M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Noucome Episode 07 // Anime

Noucome Episode 07 // Anime

مسابقه عجیب و غریب بین دو گروه شروع شد؛ کُل اپیزود تو محیط مسابقه بودیم .. جایی که حتی سنسی هم در کنار گزارشگر تو جایگاه مخصوص نشسته بود و به انتخاب نوع مسابقه کمک میکرد. مسابقه "لقب انتخاب کردن" ، "کشتی گرفتن" ، "بازیگری و نمایش" و سنگ کاغذ قیچی! فضای مسابقه با بودن اون تماشاگرا و حرکات‌شون، طرفدارای یاواکازه و البته اون بازیکن عجیب دیگه‌ای که غیب‌ش زد یعنی یومیشیما سنپای واقعا خنده‌دار شده بود. آخر اپیزود هم که با تکمیل شدن ماموریت آماکوسا روبرو شدیم، جالب این بود که آسون‌ترین قسمت ماموریت یعنی راضی کردن شکلات به گفتن "دوستت دارم" رو به آخرین لحظه واگذار کرده بود. روی هم رفته فکر میکردم اپیزود مسابقه خیلی بد و شلوغ میشه ولی اینطور نبود و سطح کمدی خوبی داشت.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- یومیشیما سنپای :



- سنسی در کنار اعلام کننده مسابقات :



- بُرد با اقتدار یوراگی با اون نمایش وحشتناک بازیگریِ خودش :



- شکلات هم که فروشنده خوبی شده بود :

Golden Time Episode 08 // Anime

Golden Time Episode 08 // Anime


تو شروع این اپیزود یه فلش‌بک خیلی خوب دیگه داشتیم. ظاهرا قراره زیاد از اینجور فلش‌بک‌ها ببینیم و اینجوری میتونیم با بانری قدیمی بیشتر آشنا بشیم. اینبار فلش‌بکمون به عشق بین لیندا و بانری اشاره بیشتری داشت. قبلا به این اشاره کردم ولی دوست دارم بازم بگم که رابطه بین بانری و لیندا حس واقعی‌تر و بهتری برام داره و از الان اون دو نفر رو تشویق میکنم .. هرچند همه چیزبه کوکو متمرکزه ولی خوب .. نمیشه ناامید شد. تو ادامه برگشتیم سراغ رابطه بین میتسو و اوکا چان، اوکاچان هنوزم کُلی عجیبه .. درامای بین اون کارکترُ دیدیم .. پارتی خوشحال و سرحال کردن میتسو و بعد از اون یه صحنه عالیِ دیگه بین بانری و لیندا؛ جایی که از جواب لیندا روی پُل شنیدیم، اینکه جوابش "نه" بوده، زیاد باورپذیر نیست و شاید بخاطر شرایط فعلی چنین چیزیُ میگه. بهرحال امیدوارم بیشتر از اینها درباره‌ش بشنویم و البته خیلی زود حافظه بانری برگرده چون اونوقت میتونیم کُلی اتفاقات تازه ببینیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- فلش‌بک بانری و لیندا :



- بانری در کنار میتسو، نحوه ورودش به خونه میتسو خیلی خنده‌دار بود :



- این حرکت کوکو هم خیلی عجیب بود :



- چهره شوکه لیندا از سوالی که بانری در مورد جواب روی پُل پرسید :

