M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Princess Tutu - Ep 01 - 10

Princess Tutu
Ep 01 - 10




ده اپیزود دیدم و باید بگم یک کار عالی، دوست داشتنی و خاطرانگیزه!



داستان : آهیرو (در ژاپنی به معنای اردک!) ، اردکیه که به یک انسان تبدیل میشه تا با شاهزاده ای روبرو بشه؛ شاهزاده ای که احساسات خودشُ بطور کامل از دست داده و آهیرو که با قدرت آویز جادویی خودش می تونه به "پرنسس توتو" (رقاص ماهر باله ای که با رقص خودش آشفتگی رو از دل دیگران دور می کنه.) تبدیل بشه، وظیفه برگردوندن احساسات این شاهزاده رو به عهده می گیره. اما افرادی سد راه آهیرو هستند؛ کسانی که نمی خوان بذارن میوتو (شاهزاده داستان) بتونه احساسات خودش رو به دست بیاره.

در همون نگاه اول متوجه شدم که Princess Tutu از جمله انیمه هایی هست که ظاهر کار ممکنه دیگران رو گول بزنه و به این تصور بیاندازه که ما با یک کار بچگانه طرف هستیم ولی وقتی وارد دنیای انیمه میشید، زمانی رو با داستان و کارکترهای انیمه می گذرونید، این تصور رو رد می کنید .. Princess Tutu یه کار همه جوره شیرینه و می تونه برای هر رده سنی مناسب باشه. ظاهر بچگانه ولی دارای محتوای متفاوت چیزی هست که من بارها و بارها در انیمه های مختلف بهش برخورد کردم، با دیدن کاور ترس دیدن یک اثر سطح پایین به سراغم می اومد و تو خیلی از موارد خلاف این موضوع برای من به اثبات رسیده و اینجا، از این لحاظ قبل از دیدن انیمه اطمینان کافی برای دیدن "پرنسس توتو" بدست آوردم؛ نقدهای مختلفی رو قبل از دیدن انیمه خوندم، نظرات طرفدارانُ چک کردم، از تم و حس و حال انیمه آگاه شدم و بعد به سراغ دیدن اثر رفتم. نتیجه ای که بعد از دیدن 10 اپیزود اول در ذهنم نقش بسته یک نتیجه فوق العاده رضایت بخشه و نمی تونستم بیشتر از این نسبت به انتخاب این انیمه برای دیدن احساس رضایت داشته باشم. هنوز راه نسبتاً خوبی تا پایان انیمه برام باقی مونده ولی دوست دارم کوتاه و فهرست وار از انیمه چیزهایی بگم!

دلیل دیدن : یکی از کارهای بسیار تحسین شده‌ی ساتو جونیچی (کارگردان کارهایی مانند Aria و Tamayura) ، کارگردانی که ظرافت کاری خاصی در خلق کارهای شوجو و برش داره.





+

نکات مثبت :

- حس فانتزی بی نهایت خوب (آهیرو/اردک بودن دختر اصلی داستان، حضور حیوانات در میان انسان ها، سخن گفتن و کمک به کمدی داستان توسط اونا، پلات اصلی انیمه که پر از تحریک برای خیالبافی و رویاپردازیه!)
- قابلیت تبدیل شدن به یک نوستالژی غیرقابل تکرار (خصوصاً در صورت دیدن انیمه در سن پایین) ، چقدر این مورد احساس مثبتی به من میده.
- استفاده از موسیقی کلاسیک فراوان در فضای انیمه (چایکوفسکی!!) ، بودن موسیقی به عنوان یک عنصر تکمیل کننده برای هر لحظه‌ی انیمه.
- اقتباس و بهره گیری از داستان دریاچه قو، نمایش باله ای زیبا از چایکوفسکی! و بهره گیری از بعضی داستان های خاطرانگیز دیگه در دل انیمه.
- خلق رقص های زیبای باله در قالب داستان و داشتن تمی لطیف و موزیکال در جای جای هر اپیزود. باب میل موزیکال دوستان ... باب میل من!
- شخصیت پردازی فوق العاده خوب اولیه. آهیروی اردک/انسان، میوتوی بی احساس، فاکییر منفور و مرموز، رو که رشد کارکتری درش موج میزنه، کارکترهایی که هر کدوم حرف های برای گفتن دارند.
- شخصیت پردازی باحال کارکترهای فرعی! از دوستان آهیرو و اذیت کردن های اونا گرفته تا معلم کلاس رقص باله که یک "گربه" هست و انواع و اقسام اداهای حیوونی خنده دار رو ازش می بینیم!
- گویندگی بسیار دلنشین! کار به جایی رسیده که من موندم گوینده کارکتر اصلی داستان اردکه یا انسان! یعنی در این حد شباهت صدای گوینده رو به احساس یک اردک نزدیک می بینم.
- OP , ED زیبا و درخور اثر. OP به زیبایی احساس باله و تم اصلی انیمه رو به رخ می کشه و ED با آرامشی موقتی از ما خداحافظی می کنه.

