داستان :
مانگا و انیمه ای برگرفته شده از سری Working که اتفاقات اون در یک
رستوران واگناریای دیگه رخ میده. تو این داستان مجزا با سری اصلی، "دایسکه
هیگاشیدا" پسریه که بخاطر مشکلات مالی خانواده، شغلی رو در این رستوران
قبول می کنه و رفته رفته با کارکنان رستوران بیشتر آشنا میشه و انس جالبی
با محیط کاری خودش می گیره.
نظر شخصی :اگه
کلمه ای باشه که دوست دارم در مقابل سری Working بکار ببرم کلمه "خوش
ساخت" ـه؛ یک برش زندگی دلچسب و باصفا که هر اپیزود اون مملو از لحظه های
بامزه و دیدنیه. سه سری اول انیمه همه چیز داشت؛ از لحظات کمدی، احساسی
گرفته تا لحظه های منحصر به فرد و البته داستان مناسب و پایان بندی بی
نقص! احساس می کنم اگه قرار باشه لیستی از پایان بندی هایی که حس "کامل
بودن" رو به ما منتقل کردن ردیف کنیم یکی از گزینه های ما Working و سه
فصل اول این انیمه خواهد بود .. احساسی که به بیننده خودش هم منتقل می کرد و
من از اینکه چنین سری شسته رفته و تکمیلی رو دنبال کردم حسابی رضایت
داشتم. و این اون نکته مجذوب کننده برای خیلی هاست؛ به شخصه انیمه بین های
زیادی رو ملاقات کردم که از دست پایان بندی های ناتمام نالیدن و از
اینکه درصد بالایی از کارهای جدید انیمه ای به سرانجامی نرسیدن تاسف می
خورن. ولی در مورد Working این احساس وجود خارجی نداره و این یکی از نکات
مثبت سری هست.
اما حالا با یک سری جدید روبرو هستیم؛ انیمه ای که کارکترهای جدیدی داره
ولی با اینحال، نگاه اولیه با شباهت به سری قبلی به نظر میرسه و این یه
چیز خوبه. حدس و گمان ها در مورد اینکه این سری موفق میشه یا نه از الان
وجود داره ولی حداقلش اینه که می تونیم با دیدگاه مثبت به سراغ کار بریم.
خارج از هرگونه لکه، ابهام، کدری داستان و ... ذوق خوبی در قالب کلی این
اثر نهفته ست. اینجا مهم معرفی درست کارکترهای جدیده؛ اینکه عوامل بتونن
با لمس درستی به سمت کار بیان و اینجاست که دعا می کنید کاش از عوامل سری
های سابق یکی دو تن به این تیم اضافه شده باشند و بذاری مژده رو بهتون
بدم که آره، چنین فردی رو داریم. Kamakura Yumi ، کارگردان سری سوم قراره
کارگردانی این سری جدید رو به عهده داشته باشه. پس خوشبین تر از قبل به
دنیای این انیمه نگاه کنیم و به امید دیدن یک کار سرگرم کننده در طول فصل
پاییز منتظر بمونیم.
عوامل :
استودیوی سازنده A-1 Pictures هست که در فصل های اخیر با ساخت کارهایی
مثل Qualidea Code ، B-Project: Kodou Ambitious ، Gakusen Toshi
Asterisk و ... بگیر و نگیرهای ناخوشایندی داشته. بعد از کار پر سر و صدای
Shigatsu wa Kimi no Uso کارهای نسبتاً خوبی ارائه دادن ولی هنوز
نتونستن درجه انتظار هفتگی رو برای سری های جدیدشون خلق کنن. حالا باید
دید چقدر نیرو و انرژی درون کار جدیدشون وقف می کنن و چه منظره ای از
دنیای Working به ما نمایش میدن. به کارگردان اشاره ای کردم. جناب
Kamakura Yumi که قبلاً فصل سوم Working رو کارگردانی کرده و علاوه بر
اون بیشتر کارگردان اپیزودیک بوده و کار کاملی رو به ثمر ننشونده. بهرحال
همون تک تجربه فصل سوم این سری به حدی خوب بود که بخوایم بهش دید مثبتی
داشته باشیم. آهنگسازی سری به عهده Yokoyama Masaru خواهد بود؛ کسی که از
جمله کارهاش میشه به Mayoiga ، Kokoro ga Sakebitagatterunda ، Plastic
Memories و البته Shigatsu wa Kimi no Uso اشاره کرد. تجربه شخصی من
میگه که میشه حس خوبی درباره این آهنگساز داشت و هرچند معتقدم آثارش به
ظرافت بیشتری نیاز دارند ولی کارهای تولید شده توسط اون گاهی به حدی خوب
هستن که ارزش دانلود رو داشته باشند.
کارکتر "هیگاشیدا" رو Nakamura Yuuichi گویندگی می کنه؛ دوبلوری که فصل
تابستان با حضور در نقش "اینوزوکا سنسی" در انیمه Amaama to Inazuma حسابی
خودشُ به ما نشون داد و خب ایشون کم نقش خوب نداشته ... از جمله نقش های
دیگه ش میشه به "کاراماتسو" در Osomatsu-san ، "باسارا" در Shinmai Maou
no Testament ، "مومن رایدر" در One Punch Man و ... نقش های خوبی که می
تونید به پروفایل گوینده سر بزنید و ازشون مطلع بشید. کارکتری به نام
"هانا" رو Tomatsu Haruka گویندگی می کنه .. کسی که اخیراً اونُ با نقش
هایی مثل "شینوبو" در Amaama to Inazuma ، "رنا" در Relife و ... بهتر
شناختیم. تو حاشیه تیم گویندگی انیمه اسامی خوبی مثل Amamiya Sora ، Ono
Kenshou ، Mizuki Nana هم به چشم می خورن که تیم گویندگی رو به یک تیم
ایده آل مبدل می کنند. روی هم رفته من یکی که از ظاهر قضیه رضایت دارم ..
فقط چیزی که باقی می مونه روبرو شدن با اثر و دیدن اینکه این انیمه چقدر
می تونه زیر سایه سری قبلی خودش موفق ظاهر بشه.
داستان :
"یوری کاتسوکی" پسریه که امید کشور ژاپن در بردن مسابقات اسکی روی یخ
گرند پریکس به شمار میره ولی کاتسوکی در راه مبارزه برای قهرمانی مسابقات
با شکست فجیعی مواجه میشه. پس از باخت، با دلی مردد از ادامه دادن یا
کناره گیری از ورزش اسکی روی یخ به زادگاه خودش "کیوشو" برمی گرده و
خودشُ تو خونه پدریش حبس می کنه. مدتی می گذره و دست سرنوشت "ویکتور
نیکیفورو" ، کسی که 5 عنوان قهرمانی متوالی مسابقات جهانی رو به دست
آورده رو در مقابل "یوری کاتسوکی" قرار میده. در این میان اسکی باز دیگه
ای به نام "یوری پلیستسکی" نیز از راه میرسه؛ کسی که در اوج جوانی داره
افراد ارشد و برتر از خودش رو شکست میشه و استعدادی عالی در زمینه اسکی
روی یخ از خودش نشون میده. این اتفاقات همه دست به دست هم میده تا این سه
نفر برای مبارزه در گرند پریکسی دیگر دست به کار بشن و شروع به تلاش و
تمرین برای رسیدن به نقطه اوج اون مسابقات کنند.
نظر شخصی :اسکی
روی یخ مسلماً چیز تازه ایه! و چه خوب میشه اگه این فضا با یک حس
هنرمندانه تلفیق بشه. این احساس اولیه من درباره این میدان ورزشی بود. فقط
بهش فکر کنید و ببینید چه انتظاری از یک انیمه متمرکز به اسکی روی یخ
دارید .. فکر نمی کنم بشه ازش انتظار هیجان بالایی رو داشت و چه بهتر که
روی جنبه دیگه ای تمرکز پیدا کرد. مثلاً جنبه دراماتیک و اینکه داستان
بین سه کارکتر اصلی یه داستان پیچیده و درگیر کننده باشه. با تریلری که
از انیمه منتشر شده میشه چنین احساس و سیگنالی رو دریافت کرد که ممکنه با
چنین اثری روبرو باشیم ... کاری که عوامل انیمه سعی در انجام اون دارن
اینه که علاوه بر نشون دادن چشمه ای از یک ورزش کمتر به رخ کشیده شده،
داستان خوبی هم ارائه بدن و در نتیجه مخاطب خودشونُ به احساس رضایت
برسونن.
شخصاً در مورد اینکه صحنه های ورزشی به چه حالتی جلو خواهد رفت کنجکاوم.
گرافیک متحرک اسکی روی یخ و اینکه آیا طبق تریلری که دیدیم صحنه ها قراره
با وقار و متانت به نمایش دربیان و یا صحنه های محکم تری در پا کوبیدن روی
یخ خواهیم داشت. این نکته شاید در نگاه اول چیز بی اهمیتی به نظر برسه
ولی در نگاه دوم می تونه مخاطب اصلی انیمه رو مشخص کنه! دختر پسند یا
پسرپسند بودن انیمه با دیدن تریلر کمی گنگ به نظر میرسه ... جاهایی از
تریلر کاملاً حس دخترپسندانه ای داره و بعد جاهایی هم پسرونه و دور از حس
و حال دخترانه ای به نظر میان. پس شاید بشه نتیجه گرفت که هر کارکتر
اسکی باز انیمه یک سبک منحصر به فردی برای خودش داره و هر کدوم قراره به
نحوی مهارت های خودش رو به رخ بکشه. بهرحال هر چیزی که از اسکی روی یخ و
داستان این انیمه خواهیم دید، با وجود استودیوی خوبی مانند MAPPA بر سر
کار جای بسی امیدواری به وجود میاره.
عوامل :
استودیوی MAPPA رو این روزها با انیمه DAYS دنبال می کنیم. کاری فوتبالی
که از نظر بعضی ها کند پیش میره ولی اگه ورزشی دوست باشید می دونید که یک
انیمه ورزشی به زمان برای جا افتادن نیاز داره. من فکر می کنم حمایت
متوسط و رو به خوبی از طرف استودیوی MAPPA در قبال این انیمه صورت گرفته و
خوبه که در طول فصل پاییز، کار دیگه ای از این استودیو خواهیم دید. از
جمله کارهای اخیر استودیوی MAPPA میشه به Ushio to Tora ، Garo: Guren no
Tsuki ، Zankyou no Terror و ... اشاره کرد و از خوبی های استودیو میشه
حرف های بیشتری زد .. ولی بگذریم! کارگردان و تنظیم کننده داستان انیمه
خانم Yamamoto Sayo هست که از سال 2000 در صنعت انیمه چرخ زده و نقش های
فرعی زیادی داشته و از لحاظ کارگردانی کارهایی مثل Lupin the Third: Mine
Fujiko to Iu Onna ، Toruru`s Adventure و ... رو کارگردانی کرده. روی
هم رفته مطمئن نیستم درباره این کارگردان چه تفکری داشته باشیم بهتره ولی
خوبی قضیه اینه که جریان به سمت منفی میل نداره. موسیقی انیمه رو دو نفر
تازه کار با نام های Umebayashi Tarou و Matsushiba Taku خواهند ساخت ..
تازه کار نه از این لحاظ که تا بحال کار آهنگسازی رو انجام ندادن ...
نه! بلکه در زمینه ساخت موسیقی برای انیمه تازه وارد هستند و باید دید
اونا در این گوشه چطور خلاقیت به خرج خواهند داد.
