My Movie Challenge - 71- Follow the Fleet - 1936
موزیکال فوق العاده دلچسبی بود. در مقایسه با یه سری کارهای موزیکالی که اخیراً دیدم و همچین باب میلم نبودن و همش این حس رو داشتم که یه روتین تکراری رو دارم می بینم، این یکی واقعاً از لحاظ موزیکال، قطعات، داستان و کلاً فضای حاکم احساس طراوت داشت و امید من رو نسبت به این ژانر زنده کرد. و اگه مثل دوران نوجوونی لیست برترین موزیکال های خودم رو داشتم، حتماً این فیلم رو وارد اون لیست و احتمالاً جز 20 فیلم اول قرار می دادم.
فرد آستر هرکجا که باشه، همیشه دلربایی خودش رو با حرکات و شوخ طبعیش به رخ می کشه و گرچه که به عقیده من بازیگر و رقاص خوبیه ولی باید یک مکمل مناسب هم کنارش باشه تا فیلم به مراتب زیباتر بشه. اینجا مکمل معروف و همیشگی خودش، جینجر راجرز رو کنار خودش داشت و از این لحاظ به تکامل خوبی دست یافته بود. تعاملشون واقعاً دوست داشتنی بود و میشه به راحتی فهمید چرا چندین و چند فیلم و موزیکال رو کنار هم توی گیشه به موفقیت رسوندند. حسابی بهم میان و رد و بدل محتوای داستان بین این دو احساس شیرینی داره.
احساس نوستالژیکی که تو برخی قطعات موزیک و رقص اثر بود واقعاً حیرت انگیز بود. نمی دونم چرا باید لغت نوستالژیک رو اینجا ناخواسته استفاده کنم ولی حتی نوع ضبط صدای فرد آستر و شعری که داره می خونه احساس گرمی رو به من میده و دلم می خواد مدام تو موقعیت های مختلف قطعه ای مثل قطعه Let's Face the Music and Dance رو گوش بدم. همون کاری که قبلاً با قطعه ای مثل Cheek to Cheek با من انجام داده بود.
Fred Astaire & Ginger Rogers: Let's Face the Music and Dance
بهرحال هر چه که بود، این موزیکال حسابی برای من دوست داشتنی بود و قابلیت ریواچ رو هم از نظر من داره. (7.5/10)
My Movie Challenge - 70- Henry Fool - 1997
بدست آوردن مرز مناسب بین عجیب و سرگرم کننده بودن، کار سختیه که این فیلم به خوبی از پس انجامش براومده و من بدون هیچ شناخت قبلی از بازیگرها و کارگردان سراغ کار رفتم و از دیدن فیلم رضایت داشتم. یه جور چینش بدون پاستوریزه بازی توی لحظات فیلم بود و داستان هم زمختی بخصوصی داشت که به دل می نشست. احساس میشه که فیلم، خودآگاهه و می دونه که داره چه چیزی رو به مخاطب ارائه میده. بازی ها هم درخور فضای فیلم هستند و تقابل خوبی رو میشه توی فیلم بین هنرمندان دید. کسایی که من قبلاً جایی ندیده بودمشون و برام تازگی داشتند. و تو نگاه اول این حس رو به آدم میده که شاید فیلم با بودجه کمی تهیه شده ولی خب هرچی که بود، فیلم در نوع خودش فیلم منحصر به فردی بود. (6.5/10)
My Movie Challenge - 69- Dragged Across Concrete - 2018
فکر کنم تقریباً برای همه پیش میاد که گاهی شروع به دیدن فیلمی میکنند و بعد اواسط فیلم متوجه میشن که این فیلم رو قبلاً دیدن. این فیلم هم برای من از اون موقعیتها بوجود آورد. گرچه که یه مقدار گنگ بودم و دقیقاً یادم نبود که داستان قراره چی بشه و همین ماجرا رو جالبتر کرده بود ولی هر صحنه هی برام مرور میشد و هی می گفتم «آها، آره، بعدش این شد. آره، یادم اومد» و خلاصه جریان جالبی شده بود.
