملاً به این سنسی می خورد .. این فکر اولیه من درباره سنسی بود. ولی بعد از اون مشخص شد که سنسی، همونطور که انتظارش می رفت ، یه معلم مهربونه که به دنبال پیدا کردن راهی واسه نزدیک شدن به شاگرداشه و حتی با لبخند زدن هم مشکل داره و نمی تونه به هدفش که نزدیک شدن به دانش آموزای خودشه نزدیک بشه.

"سنسی می خواد منو بخوره" شاید بهترین دیالوگ این اپیزود بود .. کارن خوب بلده این جور دیالوگ ها رو خنده دار کنه و اینجا هم کار خودشو کرد. و البته بیت "کاراگاه کارن" که دیگه معرکه بود. هر چند اپیزود درد سنسی رو دوا نکرد ولی شروعی خیلی زیبا واسه انیمه بود و حس و حال خیلی خوبی رو به من داد .. مطمئنم بازمخ مثل فصل اول از دیدن این انیمه لذت می برم و از الان منتظر دیدن اپیزود بعدی ام.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- آلیس چه راه خوبی واسه بیدار کردن شینوبو بلده :



- انگار شینوبو هم بلده گاهی شیطونی کنه :



- آیا و سیگنال های بامزه ش :



- وقتی کارن سنسی رو در حال سعی واسه لبخند دید :



و ... کاراگاه کارن :

Diamond no Ace - S2 - Ep 01

Diamond no Ace - S2 - Ep 01

خب، ظاهراً با مرور گذشته شروع می کنیم .. قرار نیست فعلاً تصاویر و محیط جدیدی از انیمه ببینیم. صرفاً فعلاً به مرور اتفاقات بازی یاکوشی با سیدو پرداختیم .. دور و بر اپیزودهای 30 تا 40 فصل اول انیمه چرخیدیم و اینجور که تو پیشنمایش نشون داده شد، قراره بعد از این و تو قسمت دوم هم به بازی با ایناشیرو بپردازیم. حالا امیدوارم همین دو اپیزود برای مرور کافی باشه و اپیزود سوم دیگه به زمان حال برگردیم.

هر چند مرور هست ولی بهرحال دیدن حالت سریع مسابقه هم در نوع خودش جالب بود و وقتی تصورش رو می کنم که قراره بوده یک سال و یا حتی شاید دو سال برای اومدن فصل دوم منتظر بمونم، دیدن مرورها برام عادی میشه و باهاشون مشکلی ندارم. یه استراحت دو هفته ای می کنیم و بعد از اون به سراغ ادامه ماجرای پیشروی سیدو به سمت مسابقات پاییزی میریم.

تصویر خاصی برای گذاشتن نداریم .. صحنه ها تکراری بودن و بهرحال نیازی نیست از اپیزود شاتی بذارم.

Shokugeki no Souma - Ep 01

 Shokugeki no Souma - Ep 01




"امیدوارم خوشتون اومده باشه ... !"


شک نکن که خوشمون اومد .. جوری که یوکیهیرا غذا رو پخت، عطرش رو تو فضا پیچوند، به نظر میرسید که حتی دیدن تصاویر هم می تونه واسه ما ارضا کننده باشه؛ چه برسه به اینکه بخوایم غذا رو امتحان کنیم .. چه رنگ آمیزی خوبی درون انیمه بود و چقدر صحنه های آشپزی نیمه دوم انیمه عالی بودند .. انتظار دیدن چنین سطح انیمیشن و ترکیب صحنه هایی رو نداشتم .. ترکیب صحنه هایی که حتی به یک فن سرویس مردونه‌ی غیرمنتظره هم تبدیل شد! غذا اینقدر خوب بود که نه تنها اون خانم بددهن رو به زانو در آورد بلکه کسایی که همراهش بودن هم نتونستن عطر و طعم لذیذی که غذا بهشون تعارف می کرد رو کنار بزنند و با شیرجه به سمت غذا و گوشتی که جلوشون بود هجوم آوردند.

با اینکه تو تریلر نیمچه نگاهی به صحنه های ایچی مربوط به غذا خوردن کارکترها انداخته بودم ولی انصافاً فکر نمی کردم تا این حد پیشروی کنند و اینقدر ایچی کار رو خوب نشون بدند .. حتی فکر می کنم تو تریلر کمی این فضا بد نشون داده شده بود و فکر می کردم جنبه منفی انیمه این بخشش خواهد بود ولی علاوه بر اینکه صحنه های آشپزی به زیبایی پیش برده شد، بازی زیبای یوکیهیرا با ترکیبات غذایی چشم نواز بود، عنصر ایچی هم به خوبی بعد از پخت غذا و در حین تست کردن غذا به تصویر کشیده شد و این یه نکته واقعاً خوب برای انیمه ست .. به نظر میرسه هر اپیزود چنین اتفاقاتی و چنین میمیک هایی داشته باشیم .. چون سوالی که مطرح میشه اینه که : مگه میشه این پدر و پسر ماهر در آشپزی چیزی واسه شما درست کنند و شما غرق در لذت نشید؟! .. به نظر غیر ممکن میرسه!

