M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Keijo

!!!!!!!!Keijo





داستان : کیجو نام یک ورزش در دنیای این انیمه ست : یک سکو در میون آب بصورت شناور قرار داده شده، شرکت کننده ها روی سکوی مورد نظر قرار می گیرند و باید در طول مسابقه تلاش کنن که با استفاده از پایین تنه و بالاتنه خودشون فرد مقابلشون رو به درون آب بندازن و اینجوری برنده میدان باشن. اما انجام این ورزش به این سادگیا نیست .. موندن روی سکو و تحمل بار ضربات حریف تنها به قدرت و زور بستگی نداره! بلکه به انعطاف پذیری بالایی نیاز داره و میشه گفت اگر بازیکن ها مهارت ژیمناستیک وارانه ای داشته باشند می تونن به نتیجه بهتری دست پیدا می کنند و استراتژی چینی برای نحوه بیشتر ماندن روی سکو بخش مهمی از این ورزش به شمار میره!

نظر شخصی : روراست باشیم؟! زیاد فنی نمیشه بهش نگاه کرد .. زیاد نمیشه اونُ به چشم ورزش دید .. خیلی واضحه که این انیمه بهونه ای جدید برای ساخت یک دنیای ایچی در عالم انیمه های ژاپنیه. و خب، اگه بخوایم روراست تر از این باشیم باید بگیم که آره، انیمه مخاطب خودش رو بدست میاره؛ از االان تو جوامع انیمه ای حتی به سبک ترول هم که شده همه دم از چشم انتظاری برای دیدن این انیمه میزنن و می خوان برای خنده یا تمسخر انیمه هم که شده به سراغش برن ولی خب از طرفی اگه بخواید خودتونُ جای یک ایچی دوست بذارید می بینید که این انیمه یه انیمه خیلی خوب واسه تماشاست. بهونه خوبی برای ایجاد یک فضای ایچی داره و می تونه انواع و اقسام افکت های مختلف ایچی رو داشته باشه و در نهایت بین اوتاکوها یه کار تجاری موفق ظاهر بشه. اما موفق شدن اثر تو بازار و یا قبل از بازار و فروش بلوری ها، به شبکه های تلویزیونی هم برمی گرده؛ اینکه آیا سری با سانـسور پخش خواهد شد یا بدون سانـسور! تجربه ای که من از دیدن کارهای استودیوی ایچی ساز Xebec دارم اینه که معمولاً در زمان پخش هفتگی کارهاشون سانـسور شده پخش میشه و بعد باید منتظر بلوری ها موند. پس یعنی کمی از این لحاظ ضدحال خواهیم خورد و اگه مشتاقانه منتظر دیدن صحنه های ایچی این انیمه هستید باید بدونید که چنین جریانی احتمال رخ دادنش بالاست.

عوامل : از من بپرسید استودیوی Xebec رو با چه انیمه ای میشناسیم؟! چه اسمی می تونه کامل بهمون مفهوم کنه که با چه استودیویی روبرو هستیم. جواب بدم؟ جواب To Love-Ru هست! سری های To Love-Ru بین اهالی ایچی بین کاملاً شناخته شده و تا حدود زیادی محبوب هستند و خب این تنها اثر ایچی استودیو نیست. از جمله کارهای ایچی استودیو میشه به Triage X ، Maken-ki و Ladies versus Butlers هم اشاره کرد. همه انیمه هایی ایچیِ شناخته شده و مهر تاییدی بر اینکه Xebec یک استودیوی ایچی سازه! اما وقتی یک استودیوی ایچی ساز دارید، به یک کارگردان ایچی ساز هم نیاز دارید. (هه هه!) Takahashi Hideya ، کارگردان این انیمه شاید اون فرد ایده آل نباشه ولی نقش هایی در ساخت انیمه هایی ایچی مثل Kanokon و To Love-Ru: Trouble داشته که چیز بدی نیست و از لحاظ کار کامل کارگردانی فقط میشه به OVA چهار قسمتی Pocket Monsters: The Origin که هرچند کار موفقی بوده ولی بین خودمون آنچنان شناخته شده نیست. ای ایچی دوست ها، کمی ناامید شدید .. Fear not ... مردی به عنوان تنظیم کننده داستان در پشت صحنه صندلی خودش رو گذاشته و نشسته! کسی به نام Kato Takao که قبلاً کار تنظیم داستان انیمه هایی مثل Triage X و To Love-Ru: Trouble رو انجام داده و امیدها رو دو چندان می کنه. زوجی مشغول در صنعت ایچی با هم دست به یکی کردن تا سکوهای کیجو رو سکوهای جذابی برای شما ایچی دوستان کنند .. و باید دید تو این راه موفق میشن یا نه.

تیم گویندگی تیمی پر از گویندگان زنه که با توجه به ماهیت ورزش کیجو طبیعی به نظر میرسه. اینجا به همه جور کارکتری نیاز داریم. بذارید کوتاه به چندتا از این گوینده ها اشاره کنم؛ Hondo Kaede که از جمله کارهای سابقش میشه به Active Raid: Kidou Kyoushuushitsu Dai Hachi Gakari ، Gakusen Toshi Asterisk ، Handa-kun و ... رو نام برد. Lynn که از فعالیت هاش میشه به حضور در انیمه هایی مثل Mayoiga ، Kuromukuro ، High School Fleet و ... اشاره کرد. Mao که فصل های اخیر رو به پرکارتر شدن حرکت کرده و اخیراً در انیمه هایی مثل Kuromukuro ، Seisen Cerberus: Ryuukoku no Fatalite ، Saijaku Muhai no Bahamut و ... حضور داشته. روی هم رفته اگه نگاهی کلی به تیم گویندگی اثر بندازیم دوبلور فوق محبوبی رو به چشم نمی بینیم .. شاید بعدها به عنوان کارکتر مهمان کسی رو داشته باشیم ولی فعلاً و تو نگاه اولیه شخصی نیست که چشم من رو حسابی مجذوب خودش کنه.


« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»





Shakunetsu no Takkyuu Musume

Shakunetsu no Takkyuu Musume





داستان : "کویوری سوموزیکازه" و "آگاری کامیا" دو دانش آموز دوره راهنمایی هستن که به پینگ پنگ علاقه دارن و با اشتیاق زیاد این ورزشُ دنبال می کنن. وارد شدن این دو به دوره راهنمایی مساوی میشه با علاقه اونا برای شرکت کردن در مسابقات مختلف پینگ پنگ و حتی رسیدن به مسابقات کشوری و جهانی!

نظر شخصی : اگه چیزی رو بشه با نگاه اولیه به کاور انیمه حدس زد، اون اینه که با یک انیمه کاوایی و ناز طرف هستیم. و وقتی حرف از انیمه کاوایی و ناز میشه بهتره تولید و پخش انیمه رو به دست یک استودیوی اینکاره بسپریم. و خب ... Kinema Citrus همون استودیوی قابل اعتمادیه که میشه تو این مورد بهش دل بست و ازشون یه اثر دوست داشتنی رو طلب کرد. سابقه خوب استودیو در زمینه ساخت کارهای کاوایی میتونه خیال ما رو راحت کنه و دلگرمی اولیه خوبی رو به جمع احساسات پاییزی ما اضافه کنه. پینگ پنگ دخترانه یه ورزش خوب برای دنبال کردنه و فکر می کنم با بهره گرفتن از جنبه کاوایی کارکترها میشه هم جو برش زندگی خوبی رو بوجود آورد و هم جو مسابقه ای جذابی! اگه عوامل انیمه بتونن در به رخ کشیدن این دو جنبه موفق عمل کنن به راحتی می تونیم یک انیمه دلچسبُ در اختیار داشته باشیم.خوشبختانه تریلر کار هم به احساس مثبت من مهر محکمی زد و نشون داد که انیمه هم روی جنبه برش و هم روی جنبه ورزشی تمرکز خوبی داره و میشه یه عالمه صحنه بامزه از این اثر رو چشم انتظار بود.

ترجیح شخصی من اینه که جنبه برش کار بیشتر از جنبه ورزشی اون باشه ولی تصور می کنم این خواسته من بدون اصرار زیاد، خود به خود به حقیقت تبدیل میشه و با توجه به آشنایی ای که من با استودیوی سازنده دارم، می دونم که تمرکز لازم روی بخش برش زندگی اثر انجام می گیره. فقط باید منتظر موند و دید که پیش روی انیمه به چه حالتی هست؛ اینکه آیا مسابقات پینگ پنگ با حس و حالی لطیف به تصویر کشیده میشن یا اینکه رقابت در تک تک صحنه ها موج میزنه. در هر صورت ظرافت کاری خاصی برای ترکیب کردن لحظات مهم مسابقه ای با لحظات تاثیرگذار غیرورزشی نیاز داریم که امیدوارم این موضوع به خوبی هدایت بشه و سکاندار خوبی برای به راه درست کشوندن بخش داستانی کار داشته باشیم. نکته مهم اینه که فقط بخاطر خوردن برچسب "ورزشی" در کنار انیمه نباید انتظار داشتن یک داستان عالی رو داشته باشیم. ظاهر کار به خودیِ خود از حس و حال انیمه خبر میده و انیمه چیزی هست که می بینید .. یه کار شیرین، بامزه و لطیف!