دوبلور کارکتر "یوری" اول داستان به عهده Toyonaga Toshiyuki هست که از
جمله کارهای اخیرش میشه به Durarara ، Bungou Stray Dogs و یا نقش "روسین"
در انیمه Netoge no Yome wa Onnanoko ja Nai to Omotta اشاره کرد. از اون
صداهایی داره که هم به درد فضای کمدی می خوره و هم به درد فضای جدی! که
این یه نکته خوبه و میشه به فال نیک گرفتش! نقش "ویکتور" رو یک گوینده
خیلی محبوب به نام Junichi Suwabe ایفا می کنه؛ کسی که همیشه نقش های
خاطرانگیزی به عهده داره و از جمله اون نقش های خاطرانگیز می تونم به
کارکترهایی مثل "ماتوبا سیجی" در سری Natsume Yuujinchou ، "هایاما آکیرا"
در Shokugeki no Souma ، "دندی" در Space Dandy و یا فرضاً "آرچر" در
سری Fate اشاره کرد. گوینده بعدی و کسی که قراره نقش "یوری" دوم سری رو
به دست داشته باشه Uchiyama Kouki هست که باز هم نکته خوبی در لیست
دوبلوری به شمار میره و میشه به کارهایی مثل Haikyuu ، One Punch Man ،
Barakamon ، Nisekoi و ... از کارنامه ش اشاره کرد. و از اینها گذشته اگه
به لیست گویندگان فرعی کار نگاهی بندازید با کلی اسم خوب و جالب روبرو
میشید. اسم هایی مثل Miyano Mamoru ، Fukuyama Jun ، Ono Kenshou و ...
میشه گفت که جمع دوبلورهای خوب جمعه و میشه ازشون انتظار یک کار گویندگی
عالی رو داشت.
داستان :
12 سال قبل در کشور "ریمگارد" حادثه ای عظیم رخ داد که معماها و سوالات
بسیاری رو برجای گذاشت ولی رفته رفته و با گذر زمان این سوالات و
چراها از خاطره مردم کشور محو و به دست فراموشی سپرده شدند. حالا مدت
زمانی گذشته و دو خواهر با نام های "یویی" و "رنا" با صلح و صفا در
امپراطوری "اناستریا" زندگی خودشونُ سپری می کنند. ولی ناگهان روزی یک
ربات عظیم الجثه به "اناستریا" حمله می کنه و این روز رو به روزی سرنوشت
ساز برای دو خواهر تبدیل می کنه. باید دید چطور این ربات به حادثه 12
سال قبل مرتبط میشه و چه اتفاقاتی برای این دو خواهر میافته.
توضیحات و نظر شخصی : مستقیم
از داستان شروع کردم چون واقعاً این انیمه کمتر حرفی برای گفتن داره.
کار یه کار اوریجیناله، داستان حسی کلیشه ای داره و کافیه عوامل رو از
نظر بگذرونید؛ نه استودیوی آنچنان خوبی، نه کارگردان و نه تنظیم کننده
شناخته شده و قهاری و شاید تنها نکته مثبت اثر لیست گویندگان انیمه ست که
اونم با ترس از بدی عوامل دیگهی کار لکه ای کدر رو به خودشون می گیرند و
باید دید چطور می تونن در کنار یک سری سکان به دستِ نه چندان خوب
بدرخشن. باز جای شکرش باقیه که اسامی خوبی مثل Touyama Nao و یا Sakura
Ayane در قالب کارکترهای اصلی به چشم می خورند وگرنه میشد کل این لیست
عوامل رو پاره کرد و فقط در انتظار انیمه در بسته ای موند که قراره به
سراغش بریم و کیه که به سراغ یه انیمه دربسته بره؟! الان دوره اطلاعات و
تکیه کردن به عوامل خوبه وگرنه بازاری بدست نمیاد؛ توجه انیمه بین ها
جلب نمیشه و این یعنی شکست! تو این مورد هم میشه به وضوح دید که
استودیوی سازنده نمی تونه امید چندانی به گرفتن و زیبا از آب در اومدن
کار انیمه ای خودشون داشته باشند ولی صداقت این رو به ما گوشزد می کنه
که نباید کسی رو بخاطر تلاش کردن سرزنش کنیم. بذاریم چیزی که دوست دارن
رو ارائه بدن و بعد درباره ش قضاوت کنیم! باید به جنبه مثبت اثر دلخوش
بود و دید که آیا اون جنبه مثبت می تونه به جنبه منفی غلبه کنه یا نه.
تو بخش داستان اولیه چیز فوق العاده جالبی مشاهده نمیشه. شاید اگه بدونیم
اون حادثه عظیم در 12 سال پیش چه چیزی بوده و چه تلفاتی در پی داشته
بیشتر بتونیم وارد حس و حال انیمه بشیم ولی هیچ اشاره ای بهش نشده و باید
منتظر شکافته شدن داستان در قالب انیمه باشیم. حرف از رباتی که در خلاصه
داستان شده ناخودآگاه ژانر "رباتی" رو وارد لیست ژانرهای انیمه می کنه
... ژانری که چند وقتی هست کار خوبی ازش منتشر نشده. نظر شخصی من اینه
که بعد از Aldnoah.Zero چیز خاص و قابل اشاره ای نداشتیم. اگه هنوز به
سراغ Aldnoah.Zero نرفتید، گزینه خوبی برای رباتی دوستانه و زیبایی
داستان و لحظات شوکه کننده خیلی خوبی هم داره که دیدنش توصیه میشه. اما
در مورد Regalia: The Three Sacred Stars ، من با اینکه معمولاً هوادار
لیست کارکترهای تمام دختر هستم به هیچ وجه درباره این انیمه احساس خوبی
ندارم و فکر می کنم یک انیمه رباتی حداقل به یکی دو کارکتر اصلی مرد هم
نیاز داره. ممکنه ما در این انیمه کارکترهای مردی ببینیم ولی اینطور که
معلومه بیشتر تمرکز اثر روی کارکترهای دختر خواهد بود. این شاید بخاطر
ابداع کردن یک سبک جدید باشه؛ اینکه فرضاً جوی مثل Haifuri یا Kancolle
راه انداخته بشه .. جوی نظامی با حضور کارکترهای تمام دختر. تو اون
مورد سری ها موفق آمیز عمل کردند ولی نکته اینه که اونا منابع و عوامل
خیلی خوبی داشتند و به سرانجام خوب رسیدنشون دور از انتظار نبوده. بهره
گرفتن از جلوه کاوایی کارکترها و تکیه کردن به فضای برش زندگی در کنار
محتوای نظامی به وضعی مناسب از آب در اومده و به نظر میرسه که در آینده
باز هم انیمه هایی در سبک نظامی بهمراه کارکترهای تمام دختر ببینیم.
شاید بعضی ها از اینکه من استودیوی Actas رو ضعیف قلمداد کردم به من خرده
بگیرند ولی بخوایم منطقی بهش نگاه کنیم، می بینیم کار شاخ و فوق العاده
خوبی در کارنامه این استودیو به چشم نمیخوره. شاید این اواخر Girls und
Panzer شون یه مقدار خوب بوده باشه ولی به جز اون هر چه عقب تر برید
بیشتر به مرداب ناآشنا بودن با اسامی کارهای این استودیو فرو میرید.
داشتن Girls und Panzer در لیست آخرین کارهای استودیو شاید بتونه افرادی
که اون سری رو دوست داشتنُ به پای گیرنده هاشون بکشونه ولی غیر از اون
به نظر نمیرسه بشه این استودیو رو یک استودیو قابل اتکا دونست و باید
دعا کنیم به حال اون مانگاکاها و رمان نویس هایی که ریسک می کنن و کار
خودشون به دست این استودیو میسپرن! و نکته دیگه اینه که استودیوی Actas
در سال 1998 تاسیس شده و اگه شما بعد از اینهمه سال نتونید یه کار قابل
ذکر و قابل تحسین در میان جوامع انیمه بین داشته باشید باید مطمئن بشید
که دارید یه جای کار رو اشتباه میرید ... بگردید و راه درست رو پیدا
کنید و برگردید به مسیر ایده آل! حالا تو این مورد به نظر میرسه Actas
با انیمه Regalia: The Three Sacred Stars هنوز نمی تونه به شرایط
آرمانی برسه و باید بیشتر از اینها منتظر فرا رسیدن لحظه درخشش این
استودیو موند.
کارگردان Tosaka Shin هست؛ کسی که قبلاً IS: Infinite Stratos 2 و یک
OVA از این سری رو ترجمه کرده. خوبی این تجربه اینه که IS: Infinite
Stratos هم یک کار رباتی هست و حداقل موضوع تجربه داشتن کارگردان در سبک
رباتیه ولی باز هم باید اشاره کنم که سری دوم IS به نسبت سری اول نمره
پایین تری داره و Kikuchi Yasuhito در کارگردانی سری اول بهتر عمل کرده
بوده. شخصاً IS رو ندیدم ولی شواهدات به این اشاره دارند که با در دست
گرفتن سکان هدایت توسط Tosaka Shin ، درجه کیفی سری به سطح پایین تری برده
شده. تو این جور موارد یک امیدواری وجود داره، اونم اینه که یک فرد
تنظیم کننده خیلی خوب در کنار کارگردان حضور داشته باشه و اونُ در این
عالم جدید به چپ و راست هدایت کنه ... اره درستُ بهش نشون بده ولی حضور
Koyanagi Keigo در کنار کارگردان این سری اصلاً این اطمینان ور به ذهن
مخاطب تزریق نمی کنه. Koyanagi Keigo فقط یک کار کوتاه (Go! Go! 575) رو
در کارنامه خودش داره و این یعنی همون شکست عواملی که ازش حرف زدم. در
بخش گویندگان که نکته مثبت انیمه ست، Sakura Ayane رو داریم .. یکی از
عنصرهای خوب انیمه ... از کارهای اخیرش میشه به نقش "روراکاکا" از انیمه
Boku no Hero Academia ، "نائو" از انیمه Charlotte ، "هارو" از انیمه
Nisekoi و ... اشاره کرد که همه کارکترهایی خوب و جالب توجه هستند. صدای
بسیار زیبایی داره و میشه بهش دلخوش بود. در کنار این گوینده، Hondo
Kaede حضور داره که شاید بشه اونو ضعیف ترین عضو تیم گویندگی به حساب آورد
.. بیشتر نقش های فرعی رو ایفا کرده و از جمله کارهاش میشه به
Oshiete! Galko-chan ، Prince of Stride: Alternative ، Heavy Object ،
Aoharu x Kikanjuu و ... اشاره کرد. و وقتی میگم فرعی ... منظورم فرعیِ
فرعیِ فرعیه ... فرضاً کارکتر "دختر درون مدرسه" ، "دانش آموز شماره B" ،
"رهگذر" و ... ! حالا قراره نقشی اصلی رو در این انیمه ایفا کنه. حداقل
برای این گوینده سکوی پرتاب بزرگی رو شاهد هستیم. اما بعد به اسمی مثل
Touyama Nao میرسیم که از جمله کارهای اخیرش میشه به "سایا" در انیمه
Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge ، "چیتوگه" در انیمه Nisekoi و ... اشاره
کرد که واسه خیلی از ماها شناخته شده ست و شاید اینجا هم قرار باشه یه نقش
سوندره رو به عهده داشته باشه که دیدنش خالی از لطف نیست. بعد از اون
یکی شیرین ترین صداهای انیمه رو می تونیم نام ببریم .. صدای خانم Ogura
Yui که واقعاً جنبه کاوایی انیمه رو می تونه چندین برابر کنه .. تُن صدای
بی نهایت آرامشبخش و زیبایی داره. شخصاً با انیمه Yama no Susume و نقش
"کوکونا" اونو به خاطر دارم ولی در انیمه هایی مثل Black Bullet ،
Yurikuma Arashi ، Cross Ange و ... هم نقش داشته.
روی هم رفته وقتی لیست گویندگان رو وارد حساب و کتاب کنیم میشه کمی به
انیمه امیدوار شد و حداقل برای دیدن ابتدای کار خیز برداشت. در هر صورت به
نظر من باید در مقابل این انیمه انتظارات رو پایین آورد و با نگاهی ساده
به سراغش رفت. شاید بهتره به چشم همون انیمه کاوایی همراه با لحظاتی
رباتی بهش نگاه کنیم و امیدوار باشیم که از این لحاظ سرگرمی خوبی رو در
طول تابستان تجربه کنیم.
