M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

YuruYuri Season 3 - Confirmed

YuruYuri Season 3 - Confirmed
Update : Not! Looks like it's just an OVA .. Da//mn it


 

YES .. بلاخره اتفاق افتاد. چقدر منتظر این لحظه بودم و چقدر واسه اتفاق افتادن‌ش لحظه شماری میکردم. بعد از گذشتن دو سال من و بقیه طرفدارای انیمه کم کم داشتیم ناامید میشدیم. بارها سعی کردم به سراغ مانگای کار برم ولی از اونجایی که زیاد مانگا خون نیستم و همیشه مسائل دیگه جلوی چشمام رو میگیره و منو از مانگا خوندن بازمیداره، نتونستم وارد فضاش بشم. فروش دو فصل یوری یوری اونقدر عالی بود که به راحتی میشد انتظار فصل بعدیش رو ازشون داشت .. خوشحالم که امروز این اتفاق افتاد .. دقیقا تو روزهایی که دارم فصل اول رو از اول تماشا میکنم و تو حین دیدن هر اپیزود با خودم میگفتم "وای، واقعا چرا فصل سوم تایید نمیشه؟ چرا، چرا، چرا؟" .. کاری که هم حین دیدن و هم حین ترجمه فوق العاده ازش لذت برده بودم.

تنها نکته ای که الان مطرحه و یه جور علامت سواله اینه که فقط به عنوان "ادامه پروژه انیمه ای" اونو اعلام کردن و باید امیدوارم باشیم که این موضوع بخاطر OVA بود سری اعلام شده نباشه .. اگه اینجور باشه، فوق العاده ناامید میشم .. کاملا گرفتگی این صحنه رو میتونم تصور کنم ... ولی حس خیلی مثبت و قوی دارم که اینجور نیست و این خبر، خبر فصل سوم انیمه ست. دوباره توشینو کیوکو، آکاریـــــــــــــن، یویی، چیناتسو، هیماواری، ساکوراکو، چیتوسه، چیزورو و ... چه شود .. از الان مزه شیرین‌‎ش رو میتونم زیر زبونم حس کنم. حتی OP , ED ها هم فوق العاده شنیدنی میشن. هر دو فصل قبلی این اتفاق افتاده بود و با آهنگهاش کُلی خاطره دارم.

 Yuruyuri Slice-of-Life Manga Gets New Animation Project





 یه سری تصاویر اضافی بابت یادآوری خاطرات انیمه  :







Now we play the waiting game

Sakura Trick - Episode 05

Sakura Trick - Episode 05

هممم .. این قسمت کمی اُفت داشتیم! شوخی ها مثل همیشه پابرجا بود و روند داستانی هم کمی به جلو حرکت کرد ولی از لحاظ کیفی آنچنان منو فوق راضی نکرد. مقدار صحنه‌های بوسیـــدن انیمه هم کم شده بود .. کمی دوست دارم از میتسوکی فاصله گرفته بشه، این چند اپیزود تمرکز زیادی به میتسوکی داشتیم و میشه بدون میتسوکی هم پلات داستانی رو جلو برد. شاید اگه به سمت زوج و یوزو و کائده بریم، بتونیم داستان جدیدی رو به تصویر بکشیم یا مثلا دوباره به سمت کوتونه و شیزوکو بریم .. اونا رو هم چند وقته که ندیدیم.

نیمه اول اپیزود بچه‌ها میخواستن میتسوکی رو برای نقش گرفتن تو اجرای نمایش فستیوالشون جذب کنن و از هر راهی واسه اینکار استفاده میکردن. میتسوکی هم در کنارش خیالات همیشگی خودشو در مورد هاروکا ادامه داد و انواع تخیلات رو ازش دیدیم. بلاخره راضی شد که به نمایش "سفید برفی" ملحق بشه و حتی تا اجرای یه صحنه جلو رفتن. اما ظاهرا نحوه نمایش اونا فقط حالت متن خونی داشت. خود مترجم انگلیسی یه اصطلاح جالب داشت که الان حضور ذهن ندارم ولی با کلمه Drama قاطی شده بود و به نظر من تنها معادل نزدیک به اون سبک نمایش همین نمایش متن خونی بود. دیدن اینکه میتسوکی چطور خودشو خجالت زده میکنه، خیلی بامزه بود.

