M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Aria The Natural - Anime Review

Aria The Natural - Anime Review





فصل دوم به زیبایی فصل اول انیمه ادامه پیدا کرد و تونست علاوه بر خصوصیت‌های خوب فصل اول، آرامش‌بخش بودن، گذروندن لحظات بیشمار روح نواز در کنار کارکترهای انیمه و ... چیزهای جدیدی رو ارائه کنه. همچنان سوار بر گندولاها روی آب‌های شهر Neo  Venezia با دختران زیبای انیمه همراه هستیم؛ نامه‌های آی چان به آکاری رو با هم دنبال میکنیم و از احساسات درونی اونا با خبر میشیم. لحظاتی که با سکوت و گاهی با موسیقی همراهه و جملات زیبای نامه‌های رد و بدل شده بین این دو کارکتر ما رو به اعماق آب‌های زیبای شهرمون وارد میکنه و از یک طرف اپیزود وارد و از طرف دیگه ما رو خارج میکنه. آریا همچنان از لحاظ کارکتر فوق العاده ست .. تک تک کارکترهای فرعی اپیزودیک وارد شده در انیمه، نقش خوبی در پیاده کردن فضای آروم انیمه دارن و به خوبی با کارکترهای اول انیمه همراه میشن. در کنار کارکترهای انسان انیمه، هیچ وقت از دست کارکترهای گربه انیمه خسته نشدم و هنوز هم دوست دارم از آریا تایچو و بقیه گربه‌ها لحظات بامزه‌ای رو ببینم .. من به عنوان بیننده حتی تونستم با سر و صداهای بی معنی این گربه‌ها هم ارتباط برقرار کنم و لحظات شیرینی که توسط روبرویی این موجودات با هم به تصویر کشیده میشه، جز لحظات موردعلاقه من از این انیمه هستند.


استایل داستان پردازی و شکل پرداخت اپیزودیک به هر قسمت از انیمه، ممکنه از فضا و چشم بیرونی کسل کننده به نظر برسه ولی وقتی بیننده خودش رو وارد دنیای زیبای آریا میکنه، متوجه میشه که این سبک پیشروی داستان، نکته مثبت و قابل تاملی در سری آریا هست. در باب آروم پیش رفتن فضای داستانی، پیشنهاد میکنم بین دیدن اپیزودها فاصله‌ای رو قرار بدید و هر از چندگاهی به سراغ اپیزودی از آریا برید .. به نظر من به این شکل میشه بیشتر از حد ممکن از لحظات آرامش‌بخش انیمه لذت برد و اینجوری دوز وقت به وقتی از آرامش رو به خودتون اختصاص میدید.


اصلا نیازی هست به مناظر درون انیمه اشاره‌ای کنم؟ بهرحال Neo  Venezia همون Neo  Venezia ـی فصل قبلی ـه و پر از مناظر زیبای دریایی و لذت بخش ـه. در فصل دوم، باز هم لوکیشن‌های جدیدی رو به چشم میبینیم و بعضی از اتفاقات درون اپیزودها ما رو به نقاط خیلی زیبایی میکشونه که دیدن اونا حس جذابی رو به بیننده منتقل میکنه. به تصویر کشیدن اون مناظر از طریق کلمات آنچنان کار ساده‌ای نیست و پیشنهاد میکنم اگه به سراغ دیدن این انیمه رفتید، حتما نیم نگاهی به مناظر و اینکه چقدر زیبایی درون محیط انیمه قرار گرفته، داشته باشید .. مطمئنا از دیدن اونا لذت می‌برید.





