M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Space☆Dandy S2 - Ep 03

Space☆Dandy S2 - Ep 03

اپیزود خیلی خوب و جالبی بود. میشد به راحتی تفاوت رو نسبت به اپیزودهای قبلی دید و واقعاً از این لحاظ راضی بودم. داستان ماهی! داستان سیاره‌هایی با نام های عجیب، دنیای ماهی ها و ... چراغ قوه ای که داستان مرموز اپیزود رو شکل داد! دندی با استفاده از چراغ قوه عجیبی پا به دنیای سیاره ای گذاشت که تنها سکنه ش اون ماهی بود. لحظات اولیه ورود دندی به سیاره "دوست پسر سمج" کاملاً ابهام برانگیز و عجیب پیش رفت؛ اون شکل معلق بودن کله دندی در فضای تصویری که جلوی چشمای ما بود و ماهی ای که داشت بساط پیکنیک (!) خودش رو پهن میکرد. خوشبختانه ابهام محیطی اپیزود حس خوبی داشت و رفته رفته این ابهام کمتر و کمتر شد و با ماهی و دلیل بودنش تو اون سیاره آشنا شدیم. دندی یک فضایی خاص و نایاب پیدا کرده بود و میتونست اونو به سازمان ببره و پولی بگیره! هر چند وقتی بهش فکر میکنم، میبینم شاید این واقعاً یک ماهی بود و ممکن بود اسکارلت اونا رو به تمسخر بگیره اما خُب، به دلیل پایان بندی متفاوت نسبت به این تصور، ما هرگز این قسمت از داستان رو ندیدم و فقط باید به تصورات خودمون قانع بشیم.

اپیزود از نظر من حس هنری زیبایی هم داشت؛ اینکه به اون شکل تصاویر ستون دریایی متصل شده به سیاره "دوست دختر" رو میدیدیم و یا لحظات بازی با جاذبه اون سیاره، میویی که به دنبال ماهی داستان ـمون بود و بعد از اون شیوه پرت شدن دندی و میو به درون اون سیاره. دیدن اینکه اون سیاره در طی صد سال چه تغییراتی کرده، جالب بود. عشقی که از بین رفته، خورشیدی که در حال نزدیک شدن بود، ماهی هایی که از دیدن یک ماهی لـــخت تعجب کرده بودن و اونو زشت میدونستن و ... در نهایت دیدن اینکه ماهی اصلی داستان چطور خودش رو کباب کرد، حس عجیب خاصی داشت و میدونید چی از اون عجیب تر بود؟! اینکه دندی و میو با خیال راحت و با لذت تمام اونو خوردن!

به عنوان یک مترجم برای ویرایش هم که شده، گاهی مجبورید اپیزودها رو دوباره نگاه کنید و باید بگم که، وقتی اپیزودهای دندی رو برای بار دوم نگاه میکنم، باز هم ویژگی‌های خوبی در فضای انیمه میبینم؛ مثلاً این اپیزود بعد از اینکه جریان سیاره و محتوای اپیزود رو درک کردم، دیدن ورود دندی به سیاره برای بار دوم، برام حس جالب تری داشت و یا لحظات از راه رسیدن خورشید و منظره ستون آبی متصل به سیاره و ... در بار دوم حس زیباتری برام بهمراه داشتن و فکر کنم بشه گفت که انیمه Space Dandy جز کارهایی محسوب میشه که خاصیت تماشای دوباره رو هم داره و نکات ریز، ارجاعات و جریانات تصویری زیادی در درون هر اپیزود نهفته ست که ارزش چک کردن رو داره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- دندی بی کله و رقصیدن ش :



- میو و دندی در کنار ماهی :



- منظره زیبای دو سیاره و ستون آبی :



- و اینم بلایی که سر ماهی اومد :

