M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Isshuukan Friends - Episode 01

Isshuukan Friends - Episode 01
"من میخوام باهات دوست باشم"





فکر کنم پا به دنیای درستی گذاشتم! دقیقا چیزی بود که میخواستم ببینم .. یه انیمه کاملا آرامشبخش از داستانی معصومانه و دوست داشتنی با حضور دختری که بخاطر مشکل عجیب ـش مجبوره از همه دوری کنه ولی تو این بین .. پسری از راه میرسه؛ پسری که سماجت خاصی داره و میخواد هر جور شده با فوجیمیا سان، دختر داستان ما دوست بشه. لحظات دلنشینی داشت و واقعا فضای اپیزود رو دوست داشتم .. همه چیز به آرومی پیش میرفت و لحظه به لحظه به صحنه فاش شدن راز فوجیمیا نزدیک تر شدیم تا اینکه بلاخره هاسه با موضوع فراموشی حافظه فوجیمیا در هر دوشنبه روبرو شد. با اینکه کمی سوژه تکراری ـه ولی دیدن ـش تو دنیای انیمه ای و به این سبک دلنشین و آراشبخش واقعا دلچسب ـه. از الان میتونم حس کنم که یکی از انیمه‌های خاص بهار برای من میشه.

تا اینجای داستان رو تو خلاصه دیده بودیم و میدونستیم که اپیزود اول چنین معرفی از دختر و پسر داستان ـمون ببینیم ولی حالا قسمت جذاب انیمه شروع میشه؛ جایی که باید ببینیم این داستان به چه سمتی حرکت میکنه و سماجت های هاسه به چه شکلی ادامه پیدا میکنه. میمیک ها و لحظات انیمه رو دوست داشتم .. رفتن به جای همیشگی .. بالای پشت بوم مدرسه .. غذا خوردن ها، حرف زدن راجع به "دوست نبودن" .. لحظات کمدی شیرینی هم دیدیم .. دوست هاسه هم کارکتر سوم خوبی واسه انیمه ست و میتونه کمی به بهتر شدن فضا و هُل دادن هاسه کمک کنه. حرف آخر اینکه .. واقعا دوست دارم یه پایان دوست داشتنی داشته باشه و حسابی منو راضی کنه .. باید ببینیم چی میشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- فوجیمیا خیلی بامزه هاسه رو تو صحنه صحبت راجع به دوستی ضایع کرد :



- هاسه در کنار دوستش :



- ریست شدن حافظه فوجیمیا و به خاطر نداشتن هاسه :

Nisekoi - Episode 13

Nisekoi - Episode 13

"دختر تو عکس اونودرا نیست، کریساکی هم نیست، یعنی اون دیگه کیه؟" بلاخره دختر دیگه داستان نزدیک شد و یه نمایی هم از ایشون دیدیم! صحنه چتر بازی و رعد و برق بین ایچیجو و کریساکی فوق العاده بود .. واسه من که بهترین صحنه اپیزود بود و همه چیز داشت. بامزگی کریساکی هر اپیزود داره بیشتر میشه .. باید ببینیم کارکتر دختر جدیدی میتونه خودشو به پای اونودرا یا کریساکی برسونه یا نه. سوتفاهم اونودرا هنوز برطرف نشده و اگه طی یکی دو اپیزود بعدی برطرف نشه، دیگه کسل کننده میشه .. حداقل برای من! بجز این مورد جزیی، کمدی انیمه مثل همیشه برقرار بود و "شو" نقش مهمی تو این موضوع داشت. واقعا کار و کاسبی عکس اون داره پا میگیره و حتی میتونه با این عکس ها اتفاقاتی رو هم رقم بزنه. یه صحنه داشتیم که ایچیجو نزدیک بود علاقه خودشو به اونودرا داد بزنه! واقعا باحال بود و فقط دوست داشتم اون صحنه یه شات از روری مشکوک هم ببینم که یهو به ایچیجو گیر میده ولی خُب، بهرحال جالب بود.