عوامل : استودیوی سازنده Kinema Citrus هست که اخیراً کاری مثل Kumamiko: Girl Meets Bear رو تولید کرد و قبل تر از اون کار، کارهای خوشرنگی مثل Gochuumon wa Usagi Desuka ، Barakamon ، Black Bullet و ... رو از این استودیو شاهد بودیم. مشخصه که ید خوبی در ساخت کارهای برش زندگی دارند و میشه از لحاظ چیدن یک تیم ایده آل برای ساخت انیمه ای در ژانر برش زندگی به اونا امتیاز مثبتی رو داد. و همونطور که قبلاً به شما اطمینان خاطر دادم، توصیه می کنم که حضور این استودیو در کنار این انیمه پینگ پنگی رو به فال نیک بگیرید.;کارگردان کار از اون شخصیت هاییه که اگه بخوایم با ذره بین دنبال نقطه منفی بگردیم روی اسم کارگردان توقف می کنیم و به این فکر می کنیم که آیا این همون نقطه ضعف کاره؟! ایشون قبلاً کاری مثل Code: Breaker و نقش های فرعی دیگه ای هم در انیمه های مختلف داشت. جایی از کارنامه ایشون تاثیربرانگیز نیست .. خب .. نه! شاید یه جای کوچولو رو بشه بهش امتیاز داد و اونم حضور در پروژه کلاسیک و محبوب Cowboy Bebop هست. که بهرحال اونم از یک فضای کاوایی به دور بوده و باید دید این کارگردان در دنیای یک انیمه دخترانه چطور عمل می کنه! بخش تنظیم داستان جاییه که میشه کمی ضعف کارگردانی رو رفع شده دید؛ آقای Kurata Hideyuki تنظیم کننده داستانه که قبلاً همین پست رو در انیمه های Ryuugajou Nanana no Maizoukin ، Ore no Imouto ga Konna ni Kawaii Wake ga Nai ، Kami nomi zo Shiru Sekai II و ... داشته. بله بله .. نه اونقدرها شاهکار ولی حداقل اگه کارنامه کارگردان و تنظیم کننده رو کنار هم بذاریم، این یکی به کارگردان میچربه!


« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»






Stella no Mahou

Stella no Mahou





داستان : "هوندا تاماکی" دختریه که به گروه ساخت بازی دوجین ملحق میشه و بهمراه اعضای دیگه گروه شروع به گذروندن زندگی روزانه و فکر کردن به ساخت بازی های هرچه بهتر می کنند. دوستی و صمیمیتی در بینشون به وجود میاد و اونا رو در راه ساخت بازی های خلاقانه تر کمک می کنه.

نظر شخصی : یک برش زندگی صاف، ساده ولی دوست داشتنی! توصیف اولیه ای که میشه از این انیمه داشت به این صورته! فصل تابستان یک انیمه به نام New Game تو حال و هوای ساخت بازی داشتیم که توسط استودیوی DogaKobo تولید شده بود و خوشرنگی خاصی داشت. چهره کارکترها تو دل برو بود و این بخاطر تجربه بالای استودیوی DogaKobo در خلق کارهای برش بود. بحث تولید بازی کارکترهای انیمه هم به نحو خوبی مورد تمرکز قرار گرفته بود و میشد از دیدن انیمه در قالب یک شرکت بازی سازی لذت برد. شاید وقتی به سراغ استودیویی مثل Silver Link (تولید کننده انیمه Stella no Mahou) بیایم، واضح بشه بیان کرد که کیفیت گرافیک این استودیو در سطح پایین تری نسبت به DogaKobo قرار داره و نباید یک کار ابر زیبا رو از این استودیو طلب کرد. اما بهرحال از مقایسه استودیوها که بگذریم، Silver Link هم به مانند استودیوی DogaKobo یه استودیوی موفق در زمینه تولید کارهای برش زندگیه. و این موفقیت وقتی بیشتر تضمین میشه که می تونید به نام کارگردان انیمه Stella no Mahou نگاه کنید و با اطمینان خاطری که در قلبتون به وجود میاد مواجه میشید.

مهم نیست که ظاهر اولیه انیمه کمی تا قسمتی معمولی به نظر میرسه و یا خصوصیات شخصیت اصلی کمی کلیشه ای به نظر میرسه؛ مهم اینه که "کاواتسورا شینیا" کارگردان این انیمه ست؛ فرد بسیار خوش ذوقی که خوب بلده در ژانر برش زندگی قدم برداره و با ساخت کارهایی مثل Non Non Biyori و Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge به راحتی خودشُ به اثبات رسونده .. کاواتسورا کسیه که بلده از یک فضای به نظر معمولی یک اثر خاص و زیبا خلق کنه. چه از Non Non Biyori که با یک محیط روستایی ساده بهشتی انیمه ای بوجود آورد و چه از Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge که با استفاده از یک فضای مدرسه ای و یک کارکتر خسته، یک انیمه سراسر التیام بخش و محبوب به ما تحویل داد. پس من از لحاظ کارگردان اطمینان خاطر زیادی دارم و فکر می کنم میشه نگاهی مثبتی به انیمه داشت و شما هم می تونید با مرور خاطرات خوب خودتون از انیمه هایی که اسم بردم به احساس خوبی که نیاز دارید برسید.

عوامل : استودیوی Silver Link اخیراً کارهایی مثل Fate/Kaleid Liner Prisma Illya Drei ، Ange Vierge ،Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge ، Anne Happy و ... رو تولید کرده و الان مدت چند ساله که همکاری خودشُ با کارگردان اثر، Kawatsura, Shinya تداوم داده. از جمله کارهای سابق کارگردانی شده توسط Kawatsura, Shinya میشه به Kokoro Connect ، Non Non Biyori ، Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge و ... اشاره کرد که همه کارهایی خوب و به چشم آمده هستند. کار تنظیم داستان رو خانم Shimo Fumihiko به انجام می رسونه. کسی که قبلاً تنظیم کار دیگه ی کارگردان Kokoro Connect به انجام رسونده و بجز اون تنظیم داستان انیمه هایی مثل New Game ، Golden Time ، Clannad: After Story ، Clannad: After Story و ... انیمه های خیلی خوب کلاسیک دیگه ای که میشه ازشون اسم برد و این تنظیم کننده رو پررنگ نشون داد. پس یک عامل مثبت دیگه رو هم می تونید واسه انیمه در نظر بگیرید .. خانم Shimo Fumihiko ... ! نکته مبهم فعلی درباره عوامل که من خودم خیلی درباره ش کنجکاو هستن آهنگساز سری هست که هنوز معلوم نیست. "کاواتسورا شینیا" در چند کار قبلی خودش از Mizutani Hiromi کمک گرفته بود که یکی از بهترین آهنگسازان انیمه از نظر منه! همه جوره بلده فضای خوبی رو برای درک بهتر انیمه به بیننده تزریق کنه. من که از الان نفسم رو حبس کردم تا میزوتانی سنسی رو به عنوان آهنگسازی سری جدید شینیا ببینم ولی باید دید در نهایت چه کسی موسیقی متن انیمه رو خواهد ساخت.

