M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Tamayura ~ More Aggressive - OVA

Tamayura ~ More Aggressive - OVA

مدت خیلی زیادی بود که منتظر از راه رسیدن این اپیزود بودم و خوشحالم که دوباره تونستم وارد دنیای تامایورا بشم! حس خیلی خوب و دلگرم کننده لحظات احساسی انیمه بار دیگه به من منتقل شد. یک اپیزود احساسی و دوستانه خیلی جالب بین کارکترهای انیمه. داستان اردو رفتنی که به سادگی پیش برده شد و لحظات بامزه ای رو بین کارکترهای اصلی داستان ـمون شکل داد. مائون چان به دلیل مریضی نتونست به اردوی باقی بچه ها بره ؛ اردویی که با هم واسه ش برنامه ریزی کرده بودند و خُب، مریضی از راه رسید. اما برگشتن بچه ها از اردو و اتفاقاتی که افتاد باعث شد که اونا دوباره به فکر اردو رفتن بیافتن. دیدن اینکه نوریه به اون شکل بخاطر تنها بودن مائون و اردو نیومدنش گریه میکنه، یکی از بهترین لحظات اپیزود بود. واقعاً از اون کارکتر بشاش و همیشه خوشحال انیمه این انتظارو نداشتم و همین موضوع، صحنه رو بیشتر واسه ـم دوست داشتنی میکنه.

بهرحال اردوی دوم هم شکل گرفت و به کُلی جاهای دیدنی سر زدن. مائون تونست دفترچه نقاشی خودشو پر از خاطرات جدید سفر کنه و با بچه ها لذت تمام رو از سفر بردن. در نهایت یه صحنه بامزه هم از روبرویی خواهر کائورو با بقیه داشتیم و اینکه از نبردنش به سفر شکایت میکرد. روی هم رفته حس دلچسب انیمه رو خیلی دوست داشتم، یک ترک آهنــگ خیلی زیبا هم به متن اپیزود اضافه شده بود که خیلی اونو دوست داشتم. بهرحال، با اینکه مدت زمان زیادی از زمان پخش انیمه گذشته ولی باز هم به راحتی جذب فضای انیمه شدم.

ظاهراً قراره در ماه بعدی یک مراسم خاص درباره انیمه برپا بشه و اعلامیه ای در مورد انیمه منتشر بشه. حس خیلی خوبی دارم که اون خبر، خبر تایید شدن فصل سوم انیمه ست. باید منتظر اون لحظه و منتشر شدن خبر بمونیم .. امیدوارم همینطور باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- سوار قطار بودن و رفتن به سمت اونیمیچی :



- رفتار بامزه پدر مائون :



- ناراحت شدن نوریه بعد از دیدن دفترچه نقاشی مائون :



- منظره های زیبای اردو :



+

The Unsinkable Molly Brown // Musical

 The Unsinkable Molly Brown - 1964 // Musical

[​IMG]


هر چقدر کارهای بیشتر از چارلز والترز میبینم، بیشتر به این درک میرسم که این کارگردان یک موزیکال ساز خوب بوده و وقتی به کارهایی که قبلاً از این کارگردان نگاه میکنم، Ziegfeld Follies ، Good News ، Easter Parade ، Summer Stock ؛ میبینم که هر کدوم به یک شکل برام جالب بودند و از دیدن اون تعداد فیلم لذت خاصی بردم. اما اینبار نوبت به فیلمی بود که در برهه زمانی متفاوتی ساخته شده بود. والترز حالا از دهه 40 و 50 به دهه 60 رسیده .. کوله باری از تجربه ساخت فیلم های موزیکال به همراه داره و به دهه ای پا گذاشته که موزیکال های کلاسیک سینما کم کم در حال محو شدن هستند و این سبک ژانری کمی با کمبود تعداد آثار مواجه هست. نکته قوت و چیزی که کشش اصلی فیلم The Unsinkable Molly Brown برای بیننده ست، حضور ستاره ای به نام Debbie Reynolds در فیلمه. 12 سال بعد از بازی در فیلم سینمایی فوق العاده ای با نام Singin' in the Rain که دبی رو در شروع دوران بازیگری خودش معروف و محبوب کرد. من متاسفانه بجز I Love Melvin فیلم دیگه ای از دبی ندیدم و واقعیت قضیه اینه که تا بحال به فکر جمع آوری آثار دبی نیافتاده بودم. قبلاً از گروه سه نفری فیلم Singin' in the Rain کارهایی از جین کلی و دونالد او کانر دیدم و هنوز هم به دنبال ـشون هستم ولی دبی ... ! بهرحال، حقیقت موضوع بر سر جای خودش باقیه که من خاطره شیرین و زیبایی از فیلم Singin' in the Rain بهمراه دارم و بارها لحظات و سکانس های اون فیلم رو با لذت تمام به خاطر آوردم و "کتی" کارکتری بوده که دلربایی خاصی در دنیای رقص و آواز Singin' in the Rain داشته.





