M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Get on Up // The James Brown Story

Get on Up // The James Brown Story


کارکترش رو دوست دارم، رقص خاصش، حرکات تند و جالب پاهاش، اون ویدیوی معروف و معرفی ش توسط اد سالیوان و رفتن روی صحنه و JB وار پیش رفتن تا آخر اجرا، اجرای فوق العاده It's a Man's World با لوچیانو پاواروتی بزرگ و ... با اینکه اکثر آهنگ های این خواننده آنچنان با سلیقه ـم هم خونی نداره ولی بعضی ترک های مطرحش رو دوست دارم و در مورد بقیه هم، می تونم حس خوب موسیقی ش رو درک کنم، می تونم ذوقی که تو چشمای افراد پیش روشه رو بفهمم .. ریتم حرکاتش بیننده رو به وجد میاره و این چیزیه که انکار نشدنیه. بهرحال، وقتی شنیدم فیلمی بر اساس زندگی ش داره ساخته میشه و پخش میشه، خوشحال شدم. چون بهونه دیگه ای واسه دیدن صحنه های خاص جیمز براون پیدا کردم و بعد از دیدن فیلم، حالا میگم که هر چقدر دوست داشتم صحنه های دلخواهم درون فیلم وجود داشت؛ رقص ها، کنسرت ها ، حاشیه ها (حداقل حاشیه های رفاقتی اونو خوب دنبال کردیم.)

اما اگه بخوام در مورد فیلم صحبت کنم، اول از همه باید از بازی زیبای چادویک بوسمن تعریف کنم که خیلی کارش رو دوست داشتم .. عالی در قالب جیمز فرو رفته بود و میشد حس یک فیلم بیوگرافی خوب رو با حضور این بازیگر تجربه کرد. ضمن اینکه همراهش، نلسون الیس هم مکمل خیلی خوبی واسه چدویک بود و صحنه های بینشون بهتر از این نمیشد. ناگفته پیداست که بخش موسیقی، کنسرت های جیمز، خوش و بش ها و دعواهای اون با اعضای گروهش و هر چیز دیگه ای که در مورد موسیقی بود باید شکل خوبی در فیلم پیدا می کرد و فکر می کنم همینطور شده بود و علاوه بر حاشیه های گروه، صحنه های اجرای جیمز واقعاً خوب از آب در اومده و اونا رو دوست داشتم.

اما خارج از بحث موسیقی، جلوه درام خوبی به فیلم داده شده بود. پرش های زمانی، ترکیب برهه های زمانی مختلف زندگی جیمز یکی از بهترین نکات این فیلم بود .. اینکه جیمز مغرور رو به چشم می دیدیم و اینکه چطور با اطرافیانش برخورد می کرد و بعد با حالتی هنری و زیبا ناگهان وارد دوره زمانی کودکی اون میشدیم و صحنه ای رو میدیدیم که پدرش اونو به باد کتک گرفته و معصومیت کودکانه ای که در چهره ش نهفته بود. و البته لحظه مورد علاقه من از فیلم جایی بود که جیمز و بقیه به صورت ناگهانی 10 دقیقه استراحت و دور شدن اون باند در حال اجرا رو فرصتی طلایی شمردن و شروع به اجرای آهنگ خودشون کردن ...

روی هم رفته، نمی دونم فیلم چقدر به حقایق زندگی جیمز وفادار بوده ولی بهرحال نظر نهاییم اینه که یه اثر کاملاً سرگرم کننده بود و ارزش دیدن رو داشت. از لحظات موسیقی فیلمش واقعاً لذت بردم.







+



The Ga//y Divorcee | 1934

The Ga//y Divorcee | 1934
IMDb




داستان : میمی (جینجر راجرز) زنی ـه که از ازدواج خودش ناراضیه و قصد طلاق گرفتن از همسرش رو داره و برای اینکه به این هدف برسه، تصمیم به استخدام یک مرد برای تظاهر به خیانت به همسرش می گیره که با تظاهر به خیانت، همسر خودشو مجبور به طلاق دادن خودش کنه. اما از طرف دیگه، مردی به نام گای (فرد آستر) بر حسب اتفاقی با یک نگاه عاشق میمی میشه و با اینکه میمی در ابتدا هیچ علاقه ای به گای نشون نمیده ولی مسیر سرنوشت و داستان فیلم به سمتی حرکت می کنه که اونها بارها و بارها در مسیر همدیگه قرار می گیرند و حتی پای گای به سناریوی تظاهر به خیانت میمی به همسرش کشیده میشه و اونجاست که داستان پر رنگ تر از قبل دنبال میشه و فیلم به جایی که قرار بوده برسه، میرسه.

موزیکال خیلی زیبایی بود اما شاید نکته حاشیه ای خیلی ساده ای که باید قبل از صحبت در مورد فیلم ازش چیزی بگم این باشه که، کلمه Ga//y در عنوان فیلم برخلاف اونچه که ممکنه تصور بشه، اون کلمه رایج امروزی و معنای تصور شده و جا افتاده نیست و اگه با فضای فیلم های کلاسیک هالیوودی آشنا باشید، میدونید که Ga//y در این جور فضاها بیشتر به معنای شاد، سرزنده، خوشحال و از این جور صفت های مشابه هست .. پس کلاً فکر و خیال مربوط به اون معنی امروزی رو از سرتون بیرون کنید و معنای موزیکال اونو در نظر بگیرید؛ اینجا قراره با فرد آستر با نشاط همراه بشیم، تپ دنس وار به پیش بریم، نامبرهای موزیکال دلچسب رو ببینیم و به انتظار دیدن سرانجام این داستان عاشقانه بشینیم.





