M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Golden Time Episode 06 // Anime

Golden Time Episode 06 // Anime


عالی بود، واقعا حس میکردم که قراره وارد یه سری اپیزودهای کش دار بشیم ولی دوباره مثل اپیزود 4 ما رو با اتفاقات زیاد سوپرایز کردن. این نحوه پیشروی رو فوق‌العاده دوست دارم. برام مهم نیست که زوج اصلی انیمه قابل پیش بینی ـه، همین شکل پرداختی که داستان داره، همه چیزو جبران میکنه و بهش جذابیت خاصی میده. بانری بار دیگه نشون داد که از اون کارکترهای ساده نیست و میتونه به راحتی فکری که داره رو عملی کنه و زیاد از حد با خودش کلنجار نمیره. یه کارکتر خیلی خوب مرد. رفته رفته نسبت بهش ذهنیت بهتری پیدا کردم و اینکه افکارش رو به راحتی به زبون میاره، واسم جالبه.

به سیم آخر زدن بانری و قطع کردن رابطه‌ش با کوکو به نظرم عالی بود؛ با خودم فکر میکردم کوکو تا کی میخواد چنین بازی رو با بانری انجام بده؟ اونم بعد از روبرو شدن با اعتراف بانری و تظاهر به اینکه هیچ اتفاقی نیافتاده! بهرحال همه چیز با اتفاق آخر اپیزود و اعتراف کوکو به دوست داشتن بانری عوض شد! به نظرمن یه چیزی مبهمه، اینکه آیا کوکو واقعا بانری رو دوست داره یا فقط بخاطر اینکه باهاش بمونه، این حرف رو زد؟ مطمئنا وابستگی خاصی به بانری داره و نمیشه اونو انکار کرد ولی آیا این وابستگی در حد عشق میرسه؟ اگه به علاقه کوکو و گیر سه پیچی که به میتسو داشت نگاه کنید و حالا تو اپیزودهای بعد اون فضای ذهنی کوکو رو با رابطه‌ش با بانری مقایسه کنیم، احتمالا به جواب‌هایی خواهیم رسید. بهرحال دیدن ادامه داستان حسابی جذاب به نظر میاد.

برگشتن به گذشته و نشون دادن رابطه بانری و لیندا فوق العاده بود. اینجا، جایی بود که نسبت به دختر برتر بودن لیندا از نظر خودم، اطمینان پیدا کردم. واقعا کارکتر دوست داشتنی داره .. بعلاوه اینکه قدرت دوبلورش واقعا چشم میرسید و تحت تاثیر قرار گرفته بودم! بانری یه صحنه رودروریی دیگه رو هم به رخ کشید؛ بلاخره چیزایی که از گذشته فهمیده رو به لیندا گفت ... با عصبانیت تمام و ناراحتی زیاد. لیندا کاملا بهم ریخت و به دنبال بانری برای توضیح دادن رفت که روی هم رفته کُل صحنه عالی شده بود. بازی این اپیزود با کلمه YES و NO ، یه بازی کلامی خیلی باحال بود، اون تابلوی کوکو که در حین عصبانیت بانری به YES و NO تغییر میکرد ... یا وقتی که بانری از دست کوکو فرار میکرد و با فریاد زدن YES و NO بهش جواب میداد .. همه واسم جالب بودن و در نهایت اون صحنه برخورد دوچرخه کوکو به بانری و ابراز علاقه کوکو به بانری! همونطور که گفتم، باید منتظر بمونیم و ببینیم این علاقه چقدر عمیقه؛ امیدوارم انیمه به همین قدرت ادامه بده.

راستی ... باشگاه چایی همیشه کمدی تاپی وارد اپیزود میکنه! کُلی به کاراشون و صحنه‌های پارتی خندیدم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- عکس العمل میتسو به رد شدنش توسط چینامی :



- پرت کردن میتسو و کوکو به چنگال باشگاه چایی :



- صحنه عصبانیت بانری و شکل جواب دادن کوکو با YES , NO :



- صحنه برخورد و ... :

Samurai Flamenco Ep5 // Anime

Samurai Flamenco Ep5 // Anime


رابطه ماری و مسایوشی مشکل پیدا کرد و اختلافی که با هم داشتن، باعث شد که آخر اپیزود بلاخره از هم جدا بشن و شاید تغییر خوبی باشه چون به نظر من رفته رفته بودن ماری به عنوان دختر فلامنکو کسل کننده میشد و بهتره ماسایوشی رو تو ادامه دادن هدف‌های خودش تنها ببینیم. البته مشخصه که حتی با اینکه از هم جدا شدن، ماری رو باز هم خواهیم دید، حتی با چیزی که بعد از ED دیدیم (دخترای فلامنکوی دیگه!) ، میشه گفت که این اتفاق قطعی ـه ولی حداقل از تمرکز اصلی خارج شدن و بیشتر به ماسایوشی و روند پیشرفت کارکترش متمرکز میشیم. رسیدن بسته پدربزرگ ماسایوشی و داستان سامورایی خیلی صحنه جالبی بود. راجع به روند ادامه کار، خیلی دوست دارم دوباره به رابطه بین ماسایوشی و گوتو بپردازن و اتفاقاتی بین همین دو نفر ببینم. امیدوارم انیمه تو ادامه بهتر از اینها بشه، یه مقدار انتظارات بیشتری دارم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- لبخند یاندره ماری بخاطر تنهایی بیرون رفتن :



