M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep05

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep05

هر هفته همراه شدن با نیکه و پادشاه، یکی از لحظات مورد علاقه بهار من ـه. واقعا از دیدن اپیزودهای این انیمه لذت میبرم و فکر میکنم که هر هفته داره بهتر و بهتر میشه. لحظات احساسی خیلی خوبی رو تو اپیزود 5 ام با هم دیدیم. از بروز احساسات معصومانه پادشاه به نیکه به اون شکل جالب گرفته تا لحظاتی که بارون دوباره توسط نیکه شروع به باریدن کرد و زیر اون بارون شروع به بخشش کسایی کردن که به قصد جون اونا توطئه چینی کرده بودن .. همه لحظات خوبی برای انیمه بودن. پایان بندی اپیزود قبل و ورود نیکه به اون دروازه خیلی منو نسبت به این اپیزود کنجکاو کرده بود و حالا بعد از دیدن این اپیزود، فکر میکردم دوباره این توطئه چینی‌ها ادامه پیدا میکنه ولی خوشحالم که پرونده این موضوعات بسته شد و حالا میتونیم دوباره به سمت جلو حرکت کنیم. کش دادن چنین افکار پشت پرده‌ی بدجنسانه ای در برابر پادشاه و نیکه، در نهایت چیزی بهمراه نداره و فقط پتانسیل عالی انیمه به هدر میره. البته بهتره به این هم اشاره کنم که بودن یکی دو اپیزودی این ماجرا آنچنان بد نبود و میشه به اون امتیاز مثبتی داد. امتیازی که به دلیل به وجود اومدن صحنه‌های عاطفی بین بین پادشاه و نیکه بهش تعلق میگیره و مستحق اون امتیاز هم هست.

تا اینجا داستان حس ماجراجویانه خوبی رو هم درون خودش داشته و خصوصا این دو اپیزود اخیر جریانات حلقه و صحنه‌های درگیری نیکه با اون مردها هر کدوم در نوع خودش جالب بود و میتونیم در ادامه باز هم به سراغ ماجراجویی‌های بیشتری حرکت کنیم. نکته پررنگی که در مورد این اپیزود نحوه پایان بندی ـش وجود داشت، اون شکل کامل کردن حلقه نیمه با رنگین کمان بود که زیبایی خاصی داشت و بیننده رو حتما برای دیدن اپیزودهای بعد مشتاق میکنه. پیش‌نمایش هم بامزه بود .. دختر جدیدی قراره به داستان اضافه بشه که نیکه از الان آماده جنگیدن با اونه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- احساساتی شدن پادشاه عالی بود :



- بوسه روی پیشونی :



- واقعا هر لباسی به نیکه میاد :



- و حلقه کامل شده توسط رنگین کمان :

Isshuukan Friends - Episode 05

Isshuukan Friends - Episode 05




یاماگیشی عجب کارکتر جالبی بود. شاید عبارتی که میخوام استفاده کنم، کمی عجیب به نظر میاد ولی .. به من حس اسلوموشن رو منتقل میکرد .. حرکاتش، حرف زدنش و ... کاملا یه کارکتر کند و خنده دار بود. توصیف عجیبی ـه ولی خُب، به نظر من بهش میخوره و هر لحظه از این اپیزود یه جورایی بخاطر آروم حرف زدن یاماگیشی حس بامزه ای به سراغ بیننده می اومد و تو این بین مسلما نقش دوبلور کارکترش (Rumi Ookubo) خیلی پررنگ ـه و به نظر من خوب کار کرده بود. (چقدر صداش با کارکتری که تو Yuru Yuri دوبلوری کرده بود، Chinatsu ، فرق داشت.) حتی نیمه دوم تونستیم روی احساسی کارکترش رو ببینیم که به بهتر شدن ذهنیت بیننده در مورد کارکترش کمک زیادی میکنه. اینکه از بچگی اون چیزایی شنیدیم و با هم قرار زیبای فوجیمیا و یاماگیشی رو دیدیم. اما هنوز بهترین قسمت اپیزود باقی مونده بود .. جایی که دوباره دوشنبه از راه رسید و دوباره فراموشی به سراغ فوجیمیا اومد. اینبار یاماگیشی با سماجتی که داشت و با کنجکاوی بامزه ش به سراغ فوجییما اومد و اونو به یاد خاطرات روز قبل انداخت و اینکه چقدر بابت این اون لحظاتی که با هم سپروندن، لذت بردن. صحنه‌های دیدنی ای بود و بعد از اون اتفاقی افتاد که فکر نمیکردم تا قسمت‌های نهایی اونو ببینم .. فوجیمیا در برابر دانش آموزای کلاس لبخند زد و بعد یهو اخم کرد .. یاماگیشی دوباره بهش نزدیک شد و اونو وادار به خندیدن کرد. این لحظه‌های کوچولو و شکلی که صحنه به جلو حرکت کرد، از نظر من عالی بود و بهتر از این نمیشد.