و ...




نکته منفی احتمالی :

- امکان/ترس از یکنواخت شدن ... !

وقتی با چند اپیزود همراه بشید و روتین اولیه دستتون بیاد، ممکنه فکر کنید که به سمت یکنواختی پیش خواهیم رفت و شاید برای بعضی ها این موضوع به حقیقت تبدیل بشه و اثر رو اثری با تکرار لحظات بدونند ولی برای من تا به اینجا که 10 اپیزود رو دیدم اصلاً چنین حسی نداشته. مسئله اینه که، یک سکانس با پرنسس توتو داریم که در هر اپیزود با حالتی تکراری به تصویر کشیده میشه ولی بجز اون، کل سناریوی اپیزود و جوی که بر هر اپیزود حاکمه متفاوت با اپیزود قبلی هست و حتی اون صحنه تکراری هم جهت دار و در راستای به جلو هل دادن داستان هست؛ داستان به جلو حرکت می کنه و معماهای جدیدی در ذهن بیننده جا خوش می کنند. در عین حال، به بعضی از سوالات مطرح شد هم پاسخ داده میشه که خیال بیننده رو از سردرگم موندن راحت می کنه.

و اینطور که من خبردار شدم، نیمه دوم انیمه و پایان بندی باید بسیار زیبا باشه .. مشتاق دیدن ادامه کار هستم.


اشاره ای افتخاری به نکو سنسی، معلم باله‌ی داستان که معرکه ست :

It's really happening, I am in the clouds

It's really happening, I am in the clouds
Amanchu is Coming



 



یا شاید تو این مورد بهتره بگم، "من زیر آب ها هستم" تا بهتر بتونم احساسم رو درباره این انیمه غواصی بیان کنم. هر وقت به دریا میرم و روی آب خودمُ شناور می کنم، سکوت مطلق وجودم رو فرا می گیره و آرامش بی نهایت خوبی بهم دست میده. این احساسیه که با دیدن این انیمه به خاطرم میاد.

چقدر میشه شور و شوق داشت؟! من بی نهایتشُ دارم .. چقدر میشه از دیدن یک پوستر، از دیدن یک تریلر کوتاه ذوق زده شد؟! من با تمام وجود احساسش کردم. همون چیزی که لحظه لحظه چند ماه گذشته رو در انتظار دیدنش بودم. دنیای بی نظیر انیمه ای من، بهشت من در حال نزدیک شدنه و نمی تونم صبر کنم .. هر چقدر برمی گردم و دوباره تریلر رو پلی می کنم باز هم دلم می خواد بیشتر به درون این تریلر غرق بشم.

به این فکر کنم که تریلر چه حال و هوای آشنایی برای من داره؛ چه موسیقی متن زیبا و نوستالژیکی درونشه. چیزی که منُ به یاد Aria و محبوب سری تمام دورانم می ندازه. چیزی که با هر نت موسیقی اون دلم رو به لرزه میندازه و می تونم احساس کنم که برای موسیقی انیمه ساتو جونیچی سنگ تمام گذاشته و یکی از بهترین آهنگسازها رو در نظر گرفته. درود به این مرد بزرگ و خالق آرامش بخش ترین انیمه های ساخته شده تا به امروز. کسی که مطمئنم نه تنها من، بلکه روی زندگی افراد بسیار اثری مثبت گذاشته؛ نگاهشونُ به زندگی عوض کرده و وقتی شما بتونید با اثری که میسازید تلنگری به زندگی دیگران بزنید، اون لحظه ست که باید به خودتون افتخار کنید. امیدوارم قدردانی ما هوادارن انیمه آریا و آمانچو به گوش ساتو برسه و اون مهم تر به گوش آمانو کوزوئه برسه ... مانگاکای ارزشمند ژاپنی!