داستان :
"کوهی اینوزوکا" یک معلم ریاضی و مردیه که به تازگی همسر خودشُ از دست
داده و حالا به تنهایی تمام تلاش خودشُ برای بزرگ کردن ثمر ازدواج خودش می
کنه؛ دختر شیرینی که "سوموگی" نام داره. کوهی دستپخت خوبی نداره و از
اینکه مجبوره غذای بدی به سوموگی بده کمی ناراحته ولی دست تقدیر ساکت نمی
شینه و دلش نمیاد که سوگوموی رو بدون غذاهای خوشمزه رها کنه. روزی از
روزها به صورت اتفاقی یکی از شاگردان جناب معلم پا به خونه شون میذاره و
پا گذاشتن "کوتوری لیدا" به خونه کوهی و سوموگی مساوی میشه با پیچیدن بوی
خوب غذاهای گرم و لذیذ درون خونه. لیدا بخشی از روتین همیشگی خانواده
اینوزوکا میشه و وقت زیادی رو اونجا به آشپزی با خانواده سوموگی کوچولو
میگذرونه.
توضیحات و نظر شخصی : دوست
دارید با یک جو گرم خانوادگی همراه باشید؟ دستان پرمحبت پدری رو ببینید
که با مهربانی تمام بر سر دختر کوچولوی خودش می کشه؟ سعی می کنه بعد از
اتفاقی که برای خانواده افتاده برای خوشحالی دختر کوچولوی خودش راهی پیدا
کنه؟ دنبال یه زنگ تفریح پر از حس و حال برای تابستونتون می گردین؟ اگه
آره، می تونید به سراغ این سری بیاید. انیمه ای پر طراوت و پر از احساس که
با یک پیش زمینه تراژدی و غمگین شروع میشه و با لطافتی شیرین و دلگرم
کننده به ادامه راه گام برمی داره. تلاش برای پر کردن جای مادر عزیزی که
حالا دیگه وجود نداره مسلماً کار سختیه و سوموگی به این سادگیا نمی تونه
از فکر دلتنگی مادر خارج بشه ولی کوهی می تونه سعیِ خودشُ بکنه و دنیای
زیبایی برای سوموگی بسازه؛ می تونه بهش نشون بده که دنیا هنوز هم ارزش
زندگی کردنُ داره .. وظیفه پدرانه ای که امیدوارم در طول انیمه به درستی و
به نهایت زیبایی به تصویر کشیده بشه. این نگاه اولیه از هر نوع انیمه
کلیشه ای به دوره؛ این انیمه با کارهای قالبی لایت ناول ها و یا بعضی
کارهای اوریجینال که صرفاً یک کپی ناخوشایند از بعضی کارهای دیگه هستند
تفاوت زیادی داره و اینُ میشه حتی در خلاصه داستان هم احساس کرد. امیدوارم
در عمل هم چنین چیزی رو شاهد باشیم و این انیمه تبدیل به یک کار به
یادموندنی و مثال زدنی بشه.
اولین توصیه من اینه که بدون هیچ فکر و تصوری به سراغ دیدن تریلر انیمه
برید؛ حقیقتاً این تریلر بود که منُ گرفت و از این رو به اون رو کرد. ظاهر
و آرت کار قبل از رسیدن تریلر مسلماً شیرین به نظر میرسید ولی تصور نمی
کردم قرار باشه با چنین کار کودکانه، معصومانه و در عین حال مناسب برای
تمام سنین طرف باشیم. جو شاد و بی نهایت پف پفیِ تریلر ناجور به دلم نشست.
"پف پفی" ، Huh ، فکر نمی کردم روزی این کلمه رو تو یک معرفی بکار ببرم
ولی این انیمه لایق چنین توصیفیه؛ اگه انیمه بین باشید و برش ها رو دنبال
کرده باشید عبارت "پف پفی" رو خوب میشناسید و این انیمه هم مصداق بارز
اون عبارت و توصیفه.
دختر کوچولوی داستان سراسر انرژی و رنگین کمان این انیمه ست. کافیه با
این نکته شروع کنیم که دوبلور انتخاب شده برای این کارکتر خودش هم یک بچه
ست و چه تجربیات خوبی که ما بر سر این موضوع و در انیمه های قدیمی تر
داشتیم. از انیمه ای قدیمی مثل Usagi Drop گرفته تا این اواخر و چند فصل
پیش که انیمه ای مثل Barakamon رو پخش شده دیدیم. و خب، Barakamon از لحاظ
تعداد گوینده کودک دست UD رو هم از پشت بست و به جای یک نفر، دو نفر
گوینده کودک رو به لیست عوامل خودش اضافه کرده بود. همین نکته، داشتن
گویندگانی بچه یک ابرنکته مثبت رو به دنیای کاری اثر اضافه می کنه و تنها
چیزی که این عمل و انتخاب کودکان به عنوان گوینده رو خطرناک می کنه اینه
که فردی یا افرادی باید باشند که این بچه گوینده رو به درستی هدایت کنند و
بتونن اونُ به خوبی با فضای انیمیشنی پیش روی خودش وفق بدن. من به راحتی
میگم این اتفاق در هر دو انیمه قبلی، هم Barakamon و هم UD افتاده بود و
گویندگان کوچولوی کار به نحو احسن از پس انجام کار خودشون بر اومده
بودند.
و نکته جالب در مورد انیمه Amaama to Inazuma این خواهد بود که گوینده بچه
ای که برای کار انتخاب شده، یکی از بچه هاییه که در انیمه Barakamon
ایفای نقش می کرد. بذارید قبل از اشاره به اسمش اینُ بگم که نه! نقش آنچنان
پررنگی نداشت ولی کارکترش، "هینا" اونقدر خاطرانگیز شد که هر وقت به
انیمه ش فکر می کنیم ناخودآگاه به یاد هینا هم می افتیم. دختری که تا تقی
به توقی می خورد شروع به گریه زاری می کرد و سنسی (خطاط داستان) رو
دستپاچه می کرد. داشتن هینا، کارکتری به سادگی و صمیمیت تمام در کنار
"نارو" (دختر کوچولوی اصلی داستان) باعث شد که Barakamon یکی از زوج های
کودک برتر تاریخ انیمه رو داشته باشه. اینکه به چه سادگی از پس ایفای نقش
خودشون بر اومده بودن و جو معصومانه انیمه رو چندین برابر کرده بودند. من
هیچگاه با استفاده از دوبلورهای بزرگسال در نقش کودک مشکلی نداشتم و می
دونم که ژاپنی ها معمولاً در انتخاب دوبلور بچه به خوبی عمل می کنن ولی
شنیدن صدای یک بچه واقعی روی کارکتری کودک در نوع خودش حس منحصر به فردتری
داره و از اینکه قراره در انیمه Amaama to Inazuma دوباره این عمل رو
شاهد باشیم خوشحالم و کارشونُ تحسین می کنم.
حالا بحث گوینده بچه به کنار، با خوندن داستان مقداری حس و حال آشپزی و
آشپزخونه ای به آدم دست میده. انگار قراره با صحنه های پخت و پز زیادی
روبرو بشیم و "اویشی دس" (خوشمزه ست) های بسیاری رو از زبون سوموگی و بقیه
کارکترها بشنویم. هرچند وقتی قراره انیمه ای مثل فصل دوم Shokugeki no
Souma در همین فصل پخش بشه سخت میشه آشپزی بهتری رو به چشم دید ولی باید
در نظر داشته باشید که Amaama to Inazuma نوع دیگه ای از دنیای آشپزی رو
قراره به تصویر بکشه؛ من می تونم از الان لُپ های پف کرده سوموگی رو
تصور کنم که چطور با خوردن غذاهای خوشمزه شروع به "به به گفتن" می کنه و
چطور از اینکه در کنار کوتوری و پدرش می تونه اینقدر شاداب باشه، خوشحال
میشه. اپیزودها می تونن جو دلگرم کننده خاصی داشته باشند و اینا تصوراتی
ساده ولی شیرین هستند ... و همین جو صمیمی کاره که اونُ با کاری مثل
Shokugeki no Souma که کمی حال و هوای مسابقه ای داره متفاوت می کنه. هر
دو انیمه ای خوب هستند ولی تفاوت های اونا با هم آشکاره. هر چند از ابتدا
قصد مقایسه این دو رو نداشتم ولی وقتی حرف از "آشپزی" میشه ناخودآگاه
ذهن آدم به سمت Shokugeki no Souma برده میشه و خصوصاً حالا که فصل دوم
رو در راه داریم هیجان بین طرفدارای سری موج میزنه ... پس باید یک نیمچه
اشاره می کردم و حرفی ازش می زدم.
تولید این انیمه توسط استودیوی TMS Entertainment انجام گرفته؛ استودیویی
که با سابقه بلند خودش همچنان با اقتدار ولی بگیر و نگیر دار به پیش
میره. از جمله کارهای اخیر این استودیو میشه به Bakuon ، سری جدید Lupin ،
Jitsu wa Watashi wa و از کارهای قدیمی این استودیو میشه به Yowamushi
Pedal ، Kamisama Hajimemashita ، Zetman ، Itazura na و اشاره کرد. تنوع
کاری در این استودیو بسیار زیاده و از هر نوع ژانری می تونید یک اثر
پیدا کنید و لازم به ذکره که این استودیو در فصل تابستان دو کار دیگه به
نام های D.Gray-man Hallow و Relife رو هم در دست پخش داره که اونا هم جو
و هایپ مخصوص خودشونُ دارند .. خصوصاً D.Gray-man که نگاه های بسیاری رو
به سمت خودش معطوف کرده.
کارگردان انیمه جناب Iwasaki Tarou فرد کم کار ولی خوشنامی هست. خوشنام از
این لحاظ که ایشون تونسته در فرصتی کوتاه اسمی در میان کارگردان های برش
زندگی ملایم برای خودش دست و پا کنه و با کارگردانی کارهایی مثل
Isshuukan Friends و یا کار کمتر ملایم Mikagura Gakuen Kumikyoku تونسته
اعتباری برای خودش به دست بیاره. هر دو انیمه های خوبی بودند و من که
باهاشون رابطه خوبی داشتم ... خصوصاً Isshuukan Friends که از جو درام
خوبی هم برخوردار بود و میشد گاهی حال و هوای غمگین کار رو به خوبی احساس
کرد. تصور می کنم اگه این کارگردان بتونه ظرافتی که در اون کار به رشته
اجرا در آورده بود رو در Amaama to Inazuma با فاز متفاوتی بکار ببره
بتونه به نتایج خوبی برسه و مخاطبین خودشُ بدست بیاره. Isshuukan Friends
از دوبلورهایی تازه کار بهره گرفته بود و حتی خود کارگردانم تازه کار
محسوب میشد ولی احساس خوب انیمه بین طرفداران و جوامع انیمه ای مورد
تحسین قرار گرفت و همین پله خوبی برای پیشرفت جناب Iwasaki Tarou بود.
چیزی که منُ میترسونه حضور تنظیم کننده داستانی به نام Hirota Mitsutaka
هست که با دیدن لیست کارهای ایشون کمی استرس به سراغم اومد و هنوزم دارم
به این فکر می کنم که "آیا این فرد کسیه که مانع به درستی به اجرا در
اومدن انیمه خواهد شد یا نه؟" ، از جمله کارهای قبلی این تنظیم کننده
میشه به Bakumatsu Rock ، Phantasy Star Online 2 The Animation و یا یه
کار عجیب مثل X-Men (!) اشاره کرد. خدا می دونه با حضور این تنظیم کننده
ما چه چیزی رو دریافت کنیم ولی من دایره دیدمُ به عوامل خوب دیگه متمرکز
می کنم و سعی می کنم از کنار این تنظیم کننده بگذرم.