به واسطه یاماگیشی، فوجیمیا داره به سراغ دوستای جدید میره. حالا دخترای کلاس با روی بازتری به سراغ حرف زدن با اون میان و باید ببینیم قدم بعدی انیمه به چه سمتی خواهد بود و آیا واقعا مشکل کلاسی فوجیمیا برطرف شده یا هنوز هم مسیری رو پیش رو داره. میشه با خیال راحت اینو عنوان کرد که تو این اپیزود، فوجیمیا پیشرفت قابل توجه ای داشت و از لحاظ رابطه ای قدم بزرگی به سمت جلو برداشت. داشتن یک کارکتر دختر دیگه در انیمه میتونه باعث بهتر شدن روند داستانی بشه و حالا هاسه ممکنه کمی به حاشیه برده بشه. باید ببینیم تو اپیزودهای بعد تمرکز انیمه چقدر بین این کارکترها تقسیم میشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌های قرار :



- صحنه‌های آخر اپیزود و فضای کلاس :



- اصرار یاماگیشی به فوجیمیا صحنه عالی ای بود :



- و یه شات زیبا از فوجیمیا تو همین صحنه :

Baby Steps - Episode 05

Baby Steps - Episode 05

برخلاف انیمه ورزشی دیگه این فصل یعنی Haikyuu که برای ورود به مسابقه حسابی جو هیجان انگیزی وارد فضا میشه، به نظر میرسه Baby Steps همچنان به واقع‌گرایانه بودن فضای خودش تاکید داره و جریان رو به سادگی و البته به خوبی جلو میبره. اینجا مسئله مورد بحث من، مقایسه این دو انیمه نبود و صرفا خواستم اشاره ای به تفاوتی که با هم دارن کرده باشم. بحث هیجان در این انیمه با رو شدن تاکتیک‌ها و تفکرات مربی و ایچیرو به بیننده منتفل میشه و اینکه چطور ایچیرو با دقت بالایی که داره حرکات دست اوبایاشی رو میخونه و اون حرکات رو جواب میده. روندی که در طول یک مسابقه یک ست ـه طی میکنه تا به موفقیت چشم گیری دست پیدا میکنه. همه چیز حس واقعی خوبی داره و به نظر من نکته اساسی و مهمی هست. دیدن تماشاگرای این بازی یک ست ـه هم در نوع خودش جالبه. هر کدوم یک اظهاریه خاصی دارن و مثلا مربی و کاگیاما و ناتسو به شکل جالبی علاقه خودشون به اتفاقا درون زمین ابراز میکنن و حتی میشه گفت حضور تاکوما به اون شکل و دراز کشیده هم جو خاصی به بازی درون زمین میده. مشخصه که به بازی درون زمین اهمیت میده و کم کم داره علائقی نسبت به ایچیرو درون خودش نمایش میده.

