پیش به سوی منزل فوجیمیا .. خیلی خوب
بود و پر از صحنههای بامزه بین کارکترها ؛ ذوق کردن مادر فوجیمیا در
برابر دوستای فوجیمیا واقعا جالب بود و وقتی کسی رو در نقش مادر دختری
فراموش کار (به این شکل) تصور میکنم، واقعا سوپرایز شدن ـشون اونقدرا عجیب
نیست و مشخصه که انتظار چنین چیزی رو نداشته. بهرحال یاماگیشی هم چنان بعد
از ورودش به انیمه بار کمدی رو به دوش میکشه و با اون سبک بامزه حرف زدنش
حسابی جو اتاق فوجیمیا رو دیدنی کرده بود. تلاشش واسه نزدیک کردن کائوری و
شوگو و لحظات کمدی که با هم دیدیم، لحظههای مثبت اپیزود بودن و بعد از
اون، تو نیمه دوم انیمه به سمت اتفاقات جالبتری حرکت کردیم. جایی که مادر
کائوری جریان تصادف اونو برای هاسه تعریف کرد؛ تصادفی که باعث فراموشی عجیب
کائوری شده و لحظهای که برای اولین بار دوستان خودشُ به خاطر نیاورد.
لحظات جالبی بود و واقعا موقعیت کائوری رو شفافتر از قبل کرد و خوشحالم که
تونستیم چنین صحنهای رو درون انیمه ببینیم. بعد از اون صحنه پایان بندی
به با جمله سوالی کائوری به زیبایی پیش برده شد : "میشه منتظر دوباره شنیدن
اون کلمات بمونم؟" ، حس خوبی که از پایان بندی این داستان شیرین به بیننده
منتقل شد و ما رو به انتهای اپیزود رسوند.
رضایت کامل رو از اپیزود داشتم .. احساس آرامش خوبی داشت و کمدی اپیزود هم
در سطح شیرینی قرار داشت که روی هم رفته شرایط رو برای لذت بردن از اون
اپیزود راحت میکرد. پیشروی آنچنان خاصی رو ندیدیم ولی خُب، روند انیمه تا
اینجا مناسب بوده و میشه ازش انتظار یک پایان بندی قابل قبول رو داشت.
صحنههایی از اپیزود :
- رسیدن به خونه کائوری، حرکات دست یاماگیشی تو هر صحنه در نوع خودش جالبه :

- ذوق مادر کائوری از دیدن دوستای اون :

- سر کار گذاشتن هاسه توسط مادر کائوری هم بامزه بود :