بامزه تر از اون هم رفتار یو در مقابل تلاش هاروکا واسه بوســـــیدن میتسوکی بود. چه کله ای بهش زد. صحنه تاپ اپیزود، جایی بود که یو با لباس شنل خودشو به سراغ هاروکا رفتن و به اون شکل کاوایی بوسیــدش! خیلی ظاهر صحنه جذاب شده بود و واقعا یکی از بهترین بوـسه های انیمه بود. روی هم رفته اپیزود خوبی بود ولی انتظار دارم تو اپیزود بعد بهتر بشه و یه سرگردن بالاتر بریم. شاید وارد کردن کارکتر جدید راه حل این مشکل باشه .. Anyway ... منتظر اپیزود بعدی میمونم.

صحنه‌هایی از اپیزود :



























Nisekoi - Episode 04

Nisekoi - Episode 04



اگه کوچکترین علاقه‌ای به گیر دادن به کلیشه‌های کوچولوی این انیمه داشته باشم، با دیدن نقاط مثبت دیگه‌ای که داره، اون علاقه خودمو از دست میدم و واقعا فکر میکنم نقاط مثبت انیمه خیلی بیشتر از نقاط منفی اونه. (این جمله من کم کم داره زیادی تکراری میشه!) این اپیزود هم به شکل خیلی جالبی جلو رفت؛ رابطه بین ایچیجو و کریساکی و البته ایندفعه اونودرا خیلی باحال بهم گره خورد و صحنه‌های کمدی بامزه‌ای رو دیدیم. اونودرا یه دوست پیدا کرد که بهش انگیزه بده و اونو به سمت جلو هُل بده .. هرچند اونودرا از اون کارکترهایی میزنه که خیلی خیلی بعیده به این راحتی به سمت جلو هُل داده بشه و مثلا به ایچیجو اعتراف کنه! نقش اعضای باندهای یاکوزای دو طرف تو این اپیزود خیلی جالب بود و علاقه دار و دسته ایچیجو به خلوت ایچیجو و کریساکی به شکل خنده داری جلو برده شد. صحنه زندانی شدن کریساکی و ایچیجو بهترین قسمت اپیزود واسه من بود؛ جایی که یه رفتار خیلی متفاوت از کریساکی دیدیم .. انیمیشن کار و میمیک‌های این صحنه رو خیلی دوست داشتم. چیزی که مشخصه اینه که، انیمه داره هر دو رابطه رو تو ذهن بیننده مثبت جلوه میده؛ هم رابطه بین ایچیجو و اونودرا و هم رابطه بین ایچیجو و کریساکی .. کار رو به جایی میرسونن که بعد از انتخاب شدن زوج اصلی، کُلی دلمون به حال اون یکی دختر بسوزه و بابتش متاسف باشیم. بهرحال من که تا اینجا کار کمی به سمت اونودرا تمایل داشتم ولی رفته رفته تو اپیزود آخر تمایلم به سمت کریساکی برگشت و شاید زوج مورد علاقه‌مو عوض کنم.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- کریساکی امیدهای زیر پا له کرد:



- ایچیجو وقتی شنید که اونودرا هم بهش علاقه داره :



- تشویق کردن ارباب :



- کریساکی تو صحنه زندانی شدن شون :