در مورد بخش گویندگان، بذارید از گوینده پدر خانواده شروع کنیم؛ جناب
Nakamura Yuuichi فرد خوشنامیه و کارهای خوب و عالی زیادی در کارنامه خودش
داره .. اونقدر زیاد که می تونید به راحتی به تعداد انگشت های دستتون
کارهایی که از ایشون دیدید رو اسم ببرید. بعضی کارهای اخیر این گوینده
عبارتند از : Re: Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu ، Haikyuu!! Second
Season ، Osomatsu-san ، Tokyo Ghoul و از کارهای قدیمی تر این گوینده
میشه به کارهایی مثل Break Blade ، Magi: The Kingdom of Magic ، Suisei
no Gargantia ، Gintama ، Guilty Crown و ... اشاره کرد. از انتخاب
شایسته این گوینده میشه حرف های زیادی زد ولی خب به همین اکتفا کنیم و
بگیم که حقیقتاً فرد خوبی رو برای یک نقش اول مرد انتخاب کردند و باید
منتظر درخشش اون در نقش "کوهی" باشیم. در مورد نقش "سوموگی" و گوینده اون
حرف هایی زدم ولی برای اینکه دقیق تر بهش اشاره داشته باشیم باید بگم که
اسم گوینده Endou Rina ست؛ دختری 11 ساله که مهم ترین نقشی که به عهده
داشته نقشی فرعی در انیمه Barakamon بوده و بجز اون در انیمه ای مثل
Mushishi Zoku Shou هم حضوری کوتاه و اپیزودیک داشته. حضور این گوینده
نکته مهمی در این انیمه خواهد بود که در مورد چرا و چطور این جریان تو
ابتدای معرفی چیزهایی گفتم و از خیر تکرار می گذرم .. اگه جو تریلر رو
ببینید می تونید صدای شیرین این گوینده رو به گوش بشنوید و احساسی که
قراره باهاش همراه باشید رو کمی بچشید. نفر آخر، دانش آموز معلم داستان،
"کوتوری" ـه که گویندگی اون به دست خانم Hayami Saori سپرده شده که جداً
یک انتخاب درخور تحسینه. از این گوینده هم میشه کارهای بسیار رو مثال زد و
گفت و تاکید کرد که گوینده کاملاً مناسبی برای ایفای نقش "کوتوری" ـه.
از جمله بعضی کارهایی که ایشون در اونا نقش داشته میشه به
Owarimonogatari ، Akagami no Shirayuki-hime ، Owari no Seraph ، Ore no
Imouto ga Konna ni Kawaii Wake ga Nai ، Bakuman ، Sora no Otoshimono و
... و ... اشاره کرد.
به این ترتیب به پایان سخن گفتن از این لیست گویندگی عالی میرسیم و ما
میمونیم و انتظار برای پخش هر چه زودتر این انیمه و دیدن اینکه این تیم به
چه خوبی می تونه از پس تحقق انتظارات طرفداران بربیاد. یادتونه از نقطه
ضعف تنظیم کننده حرف هایی زدم؟ حالا به این نکات توجه کنید و ببینید :
داشتن کارگردانی مناسب، داستان اولیه ای زیبا، دوبلورهایی عالی و روی هم
رفته پیش زمینه ای درخور توجه! پس می تونیم تنها نقطه ضعف اثر رو (که اونم
قبل از پخش ضعیف به نظر میرسه) ندیده بگیریم و با نگاهی مثبت به سراغ
دیدن این انیمه بریم. اگه از من می شنوید گذاشتن این انیمه در لیست دیدنی
های فصل تابستون یک امر ضروریه و احساسی که میشه از این فضای انیمه ای به
دست آورد یک احساس شاد و خوب و دل انگیزه ... پس بذارید یه سوالُ از شما
بپرسم و معرفی رو تموم کنم : چرا با هم به سراغ بدست آوردن اون احساس و
با تمام وجود در آغوش کشیدنش نریم؟
توضیحات و نظر شخصی :
قبل از این Love Live Sunshine رو معرفی کردیم؛ یکی از انیمه های آیدولی
امیدوار کننده فصل و انیمه ای که می تونه قشر موزیکال پسند رو به سمت
خودش جذب کنه. و حالا نوبت به یک انیمه آیدولی، اینبار با تیم و شکل و
شمایلی کاملاً متفاوت میرسه. تفاوتی که میشه بین اونا حتی با نگاه به
کاور هم بهش پی برد تفاوت ساده ایه .. حضور کارکترهای پسر به جای
کارکترهای دختر ناخودآگاه انیمه رو دختر پسند می کنه و با گذشت چندین و
چند سال از حضور این شکل انیمه ها در صنعت انیمه و فروش بالایی که بعضی
از اونا تونستند به دست بیارن، اصلاً دور از انتظار نبوده که بار دیگه پا
به دنیای آیدولی پسرانه بذاریم. این ژانر هم رفته رفته محبوبیت و جایگاه
خودش رو در میان اوتاکوها و انیمه بین ها بدست آورده و حتی اگه شما از
بینندگان این سبک انیمه ها نیستید، توصیه من اینه که به حضور اونا در
میان انیمه های فصلی احترام بگذارید چون افرادی هستند که از دیدن این
ژانر لذت فراوان میبرند ... بذاریم قشرهای مختلف از دنیای مورد علاقه
خودشون لذت ببرند (حالا هر دنیایی که می خواد باشه!) و من خودم به شخصه
با اینکه آنچنان تمایلی به دیدن این سبک انیمه ها ندارم ولی از اینکه
گاهی نظرات مختلف و مثبت رو درباره اینگونه انیمه ها می خونم لبخند رضایت
میزنم؛ می بینم که طرفداران ژانر چه لذتی میبرند و همیشه کنجکاوم نکات
مثبتی که در صفحات اپیزودیک انیمه ای این شکل انیمه ها به زبون آورده
میشه رو بخونم. چرا؟ برای بالاتر بردن فهم و اطلاعات خودم از این سبک
انیمه ها و برای بهتر نزدیک شدن به جوامع انیمه ای با سلیقه های مختلف!
داستان :
با هم به درون بخشی به نام "A&R" از یک کمپانی آهنگسازی بزرگ به نام
"گاندالا" میریم؛ جایی که "سوباکی" ، دختر داستان به محض ورود به این
کمپانی برای نظارت و مدیریت مجموعه ای آیدولی به نام "B-PROJECT" استخدام
میشه؛ مجموعه ای که شامل سه گروه آیدولی میشه : "کیتاکوره" ، "ترایو" و
"موونز". سوباکی باید به حضور در کنار این گروه ها عادت کنه و شرایط و
امکانات لازم برای بهبود پیدا کردن و پیشرفت این گروه ها رو بوجود بیاره.
مشکل و سختی کار از جایی شروع میشه که ما متوجه میشیم این اولین شغل
سوباکیه و به همین دلیل بار سنگینی رو روی دوش خودش احساس می کنه و با
مشکلات متعددی برخورد می کنه. تعامل داشتن و سر و کله زدن سوباکی با
پسرهای جوانی که در این گروه ها وجود دارند چالش اصلی کار اونه و این نقطه
شروع داستان ما خواهد بود.
مدیر برنامه هایی که یک دختره و یک عالمه پسر؟! اگه از تجربه شخصی
بخوام بگم و شما هم انیمه هایی که تا بحال دیدیم رو از نظر بگذرونید، می
تونیم تئوری بدیم و بگیم که انیمه کمی متمایل به Reverse Harem به نظر
میرسه. سبکی که در اون یک دختر به میون چندین و چند پسر میره و اتفاقاتی
که هر اپیزود با تک تک این پسرها میافته فضای انیمه ای اون دنیا رو تشکیل
میده. Reverse Harem ها محبوبیت خیلی خاصی رو تا به اینجا کسب کردند و
تو این فصل های اخیر کمتر فصلی رو دیدیم که چنین فضایی در قالب حداقل یک
انیمه جدید به تصویر کشیده نشده باشه. ولی خب بذارید جنبه آیدولی کار رو
هم از نظر بگذرونیم و تصور کنیم که ممکنه این انیمه Reverse Harem نباشه.
بلکه یک گروه آیدولی با مدیری دختر و متمرکز بر روی موسیقی باشه. اونم
می تونه در نوع خودش جالب باشه و هر چند من فکر می کنم باز هم تلنگرهایی
به جنبه عاشقانه و جرقه هایی که بین دختر داستان و پسرها وجود داره زده
میشه ولی بهرحال دیدن رقابت این انیمه آیدولی با انیمه آیدولی دیگهی فصل
می تونه جالب باشه. باید ببینیم پسرهای داستان چه اجراهایی رو به نمایش
می کشند، چه احساساتی رو در قبل و بعد از اجرای خودشون به رخ می کشند و
جزییات ریز بسیاری که میشه در صحنه صحنه انیمه های آیدولی به چشم دید و
به کلکسیون لحظات خوب انیمه اضافه کرد.
استودیوی سازنده انیمه، استودیوی خوشنام A-1 Pictures هست. استودیویی که در
چند فصل اخیر چنین حال و هوایی رو تجربه نکرده و تولید چنین کاری یه نفس
تازه براشون محسوب میشه و باید ببینیم این هوای تازه اونا رو به سرفه
میندازه یا که، مثل کارهای قبلی این سبکی اونا می تونن به درجه موفقیت خوبی
دست پیدا کنند. از آخرین کارهای این استودیو میشه به Gakusen Toshi
Asterisk ، Hai to Gensou no Grimgar ، Boku dake ga Inai Machi و ... که
همه کارهایی خوب و تحسین شده بودند؛ قشر هواداران خوبی بدست آوردن و در
بازار فروش اثر هم به حد و اندازه های رضایت استودیو خوب عمل کردند. اگه
بخوایم دو کار با شباهت در کارنامه این استودیو به این اثر نام ببریم می
تونیم به Uta no Prince-sama و یا The Idolmaster: Cinderella Girls (بخاطر
آیدولی بودن) اشاره کنیم که نشان از سابقه این استودیو در این ژانر و در
سال های قبلی میده. کارگردانی کار به عهده Suganuma Eiji هست؛ کارگردانی
که قبلاً کارهایی مانند Karneval ، Sasameki Koto ، Code-E و ... رو
کارگردانی کرده. وقتی به لیست کاری این کارگردان نگاه می کنید، کمی فاصله
سالی بین کارهاش می بینید و نکته جالبیه .. شاید گزینه کار می کنه و این
می تونه یکی از نکات مثبت بخش کارگردانی باشه ... میشه امیدوار بود که
کارگردان پتانسیلی رو در این اثر دیده که به سراغش اومده و باید دید چه
جادو و سحری از دست این کارگردان برمیاد. آهنگسازی که بخش مهمی از یک انیمه
آیدولی هست به عهده Nakayama Masato سپرده شده. از جمله کارهای سابق این
آهنگساز میشه به Tonari no Kaibutsu-kun و دو فصل Kimi to Boku اشاره
کرد. کارهایی که میشه موسیقی اونا رو در حال و هوایی ملایم دونست و حالا
باید دید در جریان انیمه جدیدی که به دست ایشون سپرده شده چطور می تونه
بخش های تند اثر رو با موسیقی خودش به حالت دلنشینی دربیاره.
بخش دوبلورها خیلی طولانی و پر از کارکتره و فکر کنم با همون اطلاع یافتن
از اینکه این انیمه یک انیمه آیدولی هست، میشد به این انتظار رسید.
