M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Sakura Quest - Ep 01

Sakura Quest - Ep 01






و جایزه بهترین شروع فصل تعلق می گیره به ... این انیمه؟!



شاید شاید .. ولی! چون هنوز خیلی از انیمه های فصل رو ندیدم ترجیح میدم فعلاً چنین جمله ای رو با اطمینان نگم ولی حقیقتاً اپیزود اول واسه من دوست داشتنی،‌ خنده دار و سرگرم کننده بود. علاوه بر محیط با طراوت روستایی که از تریلر میشد بهش پی برد، کارکترها هم شخصیت پردازی و نمای اولیه بسیار خوبی داشتن؛ چه از کوهارو، شخصیت اصلی و ماکی که تو قطار باهاش آشنا شد گرفته تا رئیس و کارکترهای فرعی که وظیفه مهمی رو برای شاد و سرحال نشون دادن انیمه بر عهده دارند. و از نظر من این وظیفه رو برای شروع به خوبی انجام دادن.

رنگ و روی انیمه به مانند باقی کارهای استودیوی P.A Works حسابی خوبه. از این مورد نمیشه گلایه کرد و چیزی گفت. گلایه همیشگی من از کارهای قبلی این استودیو به سرانجام نرسیدن و خوب نبودن ریتم انیمه هاشون بوده که حالا امیدوارم این ایراد در این اثر زیاد وارد چشمم نشه. شاید در 3-4 انیمه قبلی این استودیو به اندازه Sakura Quest احساس خوبی رو به دست نیاورده باشم. این رو به فال نیک می گیرم.

حالا بهرحال ... انیمه چشمم رو گرفت و مشتاقانه منتظر دیدن ادامه کار هستم. 


- حضور کوتاه این کارکتر هم در نوع خودش عالی بود .. کلی به این صحنه خندیدم :

Alice to Zouroku - Ep 01

Alice to Zouroku - Ep 01






وقتی به محتوای داستانی نگاه می کنید می فهمید که چرا اپیزود اول 44 دقیقه ای شد.

واقعاً با نیمه اول ممکن بود خیلی ها انیمه رو دراپ کنن. و شاید هم عده ای این کار رو کرده باشند ولی چیزی که به نظر من مطمئن به نظر میرسه اینه که نیمه دوم انیمه بسیار بهتر شد. با ورود به لحظاتی مثل صحنه گل فروشی و یا تک و تنها شدن زوروکو و سانا صحنه های عاطفی و قشنگی رو به چشم دیدیم. نیمه اول با داشتن صحنه های تعقیب و گریز CGI بد به نظر خیلی سطحی و ضعیف می رسید ولی در کنار این موضوع همچنان یک حس معصومانه جالب در نگاه کارکترهای انیمه به چشم می خوره که این واسه من چیز جذابیه. اینکه سانا نمی دونه تو دنیای بیرون چقدر چیز جالب وجود داره درجه معصومیت اون رو بسی بالا میبره.

ضمن اینکه موسیقی متن خوبی هم داشتیم ...

حالا در ادامه باید دید که انیمه کدوم روال رو دوست داره پیگیری کنه؛ روال تعقیب و گریز بسیار و صحنه های متحرک CGI ای که زیاد تاثیربرانگیز نیستن یا صحنه های عاطفی و برش زندگی. امید من به گزینه دومه و باید دید که مانگا اصلی سری به چه زوایایی از داستان پرداخته.

روی هم رفته من نیمه دوم رو دوست داشتم.

Sakurada Reset - Ep 01

Sakurada Reset - Ep 01






شروع کند ولی کنجکاو کننده ای داشتیم.

نکته ای که از همون لحظات اول توجه من رو به خودش جلب کرد و در ادامه هم بهتر شد، موسیقی متن اثر بود که به خوبی با قالب انیمه همراه بود. شنیدن هر از چندگاه صدای یویی ماکینو، خواننده خوش صدای ژاپنی به من احساس خوبی می داد. چه خاطره های بسیاری که با صدای این خواننده در انیمه Aria داشتم و در حدی بهش علاقمند شدم که تمام آلبوم های این هنرمند رو دانلود کردم. زمزمه های پشت زمینه این خواننده می تونه حس خوبی به صحنه های احساسی اثر بده و امیدوارم بیشتر از حضور اون استفاده بشه. در کنار ماکینو ترک های خوب و دیگه ای هم داشتیم که باعث میشه بخوام نمره خوبی به موسیقی متن اثر بدم.

