M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep01 & 02

Soredemo Sekai wa Utsukushii - Ep01 & 02

پادشاه خورشید .. آیا آماده روبرو شدن با باران زیبا و لطیف هستی؟! داستان ورود نیکه دوست داشتنی به سرزمین خورشید و روبرویی اون با پادشاهی که به نظر بچه ای بیش نمیرسه، به زیبایی داره ادامه پیدا میکنه و واقعا دو اپیزود اول انیمه برای من سوپرایز کننده بوده. سوپرایز کننده .. نه از این لحاظ که اتفاقات شوکه کننده ای درون داستان به وقوع پیوسته، بلکه بخاطر انتظاری که با توجه به ژانر انیمه از اون داشتم و نتیجه ای که بعد از دیدن دو اپیزود اول وارد ذهنم شده. نتیجه ای کاملا مثبت از فضای خیلی خوب انیمه. حس فانتزی، رمنس و کمدی انیمه واقعا خوبه و سرگرم‌کننده بودن انیمه تا اینجای کار به نحو جالب انگیزی باقی مونده. شاید در حین دیدن اپیزود اول، به این فکر میکردم که آیا این انیمه منو راضی میکنه یا نه؟! فضای اپیزود اول رو دوست داشتم و حس میکردم مسیر خیلی خوبی در انتظارم هست ولی بعد از دیدن اپیزود دوم و صحنه زیبای بارش بارانی که در اون وجود داشت، کاملا به انیمه علاقمند شدم و دوست دارم هر هفته به سراغ دیدن ـش برم.

نیکه کارکتر بامزه ای ـه و اکثر مواقع میمیک‌های کمدی جالبی رو از اون میبینیم. در کنار این مسئله، رابطه ای که حالا داره با پادشاه تشکیل میده، کم کم داره به سمت خیلی خوبی حرکت میکنه. فلش‌بک هایی که از مهربونی مادر پادشاه تو اپیزود دوم دیدیم، ناخودآگاه ما رو به سمت خصوصیت‌های اخلاقی نیکه هُل میده و به ما نشون میده که نیکه هم اون مهربونی‌ها رو در وجود خودش داره. کسی که بارونی که پادشاه ازش خواسته بود رو تو اون شرایط به وجود آورد و البته .. پادشاه رو از تیر خوردن نجات داد. بهرحال، روند پیشروی انیمه رو دوست داشتم و منتظر دیدن بقیه اپیزودها هستم.

صحنه‌هایی از اپیزود دوم :

- گرسنگی کشیدن نیکه به اون حالت .. بیچاره!



- نیکه و آواز صحنه خیلی زیبای این اپیزودش :



- پادشاه غرق در باران :



- فلش‌بک هایی که دیدیم :



++ دوتا شات بامزه از نیکه :



Haikyuu - Episode 02

Haikyuu - Episode 02

وقت آشنایی با اعضای باشگاه والیبال دبیرستان کاروسونو رسیده. میدونید شویو و توبیو بری اینکه به یک کار تیمی مشترک برسن و با هم هماهنگ بشن، به چه چیزی نیاز دارن؟! وجود کارکتری مثل دایچی، کاپیتان تیم والیبال دبیرستان! کارکتری که میمیک‌های صورت ـش هم بشاشی و سرحالی رو داشت و هم بی‌حسی، خُشکی و سخت‌گیرانه بودن رو به خوبی نمایش میداد. اکثر کارکترهای کاپیتان انیمه‌های ورزشی عالی هستن. اینو تو انیمه‌های فصلی اخیر زیاد دیدیم؛ سیرین در Kuroko no Basuke ، سیدو در Ace و ... همه کاپیتان‌های قابل اتکایی داشتن و حتی با اینکه اونقدرها بهشون پرداخته نمیشه، ولی تاثیر خودشون رو در یک شرایط مهم به جا میذارن و بیننده حس خوبی در مورد اون کارکترها پیدا میکنه. اینجا هم حضور دایچی به عنوان کاپیتان تیم والیبال تاثیر مهمی در پیشروی روند ارتباطی بین شویو و توبیو داره. دایچی سخت‌گیری جالبی رو در مقابل توبیو پیاده کرده و بهش اخطار داده که ممکنه حتی نتونه در پُست پاسور بازی کنه. این کار باعث تحریک کردن توبیو میشه. باید ببینیم چطور میتونه با شویو کنار بیاد و آیا فقط به سراغ کمک گرفتن از تاناکا میره یا نه.

