M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

No Game No Life - Episode 01

No Game No Life - Episode 01

یکی از استارت‌های خیلی جالب بهاری بود. پررنگ ترین نکته ای که از همین شروع دوست دارم بهش اشاره کنم، جالب بودن دو کارکتر اصلی یعنی "شیرو" و "سورا" ست؛ برادر و خواهر گیمر داستان که هر کدوم تبحر خاصی در بازی ها دارن و واقعا هیچ کدوم از لحاظر کارکتری حس زننده ای رو به بیننده منتقل نمیکنن. خصوصا سورا با دوبلوری Yoshitsugu شدیدا آدم رو به یاد حس بازی SAO میندازه چون بهرحال دوبلور "کیریتو" تو اون انیمه بوده. اینجا هم فضای بازی به نظر کاملا سرگرم کننده میاد و همه چیز از ثانیه های اول شروع به تحرک پیدا میکنه. جایی که اونا بر اثر اتفاقی وارد دنیای جدید شدن. معلق شدن تو هوا با کسی که خودشو "خدا" میدونست، زیبایی تصویری خیلی باحالی داشت و به نظر من نیمه اول با اون صحنه حسابی جای خوبی در ذهن بیننده برای خودش پیدا میکنه. البته اون تنها مورد جلوه تصویری کار نیست و میشه باز هم از لحاظ انیمیشن نکات مثبت دیگه ای رو هم اسم برد .. روی هم رفته، رنگ آمیزی تصاویر واقعا خوب به نظر میرسه و امیدوارم که تو اپیزودهای بد هم چنین مناظر جالبی رو تو محیط انیمه ببینیم.

خواهر کوچولوی سورا، "شیرو" واقعا بامزه بود. اون افتادن‌های بی دلیل ـش و نحوه حرف زدن ـش حسابی دوست داشتنی ـه و به نظر من یه ترکیب عالی در کنار برادش، شیرو ـه. خوشبختانه از اون رفتارهای وابسته عجیب و غریب برادر/خواهری هم ندارن و میشه به راحتی ارتباط جالب دو نفری ـشون رو حس کرد. یه نکته جالب که من بهش توجه نکرده بودم و در حین دیدن اپیزود بهش رسیدم، وجود دوبلوری مثل Kugimiya Rie بین دوبلورها بود .. دوبلوری که حسابی با کارهاش خاطره دارم و برام یه دوبلور خیلی خوب محسوب میشه. انیمه با اینکه ژانر "ایــچی" رو هم جز ژانرهای خودش داره، تو اپیزود اول اونقدرها وارد فضای ایچی نشد .. آره، درسته .. "دورا" ، نوه آخرین پادشاه یه کارکتر بود که تو این اپیزود وظیفه بار ایچی رو به عهده داشت و خصوصا لحظات بعد از ED حسابی خودشو وارد این فضا کرد ولی بجز اون بیشتر به فضای گیم و حس هیجان قمار و تقلب‌های بازی ها پرداختیم. دنیای جدیدی که همه چیز توسط بازی در اون تصمیم گرفته میشه. قانون خیلی جالبی که لذت بردن از انیمه رو دو برابر میکنه.

امیدوارم سطح انیمه حفظ بشه و حتی بهتر هم بشه ولی برای شروع اگه فقط بخوام اپیزود اول رو در نظر بگیرم، به راحتی منو جذب خودش کرد و انتهای اپیزود هم کلیف هنگر نسبتا خوبی داشت. باید ببینیم ادامه داستان به چه وضعی جلو میره و سورا و شیرو چه کارهایی تو این دنیا انجام میدن. احتمالا سفر سرگرم کننده ای پیش روی ماست.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- Tet ، خدایی که اونا رو به این دنیا آورد :



- لحظه ای که شیرو و سورا با دنیای جدید و موجودات ـش روبرو شدن عالی بود :



- مسابقه سورا با اون زن و برنده شدن ـش :



- دورا، نوه آخرین پادشاه که قراره با کارکترهای اصلی آشنا بشه :

