
خونه همون خونه قدیمیه .. انگار نه انگار که اونو ترک کردیم. 
همچنان بتهوون و موتسارت سر به سر هم میذارن، شوپن منزویه، شوبرت به دنبال
بتهوون روانه ست، لیست هم از عشق حرف میزنه. همه چیز سر جای خودشه و حالا
ریشارد واگنر به عنوان شخصیتی جدید به انیمه وارد شد و ظاهراً با کلک به
بقیه گفت که داداشِ کانائه ست .. باید ببینیم چه نقشه ای در سر داره. تا
الان که حسابی رو مخ بقیه کارکترها راه رفت.
اما بهمراه واگنر، یک شخصیت موزیسین دیگه هم داشتیم که من باهاش آشنا
نبودم. ولی حالا کنجکاوم. اسم شخصیت آنتونین دورژاک هست که ظاهراً موزیسین
معروفی از چک ـه. تو انیمه اونو در شکل و شمایل یک اسب آبی می بینیم ..
بیچاره این موزیسین. اینجوری تنش تو گور میلرزه.
ولی بهرحال شاید هم یاد کردن از کارش و میراثی که به جا گذاشته جالب انگیز
باشه .. مثل کاری که تو اپیزود اول کردیم و اسب آبی رو با موزیکش به ابهتی
جالب رسوندیم.
روی هم رفته .. شروع همونطور مثل فصل اول دیوانه وار و عجیب و غریب بود. باید ببینیم تو ادامه چه خبرایی تو این انیمه میشه.
و من دلم می خواد باخ رو بیشتر ببینم.
- بتهوون و واگنر :

- آنتونین دورژاک در قالب اسب آبی :


آخیش! چه خوب بود. 
یه محیط آروم، کارکترهایی نازنین، لوکیشن هایی چشم نواز، موسیقی دل انگیز و
همه چیزهایی که واسه داشتن یه کار آرامش بخش خوب نیازه .. به اندازه کافی
در این انیمه یافت می شدند و من این نکته رو دوست داشتم. انتظاراتم از این
انیمه زیاد نبود و در عین حال، حالا هم فکر می کنم بهتره کمی با تردید
ادامه بدم. ولی برای شروع از حس و حال حاکم بر انیمه خوشم اومد و اصلاً بدم
نمیاد هفته بعد هم با اشتیاق به سراغ دیدن این انیمه بیام.
تو این بین فن سرویس هم داشتیم. چون لوکیشن اصلی انیمه یک چشمه آب گرم یا
حمامه انتظارش میرفت ولی به نظر من فن سرویس هم به باقی محتوا می خورد؛
اونو به فضای نازنین اثر نزدیک کرده بودن که کار سختیه ولی به نظر من با
طراحی دوست داشتنی شخصیت ها، صدای خوب گویندگان و همچنین بازی های بامزه با
دوربین (مثلاً در چشمه) تونسته بودن فن سرویس رو کمتر از حالت معمولی به
رخ بکشن.
فکر می کنم یکی از قوی ترین نکات این انیمه کارکترهای اون باشند. دخترهایی
که هر کدوم در طول همین اپیزود اول معرفی شدند .. یک معرفی مختصر از همشون
داشتیم که میشه گفت ساکورا (که انگار تو دنیای خودش سیر می کرد
)
و ساتسوکی بیشتر از بقیه تصویر گرفتن. بهرحال در اپیزودهای بعد بیشتر به
همه می پردازیم و فرصت برای درخشیدن همشون وجود داره. خودِ شخصتی اصلی،
یوزو هم که ذوق اصلی سری رو واسه من بهمراه داره ... شاید اکثر رفتارهای
اون تکراری باشه و در انیمه های دیگه مثالش رو دیده باشم ولی بهرحال واسم
دلنشینه و دوسش دارم.
روی هم رفته .. شروع خیلی خوبی بود. بهش امیدوار شدم.
+
یوزو در کنار ساتسوکی :

ساکورا و رفتار بامزه ش :

و شش قلوها برگشتن! 
مثل فصل اول انیمه شروع فصل با ارجاع به اثر قدیمی این انیمه شروع شد که
خوبی های خودشُ داره. یه جورایی ادای دین و احترامی هست به مانگاکای اصلی
اثر و کسی که این شش قلوها رو خلق کرده. جدا از این موضوع، اپیزود نسبتاً
آرومی رو سپری کردیم. هنوز از دیوونه بازی های هر کدوم از کارکترها خبری
نشده. ولی با شناختی که از انیمه اوسوماتسو-سان داریم می دونیم که بزودی و
رفته رفته وارد موج موج رفتارهای عجیب از هر کارکتر میشیم و کافیه روی دور
بیافتیم.
از صحنه های اپیزود اول، سه بُعدی شدن جیوشیماتسو رو دوست داشتم .. خیلی بهش می اومد :

- البته کاراماتسو هم مثل همیشه باحال بود :

- و یکی هم دسته جمعی ، با حضور یکی از برادرا در قالب لایو اکشن و واقعی که انتظارشُ نداشتم
:

پ ن : امروز هم خبری منتشر شد که انیمه قراره 25 قسمتی باشه. که انتظارش می رفت و خیلی خبر خوبیه. 


آمم .. حالا که بهش فکر می کنم شاید .. شاید گه گاهی به این فکر کردم که
چرا جریان عشق «هاروکو» به روکاوا اینقدر ادامه پیدا می کنه و چرا بالاخره
تلنگر رابطه بین اون و ساکوراگی زده نمیشه. که حالا چنین چیزی تو کارهای
ورزشی رایجه و زیاد اهمیتی نداره. بیننده می تونه باهاش کنار بیاد و از خیر
توجه کردن بهش بگذره.
هر مسابقه بهتر و هیجان انگیزتر از قبلی، هر مسابقه حساس تر از مسابقه
قبلی و همراه با اتفاقاتی غیرمنتظره .. چه کمدی و چه جدی و درگیر کننده.
)، رفقای باحال ساکوراگی که مکمل خوبی واسه اون بودن، خودِ ساکوراگی که
بارها میشه بهش برگشت و ازش حرف زد و اینکه فکر می کنم در بین کارکترهایی
که تا به حال از انیمه های ورزشی دیدم یه کارکتر تک و فوق العاده متفاوته و
وقتی کارکتر اصلی در این حد خوب باشه بیننده به راحتی مجذوب کار میشه.