در مورد پیشروی داستان، همونطور که فکر میکردم و حالا بیشتر بهش تاکید میکنم .. بعید میدونم در نهایت دختری رو به عنوان دختر برتر ببینیم و فکر میکنم انیمه بدون یه پایان درست و حسابی تموم میشه. آخه ما الان تو اپیزود 13 هستیم و تازه دختر سوم داره وارد میشه. قراره دقیقا تو این 7 اپیزود باقی مونده چه اتفاق رمنس بزرگی بیافته که داستان به سرانجام برسه؟ من از الان خودمو آماده ندیدن پایان بندی میکنم؛ میدونم که قرار نیست وجود داشته باشه. بجاش از لحظات کمدی و حس دلچسب انیمه لذت میبرم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- مکالمه چشمی روری با اونودرا حرف نداشت :



- صحنه‌ای که ایچیجو نزدیک بود عشق خودش به اونودرا رو داد بزنه :



- عکس دختر جدید در کنار ایچیجو :



- یکی از شات‌های صحنه چتر و رعد :



+ و البته ED Card این اپیزود :


Baby Steps - Episode 01

Baby Steps - Episode 01

شروع شاید کمی کُند بود ولی همونطور که عنوان انیمه به "قدم‌های کودکانه" اشاره داره، باید کم کم در انتظار بهتر شدن باشیم و این شروع یک کار شونن با محتوای مانگای طولانی ـه که قراره تمرکز زیادی به ورزش تنیس داشته باشه. ایرادی که من اکثر جاها و در نظرات انیمه‌بین‌های مختلف دیدیدم، همین اشاره به کُندی روند داستان بود که وقتی خودم بهش فکر میکنم، میبینم که منو زیاد اذیت نکرد و البته چون چپترهای اول مانگا رو خونده بودم، در حال چک کردن یه سری چیزایی با شباهت به اون چپترها بودم. کمی تغییراتی داده شده بود و مثلا نحوه رفتن به سراغ باشگاه تنیس توسط ای چان درون مانگا به این شکل نبود و اونجا با اصرار بقیه راهی شد. بهرحال مهم نیست و مهم اینکه بلاخره به باشگاه تنیس رسید و بقیه جزییات اپیزود اول با شباهت به کار اصلی بود. فضای کمدی واسم جالب بود و خصوصا اون دوست ای چان، "کاگیاما" با اینکه حسابی از قیافه افتاده ست و بیننده حسابی درگیر ظاهرش میشه، به نظر میاد بعدها بتونه بار کمدی خوبی رو تو صحنه‌های حاشیه ای وارد کنه.

کارکتر اصلی که تو این اپیزود دوست داشتم، ناتسو دختر داستان بود که مهارت خوبی در تنیس داره و به دنبال حرفه ای شدن ـه. ای چان هم بد نبود و برای شروع حداقل فهمیدیم که همه چیزو با جزوه برداری و با فکر جلو میبره. یعنی قراره برای هر حریف کُلی استراتژی بچینه و هر ضربه راکت رو با حالت خاصی بزنه. فکر نکنم سطح استراتژی چیدن اون به پای توکچی تووا (One Outs) برسه ولی احتمال میدم در ادامه حالت جالب انگیزی ادامه پیدا کنه و رفته رفته بهتر بشه. رابطه رمنس داستان به نظر میاد مسئله کناری جالبی باشه و اگه در حد خوبی بهش پرداخته بشه، میتونیم جنبه رمنس رو هم خوب ببینیم. تمرینات تنیس و استایل‌های دست گرفتن راکت و ... خیلی چیزا هست که دوست دارم با توجه به واقع گرایانه بودن فضای انیمه به چشم ببینیم و منتظرم با استارت ای چان در تنیس و اینکه واقعا چه کارایی انجام میده تا به یک حرفه ای تبدیل بشه، روبرو بشم. در حال حاضر میخواد یک روز در هفته تمرین کنه ولی فکر کنم کم کم نظرش برگرده.