Soul Eater Not - Episode 01

 Soul Eater Not - Episode 01

فکر کنم یک جمله باشه که درست و حسابی ذهنیت منو در مورد اپیزود اول این انیمه بیان کنه : "چی فکر میکردم و چی شد!" واقعا با اون چیزی که انتظارشو داشتم، تفاوت داشت .. البته از نوع خوب! فکر میکردم با یه انیمه ساده روبرو میشم که چیز خاصی برای ارائه دادن نداره و به راحتی بعد از دیدن اپیزود اول اونو دراپ میکنم ولی اینجا برخلاف تصوراتم، با استفاده از چندتا دختر کاوایی و فضای انیمه اوریجینال کار، یه داستان خیلی جالب شروع شد. کاری که به نظر من بیننده نباید با رفتن به سراغ این انیمه انجام بده، مقایسه این انیمه با Soul Eater اصلی هست .. واقعا تفاوت‌ها زیاده و فضای کاملا متفاوتی رو به چشم میبینیم. سه دختر متفاوت با ویژگی‌ها و بامزگی خاص خودشون به هم میرسن و حالا قراره سر شریک شدن با هم دعوا کنند! البته همش یه دعوای ساده و بامزه ست.

شروع داستان و حرکت هارودوری به سمت آمریکا واقعا جالب بود، بالا رفتن از اون پله‌ها، روبرو شدن با "ماکا" و بقیه کارکترهای سری اصلی جز نکات مثبت انیمه بود و علاوه بر اون با وارد به صحنه‌های مبارزه هم تونستیم چیزای جالبی رو ببینیم. من هر سه دختر داستان رو دوست داشتم ولی هارودوری واقعا یه چیز دیگه بود و برام کارکتر بهتری نسبت به بقیه بود. دوبلورها واقعا خوب بودن و هر سه دختر دوبلورهای مناسبی داشتن! دوبلوری که بین 3 دوبلور اصلی بیشتر خودشو وارد ذهن من کرد، Saori دوبلور کارکتر "آنیا" بود که واقعا به کارکتر میخورد. امیدوارم ادامه داستان و انیمه هم چیزی برای ارائه دادن داشته باشه و جالب و جذاب باقی بمونه. باید ببینیم این سه نفر چطور این درگیری سر شریک داشتن ـشون رو حل میکنند و قراره بعد از اون به چه سمتی در داستان حرکت کنیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- رسیدن هارودوری بالای پله‌ها و اون شکل افتادن ـش خیلی باحال بود :



- "گاگانتوس" تکیه کلام باحالی ـه!



- اسلحه شدن هارودوری در دستان آنیا :



- اینم دعوای بامزه آخرشون سر شریک شدن با هارودوری :

Non Non Biyori - New Season Confirmed

Non Non Biyori - New Season Confirmed




بعد از ناامیدی که بخاطر OVA شدن Yuru Yuri به وجود اومد، حالا دیگه ناامیدی در کار نیست. واقعا داره اتفاق می افته. چقدر بعد از دیدن خبر خوشحال شدم. دوز هفتگی آرامش فوق العاده من داره برمیگرده. هیچ خبری تو این چند وقته منو به این اندازه خوشحال نکرده بود و واقعا برای تایین شدن تاریخ و پخش فصل دوم انیمه لحظه شماری میکنم. تا بحال چندین بار انیمه رو مرور کردم و تازه .. همش سه فصل ازش پاییز گذشته. میدونم که فصل دوم هم حسابی جذاب و دیدنی میشه. دوباره نیانپاسو داره به سراغ مون میاد و دوباره هوتارو، کوماری، ناتسومی، شیرینی فروش و ... کُلی کارکترهای فرعی و حیوونای دوست داشتنی! حالا دیگه باید منتظر زمان ـش بمونم.

جالب اینه که موسیقی متن انیمه جز لیست کارهایی هست که تو پروفایل لست اف ام من رنک بالایی پیدا کرده و واقعا خیلی زیاد بهش گوش دادم. در حدی که خودمم تعجب کردم .. بهرحال موسیقی متن ـش هم حسابی عالی بود و امیدوارم عواملی مثل آهنگساز و یا کارگردان سر جای خودشون باقی بمونند. چون برای اینکه حس انیمه دوباره زنده بشه، به تفکر و مهارت اونا نیاز داریم. فقط بودن دوبلورهای عالی انیمه کافی نیست.


منتظر میمونیـــم!