در مورد تیم گویندگی باید از "هاندا" کارکتر اصلی شروع کنیم؛ گویندگی اون به یک فرد تازه کار به نام Naganawa Maria سپرده شده. از جمله کارهای قبلیش میشه به نقش هایی فرعی از انیمه هایی مثل Saijaku Muhai no Bahamut ، Kiitarou Shounen no Youkai Enikki ، Fushigi na Somera-chan و ... این نکته و این اسامی کمی منُ میترسونه و نمی دونم درباره این گوینده چه فکری بکنم. تو فضای تریلر کمی صداش به گوش میرسید و میشد گفت که صدای نسبتاً معمولی ای داره .. یه صدای خیلی ساده برای یک کارکتر اول! نقش دختر بعدی "فوجیا کایو" در دست Yuuki Aoi قرار گرفته که به نسبت گوینده اصلی تجربیات چندین برابر بهتری داره و من یکی که اونُ خوب با صدای خواهر تاناکا در انیمه Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge بخاطر میارم .. یک شیطنت و بامزگی خاص در صداش وجود داره. بجز این نقش میشه به کارهایی مثل Boku no Hero Academia ، Boku dake ga Inai Machi ، Nanatsu no Taizai ، Yurikuma Arashi و ... اشاره کرد که همه نقش های جالبی برای این گوینده بودند. Murakawa Rie نفر بعدیه که باید بهش نگاه بندازیم .. کسی که نقش "موراکامی شینیا" رو به عهده داره. من خاطرات خوبی با این گوینده دارم .. چه بر سر انیمه Non Non Biyori و چه انیمه هایی مثل Escha & Logy no Atelier: Tasogare no Sora no Renkinjutsushi ، Gochuumon wa Usagi Desuka و ... فکر می کنم صدای این گوینده برای حضور در انیمه های برش زندگی ساخته شده. لطافت خیلی مهربونانه ای در عمق صداش نهفته ست که میشه همیشه بهش تکیه کرد و از حضورش در یک انیمه کارکتری دوست داشتنی رو به چشم دید. گوینده بعد Ozawa Ari هست که نقش "سکی آیامه" رو به عهده داره. از جمله کارهای این گوینده هم میشه به High School Fleet ، Kono Bijutsubu ni wa Mondai ga Aru ، Etotama: Eto Tamashii و ... اشاره کرد و گفت که سابقه حضور این گوینده در کارهای کاوایی به اندازه کافی خوب هست که بشه بهش امیدوار بود. و این بود تیم گویندگی انیمه ... بجز کارکتر اول انیمه، باقی کارکترهای گویندگان مطمئنی دارند و میشه از اینکه کار خوبی انجام خواهند داد دلگرم بود.


« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»






Flip Flappers

Flip Flappers





داستان : ماجراجویی در بُعدهای زمانی و مکانی مختلف رو با "پاپیکا" و "کوکونا" تجربه کنید؛ این دو دختر کلیدی برای ورود به بُعدها و زمان های مختلف رو در اختیار دارن و با استفاده از این قابلیت می تونن وارد دنیایی که به نام "خیال محض" شناخته میشه بشند. پاپیکا و کوکونا با وارد شدن به دنیای خیال محض به دنبال پیدا کردن کریستالی به نام "صدف میمی" هستند که در راه رسیدن به این کریستال با مشکلات زیادی مواجه میشن و مواجه شدن با خطر برابر میشه با تغییر شکل دادن اونا و درخشیدن کریستال صدف میمی. همچنین گفته میشه صدف میمی، آیتمیه که می تونه آرزوی هر کسی رو برآورده کنه.

نظر شخصی : انیمه یک انیمه اوریجینال هست ولی خب بازم داستان اولیه به حد کافی تکراری به نظر میرسه که نخوایم خلاصه اولیه اونُ تحسین کنیم. تو اینجور موارد، کار بهتر چک کردن عوامل و حال و هوای تریلر اثره؛ اینکه اونا چقدر خوب هستن و چقدر می تونن به چرخوندن وضعیت کلیشه ای انیمه به سمت وضعیت نو و تازه کمک کنند. تو این مورد و انیمه Flip Flappers نه از طرف استودیو و نه از طرف کارگردان .. هیچ کدوم نمی تونن اطمینان و اعتماد به نفس لازمی رو برای به خوبی به ثمر نشستن اثر به ما بدن. هم استودیو کم کار بوده و هم کارگردان کار آنچنان خاصی رو کارگردانی نکرده ولی خب کارگردان تو یکی از کارهای سینمایی گیبلی (Karigurashi no Arrietty) نقش داشته که این کورسوی امیدی رو برای ما بوجود میاره؛ اینکه بودن در کنار عوامل خوش ذوق گیبلی استعدادی در وجود این کارگردان به بار نشونده چیزیه که باید با دیدن انیمه Flip Flappers بسنجیم و امیدوار باشیم که این اتفاق افتاده باشه.

بحث استودیو و کارگردان به کنار، گویندگان هم آنچنان فوق العاده به نظر نمیرسن. حداقل من اینطور فکر می کنم و با اینکه هر کدوم از دو گوینده اصلی نقشی از کارهای مهم رو به عهده داشتند ولی وضعیت کارنامه کاری اونا به شکلی نیست که بشه اونا رو تحسین برانگیز دونست. اما در عوض جا داره به تریلر نگاهی بندازید و با چشمه ای از اون چیزی که قراره در انیمه ببینیم آشنا بشید. به نظر من تریلر نسبتاً جالب به نظر میرسه و میتونه به نسبت لیست عوامل نکته مثبت تری قلمداد بشه. شاید پرداخت نهایی اثر و چیزی که به چشم می بینیم قابل قبول باشه ولی از الان توصیه من به شما اینه که انتظارات خودتونُ پایین بیارید و به انتظار دیدن یک انیمه معمولی به سراغ اثر برید .. فکر نمی کنم چیزی بهتر از این به ما تحویل داده بشه.


عوامل : استودیوی سازنده Studio 3Hz هست که قبلاً Dimension W و Sora no Method رو تولید کردن. هر دو بگیر و نگیرهای خاص خودشونُ داشتن ولی فکر کنم می تونیم بگیم که تفاوت ژانری دو اثر چیز خوبیه. و حالا به نظر میرسه Flip Flappers هم یه کار متفاوت نسبت به دو کار قبلی تولید شده توسط این استودیوئه که نشون میده این استودیو ترسی از تفاوت ژانری کارهای خودش نداره. اما از این بحث دل و جرات که بگذریم، این تعداد کار تولید شده خیال راحتی رو برای مخاطب بوجود نمیاره و باید دید در تولید این اثر چه بودجه ای رو صرف کردن و چقدر به کار بها دادند. Oshiyama Kiyotaka کارگردان اثره؛ کسی که اشاره کردم نقش کوچکی در ساخت انیمه سینمایی Karigurashi no Arrietty داشته و همچنین، از جمله کارهای دیگه ای که باز هم در ساختشون نقشی داشته میشه به Momo e no Tegami ، Evangelion Shin Gekijouban: Ha ، Je T`aime و ... اشاره کرد.

گوینده نقش کوکونا، Takahashi Minami خواهد بود. از جمله کارهای اخیرش میشه به Oshiete! Galko-chan ، Shokugeki no Souma ، Heavy Object و از جمله کارهای سابقش میشه به Mikagura Gakuen Kumikyoku ، Comet Lucifer ، D-Frag و ... اشاره کرد. روی هم رفته چهره نسبتاً مناسبیه ولی نیازمند یک سکوی پرتاب درست و حسابیه که فکر نمی کنم اون سکو انیمه Flip Flappers باشه. در کنار این گوینده، نقش پاپیکا به دست Mao سپرده شده؛ گوینده ای که ما اونُ با کارهایی مثل Kuromukuro و یا Uchuu Patrol Luluco میشناسیم. از جمله کارهای سابقی که من ازش میپسندم می تونم به نقش "یوری" از انیمه Gakkougurashi اشاره کنم که فکر می کنم جنبه خاطرانگیزی خوبی در اون نقش به خودش اختصاص داده بود و بجز این نقش میشه به بعضی کارهای دیگه این گوینده مثل Isuca ، Death Parade ، Jitsu wa Watashi wa ، Overlord و ... هم اشاره کرد. روی هم رفته میشه تیم گویندگی رو "مناسب" خوند .. همین و بس. و بعد با گذاشتن چهره کلی اثر و بررسی کردن اطلاعاتی که از انیمه داریم نتیجه گیری به همون معمولی بودن اثر ختم میشه. پس بذارید ببینیم خلاف نظر من به اثبات میرسه یا که نه .. مسلماً ترجیح من اینه که انیمه خلاف نظرم عمل کنه و با یک انیمه خوب و سرگرم کننده روبرو بشیم.




« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»






Thirty years ago in Anime

Thirty years ago in Anime


سی سال قبل : بهترین انیمه های سال 1986







با یک نگاه خاص چطورید؟ دوست دارید در عین حضور در مقابل فصل پاییز 2016 با هم گامی به عقب برداریم، به 30 سال قبل بریم و نگاهی به دنیای کلاسیک داشته باشیم؟!