و اما موسیقی .. بی‌نقص، عالی! چیزی که به سری آریا روح و معنی میبخشه .. بعد از دیدن سری اول آریا، فرصت رو از دست ندادم و شروع به دانلود تمام OST های سری اول و دوم کردم و فقط میتونم بگم ... یکی از بهترین OST هایی بوده که تا بحال شنیدم. وقتی درون فضای انیمه بودم هم از موسیقی انیمه لذت میبردم و خُب، دلیل اصلی رفتن من به سراغ موسیقی متن انیمه و دانلودش، همین لذتی بود که از موسیقی بردم. گوش نواز بودن و آرامشی که درون ترک‌های این موسیقی هست، با خاطرات خوب و دلنشین انیمه و لحظات همراهی ما با کارکترها همراه میشه و لحظات زیبایی رو شکل میده. مسلما اگه انیمه رو دیده باشید، بیشتر میتونید از شنیدن OST ها لذت ببرید ولی خُب، من شنیدن این OST رو به کسایی که انیمه رو ندیدن هم پیشنهاد میدم.


چقدر خوشحالم که این سفر من به درون انیمه آریا به پایان نرسیده و هنوز یک فصل دیگه برای دیدن دارم. وقتی در حال دیدن یک شاهکار هستید، برای دیدن پایان اون عجله میکنید و سعی میکنید سریع تر به محتوای داستانی و پایان بندی پی ببرید ولی من .. دوست دارم وقت خودم رو نگه دارم و از هر اپیزود آریا درون لحظه خاص خودش لذت ببرم. اشتیاقی زیادی برای رفتن به سراغ فصل سوم دارم ... چقدر دوست دارم کارگردان این انیمه، Sato Junichi دوباره به سراغ این سبک بیاد و وقت خودش رو صرف ساختن این لحظات زیبا کنه. مسلما مقداری از این زیبایی انیمه Aria و کارگردانی خوب خودش رو درون سری انیمه Tamayura به تصویر کشید ولی من فکر میکنم، باز هم قدرت زیباتر به تصویر کشیدن محیط Slice of life ای به این خوبی رو داره. باید چشم به فصل های آینده بدوزیم و منتظر انیمه‌های جدید باشیم.


روی هم رفته تجربه دیدن سری آریا، یکی از بهترین تجربه‌های انیمه دیدن من بوده و هر فصل، پر از لحظات دوست داشتنی ـه و .. دیدن این سری رو به هر کسی که به دنبال یک فضای شفابخش هست، پیشنهاد میکنم.




Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 05

Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 05

از اونجایی که اپیزود قبل به اندازه کافی لیز نداشتیم و کمتر ازش چیزی دیدیم، دیگه وقتش بود که به سراغ لیز بریم و واقعا هم درست و حسابی به کارکترش پرداخته شد. کُلی صحنه بامزه از لیز دیدیم و در کنارش شارو هم مکمل خوبی واسه صحنه‌های کاوایی لیز میشه و به نظر میرسه بهترین صحنه‌های به این دو کارکتر، تقابلی هست که با هم دارن. دیدن ذوق کردن های شارو از لباس‌ها و ژس‌های لیز جالبه و رابطه ای که با هم تشکیل دادن هم بامزه شده. نمیشه تو وصف صحنه‌های این انیمه، کلمه "بامزه" رو بکار نبرد و به نظر من بهتره خواننده جملات از قبل برای هر جمله یک کلمه "بامزه" درون ذهن خودش در نظر بگیره. صحنه‌های تمرین بدمینتون و والیبال، کمدی شیرینی داشت و نقش بر زمین شدن‌های کوکوا هم دیدنی بود .. کمی دلم به حالش سوخت .. بیچاره! تو این بین تونستیم با سرو "میهن پرستانه" (!) هم آشنا بشیم که حرکت باحالی بود. این اپیزود کمی کمتر از قبل لحظات مربوط به چینو داشتیم ولی خُب، در عوض به کارکترهای دیگه پرداخته شد و شیرینی انیمه همچنان سر جای خودش باقی ـه. امیدوارم تو ادامه همچنان کاوایی و بامزه باقی بمونه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- چینو در کنار دوستاش :



- بررسی صحنه جرم عالی بود :



- ژس‌های بامزه شون :



- هدف : تحت تاثیر قرار دادن لیز و چینو ... گامباره!!