آمانو یک انسان بزرگه .. در طول سال ها این تفکر و اعتقاد برای من تبدیل یه یقین شده. کسی که با خلق معصومانه ترین و زیباترین داستان های ممکن یک دنیای خیالی و فانتزی مدهوش کننده رو خلق کرده و افرادی مثل من تا عمر دارند این اثرها و فضای بهت برانگیز و لذت بخشونُ فراموش نمی کنند. من یکی می دونم که انیمه آریا تاثیر بی نهایت خوبی روی شخصیتم داشته و از این بابت فوق العاده از آمانو متشکرم.

و حالا لحظه شماری برای از راه رسیدن آمانچو آغاز میشه .. تابستون باید زودتر برسه .. من براش ثانیه شماری می کنم. ^_^

باشد که بار دیگه شاهکاری از آمانو کوزوئه و ساتو جونیچی ببینیم ...


نگاهی به تریلر :





























Gantz - The Dream, The Madness

Gantz - The dream, The Madness

6a0133f3d447b0970b014e88dbceaa970d-jpg


فوق العاده بود .. از اون سری های انیمه ای که بعد از تموم شدن اثر دوست دارید از جای خودتون بلند بشید و براش یه کف مرتب بزنید.

همیشه اسمش رو می شنیدم و همیشه جلوی چشمام بود ولی خب، مهم نیست که چقدر دیر این انیمه رو دیدم چون اصلاً به فکر دیدنش نبودم، ژانر کاری اثر زیاد با طبع انیمه ای من همخونی نداشت و فکر نمی کردم بتونم از دیدنش لذت ببرم اما با اصرار یکی از دوستان پای دیدنش نشستم! دوست دارم به راحتی ابراز نظر کنم و بگم که Gantz جداً یه اثر خوب بود، حس می کنم تونستم به زیبایی و عمق کار پی بردم و بسیار از دیدنش راضی ام .. این تجربه بهم تلنگری زد تا اثرهای کلاسیک این شکلی رو بیشتر مد نظر بگیرم و تعدادی از اون ها رو از همین الان وارد لیست انیمه های بعدی خودم کردم.

اما در مورد خود انیمه Gantz ، آرک های بسیار باحالی داشت؛ بخاطر سوژه اولیه کار هیجان تو اکثر لحظات انیمه موج میزد .. لحظات غافلگیر کننده، انگشت به دهان کردن مخاطب، موسیقی خیلی خوب، شخصیت پردازی عالی و یکی بهتر از دیگری و ... همه چیز انصافاً در سطحی جذاب قرار داشت و به همین خاطر نمیشد دست از ماراتون زدن کار برداشت. چراها و معماهای زیادی از ابتدای کار و بعدها در طول سری به ذهن بیننده میرسه ولی خوشبختانه جواب های بسیاری هم به این سوالات داده میشه .. ابهام درون این اثر همیشگی نیست و رفع گیجی مخاطب به خوبی انجام می پذیره. نکته پررنگ برای من به رخ کشیدن احساسات کارکترها بود که به شکل انسانی و باورپذیر به تصویر کشیده میشدند .. کورونو، کاتو، کیشیموتو و حتی کارکترهای فرعی، هر کدوم به نحوی تونستند من رو با خودشون همراه کنند و از لحاظ شخصیت پردازی این اثر رو درخور تحسین می دونم.