Nagi no Asukara - Episode 18

Nagi no Asukara - Episode 18

جستجو به دنبال ماناکا؛ دختری که وقت زیادی رو صرف دیدن گریه هاش کردیم و خیلی راحت تونستیم به وجودش تو انیمه عادت کنیم و اونو دوست داشته باشیم. حالا با هم به اعماق دریا و به سمت شیوشیشیو رفتیم و به دنبال ماناکای دوست داشتنی مون گشتیم! شیوشیشیو، شیوشیشیوی سابق نبود .. اینو به راحتی میشد دید و تفاوتی ظاهری لوکیشنی شیوشیشیو با چند سال گذشته خیلی زیاد بود .. اگه بخوام یه صحنه رو از نیمه اول اپیزود به عنوان صحنه برتر انتخاب کنم، دیدار دوباره هیکاری با پدرش رو انتخاب میکنم .. صحنه ای که به نیمه دوم هم کشیده شد ولی بهرحال، واقعا از لحاظ احساسی خیلی شکل جالبی داشت .. موسیقی هم تو این صحنه واقعا خوب بود. بازیگوشی های میونا و از اتاقی به اتاق دیگه رفتنش هم در نوع خودش دیدن داشت و یه نکته حاشیه ای مثبت در مورد اپیزود بود .. فکر میکردم وقتی پای اونا به شیوشیشیو برسه، با دلواپسی و نگرانی زیاد سراسیمه به همه طرف میدون و اصلا آروم و قرار نمیگیرن ولی کُل سفری که این سه نفر به شیوشیشیو داشتن، به شکل آرومی ادامه پیدا کرد. در مورد میونا، دیدارش با اورکو ساما خیلی جالب بود .. نگاه‌هایی که اورکوا ساما به میونا میکرد، شک های زیادی به فکر بیننده وارد میکرد .. واقعا چی تو سر اورکو ساما میگذشت؟ بجز این مورد، اینکه چطور تصاویر فلش بک بقیه از مدرسه رو از دید میونا دیدیم و چه ساده میتونست اون احساسات جاری تو فضای مدرسه رو حس کنه، بازم به تصویر کشیدن بهتر رابطه قدیمی که حالا وجود نداشت کمک میکرد؛ رابطه ای بین چهار دوست قدیمی، سه دوستی که حالا پیش هم برگشتن و فقط به دنبال یه عضو باقی مونده هستیم!

درسته که فاصله زمانی زیادی رو پشت سر گذاشتیم و ممکنه رابطه قدیمی اونا دوباره حس اول خودشو پیدا نکنه ولی همینکه ماناکا پیدا بشه و گروه دوستانه شون دوباره کنار هم باشن، میتونه امید برگشت به حالت های گذشته رو به وجود بیاره. نیمه دوم اپیزود با رو کردن اتفاقی که خیلی وقته منتظر دیدینشیم، به انتظاراتمون جواب داد .. اون اتفاق چیزی نبود بجز، پیدا شدن ماناکا .. به اون شکل معصومانه و در محاصره گورستان اوجوشی ساماها .. بلاخره ماناکا رو پیدا کردیم! نجات ماناکا واسه من یکی حسابی دلچسب بود .. برام مهم نبود که داره اناش رو از دست میده یا اینکه همه چیز زیر آب و لوکیشن اونا در حال فرو ریختن بود .. فقط بخاطر پیدا شدن ماناکا خوشحال بودم. حالا باید منتظر اپیزود بعد و شروع مرحله بعدی که بیدار شدن ماناکاست بمونیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- هیکاری در کنار پدرش :



- ملاقات میونا با اورکو ساما :



- پیدا شدن ماناکا :



+

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 03

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 03

اپیزود خیلی خوبی بود و بازم به انداز اپیزودهای قبلی سرگرم کننده بود. یه نکته حاشیه ای که خیلی نظر منو حین دیدن این انیمه به خودش جلب میکنه، لهجه کارکترهاست که خیلی واضح و جالب ـه. مثلا اگه به جملات ایناری یا تاناباشی دقت کنید، به راحتی میتونید این لهجه رو متوجه بشید. اما در مورد خود اپیزود .. صحنه شروع روبرویی داداش ایناری، توکا با اوکا ساما تو شروع چه خنده دار بود .. ولی ظاهرا به این زودی قرار نبود راز توکا برملا بشه و هرچند که یه فلش بک کوتاه بین اون و اوکا ساما دیدیم ولی چیز زیادی لو نرفت. (یا شاید هم راز توکا همین فلش بک کوتاه بود و چیز خاص دیگه ای در میون نیست!؟) بعد از اون، ایناری بیچاره مجبور شد تو این نیمه اول اپیزود کُلی با یه پسر شر دست و پنجه نرم کنه. پسری که مثل ایناری تغییر شکل بلد بود و چندتا صحنه کمدی باحال رو بخاطر تغییرشکل های ایناری و اون پسر دیدیم .. پسری که بعد مشخص شد داداش بزرگ اوکا ساما ست و دیدن منحرفانه عجیبی به خواهرش داره. آشنایی با خدای برکت، میا ساما هم در نوع خودش جالب بود و من که ظاهر کارکترش رو خیلی دوست داشتم .. کاملا به فضای بقیه کارکترها نزدیک بود .. یکی از 5 خدای معبد ایناری و کسی که رابطه خوبی با ایناری پیدا کرد. تو ادامه نحوه اعتیاد پیدا کردن اوکا ساما به بازی های کامپیوتری رو برای ایناری تعریف کرد .. خدایی که عاشق بازی های کامپیوتری شد! دیدن طرف دیگه داستان و اتفاقات بین داداش ایناری و اوکا ساما هم بامزه بود .. بازی کامپیوتری کردن و حرف هایی که با هم راجع به ایناری زدن.

