M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Mushishi Zoku Shou - Episode 05

Mushishi Zoku Shou - Episode 05

گینکو تو سفر خودش اینبار به دختری به اسم ماسومی برخورد میکنه که توسط یک ظاهر آب ـی شکلی دنبال میشه و بعد با ملاقات خانواده اون دختر، به اونا در مورد موشی‌هایی به نام میزوکاگامی توضیحاتی میده. اینکه تو دریاچه های راکد زندگی میکنن. به مرور زمان جسمی که میزوکاگامی‌ها از دیگران به خودشون میگیرن، قوی تر میشه و روی کسی که اون جسم ازش گرفته شده، تاثیر میذار و باعث ضعف اون فرد میشه. داستان ساده و جذابی بود و اینبار برکه آبی و ظاهر آب ـی شکل رو جلوی روی خودمون داشتیم که به قول گینکو، ساده ترین راه خلاص شدن از شر اون میزوکاگامی ها این بود که، فُرمشون رو توسط یک آیینه به خود اونا نشون بدن و نکته جالب این بود که ماسومی خودش یه آیینه داشت و داستانی هم پشت اون آیینه وجود داشت که با هم در موردش دیدیم و شنیدیم. در نهایت بعد از اتفاقاتی که تو اپیزود دیدیم، به صحنه روبرویی عالی از ماسومی با اون موشی دیدیم .. جایی که آیینه از دست ماسومی افتاد و میزوکاگامی هر لحظه بهش نزدیک تر میشد، این صحنه‌ها حس ترس خوبی رو داشتن و میشد تاریک بودن حس یک موشی رو به خوبی درک کرد ... بعد از اون، میزوکاگامی یهو فُرم خودشو از دست داد. اول فکر کردم که دیالوگ ماسومی ممکنه باعث این خراب شدن فُرم شده باشه که کمی دور از انتظار به نظر میرسید ولی بعد، با توضیحاتی که از گینکو شنیدم، متوجه شدم که میزوکاگامی فُرم خودشو درون چشم های ماسومی دید و به اون حالت از هم پاشید .. چشم های ماسومی به شکل آیینه ای کار کردن و اونو از خطر نجات دادن.

نکته بامزه اپیزود، دیدن صحنه طنز اواخر اون و روبرو شدن با حالت خوشحال و پر از خنده ماسومی بود. ماسومی ای که حالا از دست موشی راحت شده بود و حتی به گینکو هم نظر داشت. روی هم رفته اپیزود، داستان خیلی خوبی داشت و انیمه همچنان پر از احساس و مرموز بودن باقی مونده که نکته خیلی خوبی ـه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- میزوکاگامی به دنبال ماسومی :



- صحنه روبرویی آخرشون عالی بود :



- چهره ترسیده ماسومی :



- خداحافظی آخرشون با گینکو :

Diamond no Ace - Episode 30

Diamond no Ace - Episode 30

مسابقه بیسبال بین سیدو و آکیکاوا به نفع سیدو تموم شد. اپیزود آخر بازی خیلی خوب بود و به شکل جالبی هم کمدی داشت و هم هیجان بازی رو منتقل کرد و البته هم تو آخر اپیزود تونستیم صحنه های دراماتیک جالبی رو دنبال کنیم. معجزه آکیکاوا، شونشین کم کم اُبهت خودش رو از دست داد و مغلوب کار تیمی و عالی سیدو شد. تو این اپیزود همه خوش درخشیدن، ساوامورا، کوروموچی با اون حرکات سریع ـش و حتی هارویچی هم کارهای جالبی رو از خودش به تصویر کشید. تاکتیک فرستادن تانبا به بول پن هم تاثیر خاص خودشو داشت. به بیس رسیدن های تیم سیدو کاملا تیم حریف رو تحت فشار قرار داد. بانت هایی که زده میشد و به دونده ها فرصت پیشروی به بیس های بعدی رو میداد و در نهایت اون حرکت بانت عالی هارویچی و 2 امتیاز گرفتن سیدو در یک حرکت. نکته ای که باید در مورد بانت بدونید اینه که توپ بوسیله بانت به زمین جلوی پیچر می افته و خیلی سریع میتونن توپو به گردش در بیارن ولی اینجا و نحوه بانت خوردن توپ شونشین به شکلی بود که مدت زمان زیادی تلف شد و از اون طرف هم کوروموچی سرعت فوق العاده ای داشت و تونست خودشو به هوم برسونه.