از نظر من این فیلم واقعاً جسورانه و دیدنی ساخته شده و خاصیت سرگرمکنندگی و منحصربهفرد بودنش بسیار بالاست. بازیگریها، سبک چینش سکانسها، اینکه چقدر حتی با وجود کند پیش رفتن، جذابیت لحظهای توی صحنهها موج میزنه، اون رو واقعاً به یک فیلم با قابلیت ریواچ تبدیل میکنه. مل گیبسون و وینس وان توی این فیلم عالی هستن. یه زوج محشر رو ساختن که دیالوگهای به یادماندنی و خوبی رو هم ارائه میدن و بخش بزرگی از کشش فیلم روی دوش اوناست.
سناریوی فرعی بعضی شخصیتهای دیگه واقعاً جالب توجهه. نمونهاش اون مادری که جنیفر کارپنتر نقشش رو ایفا میکنه و کارمند بانکه و نمیخواد بچهاش رو رها کنه و به بانک بره و بعد ... کسایی که فیلم رو دیدن میدونن من چی میگم. این بُعد از داستانهای این فیلم بسیار جسورانه و خاص ساخته شدن و نشون میده که کارگردان ابایی از اینکه چی به شما نشون بده نداره. واسه همین اصلاً قابل پیشبینی نیست که فیلم قراره چی بشه و همین توی عالم سینما عنصر بینهایت جذابیه.
روی هم رفته مرور و ریواچ لذت بخشی بود و اگه به من بگن همین الان بیا برای بار سوم هم این فیلم رو ببینیم، میگم پلی کن که من آماده هستم. (7.5/10
My Movie Challenge - 68- But I'm a Cheerleader it - 1999
داستان دختران و پسرانی که گرایش به هم نوع خودشون دارن و توسط یک مجموعه و موسسه قراره Straight بشن.(نمی دونم چطور جملات رو سانسور کنم، امیدوارم منظور رسونده شده باشه) و این اشخاص که باور دارن این گرایششون یک جور مریضی و میشه درمانش کرد.
یه وقتایی دیدن بعضی فیلمهای دهه 80 و 90 جنبه متفاوتی از لذت بخش بودن رو به خودشون میگیرن؛ از این لحاظ که میتونید دوران جوونی و نوجوونی بعضی بازیگرای موردعلاقه و حالا معروف رو ببینید. مثلاً من به ناتاشا لیون علاقه خاصی دارم و از سریال Orange Is the New Black تا به الان دارم کارهاش رو توی سریالها دنبال میکنم که خصوصاً سالهای اخیر که تن صداش یه تغییرات ملو و عجیبی پیدا کرده بامزه تر شده. ولی وقتی به این فیلم نگاه کنید، چهره متفاوتی از اون بازیگر رو میبینید. و در کنارش اتفاقی میشل ویلیامز هم حضوری کوتاه دار که دیدن اونم باحال بود.
فیلم خودش رو خیلی جدی نمیگیره و حتی برعکس؛ سعی داره که نشون بده که قراره قضایا یه جورایی دارک کمدی و کمدیطور تلقی بشن و قرار نیست به شما احساس اجباری بده. روی هم رفته فیلم سرگرمکننده و گذرایی بود. من این سبک فیلمها رو دوست دارم. (6.3/10)
My Movie Challenge - 67- Oddity - 2024
برای منی که 10 سال یکبار، یک فیلم ترسناک میبینم (چون هیچ علاقهای به این ژانر ندارم و سخت اثری دلم رو میگیره) همچین بدک نبود و نسبتاً راضی بودم. زیاد از حد پیچیده نبود، زیاد از حد شخصیت نداشت، زیاد از حد دراماتیک نبود، Jumpscare های مزخرف نداشت و روی هم رفته راحت میشه نشست و تماشاش کرد و کمی تا قسمتی هم لذت برد.