تعداد انیمه هایی که هر سال ساخته و پخش میشن روز به روز در حال افزایشه و صنعت انیمه نسبت به دهه های گذشته پیشرفت شگرفی داشته؛ چه از لحاظ پیدا کردن مخاطبین جدید، راه پیدا کردن به خارج از ژاپن و سرتاسر جهان و چه از لحاظ کیفیت کاری صنعت انیمیشن سازی، پیشرفت های گرافیکی خیره کننده و در عین حال سرگرم کنندگی بالای آثار تولید شده که رضایت طرفداران رو بیشتر از قبل بدست آورده. در حال حاضر به جایی رسیدیم که هر فصل 30 یا حتی گاهی 40 انیمه جدید رو در لیست تولید استودیوهای بزرگ و کوچک انیمه ساز ژاپنی می بینیم؛ انیمه هایی که بازار فروش خوبی دارند و محصولات جانبی زیادی در کنار اونا به فروش رسونده میشه. کارهایی رنگارنگ، با طعم های متنوع و ساخته شده برای ذائقه های متفاوت! اما سوالی که اینجا ما می تونیم در طول یک فصل از خودمون بپرسیم اینه که : ما بعد از تمام شدن فصل اخیر به تماشای دوباره چه تعداد از انیمه هایی که به پایان رسیدند میریم؟ فرصتی برای انجام اینکار داریم یا که خیر! آیا این تفکر در ما وجود داره که باید روند خطیِ روبرو شدن با انیمه های جدید و به فراموشی سپردن انیمه های سابق رو طی بگیریم؟ قطعاً در این بین کارهایی هستند که با وجود گذشت سال ها همچنان در ذهن ما جای با ثباتی پیدا می کنند و جز انیمه های محبوب ما تلقی میشن. ولی هستند انیمه هایی که با وجود نبودن در لیست بهترین کارهای ما، ستایش شده به حساب میان و ممکنه به دلایل مختلف ارزش تماشای دوباره رو داشته باشند .. ارزش صرف کردن وقتی برای دیدن تک تک اپیزودها و دوباره بررسی کردن این موضوع که آیا این انیمه می تونه برای ما گفته هایی داشته باشه یا نه.

نکته اینه که اگه قراره یک انیمه بین فصلی باشیم، باید با این حقیقت روبرو بشیم که ما کمتر وقت و فرصت گذر دوباره به انیمه های فصل قبل رو خواهیم داشت. و البته این مسئله فقط شامل یکی دو فصل اخیر نمیشه بلکه سال های قبل، سال های کلاسیک که ما در مورد انیمه های تولید شده اون سال ها هم کنجکاو هستیم. شاید روزی بخاطر محبوبیت بی نهایت بالای Dragon Ball به دیدن انیمه ای از دهه 80 مشغول بشیم و تک تک اپیزودهای اونُ ببینیم؛ حتی اگر کیفیت انیمیشن کار افتضاح باشه و یا حتی اگر کیفیت صدای کارکترها به دل ما ننشینه ولی باز هم جرات انجام چنین کاری رو داریم و سعی می کنیم با دیدن یک انیمه کلاسیک خوشی هایی رو از دهه های قبل بدست بیاریم و اون لمس قدیمی رو احساس کنیم در نهایت ارجاعات امروزی به اون انیمه معروف رو بهتر از قبل درک کنیم. پس بذارید فعلاً انیمه های معروف پاییزی و جدید رو تو طاقچه بذاریم و به سمت دیگه ای نگاه کنیم : انیمه های کلاسیک و دیگه ای که در سال های دور تولید شدن و میشه بهشون نگاهی انداخت. الماس هایی مخفی که ممکنه ما هیچ وقت حتی اسمی از اونا نشنویم ولی شاید با رفتن به سراغ تماشای اونا لذتی فراتر از لذتی که امروزه از یک انیمه فصلی می بریم به دست بیاریم.

تو این پست قصد داریم به مقاله ای از ANN اشاره کنیم؛ جایی که لیستی از بهترین انیمه های دهه 80 میلادی ژاپن ترتیب داده شده .. دهه ای که به گفته نویسنده مقاله و خیلی از طرفداران انیمه به عنوان "دوره طلایی" شناخته میشده. و حالا که در سال 2016 به سر می بریم، برگشتن به 30 سال قبل و مقایسه کردن کیفیت کاری دو برهه زمانی می تونه نگاهی جالب و سرگرم کننده ای رو برای ما به همراه داشته باشه. ممکنه خیلی از انیمه هایی که اینجا اسم برده میشن حتی به انگلیسی یا فارسی هم برگردونده نشده باشند ولی من تصور میکنم بتونیم نمایی از چهره اونا رو ببینیم لذتی خاص رو برای ما بهمراه خواهد داشت و خالی از لطف نیست.

نکته : کسی که از انیمه ها حرف میزنه من خواهم بود ولی مابین صحبت های خودم به حرف های نویسنده مقاله نیز اشاراتی می کنم.


نگاهی به بعضی کارهای کلاسیک دهه 80 :



  • Megazone 23




توضیح : 4 اپیزود OVA که در طول برهه زمانی سال های 1985 تا 1989 پخش و به پایان رسید. بله، ظاهراً گاهی OVA های اون دوره و زمونه حتی اگه 4 اپیزود بوده باشن، زمان پخششون به چنین مدت زمان بلندی کشیده میشده. داستان درباره یه جناب خوشتیپ و عشق موتورسیکلت به نام "شوگو" هست که طی اتفاقی زندگی خودش رو دگرگون شده می بینه! شوگو درگیر پروژه ای میشه که در اون موتورسیکلت ها می تونن به ربات تغییر ظاهر بدن و ارتش که مخالف این پروژه ست به دنبال شوگو روانه میشه و قصد دستگیری اونُ داره. از جمله نکته هایی که میشه از نقدهای مختلف درباره این انیمه برداشت کرد طراحی های صورت خوبی هست که در اون به کار برده شده که برای چنین سالی نکته مثبتی به نظر میرسه.




و یک نقل قول از خودت نویسنده مقاله : کارهای Ichiro Itano ، کارگردان اثر همیشه تجربه ای فراموش نشدنی بوده اند.



  • Saint Seiya




توضیح : مقایسه کنید ... بالاتر از یک سری OVA چهار قسمتی صحبت کردیم که پخش اون به چهار سال درازا کشیده بوده و حالا اینجا Saint Seiya ، اسمی تازه شنیده شده در اون دوران و اسمی آشنا در دوران امروزی در بین انیمه بین ها از راه رسیده بود. انیمه ای که 114 قسمت داشت و طی سال های 1986 تا 1989 پخش میشد که یعنی مدت زمان کمتر به نسبت Megazone 23 ولی با اپیزودهای بیشتر. در اینجا جا داره به حمایت تلویزیونی اشاره کنیم که مسلماً وقتی حمایت تلویزیونی از کاری بیشتر باشه، بودجه و سرعت کار به مراتب بالاتر میره و این اتفاقیه که در مقابل سری Saint Seiya به وقوع پیوسته. Saint Seiya هنوز که هنوزه یک سری محبوب به شمار میره ... کمی کمتر اسمش شنیده میشه ولی وقتی اسمی از کارهای کلاسیک به زبون آورده میشه و لیستی ارائه میشه، اسم این سری هم به زبون آورده میشه. از جمله نکات جالب اینه که نمره سری در سایت مرجع Myanimelist روی نمره 8.03 قرار داره که یه نمره واقعاً خوبه!




نکته آخر اینکه سری های دیگری هم از این انیمه اقتباس شده و ساخته شدند و روی هم رفته این انیمه تونست مخاطبین بسیاری به دست بیاره.



  • Hokuto no Ken




توضیح : یکی از واضح ترین اشارت دهه 80 مسلماً سری Hokuto no Ken یا همون Fist of the North Star هست که چه در بین ما آسیایی ها و چه در جوامع غربی به محبوبیت بسیاری دست یافت. چه اکشن زیبا و در عین حال ترولی بر فضای انیمه حاکم بود ولی خب، ترول بودن یا نبودن صحنه مبارزات مهم نیست .. مهم اینه که وقتی کارکتر اول انیمه جمله معروف خودش "تو همین الانشم مردی" رو به زبون می آورد، بیننده حاضر بود از جای خودش بلند بشه و یه کف هیجان انگیز واسه کنشیرو (شخصیت اول انیمه) بزنه! کنشیرو ابهتی فراموش نشدنی داره و برگشتن و مرور کردن لحظات اوج کارکتری اون یکی از لذت های هواداران این سری به حساب میاد. بعد از موفقیت انیمه، بازی های کامپیوتری هم از این سری ساخته شد و گیمرها به سراغ اثر اومدن ... شنیدن "واتا واتا" های کنشیرو و نحوه مشت زنی اون در قالب بازی های کامپیوتری هم حس و حال خودشُ داشت و همه چیز واسه این سری و هوادارانش به خوبی پیش رفت. حالا فقط هوس هواداران جدید باقی مونده .. هوس یک بازسازی عالی از یک استودیوی عالی تر!




انیمه اول این سری در طی سال های 1984 تا 1987 در قالب 109 اپیزود پخش شد.