Yama no Susume S2 - Ep 03

Yama no Susume S2 - Ep 03

یک اپیزود دلچسب و بامزه! تو ادامه کوهنوردی اپیزود قبلی، راه میتستوگه رو ادامه دادیم، ایندفعه با آئویی بیشتر همراه شدیم؛ با احساساتی که داشت، خستگی هاش در طول مسیر و بلاخره منظره فهمیدن راز بقیه که به صورت اتفاقی شکل گرفت. لحظات آموزشی و منظره ای جالبی در اپیزود بود. هشتاد و هشت راهب، تخته سنگ داروما، منظره های دیدنی اطراف ـشون و در نهایت اون موضوع مربوط به باتوم کوهنوردی که واقعاً جالب بود. کائده به عنوان یه باتجربه تو کوهنوردی (البته به نسبت بقیه) ابزار خوبی برای کوهنوردی خودش داره و اینبار ابزارش رو به آئویی که خسته شده بود، قرض داد. چون اپیزود در دل جنگل میگذشت و با حرکت در جنگل به سمت قله حرکت میکردیم، دوست داشتم چند تا حیوون هم به چشم ببینم. اونجوری میشد عکس العمل بامزه کارکترها رو در مقابل حیووناتی مثل خرگوش یا سنجاب یا هر چیز دیگه ای با هم ببینیم!

در نهایت سوپرایز برملا شد و به نقطه ای رسیدن که میشد کوه فوجی رو دید و منظره چقدر زیبا بود؛ لذت خاصی تو دیدن چنین منظره ای در دنیای کوهنوردی وجود داره و میشه در قالب انیمه کمی اونو لمس کرد .. حس نزدیکی کارکترها به حس کوه فوجی رو دوست داشتم و فکر میکنم آئویی واقعاً تونست آرزوی خودشو برآورده شده ببینه. هنوز به قله کوه نرسیدن و باید منتظر ادامه راه باشیم و روی قله کوه ماجراهای بامزه اونا رو دنبال کنیم! مطمئنم روی قله هم جریاناتی براشون پیش میاد که دیدنی هستن.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- لحظه متوجه شدن آئویی از منظره کوه فوجی :



- استراحت آئویی و کائده :



- در حال تماشای منظره زیبای کوه فوجی :



+



- استراحت کوکونا و هیناتا :



- باتوم کوهنوردی در دست کائده :



- تخته سنگ داروما :



- زاویه دیگه ای از تماشای فوجی :

Sabagebu - Episode 04

Sabagebu - Episode 04

این اپیزود برای من به راحتی بهترین اپیزود انیمه تا اینجای کار بود. واقعاً خنده دار و باحال جلو رفت. هر سه داستان اپیزود رو دوست داشتم. شاید آخری رو کمتر از بقیه ولی تیکه آخر هم لحظه خاص خودشو داشت چون تونستیم دوباره از اون مبارزه های تخیلی ببینیم و ایندفعه مادر موکارین بود که با موکارین میجنگید. به اندازه مبارزه اپیزودهای قبل خونین نشد ولی بازم باحال بود. یک ارجاع به مایکل جکسون هم تو همون تیکه داشتیم که جالب بود. شروع اپیزود از اوتاکوی حرفه ای شروع شد و کسی که تبحر خاصی تو اون گیم های تیراندازی داشت. مبارزه اونو با موموکا دیدیم .. جایی که موموکا دوباره از اون حرکات غیر اخلاقی و ناجوانمردانه استفاده کرد و به اون شکل وحشتناک برد. صحنه بیهوش کردن اوتاکو توسط موموکا واقعاً خنده دار بود .. و خنده دار تر، عکس العمل بقیه، (تماشاگرا، خود اون بازیکن و ...) بعد از پایان بازی و حرف های موموکا برای دلگرمی دادن به اون اوتاکو بود. بهرحال این تیکه اول خیلی قشنگ از آب در اومده بود و جز بهترین صحنه های کمدی انیمه تا به اینجا بود.

تیکه داستانی دوم باز هم عالی بود. جایی که با موکارین چاق روبرو شدیم؛ از قیافه‌ی کاملاً مضحک شده اون که بگذریم، رفتارش با بقیه خیلی خنده دار بود. کتک زدنش به اورارا با اون حالت چاقش جلوه دیگه ای پیدا کرده بود و خصوصاً اون ضربه محکمش که اورارا رو به روی صندلی انداخت، فوق العاده بود. رژیم موزی هم در نوع خودش جالب بود. نقش مادر موکارین تو این اپیزود خیلی زیاد بود و به کمدی انیمه کمک زیادی کرده بود .. ولی خودمونیم .. مادر موکارین چه غذاهای خوشمزه ای بلده درست کنه! بیخود نیست که موموکا اینقدر چاق شد .. حسابی بامزه به نظر میرسیدن!