البته حرف زدن از تاناکا وقت زیادی نمیبره ولی خُب، جا داره به بامزه بودن ـش و البته .. سنپای خوبی بودن در قبال توبیو و شویو حرفی بزنیم! خیلی با مرام ظاهر شد و به اونا کلید باشگاه رو برای تمرین داد. یه کارکتر دیگه هم داشتیم. دختری به نام کیوکو که اونم میتونه یه کارکتر خیلی خوب باشه. جز معدود کارکترهای دختری که قراره تو انیمه ببینیم و امیدوارم نکات مثبتی رو به فضای انیمه وارد کنه. تو شروع ورودش که اینجور شد و رفتار تاناکا با اون یه صحنه کمدی خوب به وجود آورد. نکته‌های جزیی زیاد بود ولی باید منتظر ورزشی تر شدن فضا باشیم .. جایی که وارد زمین والیبال میشم! شروع این فضای ورزشی از مسابقه اپیزود بعد شروع میشه. جایی که قراره 3 به 3 مسابقه ای شکل بگیره و به نظر میاد هیجان از اینجای داستان به محیط انیمه تزریق میشه. راستی من حس کردم این اپیزود نقش شویو کمی کمرنگ تر شد و بیشتر به جدال بین تیم والیبال با توبیو و عصبانیت اون پرداختیم. بهرحال هر دو کارکترهای اصلی هستن و باید منتظر تایم اختصاصی برای شویو هم باشیم. تمرین دادن پرشش میتونه نکته مهمی در داستان باشه .. اون پرش‌های باحال ... !

صحنه‌هایی از اپیزود :

- سه عضو اصلی تیم والیبال :



- کیوکو :



- "قسم میخورم که با این یارو کنار بیام" رفتارت چنین چیزی رو نشون نمیده!



- این میمیک ترسناک دایچی فوق العاده بود :



+ منو به یاد کارکتر زتسو از ناروتو انداخت!

Baby Steps - Episode 02

Baby Steps - Episode 02

این اپیزود به دلایلی مختلف دوست داشتم ولی شاید مهم ترین دلیل ـش، پیشروی به سمت تاکتیکی تر شدن فضا بود. اینکه ای چان داره با استفاده از هوش خودش به سمت بهتر شدن تو تنیس حرکت میکنه و مثلا با حرکت جالبی مثل "استفاده از نقاله" زاویه آرنج خودش رو اندازه گیری میکنه. (هرچند روش فیلمبرداری با موبایل کاگیاما هم خیلی خوب بود) ولی بهرحال، نشون میده که چیزای خیلی خاص و جالبی رو قرار به چشم ببینیم. به خاطر سپردن نکته هایی که ناتسو به ای چان گفته بود، خصوصا برای یه تازه کار کار سختی هست و نمیشه به همین راحتی اونا رو به رشته عمل در آورد. اپیزود با اینکه تاکتیکی و پر از تنیس بود ولی از داستان رابطه تاکوما و ناتسو جدا نشد و تونستیم چند صحنه جالب از این دو نفر ببینیم. صحنه‌های کمک تاکوما به ای چان و ناتسو خیلی بامزه بود و ای چان خیلی خوب تونست ترسیدن از تاکوما رو تجربه کنه. نکته ای که به کلیف هنگر این اپیزود بود، اون دیدن صحنه "مثلا" بوسیدن ناتسو توسط تاکوما بود که ای چان شاهدش بود.

به نظر من اون صحنه، چیزی که ما فکر میکنیم نیست. یه جور اذیت کردن بیننده برای اشتیاق و دیدن اپیزود بعد هست ولی خُب ظاهر کار و شکلی که صحنه جلو رفت و تاکومایی که به سمت ناتسو حرکت کرد، مطمئنا هر کسی رو به اشتباه میندازه. اگه تو اپیزود آینده مشخص بشه که اون بـوسه واقعا اتفاق افتاده، من سوپرایز میشم. این تلنگری به داستان رمنس مون بود تا این موضوع محو نشده باشه. وقتی قرار بود که انیمه رو شروع به دیدن کنم، از این میترسیدم که نکنه این انیمه هم شکل انیمه ورزشی خاصی که مد نظرم هست، رابطه رمنس بدی داشته باشه و پیشرفت جالبی رو تو طول داستان نبینیم و ... روی هم رفته رمنس یه موضوع فرعی باشه ولی خوشحالم که اینجا به نظر میرسه رمنس جز نکات خوب پرداخته شده داستان هست و میتونیم انتظاراتی از اون داشته باشیم. بهرحال مانگا خیلی طولانی ـه و شاید قرار نیست رسیدن ای چان به ناتسو رو به همین زودیا ببینیم ولی حداقل از روند نزدیک شدن ـشون بهم لذت میبریم.