خوشبختانه همونطور که انتظار داشتم تمرکز کارکتری و داستانی اونقدرها پیچیده نبود و حتی کارکترهایی که به عنوان کارکتر فرعی در کنار زوج اصلی وجود داشتند، قابل تحمل بودند و میشد ارتباط اونا رو با داستان درک کرد و باهاشون کنار اومد و حتی گاهی این کارکترهای فرعی لحظات بامزه ای هم داشتند که به بهتر شدن فضای فیلم کمک می کرد. بر خلاف بعضی موزیکال ها که داستان نقطه قوتی برای فیلم نیست، از نظر من این فیلم داستان بسیار شیرین و خوبی داره و من به راحتی تا آخرین لحظه کنجکاو باقی موندم و از دیدن رقص های زیبای جینجر و آستر لذت ببرم .. جالبه که تو ابتدای فکر می کردم رقص آستر یا دقیق تر بگم تپ دنسش کمی شلخته به نظر میرسه .. نمی دونم .. شاید اشتباه می کردم ولی بهرحال بعد از اون و تو نیمه دوم ابهت همیشگی رقص های آستر برگشت و دوباره فکر می کنم سطح بالای رقص خودش رو به نمایش گذاشت. در کنار این بحث رقص و سکانس های موزیکال عالی، نیمچه طنز خیلی خاصی درون کارکتر گای و رفتار فرد وجود داشت که حتی یکی دو بار من رو به خنده واداشت.

نمونه دیالوگ های جالب فیلم :

Guy Holden: I was chasing you, you shouldn't run away like that.
?Mimi Glossop: Why not
Guy Holden: It's bad for my health

+
Mimi: I don't care what you did as a boy
Guy: Well, I did nothing as a girl, so there goes my childhood

+
?Guy Holden: Can I offer you anything? Frosted chocolate? Cointreau? Benedictine? Marriage




بهرحال کمدی در این سطح خوب، چیزی نبود که انتظارشو از فیلمی موزیکال از دهه 30 داشته باشم و این نشون میده که گذر زمان چقدر خوب با این فیلم رفتار کرده و اصلاً خاصیت کمدی خودشو از دست نداده .. فکر کنم بشه این موضوع رو نکته بسیار مثبتی در نظر گرفت. نکته دیگه ای که برای من جالب توجه بود این بود که، حتی با اینکه سکانس های تپ دنس کمتر از نوع رقص های دیگه بود ولی در انتهای فیلم، خاطره لحظات تپ دنس خوب فیلم از ذهنم خارج نمیشد و وقتی به تپ دنس های فرد و جینجر فکر می کردم و می کنم، لذت خاصی وارد ذهنم میشه و فکر می کنم پرداخت خوبی درون اون صحنه ها بوده .. یک سحر و جادوی خاص درون حرکات این زوج وجود داره که صحنه های موزیکال رو خاص می کنه .. توصیفش یه ذره سخته ولی با دیدن هر صحنه موزیکال بین این دو کارکتر میشه لذت فوق العاده ای رو از فضا برد و فکر کنم با دیدن کارهای بیشتر از این زوج دلیل همکاری طولانی اونا رو با هم درک کنم. فکر می کنم به عنوان یک طرفدار ژانر موزیکال ندیدن تعداد بیشتری از کارهای فرد و جینجر نقطه ضعفی برای من محسوب بشه و از الان می خوام بیشتر به سراغ فیلم های مشترک این دو برم. 10 فیلم تعداد بالایی برای همکاری مشترک به نظر میرسه و من فقط فیلم Top Hat رو دیدم که جز محبوب ترین موزیکال های تمام دورانم محسوب میشه. Top Hat هم مثل The Ga//y Divorcee پر از شور و نشاطی خاص و دلنشینه.

یه نکته مثبت دیگه برای فیلم، حضور Mark Sandrich در مقام کارگردان بود که قبلاً فیلم های موزیکال خیلی خوبی مثل Holiday Inn ، Top Hat رو ازش دیده بودم و وقتی می بینم همچنان کارنامه پر کاری داره که من چیزی ازش ندیدم و البته، خیلی از کارهای جینجر و فرد رو کارگردانی کرده، بیشتر به سمت تست کردن فیلم های این کارگردان متمایل میشم. امیدوارم باقی کارهای این کارگردان هم در سطح خوبی باشند و بتونم از دیدنشون لذت ببرم. انتظار دیدن دنیاهای موزیکال زیادی ساخته شده به دست این کارگردانُ دارم و باید ببینم چقدر جواب انتظاراتمُ خواهم گرفت.

7.9/10 ~ 8

نمونه هایی از سکانس های موزیکال فیلم :






Star Trek IV & Star Trek V


ادامه تماشای سری ، فیلم چهارم و پنجم سری :


Star Trek IV The Voyage Home| 1986
Star Trek 4 | IMDb





عالی عالی .. فکر کنم این فیلم دید من رو نسبت به کل سری عوض کرد و احتمالاً بهترین شماره سری تا به الان واسه من بود. علاوه بر اینکه خود فیلم به تنهایی فوق العاده ست، بعد از اینکه فیلم پنجم رو تماشا کنید، به ارزش ها و برتری های شماره چهارم بیشتر پی می برید؛ اینکه جو جدی و سنگین اوائل فیلم چهارم در مقایسه با جو کمدی فیلم پنجم چقدر بهتر به نظر میرسه و استفاده صحیح و کم کمدی در این شماره یکی از نکاتی هست که بین دو فیلم تفاوت بزرگی ایجاد می کنه. البته جلوه های فضایی فیلم چهارم از همون شروع برتری خودشو نشون میده ولی بعد به خاطر عوض شدن فضا، کمتر جلوه فضایی ای به چشم میاد و نباید زیاد از لحاظ گرافیک فضایی با هم مقایسه بشند. تو فیلم چهارم، از همون لحظات اول با صحنه های خیلی خوبی مواجه میشیم و فضای داستان حس ماجراجویانه جذابی داره .. کاوشگری که به دنبال صدای نهنگ هاست و حالا تیم کرک باید به دنبال محقق کردن این خواسته و آوردن نهنگ ها از قرن بیستم به قرن حاضر، سفری در زمان داشته باشند. "اسپاک، محاسباتت رو برای پرش زمانی آغاز کن." همین جمله کرک کافی بود که من نسبت به دیدن جریان و سفر زمانی پیش روی خودم هیجان زده بشم و متوجه بشم که این سوژه داستانی تفاوت زیادی با شماره های قبلی Star Trek داره.