اما در مورد داستان، هنوز نیاز به زمان هست.

روی هم رفته .. انیمه نیاز به تحرک احساسی داره. کارکترها باید کمی از بی روح بودن در بیان ولی پتانسیل پابرجاست.

Gabriel Dropout - Ep 04 & 05

Gabriel Dropout - Ep 04 & 05





فرشته ای معصوم و احمق تر از ساتانیا از راه رسید.



قسمت 04 : من چون مانگا رو تا به اینجا خونده بودم می دونستم که با یک اپیزود ساحلی زودهنگام روبرو میشیم و اصلاً هم چیز بدی نیست. 3 اپیزود اول به معرفی کارکترهای اصلی گذشت و با اخلاق و رفتار هر کدوم آشنا شدیم و بعد از اون یه محیط برای کمدی گروهیِ تیم به وجود اومد. و تفاوت اپیزود ساحلی این انیمه با انیمه های دیگه اینه که چون فرشته و شیطان رو در کنار هم دارید می تونید انتظار داشته باشید که هوا یهو صاف بشه و چیزی جلوی خوش گذرونی اونا رو نگیره. و بعد روتین های همیشگی شروع میشه؛ اینکه ساتانیا چطور کنار ساحل اذیت میشه، یا گابریل گاهی هوس می کنه بقیه رو اذیت کنه و مهربونی های وینه.

صحنه بعد از تیتراژ هم در نوع خودش جالب بود. کمی فلش بک دیدیم و یه مقدار با اونچه که بر گابریل گذشته بیشتر آشنا شدیم.





قسمت 05 : تاپریس، موجودی خنگ تر از ساتانیا وارد می شود.

اینجور که یکی دو بار تو طول اپیزود گفته شد تاپریس حضوری موقتی داره و قراره برگرده به مدرسه بهشتی! هنوز یک سال تا برگشتن به دبیرستان میتن فاصله داره و صرفاً بخاطر اینکه احساس تنهایی می کرد پیداش شده بود و با چیزایی روبرو شد که به هچ وجه دلش نمی خواست ببینه. چیزی که در مورد تاپریس واسم جالب بود این بود که به نسبت باقی فرشته ها و یا شیاطین انیمه بیشتر از خدا حرف میزد و هر اتفاقی که می افتاد خدا ورد زبونش بود و به عنوان یک فرشته وفاداری بیشتری به این مسائل معنوی نشون می داد. البته وقتی اونو در کنار گابریل تنبل و رافیلِ سادیست بذارید قطعاً پررنگ به نظر میرسه. ولی بهرحال بین این سه فرشته معصوم ترین به نظر میرسه.

روبرو شدن ساتانیا و تاپریس قطعاً یکی از بهترین صحنه های انیمه تا به اینجا بود.

صورت چسبیده به شیشه رافیل و لذتی که می برد، باحال بازی های ساتانیا در حالی که کف قفسه افتاده بود () و سادگیِ بیش از حد تاپریس ... همه چیز این صحنه خوب بود.


صحنه‌هایی از دو اپیزود :

- این بیچاره چقدر گناه داره :



- این صحنه منو یاد صحنه ای از Himouto انداخت :





- آخه ... میمیک رو .. !!



- تاپریس و لباس فضاییش :





- لحظه رودرویی تاپریس با ساتانیای باحال :



- خودمونیم، با این میمیک ها هر کی نفهمه فکر می کنه ساتانیا چقدر شیطانیه!!



- آخی ... واااای.

Gabriel Dropout - Ep 03

Gabriel Dropout - Ep 03




قهوه ای نوش جان کنیم و با فرشته مون از کار و گرما بنالیم!