داستان خیلی خوب و جالب انگیز پیش رفت و بعد با وضع پایان بندی کار (فیلر بودن چند اپیزود آخر) باید خیال خودتون رو راحت کنید و به سراغ مانگای اثر برید .. حتی اگه مانگا خون نباشید، ارزش امتحان کردن رو داره! من که اینکار رو کردم و بعد از مدتها حسابی غرق در یک مانگا شدم؛ خوندن مانگاش هم لذت زیادی داره و این چند روزه لحظاتی بوده که به خودم اومدم و دیدم که بالای 20 چپتر رو خوندم و حاضرم همچنان 20 چپتر دیگه رو هم از این اثر بخونم. خوشی کار برای کسی مثل من که به فضای چنین مانگاهایی (و یا کلاً مانگا) عادت نداره، در سطح بالایی قرار داره و صادقانه بخوام بگم، انتظار نداشتم این مانگا بتونه من رو مجذوب خودش بکنه. صحنه های اکشن در دل مانگا هم جذبه متفاوتی داره و می تونم قدرت تخیل خودم رو برای بهتر کردن فضای درونی اثر به کار بگیرم.

روی هم رفته جای تعریف از انیمه Gantz زیاده ولی کوتاه و خلاصه میگم که من فکر می کنم این انیمه از اون کارهاییه که می تونه امید یک انیمه بین رو برای باقی موندن تو دنیای انیمه زنده کنه! کافیه به سراغش برید.

پ ن : تنها حسرت من در مورد این انیمه (جدا از کامل اقتباس نشدن سری در قالب انیمه) ، انتشار پیدا نکردن رسمی موسیقی متن اثره که بار موسیقی بسیار خوبی داشت و فکرشُ که می کنم، می بینم دوست دارم ساعت ها رو صرف شنیدن به موسیقی متن اثر کنم. با سرچی که کردم تونستم چند تا از ترک های ادیت شده و برداشت شده از خود انیمه رو پیدا کنم و دانلود کنم ولی ای کاش این OST با کیفیت بالا و مناسب عرضه میشد و می تونستیم با ذوق بیشتری به سراغش بریم.

نمونه یکی از ترک ها (اسم ترک رو به دلیل اسپویلـری که داره ویرایش کردم.)

Aria the Avvenire - Episode 01

Aria the Avvenire - Episode 01





قسمت اول OVA ها منتشر شد ... عالی! مثل همیشه مدهوش کننده!


15 دقیقه بیشتر نبود ولی وای که چقدر لذت بردم ... ! سطح گرافیکی کلی تغییر کرده بود و تشخیص این موضوع به راحتی تو همون ثانیه های اول واسم ممکن شد. چهره کارکترها کمی رنگ عوض کرده بود، نگاه ها متفاوت بود ولی فضای انیمه همون آسایش و دل انگیز بودنِ همیشگی رو دارا بود. هرچند به گفته بعضی نظرات بک گراندها از سری های قبلی گرفته شده بودند ولی با آپدیت کردن همون بک گراندها جلوه زیبایی رو میشد در محیط انیمه به چشم دید. و کلاً طراحی چهره کارکترها به نسبت فصل های قبلی، خصوصاً دو فصل اول کاملاً برتر به نظر میرسه و این یه اتفاق طبیعی ولی خوشاینده.

اینکه چطور دوربین تو لحظات اول اپیزود تک تک لوکیشن های خاطر انگیز شهر نئو-ونیزیا رو به نمایش کشید، اینکه چطور زیبایی برج ها، پیاده روها، پل ها، مناظر توریستی و دریای نئو-ونیزیا بار دیگه خودنمایی کردند، موج موج خاطرات رو به ذهنم برمی گردونه .. خاطرات خوش بودن در این شهر رویایی! ممکنه فکر کنید نمیشه در قالب 15 دقیقه یک داستان محاوره ای قشنگ خلق کرد و به سرانجامی رسوند ولی داشتن یک سناریوی "ملاقاتی بعد از مدت ها" ، به تنهایی کافیه، می تونه بار لطافت کار رو به دوش بکشه؛ شکل گرفتن دوباره اون ملاقات مساوی شد با شکل گرفتن احساسی پر از دلگرمی در وجود من. بسیار از دیدن این اپیزود لذت بردم.