داستان سرراسته و خیلی چیز درگیرکننده ای نداره و بازی ها هم بدک نیستند. از بازی بازیگر زن داستان، کارولین بریکن (؟) خوشم اومد و برام دیدنش خوشایند بود و دلم میخواد در آینده بازم ازش کارهایی رو بصورت اتفاقی ببینم. بله، پس اونقدر خوب نبود که بخوام اختصاصی برم دنبال کارهاش. اگه گذرم بهش خورد که خورد، نخورد هم دیدار به قیامت.
آیا خاطرانگیز بود؟ نه.
آیا نمره بالایی بهش میدم؟ نه.
آیا برای یک وقت گذرونی ساده فیلم مناسبیه؟ ای، آره. (5.9/10)
My Movie Challenge - 66- Dogtooth - 2009
بعد از دو سه تجربه اخیری که از لانتیموس داشتم و رضایت قلبی و خوبی که از کارهاش بدست آوردم، دلم خواست به عقب برگردم و ببینم قبل تر از این، این کارگردان بخاطر چه آثاری شناخته شده و اوج گرفته. و حقیقتاً با فیلمی مطابق انتظاراتم روبرو شدم. یعنی می دونستم که با فیلمی عجیب و در عین حال درگیر کننده و متفاوت با چیزای کلیشه ای و استریوتایپ دار امروزی روبرو میشم ولی باز هم گفتن اینکه این فیلم مطابق انتظاراتم بود معنیش این نیست که قابل پیش بینی بود و منظورم صرفاً اینه که میدونستم فیلم متفاوتی میشه.
فیلم واقعاً احساسات متفاوتی رو درون آدم بوجود میاره. یه جاهایی خنده داره و یه جاهایی بطرز وحشتناکی دلت می خواست صفحه پیش روت رو نگاه نکنی. از فرط جسورانه عمل کردن توی بازی با اخلاقیات انسانی و اینکه چطور میشه توی یک محیط بسته باورهای متفاوتی به انسان ها و فرزندان یک خانواده داد. فیلم رو میشه به عنوان یک آزمایش اجتماعی بخصوص در نظر گرفت که حقیقتاً اگه به پرده عمل دنیای واقعی کشونده بشه هم همینطور میشه و حتی شاید فجیع تر از این هم بشه. اینجا بخاطر دراماتیک تر شدن، پیچش هایی به داستان داده شده ولی توی یک فضای واقعی قضیه می تونه هولناک تر از اینا هم بشه.
بازی ها رو دوست داشتم. مضمون رو دوست داشتم، به بخش مریض درونم احساس رضایت خوبی داد.
در نهایت فیلم راحتی برای تماشا نبود. ولی تماشا را کردیم، لذت را بردیم و خرسند بودیم. حال بگویید دلقک دربار بیاید و کمی برایمان لطیفه بگوید. (7/10)
My Movie Challenge - 65- The help - 2021
صرفاً بخاطر دیدن آثار بیشتر از جودی کومر که تازگیا خیلی ازش خوشم اومده سراغ فیلم رفتم و فیلم یه فیلم تلویزیونی بود. داستان هم درباره محل اسکان بیماران آلزایمریه که با شیوع کرونا وضعیتشون بدتر میشه و ...
فیلم که زیاد از حد واسه خلق و خوی من دراماتیک و پر از لحظات نفس گیر و سنگین بود و حقیقتش مرور لحظات سخت کرونایی واقعاً ناخوشایند و ناراحت کننده ست که میدونی چنین اتفاقاتی واقعاً رخ داده و واقعاً افرادی بودن که بهشون توجه کافی نشده و به دست کرونا جان سپردند و این توی فیلم به خوبی نشون داده میشه. ولی جدا از این موضوع، بازی جودی کومر واقعاً تحسین برانگیزه و خیلی خوب تونسته حتی در یک فیلم تلویزیونی خودش رو به رخ بکشه. برای من صرفاً همین نکته دلپذیر بود و چیز دیگه از فیلم چشمم رو نگرفت و دلم نمیخواست زیاد تو فضای اون باقی بمونم. روی هم رفته اگه دنبال یه فیلم خوب درباره دوره کرونا هستید، این فیلم انتخاب بدی نیست. (5.9/10)
My Movie Challenge - 64- Tokyo Story - 1957