- از صحنه های جالب نیمه اول :

مک کوی : داری پیشنهاد میکنی در زمان به عقب برگردیم
نهنگ‌های گوژپشت پیدا کنیم، بعد بیاریمشون
به این زمان، بندازیمشون تو اقیانوس و امید داشته باشیم که اونا
به این کاوشگر بگن چه خاکی به سر خودش بریزه؟!





خوشبختانه جذابیت فیلم در شروع نیمه اول فیلم خلاصه نمیشه و به نظر من هر چقدر فیلم به جلو حرکت می کرد، بهتر و بهتر میشد. خصوصاً صحنه های ورود اولیه ما با دنیای جدید و مواجه شدن با دنیای قرن بیستم و آشنا نبودن خدمه با فضای پیش روی خودشون، نقطه تاثیرگذاری برای جذاب تر کردن فیلم در ذهن مخاطب بود. لحظات ورود گروه به اون برهه زمانی واقعاً عالی بود .. از نظر من نکات ریز و جالب زیادی وجود داشت که باعث میشد بیننده بیشتر در فضای سفر زمانی اونا قرار بگیره و لذت بیشتری از فیلم ببره؛ مثل آشنا نبودن کرک با واحد پول دلار و یا جریان قبل از سوار اتوبوس شدن کرک و اسپاک و پول خرد نداشتن و ندونستن اینکه پول خرد چیه و ... این جور لحظات خاص از نظر من نکات مثبتی در بهتر فرو رفتن به دنیای داستان فیلم چهارم بود و جالبی قضیه این بود که این صحنه های در طول نیمه دوم هم ادامه پیدا کردند و واقعاً زیبایی داستان خاصی با وجود این لحظات در فیلم شکل گرفته بود.


- جایی که کرک و اسپاک در جواب به دعوت غذای ایتالیایی خوردن دکتر تیلور شروع به "بله" ، "نه" ، "بله" ، "نه" گفتن کردند، عالی بود :




+



+

- صحنه غذا خوردن کرک با دکتر تیلور هم یکی از صحنه های محبوبم بود :

تیلور : تو کی هستی؟
کرک : خودت فکر می کنی کی هستم؟

تیلور : بذار حدس بزنم .. حتماً فضایی هستی.
کرک : نه من اهل آیوا هستم. فقط شغلم تو فضاست!

تیلور : خب، حدسم نزدیک بود




+




در نهایت این رو اضافه می کنم که دیدن بعضی شماره های سری واسه من کمی با کسل کنندگی همراه بود ولی این شماره ذره ای کسل کننده نبود و هر لحظه ش واسم سرگرم کننده و دیدنی بود. همونطور که تو شروع پستم اشاره کردم، با لذتی که از دیدن این فیلم بردم، دیدم نسبت به سری مثبت تر از قبل شد و حالا بیشتر سری استار ترک رو دوست دارم.

8.5/10

------
--
-

Star Trek V The Final Frontier | 1989
Star Trek 5 | IMDb





اکثر نظرها و نقدهایی که در مورد این فیلم خونده بودم، به این اشاره داشتند که این فیلم، بدترین شماره سری Star Trek ـه و بخاطر همین سعی کردم انتظارات خودم رو پایین تر بیارم. فیلم بدی نبود ولی به وضوح ضعف های قابل تشخیصه و از نظر من هم کار ضعیف تری نسبت به فیلم های قبلی بود. بدترین نکته فیلم از نظر من اضافه کردن کمدی خیلی زیاد به فضای فیلم بود و اینکه هر صحنه از فیلم سعی بر این بود که یه جوری عنصر کمدی رو وارد فیلم کنند. می دونم داستان هم آنچنان پر کشش نبود ولی این جنبه اضافه کردن کمدی، اونم به مقدار زیاد تو فیلم بیشتر منو اذیت کرد. ضمناً، اگه بخوام یه صحنه کمدی رو به عنوان قابل تحمل ترین صحنه کمدی فیلم انتخاب کنم، شاید صحنه پرواز اسپاک و حمل کردن کرک و بونز با اون کفشای موشکی ش رو انتخاب کنم. البته تو شروع فیلم یه صحنه مشابه در مورد نجات کرک داشتیم که باز هم جالب بود و فکر کنم جنبه مثبت صحنه هایی که گفتم، بخاطر اسپاک بوده باشه که کارکترش کششی خاصی واسم داره. بهرحال بجز این دو مورد، بقیه صحنه ها و تیکه های کمدی درون فیلم رو دوست نداشتم.

خوشبختانه کارکترها همچنان جذابیت سری رو حفظ کردند و بخاطر اونها هم که شده میشه فیلم رو تا آخر دید. کرک، اسپاک و بقیه خدمه. سایباک هم کارکتر خوبی بود و خصوصاً تو شروع فیلم صحنه خاص و جالبی داشت. جلوه های فضایی فیلم جای تعریف نداره و حس مصنوعی بعضی صحنه ها غیرقابل انکاره ولی همچنان میشه باهاش کنار اومد و زیاد بهش فکر نکرد. جریان داستانی، حداقل تو اواخر فیلم واسم جالب تر شد و بعضی از دیالوگ های فیلم از نظرم خیلی خوب بودند. روی هم رفته پایان بندی بهتر از اواسط فیلم بود و خوشبختانه میشه اونو یه نکته مثبت واسه فیلم دونست .. یه جورایی!

