M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Diamond no Ace - Episode 41

Diamond no Ace - Episode 41

ذره ای از فضای مسابقه دور شدم؛ نه به اندازه ای که از فضای تورنمنت دور بشیم بلکه در حدی که بتونیم به آنالیز مسابقه بعدی بپردازیم و ببینیم با چه تیم و بازیکن هایی حریفیم! مقدمه بدی نبود .. هر چند مربی حریف جدید "سنسن" به اندازه تودوروکی باحال به نظر نمیرسه ولی چهره خاصی از خودش به نمایش گذاشت. مربی کاتائوکا رو دست کم گرفت و فکر میکنه که نقطه ضعف اونو میدونه. تو این با ماکی هم آشنا شدیم، پیچر غول پیکر تیم سنسن و کسی که شگرد خاصی واسه پرتاب توپای قوس دار داره. محل و نقطه پرتاب توپش نسبت به بقیه پیچرهای معمولی، بالاتره و همین مسئله باعث تفاوت بزرگ پرتابش با بقیه میشه. تمرینات سیدو برای مقابله با این حالت ضربه خیلی شکل جالب داشت؛ زمین تمرین رو بالا بردن و تمرینات خودشونُ شروع کردن. همیشه وقتی کاتائوکا دست به توپ میشه، هیجان خاصی به انیمه تزریق میشه و اینجا هم همینطور بود .. هر چند این اتفاق کم میافته ولی بهرحال خیلی جالبه.

اپیزود تم کمدی خیلی باحالی داشت و مسلماً بزرگترین اتفاق کمدی، صحنه تراشیدن کله ماسوکو سنپای بود. به اون حالت خنده دار خودشو کامل کچل کرد و دیدن عکس العمل بقیه در مقابل کارش خیلی جالب بود. جالب اینکه قیافه ش به طرز فجیعی خنده دار شده و حالا باید منتظر تقابل دو کله کچل تیم، تانبا و ماسوکو و شوخی های اطرافیان ـشون با اونا باشیم. دیدن این روحیه تیمی در تیم سیدو واقعاً لذت بخشه و حس یک تیم واقعی رو به بیننده منتقل میکنه. جلسه هایی با کریس، صحبت هایی با میوکی، حرف های مربی، پیام دوست شهر زادگاه به ساوامورا و ... لحظات دلگرم کننده دیگه ای که تو اپیزود وجود داشتن و به اونا قوت و نیروی بیشتری برای حرکت به جلو دادن. مبارزه بعدی از راه رسیده، فکر نمیکدن به اندازه مبارزه قبلی طولانی بشه ولی بهرحال، امیدوارم جذاب باشه و غول داستان ما رو به سمت هیجان بکشونه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ماکی یوسکه غول پیکر، ایس تیم سنسن :



- روحیه دادن میوکی به ساوامورا عالی بود :



- بالا آوردن زمین پیچر برای تمرین :



- ماسوکو با چهره ای جدید :

Non Non Biyori - OVA - Episode 13

Non Non Biyori - OVA - Episode 13

وقت پا گذاشتن دوباره به این بهشت انیمه ای رسیده؛ درسته که فقط یک اپیزود بود ولی به راحتی حس زیبای این انیمه رو دوباره لمس کردم و لحظه لحظه این اپیزود رو دوست داشتم. از تمام کارکترها لحظات خاصی داشتیم ولی فکر کنم بشه این اپیزود رو متمرکز به رن چون دونست. اینکه چطور خودش رو برای رفتن به اوکیناوا آماده کرد، تصوراتی که از شهر اوکیناوا داشت و لحظات "رن چون" ـی خاص خودش! من فکر میکردم که بعد از برنده شدن جایزه و OP ، سر از اوکیناوا در میاریم و اپیزود رو مختص به اوکیناوا ببینیم ولی اینجور نبود؛ ظاهراً، کُل اپیزود مقدمه ای برای ورود به اوکیناوا بود .. بعضی ها پیش بینی کردن که فصل دوم از اوکیناوا شروع بشه .. برای من؟! آنچنان فرقی نداره، فقط دوست دارم این انیمه دوباره برگرده و غرق در دیدنش بشم! واقعاً این اپیزود رو دوست داشتم.