اما روی هم رفته اپیزود تونست استرسی که یک بازیکن تنیس در طول شروع بازی متحمل میشه رو نشون بده، اونم یه بازی مبتدی که قراره اولین بازی رسمی خودشو شروع کنه. اوبایاشی برخلاف چیزی که فکر میکردم، اصلا مغرور نبود و حتی اولین کسی بود که به سمت ماروئو دست دراز کرد و باهاش دست داد. بعد از اون تفکرات اوبایاشی درون زمین هم برای ضعیف کردن ماروئو موثر واقع شد و تونست تا جایی که میتونه حریفش رو تضعیف کنه. ماروئو کم کم داره متوجه نقطه ضعف بازیش میشه. همونطور که مربی گفت، وقتی بازیکن جدیدی وارد زمین میشه، توپای سریع رو سریع راکت میزنه و توپای آروم رو آروم و هنوز نمیدونه چطور باید توپای آروم رو سریع راکت بزنه. بی تجربگی ماروئو کمی دردسر ساز شده ولی در انتهای اپیزود به نظر رسید که کمی روال کار دستش اومده ... هر چند فقط یک گیم دیگه برای باختن باید پس بده و اوبایایشی در آستانه بردن ـه. باید ببینیم چطور ادامه پیدا میکنه و آیا ماروئو میتونه بازی رو برگردونه و برنده باشه یا نه.

حدس من اینه که از عهده بردن بازی برنمیاد ولی یکی دو گیم رو برمیگردونه که پیشرفت قابل توجهی برای ماروئو به حساب میاد و بهرحال خودشو در چشم بقیه ثابت میکنه. بعد از اون باید ببینیم چقدر به بقیه تورنمنت پرداخته میشه و آیا قراره بیشتر از این مسابقه ببینیم یا حذف شدن ماروئو پایان صحنه های تورنمنت رو رقم میزنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌های گیج بودن ماروئو هر کدوم به شکلی بامزه بودن :



+



- حتی خودشم از گرفتن پوینت اول تعجب کرد :



- صحنه‌های تاکتیکی انیمه جالب به تصویر کشیده میشن :

Haikyuu - Episode 05

Haikyuu - Episode 05

خُب، مسابقه 3 به 3 به همین راحتی تموم شد و به سمت جلو حرکت کردیم. چندتا کارکتر فرعی جدید به داستان اضافه شد و یکی از اونا مشاور باشگاه بود که خبر از مسابقه دوستانه ای داد که در راهه و برای تیم تدارک دیده بود .. البته اینجور که بوش میاد، قرار نیست اونقدرها هم دوستانه باشه؛ بهرحال هم تیمی های سابق کاگیاما تو اون تیم مستقر شدن و حالا تنها شرطشون برای بازی با کاروسونو، بازی کردن کاگیاما در نقش پاسور تیم بود. واقعا چه نقشه ای در سر دارن؟! میخوان تیم قوی خودشون رو به رخ بکشن و کاگیاما رو دوباره مثل اتفاقی که براش تو راهنمایی افتاده بود، عصبی کنن؟ بهرحال یه مبارزه جذاب رو پیش رو داریم و از الان باید منتظر از راه رسیدنش باشیم. فاصله زیاد طولانی نیست و اپیزود بعد، سریعا به سراغ اون مسابقه میریم. اما دیدن اتفاقات مابین این جریان دیدنی بود. مهمترین مسئله روی میز، استرس هیناتا بود که داره همینطور شدت میگیره و با اون اتفاقاتی که تو اتوبوس افتاد، همه رو نگران کرد. حالا دایچی و بقیه به جای اینکه نگران بازی باشن، نگران هیناتا و شکلی که میخواد وارد بازی بشه، هستن.

صحنه‌های کمدی اپیزود مثل همیشه خوب بود. از درگیری‌های سوکیشیما و سرد رفتار کردنش گرفته تا حرکات هیناتا و رفتار بامزه ش. تاناکا هم که نیازی به اشاره نداره. چیز جالبی که باز هم مسیرش پیش کشیده شد، مسیر تغییر رفتاری کاگیاما بود که باز هم در مقابل بقیه هم تیمی ها خودی ای نشون داد و جلوی سوگاوارا ازش برای ورود به عنوان پاسور درون بازی با سیجو اجازه خواست. البته سنپای زیادی متواضع هست و از طرف دیگه میخواد قدرت هیناتا و توبیو رو درون یه بازی ببینه .. پس اجازه رو به راحتی صادر کرد. یه سری نکته های جزیی دیگه هم بود که توجه منو به خودش جلب کرد. مثل دیدن خواهر کوچولوی هیناتا که حسابی کاوایی بود و امیدوارم تو آینده بازم ببینیمش .. یا مثلا صحنه دادن لباس به اعضای جدید و لذتی که اونا از پوشیدن لباس بردن. بهرحال صحنه‌های خوب جزیی هم زیاد داشتیم و روی هم رفته یه اپیزود با پیشرفت بسیار خوب و جذاب به سمت جلو حرکت کرد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- میمیک دسته جمعی ـشون تو این صحنه حرف نداشت :