- ED Card اپیزود :

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep05

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep05

هر هفته همراه شدن با نیکه و پادشاه، یکی از لحظات مورد علاقه بهار من ـه. واقعا از دیدن اپیزودهای این انیمه لذت میبرم و فکر میکنم که هر هفته داره بهتر و بهتر میشه. لحظات احساسی خیلی خوبی رو تو اپیزود 5 ام با هم دیدیم. از بروز احساسات معصومانه پادشاه به نیکه به اون شکل جالب گرفته تا لحظاتی که بارون دوباره توسط نیکه شروع به باریدن کرد و زیر اون بارون شروع به بخشش کسایی کردن که به قصد جون اونا توطئه چینی کرده بودن .. همه لحظات خوبی برای انیمه بودن. پایان بندی اپیزود قبل و ورود نیکه به اون دروازه خیلی منو نسبت به این اپیزود کنجکاو کرده بود و حالا بعد از دیدن این اپیزود، فکر میکردم دوباره این توطئه چینی‌ها ادامه پیدا میکنه ولی خوشحالم که پرونده این موضوعات بسته شد و حالا میتونیم دوباره به سمت جلو حرکت کنیم. کش دادن چنین افکار پشت پرده‌ی بدجنسانه ای در برابر پادشاه و نیکه، در نهایت چیزی بهمراه نداره و فقط پتانسیل عالی انیمه به هدر میره. البته بهتره به این هم اشاره کنم که بودن یکی دو اپیزودی این ماجرا آنچنان بد نبود و میشه به اون امتیاز مثبتی داد. امتیازی که به دلیل به وجود اومدن صحنه‌های عاطفی بین بین پادشاه و نیکه بهش تعلق میگیره و مستحق اون امتیاز هم هست.

تا اینجا داستان حس ماجراجویانه خوبی رو هم درون خودش داشته و خصوصا این دو اپیزود اخیر جریانات حلقه و صحنه‌های درگیری نیکه با اون مردها هر کدوم در نوع خودش جالب بود و میتونیم در ادامه باز هم به سراغ ماجراجویی‌های بیشتری حرکت کنیم. نکته پررنگی که در مورد این اپیزود نحوه پایان بندی ـش وجود داشت، اون شکل کامل کردن حلقه نیمه با رنگین کمان بود که زیبایی خاصی داشت و بیننده رو حتما برای دیدن اپیزودهای بعد مشتاق میکنه. پیش‌نمایش هم بامزه بود .. دختر جدیدی قراره به داستان اضافه بشه که نیکه از الان آماده جنگیدن با اونه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- احساساتی شدن پادشاه عالی بود :



- بوسه روی پیشونی :



- واقعا هر لباسی به نیکه میاد :



- و حلقه کامل شده توسط رنگین کمان :

