M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Love Lab - Episode 04 // Anime

Love Lab - Episode 04 // Anime


اپیزود چهارم با پیش کشیدن دوباره شروع کردن تحقیقات عشقی شروع شد؛ ماکی اشتیاق وحشتناکی برای ادامه کار داشت و از همین الان کُلی استراتژی تو سرش داشت، استراتژی سرایزی و ریختن پرتقال و از دست دادن کنترل سگ و البته بعدش با بستنی کثیف کردن لباس پسری که بهتون کمک کرده! بعد از اون مثل اپیزودای قبلی دوباره همه چیز به باتجربه بودن ریکو برگشت، ریکو همینطور به خالی بستنش ادامه میده، معلوم نیست تا کی و تا کجا میخواد ادامه بده ولی فکر کنم صحنه‌ای که دروغش بر ملا میشه، صحنه خیلی جالبی باشه. تو اپیزود قبل، یه نفر نامه‌ای رو به صندوق پیشنهادات انداخت که اینجا موضوعش پیش کشیده شد، دختری که برای هدیه دادن به پسر موردعلاقه‌ش کمک خواسته بود. هرکدوم از اعضا نظر خودشونو راجع به نوع هدیه میگن ولی به نتیجه‎‌ای نمیرسن! در نهایت تصمیم میگیرن کارو به عهده ریکوی باتجربه بذارن تا از پسرها اطلاعات جمع کنه. در نهایت، بعد از جمع کردن اطلاعات، ریکو فکر خوبی به سرش میه؛ قرار میشه برای شناختن صاحب درخواست، از رادیوی مدرسه استفاده کنند و به دختر مورد نظر جوابو برسونن!


جایی از اپیزود، دیالوگ‌ها وارد حالتِ موزیکال شد، چیزی بود که من کمتر تو انیمه‌ای دیدم، واسم تازگی داشت. استفاده از دیالوگ‌های سناریوی عشقی‌شون به حالت آواز و حرکات موزیکال! پیش‌نمایش اپیزود بعد نشون داد که داستان ادامه پیدا میکنه و حتی ما پسری رو توی داستان میبینیم، امیدوارم اون پسر نقش زیادی تو اپیزود بعد داشته باشه چون کارکتر جالبی به نظر میاد.

صحنه‌های جالب :

- ریکو و میمیک‌هاش در حین نگه داشتن دروغش :


- این میمیک رو فقط میتونید از ماکی ببینید :



- استراتژی جاخالی دادنِ ماکی :



- پسری که تو پیش‌نمایش قسمت بعد بود :


WataMote Episode 03 // Anime

WataMote Episode 03 // Anime


سلام، در خدمت شما هستم با معرفی بمبی ساعتی به نام توموکو. بمبی که هرلحظه به حالت انفجار نزدیک میشه و بعد از لحظاتی به حالت آرامش‌ش برمیگرده! بمب ساعتی، لقبی بود که بعد از چندبار عصبانی شدن و قاطی کردن توموکو تو این اپیزود بهش دادم؛ صحنه‌هایی که تُن صدای توموکو به اوج خودش میرسه و در سخت‌ترین شرایط اجتماعی خودش قرار میگیره، جز بهترین لحظات انیمه‌ست چون هم حالتِ تاریک انیمه حفظ میشه و هم کمدی خوبش پابرجا میمونه. توموکو، لحظات سختی رو تو اپیزود سوم سپری کرد. به نظر من، سخت‌ترین لحظه توموکو تو این اپیزود، لحظه بارون‌گیر شدنش و روبرویی‌ش با اون دوپسر مدرسه ای بود. تلاش وحشتناکش برای حرف زدن با اون دوتا پسر، دو سه کلمه‌ای که بلاخره بعد از کُلی زور زدن به زبون آورد، تشویق حاظرین در سالن رو بهمراه داشت و فریادهای "گامباره، گامباره توموکو" از همه جا شنیده میشد. بگذریم! :دی