در فیلم The Unsinkable Molly Brown دبی همچنان طراوت خاصی در چهره و بازیگری خودش داره و میشه به راحتی اونو در قالب "مالی" قبول و در ماجراجویی هایی که در طول مسیر داستانی داره، همراهی کرد. فیلم کاندید 6 اسکار بوده که یکی از اونها "اسکار بهترین بازیگری زن نقش اول" برای دبی بوده اما .. کاندید دیگه ای به نام Julie Andrews با یک فیلم افسانه ای موزیکال به نام Mary Poppins بر سر راه دبی حضور داشته و خُب، اسکار به جولی میرسه. تفاوت های بین دو فیلم زیاد هست و Mary Poppins به راحتی عنوان " فیلم دیدنی تر و دلچسب تر" رو به خودش اختصاص میده اما بهرحال، The Unsinkable Molly Brown در بحث موزیکال حرف هایی برای گفتن داشت و بعضی از سکانس های موزیکال فیلم شکل زیبایی رو داشتند. حس کارهای کلاسیک والترز به خوبی در اونا قابل لمس هست و به نظر من یک فن موزیکال و کسی که به دنبال چک کردن آثار موزیکال کلاسیک هست، میتونه به راحتی از دیدن این فیلم لذت ببره.

داستان فیلم در مورد دختری به نام "مالی" ـه؛ تو شروع فیلم گهواره ای رو میبینیم که به درون آب افتاده و دختر بچه ای کوچولو در اون شناوره، در طول مسیر جلو رفتن گهواره روی آب، دختر بچه غرق نمیشه و ... به لبه کوهستانی رودخونه میرسه و نجات پیدا میکنه. داستان Unsinkable بودن مالی از همین نقطه شروع میشه. 16 سال میگذره؛ مالی دیگه بزرگ شده و تبدیل به دختر بشاش و جذابی شده. اون که حالا دختری روستایی و کوهستانی شده، محل زندگی خودشو برای پیدا کردن یک شوهر پولدار و پیدا کردن یک زندگی بهتر به سمت شهر ترک میکنه و یک ماجراجویی جالب رو شروع میکنه.

اگه بخوام صادقانه از فضای فیلم صحبت کنم، باید بگم که، روند پیشروی داستان میتونست خیلی بهتر از اینها باشه و مدت زمان نسبتاً طولانی فیلم با حذف بعضی از صحنه‌ها میتونست کوتاه تر از اینها باشه، جمع و جور تر ... ولی این هم یکی دیگه از اون موزیکال هایی بود که داستان کش دار شده بود. من به شخصه به چنین فضایی عادت دارم و میتونم تا آخر اونو دنبال کنم ولی میتونم تصور کنم که بیننده های دیگه ای از دیدن این فضا و کش دار شدن داستان کسل بشند. روی هم رفته، اگه بخوام ذهنیت خودم رو در مورد این فیلم بسنجم، میبینم که، این فیلم برای من سرگرم کننده و خوب بود ولی .. به نسبت باقی فیلم های والترز برای من رتبه پایین تری دریافت میکنه و مسلماً در سطح فیلم های قبلی این کارگردان نیست. نمیدونم ... شاید دلیل این حس من، نبودن جین کلی مثل Summer Stock و یا نبودن فرد آستر مثل Easter Parade باشه اما هر چیزی که هست، مهم نیست. این فیلم، فیلم دیگه ای بود و دنیای دیگه ای .. تونستم به اندازه کافی وارد جو فیلم بشم و انتظاراتم از دیدن این اثر موزیکال بالا نبود.