  • Dragon Ball




توضیح : وقتی گفتیم Hokuto no Ken "یکی از واضح ترین انتخاب های دهه 80 "ـه منظور این بود که قطعاً شماره اول اون دهه به Dragon Ball تعلق می گیره. سری ابرمحبوب انیمه ای که هنوز که هنوزه بعد از گذشت 30 سال انیمه های جدیدی برای اون تولید میشه و طیف مخاطبین بسیار وسیعی داره. همسفر شدن با گوکو و همراهانش برای بدست آوردن دراگون بال ها یکی از هیجان انگیز ترین ماجراجویی های دنیای انیمه هاست .. در این موضوع شکی نیست. دیدن اینکه گوکوی بچه چطور با بلوما آشنا میشه، منحرف بازی های موتن روشی ساما، اینکه چطور گوکو قدرت می گیره و در نهایت شکل گرفتن یک افسانه انیمه ای! این سری به زیبایی نحوه رفتن به سمت و سوی محبوب شدن انیمه های دراگون بال رو به رخ می کشه و می تونه یکی از خوش ترین تجربیات برای هر انیمه بینی باشه.




Dragon Ball در طی سال های 1986 تا 1989 در قالب 153 اپیزود پخش شد و به موفقیت عظیمی دست یافت.



  • Ginga Nagareboshi Gin




توضیح : سگ هایی مبارز و خوب، خرس هایی خبیث و شیطانی! داستان "گین" ، سگی که در بدو تولد کشته شدن پدرش توسط خرسی به نام "آکابوتو" رو به چشم می بینه و بعد هدفی بزرگ رو در سر می پرورونه؛ هدف شکست خرسهای نابه کار و جانی! کیه که دوست نداشته باشه یه ماجراجویی حیوونی اونم از نوع دراماتیک رو دنبال کنه؟! نگاهی دلگرم کننده به دنیای سگ هایی که با هم مکالمه می کنند، همدردی می کنند و برای رهایی از شر ظلم و ستم حاکم بر گله اونا دنبال راه چاره ای هستند. انیمه با اینکه کلاسیک و قدیمی محسوب میشه ولی تونسته 5 هزار رای رو در سایت مرجع MAL به خودش اختصاص بده و میانگین نمره خودش رو به نمره خیلی خوب 8.15 برسونه.




این انیمه در سال 1986 و در قالب 21 اپیزود تولید و پخش شد.



  • Dirty Pair




توضیح : مشکلی دارید، دردسری واستون پیش اومده، تلفنُ بردارید به گوست باسترز () ... نه، ببخشید. به سازمان صلح و رفاه جهانی زنگ بزنید و اونا مامورای کارآزموده و قهاری رو برای حل مشکل شما می فرستند. داستان انیمه روی دو مامور با نام های "کی" و "یوری" متمرکز بود، زوجی که با هم به سراغ حل مشکلات مردم در جاهای مختلف میرفتند و فرق اونا با مامورای دیگه سازمان این بود که با وجود حل کردن مشکل شما، خسارت های دیگه ای رو هم به شما و اطرافتون وارد می کردند .. پس شاید این زوج، بهترین راه حل برای مشکل شما نباشند ولی خب، سازمان اونا رو مامور کرده و چاره ای نیست جز اینکه با اونا هم پا بشید و ببینید چطور به مشکل شما رسیدگی می کنند. انیمه ناگفته حسی پلیسی، ماجراجویانه داره ولی خوبی دیگه ای که انیمه داره حس علمی تخیلی اونه که ناخودآگاه منُ به یاد کار نسبتاً با شباهتی مثل Space Dandy میندازه؛ اینکه قراره با یک دنیا خوش گذرونی روبرو باشید و یه اثر کلاسیک و پر از لحظات غیرمنتظره ببینید.




انیمه در سال 1985 و در قالب 24 اپیزود پخش شد .. تابستان 1985.



  • Mobile Suit Gundam ZZ




توضیح : بله، گاندام، سری همیشه جلوی چشم ما ایرانی ها، سری که کمتر به سراغش رفتیم ولی می دونیم که حسابی محبوبه و هر دهه کلی گاندام داریم و هنوز که هنوزه این سری رباتی طرفداران بیشماری رو به خودش اختصاص داده. فکر کنم می تونستید حدس بزنید که یکی از محبوب های دهه 80 همین گاندام هست ولی تصور کنید گرافیک مبارزات رباتی اون دهه با این دهه چه تفاوت های عظیمی کرده و اکتشاف همین موضوع خودش به تنهایی آدمُ واسه دیدن سری های انیمه گاندام وسوسه می کنه. در هر صورت، این سری از گاندام به اون محبوبی که فکر می کنید نیست و در سایت مرجعی مثل MAL به نمره 6.81 دست یافته که نمره آنچنان بالایی نیست و میشه گفت که متوسط و رو به خوب قلمداد میشه.




47 اپیزود 24 دقیقه ای، در سال 1986 تا 1987 و فصل بهاری که در نگاه طرفداران سری گاندام فصلی خوب به حساب میاد.



  • Laputa: Castle in the Sky




توضیح : هایائو میازاکی در دوران اوج! اسطوره ای که هر چقدر در میان انیمه بین ها از او صحبت بشه باز هم کمه و آثاری که اون خلق کرده، نوستالژی هایی که اون در بچگی نه تنها بچه های ژاپنی، بلکه خود ما ایرانی ها بوجود آورده چیزی فرای توصیفه. و مسلماً اینجا انیمه سینمایی Laputa: Castle in the Sky یکی از برترین های دهه 80 به شمار میره. انیمه ای ماجراجویانه، فانتزی از استودیوی همیشه محبوب گیبلی! 8.38 نمره خیلی به جا و خوبی برای این اثر در سایت MAL به شمار میره و خب تمام آثار میازاکی نمرات برتر و قابل تحسینی رو دارند. استاد با نبوغی که در ساخت انیمه های سینمایی خودش به خرج میداد نه تنها مخاطبین ساده بلکه، منتقدین برتر غربی رو هم انگشت به دهان می کرد و به همین دلیله که هنوز که هنوزه بعد از گذشت 30 سال Laputa: Castle in the Sky جز آثار به یادماندنی میازاکی به شمار میره و در جوامع انیمه ای وقتی که بحث بر سر آثار سینمایی میرسه، اسمی از این اثر برده میشه. و ... منُ رها کنید درباره میازاکی پاراگراف ها می نویسم .. بگذریم!




این انیمه سینمایی در سال 1986 تولید و پخش شد و به محبوبیت زیادی دست یافت.



  • Windaria




توضیح : این انیمه از زبان نویسنده مقاله زیبا قلمداد شده و ایشون دلیل بیشتر شنیده نشدن نام اثر رو دپرس کننده بودن و غمگینانه بودن فضای عاشقانه اثر می دونه. انیمه، یک انیمه سینماییه که به نمره 6.72 در سایت MAL رسیده و نکته ای که درباره اون بحث زیادی میشه تغییرات کارکتری و فضایی انیمه در نسخه دوبله شده برای مخاطبین غربییه که اونُ به درجه سنی پایین تری میکشونه و همین یکی دیگه از دلایل کمتر شنیده شدن اسم این انیمه ست. نقد های مثبت و منفی عجیبی درباره این اثر به چشم می خوره اما آیا این انیمه به خوبی یا به بدی حرف هایی که زده میشن هستند یا نه، چیزیه که ما می تونیم با رفتن به سراغش تشخیص بدیم.




این انیمه سینمایی در سال 1986 تولید و پخش شد.



  • Maison Ikkoku




توضیح : داستانی عاشقانه و زیبا ... از دوره راهنمایی شروع می کنیم، دبیرستان و بعد به سمت جلو میریم و چیزی که نویسنده مقاله با پتک اونُ به زمین میکوبه و بهش تاکید می کنه اینه که : «بله، انیمه یک پایان هم داره و نیمه تمام باقی نمی مونه!» این انیمه صرفاً به دنبال جذب مخاطبینی با سن پایین نبود و تونست در دل بزرگسالان هم جای خودشُ باز کنه و یک کار خاطرانگیز و نوستالژیک نامگذاری بشه. نمره 8.26 در سایت MAL هم نشان دیگه ای از خوب بودن سری هست که اونُ وارد لیست بهترین های دهه 80 میکنه. نگاهی به نقدهای مختلف این سری برای من جمله ای رو پررنگ کرد : این انیمه خاصیت خاطرانگیزی بسیار بالایی داره. اکثر منتقدین و هواداران از اینکه این انیمه می تونه تا سال های سال خاطره شیرینی رو در ذهن شما ایجاد کنه حرف میزنند و چه چیزی بهتر از بدست آوردن خاطره خوب و همیشگی از یک سری انیمه ای!




انیمه در قالب 96 اپیزود در سال 1986 تا 1988 تولید و پخش شد.