Isshuukan Friends - Episode 05

Isshuukan Friends - Episode 05




یاماگیشی عجب کارکتر جالبی بود. شاید عبارتی که میخوام استفاده کنم، کمی عجیب به نظر میاد ولی .. به من حس اسلوموشن رو منتقل میکرد .. حرکاتش، حرف زدنش و ... کاملا یه کارکتر کند و خنده دار بود. توصیف عجیبی ـه ولی خُب، به نظر من بهش میخوره و هر لحظه از این اپیزود یه جورایی بخاطر آروم حرف زدن یاماگیشی حس بامزه ای به سراغ بیننده می اومد و تو این بین مسلما نقش دوبلور کارکترش (Rumi Ookubo) خیلی پررنگ ـه و به نظر من خوب کار کرده بود. (چقدر صداش با کارکتری که تو Yuru Yuri دوبلوری کرده بود، Chinatsu ، فرق داشت.) حتی نیمه دوم تونستیم روی احساسی کارکترش رو ببینیم که به بهتر شدن ذهنیت بیننده در مورد کارکترش کمک زیادی میکنه. اینکه از بچگی اون چیزایی شنیدیم و با هم قرار زیبای فوجیمیا و یاماگیشی رو دیدیم. اما هنوز بهترین قسمت اپیزود باقی مونده بود .. جایی که دوباره دوشنبه از راه رسید و دوباره فراموشی به سراغ فوجیمیا اومد. اینبار یاماگیشی با سماجتی که داشت و با کنجکاوی بامزه ش به سراغ فوجییما اومد و اونو به یاد خاطرات روز قبل انداخت و اینکه چقدر بابت این اون لحظاتی که با هم سپروندن، لذت بردن. صحنه‌های دیدنی ای بود و بعد از اون اتفاقی افتاد که فکر نمیکردم تا قسمت‌های نهایی اونو ببینم .. فوجیمیا در برابر دانش آموزای کلاس لبخند زد و بعد یهو اخم کرد .. یاماگیشی دوباره بهش نزدیک شد و اونو وادار به خندیدن کرد. این لحظه‌های کوچولو و شکلی که صحنه به جلو حرکت کرد، از نظر من عالی بود و بهتر از این نمیشد.

به واسطه یاماگیشی، فوجیمیا داره به سراغ دوستای جدید میره. حالا دخترای کلاس با روی بازتری به سراغ حرف زدن با اون میان و باید ببینیم قدم بعدی انیمه به چه سمتی خواهد بود و آیا واقعا مشکل کلاسی فوجیمیا برطرف شده یا هنوز هم مسیری رو پیش رو داره. میشه با خیال راحت اینو عنوان کرد که تو این اپیزود، فوجیمیا پیشرفت قابل توجه ای داشت و از لحاظ رابطه ای قدم بزرگی به سمت جلو برداشت. داشتن یک کارکتر دختر دیگه در انیمه میتونه باعث بهتر شدن روند داستانی بشه و حالا هاسه ممکنه کمی به حاشیه برده بشه. باید ببینیم تو اپیزودهای بعد تمرکز انیمه چقدر بین این کارکترها تقسیم میشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌های قرار :



- صحنه‌های آخر اپیزود و فضای کلاس :



- اصرار یاماگیشی به فوجیمیا صحنه عالی ای بود :



- و یه شات زیبا از فوجیمیا تو همین صحنه :

Baby Steps - Episode 05

Baby Steps - Episode 05

برخلاف انیمه ورزشی دیگه این فصل یعنی Haikyuu که برای ورود به مسابقه حسابی جو هیجان انگیزی وارد فضا میشه، به نظر میرسه Baby Steps همچنان به واقع‌گرایانه بودن فضای خودش تاکید داره و جریان رو به سادگی و البته به خوبی جلو میبره. اینجا مسئله مورد بحث من، مقایسه این دو انیمه نبود و صرفا خواستم اشاره ای به تفاوتی که با هم دارن کرده باشم. بحث هیجان در این انیمه با رو شدن تاکتیک‌ها و تفکرات مربی و ایچیرو به بیننده منتفل میشه و اینکه چطور ایچیرو با دقت بالایی که داره حرکات دست اوبایاشی رو میخونه و اون حرکات رو جواب میده. روندی که در طول یک مسابقه یک ست ـه طی میکنه تا به موفقیت چشم گیری دست پیدا میکنه. همه چیز حس واقعی خوبی داره و به نظر من نکته اساسی و مهمی هست. دیدن تماشاگرای این بازی یک ست ـه هم در نوع خودش جالبه. هر کدوم یک اظهاریه خاصی دارن و مثلا مربی و کاگیاما و ناتسو به شکل جالبی علاقه خودشون به اتفاقا درون زمین ابراز میکنن و حتی میشه گفت حضور تاکوما به اون شکل و دراز کشیده هم جو خاصی به بازی درون زمین میده. مشخصه که به بازی درون زمین اهمیت میده و کم کم داره علائقی نسبت به ایچیرو درون خودش نمایش میده.