کاملاً واسه من واضحه که کارگردان انیمه کمی از حال و هوای کمدی های قبلی خودش بهره گرفته و حس و حال اونا رو هم به بیننده منتقل میکنه. حتی "موکارین، موکارین" گفتن ها منو به یاد "آکارین" در انیمه Yuru Yuri میندازه که واسه ـم خیلی جالبه. در کُل، حس سوپرایز خوبی تو صحنه‌های کمدی انیمه وجود داره و لحظات ریز بامزه ای در تقابل کارکترها با هم به چشم میخوره! حتی جونور داستان ـمون هم با اینکه انتظار خاصی ازش ندارم، داره رفته رفته تبدیل به کارکتر بهتری میشه و خصوصاً تو اپیزود 4 که تمرکز خوبی روش بود، تونست حسابی خودشو نشون بده و به بار کمدی انیمه چیزهایی اضافه کنه. مسلماً تو اپیزودهای آینده نیم نگاهی به این کارکتر نگه میدارم و حرکاتش رو زیر نظر میگیرم .. امیدوارم همچنان به درخشیدن خودش ادامه بده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه زدن اون بازیکن :



- چاق شدن موموکا :



- مایکل ... :



+



- عکس موموکا با اون مرد :



- بیچاره اورارا ... البته فکر کنم از این اتفاق لذت برد :



- رژیم موزی به اون موجود خوب اثر کرد :

Yama no Susume S2 - Ep 02

Yama no Susume S2 - Ep 02

خُب، این اپیزود هیناتا بخاطر حرفی که آئویی تو اپیزود قبل زده بود، تصمیم گرفت که اونو سوپرایز کنه و خواسته ـش رو برآورده کنه. بخاطر همین یکی از کوه هایی که منظره فوجی از اون پیداست رو هدف قرار داد و قرار شد با بقیه به سمت اون قله حرکت کنند. کوه میتستوگه به نظر جای سرسبز و جالبی می اومد و دیدن اینکه آئویی چقدر دلش میخواد از راز اونا سر در بیاره، بامزه بود. تیکه های ریز بامزه زیادی داشتیم، مثل تصورات کوکونا از کوه کیتا و اینکه به حالتی موزیکال فرو رفت .. یا لحظه ای که آئویی منظره کوه فوجی رو از اون فروشگاه دید، برخورد کردن با توالت عمومی، آبشار، معبد کوهستانی و ... فصل قبل هم چنین لحظات آموزشی جالبی داشتیم؛ اینکه با یک چیز سنتی و منظره ای جالب در قابل فضای انیمه آشنا بشیم ولی حالا با زیاد شدن وقت انیمه میشه بیشتر انتظار برخورد با اونا رو داشت. راستی .. جریان بشقاب پرنده هم خیلی بامزه بود .. فقط از کوکونا چنین حواس پرتی ای بر می اومد.

روی هم رفته اپیزود شیرینی بود .. جالب اینکه حتی با اینکه وقت انیمه رو زیاد کردن و از 3 دقیقه به 15 دقیقه رسیده، باز هم کُل جریان داستان در قالب یک اپیزود جا نگرفت و "این داستان ادامه دارد" رو آخر اپیزود با هم دیدیم. وقتی به راه پیش روی انیمه نگاه میکنم میبینم واقعاً لحظات خوبی در راهه .. خیلی مشتاق دیدن ادامه اپیزودهای انیمه هستم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- کوکونا در تصورات دشت پر از گلش :



- آئویی با کلاه حصیری عالی به نظر میرسه :



- قطار و حرکت به سمت کوه میتستوگه :



- جریان بشقاپ برنده و تشکر هیناتا از کوکونا :



- تصور هیناتا از سوپرایز کردن آئویی :



+

- دعا کردن کوکونا در کنار ترو ترو بوزو هم بامزه بود :



- یک شات از کائده :