خوندن بعضی کامنت ها در مورد همین تک اپیزود 15 دقیقه ای هم در نوع خودش جالبه. و کلاً هیچ وقت به خاطر ندارم که با رو آوردن به قسمت نظرات دیگران در مورد این انیمه به نظر فوق العاده منفی و بدی برخورد کرده باشم. دیدن درجه محبوبیت این سری در قلب بعضی انسان ها و تاثیری این اثر هنری روی نگاه اونا به زندگی گذاشته تحسین برانگیزه! تشکر من به عنوان یک طرفدار همیشگی مستقیماً به سمت خالق مانگا، آمانو کوزوئه و ساتو جونیچی، کارگردان سری میره. ^^ دستان هنرمند این دو چنین چیزی رو بوجود آورد تا خیلی ها از جمله خودم تجربه ای به یادموندنی رو پشت سر بذاریم.

بگذریم .. برخی از کامنت ها :


i think my heart will be stolen for the next few weeks because of this.


البته که همینطوره.


Way too good for humanity.


میتونم یه جورایی باهاش موافق باشم!!


I feel like crying. My favourite anime of all time. It made such an impact in my life and my view on life itself. To be able to experience it all over again... I dunno how can I explain.


جملاتی که می خونم و احساس می کنم از زبون خودم خارج شده.


Just watched this at the theater and it was glorious. They actually showed all 3 episodes. It was everything I remembered Aria to be and more. Never thought that a theater full of grown men would be trying to hold back their tears at the end.


Wow ، تصور دیدن چنین اثری تو سینما هوش از سر من می پرونه!
اون جمله آخر هم در نوع خودش خنده داره!


Goddammit my heart can't take this beautiful show.


من باهاش همدردم!


That was stunning. Goosebumps, fuzziness everywhere. Amazing start of this series, right back into Aria feeling after a few seconds.


همون تک صحنه اول واسه من کافی بود ... نوستالژیک!!


Oh wow, just hearing the OST alone was enough to plaster a smile on my face from beginning to end.


بهترین OST انیمه ای! مسلماً برای من همینطوره!



Love Live! The School Idol Movie

Love Live! The School Idol Movie





ایول، عجب فیلم زیبایی بود ..


اگر ذره ای، فقط ذره ای اعتقاد دارید که انیمه های آیدولی ممکنه روزی به دل شما خوش بیان، باید این سری رو امتحان کنید؛ چون این انیمه دقیقاً همون انیمه ایه که برای تغییر نظر و زیر و رو کردن تفکر همه درباره انیمه های آیدولی ساخته شده. حداقل برای من اینطور بود. تا قبل از دیدن این انیمه تنفر زیادی از این ژانر داشتم و یا شاید بهتره بگم اهمیتی به این ژانر نمی دادم ولی دیدن چند شات از فضای انیمه و اینکه چقدر طراحی کارکتر اون ناز به نظر میرسید، منو مشتاق کرد که یکی دو قسمت از فصل اول رو امتحان کنم ... و حدس بزنید چی شد؟ بله، واقعاً به انیمه علاقه پیدا کردم. یه چیز کاملاً متفاوت با تمام انیمه های آیدولی بود .. فکری که پشت کار بود، اهمیتی که به کار داده شده بود و پرداختی که برای اون انجام شده بود، به شکلی عالی به چشم می خورد.









بعد از دیدن دو فصل، حالا نوبت به دیدن فیلم سینمایی رسیده بود.


فیلم پر بود از صحنه های موزیکال فوق العاده ^_^ .. علاوه بر آهنـگ و آوازهای خوب، میشد کلی روتین رقص دوست داشتنی رو از کارکترها دید و از فضای گرافیکی جذاب اون لذت برد. شاید این انیمه از معدود انیمه هایی باشه که استفاده درستی از CGI انجام داده و صحنه های رقص انیمه بطرز خیلی جذابی از آب در اومدن. کیفیت غیر CGI انیمیشن هم که مثل همیشه چشم نواز بود. هیچ ایرادی از انیمیشن این فیلم نمی گیرم .. چون جداً لذت کار رو چندین برابر کرده بود. و نکته جالب نحوه رسیدن به بعضی سکانس های رقص و موزیکال بود؛ اینکه مثل فیلم های موزیکال دهه های 40 ، 50 هالیوود، جین کلی وار، فرد آستر وار ناگهان یک کارکتر شروع به آواز خوندن می کرد و بقیه هم با اون همراه میشدن و بعد به سراغ ادامه داستان می رفتیم.