نکته دیگه ای که ذهنم رو به خودش درگیر کرده اینه که، قراره چقدر به تمرینات تنیس بپردازیم؟! ای چان، تازه شروع به تمرینات ساده کرده و قراره عضو باشگاه بشه. مسلما تعداد اپیزود خاصی رو وقف تمرین کردن میکنه و با راکت ها و استایل ها کنار میاد و مقابله میکنه. اپیزود اول یک سال از جریانات حال عقب تر اومد و نشون میده که ای چان در طی 1 سال برای مبارزه تنیس آماده شده بوده. اما مسلما قرار نیست یک سال به تمرین و دیدن اونا در طول اپیزودها متمرکز بشیم. خیلی زودتر به سمت جلو پیش میریم. امیدوارم تو ادامه روند تمرینات هم در سطح جذابی باقی بمونه و ای چان پرداخت کارکتری خوبی داشته باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- شرکت دوباره ای چان تو گرم کردن باشگاه. اینبار دیگه بیهوش نشد :



- واقعا استایل بازی ناتسو و بعضی از میمیک‌هاش حرف نداره :



- تاکومای خشن :



- اندازه گیری زاویه آرنج توسط نقاله :



+ کلیف هنگر اپیزود [++]

Diamond no Ace - Episode 27

Diamond no Ace - Episode 27

به نظر من صحنه بیرون کشیده شدن فورویا با اینکه داشت زیادی دراماتیک میشد ولی خوب تونست ذهنیت فورویا رو در مورد تیم و امیدی که با بودن خودش درون زمین داره نشون بده. میتونه از جهتی خودخواهی تلقی بشه و از جهت دیگه اشتیاقی که واسه رسوندن تیم به برتری داره، به تصویر کشیده میشه. این مقدمه خوبی برای ورود ایجون به زمین بود .. ایجونی که با مثل همیشه با حالت کمدی و اشتیاق زیادش برای بازی وارد شد و حالا باید به توصیه های میوکی گوش بده. اما نکته ای که نباید فراموش کنیم اینه که شونشین فعلا روی نیمکت نشسته و با برگشتن اون به زمین، دوباره فشار چندین برابر میشه. بازیکن خوش فکری که کمی هم مغروره! تو این اپیزود به نظر میرسید با دیدن پرتابای ساوامورا خیلی سوپرایز شده و شاید تو انتهای بازی ساوامورا رو بیشتر از فورویا بهتر بدونه. بهرحال اپیزود خیلی خوبی بود.

چیزی که میشه به وضوح دید و به نظر من پررنگ ـه، جذاب تر به تصویر کشیدن تصاویر پرتاب مربوط به بازی ساوامورا در مقابل فورویا ست که اصلا چیز بدی نیست. بهرحال ساوامورا کارکتر اول این انیمه ست و قراره ما بیشتر با اون همراه بشیم! در مورد پرتاب های ساوامورا، حرکت پرتاب مخفی ساوامورا افکت باحالی داره. اون مخفی بودن دست چپ مربوط به ساوامورا و لحظه پرت شدن توپ ـش شکل جالبی داره و هر دفعه که ساوامورا وارد زمین میشه، منتظر دیدن اون صحنه هستم. حیف که قراره اپیزود 52 از داستان جدا بشیم وگرنه میشد شکل پرتاب های جالب تری رو هم از ساوامورا و بقیه کارکترها دید. امیدوارم خبر ساخت ادامه ـش در آینده از راه برسه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خستگی فورویا دیگه کاملا واضح بود :



- قرار دادن توپ در دستان ایجون :



- چهره مطمئن مربی کاتائوکا هم در نوع خودش جالب بود :