5.8/10

یه تیکه از دیالوگ های جالب آخر فیلم (خطر اسپویلر) :

Kirk: What does God need with a starship

McCoy: Jim, what are you doing

Kirk: I'm asking a question

? God": Who is this creature
? Kirk: Who am I? Don't you know? Aren't you God

Sybok: He has his doubts

?God: You doubt me
Kirk: I seek proof
McCoy: Jim! You don't ask the Almighty for his ID

"God : Then here is the proof you seek



+



The Unsinkable Molly Brown // Musical

 The Unsinkable Molly Brown - 1964 // Musical

[​IMG]


هر چقدر کارهای بیشتر از چارلز والترز میبینم، بیشتر به این درک میرسم که این کارگردان یک موزیکال ساز خوب بوده و وقتی به کارهایی که قبلاً از این کارگردان نگاه میکنم، Ziegfeld Follies ، Good News ، Easter Parade ، Summer Stock ؛ میبینم که هر کدوم به یک شکل برام جالب بودند و از دیدن اون تعداد فیلم لذت خاصی بردم. اما اینبار نوبت به فیلمی بود که در برهه زمانی متفاوتی ساخته شده بود. والترز حالا از دهه 40 و 50 به دهه 60 رسیده .. کوله باری از تجربه ساخت فیلم های موزیکال به همراه داره و به دهه ای پا گذاشته که موزیکال های کلاسیک سینما کم کم در حال محو شدن هستند و این سبک ژانری کمی با کمبود تعداد آثار مواجه هست. نکته قوت و چیزی که کشش اصلی فیلم The Unsinkable Molly Brown برای بیننده ست، حضور ستاره ای به نام Debbie Reynolds در فیلمه. 12 سال بعد از بازی در فیلم سینمایی فوق العاده ای با نام Singin' in the Rain که دبی رو در شروع دوران بازیگری خودش معروف و محبوب کرد. من متاسفانه بجز I Love Melvin فیلم دیگه ای از دبی ندیدم و واقعیت قضیه اینه که تا بحال به فکر جمع آوری آثار دبی نیافتاده بودم. قبلاً از گروه سه نفری فیلم Singin' in the Rain کارهایی از جین کلی و دونالد او کانر دیدم و هنوز هم به دنبال ـشون هستم ولی دبی ... ! بهرحال، حقیقت موضوع بر سر جای خودش باقیه که من خاطره شیرین و زیبایی از فیلم Singin' in the Rain بهمراه دارم و بارها لحظات و سکانس های اون فیلم رو با لذت تمام به خاطر آوردم و "کتی" کارکتری بوده که دلربایی خاصی در دنیای رقص و آواز Singin' in the Rain داشته.





در فیلم The Unsinkable Molly Brown دبی همچنان طراوت خاصی در چهره و بازیگری خودش داره و میشه به راحتی اونو در قالب "مالی" قبول و در ماجراجویی هایی که در طول مسیر داستانی داره، همراهی کرد. فیلم کاندید 6 اسکار بوده که یکی از اونها "اسکار بهترین بازیگری زن نقش اول" برای دبی بوده اما .. کاندید دیگه ای به نام Julie Andrews با یک فیلم افسانه ای موزیکال به نام Mary Poppins بر سر راه دبی حضور داشته و خُب، اسکار به جولی میرسه. تفاوت های بین دو فیلم زیاد هست و Mary Poppins به راحتی عنوان " فیلم دیدنی تر و دلچسب تر" رو به خودش اختصاص میده اما بهرحال، The Unsinkable Molly Brown در بحث موزیکال حرف هایی برای گفتن داشت و بعضی از سکانس های موزیکال فیلم شکل زیبایی رو داشتند. حس کارهای کلاسیک والترز به خوبی در اونا قابل لمس هست و به نظر من یک فن موزیکال و کسی که به دنبال چک کردن آثار موزیکال کلاسیک هست، میتونه به راحتی از دیدن این فیلم لذت ببره.

داستان فیلم در مورد دختری به نام "مالی" ـه؛ تو شروع فیلم گهواره ای رو میبینیم که به درون آب افتاده و دختر بچه ای کوچولو در اون شناوره، در طول مسیر جلو رفتن گهواره روی آب، دختر بچه غرق نمیشه و ... به لبه کوهستانی رودخونه میرسه و نجات پیدا میکنه. داستان Unsinkable بودن مالی از همین نقطه شروع میشه. 16 سال میگذره؛ مالی دیگه بزرگ شده و تبدیل به دختر بشاش و جذابی شده. اون که حالا دختری روستایی و کوهستانی شده، محل زندگی خودشو برای پیدا کردن یک شوهر پولدار و پیدا کردن یک زندگی بهتر به سمت شهر ترک میکنه و یک ماجراجویی جالب رو شروع میکنه.

اگه بخوام صادقانه از فضای فیلم صحبت کنم، باید بگم که، روند پیشروی داستان میتونست خیلی بهتر از اینها باشه و مدت زمان نسبتاً طولانی فیلم با حذف بعضی از صحنه‌ها میتونست کوتاه تر از اینها باشه، جمع و جور تر ... ولی این هم یکی دیگه از اون موزیکال هایی بود که داستان کش دار شده بود. من به شخصه به چنین فضایی عادت دارم و میتونم تا آخر اونو دنبال کنم ولی میتونم تصور کنم که بیننده های دیگه ای از دیدن این فضا و کش دار شدن داستان کسل بشند. روی هم رفته، اگه بخوام ذهنیت خودم رو در مورد این فیلم بسنجم، میبینم که، این فیلم برای من سرگرم کننده و خوب بود ولی .. به نسبت باقی فیلم های والترز برای من رتبه پایین تری دریافت میکنه و مسلماً در سطح فیلم های قبلی این کارگردان نیست. نمیدونم ... شاید دلیل این حس من، نبودن جین کلی مثل Summer Stock و یا نبودن فرد آستر مثل Easter Parade باشه اما هر چیزی که هست، مهم نیست. این فیلم، فیلم دیگه ای بود و دنیای دیگه ای .. تونستم به اندازه کافی وارد جو فیلم بشم و انتظاراتم از دیدن این اثر موزیکال بالا نبود.