کارکترهای اصلی زیادی داریم که بعضی به دوبلورهای پسر محبوب و مطرحی سپرده
شدند و من فقط کوتاه به بعضی از اونا اشاره می کنم ولی قبل از اون ... تک
دختر داستان : Kanemoto Hisako ، یکی از دوبلورهای محبوب شخص بنده هست و
من صدای اونُ بسیار زیبا می دونم .. از جمله کارهای سابق این دوبلور می
تونم به Durarara ، Ansatsu Kyoushitsu ، Suisei no Gargantia ،
Shinryaku!? Ika Musume و ... اشاره کنم. صدایی خاص داره و فکر می کنم
انتخاب مناسبی برای تک گوینده دختر انیمه بوده. در کنار Kanemoto ، از نام
های معروفی که در بین لیست گویندگان مرد انیمه به چشم می خورند میتونم
به Ono Daisuke ، Namikawa Daisuke ، Hanae Natsuki و ... اشاره کنم. تیم
دوبلوری تیم جالب توجه ای هست و اگه بخوایم نکاتی مثبتی برای این انیمه
لیست کنیم، قطعاً تیم دوبلوری جز اون نکات تلقی میشند. حالا باید نشست و
دید که خود انیمه به چه سبک و سیاقی ساخته شده و چقدر می تونه موفق عمل
کنه.
توضیحات و نظر شخصی : هی،
هی، حواست کجاست؟! کجا رو نگاه می کنی؟! با خودتم .. توپ و دستکشت رو
بردار، منم چوب رو میارم. می خوایم دوباره بریم تو زمین بیسبال؛ کَچ
(پرتاب توپ) تمرین کنیم، تو دست کشُ دست بگیری و من اول آروم و بعد با
سرعت بیشتر توپو سمتت حواله کنم. بعدش تمرینُ جدی تر می کنیم؛ تو پاهاتو
روی چمن ها قرص و محکم می کنی، اینبار چوب رو هم تو دستات مشت می کنی و
به من خیره میشی؛ منی که دارم با تمام توان دستامُ بالا میارم، یه موج به
بدنم میدم و توپو به سمتت رها می کنم.حالا توپ داره به سمتت حرکت می
کنه، سرعتش بالاست، شاید به 140 کیلومتر هم برسه، حالا ببینم، فکر می
کنی بتونی توپ منو بگیری؟ دیگه بعد از اینهمه تمرین باید به اونجا رسیده
باشیم که حداقل یکی دو تا از توپ های من رو چوب بزنی. من ازت هوم ران نمی
خوام ولی حداقل یه چوب ساده رو بزن! می خوای بهت انگیزه بدم؟! باشه ..
تصور کن که وسط بازی فینال هستیم، یه دونده روی بیس داریم، فقط یک امتیاز
نیاز داریم و تو می خوای با چوب زدنت حداقل دونده ای که روی بیس اوله رو
به بیس بعدی، به بیس دوم برسونی ... یعنی می تونی اونقدر قدرت و باور
داشته باشی که این کار رو برای دونده هم تیمی خودت انجام بدی؟ می دونی که
اون منتظرته ... چشماش به دستای تو خیره شده و خیز نسبتاً بلندی برای
دویدن برداشته. حالا تماشاچی ها هم دارن اسمتُ جار میزنن، دیگه مربی داره
به اون لحظه ای که غرور تمام وجودشُ فرا می گیره فکر می کنه ولی از طرفی
یه ترس ناخوشایند به دلش افتاده. فقط چوب رو بزن تا به مربی ثابت کنیم،
تا بهش بفهمونیم که باوری که به تو داشته اشتباه نبوده. و بعد همه بریزیم
درون زمین و خوشحالی کنیم! [چوبی زده میشه، توپ به اوج آسمون میره و از
نظرها غیب میشه!] آفرین، آفرین ... گل کاشتی! دیگه بهتر از این نمیشد
تمرکز کرد، بهتر از این نمیشد تیمُ به برد رسوند. سایونارا هوم ران (هوم
ران نهایی) فوق العاده ای شلیک کردی ... حتی از اون چیزی که فکر می کردیم
هم بهتر بود. ببین .. ببین، هنوز بعضی از تماشاگرا دارن آسمونُ نگاه می
کنن، فراموش کردن که بازی تموم شده، فقط می خوان ببینن توپ کی به روی
زمین فرود میاد.
این لحظه ای که من براتون توصیف کردم، لحظه ای کوتاه از یک انیمه بیسبالیه
... از دنیای زیبایی که در قالب انیمیشن های ژاپنی توسط کارگردانان و
عوامل خلاق و فعال در دنیای انیمه خلق میشه. لحظه رو با هیجان تمام بوجود
میارن .. شاید در قالب کلی نگاهی آشنا در جملات اشتیاق دهنده، نتیجه چوب
زدن و یا خوشحالی و غمگینی پس از برد یا باخت وجود داشته باشه ولی همه
اینها چیزهایی هستند که یک انیمه ورزشی رو باحال می کنند. سال های اخیر با
رو آوردن به سراغ انیمه های بیسبال من تونستم جنبه متفاوتی رو از جذابیت
انیمه های ورزشی تجربه کنم و این یه اتفاق خوشایند در لیست دیدنی ها و
سرگرمی های من بوده؛ اینکه حالا می تونم هر دفعه که مانگایی بیسبالی تایید
میشه خوشحال بشم و آرزو کنم که اون انیمه هم به اندازه انیمه ای مثل
Diamond no Ace برای من لذت بخش باشه، به اندازه Major دراماتیک و
تاثیرگذار باشه و یا به اندازه One Outs هوشمندانه و پر از استراتژی باشه.
بیسبال برای من تبدیل به یک ورزش دیدنی شده. و حدس میزنم و تا حدودی می
دونم که خیلی از شماها هم عاشق دیدن انیمه های بیسبالی شدید .. میانگین
نسبتاً بالای دانلود زیرنویس فارسی انیمه های بیسبالی و بازخورد خوبی که
این انیمه بطور کلی داشت اینُ به اثبات رسوند که بیسبال تونسته رفته رفته
مخاطبش خودش رو در جمع ما بدست بیاره؛ هر چقدر هم که در ابتدای کار به
عنوان یک مترجم نسبت به برداشتن یک کار ترجمه ای بیسبال دو دل بودم ولی
اعتماد به استودیو و عوامل باعث شد که تردیدمُ کنار بذارم و بعدها دیدم
افراد دیگه ای هم با ذهنیت من، فرصتی به دیدن این انیمه دادن و ناامید از
کنار اثر نگذشتن. خوبی ها و نکات جالب توجه ای درون یک کار ورزشی نهفته
ست که در قالب معرفی انیمه های ورزشی سابق حرف های زیادی درباره اون ها
زدیم و بهتره ازشون بگذریم. بجاش میریم به سراغ Battery و از دنیای
بیسبالی جدیدمون حرف میزنیم!
[تاکومی، پیچر ماهر داستان]
در مورد Battery و خلاصه ای از داستان، میشه گفت مثل هم نوعان خودش، این
انیمه هم شروعی ساده رو داره و آنچنان در نگاه اول بیننده خودش رو دچار
سردرگمی نمی کنه. خوبی یه کار ورزشی اینه که از صفر شروع می کنیم .. از
جایی که بازیکن شروع به بازی می کنه و بعد وارد تیمی میشه و بعد تلاش برای
رسیدن به قله های بعدی و هدف های بزرگتر! و حالا اینجا دیگه تو یه نقطه
دور افتاده هم قرار داریم و سطح مسابقات بیسبالی پایین تر از حد انتظاره
ولی با اینحال با اعجوبه هایی آشنا میشیم. کسانی که قراره از یک محیط ساده
و روستایی پا به دنیای مسابقات کشوری بذارن و چشم ها رو به خودشون خیره
کنند.
داستان : "هارادا
تاکومی" ، هنوز پا نذاشته به دوره راهنمایی تبدیل به بهترین پیچر (پرتاب
کننده) منطقه و استان شده ولی چیزی که تاکومی از دستش خسته شده، نداشتن
یک کَچر (توپ گیرنده) خوبه، کسی که بتونه باهاش ترکیب خوبی رو تشکیل بده و
موجبات پیشرفت اون رو بیشتر از حال حاضر بوجود بیاره. و بعد از راه
میرسه ... پسری به نام "ناگاکورا گو" ، کسی که تبدیل به فرد رویایی برای
همبازی بودن با تاکومی و و تکمیل کننده اون ترکیب رویایی میشه. باید دید
که این دو چطور با هم ملاقات می کنند، همبازی میشن و رفاقت خواهند داشت!
توضیحی که باید درباره اسم انیمه (Battery) بدم و بدونید اینه که در زبان بیسبال Battery ، به ترکیب دو نفر گفته میشه
... "پیچر" و "کَچر" که وظیفه دفاع از تیم رو به عهده دارند. پیچر توپ
رو میندازه و کَچر توپ رو می گیره اما در این بین انواع و اقسام هماهنگی
ها باید بین این دو شکل بگیره؛ از علامت تعیین کردن برای تنوع پرتاب توپ
ها (فست بال انداختن، فورکبال انداختن و ...) تا صحبت هایی که می تونن
درباره باقی استراتژی های تیمی داشته باشند. یکی از پایه های اصلی یک تیم
بیسبال بدون شک تعاملی هست که بین این دو فرد برقرار میشه و برقرار نشدن
تعامل بین این "ترکیب" مساوی میشه با محکم به زمین خوردن تیم! هر چقدر
هم که در خط هجومی و چوب زنی تیم عالی عمل کنه ولی باز هم یک تیم برای
امتیاز ندادن به دفاعی عالی نیازمنده. حتی اگه شما بهترین بَتر (چوب
زننده) رو در تیمتون داشته باشید، باز هم با وجود یک پیچر و یا کَچر ضعیف
به سرانجامی نمیرسید. و اینه که وجود و داشتن یک "ترکیب" رو برای یک تیم
حیاتی می کنه.
[گو، کَچر از راه رسیده.]
کاری که تاکومی و گو قراره در این انیمه انجام بدن همین کاره؛ اینکه برای
رسیدن به دوره راهنمایی و بعد از اون دبیرستان با داشتن فردی تکمیل کننده
در کنار خودشون، به موفقیت هایی که دلشون می خواد دست پیدا کنند. وجود گو
در کنار تاکومی مثل وجود "کاگیاما" در کنار "شویو" در انیمه Haikyuu می
مونه و این یه مثال ساده از نوع ارتباطی هست که این دو باید داشته باشن؛
اینکه شویو بدون کاگیاما یک چیزی کم داره و برعکس، کاگیاما هم همینطور!
هر چقدر هم که کاگیاما پاسور خوبی باشه، وقتی یک اسپک زن فوق العاده رو
در کنار خودش نداشته باشه، پاس های طلاییِ خودش رو به هدر داده. قطعاً
هستن کسایی مثل "آزومانه" که می تونن به کاگیاما کمک کنن ولی درجه اوج
گیری و نوع نتیجه گیری با شویو بسیار متفاوته. حالا در انیمه Battery هم
همین جریان رو داریم؛ فکر می کنم کَچرهای خوبی با تاکومی هم تیمی شدن ولی
اون جرقه رویایی بین اونا زده نشده. وقتی یک پرتاب کننده با علامت دهی
نامناسبی از طرف کَچر مواجه بشه و یا کَچر خودش رو ترسو ببینه، ناخودآگاه
دچار ضعف میشه .. حتی اگه اون پیچر بهترین پیچر استان و منطقه باشه باز
هم با داشتن یک کَچر نه چندان خوب افت می کنه و به نتیجه ایده آل خودش
نمیرسه! نمونه این حرف من رو می تونید در انیمه های بیسبالی دیگه مشاهده
کنید. بعضی از نقاط داستانی Diamond no Ace به خوبی روی این قضیه مانور
داده بود و مانگاکای Ace نشون داده بود که نداشتن یک کَچر خوب برای پیچر
چه دردناک تموم میشه و چه تلفاتی رو برای تیم بهمراه خواهد داشت.