برای شروع عالی بود .. تصور نمی کردم اینقدر خوب باشه و فکر می کنم اگه بخوایم "به اوج لذت رسیدن از غذا خوردن" در انیمه Koufuku Graffiti رو یک لذت فوق العاده آروم کننده در نظر بگیریم، اونوقت می تونیم Shokugeki no Souma و صحنه های مرتبط به آشپزی و غذا خوری اون رو فوق العاده هیجان انگیز بدونیم .. هر کدوم در نوع خودشون دلچسب هستند و حالا وقتشه که در کنار یک غذای عالی، یک حالت تصویری متفاوت رو به چشم ببینیم .. امیدوارم انیمه همونطور که از محتوای مانگاش تعریف میشه، بهتر و بهتر بشه.

حداقل برای شروع، J.C.Staff و عوامل انیمه گل کاشتند و تونستن به راحتی انتظارات همه رو برآورده کنند .. صحنه های زیبا، کارکترهای خوش پرداخت و غذاهایی خوش رنگ ... من راضی ام .. تا ببینیم در ادامه چه اتفاقاتی می افته.


پ ن : Matsuoka هم که انیمه های فصل رو به تسخیر خودش در آورده ...


صحنه‌هایی از اپیزود :

- تیکه صحبت در مورد بیابان بی انتها بودن آشپزی جز تیکه های جالب اپیزود بود :



- یوکیهیرا ژس ها و میمیک های خیلی باحالی داشت :



- دیدن حالت چهره برنامه ریز و اطرافیانش قبل و بعد از خوردن غذای یوکیهیرا لذت بخش بود :



++

DanMachi - Ep 01

DanMachi - Ep 01

استارت نسبتاً خوبی بود .. اولین نکته ای که توجه ام رو به خودش جلب کرد (باید جلب می کرد!) ، چیزی بود که قبل از دیدن انیمه هم انتظارشو می کشیدم و اون، شنیدن صدای Matsuoka در قالب نقش بیل بود که از همون ابتدای فصل می دونستم بحث های زیادی رو به خودش مشغول می کنه. اینکه آیا واقعاً شنیدن صدای Matsuoka دوباره در قالب یک نقش فانتزی قابل تحمله یا نه. اکثراً بیننده ها اونو با صدای "کیریتو" می شناسن و همین تک کارکتر کافیه که بتونه دید بقیه رو به سمت خودش بچرخونه. اما در مورد من، آنچنان مشکلی با صداش نداشتم و با اینکه کمی مردد بودم ولی مثل SAO حس کردم صدای خیلی خوبی برای کارکتر بیل انتخاب شده. پس از این لحاظ راضی ام. در مورد بقیه دوبلورها هم .. فعلاً نظری ندارم و فکر می کنم بهتره بیشتر باهاشون وقت بگذرونم.

در مورد داستان با اینکه فضای فانتزی قشنگی رو جلوی دیدمون داشتیم، آنچنان چیز خاصی ندیدیم و حس کردم داستان برای شروع کمی سریع پیش رفت .. شاید این موضوع تو هفته های بعد بهتر بشه و داستان از روند پیشروی آروم تری برخوردار بشه .. اما بهرحال، خیلی از اتفاقات سریع رخ دادند و توضیحات کمی رو درباره شون دیدیم .. نجات درون غار و آشنایی با آیزو و هستیا خیلی سریع شکل گرفت و هرچند دیدن بیل در حال دویدن و غرق در خون خنده دار بود ولی کاملاً حس عجله ای پرداختن به موضوع آشنایی کارکترش با آیزو مشخص بود. در کنارش هم موقعیت هستیا و حسی که نسبت به بیل داشت هم نکته دیگه ای بود که کمی اذیت کننده بود .. اینکه حتی با بروز علاقه خودش به اون شکل، بیل کوچکترین فهمی از از احساس هستیا نداشت و بیخیال تو دنیای خودش سیر می کرد .. فقط امیدوارم این حالت کمدی نفهم بودن بیل در برابر هستیا تا آخر انیمه کش داده نشه. اینجور که تو نگاه اول به نظر میرسید، آیزو کارکتریه که بیل بهش علاقمند میشه و با این وضعیت دیگه جایی برای احساس هستیا باقی نمیمونه که از الان باید بخاطر ناسرانجام موندن احساسش حس بدی داشته باشیم!

روی هم رفته واسه شروع ، خوب بود .. موسیقی جالبی رو داشتیم و به نظر میرسه حرکت کردن انیمه به سمت فضای اکشن می تونه به بهتر شدن اثر کمک کنه و البته در این بین بهتره از کارکترها شناخت بهتری پیدا کنیم و سطحی از کنار کارکترهایی که قراره نقش مهمی در انیمه داشته باشند، نگذریم. من به کار امیدوار هستم .. فکر می کنم می تونه تو قسمت های بعد بهتر بشه و نگاه مثبتم رو بهش حفظ می کنم.

تصاویری از اپیزود :

- هستیا قراره کلی اداهای خنده دار و بامزه داشته باشه :



++



++

- آیزو در نگاه اول کارکتر آرومی به نظر میرسید :