بهرحال بازم جز انیمه‌هایی هست که پتانسیل کاری خوبی داره و با توجه به محتویات مانگا که حسابی طولانی هست و اینجور که من دیدم، محبوب .. انتظار دارم هر هفته بهتر و بهتر بشه و پرداخت کارکتری ای چان و ناتسو شکل جالب تری به خودش بگیره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ای چان در کنار کاگیاما :



-- تنیس بازی کردن ناتسو :



- این جور صحنه‌ها هم چندتایی داشتیم! بامزه بودن :



- نگاه آخر ناتسو به پنجره ماروئو خیلی جالب بود :

Haikyuu - Episode 01

Haikyuu - Episode 01

واقعا بود ... یه شروع عالــی! فکر کنم همه میدونستیم که قراره به سراغ یک انیمه خوب بریم، یه شونن باحال و ورزشی که قرار بود جای کارهای بزرگی که به تازگی تموم شدن رو بگیره ولی باز هم من سطح انتظاراتم در حدی نبود که انتظار یک انیمه فوق العاده رو داشته باشم. خوشبتختانه وقتی الان به اپیزود یک به تنهایی نگاه میکنم، چنین ویژگی برتری درون اون به وضوح پیدا ست و جزییات زیادی بود که به راحتی منو جذب خودش کرد. افکت‌های پادشاه وار توبیو، پاسور بزرگ‌مون و دیدی که شویو بهش پیدا کرده بود، سماجت شویو در برابر جذب کردن بازیکن برای والیبال و کسی که بتونه باهاش بازی کنه .. میدونم بارها سماجت رو در چهره کارکترهای اصلی کارهای شونن دیدیم ولی اینجا سماجت شویو به طرز بامزه ای جلو میرفت و اونقدرا حس تکراری ای برای من نداشت که نکته مثبتی ـه، یه سری چیزای جزیی دیگه، مثل سایه‌ای که روی صورت توبیو افتاده و چهره درهم و برهم باحالش یا افکت‌های ورزشی انیمیشن.

نمیشه با گفتن "افکت‌های ورزشی انیمیشن" از کنار این مسئله گذشت .. واقعا ظاهر جذابی داشت و حس میکنم بهترین صحنه‌های این انیمه، صحنه‌های پرش‌ زیبای شویو میشه که هر کدوم تو این اپیزود اول به شکل زیبایی به تصویر کشیده شد و جذابیت خاصی داشت. خوشبختانه والیبال ورزش شناخته شده‌ای واسه خودمون هست و به راحتی میتونیم به جای نگران شدن در مورد اینکه "اون فلان اصطلاح به چه معنایی بود" ، غرق در انیمه بشیم و داستان این دو کارکتر باحال رو دنبال کنیم .. دو نفری که حالا به شکل جالبی درون دبیرستان بهم رسیدن و قراره با هم، هم‌تیمی باشن! وقتی به زاویه دیگه داستان نگاه کنیم، میبینیم که، حالا اون جمع "باشگاه والیبال کارسونو" که چهره ـشون رو ندیدیم، قراره حسابی خوشحال بشن چون .. اپیزود بعد متوجه میشن، اون دو بازیکنی که به نظرشون قرار بود تو دبیرستان دردسرساز بشن، عضو تیمشون هستن و حالا قراره دو مهره تاپ داشته باشن.

بهتره منتظر دیدن ادامه داستان بمونیم. میشه به بهتر از این پیش رفتن هم فکر کرد و با این پتانسیلی که تو شروع کار به ما نشون داده شد، به راحتی ارزش دنبال کردن رو داشت.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- این نگاه ترسناک شویو بعدا سوژه ای میشه :



- یکی از پرش‌های باحال شویو .. اینبار در مقابل توبیو :



- توبیو بدون توجه به اینکه بُرد آورده، اینجوری به سمت شویو حمله ور شد و ... واقعا حرکت جالبی بود :



- اینم لحظه برخوردشون تو باشگاه دبیرستان کاروسونو :