نمونه ای از سکانس های موزیکال ناگهانی :






داستان با برده شدن به آمریکا جلوه بسیار جالبی به خودش گرفت؛ کلاً حس و حال سفر در چنین محتوایی به خوبی جا می گیره. یاد فیلم سینمایی K-On و رفتن به انگلیس افتادم .. اینکه چطور یک انیمه برش زندگی تونست به شکل یک فیلم سینمایی در بیاد و موفق عمل کنه! از این طرف هم که اگه فروش و محبوبیت سری Love Live رو بررسی کنید، به راحتی می فهمید که این سری هم تونسته به حد و اندازه های غیرقابل باوری برسه و توصیف اینکه چقدر نسبت به انیمه های آیدولی دیگه برتره، کار سختیه.

بهرحال، کمدی فیلم زیاد نبود، قراره نبوده کمدی باشه ولی شیرینی کارکترها به راحتی لبخند رو روی لبم می آورد، نیکو، ماکی، اری، هونوکا، نوزومی و ... تک تکشون کارکترهای فوق خوبی واسه چنین اثری هستند و از لحاظ کارکترپردازی برای یک انیمه آیدولی باید این انیمه رو تحسین کنیم .. شاید فکر کنید یک گروه آیدولی با اینهمه کارکتر نمی تونه هر کارکتر رو به چشم مخاطب بشناسونه ولی اتفاقاً اینجا تک تک اونا منحصر به فرد هستند و میشه به راحتی هر کدوم رو دوست داشت. موسیقی معرکه بود، از این موضوع حرف زدم ولی جا داره دوباره بگم، سکانس های موزیکال پررنگ ترین نقطه فیلم بودند و جلوه زیبایی به کار داده بودند. فقط کافیه صحنه هایی از فیلم رو از نظر بگذرونید تا مشتاق دیدن کل سری بشید.






فعلاً به کار نمره 8 دادم ولی ممکنه بعدها نمره ـم بالاتر بره. چون واقعاً مشخصه عمر فیلم خوب خواهد بود و این اثر تبدیل به یکی از کارهای کلاسیک در ژانر خودش میشه. علاوه بر این نکته، خودم حس می کنم رابطه من با این سری بخاطر این فیلم چندین برابر عمیق تر شد و حالا دیگه بعد از دیدن این فیلم آخر، می تونم اونو یکی از کامل ترین سری های ترکیبی و متمایل به فضای برش زندگی و موسیقی بدونم!


لحظه هایی از فضای موزیکال فیلم :



Amanchu Anime - Summer 2016

 Amanchu! Manga by Aria's Amano Gets Summer 2016 TV Anime



هنوز تو حالت انکار به سر می برم. امروز صبح وقتی خبر رو شنیدم، دوسه بار چشم های خودم رو مالش دادم و به اینکه آیا می تونم به چیزی که جلوی چشمامه باور کنم یا نه، فکر کردم. خبر انیمه شدن آمانچو مثل یک رویای تا ابد برآورده نشده می موند .. خصوصاً بعد از انتظاری طولانی برای اعلام خبر مربوط به آریا و اینکه خبر از پخش OVA هایی در سینماهای ژاپن صحبت کرد. و پسر تو پرانتز : دیدن انیمه آریا تو سینما حتماً لذت عجیبی داره .. من که بهش فکر هم می کنم، اشک تو چشمام جمع میشه چه برسه به اینکه بخوام پا به اون سینما بذارم! و گمانم همین باعث میشه برای دیدن آمانچو هیجان غیرقابل وصفی داشته باشم .. فکر اینکه دوباره پا به دنیای زیبای خلق شده توسط آمانو کوزو بذارم و هر هفته چشم انتظار رسیدن انیمه باشم. نوع چشم انتظاری من در برابر این انیمه با یورو یوری و گینتاما فرق داره و هر کدوم به نحوی عالی هستند. احساسی که با شنیدن خبر آمانچو داشتم، آرامش عجیبی رو بهم داد. یکی دو روز اخیر با شروع شدن انیمه های پاییزی و درگیر ترجمه بودن  بشدت خسته شده بودم .. کمی خستگی روحی از بابت مسائل شخصی هم دست به دست هم داده بود تا دیشب با کسالت زیادی به خواب برم. امروز صبح با حس و حال سرحالی بیدار شدم .. نمی دونستم چرا ولی بهرحال طبق عادت روزانه خودم ANN رو چک کردم و یک آن با خبر انیمه شدن این مانگا مواجه شدم و از خوشحالی چند بار از سر جای خودم پریدم .. به معنای واقعی کلمه!