یکی از نقاط قوت کارگردانی مثل ماساهیکو اوتا اینه که خوب بلده کارکترهای فرعی رو به تصویر بکشه؛ چه در انیمه ای مثل Yuru Yuri که با کارکترهای فرعی بسیاری بوده باشه و یا چه پسرهای انیمه ای مثل Love Lab و یا چرا راه دوری بریم؟ بومبر از انیمه Himouto رو به خاطر بیارید که با اندک حضوری که داشت چقدر خوب ظاهر میشد. و البته .. شاید من تو اپیزود قبل از حضور رئیس و مبصر کلاس کمی نالیده باشم و از اینکه چهره مناسبی داشت یا نه مطمئن نبوده باشم ولی باید از اینکه این اپیزود سوم چقدر خوب به شخصیت قهوه چی پرداخت حرف بزنم و بگم که جداً نیمه اول اپیزود رو بخاطر این کارکتر دوست داشتم. اینکه چطور کارکتر پر از روح و پر از اشتیاقش (به قهوه!) در کنار شخصیت تنبلی مثل گابریل قرار گرفت؛ گابریلی که صرفاً به دنبال بدست آوردن پول واسه بیشتر بازی آنلاین کردن بود و هست. زوج جالبی رو خلق کرده بودند ...

و جالب تر وقتی شد که پای ساتانیا، مهره طلایی انیمه هم به کافی شاپ کشیده شد و همه چیز یک درجه بهتر شد.

خاصیتی که ساتانیا به صحنه کافی شاپ اضافه کرد خاصیت روی مخ گابریل رفتن بود که اینجا حسابی به کار می اومد؛ اینکه اونو تا چه مرزی تحریک می کنه یکی از نکته های دوست داشتنی (!) انیمه ست و به مرور زمان جرقه ارتباط بهتر رو بین دو کارکتر ساتانیا و گاب میزنه. و البته در کنارش افکار درهم قهوه چی رو هم داشتیم که مثل همیشه همه چیز رو به قهوه ربط می داد .. تو ذهن اون چنین جمله ای ثباتی دائمی داره : زندگی فنجانی پر از قهوه ست .. باید نوشیدش!

از دیدن زوج بندی و همراه شدن رافیل و وینه کمی تعجب کردم. از این لحاظ که فکر نمی کردم به این زودی اتفاق بیافته ولی خب بهرحال لحظه خوبی بود و دیدیم که رافیل حتی در مقابل وینه هم دست از شیطنت هاش برنمی داره و یه جورایی احساس سادیستی خودش رو بر صحنه غالب می کنه. و وینه هم که معصومیت خاصی داره و دم به تله میده. در مورد صحنه خامه هم، شاید فکر می کردم وینه به خامه تیز میرسه ولی اینطور نشد. اینطور نشد تا بار دیگه پای مهره طلایی انیمه، ساتانیا به صحنه کشیده بشه و پانچ لاین جوک به این شخصیت تعلق بگیره.

این اپیزود بار کمدی خوبی داشت :

- صحنه لگد کوبیدن گابریل به در و پرت کردن ساتانیا به هوا یکی از بهترین صحنه های انیمه تا به اینجا بود.
- صحنه دیدن ساتانیا و غیب شدن ناگهانی رافیل از کنار وینه باحال بود!
- میمیک های همچنان خاصِ ساتانیا (که تو ادامه ازشون شات میذارم.)
- پیچوندن کار توسط گابریل و سازش فوق العاده زیادی که قهوه چی باهاش داشت.
- کل بیت ارجاع به فیلم های سینمایی که حتی ارجاعی جدید مثل اشاره به فیلم Your Name درونش گنجونده شده بود هم واسم جالب و هم یه جورایی خنده دار بود.
- درجا زدن های ساتانیا کنار در کافی شاپ یه لبخند گنده روی لب من نشوند. نمی دونم چرا اینقدر نازنین و بی گناه به نظر میرسه!!

- سپر فرشته ای گابریل هم که کار به جایی نبرد.



+ یک لحظه از مانگا، مرتبط با این هفته :









صحنه‌هایی از اپیزود :

- اخم و بدخلقی های گاب چان سر کار کردن :





- دست و پا زدن ساتانیا جلوی در کافی شاپ :



- از اون میمیک های خاص ساتانیا :



- بهمراه قهوه چی :



- بیچاره قهوه چی از مهربونی تمام به چه جایی رسید :



+

- وینه و ترس از فیلم :



- وقتی به عقب نگاه کنید یکی از لحظات خاص این انیمه می تونه دیدن رافیل و ساتانیا کنار هم باشه :



- چشمک گابریل بعد از کتک زدن ساتانیا :



- قیافه رو :

Gabriel Dropout - Ep 02

Gabriel Dropout - Ep 02






روتین داره شکل می گیره! سادیست بازی رافیل، به گریه انداختن ساتانیا و منفی گرایی گابریل!