Baby Steps - Episode 17

Baby Steps - Episode 17

اپیزود 16 ، ادامه مبارزه بین ماروئو و آرایا بود و لحظات سنجیدن و آنالیز زیادی رو با هم دیدیم. ماروئو رفته رفته بهتر و بهتر شد و تونست تا حدود زیادی با آریا پا به پا حرکت کنه. و حالا تو اپیزود 17 ام نوبت به تموم کردن مسابقه رسیده بود. اینبار میدونستم که مبارزه تو همین اپیزود تموم میشه ولی خُب، انتظار نداشتم همون شروع و دقایق اولیه به پایان برسه. بهرحال مبارزه با برد آرایا تموم شد .. سوپرایز شدم .. لحظه آخر لحظه خیلی جالبی بود .. جایی که آرایا با ماروئو دست داد و ازش تشکر کرد .. میشد دلیل تشکر اونو درک کرد؛ آرایا به پتانسیل بیشتر خودش پی برده بود و همه اون درک، بخاطر بازی با ماروئو و سبک پیشروی ماروئو در بازی بود. ماروئو راه زیادی رو طی کرد؛ از باختن در دور اول مسابقات پارسال به بودن در 4 نفر برتر تورنمنت پیشرفت داشت .. واقعاً کار بزرگی به نظر میرسه. اونم در مقابل بازیکن های بزرگی که در تورنمنت کاناگاوا حضور داشتن!

بعد از اون چند تا صحنه بامزه از ساکاکی و ناتسو دیدیم که یه جورایی به ای چان روحیه دادن و البته .. با ایکه سوجی آشنا شدیم؛ یک بازیکن حرفه ای و معروف که همسن ماروئو ست و قراره تو مسابقات آزاد ژاپن حضور خودشو به عنوان یک حرفه ای رسمی کنه. کارکتر جالبی به نظر میرسید و خصوصاً برخوردش با ماروئو دیدنی بود. از طرف دیگه بحث مسابقات سراسری جوانان هم پیش کشیده شد؛ مسابقاتی که ماروئو به دلیل رتبه نداشتن در زمان ثبت نام، نمیتونه شرکت کنه و باید نظاره گر مسابقات باشه. بهرحال باید ببینیم مسیر حرکت بعدی ماروئو چیه. فعلاً از پیش نمایش این بر می اومد که قراره به همراه نات چان به مسابقات آزاد ژاپن برن و بازی ایکه سوجی رو ببینن! دیدن یه مسابقه حرفه ای در فضای این انیمه خیلی جالبه .. میتونیم تفاوت فضا و سطح بازی ها رو بسنجیم! خیلی در موردش کنجکاو هستم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- لحظه ضربه آخر آرایا .. جایی که به داور خیره شدن :



- ساساکی و ناتسو در کنار ماروئو :



- ایکه سوجی .. بازیکنی که قراره بیشتر از اینها اونو ببینیم :



- ماروئو در کنار اولین مدالش :

Sword Art Online II - Ep 02

Sword Art Online II - Ep 02

واقعاً دارم از روند انیمه لذت میبرم. برخلاف نظراتی که به کند بودن انیمه اشاره دارن، تا اینجای کار به نظر من شکل پیشروی اونقدرها کند نبوده و از فضای هر اپیزود خوشم اومده. خصوصاً اپیزود چهارم و ورود کیریتو به دنیای بازی؛ آشنایی ـش با شینون خیلی ساده اتفاق افتاد و نیازی به آشنایی پیچیده هم نبود. لحظات مسابقه با اون کابوی واقعاً جالب بود .. حس گیم خیلی خوبی داشت و کیریتو خیلی باحال از سد اون کابوی عبور کرد و پول ها رو به جیب زد! به عنوان یکی از طرفدارای سری جنگ ستارگان از دیدن شمشیر لیزری خوشحال شدم و یه جور حس خاطرانگیز خاص از دیدن اون شمشیرها بهم دست داد .. خوشحالم که کیریتو اونو واسه مبارزه هاش انتخاب کرد چون حس فانتزی جذاب تری به فضای مبارزه میده. جالب این بود که شینون گفت، کسی از اینجور شمشیرها استفاده نمیکنه و برای همین در آینده حریف های کیریتو از دیدن استایل مبارزه اون سوپرایز میشن و باید منتظر دیدن لحظات مبارزه ای جالبی باشیم. راستی .. خیلی منتظر لحظه برملا شدن جنسیت کیریتو در مقابل شینون هستم! قیافه شینون دیدنی میشه!