در نهایت، نتیجه 7 به 2 شد که واقعا اختلاف بین دو تیم زیاد شد. انتظار دیدن چنین اختلاف امتیازی رو نداشتم ولی خُب، وقتی بهش فکر میکنم میبینم تیم آکیکاوا فقط یه ستاره تاپ داشت و اونم شونشین بود که نمیتونست بار کُل تیم رو به دوش بکشه. شاید سیدو در آینده با تیم های پر ستاره رو برو بشه .. تیم هایی که تو هر پست یه بازیکن عالی دارن و براشون دردسر ساز میشن. حالا به مرحله یک چهارم رسیدن و قراره تو نیمه نهایی به ایچیدای سوم برخورد کنن. تیمی که یک چهارم نهایی پیش روی اوناست، تو اپیزود بعد معرفی میشه. کنجکاوم بدونم جریان این "اسب سیاه" که تو عنوان هست چیه. آیا به دوندگی بازیکن حریف مربوط میشه یا دلیل دیگه ای داره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- یکی از اشتباهات بد تیم آکیکاوا :



- صحنه جالب بانت زدن هارویچی :



- رسیدن کوروموچی به هوم :



- اشک باخت تیم آکیکاوا :

Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 04

Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 04

شروع اپیزود یه صحنه بامزه داشتیم که کوکوا قد نکشیدن چینو رو با پیش کشیدن موضوع تیپی و روی سر گذاشتن اون پیش کشید .. عکس العمل چینو در مقابل این حرف ها خیلی دیدنی بود .. کاملا شوکه شد. همین موضوع باعث شد چینو به فکر فرو بره و حتی تو مدرسه با دوستاش راجع به قد کشیدن حرف میزدن که هر کدوم یه ایده واسه قد کشیدن داشتن .. دیدن دوستای چینو هم در نوع خودش جالب بود و تفکر کودکانه ای که پشت این ایده‌ها بود رو خیلی دوست داشتم و بعد از اون هم که صحنه‌های پریدن چینو بیرون از مدرسه این بامزگی رو دوبرابر کرد. کلا همچنان محبوب‌ترین کارکتر دختر این فصل من باقی مونده و حسابی از دیدن میمیک‌های فوق العاده ش و شنیدن صدای دوبلورش لذت میبرم.

جریانات دیگه اپیزود، غلبه کردن به غذاهایی که چینو و کوکوا دوست نداشتن، فال قهوه و کف بینی، بعد از اون به کتابخونه رفتن و بهم دیگه تو درس کمک کردن و ... این اپیزود لیز کمتر از بقیه حضور داشت ولی روی هم رفته با وجود کم بودن یکی از کارکترها، این اپیزود هم خیلی خوب بود و از دیدنش لذت بردم. ریلکس کننده و بامزه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- چینو مثل همیشه کُلی میمیک بامزه داشت :



- صحنه پرش‌های چینو عالی بود :



- خیس شدن کوکوا :



- صحنه‌های کتابخونه و درس دادن شارو به چینو :



++

لباس‌هایی که تو تصور اونا دیدیم :















- ED Card اپیزود :

Escha & Logy no Atelier - Episode 04

Escha & Logy no Atelier - Episode 04

بعد از یک اپیزود نیمه اکشن و ماجراجویانه برگشتیم به دهکده و با یک اپیزود بامزه و کمدی و آروم جریان انیمه رو ادامه دادیم. جایی که بعد از پیدا شدن جایی برای موندن نیو، قرار شد که به سراغ پیدا کردن اثاثیه برای اون کلبه و اتاق برن و تو این بین به کاتلا، فروشنده دوره گردمون برخورد کردیم و جریان مربوط به دُم پیش کشیده شد. من از مصنوعی بودن دُم اسکا با خبر بودم و میدونستم که از طرف مادرش بهش رسیده ولی تو نگاه اول برای بیننده تازه وارد، ممکنه دُم، یه چیز واقعی به نظر بیاد و بهرحال، به نظر من ظاهر اسکا با این دُم خیلی دوست داشتنی شده. نیمچه فلش بک هایی رو از اسکا و مادرش دیدیم که جز نکات مثبت اپیزود بودن. بامزگی های ویلبل و کاتلا هم خیلی خوب بود و نیمه اول به شکل جالبی ادامه پیدا کرد.