با دیدن تریلر میشه به خیلی چیزها دست یافت و فهمید که این انیمه بیسبالی
با کارهای ورزشی اخیر تفاوت های بسیاری داره. از جمله این تفاوت ها میشه
به داشتن یک پیچر نه چندان مغرور اشاره کرد که فضای فوق العاده ملایم
انیمه خبر از این شخصیت پردازی خاص میده. پیچرها در انیمه های بیسبالی
همیشه یک غرور خاص رو تو وجود خودشون دارند و جدا از این غرور اشتیاقشون
برای رسیدن به موفقیت بیشتر از هر بازیکن دیگه ای از تیمه و تجربه ثابت
کرده که اون غرور هم رفته رفته تبدیل به یک عامل برای بهتر تیمی کار کردن
با اطرافیان میشه اما در اینجا ما یک پیچر نه چندان عاجز و عصبانی رو
خواهیم داشت که باید با خصوصیات اخلاقی اون بیشتر آشنا بشیم. از جمله
نکات مثبتی که ناخودآگاه چشم من رو در حین دیدن تریلر گرفت، داشتن یک
فضای غیربیسبالی نسبتاً وسیع (امیدوارم!) هست؛ اینکه قرار نیست بطور کامل
غرق در بیسبال بشیم و به نظر میرسه درام و جریانات خارج از زمین ورزشی
رو هم شاهد باشیم که این به نسبت انیمه های اخیر بیسبالی یه چیز جالب و
متنوعه. تو انیمه Diamond no Ace تمرکزی که روی میدون بیسبال داشتیم خیلی
خیلی زیاد بود؛ خوابگاه مدرسه، تمرین، مسابقه .. خوابگاه مدرسه، تمرین،
مسابقه و ... چرخه داستانی به این شکل پیش میرفت که درام داستان و هر چیز
دیگه ای که قالب داستانُ تشکیل میداد در فضایی ورزشی حبس میشد. نه اینکه
اون حالت بد از آب در اومده باشه ... نه! Ace یک انیمه ورزشی فوق العاده
ست ولی دیدن اینکه یک انیمه جدید بیسبالی چطور می تونه فضای غیر ورزشی
رو هم به تصویر بکشه می تونه یه حس با طراوت رو به کار بده و یکی از
دلایل اشتیاق زیاد من برای دیدن این انیمه این احساس تازگی در زمینه
فضاسازیه. Battery تو همین دو تریلری که داشت یه حس و حال روستایی باحال
رو به ذهن من وارد کرد و دوست دارم ببینم این فضای محلی و دور افتاده
کارکترهای ما رو به چه جایگاهی در آینده میرسونه و آیا پله هایی که صعود
این کارکترها رو به سمت موفقیت هل میده جریانی دراز خواهند داشت یا که
نه.
اگه بخوایم سراغ استودیو و عوامل بریم، اولین چیزی که کمی آدمُ به ترس
میندازه Zero-G ، استودیوی سازنده کار هست. استودیویی که تا بحال یک انیمه
رو بطور کامل تولید نکرده ولی در ساخت کارهای معروفی از فصل های اخیر دست
کوچکی داشته. ترس از گامی که استودیو با ساخت انیمه Battery برمی داره
ترس به جایی برای هواداران انیمه های ورزشیه ولی بذارید امیدوار باشیم
این شروع دورانی خوب برای یک استودیوی تازه کار باشه و بتونیم بعد از این
هر فصل یک انیمه از این استودیو رو در لیست کارهای آینده مون ببینیم.
کارگردانی کار به فرد خاصی به نام آقای Mochizuki Tomomi سپرده شده؛ می
پرسید چرا خاص؟ چون ایشون از دهه 80 در صنعت انیمه بودند و کارهای متفاوت و
زیادی رو کارگردانی کردند و علاوه بر کارگردانی پست هایی مانند تنظیم
داستان رو هم به عهده داشتند. از جمله کارهای کارگردانی شده توسط این
کارگردان میشه به Ranma 1/2 که یک اثر کلاسیک هست اشاره کرد و یا Yokohama
Kaidashi Kikou: Quiet Country Cafe که یک اثر آرامش بخشه. ولی وقتی به
سال های اخیر نظری میندازیم می بینیم که کارگردان با دو کار آخرش (Pupa و
Ame-iro Cocoa) آنچنان درخششی نداشته و اینجاست که کمی باید مراقب نگاه
جدید کارگردان به دنیای ورزشی Battery بود. آهنگسازی اثر به عهده Senju
Akira سپرده شده که از کارهای خوبش میشه به Fullmetal Alchemist:
Brotherhood اشاره کرد که همه با این اثر بزرگ خاطرات فراوان داریم. و بجز
این کار محبوب Red Garden ، Kakumeiki Valvrave ، B'T X و ... هم تو
کارنامه این آهنگساز به چشم می خوره. روی هم رفته میشه بهش نگاه مثبتی
داشت و چشم به اینکه چه چیزی بهمون تحویل میده دوخت!
تیم اصلی گویندگی رو میشه یه نقطه قوت دیگه برای اثر دونست و به نظر میرسه
حتی نقش های فرعی هم با حضور افرادی مثل Ishikawa Kaito و Ono Yuuki به
یک بخش قدرتمند تبدیل شده باشه. اما نقش های فرعی به کنار، گویندگی نقش
اول کار، "هارادا تاکومی" به دستان Uchiyama Kouki سپرده شده که اگه کمی
به عقب برگردیم اونُ با نقش ورزشی دیگه ای مثل "سوکیشیما" در Haikyuu به
خاطر میاریم؛ کارکتری که اکثر مواقع غرور در نوع دیالوگ گوییش احساس میشد
و به نظر میرسه اگه قراره کارکتر اصلیمون حتی ذره ای مغرور باشه، Kouki
گزینه مناسبی برای این نقش باشه. این گوینده بجز نقش "سوکیشیما" در انیمه
های دیگه ای مثل Kokoro ga Sakebitagatterunda ، Charlotte ، Nisekoi و
... نقش های اصلی رو ایفا کرده. کارکتر "ناگاکورا گو" ، کَچر تیم هم به
دست Hatanaka Tasuku داده شده که با وجود تازه کار بودن و شروع کردن کار
گویندگی خودش از سال 2011 ولی نقش های خاص و خوبی رو تونسته ایفا کنه ...
نقش هایی مثل "اوشیو" در انیمه Ushio to Tora و یا "ایکوما" در
Koutetsujou no Kabaneri که هر دو در سطح خوب و موفقی اونُ به مخاطبین
شناسوندن. حالا باید ببینیم در یک دنیای ورزشی چه عملکردی رو خواهد داشت و
آیا می تونه همچنان جاده پیشرفت خودش رو طی کنه یا نه.
توضیحات و نظر شخصی : می
تونیم بگیم چیرلیدرها برای ما ناشناخته هستند؟! شاید اگه فقط بخوایم
ظاهر کلمه رو به تنهایی در نظر بگیریم و یا چیرلیدر از نوع خارجیشُ تصور
کنیم بشه گفت آره ولی اگه به درون مفهموم این کلمه بریم، متوجه میشیم که
اونقدرها هم با این دسته از افراد غریبه نیستیم و شاید حتی خودمون جزئی
از اونا باشیم. چیرلیدر یعنی کسی که به تشویق تیم موردعلاقه خودش
میپردازه؛ حالا نه به صورت یک بیننده عادی بلکه به عنوان کسی که در صحنه
وقوع بازی و به عبارتی میدان مسابقه حضور داره و فریادهایی که میزنه و
تشویقی که می کنه به گوش بازیکنان تیم میرسه. شاید این عمل تو ایران بیشتر
با اصطلاح "لیدر تماشاچی ها بودن" شناخته میشه و به سبک دیگه ای به ما
معرفی شده باشه ولی هر بازی فوتبال، والیبال و هر مسابقه ورزشی دیگه ای
معمولاً این دسته از افراد هماهنگ کننده رو در وجود خودشون دارند.
شعارهایی که از قبل اختراع شدن و حالا درون زمین برای روحیه دادن به
اعضای تیم سر داده میشن تا تیم قوت بگیره و خستگی تنی که با گذشت یک ست،
یک نیمه، یک کوارتر و ... بوجود اومده از بین بره. جادوی تشویق و هل هله
هواداران تیم، یک جادوی مقوی و تاثیرگذار در عالم مسابقات ورزشیه و
زیبایی های یک مسابقه با حضور یک دسته واحد و هماهنگ بیشتر از پیش میشه.
اما آیا شما تا بحال به خارج از ایران و نقشی که چیرلیدرها در انرژی گرفتن
یک تیم ورزشی دارند فکر کردید؟ اونا رو دیدید؟ گمون می کنم با دیدن
تعداد کمی فیلم سینمایی با حداقل یک یا دو دسته چیرلیدر روبرو شده باشید.
دسته هایی که جزئی از تیم مدرسه یا هر سیستم ورزشی دیگه به حساب میان و
در کنار تمرین تیم اونا هم به تمرین روتین های خودشون می پردازند. اینکه
در هر لحظه از مسابقه چه جور تشویقی رو انجام بدن، بین نیمه و بعد از
اتمام مسابقه و ... معمولاً تنوع زیادی در حرکات چیرلیدرها وجود داره که
این موضوع طراوت خاصی رو هم به فضای روحیه بخش اونا میده. ژاپن هم از این
قاعده مستثنا نیست و داشتن دسته های چیرلیدر جزئی از وجود مدارس و
انتخاب های دانش آموزان اونا محسوب میشه. وقتی یکی وارد مدرسه ای میشه،
ممکنه به جای اینکه بخواد وارد باشگاه فوتبال بشه، وارد دسته تشویق کننده
های اون تیم فوتبال بشه. یعنی این علاقه تا حدی به وجود اومده و پیشرفت
کرده که تبدیل به علاقه اصلی یک دسته از افراد شده؛ خاطراتشونُ با
چیرلیدر بودن داشتن و از این کار لذت میبرند.
دارم به عقب و سال های قبل فکر می کنم و ناخودآگاه یاد سریالی به نام Heroes
افتادم؛ تصور می کنم بعضی از شماها هم با این سریال آشنا باشید؛ یک
سریال هیجان انگیز متمرکز بر افرادی که قدرت های ماوراطبیعه داشتند و از
راه رسیدن فصل اول سریال مساوی شد با محبوبیت زیادی که این سریال در
انجمن های ایرانی بدست آورد و چه بحث ها و تئوری هایی که در سرتاسر
اینترنت درباره سری داشتیم. اما از محبوبیت اثر که بگذریم، تگ لاین و یا
شعار قشنگی در کنار این سریال وجود داشت : "چیرلیدر رو نجات بده و دنیا
رو نجات میدی!" این جمله ای ساده ولی بسیار با معنی در طول سریال بود و
حالا میشه از اون سریال به عنوان یک مثال خوب برای آشنا شدن با
چیرلیدرها حرف زد. یا اگه بخوام مثالی سینمایی بزنم American Beauty
گزینه فوق العاده مناسبیه. لحظه ای که لستر برنهام با اون صحنه فانتزی
رقصیدن دختر و دوستِ دخترش روبرو میشه و درون خیالبافی خودش غرق میشه یک
صحنه استثنایی در قالب این فیلم به یاد موندنیه ... اونجا هم میشه یک رقص
چیرلیدری جالب توجه رو به چشم دید. اما بگذریم .. اینجا با دسته ای
متفاوت از چیرلیدرها روبرو هستیم ... چیرلیدرهای پسر!
