My Movie Challenge - 122 - Husbands and Wives - 1992
دیگه تو اینجور موقعیتی و بعد از دیدن چندین فیلم از وودی آلن توی چند ماهه اخیر می تونم بگم این فیلم یک فیلم تیپیکال آلن بود. یعنی مشابه با بقیه آثار یا بهتر بگم، حس و حال اونا رو داشت؛ حالا چه نگارش و فیلمنامه، چه داستان اجتماعی و چه بازی بازیگرها و انتظاراتی که میشه از داستان و روند پیشروی و پایان بندی اون داشت. این رو به عنوان یک عنصر بد بیان نمی کنم، بلکه برعکس. وقتی وارد کار میشید، می دونید که قراره فیلمنامه و دیالوگ های قشنگی رو ببینید و این خودش یه نکته مثبته. روی هم رفته به نظرم فیلم جالب توجه ای بود و گرچه نمی تونم اون رو بالاتر از باقی فیلم هایی که از آلن دیدم بذارم ولی از این حقیقت هم نمی تونم بگذرم که فیلم سرگرم کننده و خوبی بود.
حضور خود وودی آلن تو فیلم هاش هم مثل همیشه واسه من بگیر و نگیر داره. و کلا تصور اینکه یک کارگردان برای خودش نقش در نظر گرفته و بعد نشسته فکر کرده که «خب کدوم بازیگر زن رو میخوام که نقش مقابلم رو بازی کنه و بتونم ببوسمش و ... » برام یه مقدار عوق آور هست و دلم نمی خواد بهش فکر کنم. یا شاید درباره آلن و بخاطر حواشیش چنین احساسی بهم دست میده ولی بهرحال فرای این نکته و صرفاً از لحاظ هنری، نوع بازی آلن که عین همیشه بود و چیز متفاوتی تو نوع بازی خودش نداره ولی حضور کاراکترش بدک نبود
بجز اون خود فیلم روند مطلوب و سرگرم کننده ای داشت و سرگرم شدم. از تیپ و استایل جولیت لوییز هم توی این فیلم خوشم اومد.
6.3/10
My Movie Challenge - 121 - Falling Down - 1993
فیلم بدی نبود. یه مقدار تو دنبال کردنش سرد بودم و خیلی برام اون جذبه ای که باید داشته باشه رو نداشت. دیگه نهایتا بخاطر مایکل داگلاس هم که شده تونستم اثر رو تا آخر ببینم و حس می کنم پرواضحه که نقطه جذبه اصلی فیلم همین مایکل داگلاس بوده.
نهایتا احساس می کنم فیلم یه جور عنصر جذاب کم داشت و با اینکه نمی تونم درست روش انگشت بذارم و بهش اشاره کنم ولی می تونم تصور کنم که از نظر بعضیا این فیلم عالی تلقی بشه. چون سعی کرده متفاوت باشه، خاص باشه، غیرقابل پیش بینی باشه. ولی برای من یه فیلم فوق العاده معمولی بود. خیلی از دیدنش راضی نبودم و دلم می خواست با یه کار بهتر روبرو می شدم.
5/10
My Movie Challenge - 120 - Broken Trail - 2006
داستان دوتا کابوی که دارن یه گروه زن چینی رو از مخمصه ای نجات میدن و در کنارش اسب های خودشون رو به جایی می رسونن.
فیلم دو قسمتی و وسترن. البته نمیشه اسمش رو وسترن عادی گذاشت و تصور کرد که یک با یک وسترن اکشن طرف هستیم؛ از نظر من این فیلم بیشتر یک وسترن روزمره و ملایم بود و این برای من خوشایند بود؛ نحوه پیشروی و ارتباطی که تونستم با داستان، بازیگرها و شخصیت ها برقرار کنم رو دوست داشتم. یه حس انس و صمیمیت خوب توی فیلم وجود داشت، یه مهر دلنشین.