نمونه ای از سکانس های موزیکال فیلم :


Space☆Dandy S2 - Ep 02

Space☆Dandy S2 - Ep 02

من تو پست قبلی، درباره پیش نمایش اپیزود دوم و حس و حال هاوایی اون صحبت کردم و خُب، کمی این حس و حال درون اپیزود وجود داشت. موسیقی ای که مرد یوکللی با یوکللی خودش مینواخت حسی با شباهت به دنیای هاوایی به بیننده منتقل میکرد اما در کنار این آرامشی که در این نوع موسیقی وجود داره، جلوه کارکتر مرد یوکللی و داستانی که پشت این کارکتر مرموز نهفته بود، با ترس همراه بود و فضای انیمه ظاهری ترسناک پیدا کرده بود. این اپیزود بیشتر از یک داستان کمدی بود؛ داستان مرد یوکللی تنها که به دنبال لبخندی زیباست و برای پیدا کردن اون لبخند به هرجا سر میزنه و لبخند موردعلاقه خودشو پیدا نمیکنه. با اینکه عمل خُشک کردن اون موجودات توسط یوکللی چندش آور به نظر میرسه ولی واقعاً نمیشه به حال اون دلسوزی نکرد. پایان بندی اپیزود به شکلی بود که این دلسوزی رو بیشتر از قبل میکرد و لحظه خداحافظی دندی با مرد یوکللی به حالت زیبایی اجرا شد. لبخندی که بلاخره روی لب های مرد یوکللی نشسته بود و به قول دندی "واقعاً لبخند خوبی بود" و ... شاید بلاخره این مرد یوکللی بود که بهترین لبخند رو داشت.

دکتر گل مثل همیشه حضور داشت و نقش خاص خودشو ایفا کرد و از طرف دیگه، کیوتی و میو هم ماجراجویی خودشونُ داشتند. روی هم رفته اپیزود باز هم خلاقانه و سرگرم کننده بود و به نظر من به نسبت اپیزود قبلی تفاوت های زیادی داشت. پیش نمایش رو نگاه کنید .. واقعاً یک پیش نمایش فوق العاده عجیب و دیدنیه! بعد از دیدن این پیش نمایش به طرز عجیبی نسبت به اپیزود سوم کنجکاوم .. میخوام بدونم جریان اون ماهی های عجیب چیه و دندی چرا به اون وضع در اومده!

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه بین دندی و مرد یوکللی بین موجودات خشک شده :



- موج سواری دندی واقعاً عالیه .. باید یک اپیزود مسابقات موج سواری هم داشته باشیم :



- دکتر گل بیچاره چه کتکی خورد :



- آتیش گرفتن مرد یوکللی :

Hanayamata - Ep 02

Hanayamata - Ep 02

بعد از دیدن این اپیزود دوست دارم این جمله رو به زبون بیارم : وقت گذروندن با نارو و هانا لذت بخشه. هر کدوم بامزگی خاص خودشونُ دارن و فضای انیمه رو دلچسب میکنن. تصمیم گرفتن به سراغ فروشگاه یوساکوی برن ولی به دلایلی منصرف شدن و فعلاً دست نگه داشتن. تو این بین از اسم اپیزود مشخص بود که قراره جریانی در مورد حسودی ببینیم و این جریان حسودی به یایا برمیگشت، دوست همیشگی نارو و کسی که حالا با دیدن رابطه نزدیک هانا با نارو بهشون حسودی میکرد و از طرفی یه سوندره خیلی بامزه هم بود. کُل جریان اپیزود حس دوست داشتنی و شیرینی داشت و لحظه آخر روی پشت بوم به شکل زیبایی پیش برده شد. صحنه رقص یوساکوی هانا و نارو اونقدرها طولانی نبود ولی به نظر جالب میرسید و منتظر یه لحظه عالی رقص یوساکوی درون انیمه میمونم .. مطمئنم از دیدن چنین صحنه ای لذت میبرم. بهرحال یایا بلاخره دست از حسودی برداشت و نارو رو به سمت جلو و ادامه دادن کاری که دوست داره تشویق کرد. یه جورایی دوست داشتم یایا هم به گروه رقص ـشون اضافه بشه ولی خُب، فکر کنم اون اتفاق نمی افته.