- اصرار هیناتا به سوکیشیما برای دست دادن :



- باز کردن در جعبه لباس‌ها :



- اتفاقا آخر اپیزود درون اتوبوس :

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 05

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 05

اگه بخوام در یک جمله ذهنیت فعلی خودمو در مورد این انیمه بیان کنم اون جمله من اینه : "هر هفته بهتر از هفته قبل!" واقعا فضای انیمه رو دوست داشتم و تا اینجا کار به اندازه کافی تو هر دو مورد رمنس و کمدی بین کارکترهای انیمه چرخیدیم و باهاشون همراه شدیم. رابطه اوسا و کاوایی هر اپیزود دیدنی تر میشه و درسته که اونقدرا سرعتی در رابطه تشکیل دادن و به جلو حرکت کردن ندارن ولی باز هم شیرینی ارتباط ـشون رو میشه حس کرد. جالبه که چند جا با نظرات انیمه‌بین‌ها در مورد ظاهر تصویری و جلوه‌های اون روبرو شدم که اونو منفی میدونستن و حتی بعضی دلیل دراپ کردن این انیمه رو این مورد میدونستن .. در صورتی که به نظر من اون جلوه‌های تصویری جز نکات مثبت انیمه ست و فرضا نوری که گاهی درون صحنه‌ها به صورت خطی ظاهر میشه، برای من افکت رمنس جالب انگیزی بوده. نکته ای که در یکی از نقدها دیدم و دوست دارم بهش اشاره کنم اینه که، میشه گفت گاهی کاوایی فقط محض شکل گرفتن شوخی‌ها درون صحنه‌های مختلف قرار میگیره ولی به نظر من حتی همین حضور اون برای تکامل یک شوخی، بهش تصویر میده و باعث میشه میمیک‌های جالب و رفتار بامزه ـش رو با هم ببینیم که نکته خوبیه.

رفتن به سمت تغییر کارکتری کاوایی، دیر یا زود باید اتفاق بیافته و نرم شدن‌ها و انعطاف رفتاری اون، چیزی ـه که دور از انتظار نیست. این اتفاق تو اپیزود 5 ام با ارتباط بیشتر پیدا کردن اون با اوسا شکل گرفت .. اتفاقی که با موضوع ساده کتاب خوندن شکل گرفت .. کتاب خوندن، سرگرمی کاوایی ـه و اینجا اوسا ناخودآگاه خودش رو در حالی که از این سرگرمی لذت میبرد، یافت و حالا به صحنه خوبی رسیده بودیم و میشد ارتباط خوبی رو بین این دو کارکتر دید. مسلما تم کمدی انیمه تا اینجای کار بیشتر از رمنس بوده و خصوصا با وجود کارکترهایی مثل مایومی و سایاکا، بیشتر صحنه‌ها به سبکی کمدی پیش میره ولی وقتی که صحنه ای مثل صحبت راجع به کتاب آخر اپیزود 5 رو با هم میبینیم، حس میکنیم رضایت کافی به وجود اومده و حتی دیدن توطئه چیدن مایومی و سایاکا برای خراب کردن صحنه بین اون دو کارکتر، ما رو اذیت نمیکنه. در نهایت، انتظار دارم باز هم در آینده جنبه رمنس داستان پیشرفت قابل توجه ای داشته باشه و ثابت باقی نمونیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خجالت کاوایی از بوسیدن دست اوسا .. کلا میمیک‌هاش عالی ـه :



- اینجوری باید به سراغ آب پاشی رفت؛ آماده برای حمله :



- دیدن زدن کاوایی به اون شکل بامزه بود :



- خوشحالی کاوایی از مکالمه ای که با اوسا داشت :