Akuma no Riddle - Episode 01

 Akuma no Riddle - Episode 01

وقت محافطت ار ابچبنوسه هاروی مهربون و معصوم رسیده. اگه بخوام از نکته‌های معمولی که خیلی راحت به ذهنم رسیدن شروع کنم، باید بگم که دوبلورهای کار رو دوست داشتم و همه در سطح خوبی قرار داشتن. انتخاب Hisako در نقش هارو، دختری که هدف بقیه کلاس قرار گرفته، یه انتخاب عالیه. از اونجایی که اکثر نقش‌هایی که از این دوبلور به خاطر دارم، در نقش کارکترهای معصوم و دوست داشتنی بوده، خیلی راحت تر میتونم فضای درگیر کننده داستان انیمه رو با وجود این دوبلور حس کنم و وارد اون بشم. Ayaka هم در نقش توکاکو مکمل خوبیه و کارشو دوست داشتم .. بهرحال تازه شروع کاره و باید بیشتر از اینا باهاشون همراه بشیم. بهرحال این انیمه یوری، خیلی با انیمه یوری که فصل قبل دیدیم تفاوت داره. Sakura Trick یک فضای Slice of life ـی داشت و اصلا قرار نبود حس مرموزی رو به بیننده منتقل کنه اما این انیمه پتانسیل تبدیل شدن به یک کار مرموز و اکشن رو داره و باید ببینیم داستان به چه سمتی حرکت میکنه.

اپیزود اول شروع خوبی رو دیدیم و آشنایی با کارکترها با شباهت به مانگا خیلی ساده و سریع شکل گرفت. شباهت صحنه‌ها با صفحات مانگا هم در سطح خوبی قرار داشت و من به راحتی تونستم شباهت زیاد بعضی از صحنه‌ها رو با صحنه‌های مانگا تشخیص بدم. موسیقی جز نکات نسبتا مثبت این اپیزود بود و هاله ای که درون چهره دانش آموزای قاتل کلاس بود، به خوبی به تصویر کشیده شد ولی حس میکنم در دراز مدت ممکنه این موسیقی متن خسته کننده بشه! شاید بعضی از معرفی ها سریع شکل گرفت ولی جدا از اون منتظر دیدن ادامه داستان و اینکه از این به بعد قراره به چه سمت حرکت کنیم، هستم. چپترهای مانگا خیلی کم بود و اونقدرا نمیشد چیز خاصی ازش بیرون کشید و بخاطر همین از ادامه داستان و اینکه چطور پیش میره، مطمئن نیستم.

صحنه‌‎هایی از اپیزود :

- توکاکوی خونسرد :



- هارو در کنار توکاکو :



- در کنار یکی از دانش آموزای قاتل کلاس :



- اینجوری لبخند میزنن!

Diamond no Ace - Episode 26

Diamond no Ace - Episode 26

این اپیزود به تبهر شونشین در بازی بیسبال پرداخت و اتفاق خیلی خاصی درون زمین نیافتاد. شاید مهمترین اتفاق بازی، امتیاز گرفتن تیم آکیکاوا بود که در یک حرکت خیلی جالب توسط شونشین و چوب زنی اون دو امتیاز رو با هم گرفتن. به نظر من اینجا بیشتر از اینکه مشکل از فورویا و نقص فورویا بوده باشه، مشکل از اون فیلدر بود که خیلی بد برای توپ پرید. میتونست بذاره توپ به زمین برخورد کنه و همونطور که ایساشیکی سرش داد زد، باید با امنیت بازی میکرد. بهرحال ظاهرا شونشین بتر خوبی هم تشریف داره که ازش بعید نبود. نکته دیگه روحیه تیم آیکاکاوست که به روحیه ای فولادی تبدیل شده باید ببینیم چطور این روحیه خرد میشه.