رابرت دووال رو تا بحال با چنین تیپ و ظاهری ندیده بودم. شاید نهایت کاری که ازش دیده بودم همون پدرخوانده بود که واقعا از اونجا تا اینجا زمین تا آسمون تفاوت ظاهری داشته و این نکته خیلی جالبی بود. خصوصا وقتی وسعت بازیگری اون رو در نظر بگیرم و ببینم که چقدر اینجا استایل بازیگری متفاوتی رو ارائه داده بود.
نهایتا فیلم بدی نبود و میشد تا انتها بدون کسل شدن دیدش.
6/10
My Movie Challenge - 119 - eXistenZ - 1999
فیلم خلاقانه و باحالی بود. از نظر من سوژه فیلم، ایده وارد شدن به دنیای بازی حتی امروز هم ایده خوبیه و تو حین دیدن فیلم یه جورایی دلم خواست بیشتر به این ایده پرداخته میشد و بازم چنین مضمونی رو توی آثار دیگه می دیدم. این سوژه، وارد یک بازی شدن گرچه خیلی ساده ست ولی به همون سادگی پتانسیل تبدیل شدن به یک سریال بلند رو هم داره. هرچی که بود فیلم واقعا سرگرم کننده شده بود و طبق معمول کارهای کراننبرگ یه تم و حس و حال روانشناختانه هم توی فیلم گنجونده شده بود که بازم فیلم رو بهتر نشون می داد
بازی ها هم خیلی خوب بودن. هم جود لا و هم جنیفر جیسون لی، زوج خوبی شده بودن و کنار هم ترکیب مناسبی برای این فیلم بودن
6.4/10
My Movie Challenge - 118 - Dolores Claiborne - 1995
این دومین فیلم جالب توجه ایه که این چند وقت از کتی بیتس دیدم که هر دو هم اقتباسی از آثار استیون کینگ بودن. و خوبی این آثار اینه که پیش بینی داستان حداقل برای من کار سختی بود و انتظار به سرانجام رسیدن فیلم و دیدن اینکه چطور داستان جمع میشه برام خوشایند بود. تو این فیلم هم همینطور بود و تونستم جذابیت اثر رو احساس کنم و علاوه بر اینکه داستان جذبه خوبی داشت، بازی ها هم قوی بود.
هم جنیفر جیسون لی و هم کتی بیتس تونسته بودن در نقش خودشون قوی ظاهر بشن و از نظر من تیم بازیگری تیم مناسبی برای چنین پروژه ای بوده. البته ناگفته نماند که از بازیگر نقش پدر خوشم نیومد و چندان چنگی به دل نمی زد. ولی بجز اون تیم خوبی رو توی فیلم داشتیم.
نهایتا پایان بندی هم بدک نبود و داستان خوب جمع شد. از دیدن فیلم راضی بودم و کار معمایی جنایی خوبی بود.
6/10
My Movie Challenge - 117 - Appaloosa - 2008
از دور فیلم خوبی توی ژانر وسترن به نظر می رسید؛ فیلمی که تیم بازیگری جذابی هم درون خودش داشت. از اد هریس که همیشه با جذبه ست بگیر تا ویگو و جرمی آیرونز و حتی رنه، ولی خب وقتی وارد فیلم می شید خیلی تحت تاثیر قرار نمی گیرید. انتظارات من حداقل بالاتر بود و فکر می کردم با چیز درست و درمون تری روبرو میشم. به نظر من فیلم معمولی بود و خاطرانگیز هم نیست. البته لازم به ذکره که فیلم خسته کننده هم نیست و اینطور نیست که میل به موندن توی داستان با من نمونده باشه. اما هرچی که بود خیلی هیجان انگیز نبود و نهایتا برای یکبار دیدن بدک نیست.
بازی ها هم نسبتا خوب بود که انتظارش می رفت.