نمونه ای از سکانس های موزیکال فیلم :


Pennies from Heaven // 1981

Pennies from Heaven // 1981
The Accordion Man
[در مورد سکانسی موزیکال]



سکانس‌های موزیکال این فیلم تنوع خاصی دارن و هر کدوم در جای خودش دیدنی و چشم نواز هست ولی من همیشه سکانسی از این فیلم رو بهتر از بقیه سکانس‌ها میدونستم و میدونم. اون سکانس، سکانس مرد آکوردئون نواز دهاتی ـه. سکانس از لحاظ زیبایی سطح عالی داره و بخصوص وقتی که عنوان فیلم رو در کنار این سکانس قرار بدید، حس میکنید که واقعا این سکانس جلوه خاصی به فیلم میده. این فیلم، یکی از موزیکال‌های محبوب منه و با اینکه چند سال از زمان دیدن‌ش میگذره ولی باز هم هر بار که به آهنگ Pennies from Heaven گوش میدم، تمام صحنه‌های فیلم وارد ذهن من میشن و زیبایی فیلم دوباره منو به سمت خودش میکشونه. ممکنه که این بار، فقط بار سومی باشه که فیلم رو دیده باشم ولی این سکانس رو بخاطر علاقه زیادی که بهش دارم، بارها و بارها نگاه کردم و هر دفعه بیشتر از قبل بهش علاقه پیدا کردم. به نظر من این سکانس، یکی از سکانس‌های ناب موزیکاله. شکل پرداخت این صحنه رو خیلی زیاد دوست دارم.

با دهاتی بی‌پول همراه میشیم؛ دهاتی که با آکوردئون خودش روزها رو به نوازندگی در خیابان مشغوله و به امید پنی‌هایی که بقیه به اون میدن، چشمش رو به کسانی که از کنارش عبور میکنن، خیره کرده. آرتور، مرد اول داستان ما بعد از اینکه جمله "خفه شو، احمق" ـی رو به مرد آکوردئون دار داستان ما میگه، دلش به حال اون میسوزه و اونو به شام دعوا میکنه ... شامی که ما رو با سبکی موزیکال به اعماق وجود مرد دهاتی میبره. نشسته در رستورانی، با هم حرف میزنند و آرتور غذای خودشو به دهاتی تعارف میکنه و همون لحظه دهاتی از بذل و بخشش آرتور به وجد میاد و شروع به آواز خوندن میکنه .. سکانس موزیکال ما شروع میشه؛ جایی که دهاتی شروع به خوندن آهنگ زیبایی از Arthur Tracy به نام Pennies from Heaven میکنه .. یا بهتر بگم، ادای خوندن رو در میاره و ما صدای Arthur Tracy که کاملا تو این فضا مجذوب کننده ست رو میشنویم. زیبایی که این آهنگ در کنار تصاویر و رقص این صحنه داره، محصور کننده ست. پنی‌هایی از بهشت ... دهاتی که ما رو در کلمات خودش غرق میکنه ... "هر دفعه که باران میباره، پنی‌هایی از بهشت در حال باریدن ـه" ، دهاتی دیوارهای جدا شده رستوران رو از دید میگذرونه و به چهره‌های خُشک شده انسان‌ها نگاه میکنه .. انسان‌هایی که هر کدوم غرق در دنیا و افکار خودشون هستن. بعد از اون نوبت به باریدن پنی‌های بهشتی از آسمون ـه .. بارونی که به سکه‌های پول تبدیل شدن و دهاتی که در میان سکه‌ها به رقص خودش ادامه میده! گاهی شنا، گاهی آب باشی و ... بازی‌‎هایی که با پنی‌های روی زمین و روی هوا ادامه میده! باز هم شعر زیبای متن آهنـــگ به گوش میرسه و ادامه پیدا میکنه و به سمت پایان پیش میره "وقتی صدای رعدی میشنوی، زیر درخت قایم نشو .. اونجا پنی‌هایی برای تو و من میباره" و سکانس به زیبایی هر چه تمام تر تمام میشه.





+


Man of Steel // 2013

Man of Steel // 2013

[​IMG]

هیچ فیلمی از سال 2013 به نزدیکی اشتیاق دیدنی که واسه این فیلم داشتم، نزدیک هم نمیشه؛ واقعا دوست داشتم ببینمش و با توجه به ذهنیاتی که قبلا برام از سوپرمن ساخته شده بود و علاقه خاصی که به کارکترش دارم، انتظارات خیلی زیادی ازش داشتم. اون انتظارات بخاطر Smallville و بعدها سری فیلم‌های قدیمی Superman بوده. تو نگاه کُلی و قبل از دیدن فیلم، تیم بازیگری برام یه تیم ایده‌آل بود و کاملا نسبت بهش خوشبین بودم. لوئیس لین با بازی Amy Adams ،اKevin Costner در نقش جاناتان کنت، مارتا کنت به دست Diane Lane داده شده و حتی Russell Crowe در Jor-El ، نمیتونستم تیم بهتری رو تصور کنم. قبل از دیدن فیلم هم میتونستم تصور کنم که جاناتان کنت این فیلم عالی میشه، چون Costner رو قبول داشتم و یا لوئیس لین چیزی که دوست دارم از آب در میاد چون واقعا چه انتخابی بهتر از Adams. نکته خوبی که برای من یه نقطه مثبت محسوب میشه، بازیگر کلارک کنت یا سوپرمن Henry Cavill بود که برام ناآشنا بود و حالا این آشنایی با به تصویر کشیدن کارکتر Kal-El برام فراهم شد.