اما روی هم رفته اپیزود تونست استرسی که یک بازیکن تنیس در طول شروع بازی متحمل میشه رو نشون بده، اونم یه بازی مبتدی که قراره اولین بازی رسمی خودشو شروع کنه. اوبایاشی برخلاف چیزی که فکر میکردم، اصلا مغرور نبود و حتی اولین کسی بود که به سمت ماروئو دست دراز کرد و باهاش دست داد. بعد از اون تفکرات اوبایاشی درون زمین هم برای ضعیف کردن ماروئو موثر واقع شد و تونست تا جایی که میتونه حریفش رو تضعیف کنه. ماروئو کم کم داره متوجه نقطه ضعف بازیش میشه. همونطور که مربی گفت، وقتی بازیکن جدیدی وارد زمین میشه، توپای سریع رو سریع راکت میزنه و توپای آروم رو آروم و هنوز نمیدونه چطور باید توپای آروم رو سریع راکت بزنه. بی تجربگی ماروئو کمی دردسر ساز شده ولی در انتهای اپیزود به نظر رسید که کمی روال کار دستش اومده ... هر چند فقط یک گیم دیگه برای باختن باید پس بده و اوبایایشی در آستانه بردن ـه. باید ببینیم چطور ادامه پیدا میکنه و آیا ماروئو میتونه بازی رو برگردونه و برنده باشه یا نه.

حدس من اینه که از عهده بردن بازی برنمیاد ولی یکی دو گیم رو برمیگردونه که پیشرفت قابل توجهی برای ماروئو به حساب میاد و بهرحال خودشو در چشم بقیه ثابت میکنه. بعد از اون باید ببینیم چقدر به بقیه تورنمنت پرداخته میشه و آیا قراره بیشتر از این مسابقه ببینیم یا حذف شدن ماروئو پایان صحنه های تورنمنت رو رقم میزنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌های گیج بودن ماروئو هر کدوم به شکلی بامزه بودن :



+



- حتی خودشم از گرفتن پوینت اول تعجب کرد :



- صحنه‌های تاکتیکی انیمه جالب به تصویر کشیده میشن :

Haikyuu - Episode 05

Haikyuu - Episode 05

خُب، مسابقه 3 به 3 به همین راحتی تموم شد و به سمت جلو حرکت کردیم. چندتا کارکتر فرعی جدید به داستان اضافه شد و یکی از اونا مشاور باشگاه بود که خبر از مسابقه دوستانه ای داد که در راهه و برای تیم تدارک دیده بود .. البته اینجور که بوش میاد، قرار نیست اونقدرها هم دوستانه باشه؛ بهرحال هم تیمی های سابق کاگیاما تو اون تیم مستقر شدن و حالا تنها شرطشون برای بازی با کاروسونو، بازی کردن کاگیاما در نقش پاسور تیم بود. واقعا چه نقشه ای در سر دارن؟! میخوان تیم قوی خودشون رو به رخ بکشن و کاگیاما رو دوباره مثل اتفاقی که براش تو راهنمایی افتاده بود، عصبی کنن؟ بهرحال یه مبارزه جذاب رو پیش رو داریم و از الان باید منتظر از راه رسیدنش باشیم. فاصله زیاد طولانی نیست و اپیزود بعد، سریعا به سراغ اون مسابقه میریم. اما دیدن اتفاقات مابین این جریان دیدنی بود. مهمترین مسئله روی میز، استرس هیناتا بود که داره همینطور شدت میگیره و با اون اتفاقاتی که تو اتوبوس افتاد، همه رو نگران کرد. حالا دایچی و بقیه به جای اینکه نگران بازی باشن، نگران هیناتا و شکلی که میخواد وارد بازی بشه، هستن.