خب، به خوبی ادامه دادیم!

به من باشه میگم فعلاً وزنه اصلی انیمه ساتانیاست و فکر می کنم شخصیت ساتانیا به خوبی تونسته بار کمدی انیمه رو به دوش بکشه. حتی در بحث اپیزودیک انیمه در سایت های مختلف این دختره که به عنوان بهترین دختر انیمه ازش اسم برده میشه و اینجور که به نظر میرسه باقی کارکترها به زمان برای رشد نیاز دارند. بجز ساتانیا من گابریل رو دوست دارم و فکر می کنم داره جایگاه خودش در انیمه رو پیدا میکنه. هنوز به اندازه یک شخصیت اصلی پررنگ نیست و باید بهش وقت بدیم ولی ذره ذره داره به اونجای مشخص شده میرسه. و در مورد رافیل و وینه هم فکر می کنم قراره در همین سطح مکمل بودن باقی بمونن که ایرادی به این موضوع وارد نیست.

اما این اپیزود یه شخصیت جدید داشتیم؛ رئیس و مبصر کلاس که بیشتر با خیالاتی که از مکالمه وینه و گابریل داشت وقتش رو گذروند. حقیقتش وقتی اولین شات از مبصر کلاس رو دیدم کمی دلم می خواست شخصیتی با طراحی بهتر می دیدم ولی باید منتظر موند و دید که مبصر کلاس چقدر در انیمه نقش داره و شاید همین اپیزود جز حضورهای پررنگش بوده باشه و در ادامه به سایه ها بره. روی هم رفته به عنوان یه کارکتر گذرا حضور بدی نداشت و تونست به سناریوی فرم جریان جالبی ببخشه.

چیزی که تا به اینجا دیدیم اینه که احساسات مشخصی از کارکترها طراوش میشه؛ ساتانیا همیشه در عین معصومیت غرق در افکار شیطانیه و البته خنگی اون حد و مرز نداره! من حسابی دلم واسش میسوزه .. نمی دونم چرا ولی شیرینی خاصی درون کارکترشه که دلمُ میبره. ولی جالبه که از اون طرف رافیل، کسی که اونو اذیت می کنه رو هم دوست دارم ... و اذیت نمیشم که اون داره ساتانیا رو بازیچه دستش می کنه. به هم میان و زوج کمدی نازنینی هستن. زوج دیگه مون رو باید وینه و گابریل بدونیم که یه جورایی وینه رو میشه فرشته نجات (یا اینجا بهتره بگیم شیطان نجات!!) گابریل بدونیم؛ به اخلاق و رفتار گاب نظارت داره و می بینه که اون چیکار می کنه.


یه سری نکته گذرای دیگه :

- میمیک های ساتانیا معرکه ست. هر لحظه یه ریخت بامزه ای پیدا می کنه.
- ماهیِ جهنمی چه خنده دار بود. موندم بازم آیتمی/جونوری از جهنم می بینیم یا نه.
- این قسمت ED هم اضافه شد که حسابی تو دل برو و جذاب بود.
- گابریل گاهی دیالوگ های سنگینی/فلسفی درباره انسان ها به زبون میاره. از الان واسه کشف اینجور صحنه ها ذره بین به دست میشم.
- سگ داستان هم هنوز نقش داره و اینجور که معلومه آلت دست رافیل شده. بهرحال من از بودنش استقبال می کنم!
- فکر نمی کنم قسمت بعد رافیل شاگرد ساتانیا باقی بمونه و اون جریان تموم شده.
- انیمه پیش نمایش قسمت بعد نداره ... موندم چرا ... !


- نمایی از چپتر مرتبط در مانگا :





صحنه‌هایی از اپیزود :

- ساتانیا و درگیری همه روزه ش با سگ داستان :





- قیافه خسته و بی حوصله گابریل عالیه :





- ولی انگار گاهی به فکر اذیت بقیه هم می افته :



- بهترین میمیک اپیزود :


- تصور گابریل از به پا کردن قیامت :



- چهره بشاش آشپزباشی :



- ماهی رو ... :





- وینه هم خوب میمیک هایی داره :



- جنگ با ماهی به ضرر ساتانیا تموم شد :



- بیدار شدن و دیدن رافیل :




- وای، اینجا ساتانیا چه ناز شده بود :



- نمایی از ED زیبای انیمه :

Urara Meirochou - Ep 02

Urara Meirochou - Ep 02


مادر چیا، گاردهای ساکو چان و دلگرم کننده تر شدن انیمه!