Cavill واقعا خیلی خوب بازی کرده بود و در کنار بقیه کارکترهای اصلی که از کارشون راضی بودم، خیلی خوب به چشم می اومد. داستان کار و نحوه پرداخت‌ش یکی از قوی‌ترین نکات فیلم بود، اینکه در حین پیشروی داستان، حالت‌های فلش‌بک‌واری رو میدیدیم، خوشحالم که حالت Full-flashback نداشت و از مسیر دیگه‌ای جلو رفتن. حتی وقتی هم که به فلش‌بک میرسیدیم، به هیچ وجه کش داده نمیشدن و خیلی مختصر و مفید حسی که باید منتقل بشه رو منتقل میکردن و به زمان حال برمیگشتیم. صحنه‌های اولیه فیلم که تو کریپتون میگذشت، فوق‌العاده بود. همیشه وقتی که Smallville رو میدیدم، دوست داشتم بیشتر از کریپتون صحنه ببینم و با اون سیاره بیشتر آشنا بشم و اینجا و تو فیلم MOS این موضوع به خوبی پوشش داده شد. کمی صحنه‌های اکشن فیلم بیشتر از حد انتظارم بود ولی خوشبختانه پرداخت اون صحنه‌ها هم خیلی خوب بود و اصلا کسل کننده نبودن و البته ... موسیقی فیلم چقدر به بهتر شدنِ محیط اون فضاهای اکشن کمک کرده بود؛ واقعا ترکیب این دو مورد عالی شکل گرفته بود.

اگه بخوام از چیزی حرف بزنم که دوست داشتم تو این فیلم باشه و نبود، مسئله خیلی واضحی رو بهش اشاره میکنم و اونم نبودن لکس لوتره ... یه کارکتر فوق‌العاده جذاب که واقعا پتانسیل بالایی داره و به راحتی میتونه وارد داستان سوپرمن بشه و اونُ بهتر کنه. (نمیدونم چطور امکان وجودش تو داستان شماره بعد وجود داره ولی بهرحال خیلی دوست دارم شماره بعد بهش اختصاص داده بشه.) بهرحال داستان زاد هم در نوع خودش جالب بود و همیشه جز کارکترهای محبوبِ سوپرمنی من بوده و با این فیلم حتی دید بهتری هم نسبت بهش پیدا کردم. Michael Shannon زاد عالی رو به تصویر کشید و به نظر من انتخاب خیلی خوبی بود. جلوه‌های ویژه فیلم همونطور که انتظارش میرفت، جای ایراد گرفتن نداره و در سطح بالایی قرار داشت. خوشحالم که کمتر و خیلی مختصر به درامای کودکی کلارک پرداخته شد و بیشتر وارد فضای اصلی کارکترش شدن، اونو به سمت جلو و نجات بشریت هُل دادن و ... همه چیز این فیلم رو دوست داشتم.

نظر کُلی و نهایی‌م راجع به فیلم خیلی مثبته و حتی نقدهای منفی که راجع به فیلم خوندم هم نتونست ذهنیت خوبم رو نسبت به این فیلم از بین ببره. وقتی 2 ساعت و 20 دقیقه زمان فیلم رو بدون هیچ خستگی و با لذت تمام به صفحه خیره بشید، باید بدونید که اون یه تجربه عالی بوده. از الان واسه رسیدن 2015 و دیدن فیلم Batman vs. Superman لحظه‌شماری میکنم. حیف که Bryan Cranston شایعات لکس لوتر بودنِ خودشُ تکذیب کرد وگرنه انتظارات فوق‌العاده بالا میرفت. Ben Affleck در نقش بتمن؟ میتونم به فکر بتمن بودنش عادت کنم؛ میتونم از اینکه چقدر در نقش بتمن خوب ظاهر میشه، سوپرایز بشم، با توجه به عالی بودن شماره اول، مطمئنا نسبت به شماره دوم هم خوشبین خواهم بود.

--











--

Easter Parade - 1948 // Fred Astaire

Easter Parade - 1948 // Fred Astaire



--

-


دوست دارم اینجور تصورکنم که زمان اکران فیلم، خیلی‌ها با ذهنیتی که الان من دارم به این فیلم نگاه میکنم، فیلم رو میدیدن. اون ذهنیت اینه که، وقتی فرد آستر تو فیلمِ موزیکالی باشه، حداقل چیزی که میدونید از دیدن فیلم نصیب‌تون میشه، سکانس‌های عالی موزیکاله. این نکته رو بعد از دیدن چند فیلم از فرد به راحتی درک میکنید و فرد از اون بازیگراییه که با استایل موزیکالش بیننده رو به پای فیلم‌هاش میکشه. درکنار تکنیک بالای رقص‌ش، از فنِ کُمدی خوبی در بازی خودش استفاده میکنه و اگه بخوایم تبحر دیالوگ‌گویی یا بازیگری اونو بسنجیم، باز هم یه سطح خیلی خوب رو میتونیم براش قائل بشیم. بهرحال این فیلم باز هم چنین چیزی رو ارائه داد، پُر از سکانس‌های موزیکال جذاب و دیدنی و وقتی که جودی گارلند و توانایی بالای خوانندگی‌ش رو به فرد اضافه کنیم، چه چیزی به جز یک موزیکال بی‌نقص جلوی روی ما قرار میگیره؟ کادر بازیگری جالب‌انگیزی برای یک موزیکال که قرار بوده با داستانی ساده به نتایج خوبی برسه.