صحنه‌های کمدی اپیزود مثل همیشه خوب بود. از درگیری‌های سوکیشیما و سرد رفتار کردنش گرفته تا حرکات هیناتا و رفتار بامزه ش. تاناکا هم که نیازی به اشاره نداره. چیز جالبی که باز هم مسیرش پیش کشیده شد، مسیر تغییر رفتاری کاگیاما بود که باز هم در مقابل بقیه هم تیمی ها خودی ای نشون داد و جلوی سوگاوارا ازش برای ورود به عنوان پاسور درون بازی با سیجو اجازه خواست. البته سنپای زیادی متواضع هست و از طرف دیگه میخواد قدرت هیناتا و توبیو رو درون یه بازی ببینه .. پس اجازه رو به راحتی صادر کرد. یه سری نکته های جزیی دیگه هم بود که توجه منو به خودش جلب کرد. مثل دیدن خواهر کوچولوی هیناتا که حسابی کاوایی بود و امیدوارم تو آینده بازم ببینیمش .. یا مثلا صحنه دادن لباس به اعضای جدید و لذتی که اونا از پوشیدن لباس بردن. بهرحال صحنه‌های خوب جزیی هم زیاد داشتیم و روی هم رفته یه اپیزود با پیشرفت بسیار خوب و جذاب به سمت جلو حرکت کرد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- میمیک دسته جمعی ـشون تو این صحنه حرف نداشت :



- اصرار هیناتا به سوکیشیما برای دست دادن :



- باز کردن در جعبه لباس‌ها :



- اتفاقا آخر اپیزود درون اتوبوس :

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 05

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 05

اگه بخوام در یک جمله ذهنیت فعلی خودمو در مورد این انیمه بیان کنم اون جمله من اینه : "هر هفته بهتر از هفته قبل!" واقعا فضای انیمه رو دوست داشتم و تا اینجا کار به اندازه کافی تو هر دو مورد رمنس و کمدی بین کارکترهای انیمه چرخیدیم و باهاشون همراه شدیم. رابطه اوسا و کاوایی هر اپیزود دیدنی تر میشه و درسته که اونقدرا سرعتی در رابطه تشکیل دادن و به جلو حرکت کردن ندارن ولی باز هم شیرینی ارتباط ـشون رو میشه حس کرد. جالبه که چند جا با نظرات انیمه‌بین‌ها در مورد ظاهر تصویری و جلوه‌های اون روبرو شدم که اونو منفی میدونستن و حتی بعضی دلیل دراپ کردن این انیمه رو این مورد میدونستن .. در صورتی که به نظر من اون جلوه‌های تصویری جز نکات مثبت انیمه ست و فرضا نوری که گاهی درون صحنه‌ها به صورت خطی ظاهر میشه، برای من افکت رمنس جالب انگیزی بوده. نکته ای که در یکی از نقدها دیدم و دوست دارم بهش اشاره کنم اینه که، میشه گفت گاهی کاوایی فقط محض شکل گرفتن شوخی‌ها درون صحنه‌های مختلف قرار میگیره ولی به نظر من حتی همین حضور اون برای تکامل یک شوخی، بهش تصویر میده و باعث میشه میمیک‌های جالب و رفتار بامزه ـش رو با هم ببینیم که نکته خوبیه.

رفتن به سمت تغییر کارکتری کاوایی، دیر یا زود باید اتفاق بیافته و نرم شدن‌ها و انعطاف رفتاری اون، چیزی ـه که دور از انتظار نیست. این اتفاق تو اپیزود 5 ام با ارتباط بیشتر پیدا کردن اون با اوسا شکل گرفت .. اتفاقی که با موضوع ساده کتاب خوندن شکل گرفت .. کتاب خوندن، سرگرمی کاوایی ـه و اینجا اوسا ناخودآگاه خودش رو در حالی که از این سرگرمی لذت میبرد، یافت و حالا به صحنه خوبی رسیده بودیم و میشد ارتباط خوبی رو بین این دو کارکتر دید. مسلما تم کمدی انیمه تا اینجای کار بیشتر از رمنس بوده و خصوصا با وجود کارکترهایی مثل مایومی و سایاکا، بیشتر صحنه‌ها به سبکی کمدی پیش میره ولی وقتی که صحنه ای مثل صحبت راجع به کتاب آخر اپیزود 5 رو با هم میبینیم، حس میکنیم رضایت کافی به وجود اومده و حتی دیدن توطئه چیدن مایومی و سایاکا برای خراب کردن صحنه بین اون دو کارکتر، ما رو اذیت نمیکنه. در نهایت، انتظار دارم باز هم در آینده جنبه رمنس داستان پیشرفت قابل توجه ای داشته باشه و ثابت باقی نمونیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خجالت کاوایی از بوسیدن دست اوسا .. کلا میمیک‌هاش عالی ـه :