ریوسکه هم مشکلات جالبی با پرتابای شونشین داشت. ظاهرا داور بخاطر دقت بالای شونشین کمی به سمت اون متمایل شده بود و حتی پرتابایی که به سمت "بال" شدن میرفتن و به نظر "بال" میرسیدن رو استرایک اعلام میکرد که کمی کار ریوسکه رو سخت کرده بود. حالا باید حتی پرتابایی که خارج از منطقه استرایک هست رو هم چوب میزد. بهرحال شرایط سیدو خوب پیش نمیره .. باید ببینیم یخ این موضوع با ورود کاواکامی یا ایجون آب میشه یا نه. هنوز دورهای اول بازیه و وقت برای جبران امتیازات از دست رفته زیاده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ورود یوئینگ شونشین به زمین :



- حالت های شونشین کلا جالب بودن :



+



- تعجب فورویا از چوب زده شدن پرتابش :

Mushishi Zoku Shou - Episode 01

Mushishi Zoku Shou - Episode 01

یک استارت خیلی آرامشبخش و قابل انتظار از موشیشی؛ انیمه‌ای که در بین انیمه‌های بهار جذبه و کشش خیلی خاصی رو برای من داشت و حالا با رفتن به سراغ اپیزود اول، واقعا از تک تک لحظات اپیزود اول لذت کافی رو بردم و منو به راحتی وارد فضای ساکت و مرموز خودش کرد. گینکو بار دیگه برگشته و ما قراره با اون همراه بشیم و سفر زیبایی رو شروع کنیم. صدای گرم دوبلور گینکو حسابی منو ذوق زده کرد و از این بعد از مدتها قراره هر هفته صدای اونو بشنوم، خوشحالم. OP این فصل انتخاب عالی بوده. آهـــنگی از Lucy Rose به نام Shiver که زیبایی خاصی رو در شروع هر اپیزود به وجود میاره و حسابی شنیدنی ـه. "We broke Everything that was right" ؛ "And if we turn back time Could we learn to live right" ، "And I'll shiver like I used to And I'll leave him just for you" و ... جملات متن آهنــگ حس خیلی خوبی دارن و صدای خواننده ترک هم واقعا به فضای آروم انیمه میخوره که نقطه خیلی مثبتی ـه.

کیفیت داستانی در همین اپیزود اول من رو به یاد فصل اول انیمه انداخت و میشه پتانسیل ادامه دادن راه فصل اول رو تو همین شروع کار دید .. اپیزود اول به سراغ ساکی و ساکی‌های تابان و البته مهمانی میان جنگل موشیشی‌ها رفتیم و پسری رو دیدیم که خودشو به صورت اتفاقی وارد تجمع اونا کرد. جایی که موشی‌های ساکی دوست رو دیدیم .. موشی‌هایی که به نوشیدن ساکی علاقه داشتن. داستان عجیبی برای شروع ولی .. واقعا پرداخت خوبی داشت. این خاصیت انیمه Mushishi ـه. انیمه به نحوی درون اپیزود جلو میره و به پایان میرسه که بعد از پایان هر اپیزود آرامش خیلی خوبی به سراغ بیننده میاد .. چیزی که من هر هفته با اشتیاق زیاد به دنبال به دست آوردنش هستم و مطمئنم که این سری میتونه اونو به راحتی به وجود بیاره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- پسر داستان این اپیزود :



- موشی‌ها در حال نوشیدن ساکی :



- اولین صحنه حضور گینکو :



- صحنه خیره شدن پسر داستان به تجمع موشیشی‌ها :