نیمه دوم با اون اتفاقات مربوط به دُم ـی که از دستشون فرار میکرد، خنده دار و خوب شده بود. اگه دُم فقط به آلکا حمله ور میشد، قضیه خیلی ساده بود ولی جالبی قضیه این بود که ماریون، کلونی، نیو و حتی رئیس شعبه و سول هم از حمله دُم در امان نموندن و صداها و رفتارهای حیوونی هر کدومشون واسه من بامزه بود و اونا رو دوست داشتم. این تیکه‌های کمدی قرار نیست ما رو به قهه قهه زدن وادار کنن و شاهکار باشن ولی حس شیرینی رو درون خودشون دارن که واقعا برای من دوست داشتنی ـه. بلاخره سر از راز دُم بدست اومده توسط کیمیاگری در نیاوردیم و مجبوریم منتظر دیدن ادامه داستان باقی بمونیم. آیا دوباره به سراغ شکل دادن یه دُم درست و حسابی میرن و یا داستان دیگه ای پیش کشیده میشه. من فکر میکنم در آینده موضوع مربوط به خواهر نیو هم تو داستان نمایش داده میشه و از الان در مورد اون موضوع کنجکاوم.

روی هم رفته اپیزود خوب بود و تونست انتظاراتی که ازش داشتم رو بر آورده کنه. خیلی از کارکترها رو به چشم دیدیم. از کارکترهای سازمان گرفته تا داداش و رفیق تیکه پرون ـش. هنوز میشه انتظار دیدن کارکترهای فرعی بیشتری رو داشت و اپیزود های زیادی باقی مونده. باید ببینیم تو ادامه به چه وضعی به سمت جلو حرکت میکنیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- دسیسه چینی برای رسیدن به ثروت هنگفت :


- طراحی اسکا واسه میز حرف نداشت :



- مادر اسکا تو فلش بک :



- رفتار حیوونی کارکترها بخاطر جریان اون دُم :



+





- ED Card اپیزود :

Mushishi Zoku Shou - Episode 04

Mushishi Zoku Shou - Episode 04

اپیزود عالی بود .. واقعا حس مرموزی که درون انیمه بود رو دوست داشتم و حتی همون شروع داستان به نظر من جذاب و خوب شروع شد .. جایی که گینکو بین درخت‌ها با تاتسو روبرو شد. تاتسویی که با حرکت دست ـش گینکو رو متوقف کرد و داستانی تازه رو پیش روی گینکو، مرد اول داستان ما قرار داد. دیدن ظاهر تاتسو با اون منظره تاریک مابین درخت‌ها یکی از شات‌های مورد علاقه من از این اپیزود بود .. چند بار این صحنه تکرار شد و هر دفعه باز هم به حس تاریکی حاضر در داستان انیمه اضافه میشد و به نظر من نکته مثبت خیلی خوبی بود. علاوه بر خود کارکتر، نمیشه از کار خوب Uchiyama Kouki هم در دوبلوری کارکترش چشم پوشی کرد .. به نظر من خیلی خوب تونست با صدای نسبتا بی حال خودش حس اون موشی رو به بیننده منتقل کنه و کارکتر تاتسو رو به خوبی به تصویر کشید. جریان موشی که درون این اپیزود بود واقعا جالب بود .. فوکی روی نسل‌های یک خانواده باقی میمونه و حالا گریبان گیر تاتسو شده بود .. دیدن فلش بک‌های مربوط به پدرشون و روبرو شدن با کارکتری که پدرشون در حین شکار پیدا میکرد هم به درک بهتر ماجرای این اپیزود کمک زیادی کرد. پدری که بخاطر همین موضوع فوکی، ترس رو به وجود این دو برادر وارد میکرد و صحنه‌هایی که با هم در مورد اون کارکتر دیدیم.