مطمئنم فقط من نیستم و کسای دیگه ای هم تو این موضوع با من هم‌عقیده هستند که دوبلور توموکو روز به روز داره بیشتر و بهتر خودشو به بیننده‌ها اثبات میکنه و واقعا انتخاب عالی برای دوبلوری این کارکتر بوده. رابطه توموکو و برادرش یکی از خنده‌‎دارترین قسمت‌های انیمه تا اینجا بوده. پرستاری که این اپیزود از برادرش کرد، رفتار بی‌حس و حال و برادرش، کمپ زدن توموکو حتی تو طول شب و چسبوندن پارچه خیسِ آب تو صورت برادرش، روبرویی‌ش با دخترایی که واسه دادن جزوه‌های برادرش اومده بودن و احساسی که بعد ازاون پیدا کرد و کُلی نکته ریز دیگه، همه واقعا جالب بودن و به خوبی‌های اپیزود اضافه کردن. البته اون صحنه خنده‌داره درگیری معلم و توموکو که کتابش رو فراموش کرده بود رو هم از یاد نبریم، اونم باحال بود.

صحنه‌های جالب اپیزود :

- اپیزود دو ارجاع انیمه ای داشت، یکی به Ghost in the shell و یکی به kuroko no basket البته بازم ارجاع داشت ولی متاسفانه من باهاشون آشنا نبودم. ارجاع Ghost in the shell ـ :



- صحنه بارونی و جمله‌ای که توموکو بلاخره به زبون میاره :



- آموزش چگونگی بیرون نگه داشتنِ برادرتون از حمام و فراهم کردنِ موجبات سرماخوردگی برادر! شیوه ای تست شده و مطمئن :



- روبرویی توموکو و همکلاسی‌های برادرش :



- عصبانیتِ توموکی از دستِ توموکو :



- [...]



--

Kamisama no Inai Nichiyoubi - 01/02/03 // Anime

تصمیم گرفته بودم یادداشت‌های مربوط به چندتا از انیمه‌های فصلی‌م رو اینجا وارد کنم. تجربه ثابت کرده بودن یادداشت‌ها تو فروم‌ها هیچ وقت امن نیستن وگاهی ممکنه محو شن، فروم ـه و هزار اتفاق ممکن. اما بجز چند سری ایندفعه یه سری دیگه هم به کار اضافه میکنم، چون با اپیزود آخرش تاثیر خیلی خوبی رو روی من گذاشت و حس میکنم بودنش تو وبلاگم ضروریه. بهرحال این شما و این هم Kamisama no Inai Nichiyoubi انیمه‌‎ای عالی.



Kamisama no Inai Nichiyoubi - 01/02/03 // Anime


Episode 01



شروع خوبی داشت. راستش فکر نمیکردم ازش خوشم بیاد ولی از همون اول اپیزود که راجع به رها شدنشون توسط خدا دیالوگ گفته شد، توجه م رو به خودش جلب کرد. کارکترای خوبی داشت. تو نگاه اول فکر کردم آی کارکتر اعصاب خورد کُن و غیرقابل تحملی میشه و به خاطر همین کارکتر بیخیال دیدنش میشم ولی خوشبختانه با بودن دوبلور عالی مثل Toyosaki Aki مشکلی به وجود نیومده. هنوز زوده پرسیدنش ولی احتمال اینکه واقعا همبرت پدر واقعی آی باشه، چقدره؟ اگه واقعا پدرش باشه و خودش از مسئله آگاه باشه، هیچ گونه احساسی رو در چهره‌ش مبنی بر پدر بودنش ندیدیم! پس یعنی اگه هم پدر آی باشه، خودش اونو نمیدونه! بهرحال برداشت اولیه خیلی خوب و جالب بود، ببینیم اپیزودهای بعد چه اتفاقی می افته.