- اینجوری باید به سراغ آب پاشی رفت؛ آماده برای حمله :



- دیدن زدن کاوایی به اون شکل بامزه بود :



- خوشحالی کاوایی از مکالمه ای که با اوسا داشت :

Nisekoi - Episode 17

Nisekoi - Episode 17

یه اپیزود خیلی باحال و دیدنی. وقت سناریوی فستیوال و یوکاتا پوشیدن رسیده بود .. اول از اینکه چیتوگه یوکاتا نپوشیده بود، ناراحت شدم و با خودم گفتم .. واقعا حیف شد! خوشبختانه ناامیدی من زیاد طول نکشید و تو نیمه دوم تونستیم حسابی از دیدن چیتوگه با یوکاتا لذت ببریم. به نظر من بین چند دختر داستان، یوکاتا خیلی به چیتوگه می اومد و حسابی کاوایی شده بود. داستان اپیزود و رفتن به سراغ اون کیسه شانسی جریانات باحالی رو به وجود آورد. از دست در دست شدن چیتوگه و ایچیجو گرفته تا تنها شدن ایچیجو با اونودرا و البته اون گربه که یه صحنه تعقیب خنده دار رو در مقابل ماری به وجود آورد. یکی از جالب ترین صحنه‌های اپیزود، صحنه‌ای بود که ماری به خیال اینکه ایچیجو داره واسه بوسیــدن بهش نزدیک میشه، خجالتی شده بود .. خیلی صحنه بامزه ای شده بود. اینجور موقعیت‌های هارم وار تو این انیمه به شکل خیلی خوبی به تصویر کشیده میشن و به نظر من جز نقاط قوت انیمه ست .. درسته، میدونیم که اون بوسه نمیخواد شکل بگیره ولی سبک پیشروی صحنه خیلی خوب بیننده رو به دنبال خودش میکشونه.

تو ادامه تنها شدن ایچیجو با چیتوگه بازم جریانات رو به سمت سوتفاهم پیش برد که البته اون سوتفاهم چیتوگه زیاد طول نکشید ولی .. هر چقدر که طول کشید، دیدن قاطی کردن ـش، خجالتی شدن ـش و شنیدن تفکراتش در مورد اینکه ایچیجو چه حسی نسبت به اون داشته، دیدنی و شنیدنی بود. البته زیبایی صحنه بخاطر یوکاتا پوشیدن چیتوگه چند برابر شده بود و انواع و اقسام میمیک‌های خجالتی شدن اونو با هم دیدیم که یکی از یکی بهتر بود. روی هم رفته، با خیال راحت میشه گفت و اعلام کرد که این اپیزود یه اپیزود دلچسب واسه طرفدارای زوج ایچیجو و کریساکی بود و به نظر من که یه امتیاز مثبت درست و حسابی باید به این اپیزود بدیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- شیطونی ماری تو صحنه‌های تعقیب بامزه بود :



- اونودرا هم لحظه خاص خودشو داشت :



- سوتفاهم فکر ماری در مورد حرکت ایچیجو :



- و البته .. کریساکی یوکاتا پوشیده .. :



+ گذاشتن یه شات از این صحنه کافی نیست :














- ED Card اپیزود :