آخر اپیزود توکا با صحنه تغییر شکل ایناری روبرو شد و راز ایناری براش برملا شد. باید ببینیم اپیزود چه عکس العملی در مورد این اتفاق از خودش نشون میده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تغییر قیافه اوتوشی، داداش اوکا ساما و بازیگوشی هاش :



- شکل واقعی اوتوشی و افکارش در مورد اوکا ساما :



- میا ساما :



- بازی اوکا ساما با توکا :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 04

Gin no Saji 2nd Season - Episode 04

یه اپیزود متمرکز به اسب سواری دیگه. اینبار کارکتری به اسم آیامه هم بهشون اضافه شد .. دختری که تو طول همون نیمه اول اینقدر خنده های مغرورانه و ملکه ای ازش دیدیم که به راحتی تبدیل به یه کارکتر اعصاب خورد کن خوب شد! وقتی میگم خوب یعنی اینکه خیلی جالب تونست در قالب یه کارکتر پرافاده بره و بیننده میتونست حس کمدی که پشت این قضیه قرار گرفته بود رو لمس کنه. صحنه های اسب سواری همه عالی بودن ولی عالی تر از همه بدون شک، صحنه اسب سواری هاچیکن با مارون بود .. جایی که مارون اختیار پرش رو به عهده گرفت و به شکل جالبی تمام موانع رو بدون خطار جلو رفت. حتی آخرین لحظات پای راست هاچیکن از مارون جدا شد که با رد شدن به موقع از خط پایان خطایی برای هاچیکن محسوب نشد. داداش هاچیکن هم مسابقه اونو دید و در نهایت دیدیم که هاچیکن نفر چهارم مسابقه شد که فکر کنم واسه هاچیکن عنوان خیلی خوبی هم بود. تو ادامه یه سری مسابقه دیگه هم دیدیم و رکورد خیلی خوبی که میکاگه به دست آورد. روی هم رفته کُلی سوارکاری کردیم و مارون هم مثل آیامه کُلی مغرور بازی در آورد و اگه به دست من بود، مارون رو به آیامه میدادم چون خیلی به میخورن! البته ناگفته نماند که مارون در کنار مغرور بودن، اسب با مرام و خوبی ـه و فقط بعضی وقتا کمی هوس میکنه سر به سر هاچیکن بذاره.

صحنه های از اپیزود :

- آیامه :



- از دست دادن کنترل مارون :



- خوشحالی هاچیکن و بقیه بخاطر خطا نداشتن :



- مارون در حال خوردن غذای خوشمزه این اپیزود :

Hajime no Ippo: Rising Episode 17

Hajime no Ippo: Rising Episode 17

اپیزود خیلی خوبی بود و یه مقدمه خیلی خوب برای مبارزه اصلی! البته به نظر من هنوز مقدمه اصلی باقی مونده اون مقدمه، مبارزه میاتا ـه. مسلما خیلی هیجان انگیز تر از مبارزه کیمورا و آئوکی میشه. چیزی که تو این اپیزود دنبال کردیم، دو مبارزه کیمورا و آئوکی بود که کیمورا مبارزه خودشو برد و آئوکی مساوی گرفت. حداقل آوئوکی از شر اینکه مُدل موهاشو عوض کنه، خلاص شد و فکر کنم مجبور به انجام دادن اون کار نباشه.