نمی دونم برای یک تیم چقدر عجیبه که دسته چیرلیدر پسر داشته باشه
و چقدر این موضوع در جوامع خارجی پذیرفته شده ست ولی من یکی که چشمام به
دیدن چیرلیدرهای دختر عادت کرده و فکر نمی کردم روزی انیمه ای با مضمون
چیرلیدرهای پسر ببینم ولی گمونم این نشون میده که وقتی پا به صنعت انیمه
میذارید، حتی دور از انتظار ترین ایده های شما هم می تونن به انیمه تبدیل
بشن. جدا از این موضوع، با یک نگاه اولیه هم میشه طیف مخاطب این اثر رو
حدس زد ... دختران. من که اینطور فکر می کنم و با وجود اینکه شخصاً حسابی
به انیمه های ورزشی علاقه دارم ولی تصور نمی کنم این انیمه بتونه
اونقدری که باید منُ به عنوان یک پسر مجذوب خودش کنه. ولی در عوض،
مخاطبین دختر می تونن به راحتی با این محتوا و دسته تشویق کننده همراه
بشن و شاید حتی این انیمه به یکی از انیمه های محبوب اونا در فصل تابستان
تبدیل بشه. پس روی هم رفته ساخت و تولید چنین انیمه ای اصلاً به نظر
اشتباه نمیرسه ... ! وقتی بازاری برای انیمه ای وجود داره، چرا نباید دست
به ساخت اون انیمه زد؟!
داستان :
دانشگاه پسرانه ای یک گروه چیرلیدر (تشویق کننده) داره؛ گروهی نسبتاً
عجیب و بامزه! بچه هایی که قصد دارند با شکل دادن یک تیم هماهنگ برای تشویق
تیم های ورزشی خودشون پا به میادین ورزشی بذارند. باید دید که این تیم و
گروه چطور شکل می گیره و روتین های رقص و آواز خونی اونا چقدر می تونه
به پیشرفت تیم های ورزشی دانشگاه کمک کنه.
بذارید از یه دید دیگه به سراغ جریان این انیمه بریم؛ تا حالا هر انیمه
ورزشی ای که ما می دیدیم، روی میدون مسابقه تمرکز داشته و لحظات ناب و
باحال درون زمینُ به تصویر می کشونده .. امتیازهایی که گرفته میشه،
مصدومیت ها، بگو مگوها و ... ولی سوالی که الان برای من مطرحه اینه که
چطور قراره انیمه متمرکز به افراد چیرلیدر که کنار نیمکت یا جایگاه
تماشاچی ها حضور دارند بشه؟! اصلاً ما فضای مسابقه رو می بینیم؟ یا فقط
قراره همینجور روتین های گروه تشویق کننده بهمون نشون داده بشه. شاید
ترکیبی از این دو بهتر باشه ... اینکه لحظاتی رو به دیدن تشویق چیرلیدرها
بگذرونیم و بعد برگردیم و یه لحظه موفقیت آمیز برای تیمُ نظاره کنیم.
بهرحال این سوال جالبی می تونه باشه که جوابش تو دیدن انیمه نهفته ست.
حداقل تو تریلر کار اثری از به نمایش کشیدن فضای مسابقه ای نبود و حالا
باید منتظر موند و دید که چطور با این قضیه برخورد میشه.
استودیوی سازنده Brain`s Base هست که تو فصل های اخیر کارهایی مثل Kyoukai
no Rinne ، Endride ، Dance with Devils ، Aoharu x Kikanjuu و ...
تولید کرده. نمیشه اونا رو کارهای تاپی دونست و هر کدوم بالا و پایین های
خودشونُ داشتند و باید دید چه برنامه ای برای تولید این انیمه در نظر
داشتند و چقدر هزینه کردند. کارگردان انیمه خانم Yoshimura Ai هست؛ کسی که
قبلاً کارگردانی کارهایی مثل Dance with Devils ، Ao Haru Ride ،
Yahari Ore no Seishun LoveCome wa Machigatte Iru و ... رو بعهده داشته.
هر کدوم از اینها کارهایی بودند که در نوع خودشون موفق ظاهر شدند و باید
دید روند موفقیت این کارگردان ادامه پیدا می کنه یا نه. تنظیم داستان رو
Yoshida Reiko انجام میده. High School Fleet ، Haruchika ، Ao no
Kanata no Four Rhythm ، Non Non Biyori Repeat و ... از جمله کارهای
اخیر این تنظیم کننده بودن و میشه اونُ از جمله نکات مثبت این انیمه به
حساب آورد.
در مورد تیم گویندگان، با همون ایده اولیه "داشتن دسته تشویق کننده" به
نظر میرسه که قراره دوبلورهای اصلی زیادی داشته باشیم، فعلاً سه دوبلور به
نام گوینده اصلی ثبت شدند ولی من گذرا به چند نام از تیم گویندگی اشاره
می کنم. Yonai Yuuki گوینده کارکتر "هاروکی" خواهد بود؛ کسی که قبلاً در
انیمه هایی مثل Kyoukai no Rinne ، Shigatsu wa Kimi no Us و ... نقش های
خیلی فرعی ای داشته و به عنوان یک گوینده اصلی کمی آدمُ به تردید
میندازه. Okamoto Nobuhiko یکی از دوبلورهای خوب تیم و با سابقه بهتره ..
از جمله کارهاش میشه به Akagami no Shirayuki-hime ، Boku no Hero
Academia ، Starmyu و ... اشاره کرد. Ono Yuuki رو همه میشناسیم ... در
حال حاضر داره نقش جوجو رد انیمه JoJo no Kimyou na Bouken: Diamond wa
Kudakenai ایفا می کنه که حسابی هم کارش خوبه. از نکات جالب تیم گویندگی
میشه به حضور Sugita Tomokazu اشاره کرد که باید دید "گینتوکی سان" چه
جور نقشی رو در این انیمه خواهد داشت و فرصت درخشیدن رو چقدر در اختیار
داره. روی هم رفته تیم گویندگی بگیر و نگیرهایی داره و به نظر میرسه میشه
رضایت نسبی رو ازش داشت. باید نشست و منتظر خود انیمه موند و با دنیایی
که قراره به ما شناسونده بشه آشنا شد. امیدوارم انیمه خوبی در انتظارمون
باشه.
توضیحات و نظر شخصی :
حالا دیگه سال های ساله که به استقبال انیمه های ورزشی میریم؛ کافیه یک
نگاه به عقب بندازیم و متوجه بشیم که چه انیمه های هیجان انگیز و خوبی
رو پشت سر گذاشتیم. خوبی ورزش اینه که تنوع همیشه وجود داره؛ یک فصل
تنیس از راه میرسه، یک فصل والیبال، یک فصل بسکتبال و ... و حالا فصلی
جدید و انیمه ای فوتبالی! جالبی قضیه اینه که تنوعی که ما می طلبیم نه
تنها در نوع ورزش نهفته، بلکه درون هر ورزش و هر انیمه جدید هم میشه
تنوع رو در دل تاکتیک ها و اتفاقات مسابقات به چشم دید و از حضور در میدان
مسابقه ای ورزشی لذتی بالا برد. این ورزشه که همیشه و هر لحظه ش می
تونه یه اتفاق خاص و متفاوت داشته باشه. و حقیقت اینه که، آره، خیلی ها
هدفی که در انیمه های ورزشی به تصویر کشیده میشه و دنبال میشه رو کمی
ضایع می بینند، ایراد بزرگ انیمه های ورزشی رو این می دونن و احساس می
کنن اینکه ما همیشه با همون هدف تکراری پا به یک میدان ورزشی میذاریم
فضای اثر رو کسل کننده و حوصله سربر می کنه. هدفِ تلاش کردن، رسیدن به
قدرت لازم، بدست آوردن ارتباط مثبت با هم تیمی ها و در نهایت موفقیت
پیدا کردن بهمراه تیم! اما آیا واقعاً این هدفی کسل کننده ست؟ نه، به
عنوان کسی که مدتهاست انیمه های ورزشی رو با ذوق و شوق بسیار دنبال می
کنم و دستی در ترجمه تعدادی کارهای ورزشی داشتم تونستم منطق ذهنی خوبی
رو برای رد کردن این حس و این انتقاد افرادی که از دست انیمه های ورزشی
زده شدن پیدا کنم.
مسلماً همیشه سلیقه در این موضوع دخیل هست (چرا روراست نباشیم؟ سلیقه در
هر چیزی دخیل هست!) و نمیشه اون رو کنار زد اما زیبایی یک کار انیمیشن
ورزشی اینه که می تونه در حدی خوب باشه که افراد دور از فضای ورزش رو هم
به درون جو بکشونه .. کسایی که قبلاً ورزش مورد نظر رو دوست داشتن ولی
حالا از اون دور افتادن و یا حتی با ورزش به تصویر کشیده شده ذره ای آشنا
نداشته باشند؛ این می تونه حرف آشنایی برای من و شما باشه. یه مثال
کوچولو می تونه تجربه شخصی خود من باشه و اینکه تا قبل از دیدن کارهایی
ورزشی مثل Major و یا Diamond no Ace کوچکترین شناختی از بیسبال نداشتم.
تو قالب فیلم های سینمایی بارها موضوع بیسبال رو پیش کشیده شده دیده
بودم ولی اینکه از قوانین سر دربیارم و یا بدونم دونده های بیسبال باید
به سمت چپ بدون یا به سمت راست، البته که نه! خنده داره ولی خب از
طرفی یک حقیقته! تا وقتی شما یک ورزش رو نشناختید نمی تونید به اوج
سادگی اون لحظه ای که براتون مبهم بوده پی ببرید؛ اینکه یک آفساید در
فوتبال چطور گرفته میشه می تونه برای یک غیرفوتبالی علامت سوال بزرگ و
پیچیده ای باشه ولی وقتی خط دفاعی و تصویر آهسته تلویزیونی حرکت آفساید
اعلام شده جلوی روی اون پخش بشه، به راحتی جریانُ متوجه میشه. این
جادوی تصویره ... شما یک انیمه بیسبالی رو شروع به دیدن می کنید،
تمرینات چوب زنی، تمرینات پرتاب توپ رو دنبال می کنید و بعد وارد زمین
میشید؛ اونجاست که هر حرکتی که به چشم ببینید به یادگیری بهتر اون فضای
ورزشی به شما کمک می کنه و اینه .. درست همینجاست که انیمه های ورزشی
ارزش دیدنُ پیدا می کنند. اون جنبه آموزشی و فراگیری یک دنیای ورزشی
جدیده که به یک انیمه ورزشی رنگ و روی اولیه می بخشه و اونُ دیدنی می
کنه! و تازه شما می تونید به این ملاک ساده چیزهایی مثل هیجان انگیز
بودن لحظات بزرگ اثر، داشتن یک داستان گیرا و درگیر کننده و انواع و
اقسام درامی که یک انیمه ورزشی می تونه به شما معرفی کنه رو هم در نظر
داشته باشید.
داستان :
خلاصه کوتاهی از محتوای مانگا و انیمه منتشر شده. داستان به دو کارکتر
پسر به نام های "سوکوشی" و "جین" می پردازه که یکی (سوکوشی) پسری بدون
استعداد ولی با دلی پر از شور و اشتیاق برای یادگیریه و یکی (جین) نابغه
ای در عالم فوتبال ولی گوشه گیره. در شبی طوفانی سوکوشی با جین ملاقات
می کنه و پای اونا به دنیای فوتبال کشیده میشه. باید دید با وجود
خصوصیات اخلاقی متفاوت، اونا چطور می تونن پیمان دوستی ببندن و در راه
به موفقیت رسوندن تیم فوتبال مدرسه چه مسیری رو طی می کنند.