داستان از این قراره که دان، یه رقاص خیلی ماهره که خودشو در معروف کردن نادین، رقاص معروف سهیم میدونه و یه جورایی عاشق اون رقاصه. بعد از اتفاقاتی تو شروع فیلم، دان تصمیم میگیره به خودش ثابت کنه که هنوز هم توانایی به بار نشوندن یک "هیچ کس" دیگه رو داره و میتونه هر کسی رو تبدیل به یک رقاص عالی کنه. به صورت اتفاقی و تو یک بار با هانا آشنا میشه، دختری که جز گروهی ساده و بدون هیچ تمرین و پیش‌زمینه‌ایه. تصمیم خودشو میگیره و هانا رو به عنوان "هیچ کس" خودش انتخاب میکنه و هدفش رسوندن هانایی که مشکلات زیادی با رقص داره، به شهرتی بالاتر از نادینه. هدفی که در این راه داره، علاقه‌ای که به هانا پیدا میکنه، احساسی که هانا نسبت به دان داره و دوست دان که به هانا علاقمند میشه و ... داستان فیلم رو شامل میشه. نکته‌ای که باقی میمونه و باید بهش اشاره کنم اینه که ممکنه بیننده‌هایی که فن موزیکال نیستن، داستان فیلم رو عالی پرداخت شده ندونن و نقص‌های زیادی بهش بگیرن در حالی که فن‌های موزیکال وقتی ترکیب گارلند و آستر میبینند و در کنارش داستان رو دنبال میکنن، لذت فوق‌العاده‌ای از فضای حاکم بر این فیلم موزیکال میبرند.

سکانس‌های موزیکال تنوع خوبی دارن، از سکانس‌های پراز دکور گرفته تا سکانس‌های ساده و بی‌آلایش؛ هر دو تو فیلم وجود دارن و روی هم رفته میتونم اکثر اونا رو دوست داشتنی بدونم. یکی از متفاوت ترین سکانس‌های موزیکالش به این نحوه بود که فرد جلوی صحنه، در حال رقص به حالت Slowmotion بود و بقیه پشت سر فرد به حالت عادی مشغول همراهی آستر بودن. نمیدونم تو اون سال چطور چنین سکانسی رو خلق کرده بودن ولی بهرحال ... این قطعه موزیکال تفاوت خاصی با بقیه قطعات موزیکال دیگه داشت و حس تازگی خوبی داشت. پیشرفت داستانی و اتفاقاتی که می‌افته با موزیکال شدن و وارد کردن قطعات موزیکال خیلی خوب همراه میشه و مسلما وقتی که در یک موزیکال که قطعاتش به نحو عالی اجرا شده، داستان به خوبی پیاده بشه، محیط فیلم برای بیننده لذت‌بخش میشه و به نظر من این فیلم از عهده هدفی که داشته براومده؛ سرگرم‌کنندگی عالی برای یک فیلم موزیکال.

نکات ریز حاشیه‌ای :

- جین کلی کسی بود که نقش دان براش درنظر گرفته شده بود ولی بعد از باخت تو یه بازی والیبال، عصبانی شدن و لگد پرت کردن (!) قوزک پای خودشو میشکنه و فرد آستر جای اونو میگیره.

- جودی گارلند تا قبل از این فیلم، آستر رو ملاقات نکرده بود و با اینکه ستاره معروفی بود، هنوز هم از ملاقات با فرد ترس داشت.

- کارگردانی که نفر اول برای کارگردانی فیلم بود، شوهر جودی گارلند، وینسته مینلی بود ولی بعد از مخالفت روان‌پزشکِ جودی مبنی بر کارنکردن اون دو با هم، چارلز والترز جاگیزین وینسنته میشه. والترزی که 2 سال بعد با جودی و جین فیلم Summer Stock رو میسازه. اینبار دیگه برای جین مشکل جسمی پیش نمیاد و فیلم ساخته میشه.

- این فیلم پرفروش‌ترین فیلم کمپانی MGM در سال 1948 بود.

نمونه‌هایی از سکانس‌های موزیکال فیلم :

- سکانس رقص اول آستر در اسباب‌بازی فروشی :




- فرد و جودی در یکی از سکانس‌ها :



- یکی از سکانس‌های موزیکال که خروج جالبی از سن داشت، فرد در حالی که پیانوی تزئینی رو با بدنش هُل میده، با تماشاگرا هم خداحافظی میکنه و از صحنه خارج میشن.



- قطعه موزیکالِ Slowmotion که بهش اشاره کردم :



- و سکانس دیگه‌ای از فرد و جودی :



--

Ziegfeld Follies // Or let's see Fred and Gene dance together

Ziegfeld Follies - [1945] // Or let's see Fred and Gene dance together



فیلم Ziegfeld Follies موزیکالیه که با بقیه موزیکال های دیگه تفاوت های خاصی داره؛ فیلم مجموعه ای از نامبرهای موزیکالی ست که توسط کارکترها و بازیگرهای مختلف به صورت نمایش های کوتاه اجرا میشه میشه. این نمایش ها ممکنه فضای کمدی و ممکنه فضای رمنسی درون خودشون داشته باشند، نمایشهایی که برگرفته از Ziegfeld Follies های تئاتری که از 1907 تا 1931 جریان داشته. ایده ای از Folies Bergères و توسط Florenz Ziegfeld محقق شده. داستان کلی، فیلم رو در بر نمیگیره و هر نمایش، داستان مربوط به خودش رو داره. بیشترین تعداد نمایش رو در این فیلم، فرد آستر به عهده داره که در 4 نمایش حضور داره. بعد اون، Lucille Bremer که در 2 نمایش ظاهر شده که هر دوی اونها به همراه فرد بوده. 


فیلم از جایی شروع میشه که William Powell در نقش Florenz Ziegfeld Jr رو در اتاقی تنها و در حال تفکر میبینیم، جایی که باید اونو بهشت تصور کنیم و زیگفیلد به احساس خوبش در مورد Folli ها اشاره میکنه، اینکه چه خاطرات خوبی داشته و چقدر دوست داره یک Folli دیگه ببینه. همه این ها دست به دست هم میده تا خیال پردازی اون شروع بشه و با خودش بگه : "اگه بخوام دوباره یه فولی راه بندازم، چه کار میکنم؟ اول از فرد آستر دعوت میکنم و ..." از اینجاست که وارد رویای زیگفیلد میشیم به یک فضای انیمیشنی میبینیم و بعد از اون مکث کوتاه به قطعه اول فرد در فیلم به اسم Here's to the Ladies میرسیم.