صحنه خوب زیاد داشتیم ولی احتمالاً صحنه محبوب من، خداحافظی رن چون با دهکده ـشون بود؛ اینکه چطور دهکده رو دوان دوان پشت سر میگذاشت و با دهکده خداحافظی میکرد! "من دارم میرم ولی زود برمیگردم!" ، لحظات زیبای کودکانه ای که بارها در فصل اول از رن چون دیدیم و اینجا باز در حال تکرار شدن بودن. هیکا-نه، کونومی، کائده و ... همه تو این اپیزود بودن! شیطنت های ناتسومی رو کمتر دیدیم و میتونست بیشتر از اینها دست گل به آب بده ولی فکر کنم داره انرژی ـشو ذخیره میکنه که تو اوکیناوا حسابی دردسر درست کنه! صحنه ای که رن چون داشت خودشو با دمای هوا عادت میداد، فوق العاده بود .. به اون شکل بامزه از بالاتر بودن دمای هوای اوکیناوا حرف میزد و میخواست از الان خودش رو به اون فضا عادت بده! بلاخره بعد از خریدن واسه سفر و خداحافظی ها، به فرودگاه رسیدن و اپیزود با پرواز هواپیما به پایان رسید. خیلی نسبت به سفرشون کنجکاو هستم ولی شاید نتونیم ادامه سفرشونُ ببینیم و فصل دوم دوباره از دهکده شروع بشه. بهرحال منتظر میمونم! میدونم که از دیدن ادامه داستان و فضای دوست داشتنی این انیمه لذت زیادی خواهم برد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- هوتارو همیشه از این میمیک‌های بامزه داره :



- تعجب ـشون از مجانی آوردن هل هوله سفر توسط شیرینی فروش :



- خداحافظی رن چون با دهکده :



+



- هوتارون مهماندار جذاب به نظر میاد :



- رن چون همه چیز دان :



- رن چون در حال عادت دادن خودش به گرما :



- فرودگاه :

Hanayamata - Ep 03

Hanayamata - Ep 03

و رئیس شورای مزاحم وارد شد. انتظارش میرفت که برای راه انداختن باشگاه ـشون کمی به مشکل برخورد کنن و خصوصاً در مورد جذب اعضا زحمت زیادی بکشن ولی فعلاً باید با رئیس شورای دانش آموزی دست و پنجه نرم کنن. اگه قرار باشه جریانی که تو OP انیمه هست، به واقعیت بپیونده (رقصیدن رئیس شورا و یایا) پس روند پیشروی داستان یه جورایی مثل انیمه Love Live میشه که تو شروع رئیس شورا با کار اونا مخالف ـه و بعد نه تنها به هانا و نارو موافقت میکنه، بلکه به گروه رقص ـشون هم اضافه میشه. تو این اپیزود باند خیلی جالبی بین یایا و هانا شکل گرفتن و لحظات بامزه ای رو با هم گذروندن که همین موضوع ما رو به سمت مشکوک بودن به اینکه آیا یایا عضو باشگاه میشه یا نه، هُل میده. من که فکر میکنم این هم همون سناریوی Love Live رو پیش میگیره و واقعاً اون اتفاق میافته. بهرحال، فعلا 2 عضو برای تاسیس باشگاه لازم دارن و از طرف دیگه، رئیس شورا هر گونه فعالیتی روی پشت بوم رو برای اونا ممنوع کرد که حرکت جالبی نبود و باید نسبت به راضی کردن رئیس شورا، کاری انجام بدن. بهرحال باید ببینیم این جریان به چه شکلی جلو میره و مشکل چطور رفع میشه.

اینجور که مشخص شد، این جناب قلدر داستان اپیزود قبلی، صاحب مغازه یوساکوی ـه و اتفاقاً خیلی هم مهربون ـه و بهرحال، اصلاً کسی که نارو و هانا فکر میکردن، نبود که این موضوع مهربون بودنش و رفتارش با هانا و نارو تو مغازه صحنه‌های خنده داری به وجود آورد. اینکه به رقص یوساکوی علاقه داشت و توضیحاتی در مورد رقص به اونا داد هم جالب توجه بود. باز هم در مورد ناروکو حرف زدن و اینکه راه های دیگه ای برای صدا درآوردن ازش وجود داره. روی هم رفته صحنه مغازه یوساکی، یکی از صحنه های خوب اپیزود بود. کلاً این اپیزود هم به بامزگی اپیزودهای قبلی بود و به نظر من روند خوبی رو در طی این 3 اپیزود از این انیمه دیدیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ارجاع به جیمز باند :