- راستی موسیقی‌ش هم به نظر خوب میرسید.
--
Episode 02



واقعا انیمه، فضای خوبی داره. وقتی شغل آی، گورکن بودن، رفتار همبرت و اون روستای حالا خالی از آدم رو میبینم، به محیط اون بیشتر علاقمند میشم. اپیزود دوم هم خیلی خوب بود و داستان پیشرفت خوبی داشت. همبرت با خشونت و اصرار زیاد میخواست آی رو نسبت به شغل گورکن بودن منصرف کنه ولی آی بخاطر ارتباط خاصی که با این شغل داره، زیر بار حرف‌های همبرت نرفت. بعد از اون با مردی روبرو شدیم که همسرش رو به مدت یک‌سال از دید گورکن‌ها مخفی نگه داشته بوده و همبرت یک‌سال قایم شدن اونو لو داده بوده. بیشتر از اینکه برای انتقام به سراغ همبرت اومده باشه، برای فرو نشوندن خشونت از دست دادن دخترش به سراغ همبرت اومده بود. درنهایت قرار دوئلی با هم گذاشتن ولی همبرت حاضر نشد به سر قرار بره و در عوض روستا رو ترک کرد. صحنه کولی گرفتن آی و پریدنشون از روی پُل صحنه جالبی بود. بعد از اون صحنه تاپ اپیزود رو دیدیم، جایی که همبرت با آی از گذشته حرف میزنه، از روزی که خدا دنیا رو به حال خودش رها کرد، از دلیل رها کردنش، تب نیمه‌مرده و ... ولی از سوال "دلیل کشتن روستایی‌ها" طفره رفت. روی هم رفته اپیزود خیلی خوبی بود و دید کُلی خیلی خوبی راجع به انیمه به من داد.

+



--

Episode 03



[اسپویلر دار] اوه، واو! چه اتفاقاتی تو این اپیزود افتاد، واقعا نشون داد که از اون انیمه‌هایی ــه که به مرور زمان تاثیر خودشو میذاره و ذهنیت خوبو ایجاد میکنه. با مادر آی آشنا شدیم، هانا، روی پشت بوم نشستن‌ها و حرف زدن با آی خاطره دلنشینی برای آی بود. بعد از اون از ترسِ عمیق همبرت آگاه شدیم، اینکه چقدر از اینکه فناناپذیره و اینکه انسان آخر باقیمونده باشه میترسه. رفتار همبرت در حین حرف زدن در مورد این ترسش، فوق‌العاده بود. اتفاقی که روی پُل افتاد، لحظه پرت کردن آی توسط همبرت واقعا عالی بود، یوری به کمک آی اومد و از اون طرف همبرت دزدیده شد. اونم توسط گروهی به ظاهر خطرناک. آی به کمک اسکار و یوری به برای نجات همبرت وارد عمل میشن و یه عملیات نجات جذاب رو خلق میکنن. لحظات جالبی بود و موسیقی خوب انیمه اینجا واقعا خودشو خوب نشون داد و لحظات آخر همبرت رو خاطرانگیز کرد. خداحافظی آی و اشک‌هایی که ریخته شد، اونم بعد از اینکه متوجه شد همبرت، پدر واقعی شه. همراهی با پدرش زیاد طول نکشید، روز آخر رو در حالتِ مرده بودنش با هم گذروندن و بعد از اون، دفن شد.

غمگین ترین اپیزود فصل تابستون تا این لحظه و بدون شک یکی از بهترین اپیزود‌های فصل، اپیزود سوم این انیمه بود. به نظر من این آرک واقعا شروع خوبی بود و به نحو عالی به پایان رسید؛ خیلی سخت میتونم تصور کنم که انیمه چطور میتونه بدون همبرت ادامه بده، آیا میتونن دوباره به سطح آرک اول خوب ادامه بدن یا نه! اگه از من در مورد مردن یا نمردن همبرت میپرسیدید، بدون شک جواب میدادم: بعید میدونم قرار باشه همبرت به این زودیا بمیره و حداقل تا آخرین اپیزودها کنار آی باقی میمونه. و از طرفی زود فاش شدنِ پدر بودنش هم در نوع خودش جالب بود، انتظارش رو نداشتم. روی هم رفته، نظر آخرم راجع به آینده و نحوه پیشروی داستان اینه که، پردازش اینکه چنین کارکتر خوبی مثل همبرت به این زودی از سری محو شده، مقداری سخته و امیدوارم ایده و فکر جایگزینی براش وجود داشته باشه. دوست ندارم بعد دیدن این اپیزود شاهکار به مرور ناامید بشم و انتظاراتی که داشتم برآورده نشه. پیش‌نمایش زیاد چیز خاصی رو برملا نکرد و باید منتظر هفته بعد بمونیم و با اپیزود چهارم روبرو بشیم.

صحنه‌های جالب اپیزود :

- دنبال راهی برای مردن میگردم. همبرت.



- لگد همبرت به آی برای پرت کردنش تو آب :



- عکسی که ثابت کرد همبرت پدر واقعی آی ــه :



- سردسته آدم‌رباها که دوبلور خیلی خوبی هم داشت (Yoshino Hiroyuki)



- آخرین لحظات همبرت :



--