  • Project A-Ko




توضیح : فیلمی سینمایی Project A-Ko یکی از کارهای تحسین شده از نظر نویسنده مقاله ست؛ کاری که از نظر اون اکشنی بسیار عالی داشته و نکته جالب و عجیب درباره این سری اینه که قبل از اینکه این فیلم به یک فیلم اکشن و با طراوت (برای دهه 80) تبدیل بشه، به عنوان یک پروژه برای تبدیل شدن به فیلمی بالغانه و غیراخلاقی برنامه ریزی شده بوده که بعد وقتی اعضای تصمیم گیرنده دور میز گرد به دور هم جمع میشن جرقه ای به سرشون میزنه و با خودشون می گن : "صبر کن ببینم، شاید اگه این انیمه رو یک انیمه اکشن کنیم بهتر میشه و مردم اونُ بیشتر دوست داشته باشن!" و خب انگار اون تفکر درست از آب در اومد و این فیلم یک فیلم خوب از لحاظ اکشن و همینطور خوب از لحاظ محیط علمی تخیلی از آب در اومد.




این فیلم ماجرا دار در سال 1986 تولید و پخش شد.

و ...

در نهایت، همونطور که نویسنده مقاله هم به این موضوع اشاره کرده، این چند عنوان که خود بنده هم از چند کار مقاله فاکتور گرفتم، تنها قطره ای از دنیای انیمه های دهه 80 به حساب میان و شما تا دلتون بخواد می تونید بازم عنوان هایی خاص رو پیدا کنید. صنعت ساخت انیمه در دهه 80 جایگاه خاصی در دل مردم ژاپن داشته و بسیاری از کارگردانان و عوامل مختلف انیمه ای که امروزه در حال ساخت انیمه هستند انگیزه و احساس اولیه خودشون رو از اون دوران بدست آوردند. پس بیاین با هم تصمیم بگیریم که روزی از روزها به نوستالژی مردمینی که آثار موردعلاقه ما رو ساختند هم سر بزنیم و ببینیم اونا چه چیزهایی رو دوست داشتند و چه چیزهایی رو شاهکار می دونستن! در وصف مقاله دوست دارم بگم، خود من با خوندن این مقاله چشمم به بعضی از کارهای جالب انگیز افتاد و نسبت به دیدنشون کنجکاو هستم .. امیدوارم فرصتی پیش بیاد تا بتونم وقتم رو صرف دیدن اون آثار کنم. و کاش فرصتی پیش بیاد تا درباره انیمه های دهه 90 هم صحبتی داشته باشیم؛ جایی که باز هم میشه آثار زیبای بسیاری رو اسم برد.

این بود نگاهی کوتاه به مقاله ای که چند وقت اخیر در سایت ANN منتشر شده بود. امیدوارم از خوندن این مطلب لذت برده باشید.

!!WWW . Working

WWW . Working




داستان : مانگا و انیمه ای برگرفته شده از سری Working که اتفاقات اون در یک رستوران واگناریای دیگه رخ میده. تو این داستان مجزا با سری اصلی، "دایسکه هیگاشیدا" پسریه که بخاطر مشکلات مالی خانواده، شغلی رو در این رستوران قبول می کنه و رفته رفته با کارکنان رستوران بیشتر آشنا میشه و انس جالبی با محیط کاری خودش می گیره.

نظر شخصی : اگه کلمه ای باشه که دوست دارم در مقابل سری Working بکار ببرم کلمه "خوش ساخت" ـه؛ یک برش زندگی دلچسب و باصفا که هر اپیزود اون مملو از لحظه های بامزه و دیدنیه. سه سری اول انیمه همه چیز داشت؛ از لحظات کمدی، احساسی گرفته تا لحظه های منحصر به فرد و البته داستان مناسب و پایان بندی بی نقص! احساس می کنم اگه قرار باشه لیستی از پایان بندی هایی که حس "کامل بودن" رو به ما منتقل کردن ردیف کنیم یکی از گزینه های ما Working و سه فصل اول این انیمه خواهد بود .. احساسی که به بیننده خودش هم منتقل می کرد و من از اینکه چنین سری شسته رفته و تکمیلی رو دنبال کردم حسابی رضایت داشتم. و این اون نکته مجذوب کننده برای خیلی هاست؛ به شخصه انیمه بین های زیادی رو ملاقات کردم که از دست پایان بندی های ناتمام نالیدن و از اینکه درصد بالایی از کارهای جدید انیمه ای به سرانجامی نرسیدن تاسف می خورن. ولی در مورد Working این احساس وجود خارجی نداره و این یکی از نکات مثبت سری هست.

اما حالا با یک سری جدید روبرو هستیم؛ انیمه ای که کارکترهای جدیدی داره ولی با اینحال، نگاه اولیه با شباهت به سری قبلی به نظر میرسه و این یه چیز خوبه. حدس و گمان ها در مورد اینکه این سری موفق میشه یا نه از الان وجود داره ولی حداقلش اینه که می تونیم با دیدگاه مثبت به سراغ کار بریم. خارج از هرگونه لکه، ابهام، کدری داستان و ... ذوق خوبی در قالب کلی این اثر نهفته ست. اینجا مهم معرفی درست کارکترهای جدیده؛ اینکه عوامل بتونن با لمس درستی به سمت کار بیان و اینجاست که دعا می کنید کاش از عوامل سری های سابق یکی دو تن به این تیم اضافه شده باشند و بذاری مژده رو بهتون بدم که آره، چنین فردی رو داریم. Kamakura Yumi ، کارگردان سری سوم قراره کارگردانی این سری جدید رو به عهده داشته باشه. پس خوشبین تر از قبل به دنیای این انیمه نگاه کنیم و به امید دیدن یک کار سرگرم کننده در طول فصل پاییز منتظر بمونیم.


عوامل : استودیوی سازنده A-1 Pictures هست که در فصل های اخیر با ساخت کارهایی مثل Qualidea Code ، B-Project: Kodou Ambitious ، Gakusen Toshi Asterisk و ... بگیر و نگیرهای ناخوشایندی داشته. بعد از کار پر سر و صدای Shigatsu wa Kimi no Uso کارهای نسبتاً خوبی ارائه دادن ولی هنوز نتونستن درجه انتظار هفتگی رو برای سری های جدیدشون خلق کنن. حالا باید دید چقدر نیرو و انرژی درون کار جدیدشون وقف می کنن و چه منظره ای از دنیای Working به ما نمایش میدن. به کارگردان اشاره ای کردم. جناب Kamakura Yumi که قبلاً فصل سوم Working رو کارگردانی کرده و علاوه بر اون بیشتر کارگردان اپیزودیک بوده و کار کاملی رو به ثمر ننشونده. بهرحال همون تک تجربه فصل سوم این سری به حدی خوب بود که بخوایم بهش دید مثبتی داشته باشیم. آهنگسازی سری به عهده Yokoyama Masaru خواهد بود؛ کسی که از جمله کارهاش میشه به Mayoiga ، Kokoro ga Sakebitagatterunda ، Plastic Memories و البته Shigatsu wa Kimi no Uso اشاره کرد. تجربه شخصی من میگه که میشه حس خوبی درباره این آهنگساز داشت و هرچند معتقدم آثارش به ظرافت بیشتری نیاز دارند ولی کارهای تولید شده توسط اون گاهی به حدی خوب هستن که ارزش دانلود رو داشته باشند.

کارکتر "هیگاشیدا" رو Nakamura Yuuichi گویندگی می کنه؛ دوبلوری که فصل تابستان با حضور در نقش "اینوزوکا سنسی" در انیمه Amaama to Inazuma حسابی خودشُ به ما نشون داد و خب ایشون کم نقش خوب نداشته ... از جمله نقش های دیگه ش میشه به "کاراماتسو" در Osomatsu-san ، "باسارا" در Shinmai Maou no Testament ، "مومن رایدر" در One Punch Man و ... نقش های خوبی که می تونید به پروفایل گوینده سر بزنید و ازشون مطلع بشید. کارکتری به نام "هانا" رو Tomatsu Haruka گویندگی می کنه .. کسی که اخیراً اونُ با نقش هایی مثل "شینوبو" در Amaama to Inazuma ، "رنا" در Relife و ... بهتر شناختیم. تو حاشیه تیم گویندگی انیمه اسامی خوبی مثل Amamiya Sora ، Ono Kenshou ، Mizuki Nana هم به چشم می خورن که تیم گویندگی رو به یک تیم ایده آل مبدل می کنند. روی هم رفته من یکی که از ظاهر قضیه رضایت دارم .. فقط چیزی که باقی می مونه روبرو شدن با اثر و دیدن اینکه این انیمه چقدر می تونه زیر سایه سری قبلی خودش موفق ظاهر بشه.




« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»






Yuri!!! on Ice

Yuri!!! on Ice





داستان : "یوری کاتسوکی" پسریه که امید کشور ژاپن در بردن مسابقات اسکی روی یخ گرند پریکس به شمار میره ولی کاتسوکی در راه مبارزه برای قهرمانی مسابقات با شکست فجیعی مواجه میشه. پس از باخت، با دلی مردد از ادامه دادن یا کناره گیری از ورزش اسکی روی یخ به زادگاه خودش "کیوشو" برمی گرده و خودشُ تو خونه پدریش حبس می کنه. مدتی می گذره و دست سرنوشت "ویکتور نیکیفورو" ، کسی که 5 عنوان قهرمانی متوالی مسابقات جهانی رو به دست آورده رو در مقابل "یوری کاتسوکی" قرار میده. در این میان اسکی باز دیگه ای به نام "یوری پلیستسکی" نیز از راه میرسه؛ کسی که در اوج جوانی داره افراد ارشد و برتر از خودش رو شکست میشه و استعدادی عالی در زمینه اسکی روی یخ از خودش نشون میده. این اتفاقات همه دست به دست هم میده تا این سه نفر برای مبارزه در گرند پریکسی دیگر دست به کار بشن و شروع به تلاش و تمرین برای رسیدن به نقطه اوج اون مسابقات کنند.

نظر شخصی : اسکی روی یخ مسلماً چیز تازه ایه! و چه خوب میشه اگه این فضا با یک حس هنرمندانه تلفیق بشه. این احساس اولیه من درباره این میدان ورزشی بود. فقط بهش فکر کنید و ببینید چه انتظاری از یک انیمه متمرکز به اسکی روی یخ دارید .. فکر نمی کنم بشه ازش انتظار هیجان بالایی رو داشت و چه بهتر که روی جنبه دیگه ای تمرکز پیدا کرد. مثلاً جنبه دراماتیک و اینکه داستان بین سه کارکتر اصلی یه داستان پیچیده و درگیر کننده باشه. با تریلری که از انیمه منتشر شده میشه چنین احساس و سیگنالی رو دریافت کرد که ممکنه با چنین اثری روبرو باشیم ... کاری که عوامل انیمه سعی در انجام اون دارن اینه که علاوه بر نشون دادن چشمه ای از یک ورزش کمتر به رخ کشیده شده، داستان خوبی هم ارائه بدن و در نتیجه مخاطب خودشونُ به احساس رضایت برسونن.

شخصاً در مورد اینکه صحنه های ورزشی به چه حالتی جلو خواهد رفت کنجکاوم. گرافیک متحرک اسکی روی یخ و اینکه آیا طبق تریلری که دیدیم صحنه ها قراره با وقار و متانت به نمایش دربیان و یا صحنه های محکم تری در پا کوبیدن روی یخ خواهیم داشت. این نکته شاید در نگاه اول چیز بی اهمیتی به نظر برسه ولی در نگاه دوم می تونه مخاطب اصلی انیمه رو مشخص کنه! دختر پسند یا پسرپسند بودن انیمه با دیدن تریلر کمی گنگ به نظر میرسه ... جاهایی از تریلر کاملاً حس دخترپسندانه ای داره و بعد جاهایی هم پسرونه و دور از حس و حال دخترانه ای به نظر میان. پس شاید بشه نتیجه گرفت که هر کارکتر اسکی باز انیمه یک سبک منحصر به فردی برای خودش داره و هر کدوم قراره به نحوی مهارت های خودش رو به رخ بکشه. بهرحال هر چیزی که از اسکی روی یخ و داستان این انیمه خواهیم دید، با وجود استودیوی خوبی مانند MAPPA بر سر کار جای بسی امیدواری به وجود میاره.

عوامل : استودیوی MAPPA رو این روزها با انیمه DAYS دنبال می کنیم. کاری فوتبالی که از نظر بعضی ها کند پیش میره ولی اگه ورزشی دوست باشید می دونید که یک انیمه ورزشی به زمان برای جا افتادن نیاز داره. من فکر می کنم حمایت متوسط و رو به خوبی از طرف استودیوی MAPPA در قبال این انیمه صورت گرفته و خوبه که در طول فصل پاییز، کار دیگه ای از این استودیو خواهیم دید. از جمله کارهای اخیر استودیوی MAPPA میشه به Ushio to Tora ، Garo: Guren no Tsuki ، Zankyou no Terror و ... اشاره کرد و از خوبی های استودیو میشه حرف های بیشتری زد .. ولی بگذریم! کارگردان و تنظیم کننده داستان انیمه خانم Yamamoto Sayo هست که از سال 2000 در صنعت انیمه چرخ زده و نقش های فرعی زیادی داشته و از لحاظ کارگردانی کارهایی مثل Lupin the Third: Mine Fujiko to Iu Onna ، Toruru`s Adventure و ... رو کارگردانی کرده. روی هم رفته مطمئن نیستم درباره این کارگردان چه تفکری داشته باشیم بهتره ولی خوبی قضیه اینه که جریان به سمت منفی میل نداره. موسیقی انیمه رو دو نفر تازه کار با نام های Umebayashi Tarou و Matsushiba Taku خواهند ساخت .. تازه کار نه از این لحاظ که تا بحال کار آهنگسازی رو انجام ندادن ... نه! بلکه در زمینه ساخت موسیقی برای انیمه تازه وارد هستند و باید دید اونا در این گوشه چطور خلاقیت به خرج خواهند داد.

دوبلور کارکتر "یوری" اول داستان به عهده Toyonaga Toshiyuki هست که از جمله کارهای اخیرش میشه به Durarara ، Bungou Stray Dogs و یا نقش "روسین" در انیمه Netoge no Yome wa Onnanoko ja Nai to Omotta اشاره کرد. از اون صداهایی داره که هم به درد فضای کمدی می خوره و هم به درد فضای جدی! که این یه نکته خوبه و میشه به فال نیک گرفتش! نقش "ویکتور" رو یک گوینده خیلی محبوب به نام Junichi Suwabe ایفا می کنه؛ کسی که همیشه نقش های خاطرانگیزی به عهده داره و از جمله اون نقش های خاطرانگیز می تونم به کارکترهایی مثل "ماتوبا سیجی" در سری Natsume Yuujinchou ، "هایاما آکیرا" در Shokugeki no Souma ، "دندی" در Space Dandy و یا فرضاً "آرچر" در سری Fate اشاره کرد. گوینده بعدی و کسی که قراره نقش "یوری" دوم سری رو به دست داشته باشه Uchiyama Kouki هست که باز هم نکته خوبی در لیست دوبلوری به شمار میره و میشه به کارهایی مثل Haikyuu ، One Punch Man ، Barakamon ، Nisekoi و ... از کارنامه ش اشاره کرد. و از اینها گذشته اگه به لیست گویندگان فرعی کار نگاهی بندازید با کلی اسم خوب و جالب روبرو میشید. اسم هایی مثل Miyano Mamoru ، Fukuyama Jun ، Ono Kenshou و ... میشه گفت که جمع دوبلورهای خوب جمعه و میشه ازشون انتظار یک کار گویندگی عالی رو داشت.


« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»






Regalia: The Three Sacred Stars

Regalia: The Three Sacred Stars






داستان : 12 سال قبل در کشور "ریمگارد" حادثه ای عظیم رخ داد که معماها و سوالات بسیاری رو برجای گذاشت ولی رفته رفته و با گذر زمان این سوالات و چراها از خاطره مردم کشور محو و به دست فراموشی سپرده شدند. حالا مدت زمانی گذشته و دو خواهر با نام های "یویی" و "رنا" با صلح و صفا در امپراطوری "اناستریا" زندگی خودشونُ سپری می کنند. ولی ناگهان روزی یک ربات عظیم الجثه به "اناستریا" حمله می کنه و این روز رو به روزی سرنوشت ساز برای دو خواهر تبدیل می کنه. باید دید چطور این ربات به حادثه 12 سال قبل مرتبط میشه و چه اتفاقاتی برای این دو خواهر میافته.


توضیحات و نظر شخصی : مستقیم از داستان شروع کردم چون واقعاً این انیمه کمتر حرفی برای گفتن داره. کار یه کار اوریجیناله، داستان حسی کلیشه ای داره و کافیه عوامل رو از نظر بگذرونید؛ نه استودیوی آنچنان خوبی، نه کارگردان و نه تنظیم کننده شناخته شده و قهاری و شاید تنها نکته مثبت اثر لیست گویندگان انیمه ست که اونم با ترس از بدی عوامل دیگه‌ی کار لکه ای کدر رو به خودشون می گیرند و باید دید چطور می تونن در کنار یک سری سکان به دستِ نه چندان خوب بدرخشن. باز جای شکرش باقیه که اسامی خوبی مثل Touyama Nao و یا Sakura Ayane در قالب کارکترهای اصلی به چشم می خورند وگرنه میشد کل این لیست عوامل رو پاره کرد و فقط در انتظار انیمه در بسته ای موند که قراره به سراغش بریم و کیه که به سراغ یه انیمه دربسته بره؟! الان دوره اطلاعات و تکیه کردن به عوامل خوبه وگرنه بازاری بدست نمیاد؛ توجه انیمه بین ها جلب نمیشه و این یعنی شکست! تو این مورد هم میشه به وضوح دید که استودیوی سازنده نمی تونه امید چندانی به گرفتن و زیبا از آب در اومدن کار انیمه ای خودشون داشته باشند ولی صداقت این رو به ما گوشزد می کنه که نباید کسی رو بخاطر تلاش کردن سرزنش کنیم. بذاریم چیزی که دوست دارن رو ارائه بدن و بعد درباره ش قضاوت کنیم! باید به جنبه مثبت اثر دلخوش بود و دید که آیا اون جنبه مثبت می تونه به جنبه منفی غلبه کنه یا نه.