Kill La Kill Episode 08 // Anime

Kill La Kill Episode 08 // Anime


یه اپیزود خیلی جالب از انیمه و پیش‌پرده‌ای واسه یه اپیزود عالی. اسمشُ بذاریم "اپیزودِ فلش‎‌بک‌های خوب" ؟ چطوره؟ دو فلش بک خیلی جالب تو این اپیزود داشتیم که صحنه‌های خوبی درشون نهفته بود. یکی، چیزی که شاید خیلی از ماها منتظر دیدن‌ش بودیم، به نمایش کشید؛ دارم از به تصویر کشدن پدر ریوکو و صحنه آتش‌سوزی حرف میزنم. واقعا فلش‌بک جالبی بود، انتظار نداشتم پدرش این شکلی باشه و سوپرایز خوبی بود. میتونست طولانی‌تر باشه ولی سبک تقسیم صحنه و عوض شدن صحنه‌های انیمه جوری ـه که همین مقدار هم ممکنه اندازه مناسبی محسوب بشه. بهرحال ریوکو بخاطر تعقیب قاتل پدرش، حرفهای مهم اونُ از دست داد! قسمت موتورسواری ماکو و ریوکو نتایج خیلی خوبی داشت و من که حسابی ازش راضی بودم. فلش‌بک دوم فلش‌بک مربوط به گاماگوری بود که بازم چیزای خیلی جالبی داشت، مثل روبرو شدن با ساتسوکی جوان که ظاهر نسبتا متفاوتی داشت و ابهت‌ش واقعا دیدنی بود.

اما آخر اپیزود ... چهارستون شورا در مقابل ماتوئی؟! واو .. میریم که یه اپیزود فوق‌‎العاده رو ببینیم!

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ریوکو در کنار پدرش :



- ماشین سواری جالبی بود :



- فلش‌بک دوم :



- شاتی که از ریوکو در کنار چهار ستون دیدیم :

Nagi no Asukara Episode 07 // Anime

Nagi no Asukara Episode 07 // Anime


درسته، وقتش رسیده .. بیاین با هم به طرف شهر بریم؛ یه سفر چند نفره دوستانه برای پیدا کردن هدیه‌ای برای آکاری. داستان این اپیزود خیلی ساده ولی پر احساس بود. مثل همیشه اتفاقات فرعی زیادی برای هُل دادن داستان به سمت جلو وجود داشت و با اینکه حالت اپیزودیکی در جریان بود، نمیشد اتفاقات، دیالوگ‌ها و شکل‌گیری مسیر جدید انیمه رو ندیده گرفت. دیدن میز صبحونه متشکل از هیکاری، آکاری، میونا و پدرش شکل جدیدی به تصویر انیمه داد. بودن هیکاری و آکاری تو ساحل آرک جدیدی رو برای انیمه شروع کرده و این آرک با داستان قشنگ کودکانه‌ای از طرف میونا شروع شد. گردنبندی که با علاقه و عشق اون به آکاری داده شده؛ شاید این موضوع که اون گردنبند گرونقیمت برای خرید موجود نبود، این هدیه رو کُلی بهتر و باارزش‌تر کرد و اینکه همین عشق و احساس میونا تو این گردنبند نفهته بود، برای آکاری کافی بود که احساساتی بشه و در کنار بقیه صحنه خیلی دوست داشتنی احساسی رو به وجود بیارن.

یکی از قسمت‌های خیلی مهم اپیزود جایی بود، که چیساکی وارد آســــــــانسور شد و به دلیل سنگینی آســــــــــانسور مجبور شد بیرون بیاد و هیکاری بهمراه اون خارج شد؛ حرف‌هایی که بین‌شون رد و بدل شد واقعا جالب بود. بلاخره تونستیم دریچه‌ای از افکار هیکاری درمورد اینکه چرا رفتارش اینقدر عوض شده ببینیم. حمایت کردن از ماناکا، اهمیت دادن به احساسات ماناکا حرف‌های بالغانه‌ای که از هیکاری شنیدیم. از طرف دیگه، میشه گفت که چیساکی با شنیدن حرف‌های هیکاری شانس جدیدی رو پیش روی خودش میبینه و با توجه به تغییراتی که هیکاری به مرور زمان داشته، به هیچ وجه دور از انتظار نیست که هیکاری و چیساکی تبدیل به یک زوج بشن! چیزی که مشخصه اینه که، روند درام و داستانی انیمه همچنان به قوت خودش باقیه و به عنوان یه انیمه 26 قسمتی اگه همین روند رو در طول این تعداد اپیزود نگه داره، به راحتی یکی از بهترین انیمه‌های پاییز میشه.