در نهایت بعد از اون شلیک اتفاقی و حمله کلاغ‌ها به دست تاتسو، داستان این اپیزود هم به پایان رسید. روی هم رفته اپیزود ادامه خیلی خوبی برای این فصل از انیمه بود و به نظر من حس تاریک جذابی داشت. موسیقی همچنان خوبه و داستان‌های اپیزودیک انیمه هم هر کدوم به سبک خودشون عالی هستن. یکی از صحنه‌های ریزی که در مورد این اپیزود دوست داشتم، صحنه آخر روبرویی گینکو با اون روباه (؟) بود که خیلی جالب از ترس گینکو برای پایان بخشیدن به اپیزود استفاده کردن.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- نمایی از ترس گینکو در اپیزود :



- ظاهر جالب تاتسو در میون درخت ها :



- تاتسو و برادرش در کنار پدرشون :



- حمله کلاغ ها که یه جورایی منو به یاد صحنه پرواز پرنده ها تو اپیزود 2 انداخت :

Nisekoi - Episode 16

Nisekoi - Episode 16

انگار از وقتی که اپیزودی با محوریت اونودرا دیدیم، مدت خیلی زیادی میگذره یا حداقل من چنین احساسی دارم. اپیزود واقعا خوب بود و بین چند اپیزود اخیر به نظر من بهترین اپیزود بود. راستش، اونقدرا نتونستم جذب کارکتر ماری بشم و اونقدری که دوست داشتم برام کارکتر خوبی نبود ولی خُب، نمیتونم کار خوب دوبلورش رو انکار کنم و هنوز هم منتظر دیدن چیزای جدیدی از کارکترش برای تغییر ذهنیت خودم هستم. اما این اپیزود و تمرکزی که اونودرا و ایچیجو داشتیم، واقعا جالب و باحال بود. صحنه‌های خوب زیادی داشتیم، از روبرو شدن با مادر اونودرا و رفتار کاملا متفاوتش با اونودرا گرفته تا لحظاتی که ایچیجو با اونودرا تنها شد و واقعا عالی بودن .. خصوصا اون دو صحنه آخر، یکی صحنه مرور کردن آلبوم و صمیمی حرف زدن اونودرا و ایچیجیو با هم و یکی هم صحنه خداحافظی و شماره گرفتن اونا از هم که به شکل دوست داشتنی ای جلو رفت. البته من خیلی دلم میخواست که اونودرا اون پیام رو "ارسال" کنه ولی خُب، انگار قرار نبود اینجور بشه .. یه استارت خیلی جالب برای رمنس انیمه میشد ولی از طرف دیگه بقیه کارکترهای دختر محو میشدن. بهرحال هارم ـه .. کاریش نمیشه کرد.

روی هم رفته از اینکه یه اپیزود کاملا خلوت و بی کارکتر رو دیدم، حسابی راضی ام و بعید میدونم تو ادامه اپیزودهای باقی مونده یه اپیزود به کم کارکتری این اپیزود ببینیم و بهرحال اپیزود خاصی بود. کمرنگی اونودرا برای من هم از بین رفت و اگه تو اپیزودهای بعدی کمتر بهش پرداخته بشه، زیاد ایرادی به انیمه نمیگیرم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- مادر اونودرا :



- اونودرا با اون یونیفورم خیلی کاوایی شده بود :



- عصبانی شدن ایچیجو از دست چیتوگه بخاطر نگفتن موضوع فهمیدن اونودرا از رابطه قلابی ـشون :



- یکی دیگه از لحظات دو کارکتر :



+ و ED Card این اپیزود :

Baby Steps - Episode 04

Baby Steps - Episode 04

فکر کنم کمی مطابق انتظاراتم پیش رفت. اینکه ایچیرو نتونست توپی رو برگشت بده قابل پیش بینی بود. بهرحال همونطور که بهش اشاره کردیم، تاکوما یکی از بهترین های کشوری ـه و شدنی نبود اما پیشرفت خوبی بعد از مقابله با تاکوما داشت و تجربه خوبی کسب کرد. حتی تو همین جدال تونست چندباری توپو راکت بزنه و کمی امیدوار شده بود. صحنه های بین تاکاساکی و ایچیرو خیلی جالب شده و هر چند دوست دارم یه ذره شفاف تر به رمنس داستان اشاره بشه و مثلا حداقل میمیکی از تاکاساکی مبنی بر متوجه شدن ایچیرو ببینیم ولی خُب بهرحال، تا اینجا راضی بودم و دوست دارم رابطه رو بیشتر دنبال کنم. کار مبارزه با تاکوما به جایی رسید که مجبور شد از سرو قوس دار در مقابل ایچیرو استفاده کنه و اونو شکست بده .. کنجکاوم که بدونم، آیا اگه مثل سروهای قبلی ضربه میزد، ایچیرو میتونست توپو برگشت بده یا نه. بهرحال هیچ وقت نمیفهمیم اما دیدن اینکه بازیکن سطح کشوری مثل تاکوما دست به دامان چنین سروی میشه، در نوع خودش جالب بود و پیشرفت کاری ایچیرو رو نشون میده.