- پرش و لگد دونفره فلامنکویی :



- شات آخر که حالت کامیک وار داشت هم باحال بود :



- دخترای فلامنکوی دیگه‌ای که اضافه شدن :

Outbreak Company Episode 06 // Anime

Outbreak Company Episode 06 // Anime


وقتی دعوای بین دانش‌آموزای شروع اپیزود رو دیدم، فکر کردم داریم به سمت تکراری شدن پیش میریم ولی بعدش شینچی با رو کردن ایده "فوتبال بازی کردن" کاملا نظر منُ برگردوند. این اپیزود واقعا خوب بود و بازم ثابت کرد که چرا این انیمه، انیمه خوبی ـه. بخاطر رفع کردن اختلافات بین الف ها و کوتوله‌ها شینچی و بقیه تصمیم گرفتن یه مسابقه فوتبال دوستانه بین‌شون برگزار کنن. بعد از اون هیجان زده شدن دانش‌آموزا و رو آوردنشون به مانگاها و انیمه‌های فوتبالی (Captain Tsubasa) جو باحالی به انیمه داد. حتی البیا و توپ بازی کردن‌ش هم واسه من بامزه بود و کُل اپیزود یه جو سرگرم‌کننده خیلی خوب پیدا کرد؛ چیزی که Outbreak Company همیشه در موردش خوب عمل کرده.

مسابقه فوتبال هیجانی‌ بود و نیمه اول بدون جادوی خاصی شروع شد که کوتوله‌ها 50 به 0 از الف‌ها جلو افتادن. صحنه گل زدن‌شون حرف نداشت؛ کافی بود پای اونا به توپ برسه، دروازه بان رو با تور بهم گره میزدن! خنده‌دار بود ولی به نظر میرسید که هدف دوست شدن این دو گروه با این حس شکست افتضاح به سرانجام نمیرسه. نیمه دوم اجازه استفاده از جادو داده شد که بخاطر همین الف‌ها قدرت گرفتن و نتیجه رو نزدیک کردن. بازی بشدت هیجانی شد و بعد از اون از "هیجانی بودن" به "زمین جنگ بودن" تبدیل شد. دیگه افکت‌های شوت زدن‌ها شبیه به بمب منفجر شدن شده بود و هر بازیکنی یه جایی روی زمین افتاده بود. بهرحال دیدن یه اپیزود فوتبالی تو چنین دنیای فانتزی کاملا سوپرایز کننده بود و به خاطر همین این اپیزود خیلی برام جالب بود.

صحنه‌هایی از اپیزود :


- علاقه البیا به چیزای گرد ... توپ :



- صف گرفتن دو تیم قبل از شروع مسابقه. نحوه عکس گرفتن مینوری جالب بود :



- دروازه بان الف بیچاره :



- خوشحالی رومیلدا بخاطر گُل زدن :



- شروع نیمه دوم و اولین گُل الف‌ها :

Hajime no Ippo: Rising Episode 06 // Anime

Hajime no Ippo: Rising Episode 06 // Anime


میدونستم مبارزه کاملا تموم نشده ولی یه مقدار به بردن آئوکی خوشبین شده بودم. اونم با توجه به اینکه ایمائه بشدت ضعف پیدا کرده بود و قدرت خودشُ از دست داده بود ولی با ورود ساچیکو همه چیز بهم ریخت. فلش‌بک‌هایی که از ساچیکو و ایمائه دیدیم، بخش نسبتا زیادی رو به خودش اختصاص داد و اینکه، ساچیکو مهم‌ترین چیز برای ایمائه بوده و .. اینبار نوبت به ایمائه رسید که دلیلی برای بهتر شدن پیدا کنه و میخواست با بردن به سراغ ساچیکو بره. به نظر من این اپیزود صحنه‌های بوکس یه مقدار کش دار شد و نسبت به اپیزود قبل کمی ضعیف‌تر بود. شاید بخاطر این باشه که بیشتر از اینکه به بوکس تمرکز بشه، به کارکترها و دیالوگ‌های درون ذهنی اونا در آستانه پایان مبارزه متمرکز شدیم، اینکه قیافه هرکارکتر رو مدت طولانی در حالی که افکارش بیان میشد، میدیدیم و نقاط مثبتی که میتونن با برد این مسابقه به دست بیارن رو متوجه میشدیم.