5/10
My Movie Challenge - 116 - Anora - 2024
فیلم خوب و درگیرکننده ای بود و همه چیز تا انتهای کار داشت خوب پیش میرفت تا اینکه به پایان بندی رسیدیم. من خیلی طرفدار شکل پایان بندی نبودم و می دونم میشه به هزار شکل توجیه کرد و کارگردان خواسته فلان چیز رو نشون بده، فلان حس و فلان تاثیر رو بذاره ولی نهایتا به نظرم یکم احساس پوچی و بی فرجام موندن وضعیت انورا ضدحال بود. و البته که شاید این هم همون علت این شکلی تموم شده داستان بوده باشه که اتفاقاتی که افتاد سنگین تر دیده بشه و اینکه چطور یک زندگی می تونه به این راحتی بازیچه دست افرادی بشه که براشون اون تغییر هیچ اهمیتی نداره ولی بازم به مقدار نه چندان جذابی نچسب بود و راضی نبودم.
جدا از اون روند فیلم، شروع و ادامه و اتفاقات و آشوب ها و ورود شخصیت ها به داستان و صد البته نقش های فرعی روس رو خیلی دوست داشتم. نوع بیان دیالوگ مایکی مدیسون و کلا حس و حال فیلم بسیار سینمایی و مشغول کننده بود. می شد حسابی خودت رو توی فضای فیلم غرق کنی و از هر جا و هر فکر دیگه ای دور بشی که این نکته فوق العاده خوبی بود. نمی دونم در آینده بازم چیزی از مایکی مدیسون می شنویم یا نه ولی تو این فیلم واقعاً خوب عمل کرده بود و من بعد از دیدن فیلم سراغ اینستاگرامش رفتم و حتماً در آینده بازم کاراش رو دنبال می کنم. امیدوارم انتخاب های خوبی داشته باشه.
6.9/10
My Movie Challenge - 115 - All the Bright Places - 2020
اول بلند شم به افتخار ال فانینگ یه کف مرتب بزنم که رسماً تو این نقش و این فیلم محشر ایفای نقش کرده بود و حقیقتا از دیدن بازی اون به وجد اومدم. چقدر عالی، چقدر دوست داشتنی و چقدر پر احساس. البته اینکه از قبل طرفدار پر و پا قرص اون بودم هم بی تاثیر نبود ولی منصفانه بخوام صحبت کنم واقعا تحسین برانگیز ایفای نقش کرده بود. حضورش واقعاً فیلم رو برای من فیلم لذت بخشی کرده بود و از ابراز احساسات، عواطف و نوع به نمایش کشیدن نقشی که بهش سپرده بودند رضایت داشتم.
البته که جاستیس اسمیت هم مکمل خوبی بود و تو شکل گرفتن و بهتر دیده شدن رابطه درون فیلم نقش بسزایی داشت؛ چیزی که ابتدای فیلم فکر نمی کردم از پسش بربیاد و تونست خلاف باور من رو ثابت کنه. و اینکه هرچی فیلم جلوتر میرفت با شخصیت فینچ بیشتر میشد ارتباط گرفت و بهتر میشد درکش کرد. حالا درک که کلمه سنگینی در مقابل شخصیت فینچ هستش، ولی حداقل میشد با تلاطماتی که باهاشون درگیر بود بهتر کنار اومد.
بعد از دیدن فیلم وقتی داشتم نظرات رو می خوندم، برام عجیب بود که خیلی ها این فیلم رو حوصله سر بر و بد خونده بودن، در صورتی که من واقعا چنین احساسی از فیلم نگرفتم و راحت تونستم باهاش همراه بشم. حتی دیالوگ ها خیلی کرینج یا نچسب نبودن و نقل قول هایی که گاها از کتاب های مختلف میشد برای من قابل لمس بودند. بهرحال گمونم اینجا واسه من سلیقه ای پیش رفته و تونستم به هر دلیلی هست با این فیلم حس بگیرم.
درباره داستان خیلی دور از انتظارم پیش نرفت و یه جورایی می دونستم قراره به این سمت بریم. با این وجود، باز هم از دیدن مسیر لذت بردم و برام تجربه خوشایندی بود.
7/10