فوکوزاوا کارکتر جدیدی بود که این اپیزود دیدیم. البته تو اپیزود اول یه نمایی ازش دیده بودیم و به نظر من کلا با شباهت به کاگیاما از قیافه کمدی ای برخوردداره و باید ببینیم نقش این کارکتر در انیمه چقدر پررنگه. تا اینجا که فقط اطلاعات مربوط به حریف مسابقه ایچیرو رو بهش گفتم. اوبایاشی ریو که تو رتبه 5 امی ها قرار داره. بحث مسابقات برام سوپرایز بود و فکر نمیکردم به این زودی به سراغ مسابقات بریم ولی حالا فضا ورزشی تر میشه و باید ببینیم ماروئو تو یه مسابقه واقعی چطور عمل میکنه و آیا میتونه برنده بشه یا نه. اینجا دیگه حس خوبی دارم و فکر میکنم که ماروئو بازی رو میبره. ببینم چقدر پیش بینی م درست از آب در میاد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خوردن توپ به صورت ایچیرو به نظر دردناک می اومد :



- جزوه نویسی ترسناک ایچیرو :



- صحنه آدرس دادن به اون خارجی هم بامزه بود :



- اینم جناب فوکازاوای پر اطلاعات :

Haikyuu - Episode 04

Haikyuu - Episode 04

خیلی خُب! وقت والیبال بازی کردن رسید و وارد فضای یه مسابقه باحال و جذاب شدیم. مقدمه زیاد طولانی نبود و چون اپیزود قبل هم یه جورایی مقدمه دیگه ای واسه این مسابقه 3 به 3 بود، طولی نکشید که وارد فضای مسابقه شدیم. میشه به راحتی پیشرفت اخلاقی و رفتاری کاگیاما رو حس کرد و دید که چقدر از تجربه قبلی و تلخ ـش درس عبرت گرفته. اینکه به اون شکل توسط هم تیمی هاش رها شده و حالا حتی وقتی که میخواد به هیناتا بگه "سریع تر حرکت کن" حرفشو میخوره و بیخیال زدن این حرف به هیناتا میشه. نکته خیلی جالبی ـه؛ پادشاهی که حالا از روی تخت پادشاهی خودش پایین اومده و داره در کنار هیناتا دوباره خودش رو به اوج لذت بردن از یک بازی والیبال میرسونه. اما ماجرای اسپک زدن چشم بسته واقعا عجیب و غریب ـه و فقط از کارکتری مثل هیناتا برمیاد .. کسی که این چنین هیجان زیادی رو برای پریدن روی هوا داره و حالا باید به "رقیب" خودش اعتماد کنه! کسی که قراره توپ رو مستقیم به دستای اون برسونه و هیناتا اینجور میتونه امتیاز بگیره. همین اتفاق هم افتاد .. با اینکه چند دفعه اول به نتیجه ای نرسیدن ولی بلاخره اون اسپک آخر فوق العاده از آب در اومد و کاگیاما مهارت خودشو به عنوان یه پاسور خوب به تصویر کشید.

اپیزود به اندازه کافی تاناکا داشت، کمدی بامزه ای ارائه میده. از دیدن تعجب کیوکو در حین پرش اول هیناتا لذت بردم .. عینک داشت از روی چشماش پایین می افتاد! تعجب بقیه وقتی با موضوع چشم بسته اسپک زدن هیناتا مواجه شدن هم در نوع خودش دیدنی بود. علاوه بر این نکات و صحنه های جزیی، مسیر هماهنگ شدن هیناتا با کاگیاما کاملا هموار شده و هر دو دارن اعتماد عالی ای رو نسبت به هم کسب میکنن. بعد از اون به راحتی میتونیم به سراغ حریف های جدید بریم و با خاصیت های بازی اونا آشنا بشیم. قدرت های جالب توجه در زمین والیبال .. واقعا میتونه جذاب باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تعجب کیوکو از پرش اول هیناتا :



- بدون شرح!



- فلش بک مربوط به کاگیاما هم از نقاط قوت اپیزود بود :



- لحظه امتیاز گرفتن آخرشون :