- صاحب مغازه باحال ـمون :



- رئیس شورا در حال گرفتن اعلامیه های هانا و نارو :



- مشاور احتمالی باشگاه یوساکوی هم کارکتر بامزه ای بود :



- و همراهی هانا با یایا که عالی بود :

Sabagebu - Episode 03

Sabagebu - Episode 03

دیگه حس سرگرم کننده انیمه حسابی واسه من جا افتاده و واقعاً با حس خوبی به سراغش میرم. ایندفعه، وقت معرفی کارکترهای جدید رسیده بود .. دو تا کارکتر جالب به داستان اضافه شد که هر کدوم دوبلور خیلی خوبی داشتن داشتن و خود کارکترها، ساکورا سنسی و هاگورو هر کدوم سناریوی جالبی به محیط اپیزود اضافه کردن. ساکورا سنسی با جریان کندوی زنبور عسل ـش ورود عالی ای به انیمه داشت و واقعاً تیکه های بامزه ای رو ازش دیدیم. هاگورو هم با "پیرزن" صدا زدن موموکا و صحنه‌های مبارزه ـشون، خودش رو خوب نمایش داد. این اپیزود راوی باز هم تیکه های خنده داری داشت، از توضیح دادن در مورد مبارزه خیالی ـشون و اشاره کردن به اینکه "این بار سومه که توضیح میدم" گرفته تا لحظاتی که در مورد کارکترها صحبت میکرد .. همه خوب بودن. مبارزه خونین ـشون هم مثل همیشه باحال بود .. موموکا به هیچ کس رحم نمیکنه! تک تک دشمن ها رو از پا در آورد.

روی هم رفته حسابی سرگرم کننده بود. کمی بقیه اعضای باشگاه کم به چشم اومدن ولی بلاخره نوبت به اونها هم میرسه و معرفی کارکترهای جدید اصلاً چیز بدی نیست. بودن چند کارکتر فرعی و وارد کردن اونا تو بعضی از قسمت های انیمه میتونه جذابیت کار رو بالا ببره و من که مشتاق دوباره دیدن این دو کارکتر جدید هستم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- بازی با کندو عواقب خوبی نداره :



- هاگورو :



- صحنه شروع مبارزه :



- ارجاع به چاک نوریس هم جالب بود :

Haikyuu - Episode 16

Haikyuu - Episode 16

این اپیزود به شکل زیبایی ما رو بین برنده ها و بازنده های زمین های مختلف چرخ داد و جلوه خاصی از یک محیط بازی وارد چشم ما کرد. دیالوگ هایی از این اپیزود کاملاً بولد به چشم میرسند و از نظر من عالی بودند؛ بازیکنایی که خیلی زود از دور یک تورنمنت حذف میشن و جوری به نظر میرسه که انگار اونها، سیاهی لشگری در داستان بازیکنان پیشروی کرده به مراحل بعد هستند. اشک هایی که ریخته میشه و حسرت هایی که "اگه ..." ها و "چی میشد ..." ها رو به دنبال داره. به نظر من این موضوع مربوط به احساس باخت در یک بازی تورنمنتی به خوبی در این اپیزود نمایش داده شد و تونستم از جو اپیزود لذت ببرم. کاراسونو تونست توکانامی رو شکست بده ولی لحظاتی در این بین وجود داشت که بازیکنای کاراسونو رو وادار به جدی شدن در مقابل تیم حریف کرد؛ لحظاتی که برای تیم توکانامی با ارزش بود و لحظات مهمی محسوب میشدند. از طرف دیگه تونستیم نیم نگاهی به بازی تیم دختران کاراسونو داشته باشیم .. مشکلات ـشونو ببینیم و اینکه چطور بازی رو واگذار کردند. میچیمیا خیلی خوب تونست جلوی گریه خودشو در کنار بازیکنا بگیره و لحظه درهم ریختن و گریه کردن ش واقعا عالی بود.