Nisekoi - Episode 17

Nisekoi - Episode 17

یه اپیزود خیلی باحال و دیدنی. وقت سناریوی فستیوال و یوکاتا پوشیدن رسیده بود .. اول از اینکه چیتوگه یوکاتا نپوشیده بود، ناراحت شدم و با خودم گفتم .. واقعا حیف شد! خوشبختانه ناامیدی من زیاد طول نکشید و تو نیمه دوم تونستیم حسابی از دیدن چیتوگه با یوکاتا لذت ببریم. به نظر من بین چند دختر داستان، یوکاتا خیلی به چیتوگه می اومد و حسابی کاوایی شده بود. داستان اپیزود و رفتن به سراغ اون کیسه شانسی جریانات باحالی رو به وجود آورد. از دست در دست شدن چیتوگه و ایچیجو گرفته تا تنها شدن ایچیجو با اونودرا و البته اون گربه که یه صحنه تعقیب خنده دار رو در مقابل ماری به وجود آورد. یکی از جالب ترین صحنه‌های اپیزود، صحنه‌ای بود که ماری به خیال اینکه ایچیجو داره واسه بوسیــدن بهش نزدیک میشه، خجالتی شده بود .. خیلی صحنه بامزه ای شده بود. اینجور موقعیت‌های هارم وار تو این انیمه به شکل خیلی خوبی به تصویر کشیده میشن و به نظر من جز نقاط قوت انیمه ست .. درسته، میدونیم که اون بوسه نمیخواد شکل بگیره ولی سبک پیشروی صحنه خیلی خوب بیننده رو به دنبال خودش میکشونه.

تو ادامه تنها شدن ایچیجو با چیتوگه بازم جریانات رو به سمت سوتفاهم پیش برد که البته اون سوتفاهم چیتوگه زیاد طول نکشید ولی .. هر چقدر که طول کشید، دیدن قاطی کردن ـش، خجالتی شدن ـش و شنیدن تفکراتش در مورد اینکه ایچیجو چه حسی نسبت به اون داشته، دیدنی و شنیدنی بود. البته زیبایی صحنه بخاطر یوکاتا پوشیدن چیتوگه چند برابر شده بود و انواع و اقسام میمیک‌های خجالتی شدن اونو با هم دیدیم که یکی از یکی بهتر بود. روی هم رفته، با خیال راحت میشه گفت و اعلام کرد که این اپیزود یه اپیزود دلچسب واسه طرفدارای زوج ایچیجو و کریساکی بود و به نظر من که یه امتیاز مثبت درست و حسابی باید به این اپیزود بدیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- شیطونی ماری تو صحنه‌های تعقیب بامزه بود :



- اونودرا هم لحظه خاص خودشو داشت :



- سوتفاهم فکر ماری در مورد حرکت ایچیجو :



- و البته .. کریساکی یوکاتا پوشیده .. :



+ گذاشتن یه شات از این صحنه کافی نیست :














- ED Card اپیزود :

Mushishi Zoku Shou - Episode 05

Mushishi Zoku Shou - Episode 05

گینکو تو سفر خودش اینبار به دختری به اسم ماسومی برخورد میکنه که توسط یک ظاهر آب ـی شکلی دنبال میشه و بعد با ملاقات خانواده اون دختر، به اونا در مورد موشی‌هایی به نام میزوکاگامی توضیحاتی میده. اینکه تو دریاچه های راکد زندگی میکنن. به مرور زمان جسمی که میزوکاگامی‌ها از دیگران به خودشون میگیرن، قوی تر میشه و روی کسی که اون جسم ازش گرفته شده، تاثیر میذار و باعث ضعف اون فرد میشه. داستان ساده و جذابی بود و اینبار برکه آبی و ظاهر آب ـی شکل رو جلوی روی خودمون داشتیم که به قول گینکو، ساده ترین راه خلاص شدن از شر اون میزوکاگامی ها این بود که، فُرمشون رو توسط یک آیینه به خود اونا نشون بدن و نکته جالب این بود که ماسومی خودش یه آیینه داشت و داستانی هم پشت اون آیینه وجود داشت که با هم در موردش دیدیم و شنیدیم. در نهایت بعد از اتفاقاتی که تو اپیزود دیدیم، به صحنه روبرویی عالی از ماسومی با اون موشی دیدیم .. جایی که آیینه از دست ماسومی افتاد و میزوکاگامی هر لحظه بهش نزدیک تر میشد، این صحنه‌ها حس ترس خوبی رو داشتن و میشد تاریک بودن حس یک موشی رو به خوبی درک کرد ... بعد از اون، میزوکاگامی یهو فُرم خودشو از دست داد. اول فکر کردم که دیالوگ ماسومی ممکنه باعث این خراب شدن فُرم شده باشه که کمی دور از انتظار به نظر میرسید ولی بعد، با توضیحاتی که از گینکو شنیدم، متوجه شدم که میزوکاگامی فُرم خودشو درون چشم های ماسومی دید و به اون حالت از هم پاشید .. چشم های ماسومی به شکل آیینه ای کار کردن و اونو از خطر نجات دادن.