نکات جالبی در مورد بازی فهمیدیم؛ اینکه تله پورت در دنیای GGO فقط زمانی پیش میاد که بازیکن بمیره و در محل احیا زنده بشه، برای رفتن به محل احیا تله پورت میشه. پس بجاش وسایل نقلیه رو خواهیم دید که یکی رو همین اپیزود دیدیم و به نظر من خیلی جالب بود. صحنه‌های موتور سواری شینون و کیریتو به شکل باحالی ادامه پیدا کرد، شینون انگار خیلی از این سواری لذت میبرد و اون صحنه‌ها پایان بخش خیلی خوبی واسه اپیزود بود. روی هم رفته این اپیزود حس خیلی خوبی داشت و از دنیای بازی GGO میشه انتظارات بالایی داشت. باید منتظر ادامه ماجراجویی های کیریتو و شینون باشیم و ببینیم دث گان دوباره کی پا به دنیای انیمه میذاره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- درگیری ذهنی کیریتو واسه شبیه دختر رفتار کردن باحال بود :



- کیریتو در حال مبارزه با اون کابوی :



- Young jedi, May the Force be with you :



- سواری کیریتو و شینون :

Haikyuu - Episode 17

Haikyuu - Episode 17

هیجان .. هیجان .. و باز هم هیجان! این اپیزود یک نقطه خاص برای انیمه محسوب میشد. به نظر من واقعاً به نسبت مسابقه‌های تمرینی و غیرتمرینی قبلی هیجان بیشتری داشت .. آخه در مقابل دیوار آهنین قراره گرفته بودیم؛ تیمی که مدت ها قبل به اون شکل باخت فجیعی رو به تیم کاراسونو وارد کرده بود و به راحتی آساهی رو خرد کرده بودن. دوباره با اُبهت تمام پا به زمین گذاشتن ولی اینبار آساهی با تفکر دیگه ای پا به زمین گذاشته بود، پادشاه میدان درون زمین بود، هیناتای فرز و چابک به چشم میخورد، نیشینویا همچنان توپ ها رو نجات میداد و ... این مسابقه همون مسابقه قبلی دو تیم نبود .. تفاوت های زیادی بین کاراسونو قدیمی و جدید وجود داشت و کاراسونو برای اثبات همین موضوع پا به زمین گذاشت و حدس بزنید چی شد؟! این اتفاق افتاد و کاراسونو تیم حریف رو بهت زده کرد. هیناتا خوش درخشید و توجه همه رو به خودش جلب کرد. حرف مربی رو دوباره به صورت فلش بک شنیدیم "هرچقدر توجه به هیناتا بیشتر بشه، دفاع حریف کور تر میشه" این نکته کلیدی این بازی بود. با تمرکز کردن روی هیناتا، تمرکز از روی ایس تیم، آساهی و بقیه برداشته شد و فرصت طلایی برای اونا به وجود اومد.

فرصت طلایی برای دیدن دوباره اون منظره زیبا ؛ منظره باز پشت دفاع .. طعمه کار خودشو انجام داد و حالا نوبت به آساهی رسیده که دیوار آهنین رو خرد کنه و .. خرد شد! بعد از مدت ها گوشه گیری آساهی، با از راه رسیدن دو بازیکن جدید، به تیم برگشت، با اونا تمرین کرد، مسابقه رسمی خودشونُ بردن و حالا دوباره با تیم داتکو روبرو شد .. و اینبار انتقام خودشو گرفت .. یا شاید بهتر بگم "داره میگیره!" هنوز پایان مسابقه از راه نرسیده و باید منتظر تموم شدن بازی باشیم ولی چیزی که واضحه اینه که کاراسونو خوش میدرخشه و تیم حریف حالا بعد از ضربه آساهی نسبت به اینکه کدوم یار رو هدف قراره بده، به ابهام میرسه. باید ببینیم اپیزود بعد چه تاکتیکی پیاده میشه و حالا که تمام سلاح های تیم کاراسونو برملا شده، مربی تیم داتکو چه حرکتی انجام میده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- آساهی در مقابل دیوار آهنین :



- صحنه زیبای پرواز آساهی :



+



- کاگیاما باز هم لبخند ترسناکی به لب داشت :

