Keaton Henson - Sarah Minor

And I know that there's friction
Between me and you,
I know that you're uncomfortable,
Believe me, I do
I know that it's hard for you to tell me the truth
But while we are doing so,
Sarah, I love you
And though your skin's sheet white
And your arms carry scars
Your hair isn't clean much,
Your lungs black with tar
And god, you love to argue,
You can't play guitar
But still, let me tell you
That I love who you are
Still let me tell you
That I love who you are
Love, young love
I hope you are well
At least we now both
Have a story to tell
Young love, I feel
You know me better than most
In spite of real distance, we'll always be close,
In spite of real distance, we'll always be close
Golden Brown was our soundtrack
A long time ago
We spent all our days in the lines
Outside shows
And I still remember this day,
A long time ago
I walked through the rain for you,
You said to "go home"
Young love, young love
I hope you are well
At least we now both
Have a story to tell
Young love, I feel
You know me better than most
In spite of real distance, we'll always be close,
In spite of real distance, we'll always be close
Nake -- d - 1993




Denis Stelmakh | Obscure
آخ که چقدر این آلبوم دلنواز و شاعرانه ست.
مهر کارهای دنیس خیلی وقته که به دل من افتاده و نمی تونم ازش دست بکشم.
امتحان کنید ...

Muse - The Dark Side

I have lived in darkness
For all my life, I've been pursued
You'd be afraid if you could feel my pain
And if you could see the things I am able to see
Break me out, break me out
Let me flee
Break me out, break me out
Set me free
I hail from the dark side
For all my life, I've been besieged
You'd be scared living with my despair
And if you could feel the things, I am able to feel
Break me out, break me out
Let me flee
Break me out, break me out
Set me free
Break me out, break me out
Let me flee
Break me out, break me out
Set me free
Save me from the dark side
Break me out, break me out
Set me free
Phantom Thread - 2017

رشته خیالی زهرآلود با حضور تلخ عشق!
چه شاعرانه! شاید با وجود دنیل دی لوئیس به عنوان بازیگر درون این فیلم، توصیف شاعرانه بودن اثر خود به خود در جای جای فیلم حک شده باشه و این مُهر و تاثیر همیشگی دنیل بر روی فیلم های مختلف تلقی بشه اما در هر صورت همسفر شدن با احساس خوشایند یک تامل و یک اندیشه در باب عشق و نحوه رسیدن به اون لذت خاص خودش رو داره که اینجا به خوبی ازش حرف زده میشه و بیننده رو تحت تاثیر قرار میده. می دونستم با وجود بازیگری مثل دنیل با یک فیلم معمولی طرف نیستم و خوشحالم که نتیجه نزدیک به دلم بود و تونستم با فیلم ارتباط برقرار کنم.
فیلم در ابتدا نگاه آرامش بخشی به مقوله عشق و کلنجار با خواستن یا نخواستن اون به نظر میرسه؛ به سادگی نگاه هایی همراه با جرقه از راه می رسند، لبخندهای دل انگیزی زده میشه و بعد در طول رابطه اخم و یاس هایی مهربانانه هم دیده میشه ولی در نهایت پیام فیلم می تونه به زهر ناخوشایندی تعبیر و مبدل بشه که از پس زدن عشق سخن می گه و شما رو با وجود لبخندی که بر لب دارید به این وا داره که بپذیرید پیام فیلم تلخ تر از اونیه که تصور می کنید. یا شایدم پذیرفتن عشقی زهرآلود رو تشویق می کنه و از این دم میزنه که عشق بی عیب و نقص وجود نداره ولی هر چه که هست پیام با ملایمت هر چه تمام تر به مخاطب انتقال داده میشه و این جادویی هست که توسط چندین عامل به وجود اومده. از آرامش و متانت و جذبه بازی دنیل دی لوئیس گرفته تا موسیقی اثر که بسیار دلنشینه و از صداقت و بی ریا بودن لحظات مختلف فیلم. فیلمی که تواضع رو در عین فاخر بودن وضعیت زندگی کارکترها به رخ می کشه؛ خصوصیتی که کمتر در فیلم و جای دیگه ای دیده میشه و احساس ملموس بودن اثر رو برای مخاطب بهتر مهیا می کنه. کمی توصیف این لحظه برای من سخته و شاید از پسش برنیام ولی حقیقتاً تونستم به خوبی کارکترهای فیلم رو بفهمم و باهاشون احساسی نزدیک داشته باشم.
پ ن : به من بود اسکار چهارم رو اینجا به دنیل دی لوئیس می دادم و فکر می کنم کارش شایسته تقدیر و تمجید بود ولی جدا از بحث جوایز نوع بازی دنیل من رو به این افسوس می اندازه که چرا قرار نیست دوباره فیلمی از این بازیگر ببینیم. یا حداقل امیدوارم تصمیمش مبنی بر جدا شدن از حرفه بازیگری در آینده تغییر کنه و باز هم برگرده و غافلگیر بشیم. در هر صورت دیدن وقاری که اون در قالب یک نقش داره برای من فوق العاده دلپذیره و از دیدنش خسته نمیشم.