بهرحال، بلاخره راندها تموم شد و صحنه اعلام نتایج با استرس خاصی از راه رسید؛ به نظر من این صحنه واقعا خوب بود و اعلام نتیجه مساوی با هیجان خیلی خوبی به تصویر کشیده شد. آئوکی از اون کارکترهایی نیست که با یه مساوی و نرسیدن به کمربند قهرمانی به دپرسی شدید فرو بره و دوباره بعد از تموم شدن مسابقه، با یه صحنه طنز به محیط فضای انیمه برگردوننده شد. اینبار هم با روبرو شدن با تومیکو این اتفاق افتاد و بعدها صحنه اومدن تاکامورا برای عذرخواهی و دیدن اینکه آئوکی زیاد از حد سرخوشه. نکته جالب در مورد رابطه ایمائه و آئوکی این بود که بعد از تموم شد مبارزه، اینبار ایمائه احترام بالایی برای آئوکی قائل بود و حتی در مقابلش تعظیم هم کرد که نشون میده همین یک مسابقه و رینگ بوکسی که درش قرار داشته، چه تاثیر زیادی روی ذهنیاتِ این کارکتر داشته و اونُ از این رو به اون رو کرد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خستگی آئوکی از مبارزه :



- قیافه درهم قهرمان و کلینج کردن‌ش :



- خراب شدن حقه آئوکی ... اینبار بخاطر دیدن ساچیکو تو بین تماشاگرا توسط ایمائه :



+

Diamond no Ace Episode 06 // Anime

Diamond no Ace Episode 06 // Anime


اپیزود قبل تا رسیدن ایجون به بیس اول رو دیدیم، و البته نشونه‌هایی از حضور هارویچی دیده بودیم و حالا تو این اپیزود درست و حسابی وارد داستان شد. کسی که به کمک ایجون اومد و برای هوم‌ران گرفتن ایجون اونُ تشویق کرد. با کمک هم تونستن اولین امتیاز سال اولیا رو به دست بیارن که واقعا صحنه‌های خیلی خوبی رو به وجود آورد. روحیه گرفتن بقیه و رئیس بازی ایجون در مقابل شون و از اون طرف پس زدن کمدی وار ایجون توسط اعضای تیم حس جالبی داشت و نشون میده که ایجون چقدر به هم‌تیمی‌های خودش اهمیت میده. روی هم رفته استایل بازی هارویچی، قیافه و حضورش تو انیمه رو دوست دارم و به نظر من نقطه مثبتی بود. همین حس رو راجع به میوکی یا مثلا فورویا داشتم و تا اینجا کارکتری نبوده که از حضور پررنگش بدم بیاد.

نیمچه فلش‌بک‌هایی از فورویا دیدیم؛ اینکه بقیه از گرفتن توپ‌ش سرباز میزدن و اونو به حال خودش رها کردن، یه جور حس تنها شدن بهش القا شده بود و بخاطر همین دیوار دفاعی خاصی تو ویژگی‌های رفتاری‌ش به چشم میرسه. دیواری که شاید بعدها با پرانرژی بودن ایجون و رفتار جوگیرانه خاصی که داره، فرو ریخته بشه. وارد شدن ماسوکو به زمین چوب زنی قسمت جالب اپیزود بود .. جایی که ایجون باید با هم اتاقی خودش روبرو میشد ... فضای بین کارکترها باحال بود و نکته باحال‌تر این بود که، با اینکه ایجون به ماسوکو باخت، ولی بازم با لبخند و خوشحالی از اینکه تو چنین محیطی قرار داره حرف زد و بابتش خوشحال بود.

یه سری نکات ریز که دوست داشتم: خجالتی شدن هارویچی جالب بود، به ظاهر کارکترش جلوه دیگه‌ای داده بود و از حالت "فقط Cool" خارج‌ش کرده بود. گروه دسته اول که به عنوان تماشاچی به زمین تمرین اومدن، ابهت جالبی داشتن؛ احتمالا بعدها بیشتر ازشون میبینیم، بهرحال صحنه‌های خوبی بین شون بود ... تحت تاثیر قرار گرفتن مربی از حرکت آخر ایجون "پس وقتی که کاملا شکست میخوری، هیجان زده میشی؟" این دیالوگ‌ش رو دوست داشتم و ...