Mushishi Zoku Shou - Episode 02

Mushishi Zoku Shou - Episode 02

عجیبه .. تو دنیای Mushishi حتی با اینکه به سمت محیط دریایی میریم، صدف‌ها رو میبینیم، بازی بچه‌ها کنار ساحل اون دریا رو با هم میبینم ولی باز هم حس تاریکی بر فضای داستان حاکمه. فضای تاریکی که از صدف‌های آواز خوانی شروع میشه که خبر از فاجعه‌ای درون دریا میدن. داستان مردم ماهیگیری که اتفاقات زیادی براشون افتاده و حالا گینکو در سفر خودش به اینجا میرسه. اپیزود واقعا خوبی بود .. خیلی راحت تحت تاثیر موسیقی این اپیزود قرار گرفتم و فکر میکنم استفاده از موسیقی متن به زیبایی انجام گرفته بود. یکی از صحنه‌های مورد علاقه م تو این اپیزود، دیدن پرنده‌های درون صدف‌ها و البته .. لحظه پرواز کردن اون پرنده‌ها در انتهای اپیزود بود .. یه پایان بندی بی‌نقص برای اپیزودی دریایی و زیبا که به سرانجامی خوب رسید. روی هم رفته اپیزود خیلی خوبی بود ولی میتونست بیشتر از اینها گینکو داشته باشه .. هر چند، اپیزود بدون حضور زیاد گینکو هم به شکلی عالی جلو رفت ولی خُب، دوست دارم بیشتر اونو به چشم ببینم و با توضیحات ـش در مورد موشی‌ها همراه بشم .. شنیدن توضیحات اون همیشه لذت بخش ـه و فضای انیمه رو جذاب تر میکنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- لحظه‌ای که مینا صدای خودشو بخاطر موشی از دست داد :



- گینکو در حال گوش دادن به داستان دریا از زبان اون مرد :



- پرنده‌های درون صدف :



- پرواز انتهای اپیزود اون پرنده ها که نشان از برطرف شدن فاجعه داشت :

Akuma no Riddle - Episode 02

Akuma no Riddle - Episode 02

خُب، راستشو بخوام بگم با دیدن اپیزود اول به این دودلی رسیده بودم که نکنه قراره این انیمه هم به شکل Danganronpa پیش بره. چیزی که قبلا تجربه کردم بودم و برام نکته مثبتی نبود. به نظر من اون انیمه که حال و هواش کمی با شباهت به این انیمه بود، رفته رفته اُفت داشت و اصلا نتونست انتظارات منو برآورده کنه. اما با دیدن اپیزود دوم این انیمه و روند پرداخت اپیزودی اون، نظر من کاملا عوض شد و حس میکنم که حالا بهتر میتونم فضای انیمه رو درک کنم. کارکترهای فرعی تو این اپیزود پرداخت بهتری داشتن و به شکل مناسب تری به نمایش کشیده شدن. رابطه بین هارو و توکاکو پیشرفت جالبی داشت و به تصویر کشیده شدن روند علاقه پیدا کردن توکاکو به هارو به زیبایی داره پیش میره. این روند با رو شدن صحنه‌هایی احساسی تو این اپیزود به تصویر کشیده شد که نکته مثبت این اپیزود از نظر من بود .. جایی که توکاکو راجع به اون زخم‌ها از هارو سوال میپرسید و بعد از اون هم صحنه حمایتش رو از هارو دیدیم و هارو هم به شکل معصومانه ای توکاکو رو برای تشکر در آغوش گرفت. همه چیز پیش مقدمه ای خوب واسه وارد شدن به فضای حمله ور شدن قاتل ها به سمت هارو ـه.

این اپیزود Isuke رو با هم دیدیم، یکی از شاگردای کلاس و کسی که مثل بقیه به دنبال هارو ـه. درگیری اون با توکاکو واقعا جالب بود و اون صحنه‌های اکشن هم جز نکات مثبت اپیزود بودن. البته نمیشه به صحنه جلسه شاگردای کلاس هم اشاره نکرد .. جایی که هدف بودن هارو بین تمام شاگردها مشخص شد و البته نکته جالب اینه که هارو میدونه که هدف قرار گرفته شده. صحنه‌های حرف زدن هارو از اینکه تمام اطرافیانش برای زنده موندن اون جون خودشونُ دادن واقعا عالی بود و معصومیت کارکترش بیشتر از قبل به نمایش کشیده شد. حالا به نظر میرسه نقطه آغاز اصلی داستان اینجاست .. جایی که همه کارت ها رو شده و باید منتظر خون و خونریزی باشیم .. یا نه قراره شکل متفاوتی از تعقیب و گریز بین هارو، توکاکو و بقیه کلاس ببینیم؟! من که خیلی دوست دارم داستان رو دنبال کنم.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- جالب اینکه هارو در حالت نیمه بیهوش هم این دیالوگ‌ها رو به زبان میاره :