نیمه اول خیلی عالی بود. "چشماش از همین الان وارد حالت مبارزه‌ای شده" دیوید اینو بعد از رد شدن دستش توسط تاکامورا گفت .. فکرشو نمیکردم که تاکامورا دست دیوید رو رد کنه .. آخه اخلاقی که از کارکتر تاکامورا تا بحال ازش دیدیم، چنین چیزی رو رد میکرد و حالا اینجا با دست ندادن تو نشست مطبوعاتی جلوه منفی کوتاهی از خودش به جا گذاشت .. به نظر من کمی از این رد کردن دست دادن با دیوید به فشار و استرس تاکامورا برمیگرده. درسته که به چهره نمیاره ولی قهرمانی جهان عنوان خیلی سنگینی ـه و به راحتی فکر یه مدعی عنوان رو به خودش مشغول میکنه. قبل از اینکه وارد فضای مبارزه اصلی و رینگ بوکس تاکامورا و ایگل بشیم، تونستیم نگاهی به استادیوم داشته باشیم؛ اونم بوسیله ورود کیمورا و آئوکی .. محیط سالن و اینکه چقدر تماشاگرا سالن رو پر کرده بودن، خودش به تنهایی هیجان کار خیلی خوب بالا میبرد و ظاهر خیلی جذابی داشت. جالب این بود که کیمورا بیشتر از اینکه بخواد بخاطر این تماشاگرا برنده رینگ باشه، بخاطر اینکه مجبور نشه اون مدل مو رو بزنه، میخواست بازیو ببره. بعد از کُلی عقب موندن بلاخره نقطه ضعف حریفش رو پیدا کرد و اونو شکست داد. ظاهرا آئوکی مجبور بود بخاطر اینکه تنهایی از اون قرار مدل مو زدن جا نمونه، بازی خودشو ببره.

نیمه دوم مبارزه آئوکی رو دیدیم. جایی که آئوکی به جای تمرکز به مبارزه، رو خال صورت پاپایا متمرکز شده بود! از همون اولش مشخص بود که این مبارزه قراره به حالت کمدی جلو بره. مشتی که از پاپایا خورد و روی کله رو به جلو سُر خورد، واقعا خنده دار بود .. فقط تو مبارزه آئوکی میشه چنین چیزی رو دید. قسمت باحال‌تر مبارزه جایی بود که آئوکی تصمیم گرفت حرکت نگاه متعجبی که قبلا رو کرده بود رو دوباره به کار بگیره و به شکل مسخره و خنده داری هر کدوم به یه طرف نگاه کردن! ظاهرا پاپایا دست آئوکی رو خونده بود و نقشه آئوکی عمل نکرد. بلاخره بعد از تموم شدن راند آخر، این بازی با مساوی تموم شد. حالا نوبت به میاتا رسیده، باید ببینیم چه بلایی سر حریفش میاره؛ حس میکنم مبارزه عالی از خودش نشون میده .. جوری که تماشاگرا حسابی واسه مبارزه بعد آماده میشن.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- نگاه تاکامورا در حین رد کردن دست دیوید ایگل :



- تاکامورا خیلی خوب روحیه شون رو با رو کردن عکس بهم ریخت :



- مبارزه کیمورا :



- مبارزه آئوکی و صحنه نگاهشون به دو طرف :