++ اشاره به تک تک قطعات کار سختیه، از جمله نمایش های خیلی جالب فیلم به چندتاییشون اشاره میکنم :


- قطعه (Number Please) و درگیری مرد با تلفن چی! تلفن چی که به همه شماره درست رو میده ولی به مرد، شماره اشتباهی رو میده. راه های مختلفی که مرد برای بدست آوردن شماره مورد نظرش پیش میگیره و به نتیجه نمیرسه در نوع خودش جالبه.



- قطعه (Pay the Two Dollars) و مردی که بخاطر 2 دلار مجبور میشه به زندان بره. وکیل مرد به هیچ وجه راضی نمیشه 2 دلار رو پرداخت کنه و همش در حال اطمینان خاطر دادن بخاطر اثبات بیگناهی به موکل خودشه. ماجرایی که به درازا کشیده میشه و وکیل بعد از خرج کردن چهارصد هزار دلار پرونده رو میبازه و ...



- قطعه (Raffles) با اجرای Fred Astaire و Lucille Bremer که شامل یک رقص آرومه!



- قطعه (Alfredo) و فضای اُپرا مانند عالی ش!



- قطعه دوم اجرای فرد آستر بهمراه لوسیل (Tai Long) که در یک فضای چینی (محله چینی ها) اجرا میشه. حتی گریم ها در این صحنه جوریه که ما میتونیم فرد و لوسیل رو به عنوان یک مرد و زن چینی تصور کنیم. داستان: مردی که به دنبال زنی زیباست و همینطور که داره اون زن رو تعقیب میکنه، دزدی مغازه ای رو میبینه. بعد از رفتن دزدها، یک بادبزن که توی شیشه مغازه ست، توجه اونو به خودش جلب میکنه و پس از کلنجار رفتن با خودش، بیخیال برداشتن بابزن میشه. بعد از اون صحنه، ما رویای مرد رو میبینیم که بهمراه اون زن بادبزن هایی بدست دارن و در حال رقص هستند.



+



- و البته مگه میشه این فیلم رو دید و قطعه جودی گارلند (A Great Lady Has An Interview) رو از قلم انداخت. مثل همیشه دیدنی و دوست داشتنی! خبرنگارهایی که برای مصاحبه با ستاره معروف هجوم میارن و وارد خونه میشن!



- و اما مهمترین قطعه فیلم (The Babbit and the Bromide)، نامبری که هر موزیکال دوستی رو به سمت خودش میکشونه، قطعه اجرا شده بین جین کلی و فرد آستره! دو مرد بزرگ موزیکال ها، دو نفری که بهترین خاطرات موزیکال دوست ها تو این ژانر رو رقم زدند. سکانس موزیکال، همونطور که ازش انتظار داشتم، پر از کمدی دوست داشتنی و البته تپ دنس های دو استاد بزرگه. داستان سکانس در مورد رودرویی دو دوست در چند دوره مختلف و پس از چند سال هستنش! هر بار که با هم ملاقات میکنند، با ظاهر متفاوت همدیگه رو برو میشند و همون جملات تکراری و جدا شدن ها و دوباره از ابتدا! بهرحال شیرینی این سکانس تا مدت ها باهام باقی میمونه و مطمئنم در آینده بارها برمیگردم و این سکانس رو دوباره میبینم.



+



+




^ تو ادامه در سومین قسمت قطعه و سومین باری که این دو کارکتر با همدیگه ملاقات میکنند، این بار چنگ به دست روبروی ما قرار میگیرن! شاید یه مقدار عجیب ولی بهرحال پایان بندی فوق العاده ای برای این قطعه به وجود میاد. روی هم رفته وقتی این قطعه رو تو مستند Gene Kelly: Anatomy of a Dancer دیدم، عطش دیدن این سکانس تمام وجودم رو فرا گرفته بود و بلاخره فرصتش پیش اومد و تونستم این سکانس رو ببینم.



متاسفانه دیدن سه گانه That's Entertainment هدف دست نیافتنی به نظر میاد (حداقل در حال حاضر :دی) خیلی دوست دارم اونو ببینم ولی با این لینک های تورنت از بین رفته، به نظر نمیرسه شدنی باشه و خوب، شمارش سالها داره به جلو حرکت میکنه و کمتر کسی هست که برگرده و موزیکالی از اون سالها آپلود کنه. نمیدونم شاید چیز زیادی رو با ندیدنش از دست نمیدم ولی همینکه اسم کلی و آستر رو تو عنوان ش میبینم، آهنربای بی نهایت قدرتمندی میشه که منو به سمت خودش میکشونه.


Trivia = Trivia


- George Sidney، کارگردان اول فیلم، بعد از 1 ماه فیلمبرداری از کار جدا میشه و Vincente Minnelli جای اونو میگیره.


- یکی از تنها دو فیلمی که فرد آستر و جین کلی با هم بازی کردن، That's Entertainment, Part II فیلم دیگه ی مدنظره.


- ایده فیلم از سال 1939 در کمپانی MGM مورد بحث قرار گرفته بوده و بلاخره 1943 برنامه ریزی اون شروع شده.


- تو شروع قطعه نمایش Bring On The Beautiful Girls چند پیرزن نمایش داده شدن که اونها، اجراکنندگان اصلی Ziegfeld Follies روی صحنه های تئاتر بودن.


- قطعه ای که توسط جین و فرد اجرا شد (The Babbitt and the Bromide) در اصل قطعه ای بوده که در سال 1927 در نمایش برادوی موزیکالِ Funny Face توسط فرد و خواهرش، Adele Astaire اجرا شده.



--