یه سری جزییات که در مورد اپیزود دوست داشتم .. قسمت آب‌بازی گروه و اهمیتی که میونا به خیس کردن هیکاری میداد. اصرار پدر میونا به رابطه برقرار کردن با هیکاری و رفتار خجالت‌زده‌ش. ظاهر رنگارنگ و متفاوت لباسی ماناکا و چیساکی تو این اپیزود، پخش شدن و گشتن به دنبال گردنبندی که میونا میخواست، صحنه مکالمه ماناکا و کانامه و البته برفی که تو انتهای اپیزود بارید و کلیف‌هنگر جالبی بود.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه خارج شدن هیکاری بهمراه چیساکی از آســــــانسور :



- ماناکا در کنار کانامه :



- رسیدن گروه به خونه و روبرو شدن میونا با آکاری :



- لحظه دادن هدیه عالی بود :

Samurai Flamenco Ep6 // Anime

Samurai Flamenco Ep6 // Anime


خوب همونطور که حدسش زده میشد، دخترای فلامنکو یه جایگاه خاص فرعی تو انیمه پیدا کردن. خوبی که داستان پیدا کرده، جدایی ماسایوشی از اونا بود؛ بهرحال تغییر خوبی بود. کمی از فعالیت های اون دخترا دیدیم که چیز فوق العاده ای نبود و زیادی معمولی بود. اما قسمت جالب اپیزود فرار ماسایوشی از دست مردم و کسایی که به دنبال اون پول زیاد بودن، بود. ماسایوشی حتی در حین فرار کردن هم به فکر کمک به دیگران بود و به کسایی که اونُ تعقیب میکردن کمک میکرد که نکته خنده دار و جالبی بود. چیز دیگه ای که به چشم میرسید، امکانات جدیدی بود که ماسایوشی به لباس و ترکیب ظاهری فعلی خودش اضافه کرده بود؛ مثلا اون شیوه بالا رفتن از دیوار یا فرار کردن از دست دیگران. امکانات خوبی برای خودش فراهم کرده. حالا کم کم میشه اونُ در ظاهر و ابهت یه سوپرهیروی تصور کرد. تو ادامه کار، گیر دادن‌های ماری به گوتو هم در نوع خودش بامزه بود ولی بازم به نظر من جای اینکه نقش گوتو پررنگ تر بشه، وجود داره و دوست دارم اونُ ببینم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- گروه دخترای فلامنکو :



- ماسایوشی در حال فرار از دست مردم :



- دوشات متفرقه دیگه :



+

James Blunt - I Really Want You Lyrics

James Blunt - I Really Want You Lyrics



Download


--

-


I Really want you
I Really want you

Many prophets preach on bended knees
Many clerics wasted wine,
Do the bloody sheets and
Those troubled streets
Mean?
I have wasted time,

Are there silver shores on paradise?
Can i come in from the cold?
I killed a man in a far away land
My enemy untold

I Really want you to really want me
But i really don't know
If you can do that
(Really want you)
I know you want to know what's right
But i know so hard for
You to do that (really
Want you)
Time's running out as it often does
And often dictates that
You can't do that (really
Want you)


Fate can't break this feeling inside
That's burning up through my veins...

I Really want you
I Really want you
I Really want you
Now...

No matter what i say or do
The message isn't getting through
And you're listening to the sound
Of my breaking heart

I Really want you
I Really want you

Is a poor man rich in solitude
Or when motherearth complained
Did the beggar pray for
A sunny day but
Lady luck for rain


They say a million
People bow and scream
To an effigy of gold
As so life begin
And the ship we're in
And history unfold

I Really want you
I Really want you
I Really want you

--
-

Conan O'Brien Drives an Explosives Packed Car Off A Cliff

Conan O'Brien Drives an Explosives Packed Car Off A Cliff

--


--