- مبارزه بین توکاکو و ایسوکی، شات‌های خیلی جالبی داشت :



- حرف‌های هارو با توکاکو :



- اعلام حمایت توکاکو از هارو :



+ صحنه مورد علاقه من از اپیزود دوم [++]

Escha & Logy no Atelier - Episode 01

Escha & Logy no Atelier - Episode 01

شروع آرومی بود و خیلی ساده وارد داستان شدیم. مسلما کسایی که بازی کامپیوتری انیمه رو بازی کرده باشن و البته به اون علاقه داشته باشن، لذت خیلی بیشتری میتونن از انیمه ببرن ولی من هم به عنوان کسی که تا حالا بازی رو نکرده و فقط تریلرها و نقدهای اونو دیده، خیلی خوب تونستم وارد فضای انیمه بشم و بهش عادت کنم. با توجه به تریلر انیمه و فضایی که در اون دیده بودم، حدس میزدم که فضای آرامش‌بخشی در انتظارم باشه و همینطور هم شد. شهر کولسیت و سازمان تحقیق و توسعه ای که حالا دو کیمیاگر جدید به اسم اسکا و لوجی داره. آشنایی ـمون با دختر اول داستان خیلی زود و تو همون صحنه های اولیه شکل گرفت .. و بعد از اون هم لوجیکس رو دیدیم .. کسی که تو شهر سنترال با امکانات پیشرفته ای کار کرده و حالا با ورود به کولسیت اونو با دیگ روبرو شد و نمیتونست ازش برای کیمیاگری استفاده کنه. فضای سازمان تحقیق و توسعه آنچنان پیچیده نیست .. ظاهرا درخواست‌های کمک مردم درون شهر رو دریافت میکنن و کیمیاگرها برای کمک به مردم دست به کار میشن.

کاری که تو اپیزود اول انجام دادن، تعمیر آسیاب بادی باغ سیب بود. باغ سیبی که از قضا، خونه اسکا هم هست و تصادف جالبی بود. از بین کارکترها مسلما کارکتر محبوب من اسکا هست چون دوبلور کار رو خیلی زیاد دوست دارم. با اینکه تازه کاره ولی صدای خیلی جالبی داره و واقعا به درد انیمه‌های Slice of life و آروم میخوره. لوجی هم دوبلور خوبی داره و کارکتر خوبیه ولی هنوز نیاز به شکافته شدن و آشنایی بیشتر با اون داریم. تا اینجای کار خیلی راحت با اسکا کنار اومد و تونستن تیم خودشونو با هم تشکیل بدن. ماریون، سرپرست سازمان هم به نظر کارکتر خوبی میاد ولی من چشم انتظار دیدن کارکترهای حاشیه ای دیگه ای هستم که قراره از راه برسن. بهرحال برای شروع، تعداد کارکتر معرفی شده مناسب بود و با خیلی ها آشنا شدیم. اما بعد از اون به "خرابه‌های اکتشاف نشده" که موضوعی جالب بود، رسیدیم .. موضوعی که احتمالا بعدها بیشتر به اون پرداخته میشه و میتونه کنجکاوی بیننده رو بهمراه داشته باشه. رویای اسکا رسیدن و پا گذاشتن به اون خرابه هاست و باید ببینیم آیا لوجی میتونه این رویای اسکا رو به حقیقت تبدیل کنه یا نه. در مورد رمنس، همونطور که انتظارشو داشتم، چیز خاصی بین لوجی و اسکا وجود نداره و بیشتر شبیه یه رابطه دوستانه میمونه.