تو بخش داستان اولیه چیز فوق العاده جالبی مشاهده نمیشه. شاید اگه بدونیم اون حادثه عظیم در 12 سال پیش چه چیزی بوده و چه تلفاتی در پی داشته بیشتر بتونیم وارد حس و حال انیمه بشیم ولی هیچ اشاره ای بهش نشده و باید منتظر شکافته شدن داستان در قالب انیمه باشیم. حرف از رباتی که در خلاصه داستان شده ناخودآگاه ژانر "رباتی" رو وارد لیست ژانرهای انیمه می کنه ... ژانری که چند وقتی هست کار خوبی ازش منتشر نشده. نظر شخصی من اینه که بعد از Aldnoah.Zero چیز خاص و قابل اشاره ای نداشتیم. اگه هنوز به سراغ Aldnoah.Zero نرفتید، گزینه خوبی برای رباتی دوستانه و زیبایی داستان و لحظات شوکه کننده خیلی خوبی هم داره که دیدنش توصیه میشه. اما در مورد Regalia: The Three Sacred Stars ، من با اینکه معمولاً هوادار لیست کارکترهای تمام دختر هستم به هیچ وجه درباره این انیمه احساس خوبی ندارم و فکر می کنم یک انیمه رباتی حداقل به یکی دو کارکتر اصلی مرد هم نیاز داره. ممکنه ما در این انیمه کارکترهای مردی ببینیم ولی اینطور که معلومه بیشتر تمرکز اثر روی کارکترهای دختر خواهد بود. این شاید بخاطر ابداع کردن یک سبک جدید باشه؛ اینکه فرضاً جوی مثل Haifuri یا Kancolle راه انداخته بشه .. جوی نظامی با حضور کارکترهای تمام دختر. تو اون مورد سری ها موفق آمیز عمل کردند ولی نکته اینه که اونا منابع و عوامل خیلی خوبی داشتند و به سرانجام خوب رسیدنشون دور از انتظار نبوده. بهره گرفتن از جلوه کاوایی کارکترها و تکیه کردن به فضای برش زندگی در کنار محتوای نظامی به وضعی مناسب از آب در اومده و به نظر میرسه که در آینده باز هم انیمه هایی در سبک نظامی بهمراه کارکترهای تمام دختر ببینیم.








شاید بعضی ها از اینکه من استودیوی Actas رو ضعیف قلمداد کردم به من خرده بگیرند ولی بخوایم منطقی بهش نگاه کنیم، می بینیم کار شاخ و فوق العاده خوبی در کارنامه این استودیو به چشم نمیخوره. شاید این اواخر Girls und Panzer شون یه مقدار خوب بوده باشه ولی به جز اون هر چه عقب تر برید بیشتر به مرداب ناآشنا بودن با اسامی کارهای این استودیو فرو میرید. داشتن Girls und Panzer در لیست آخرین کارهای استودیو شاید بتونه افرادی که اون سری رو دوست داشتنُ به پای گیرنده هاشون بکشونه ولی غیر از اون به نظر نمیرسه بشه این استودیو رو یک استودیو قابل اتکا دونست و باید دعا کنیم به حال اون مانگاکاها و رمان نویس هایی که ریسک می کنن و کار خودشون به دست این استودیو میسپرن! و نکته دیگه اینه که استودیوی Actas در سال 1998 تاسیس شده و اگه شما بعد از اینهمه سال نتونید یه کار قابل ذکر و قابل تحسین در میان جوامع انیمه بین داشته باشید باید مطمئن بشید که دارید یه جای کار رو اشتباه میرید ... بگردید و راه درست رو پیدا کنید و برگردید به مسیر ایده آل! حالا تو این مورد به نظر میرسه Actas با انیمه Regalia: The Three Sacred Stars هنوز نمی تونه به شرایط آرمانی برسه و باید بیشتر از اینها منتظر فرا رسیدن لحظه درخشش این استودیو موند.

کارگردان Tosaka Shin هست؛ کسی که قبلاً IS: Infinite Stratos 2 و یک OVA از این سری رو ترجمه کرده. خوبی این تجربه اینه که IS: Infinite Stratos هم یک کار رباتی هست و حداقل موضوع تجربه داشتن کارگردان در سبک رباتیه ولی باز هم باید اشاره کنم که سری دوم IS به نسبت سری اول نمره پایین تری داره و Kikuchi Yasuhito در کارگردانی سری اول بهتر عمل کرده بوده. شخصاً IS رو ندیدم ولی شواهدات به این اشاره دارند که با در دست گرفتن سکان هدایت توسط Tosaka Shin ، درجه کیفی سری به سطح پایین تری برده شده. تو این جور موارد یک امیدواری وجود داره، اونم اینه که یک فرد تنظیم کننده خیلی خوب در کنار کارگردان حضور داشته باشه و اونُ در این عالم جدید به چپ و راست هدایت کنه ... اره درستُ بهش نشون بده ولی حضور Koyanagi Keigo در کنار کارگردان این سری اصلاً این اطمینان ور به ذهن مخاطب تزریق نمی کنه. Koyanagi Keigo فقط یک کار کوتاه (Go! Go! 575) رو در کارنامه خودش داره و این یعنی همون شکست عواملی که ازش حرف زدم. در بخش گویندگان که نکته مثبت انیمه ست، Sakura Ayane رو داریم .. یکی از عنصرهای خوب انیمه ... از کارهای اخیرش میشه به نقش "روراکاکا" از انیمه Boku no Hero Academia ، "نائو" از انیمه Charlotte ، "هارو" از انیمه Nisekoi و ... اشاره کرد که همه کارکترهایی خوب و جالب توجه هستند. صدای بسیار زیبایی داره و میشه بهش دلخوش بود. در کنار این گوینده، Hondo Kaede حضور داره که شاید بشه اونو ضعیف ترین عضو تیم گویندگی به حساب آورد .. بیشتر نقش های فرعی رو ایفا کرده و از جمله کارهاش میشه به Oshiete! Galko-chan ، Prince of Stride: Alternative ، Heavy Object ، Aoharu x Kikanjuu و ... اشاره کرد. و وقتی میگم فرعی ... منظورم فرعیِ فرعیِ فرعیه ... فرضاً کارکتر "دختر درون مدرسه" ، "دانش آموز شماره B" ، "رهگذر" و ... ! حالا قراره نقشی اصلی رو در این انیمه ایفا کنه. حداقل برای این گوینده سکوی پرتاب بزرگی رو شاهد هستیم. اما بعد به اسمی مثل Touyama Nao میرسیم که از جمله کارهای اخیرش میشه به "سایا" در انیمه Tanaka-kun wa Itsumo Kedaruge ، "چیتوگه" در انیمه Nisekoi و ... اشاره کرد که واسه خیلی از ماها شناخته شده ست و شاید اینجا هم قرار باشه یه نقش سوندره رو به عهده داشته باشه که دیدنش خالی از لطف نیست. بعد از اون یکی شیرین ترین صداهای انیمه رو می تونیم نام ببریم .. صدای خانم Ogura Yui که واقعاً جنبه کاوایی انیمه رو می تونه چندین برابر کنه .. تُن صدای بی نهایت آرامشبخش و زیبایی داره. شخصاً با انیمه Yama no Susume و نقش "کوکونا" اونو به خاطر دارم ولی در انیمه هایی مثل Black Bullet ، Yurikuma Arashi ، Cross Ange و ... هم نقش داشته.

روی هم رفته وقتی لیست گویندگان رو وارد حساب و کتاب کنیم میشه کمی به انیمه امیدوار شد و حداقل برای دیدن ابتدای کار خیز برداشت. در هر صورت به نظر من باید در مقابل این انیمه انتظارات رو پایین آورد و با نگاهی ساده به سراغش رفت. شاید بهتره به چشم همون انیمه کاوایی همراه با لحظاتی رباتی بهش نگاه کنیم و امیدوار باشیم که از این لحاظ سرگرمی خوبی رو در طول تابستان تجربه کنیم.



« دوبلورها و کاراکترهای اصلی انیمه»