نکته بامزه اپیزود، دیدن صحنه طنز اواخر اون و روبرو شدن با حالت خوشحال و پر از خنده ماسومی بود. ماسومی ای که حالا از دست موشی راحت شده بود و حتی به گینکو هم نظر داشت. روی هم رفته اپیزود، داستان خیلی خوبی داشت و انیمه همچنان پر از احساس و مرموز بودن باقی مونده که نکته خیلی خوبی ـه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- میزوکاگامی به دنبال ماسومی :



- صحنه روبرویی آخرشون عالی بود :



- چهره ترسیده ماسومی :



- خداحافظی آخرشون با گینکو :

Diamond no Ace - Episode 30

Diamond no Ace - Episode 30

مسابقه بیسبال بین سیدو و آکیکاوا به نفع سیدو تموم شد. اپیزود آخر بازی خیلی خوب بود و به شکل جالبی هم کمدی داشت و هم هیجان بازی رو منتقل کرد و البته هم تو آخر اپیزود تونستیم صحنه های دراماتیک جالبی رو دنبال کنیم. معجزه آکیکاوا، شونشین کم کم اُبهت خودش رو از دست داد و مغلوب کار تیمی و عالی سیدو شد. تو این اپیزود همه خوش درخشیدن، ساوامورا، کوروموچی با اون حرکات سریع ـش و حتی هارویچی هم کارهای جالبی رو از خودش به تصویر کشید. تاکتیک فرستادن تانبا به بول پن هم تاثیر خاص خودشو داشت. به بیس رسیدن های تیم سیدو کاملا تیم حریف رو تحت فشار قرار داد. بانت هایی که زده میشد و به دونده ها فرصت پیشروی به بیس های بعدی رو میداد و در نهایت اون حرکت بانت عالی هارویچی و 2 امتیاز گرفتن سیدو در یک حرکت. نکته ای که باید در مورد بانت بدونید اینه که توپ بوسیله بانت به زمین جلوی پیچر می افته و خیلی سریع میتونن توپو به گردش در بیارن ولی اینجا و نحوه بانت خوردن توپ شونشین به شکلی بود که مدت زمان زیادی تلف شد و از اون طرف هم کوروموچی سرعت فوق العاده ای داشت و تونست خودشو به هوم برسونه.

در نهایت، نتیجه 7 به 2 شد که واقعا اختلاف بین دو تیم زیاد شد. انتظار دیدن چنین اختلاف امتیازی رو نداشتم ولی خُب، وقتی بهش فکر میکنم میبینم تیم آکیکاوا فقط یه ستاره تاپ داشت و اونم شونشین بود که نمیتونست بار کُل تیم رو به دوش بکشه. شاید سیدو در آینده با تیم های پر ستاره رو برو بشه .. تیم هایی که تو هر پست یه بازیکن عالی دارن و براشون دردسر ساز میشن. حالا به مرحله یک چهارم رسیدن و قراره تو نیمه نهایی به ایچیدای سوم برخورد کنن. تیمی که یک چهارم نهایی پیش روی اوناست، تو اپیزود بعد معرفی میشه. کنجکاوم بدونم جریان این "اسب سیاه" که تو عنوان هست چیه. آیا به دوندگی بازیکن حریف مربوط میشه یا دلیل دیگه ای داره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- یکی از اشتباهات بد تیم آکیکاوا :



- صحنه جالب بانت زدن هارویچی :



- رسیدن کوروموچی به هوم :



- اشک باخت تیم آکیکاوا :