Nagi no Asukara - Episode 26 - End

Nagi no Asukara - Episode 26 - End




وقت خداحافظی با دریا فرا رسید؛ خداحافظی با کارکترها و داستان دوست داشتنی این انیمه که دو فصل تمام ما رو در عمق زیبایی اشک‌ها و لبخندهاشون درون دریا شناور کردن. پایان برای من بی نقص بود و واقعا اونو دوست داشتم. نیمی از مدت زمان اپیزود رو در حال لبخند زدن بودم! خیلی از چیزایی که دوست داشتم اتفاق افتاد و شاید حتی بیشتر از انتظاراتم "به خوبی و خوشی" به سمت پایان حرکت کرد که اصلا نکته بدی نیست چون در طول این 26 قسمت اونقدر درام و درگیری و حوادث مختلف دیدیم که واقعا دلم میخواست پایان خوبی در انتظار کارکترهای انیمه باشه. زوج‌ها بهم برسن، مردم دریا از اون خواب طولانی بیدار بشن، میونا نجات پیدا کنه و ... خیلی از اتفاقات جزیی دیگه. خوشحالم که پایان با یه تغییر عجیب و غریب دراماتیک خاطره کُل سری رو برام از بین نبرد و پایان بندی شکل زیبایی داشت. اپیزود آخر، اپیزودی احساساتی و لذت بخشی برای من بود و خیلی صحنه‌های اونو دوست داشتم.

چیزی که خیلی به چشم میرسید پررنگ بودن هیکاری در اپیزود آخر بود که به نظر من، مرد اپیزود آخر بود و حسابی خودش و سماجت ـش رو به رخ کشید. لجبازی در مقابل گیر افتادن میونا، حرف‌ها میونا در حالی که هیکاری به تلاش خودش ادامه میداد .. یادمه تو شروع سری از اینکه حس میکنم هیکاری یک کارکتر تکراری میشه، حرف میزدم ولی رفته رفته تفاوت اونو با بقیه کارکترهای نقش اول انیمه ای درک کردم و به اون تفاوت ها اشاره کردم. هیکاری واقعا یه کارکتر خوب پرداخته شده بود و حسابی از دیدن چنین کارکتر اول قوی ای لذت بردم. احساسات خودش رو نسبت به ماناکا تا آخرین لحظه حفظ کرد و در کنار اون به نجات میونا رفت. حالا اگه بخوام از دید کُلی چند کارکتر اصلی پسر رو رتبه بندی کنم، مسلما رتبه اول رو به هیکاری میدم و ... کانامه رده آخر رو به خودش اختصاص میده چون رفته رفته برعکس هیکاری اُفت کارکتری داشت و به نظر من نتونست اونجور که ازش انتظار داشتم، رشد کارکتری داشته باشه. تنها نکته مثبتی که در مورد کانامه تو اپیزودهای آخر وجود داشت، نگاه متفاوت ش به سایو بود و اینکه حاضر شد اونو به چشم یک دختر نگاه کنه. سوموگو هم یه کارکتر واقعا خوب بود و خیلی جالب تونست خودشو در کنار چیساکی که دختر محبوبم از سری بود، وارد ذهن من کنه. رفتارهای خونسردش رو در مقابل اتفاقات مختلف دوست داشتم. ماناکا در کنار چیساکی، هر دو دوست داشتنی بودن و لحظاتی عالی زیادی تو انیمه داشتن که هر کدوم اونا دیدنی و جالب شکل گرفت و با هم دیدیم.

بهرحال انیمه به پایان خودش رسید و به عنوان یکی از کسایی که این انیمه رو به صورت هفتگی با اشتیاق زیاد دنبال میکردم، از پایان بندی حسابی راضی بودم و با ذهنیت خوبی از فضای این انیمه دور میشم .. فضایی که مسلما وقتی به لیست بهترین انیمه‌های چند فصل اخیرم فکر میکنم، به خاطر میارم و اون لحظات جزیی خاص‌ش رو دوباره درون ذهنم مجسم میکنم. اکو های دریایی بین مکالمه کارکترها، ماهی‌هایی که جلوی تلویزیون در حال شنا بودن، میونا و سایوی کوچولویی که با هیکاری درگیر میشدن، ماناکایی که همیشه در حال گریه بود، نفرین ماهی ماناکا و سوموگو، ماناکایی که توسط تور ماهیگیری سوموگو بیرون آب کشیده میشد و ... واقعا باید به تک تک شون اشاره کنم؟ همه اونا رو دیدیم و میدونم چقدر زیبا بودن.

صحنه‌هایی از اپیزود آخر :

- این صحنه رو خیلی دوست داشتم :



- میونا در آغوش هیکاری :


- صحنه روبرویی میونا با ماناکا هم عالی بود :