به عنوان اپیزود دوم محتوای جالبی رو داشتیم؛ از فهمیدن و شنیدن جریان مادر چیا که چیا به دنبال پیدا کردنشه تا هدف اواراری درجه/سطح یک شدن و بعدشم که آشنایی با دو کارکتر فرعی باحال یعنی گاردهای ساکو چان. من هر بخش اپیزود رو دوست داشتم .. احساس کردم سری به سمت دلگرم کننده تری حرکت کرد و این موضوع بخاطر صحبت از مادر کارکترها بیشتر رنگ گرفت؛ حالا کمی از فکر و ذکر چیا با خبریم و می دونیم می خواد با اورارا شدن به چه هدفی برسه. امیدوارم تو ادامه همچنان به احساس التیام بخش و دلگرم کننده انیمه متمرکز باشیم.

از اون طرف صحنه وارد شدن گاردهای ساکو رو داشتیم که حسابی بامزه بود. از غذا دادن ساکو به چیا و صحبت از "بوسـه غیر مستقیم" شروع شد و بعد دیدیم که اونا خودشونم یه جورایی عاشق ساکو هستن و هوس کرده بودن که غذای ساکو رو لب بزنن. ولی زهی خیال باطل ... چه بلایی سرشون اومد. از اون طرف هم ساکو حس و حال یوری باحالی تو شخصیتش داره که من دوست دارم. هر دفعه با چیا روبرو میشه صحنه دیدنی میشه. خصوصاً این اپیزود که فهمید چیا بخاطر کوهی و جنگلی بودنش زیاد با لباس و اون چیزی که باید زیر لباس بپوشه آشنا نیست. صورتش و میمیک هاش تو اون صحنه حرف نداشت!

و انیمه یه جورایی جنبه منحرفانه ای که داره رو هم نگه داشت.

روی هم رفته به عنوان اپیزود دوم حسابی خوش گذشت .. منتظر هفته بعدم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- نقاشی دخترا از مادر چیا :



- گاردهای بامزه ساکو چان :



- چیا در حال خوردن غذای ساکو :

Little Witch Academia - Ep 01

Little Witch Academia - Ep 01




تریگر، خلاقانه همراه با احساسی آشنا!




بله، استودیو تریگر عادت به این داره که گاهی بیننده های خودش رو ترول کنه ولی در کنار این موضوع گاهی انیمه هایی که می سازه اونقدر خوش سبک هستن که به راحتی بیننده ها رو راغب می کنه تا چند فصل ترول های این استودیو رو تحمل کنند. حالا این کار می تونه Kill la Kill و فضای فوق خلاقانه اون باشه و یا این کار می تونه Little Witch Academia باشه که با الهام گرفتن از یک فضای جادویی، فانتزیِ وجودمون رو بطرزی عالی ارضا می کنه. این لذت وقتی بیشتر میشه که شما عاشق ژانرهای جادو و جادوگری، هری پاترها و سری های وابسته هم باشید .. و بعد عنصرهای ژاپنی هم به درون انیمه تزریق میشن و انیمه رنگ و بوی عاطفی قشنگی به خودش می گیره.

اپیزود اول نشون داد که خوشبختانه سری اصلاً حس و حال خوب فیلم و OVA خودش رو از دست نداده و حتی شاید اینجا به مرور زمان احساس نزدیکی و انس مخاطب با اثر بیشتر هم بشه. من چون تازگیا فیلم و OVA رو دیدم به خوبی می تونم این رو تایید کنم که اپیزود اول احساس نزدیکی به دو اثر قبلی داره و این یه نکته بسیار خوبه. و توصیه می کنم اگه هنوز اون فیلم و OVA رو ندیدید به سراغشون برید که نرفتن به سراغشون واقعاً حیفه!

روی هم رفته شروع بسیار نازنین و در عین حال ماجراجویانه ای بود. مشتاق دیدن ادامه سری ام.


+

کاگاری چه دوست داشتنیه :