دوست دارم این احساس رو به خاطر بسپرم .. بارها برام پیش اومده ..
 بخاطر همین دارم ثبتش می کنم!


ی

من هنوز بخاطر خبر مربوط به انیمه آریا، گینتاما و یورو یوری خوشحالم .. این خبر هم شادی مظاعفی رو بهم منتقل کرده و الان که سر کارم هستم و دارم با هیجان تمام این جملات رو می نویسم، دوست دارم تا چندین ساعت دیگه درباره دلیل خوشحالی خودم صحبت کنم. تصور اینکه صحنه های زیبای زیر آبی مانگا رو قراره تو انیمه ببینم، برام فوق العاده دلنشینه ... هیکاری و فوتابا چه دوبلورهایی خواهند داشت .. موسیقی متن چطور خواهد بود .. از صمیم قلب آرزو می کنم یک موسیقی خوب داشته باشیم ... و نگران کننده ترین مسئله برای من حضور استودیویی مثل استودیوی J.C.Staff  در راس تولید انیمه ست که واقعاً می ترسم کار رو خراب کنند ... حالا دید مثبت خودم رو بخاطر حضور کسایی مثل Junichi Sato ، کارگردان آریا و همینطور Kenichi Kasai ، کارگردان باکومان نگه می دارم .. امید که این اقتباس به چیزی شیرین و دلپذیر تبدیل بشه!!


!ARIA The AVVENIRE - Aria is BACK

فصل جدیدی از انیمه Aria به مناسبت 10 سالگی سری پخش خواهد شد.




حالا حالاها بخاطر شنیدن این خبر سرحال خواهم بود!



به مناسبت گذشت 10 سال از زمان پخش اولین فصل سری انیمه ای Aria ، سری جدیدی با عنوان "ARIA The AVVENIRE" پخش خواهد شد.

کارگردانی این سری جدید همانند سری های قبلی به عهده Junichi Sato خواهد بود.

فصل های قبل در سال 2005 ، 2006 و 2008 پخش شده بودند.


منبع :

yaraon










Another day in Neo Venezia

Another day in Neo Venezia





نئو ونیزیا هنوز هم پر از زیباییه .. می درخشه .. باز هم صبح شده و آریا تایچو تازه از خواب بلنده شده و خمیازه می کشه .. آلیس به فکر تصمیم امروزشه و می خواد دوباره با سایه خودش مسابقه بده .. شاید الان وقت ملاقات دوباره آکاری با کیت سیت و لمس کردن آغوش گرم این گربه با وقار باشه .. یا شاید هم وقت تکیه کلام های آیکا چان، اخم های اون و یا شاید هم .. آلیسیایی که با مهربونی تمام لبخند بزنه و باز هم ندای زیبای یویی ماکینوی دلربا در کوچه پس کوچه های نئو ونیزیا شنیده بشه .. یا شاید هم ندای لرزه برانداز و احساس برانگیز آتنا سانه که به گوش می رسه ... محافظ نئو ونیزیا همچنان شنل به دوش قدم زنان پاهای خودشو محکم بر روی زمین می کوبه و به پیش میره .. سُرسره های پرشی نئو ونیزیا باز هم شلوغ و پر از داد و بیدادهای کودکانه ست .. گندولاها کنار خیابونای شهر کناره گرفتن و اثری از اوندینه های اونا به چشم نمی خوره ... یعنی کجا ممکنه رفتن باشن ... خیلی دلم می خواد بدونم ..