تونستیم با یکی از چیزهای لازم برای رقص یوساکوی آشنا بشیم. اون وسیله ای که بهش "ناروکو" میگفتن، صدای جالبی داره و در حین رقص یوساکوی ازش استفاده میشه، تو پیش نمایش اپیزود بعد به نظر میرسید که اینبار بلاخره به فروشگاه یوساکوی میرن و کنجکاوم بدونم که اونجا چه چیزهایی رو برای رقص قراره بخرن. بهرحال این انیمه حس خوبی رو به من منتقل میکنه و به راحتی تا آخرین اپیزود اونو دنبال میکنم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- یایا از نظر سوندره بودن، کمی به "آیانو" از انیمه Yuru Yuri با شباهت بود :






- هدیه هانا به نارو ، "ناروکو" وسیله رقص یوساکوی :



- از صحنه‌هایی که یایا رو به حسودی انداخت .. سیگنال یوری بین کارکترها به راحتی قابل دریافت ـه :



- لحظه رفتن به پشت بوم و اجرای رقص یوساکوی :



+

Hanayamata - Ep 01

Hanayamata - Ep 01

من بعد از دیدن OP انیمه فهمیدم که از دیدن این انیمه لذت میبرم. شاد و دوست داشتنی به نظر میرسید و همینطور هم بود. یه فضای کودکانه بامزه که میتونم هر هفته واردش بشم و ازش لذت ببرم. صحنه‌های رقصی که تو OP انیمه بود واقعاً جالب بودن و دوست دارم تو فضای انیمه هم چنین رقص هایی ببینم. در نگاه اول هانا قیافه عجیبی تو ورژن انیمه‌ای داشت ولی کم کم در طول اپیزود به دیدن قیافه ـش و اون لبخندهاش عادت کردم و فکر میکنم تفاوت خوبی نسبت به دخترهای دیگه انیمه داره. صحنه وقوع اولین روبرویی هانا با نارو به زیبایی به تصویر کشیده شد .. صحنه‌ای که تو ورژن مانگا دوست داشتم و فکر میکنم تو انیمه هم به خوبی پیش رفت. چیز دیگه ای که در مورد انیمه دوست داشتم، هاله کوچولویی از یوری و سیگنال‌هایی بود که بین کارکترها وجود داشت .. اتفاقی قرار نیست بین ـشون بیافته ولی همیشه وقتی با چنین انیمه ای روبرو میشم، به دنبال پیدا کردن صحنه‌های نزدیک به شوجو آی و یوری هستم. یه جورایی واسم سرگرم کننده ست و از این لحاظ هم فکر میکنم این انیمه نکته مثبتی داره.

صحنه ورود هانا به عنوان دانش آموز انتقالی هم بامزه بود .. اون شکل گیر دادنش به نارو و اینکه ازش میخواست باهاش یوساکوی برقصه و ... رقص یوساکوی هم به نظر زیبا میاد و خیلی دوست دارم صحنه‌های بیشتری از این نوع رقص ببینم. مناظر و لوکیشن های انیمه بخاطر حس این رقص زیبایی بیشتری پیدا کرده بودن و به نظر من جلوه خاص و خوبی در فضای انیمه به چشم میخورد. روی هم رفته بهش امیدوارم شدم و حس میکنم یکی از محبوب های فصل تابستون من خواهد بود.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه آشنایی هانا با نارو :



- وارد شدن هانا به عنوان دانش آموز انتقالی :



- این گیر دادن هانا به نارو خیلی بامزه بود :



- بچگی هانا و ظاهرا کاوایی ـش :

Baby Steps - Episode 15

Baby Steps - Episode 15

دیگه به این عادت کردیم که در دنیای Baby Steps وقت تلف کردن معنایی نداره؛ سریعاً به سمت بازی بعدی هجوم میبریم و غرق در فضای زمین بازی میشیم. این اپیزود هم همینطور بود .. وقت مبارزه بعدی ماروئو شد؛ اینبار با آرایای پر هیجان و پر از تکاپو. لحظات سختی پیش روی ماروئو بود و هست و واقعاً سختی زیادی رو متحمل شد. آنالیز کردن آرایا به تنهایی برای شکستن دادنش کافی نیست و همونطور که ماروئو اشاره کرد، قدرت بالای اون باعث میشه که حتی با آنالیز هم نشه بعضی از پوینت ها رو به دست آورد. از طرف دیگه بلاخره بعد از گذشت یک ست کامل ماروئو تونست پیش بینی ها و آنالیز خودش رو در مورد کانترهای آرایا کامل کنه و به نظر میرسه حالا واقعاً دست به حرکتی فوق العاده بزنه. آرایا زحمت زیادی رو در مقابل ماروئو متحمل شده و اینجور که پیش میره، امکان باختش ممکن میشه. به نظر من این ست به ماروئو تعلق میگیره و ست بعد سرنوشت ساز میشه. مسابقات 3 ست ـه هم در نوع خودشون هیجان خیلی جالبی دارن و مثل یک ست ـه ها سرعت به اتمام رسیدن ـشون بالا نیست. اینجا ماروئو میتونه وقت زیادی رو صرف آنالیز حریف کنه و تفکر و استراتژی خودش رو تو زمین پیاده کنه. جریان پرونده برنامه های ماروئو واقعاً جالبه .. صحنه های استفاده کردن از نقطه ضعف های آرایا به شکل زیبایی پیش برده شد. عصبانی کردنش با استفاده از وقت تلف کردن خنده دار بود و روی هم رفته مراحل برنامه های پرونده شکست آرایا رو دوست داشتم.