روی هم رفته اپیزود خیلی خوبی بود و حالا روند انیمه در این اپیزودهای باقی مونده جذاب تر هم میشه. اپیزود بعد به مصاف داتکو میریم؛ تیمی که آساهی رو شدیداً اذیت کرده بود و قراره با مرد بی ابرو روبرو بشیم! باید ببینیم حضور شویو و کاگیاما چقدر روی تیم تاثیر میذاره و آیا نتیجه این مسابقه برخلاف نتیجه ماه مارس خواهد بود یا نه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- از صحنه‌های بازی دختران کاراسونو :



- جدی شدن بازیکنای کاراسونو در مقابل توکانامی :



- دست دادن دایچی با ایکجیری :



- روحیه دادن نویا به تیم :

Barakamon - Ep 03

Barakamon - Ep 03

این بار من حس کردم نارو کمی در جریان اپیزود کم رنگ تر از قبل حضور داره و بیشتر به خود سنسی و اتفاقاتی که بین اون و مردم دهکده می افتاد پرداختیم. البته این نکته رو هم بگم که، من هر چقدر نارو رو در طول اپیزود ببینم، باز هم دلم بیشتر از اینها نارو میخواد و از دیدنش خسته نمیشم. باز هم اپیزود رو دوست داشتم و خیلی برام دلچسب بود. لحظات ریز بامزه خیلی زیاد داشتیم؛ نارو چه بامزه ادای بالغ شدن رو در میاورد .. شدیداً جذب اون صحنه بودم. خیلی تغییر میمیک صورتش رو دوست داشتم و به نظر من لحظه خیلی شیرینی بود. (تو ادامه شات مربوط به مانگا رو گذاشتم. اونو با ورژن انیمه مقایسه کنید.) از نظر من این اپیزود، اپیزودی بود که به تاما از لحاظ کارکتری رنگ خاصی پاشیده شد .. تا قبل از این میوا دختر برتر از نظر من بود و علاقه خاصی بهش داشتم و دارم ولی تاما کمتر به چشم می اومد ولی حالا با قرار گرفتن در چنین سناریوی مانگایی جالبی در کنار سنسی، از نظر من به یک کارکتر خوب تبدیل شد. اینکه تونستیم به اون شکل درباره سبک مانگا نوشتن فجیع ـش با خبر بشیم و سنسی ای که مجبور بود باهاش همراه بشه .. صحنه‌های صحبت ـشون عالی بود. شور و علاقه ای که تاما در حین صحبت کردن درباره مانگا داشت، دیدنی بود. تاما مسلماً به دنبال متفاوت بودنه و متفاوت هم هست ولی ... شاید .. یه ذره زیاده روی کرده! تصورات تاما و جریانات فوجوشی معرکه بود .. فلش بک و جریان شوکه شدنش حسابی خنده دار بود ... بیچاره بدجور شوکه شد و معصومیت ذهنی ـش رو از دست داد!


نیمه اول اپیزود چندتا جریان بازی با لهجه داشتیم که شاید درک اون لحظات کمدی برای غیرژاپنی زبان‌ها کمی سخت باشه ولی بهرحال، منظور بین کارکترها رسونده میشد و حس کمدی جالبی جریان داشت .. صحبت های اینکه اون دوتا زن به اون شکل تو مغازه در مورد "ایتای" حرف میزدن و بعد سنسی متوجه منظور پیرزن شد و بهش جنس رو رسوند. از لحاظ ترجمه ای شاید رسوندن منظور صحنه کمی سخت باشه ولی اگه به صحبت های دو کارکتر و لهجه ای که استفاده میکنن، توجه کنید، حتماً متوجه فضای حاکم بر مغازه میشید.

پایان بندی این اپیزود با ماجرای جشن موچی قاپی به شکل زیبایی در اومده بود و حسابی حس دلگرم کننده ای رو به بیننده منتقل میکرد. مردم صمیمی دهکده ای که دور هم جمع شدن و با خنده و شادی به سراغ موچی جمع کردن واسه خودشون رفتن. موچی ای که برای سنسی حکم چیز دیگه ای رو داشت؛ سنسی موچی قاپی رو با مسابقه خطاطی در ذهن خودش با شباهت میدونست؛ "بعضی‌ها میتونن و بعضی‌ها نمیتونن!" ، "شاید بهتره بیخیال بشیم ..." حرف هایی از سرناامیدی دوم شدن در مسابقه خطاطی ... بعد از اون حرف های پیرزن محلی در مورد موچی، به زیبایی به موقعیت فعلی و درگیری ذهنی سنسی نشست و اونو به سمت ادامه دادن راه خطاطی و رفتن به سراغ مسابقات بعدی هُل داد ... سنسی دلگرم شد و بار دیگه در دنیای روستایی این جزیره، از بودن در کنار چنین جمعی راضی و خوشحال به نظر میرسید.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ورژن انیمه ای ناروی بالغ :