Barakamon - Ep 04

Barakamon - Ep 04

پیشی‌های دوست داشتنی از راه رسیدن! کمی کمبود حیوانات محلی احساس میشد و به نظر من میتونیم بیشتر از اینها اونا رو ببینیم چون واقعاً به زیباتر شدن محیط انیمه کمک میکنند. هرچند گربه‌ها ولگرد بودن و آنچنان اهل نزدیکی با انسان ها نبودن ولی بهرحال صحنه‌های خیلی بامزه ای با حضور این گربه‌ها دیدیم؛ اینکه سنسی چطور از دیدن منظره حرکت گربه‌ها ذوق زده شد، واقعاً دیدنی بود. جریانات بعد از اون، اینکه چطور در مورد بغل کردن گربه ها حرف زدن و سنسی اون گربه وحشی رو بغل کرد هم خنده دار بود. هم دلم به حال گربه سوخت و هم به حال سنسی .. ! و در طول این صحنه‌ها چقدر دلم میخواست که نارو هم اونجا حضور داشت. واقعاً دیدنی تر میشد .. اینکه نارو، دختر فضول داستان ـمون رو در کنار این گربه‌های بامزه ولی خشن ببینیم! روی هم رفته دوست دارم بیشتر از اینها به محیط محلی انیمه بها داده بشه و قدرت استفاده از انواع و اقسام لوکیشن ها و کارکترها و چیزهای فرعی رو دارند.

تو ادامه داستان، با آکی آشنا شدیم؛ واقعاً به نسبت تاما عاقل تر به نظر میرسه و از اون رفتارهای سوپر عجیب تاما نداره! (البته تامای بیچاره تقصیری نداره .. تو بچگی شوکه شده ... Lol ) بعد از اون وقتی به جریان استفاده از تلفن قدیمی رسیدیم، با خودم فکر میکردم "چطور ممکنه سنسی چنین تلفنی رو ندیده باشه؟" یا به عنوان یک خطاط و کسی که با یک هنر قدیمی برای شغلش سر و کار داره، حس میکردم اطلاعات عمومی ـش در مورد تلفن ها باید در حدی باشه که با چنین چیزی آشنا باشه ولی از طرف دیگه، فقط این مسئله رو جنبه طنز داستان میدونم و اصلاً منو اذیت نمیکنه. بهرحال، هر چیزی که بود، باعث شد خنده نارو، خنده هینا، سرخ شدن آکی و خجالت زدگی سنسی رو به وجود بیاره و چه چیزی بهتر از این لحظات زیبا و دوست داشتنی! یه نکته ریز که خیلی دوست داشتم، نحوه ساکت شدن نارو و هینا حین تلفن صحبت کردن سنسی بود؛ اینکه به اون شکل خنده دار دستاشونُ جلوی دهن ـشون میگرفتن و حرف نمیزدن .. خیلی بامزه بود.

میوا خودش که عالیه .. پدرش هم خیلی باحال بود. حداقل در کنار سنسی زوج کمدی خیلی خوبی رو تشکیل میداد و روی هم رفته، نیمه دوم در کنار اون بچه‌های دهکده شاد و سرزنده شده بود. خطاطی کردن روی قایق واقعاً کار مشکلی به نظر میرسه .. خصوصاً برای سنسی که با مشکلات ذهنی خاصی دست و پنجه نرم میکنه و در نهایت من حس میکنم این جای دست بچه‌ها و بازیگوشی اونا بود که به اون انگیزه و قدرت خطاطی روی قایق رو داد .. دیدن اینکه اونا چقدر راحت دست‌های سیاه شده خودشونُ به قایق میزنن و با نشاطی کودکانه از کنار خرابکاری که انجام دادن، میگذرن.

از اپیزود راضی بودم و حس میکنم همچنان مثل اپیزودهای قبل پر از لحظات دوست داشتنی و دلگرم کننده بود. دوست داشتم چپترهای مربوط به این اپیزود از مانگا رو مرور کنم و مثل
پست های مربوط اپیزودهای قبلی که نوشتم، ازشون عکسی بذارم ولی ظاهراً داستان این اپیزود جز چپترهای ترجمه نشده ست و بهرحال، هنوز از قسمت های ترجمه شده، داستان های زیادی باقی مونده که انیمه میتونه پوشش بده. امیدوارم همچنان لحظات زیبایی از مانگا رو درون انیمه ببینیم .. تا اینجا که عالی بوده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ذوق سنسی از زاویه دیگه ای :



- دوست دارم این صحنه رو ارجاعی به Lion King تصور کنم :



++




- نحوه ساکت شدن نارو و هینا :



- لحظات بامزه بچه های دهکده :