تاکوما حریف بی نهایت قدرتمندیه .. واقعاً نمیدونم ماروئو چطور میخواد از پس اون بربیاد. اگه ماروئو از سد آرایا بگذره، من شکست خوردن تاکوما از ماروئو رو خیلی بعید میدونم و در صورت اتفاق افتادنش، دوست دارم واقعاً به شکل منطقی شکل گرفته باشه و مثل باقی حریف های ماروئو قابل درک باشه. امیدوارم اون لحظه فرا برسه : فینال بین ماروئو و تاکوما ... عجب اپیزودهای جذابی میشه! خیلی مشتاق دیدنش هستم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- کمک خواستن از تاکوما :



- تماشاگرای بازی هم مثل همیشه جالب هستن :



- اعتراض آرایا به داخل بودن توپش :



- فلش بک آرایا هم جذابیت خوبی به فضای مسابقه اضافه کرد :

Akame ga Kill - Ep 02

Akame ga Kill - Ep 02

ادامه خیلی خوبی بود و من وقتی این اپیزود رو با اپیزود قبل مقایسه میکنم، میبینم همچنان ذهنیت مثبتی نسبت بهش دارم. این اپیزود چهره متفاوتی از کارکتر آکامه دیدیم که به نظر من حالا رنگ بهتری به کارکترش داده شد و با توجه به لحظاتی که تو این اپیزود از کارکترش دیدیم، شخصیت اون جالب تر از قبل شد. آکامه به هم گروهی های خودش اهمیت میده و اونا افراد مهمی براش محسوب میشن .. یه ویژگی خیلی مثبت برای این کارکتر! تاتسومی هم به مرور زمان میتونه تبدیل به یکی از مهم ترین اعضای شبیخون شب بشه. مسلماً ماموریت های بعدی میتونن جذاب تر باشند و هر کدوم به شکلی، کشش خاص خودشونُ خواهند داشت ولی برای شروع، ماموریت اول آنچنان بدک نبود و تونستیم مبارزه جالبی رو بین تاتسومی و اون مرد نه چندان قوی ببینیم. (یا شاید هم بهتره بگم، تاتسومی خیلی قوی بود!) بهرحال، فضای انیمه نسبت به اپیزود اول کمی متفاوت بود و برای شکل دادن مسیر داستانی، باید با گروه قاتلین آشنا میشدیم. تاتسومی وارد مقر گروه شبیخون شب شد و علاوه بر آشنایی با اعضای گروه، با رئیس گروه هم آشنا شد که به نظر میرسه کارکتر جالبی باشه. رئیس رسماً از تاتسومی برای پیوستن به گروه دعوت کرد و در مورد فساد شهر هم چیزهای بیشتری شنیدیم. در نهایت تاتسومی برای اثبات خودش، در ماموریتی شرکت کرد، قابلیت های خودش رو به اعضای گروه و خصوصاً آکامه ثابت کرد و تونست توجه اونا رو به سمت خودش جلب کنه.