- فلش بک تاما و عصبانیتش از محتوای مانگای یائویی :



- این سنسی چرا همیشه در حال افتادن روی هیروشیه؟!



- دپرسی سنسی :

Diamond no Ace - Episode 40

Diamond no Ace - Episode 40

به سادگی میگم؛ وقتی شروع به دیدن و ترجمه یک انیمه بیسبالی کردم، تصورش رو نمیکردم که روزی برام اینقدر هیجان انگیز بشه. این اپیزود به راحتی هیجان خالص رو به من منتقل کرد و واقعاً از لحاظ جذابیت در سطح بالایی بود. اپیزود پایان بخش مسابقه بین یاکوشی و سیدو بلاخره از راه رسید و تموم شد و باز هم شاهد نقاط قوت پایان مسابقه ای Ace بودیم؛ اینکه شکست خوردن تیم حریف و بهم ریختن اونا رو به خوبی پوشش میده و فقط روی تیم برنده تمرکز نمیکنه. تو این اپیزود، اونقدر این جریان خوب نمایش داده شد، اونقدر ناراحتی تیم یاکوشی به شکل جالبی روی صفحات ـمون نقش بست که من بین خوشحالی کردن برای سیدو ناراحت بودن برای یاکوشی مونده بودم. واقعاً پرداخت لحظات پایانی مسابقه عالی بود.

دوئل بین تانبا و رایچی زودتر از انتظارات شروع شد؛ فکر نمیکردم سیدو به این زودی 2 اوت بگیره ولی .. گرفت! به زیبایی به سراغ بَتر سوم رفتیم؛ بَتری که اوت شدنش به معنای نرسیدن رایچی به بیس میبود و حتی فکر میکردم نکنه واقعاً قرار نیست رایچی رو ببینیم ولی خُب، خوشبختانه بازیکن بَتر به بیس رسید و نوبت به رایچی رسید. لحظات هیجانی وارد شدنش به زمین و اینکه حالا وارد جو تیمی شده بود ... و خُب، همین فشار بار سنگین بردی که تیم از اون میخواست، باعث شد که نتونه اون رایچی همیشگی باشه و تیم یاکوشی باخت رو قبول کرد. اشک های رایچی، خوشحالی تانبا، اشک های تودوروی بزرگ، با خوشحالی وارد شدن بازیکنای سیدو به زمین، دلداری دادن بازیکنای یاکوشی به رایچی و ... من میتونم یک در میون از هر گوشه خوشحالی و ناراحتی بازی صحبت کنم ولی کافیه اپیزود رو ببینید و از فضای حاکم بر اون آگاه بشید.

نهایتاً بعد از نبردی طولانی، یاکوشی شکست خورد و حالا، سیدو به نیمه نهایی رسید. جایی که مبارزه ناشناخته ای رو با تیم سنسن خواهد داشت. باید با بازیکنای تیم شون آشنا بشیم و به سراغ مبارزه باهاشون بریم. کمی سخته که دوباره مثل یاکوشی جذاب بشه ولی روند صعودی انیمه بشدت خوب بوده و من با دید کاملاً مثبت به سراغ دیدن اپیزودهای بعدی میرم. امیدوارم باز هم بتونه جذابیت بیسبال رو بهم من ثابت کنه و بتونم از دیدنش لذت ببرم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- رایچی زیر فشار انتظارات هم تیمی های خودش برای چوب زنی :



- کمی دلم برای این افکت های باحال رایچی تنگ میشه :



- تودوروکی بزرگ متوجه مشکل رایچی شده بود :



- لحظات آخر تیم یاکوشی به زیبایی به تصویر کشیده شد :



- فریاد خوشحالی تانبا هم دیدنی بود :