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خجالتی شدن هارویچی .. جایی که ایجون اونو ضایع کرد :



- صحنه هوم‌ران ایجون :



+



- اعضای ترکیب اصلی :


Noucome Episode 05 // Anime

Noucome Episode 05 // Anime


ورود یه کارکتر دختر جدید دیگه رو به انیمه تبریک میگم! بازم یه کارکتر دختر عجیب و غریب که اینبار آماکوسا رو اونی چان صدا میزنه و علاقه زیادی به اون داره. ترکیب حرکات احمقانه شکلات با رفتار عجیب یوراگی خیلی بامزه شده بود و این وسط آماکوسا باید ماموریت خودشُ شروع میکرد؛ اینکه همه دخترا رو وادار کنه که بهش ابراز علاقه کنند .. بهرحال تونست دو سه نفری رو با روشی که پیدا کرده بود، وادار کنه که بهش ابراز علاقه کنند و هنوز لیست بلندی باقی مونده. صحنه‌های طنز خیلی خوب زیاد داشت .. مثل اون مشت یوکیهیرا و افکت‌ش، رفتار کردن یوراگی با شکلات مثل سگ، دیالوگ Nice boat ی که یوکیهیرا یهویی به زبون آورد ... ارجاع School days باحال بود و ... صحنه آخر اپیزود بین شورا هم مقدمه خوبی برای شروع مسابقه بود. درگیری‌هایی بین یوکیهیرا و یه دختر دیگه پیش اومد و که باید ببینیم نتیجه مسابقه چی میشه. یه چیز جالب و نکته‌ای که کمتر مورد توجه قرار میگیره، صدایی ـه که در حین اپیزود یهویی به گوش‌مون میخوره، Erabe .. "انتخاب کن" ؛ اون لحظه همه میدونیم که قرار به سمت یه صحنه کمدی خیلی خوب بریم، انتخاب‌های بیرحمانه‌ای که پیش روی آماکوسا قرار میگیره ... تا حالا این "انتخاب کن" گفتن‌ها ناامید نکرده و واقعا اونا رو دوست داشتم. امیدوارم کمدی انیمه همینجور خوب به کارش ادامه بده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- یوراگی :



- رفتار یوراگی با شکلات :



- فلش‌بک یوراگی با آماکوسا :



- مشت یوکیهیرا :



Kill La Kill Episode 06 // Anime

Kill La Kill Episode 06 // Anime


نیمه اول واقعا معمولی بود و سبک پیشروی داستان و اینکه چطور به مبارزه ریوکو و ساناگیاما رسیدیم، خیلی ساده اتفاق افتاد و حتی مبارزه اول تو همون نیمه اول تموم شد. انتظار یه چیز خیلی بهتر رو داشتم و با خودم گفتم به همین سادگی تموم شد؟ ولی خوب، خوشبختانه نیمه دوم ساناگیاما بازم برگشت و نیمه دوم رو هم به خودش اختصاص داد. اینبار به طرز وحشتناکی ریوکو رو شکست داد و خیلی راحت از پسش براومد. چیزی که تو این اپیزود خیلی به چشم می‌اومد، نبودن ماکو چان و یهویی محو شدن‌ش از محیط انیمه بود که البته هم نقاط مثبتی داشت و هم نقاط منفی. نقطه مثبت‌ش این بود که روند آماده‌سازی مبارزه بین ساناگیاما و ریوکو حالتِ جدی‌تری به خودش گرفته بود، حس شکست سنگینِ ریوکو خیلی خوب به بیننده وارد شد در صورتی که اگه بازم ماکو چانی در صحنه بود و نظرات کمدی‌واری وارد اون صحنه‌های مبارزه میکرد، فضای درگیری حالت دیگه‌ای به خودش میگرفت و این اثرگذاری رو نمیتونست داشته باشه. نقطه منفی؟ خوب ماکو تو اپیزود نبود دیگه!

بهرحال اپیزود خوبی بود و حتی فلش‌بکی رو هم از ساناگیاما و ساتسوکی و بقیه دیدیم. موضوع چشم ساناگیاما پرداخت جالبی داشت و از نیمه اول به نیمه دوم وارد شدن کارکترش خیلی خوب جلو برده شد. دو صحنه روبرویی خیلی عالی بین ساناگیاما و ساتسوکی داشتیم؛ یکی بعد از شکست خوردن ساناگیاما و روبرو شدن زیر بارون ... خواهش ساناگیاما برای دادن شانس دوباره و یکی هم پیروزی ساناگیاما و صحنه دعوت ساتسوکی از ساناگیاما برای چایی خوردن .. که اینبار این ساناگیاما بود که دعوتش رو رد کرد. بقیه کارکترها هم کم کم دارن معرفی بهتری پیدا میکنن و باید منتظر اپیزود اختصاصی هرکدوم‌شون باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- از مبارزه اول :



- ملاقات ساناگیاما با ساتسوکی :



- لوکیشن مبارزه دوم :



- نگاه ترسیده ریوکو به کسی که داره اونو شکست میده :