از جملات کلیشه ای "ما همه فوتبال رو میشناسیم!" ، "چطوره یادی از سوباسا
کنیم؟" ، "یاد توپ های پلاستیکی بخیر" و ... اینجور صحبت ها میگذرم،
چون می دونم ناگفته این جملات در ذهن شما جا خوش کرده و به دلیل
نوستالژی و شناخت زیادی که ما در کشور خودمون از فوتبال داریم
ناخودآگاه یک عطش پنهان در وجودمون برای دیدن Days خواهیم داشت. خیلی
از ماها به مرور زمان از دنیای فوتبال و دیدن لحظات هیجان انگیز فوتبال
تو تلویزیون هامون دور شدیم ولی بذارید فرصتی دوباره به نوستالژی
بدیم؛ به خاطر بیاریم که یک زمانی سعی می کردیم با یک توپ ساده انواع
تکنیک های فوتبالی رو انجام بدیم، رفیقمونُ دریبل بزنیم، روپایی بریم و
با اینکه هیچ تماشاگری دور و برمون نبود ولی از نوع قوسی که به توپمون
داده بودیم به وجد بیایم ... یک سری لحظات ریز ولی شیرین در دوران
کودکی ما و لحظاتی که هنوز با یادآوریشون لبخند میزنیم. احساس کردن اون
لحظه، حتی به اندازه قطره ای ناچیز می تونه واسه ما خوشایند باشه و من
که ازش استقبال می کنم.
اما چیزی که بیشتر دوست دارم درباره اون صحبت کنم بحث "واقع گرایانه بودن
یا نبودن انیمه" ست؛ اینکه ما قراره با چجور فوتبالی روبرو بشیم خیلی
مهمه. شما چجور فوتبالی رو می پسندید؟! حقیقتش من هنوز تصمیم خودم رو
نگرفتم ... ظاهر Days و تریلری که ازش منتشر شده بیشتر به سمت "واقع
گرایانه بودن انیمه" میل داره و به نظر نمیرسه با یک انیمه تخیلی (حداقل
از نوع ابرتخیلی) روبرو باشیم ولی شاید در ادامه راه انیمه صحنه هایی
دیدیم که با خودمون گفتیم "این دیگه از اون صحنه ها بود!" و به قدم
گذاشتن انیمه به فضای تخیلی اقرار کنیم. از اینها گذشته .. اگه بخوایم
بصورت کلی حرف بزنیم، من از یک طرف دلم می خواد یک انیمه سوپر تخیلی
فوتبالی ببینم؛ جایی که انواع و اقسام شوت های باورنکردنی توسط
کارکترهای انیمه زده میشه .. یه شوت به شکل عقاب به سمت دروازه میره،
یه شوت با موج و قوس های وحشتناک دروازه رو سر جای خودش میخکوب می کنه و
... این حس و حال در دوران کودکی خیلی به دلم خوش می اومد ولی الان؟!
همم .. تجربیات اخیرم با کارهای ورزشی تخیلی آنچنان اون احساس فوق
العاده رو بهم برنگردونده و ترس من از اینه که روبرو شدن با یک انیمه
فوتبالی تخیلی هم دوباره همون احساس نه چندان خوب رو برام تداعی کنه. از
طرف دیگه، اگه بخوام به چهره انیمه های ورزشی واقع گرایانه چند سال
اخیری که دیدم نگاه کنم، می بینم واقعاً رنگ و روی خوشی از اونا در
ذهنم باقی مونده و شاید این همون نقطه تعیین کننده برای من باشه.
حالا از این بحث که بگذریم، یک سوال به ذهن من میرسه : شما هم مثل من هر
فصل بعد از تایید شدن انیمه ای ورزشی لحظه ای رو داشتید که با خودتون
بگید "ما چرا یک انیمه فوتبالی جدید نمی بینیم؟" این سوال همیشه در ذهن
من جا خوش کرده بود و در تعجب بودم که فوتبال با این درجه محبوبیت چرا
کمتر انیمه ای داره. قطعاً بها دادن به ورزش های کمتر شناخته شده هم
ارزش های خودش رو داره؛ فرضاً پاییز قراره یک انیمه راگبی به نام All
Out داشته باشیم و اون هیجان به جایی برای خودش داره ... آشنا شدن با
راگبی، خصوصاً برای ما ایرانی ها و کسایی که حتی با وجود ورزشی بودن
شناخت کمتری نسبت به ورزش های دیگه ازش داریم می تونه هیجان انگیز باشه
ولی وقتی صحبت از ورزش میشه و وسعت محبوبیت یک ورزش مورد سنج قرار می
گیره فوتبال در صدر لیست قرار می گیره.
اما حالا اون علامت سوال کنار گذاشته شده و ما یک انیمه فوتبالی داریم!
محبوبیت رو داریم، هیجان رو داریم، باید گفت "پیش به سوی تابستون و یک
انیمه فوتبالی!" .. چه خوبه که قراره هفتگی یک دنیای فوتبالی داغ و
دلچسبُ دنبال کنیم! خصوصاً تو روزهایی که لیگ های فوتبالی دنیا به پایان
رسیدند، جام باشگاه های اروپا به خونه برده شده، جام جهانی ای در کار
نیست و قراره مدتی بی فوتبال باشیم. Days می تونه واسه فوتبالی های
سرسخت یه زنگ تفریح عالی و پر از هیجان باشه. من به عنوان کسی که کمتر
فوتبال می بینم احساس خیلی خوبی نسبت به این انیمه دارم و وقتی خودمُ
به جای یک طرفدار دوآتیشه فوتبال میذارم، می بینم واقعاً هیجان زده شدن
سر این انیمه کار ساده ایه .. کافیه انیمه رو پلی کنید و خیره بشید
... هیجان به سراغتون میاد. و البته قرار نیست تو همون یکی دو اپیزود
اول غرق در لذت بشید و از گوشه گوشهی انیمه و چیزهایی که دارید می
بینید تعریف کنید. این خصوصیت رو اهالی ورزشی بین به خوبی درک می کنند؛
اینکه یک انیمه ورزشی آروم شروع میشه، پایه ها رو می سنجه، کارکترها
رو معرفی می کنه، جنبه های تکنیکی مثبت و منفی اونا رو به ما میشناسونه،
از مسابقاتی که در پیشه حرف میزنه و بعد ... وقتی وارد زمین فوتبال
Days میشیم و مسابقه رو شروع می کنیم، اون لحظه ست که ما هم بهمراه
تماشاچی های دور زمین برای موفقیت بازیکن های تیم اصلی انیمه هورا می
کشیم و "ایول، ایول" سر میدیم. پس ما در نهایت به نقطه خوب می رسیم ..
کافیه شما مقداری صبور باشید و تو لحظات غیر مسابقه ای انیمه چیزهای
سرگرم کننده دیگه ای رو پیدا کنید. که اون هم برای یک انیمه فوتبالی
آنچنان سخت نخواهد بود ... همینکه کارکتر اصلی رو درحال تمرین شوت زنیِ
خودش ببینیم، دروازه بان تیمُ در حال تمرین توپ گیری ببینیم، با مربی
تیم آشنا بشیم، به زمین حریف بریم و ببینیم اونا چجور تمریناتی رو
انجام میدن و چجور تعاملی با تیم اصلی انیمه دارند و ... اینقدر نکته
های ریز در صحنه های غیر مسابقه ای فوتبال وجود داره که میشه به راحتی
به این انیمه دل بست.
یه کوچولو در مورد مانگای اثر : این مانگای ورزشی توسط مانگاکایی
به نام Tsuyoshi Yasuda خلق شده و از سال 2013 در حال انتشاره که تا
بحال 14 جلد از اون منتشر شده . همچنین لازم به اشاره هست که این مانگا
تو 39 امین دوره اهدای جوایز مانگای Kodansha ، در بخش بهترین مانگای
شونن کاندید بوده که نشان از خوب بودن بخش شونن اثر میده. چیزی که
خیلی ها به دنبالش هستند یک شونن عالی و دلچسبه که ظاهراً این مانگا در
حدی خوب بوده که تونسته به کاندید شدن در این زمینه دست پیدا کنه. پس
بذارید اینُ به فال نیک بگیریم.
اما برسیم به عوامل ...
اولین مورد قابل اشاره استودیوئه که همین نام استودیو به تنهایی حس دلگرم
کننده ای به آدم میده؛ MAPPA استودیوی بسیار خوبیه و واقعاً خوب بلده چه
در عالم وارد کردن طعم کارهای کلاسیک باساخت کاری مثل Ushio to Tora و
چه در ساخت کارهای مدرنی مثل Zankyou no Terror موفق عمل کنه.
خوشبختانه استودیو یه کار شاهکار ورزشی به نام Hajime no Ippo: The
Fighting! - Rising رو در کارنامه خودش داره که زبانزد خاص و عامه و
همین باعث میشه بیش از پیش بتونیم نسبت به نتیجه کاری و اهمیتی که این
استودیو به Days میده واقف بشیم. کارگردان کار، آقای Uda Kounosuke ست
که 50 سالشه و نکته جالب در مورد کارنامه ش اینه که قبلاً هم یک انیمه
فوتبالی نسبتاً مطرح رو کارگردانی کرده. انیمه ای به نام Ginga e
Kickoff که در قالب 39 اپیزود و در سال 2012 پخش شده و فکر می کنم
افرادی که انیمه های ورزشی رو دنبال می کنند حداقل با اسم این سری آشنا
باشند. با این وجود به نظر میرسه در دست داشتن Days یک برهه سنگین تر
برای این کارگردان باشه و بذارید امیدوار باشیم که بتونه نکات مثبتی که
در انیمه فوتبالی قبلی خودش داشته رو به این انیمه هم تزریق کنه و
البته نکات منفی اثر قبلی رو از بین ببره. از جمله کارهای کارگردانی
شده دیگه این کارگردان میشه به اثر شوجوی Lovely Complex و یا دو فیلم
از One Piece اشاره کرد که به نظر آثار درخور توجه ای برای لیست شدن در
کارنامه این کارگردان میان. آهنگسازی انیمه به عهده آقای Ike
Yoshihiro هست که قبلاً موسیقی متن انیمه هایی مثل Tiger & Bunny ،
Shingeki no Bahamut: Genesis ، Kuroko no Basket 2nd Season ، Cobra
The Animation و ... رو ساخته. به نظر میرسه اونقدر در جو کارهای
نیازمند هیجان بوده که بتونه قالب کلی ریتم انیمه های ورزشی رو به شکل
مناسبی بوجود بیاره و می تونیم بهش نگاه مثبتی داشته باشیم.
نکته جالب در مورد لیست گویندگان انیمه، حضور یک نوجوان در نقش "سوکوشی"
هست؛ Yoshinaga Takuto که قراره گویندگی یکی از دو نقش اول انیمه رو به
عهده داشته باشه متولد 1999 هست و سن کمی داره .. که این خودش دیدن
داره و باید ببینیم چقدر می تونه در کار خودش موفق عمل کنه. صداپیشه
بعدی و عهده دار ایفا کردن کارکتر "جین" Matsuoka Yoshitsugu ی پرتجربه
خواهد بود. همون "یوکیهیرا سوما" از Shokugeki no Souma و "سورا" از
No Game No Life و ... گمونم با اشاره به همین دو نقش تونستید صداشُ به
خاطر بیارید و خب، فرد بسیار مناسبی برای حضور در کنار یک نوجوان کم
تجربه در عالم گویندگیه؛ باید دید حضور اون در کنار گوینده اول داستان
چه تاثیری روی کلیت اثر خواهد داشت ... امیدوارم مثبت باشه. در کنار
این دو اسم، اسامی نام آشنای دیگه ای هم به چشم می خوره ... افرادی که
قبلاً در انیمه های ورزشی حضور داشتند، فرضاً Ono Daisuke و یا Miyano
Mamoru و یا Namikawa Daisuke که هر سه هم در انیمه های ورزشی حضور
داشتند و هم گویندگان مطرح و محبوبی هستند. به این ترتیب میشه گفت که
تیم گویندگی در سطح خیلی خوبیه و میشه از الان آماده شنیدن صداهایی خوب
در لحظات باحال فوتبالیمون بود. امیدوارم انتظاراتی که از این عوامل و
از این فضای ورزشی خوب داریم برآورده بشه و به یک انیمه ایده آل و
سرگرم کننده برسیم.