OP , ED در سطح خوبی هستن و تو صحنه‌های OP انیمه صحنه‌های اکشنی هم به تصویر کشیده میشه که شاید از صحنه‌های اپیزودهای آینده خبر میده که یعنی قراره به سمت فضای اکشن هم حرکت کنیم. بهرحال برای شروع، من که خیلی از دیدن فضای آروم شهر کولسیت لذت بردم و مسلما چشم انتظار دیدن اپیزود دوم هستم. امیدوارم در ادامه هم فضای درون انیمه به زیبایی ادامه پیدا کنه و بتونیم یه داستان دلچسب رو با هم دنبال کنیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ماریون در کنار لوجی :



- اسکا در حال ترکیب کردن و استفاده از دیگ برای درست کردن کیک سیب :



- رسیدن به آسیاب بادی باغ سیب بهمراه کلونی :



- تعمیر شدن آساب بادی و صحنه زیبای بین لوجی و اسکا :



++ دوست دارم بیشتر این موجودات رو ببینم، به نظر بامزه میان :

Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 01

Gochuumon wa Usagi Desu ka? - Episode 01



فکر کنم کاندید اصلی کاوایی ترین انیمه فصل از راه رسید! واقعا انیمه بامزه ای بود .. شروع دقیقا مطابق میلم بود و لحظات ورود کوکوا به کافه به شکل دوست داشتنی شکل گرفت. صاحب کافه دختر کوچولویی بود که فکر کنم تو این فصل جز کارکترهای محبوب من باشه؛ "چینو" دختری که یه موجود پُفی بامزه رو با خودش اینور و اونور میبره و یه صدای خیلی آروم باحال داره. از طرف دیگه کوکوا دختر شادابی و حسابی چینوی آروم رو مجبور به همراهی با خودش میکنه. نکته جالب در مورد کافه این بود که بعد از رسیدن غروب، کافه تبدیل به "بار" میشه و پدر چینو اوضاع بار رو به دست میگیره و بارچی میشه و از طرف دیگه دخترها راهی خونه هاشون میشن. تقابل کافه و بار بعدها میتونه داستان های بامزه ای رو بین آدم های بزرگسال با بچه ها به وجود بیاره. به عنوان کارکتر اضافی، تونستیم با لیز هم آشنا بشیم. دختری که مهارت جالبی تو لاته درست کردن با تصاویر زیبا داشت و البته اون حرکات نظامی و اسلحه به دست بودن و خشن بودن ـش هم جالب بود! پایین تر به شباهت کارکتری ـش با یکی از کارکترهای چند فصل اخیر اشاره میکنم.


اما روی هم رفته واقعا اپیزود دوست داشتنی بود و من که از همین الان مشتاق دیدن اپیزود بعدی هستم. همیشه و تو هر فصل انیمه ای دنبال یک انیمه با این فضای کودکانه و بامزه هستم و این انیمه، یکی از اون انیمه هایی هست که حس خوبی راجع بهش دارم. منتظر آشنایی با کارکترهای دیگه انیمه میمونم .. احتمالا اپیزود بعد همه معرفی میشن. اما در مورد کارکترهای فعلی، مسلما چینو کارکتر موردعلاقه منه و حیوون مثلا "خرگوش" ـش هم خیلی بهش جلوه کاوایی تری رو میده. کوکوا با دوبلوری Sakura Ayane واقعا کارکتر جالبی شده. فکرشو نمیکردم که قرار باشه صدای Ayane رو با این حس کودکانه و در نقش یک کارکتر مهربون بشنوم چون تو سری قبلی که ازش دیدم (Non Non Biyori) دوبلوری یه کارکتر شیطون و پر سر و صدا رو به عهده داشت که حالا اینجا صداش خیلی تفاوت زیادی با اون فضای قبلی داره. بحث دوبلورها به جدا، حس کردم موسیقی انیمه هم با توجه به فضای Slice of life کاملا درخور و مناسب بوده و خیلی حس اون پُل‌ها و کافه و بار صحنه‌ها رو انتقال میداد.

شباهت‌هایی با انیمه‌های دیگه :


- تیپی، خرگوش چینو شباهت خیلی زیادی به "مومونکو ساما" از انیمه Tamayura داره. البته اینجا تیپی، حرف میزنه و البته اُبهت مومونکو ساما رو نداره!



- لیز شباهت عجیبی به "آیایا" از Kiniro Mosaic داره. هم از لحاظ رفتاری و هم از لحاظ ظاهری :


صحنه‌هایی از اپیزود :

- ورود کوکوا به کافه "خونه خرگوشی" :


- چینو واقعا بامزه ست :



- لیز در کنار چینو و خرگوش ـش :



- گیر دادن کوکوا به چینو برای "اونه چان" صدا زدنش هم یکی از شوخی‌های خوب اپیزود بود :