Diamond no Ace - Episode 17

Diamond no Ace - Episode 17

این اپیزود یه سری اصطلاحات بیسبالی جدید داشتیم که باعث شده بود تفاوت گیم پلی درون زمین به شکل خاصی در بیاد و به نظر من آشنا شدن با اون اصطلاحات کمی به بهتر درک کردن فضای بازی کمک میکنه. مثلا یکی از اصطلاحات بالک بود که از تلاش پیچر برای "برداشت آزاد" شکل میگرفت. برداشت آزاد هم اصطلاح دیگه‌ای بود که برای تعریف بالک، اول باید اونو باهاش آشنا بشیم .. برداشت آزاد وقتی ـه که پیچر به جای پرتاب کردن به سمت بَتر و کَچر با دیدن اینکه دونده تیم حریف هنوز قبل از پرتابش از بیس جدا شده، به سمت بیس قبلی یا بعدی دونده توپو پرت میکنه و با اینکار باعث اوت شدن اون میشه. بالک هم خطایی هستش که در صورت خراب انجام دادن برداشت آزاد شکل میگیره. کاری که ایجون اینجا انجام داد و با دیدن حرکت بازیکن بیس تیم کیریو، تصمیم گرفت توپو به سمت اون پرتاب کنه ولی اشتباهی که ایجون کرد، این بود که پاهاش تماما از خط منطقه پیچر خارج شده بود .. اینقدر به منطقه حرکت بازیکن بیس کیریو متمرکز شد که لوکیشن خودشو فراموش کرد و بالک یا خطا رو به تیم حریف داد. بالک، خطایی ـه که بعد از انجام گرفتش، بازیکنای بیس تیم حریف میتونن یک بیس به سمت جلو حرکت کنند. پس این اشتباه ایجون باعث شد که تیم حریف یک بیس به جلو حرکت کنه. در مورد حرکت "بازی دوگانه" ای که باعث شد همه چیز برگرده .. تیم کریو یه بازیکن تو بیس اول و یه بازیکن تو بیس سوم داشت که با زدن یه چوب میتونستن بازیکن بیس سوم رو به هوم ران برسونن و امتیاز بگیرن اما نگاه ایجون به بازیکن بیس سوم باعث شد ترس به جون اون بازیکن بیافته و اونو اوت کنن و حتی بعد از اون سریعا توپو به بیس دوم پرت کردن که قبل از رسیدن بازیکن بیس اولشون به بیس دوم، توپ به بیس رسید و باعث شد که بازیکن بیس اول هم اوت بشه .. پس با حرکت جالب ایجون دو اوت خیلی عالی گرفتن و ایجون تیم رو از امتیاز دادن نجات داد.

کارکتر ایس تیم حریف، تاچی بود که ظاهرا باحالی داشت و در عین اینکه ترسناک به نظر میرسید، لبخندهای خنده داری داشت. این اپیزود هم یه بخش کوچولو به فورویا تمرکز داشتیم که با موفقیت تونست تاچی رو استرایک اوت کنه و حتی ازش هوم ران هم گرفت. کاری که به قول میوکی میتونست روحیه تیم حریف رو بهم بریزه .. اما اینطور نشد و حرف های مربی شون باعث شد که روحیه تیمی از بین نره و دلگرمی جالبی به تیمشون داد. پرتاب های ایجون داره بهتر و بهتر میشه و به نظر من اگه این حالت اوج گرفتن پرتابش رو بتونه کنترل کنه، تقریبا فُرم خودشو کامل کرده و میتونه از اون به بعد به قوی تر کردن پرتاباش تمرکز کنه. با اتفاقاتی که تو این اپیزود افتاد و موفقیتی که ایجون تو اواخر اپیزود با گرفتن "بازی دوگانه" به دست آورد، به نظر میرسه مربی از بازی ایجون راضی باشه و ایجون تو مسابقات تابستونی بازی میکنه.

روی هم رفته نسبت به اپیزود قبلی که به فورویا متمرکز بود، این اپیزود رو بیشتر دوست داشتم .. امیدوارم اپیزود بعدی اپیزود آخر این بازی تمرینی باشه و زیادتر این بازی رو کش ندن. جا داره به فضای بعد حرکت کنیم و واسه مسابقات تابستونی آماده بشیم. دوست دارم کمی لوکیشن انیمه عوض بشه، مثلا ایجون برای چند روز به شهرشون برگرده .. میتونه جالب باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تاچی، ایس تیم کیریو :



- ورود ایجون به زمین :



- استایل پرتاب ایجون .. "جوری که انگار داری به زمین میکوبی" :



- برگشتن توپ به دستکش ایجون و بازی دوگانه‌ای که به خاطرش شکل گرفت :