در مورد باقی حواشی، فن سرویس هم تو اپیزود وجود داشت ولی خُب، اونقدرها زیاد نبودن و به نظر من صحنه ماهیگیری و اون برخورد آکامه و تاتسومی بامزه از آب در اومده بود. با توجه به فضایی که انیمه داره، حس میکنم بودن این لحظات اونقدرها هم بد به نظر نمیرسه و میتونه گاهی جنبه کمدی کار رو بهتر از حالت معمولی کنه. بهرحال، باید ببینیم در ادامه مسیر داستانی به چه سمتی حرکت میکنه و امیدوارم داستان رفته رفته بهتر هم بشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- بولات بدون زره، یه ذره مشکوک میزد. همجنـ//سباز بودن خودش رو انکار نکرد :



- رئیس گروه شبیخون شب :



- آکامه در کنار ماهی، منظره ای عجیب :



- مبارزه تاتسومی :



+ این چهره خوشحال آکامه از صدمه ندیدن تاتسومی هم خیلی جالب بود :

Barakamon - Ep 02

Barakamon - Ep 02

اپیزود خیلی خوبی بود و من واقعاً از دیدنش لذت بردم. خوشبختانه شک و دودلی مربوط به اینکه خوب بودن اپیزود اول یک اتفاق بوده، برطرف شد و این اپیزود هم، اپیزود خیلی زیبایی بود و لحظات خاص خودشو داشت. یه جورایی سوپرایز شدم چون انتظار پیش کشیده شدن داستان دیگه‌ای (چپتر دیگه ای) از مانگا رو داشتم. همونطور که تو نظرات مختلف خوندم و متوجه ش شدم، چند تیکه از چپترهای مختلف رو کنار هم قرار دادن و ... چپتر و چیزهایی از مانگا جا افتاد و وارد فضای انیمه نشد .. ترجیح میدم به محتواشون اشاره نکنم ولی لحظه خاصی از داستان مانگا مد نظرم هست که از نظر من عالی بود و دوست داشتم انیمه شدن اون لحظه رو به چشم ببینم .. شاید اون تیکه های بریده شده در آینده وارد فضای داستان انیمه بشن و فقط ترتیب داستانی بهم ریخته شده ولی بهرحال، تیکه های داستان خیلی جالبی رو کنار گذاشتن و اون لحظات هم ارزش دنبال کردن رو دارند.





با اینکه این اپیزود هم خبری از محوریت معلم داستان (مادائو!) که مشتاق دیدنش هستم، نشد ولی حسابی از دیدن کارکترهای جدید راضی بودم .. تاما و میوا نه عجب زوج خوبی واسه روبرو شدن با سنسی هستن و لحظات کمدی مربوط به این دو کارکتر در مقابل سنسی رو خیلی دوست داشتم. هیروشی هم به محیط داستان میخوره و کارکتر خیلی خوبیه .. بهرحال میتونه هم صحبت خوبی واسه سنسی باشه و به نسبت بقیه برای سنسی قابل تحمل تره. برداشت و صحبت‌های هیروشی در مورد استعداد سنسی، مقایسه اون با خودش و ضعیف عمل کردنش تو نمره گرفتن خیلی جالب بود. اینکه بعد از دیدن اون صحنه اتاق سنسی و تلاش مداومی که سنسی تو اون اتاق داشته، اونو یک جور استعدادی برای سنسی دونست .. "سخت تلاش کردن بهترین نوع استعداد ممکنه!"

نارو حسابی بامزه بود (فکر کنم این جمله رو هر اپیزود تکرار کنیم!) .. رفتار کودکانه ش، شیطنت هاش، حماقت‌هاش و روی هم رفته، کمدی کارکترش فوق العاده دلچسبه. دوبلور هم که قبلاً بهش اشاره کردیم، این اپیزود هم سنگ تمام گذاشت و خصوصاً تو صحنه های مریضی سنسی و جریان "ناسو ناسو" گفتن هاش دوست داشتنی کار کرده بود. از طرف دیگه، خیلی برام جالبه که حتی کارکترهایی فرعی مثل پرستار و مادر هیروشی هم مورد توجه قرار میگیرن و به اون شکل سنسی رو وارد یک فضای کمدی میکنن. قدرت پرداخت به کارکترهای فرعی تو این اپیزود مشخص بود و واقعاً نکته مثبت خوبی در جریان اپیزود بود. روی هم رفته کمی بخاطر حذف شدن اون لحظات مانگایی ابهام دارم و دوست دارم دلیلش رو بدونم اما ... اپیزود مسلماً خوب بود و تونست باز هم ما رو به راحتی وارد دنیای زیبای سنسی و نارو کنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- واقعاً بعد از اون جریان S&M ، سنسی نباید دست به چنین کاری میزد :



- تو این صحنه فقط خدا رو شکر کردم که میوا نه و تاما اون اطراف نیستن وگرنه ... :



- اتاق سنسی هم واقعاً جالب بود :



- سنسی در کنار روح داستان :