Isshuukan Friends - Episode 01

Isshuukan Friends - Episode 01
"من میخوام باهات دوست باشم"





فکر کنم پا به دنیای درستی گذاشتم! دقیقا چیزی بود که میخواستم ببینم .. یه انیمه کاملا آرامشبخش از داستانی معصومانه و دوست داشتنی با حضور دختری که بخاطر مشکل عجیب ـش مجبوره از همه دوری کنه ولی تو این بین .. پسری از راه میرسه؛ پسری که سماجت خاصی داره و میخواد هر جور شده با فوجیمیا سان، دختر داستان ما دوست بشه. لحظات دلنشینی داشت و واقعا فضای اپیزود رو دوست داشتم .. همه چیز به آرومی پیش میرفت و لحظه به لحظه به صحنه فاش شدن راز فوجیمیا نزدیک تر شدیم تا اینکه بلاخره هاسه با موضوع فراموشی حافظه فوجیمیا در هر دوشنبه روبرو شد. با اینکه کمی سوژه تکراری ـه ولی دیدن ـش تو دنیای انیمه ای و به این سبک دلنشین و آراشبخش واقعا دلچسب ـه. از الان میتونم حس کنم که یکی از انیمه‌های خاص بهار برای من میشه.

تا اینجای داستان رو تو خلاصه دیده بودیم و میدونستیم که اپیزود اول چنین معرفی از دختر و پسر داستان ـمون ببینیم ولی حالا قسمت جذاب انیمه شروع میشه؛ جایی که باید ببینیم این داستان به چه سمتی حرکت میکنه و سماجت های هاسه به چه شکلی ادامه پیدا میکنه. میمیک ها و لحظات انیمه رو دوست داشتم .. رفتن به جای همیشگی .. بالای پشت بوم مدرسه .. غذا خوردن ها، حرف زدن راجع به "دوست نبودن" .. لحظات کمدی شیرینی هم دیدیم .. دوست هاسه هم کارکتر سوم خوبی واسه انیمه ست و میتونه کمی به بهتر شدن فضا و هُل دادن هاسه کمک کنه. حرف آخر اینکه .. واقعا دوست دارم یه پایان دوست داشتنی داشته باشه و حسابی منو راضی کنه .. باید ببینیم چی میشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- فوجیمیا خیلی بامزه هاسه رو تو صحنه صحبت راجع به دوستی ضایع کرد :



- هاسه در کنار دوستش :



- ریست شدن حافظه فوجیمیا و به خاطر نداشتن هاسه :

Nisekoi - Episode 13

Nisekoi - Episode 13

"دختر تو عکس اونودرا نیست، کریساکی هم نیست، یعنی اون دیگه کیه؟" بلاخره دختر دیگه داستان نزدیک شد و یه نمایی هم از ایشون دیدیم! صحنه چتر بازی و رعد و برق بین ایچیجو و کریساکی فوق العاده بود .. واسه من که بهترین صحنه اپیزود بود و همه چیز داشت. بامزگی کریساکی هر اپیزود داره بیشتر میشه .. باید ببینیم کارکتر دختر جدیدی میتونه خودشو به پای اونودرا یا کریساکی برسونه یا نه. سوتفاهم اونودرا هنوز برطرف نشده و اگه طی یکی دو اپیزود بعدی برطرف نشه، دیگه کسل کننده میشه .. حداقل برای من! بجز این مورد جزیی، کمدی انیمه مثل همیشه برقرار بود و "شو" نقش مهمی تو این موضوع داشت. واقعا کار و کاسبی عکس اون داره پا میگیره و حتی میتونه با این عکس ها اتفاقاتی رو هم رقم بزنه. یه صحنه داشتیم که ایچیجو نزدیک بود علاقه خودشو به اونودرا داد بزنه! واقعا باحال بود و فقط دوست داشتم اون صحنه یه شات از روری مشکوک هم ببینم که یهو به ایچیجو گیر میده ولی خُب، بهرحال جالب بود.

در مورد پیشروی داستان، همونطور که فکر میکردم و حالا بیشتر بهش تاکید میکنم .. بعید میدونم در نهایت دختری رو به عنوان دختر برتر ببینیم و فکر میکنم انیمه بدون یه پایان درست و حسابی تموم میشه. آخه ما الان تو اپیزود 13 هستیم و تازه دختر سوم داره وارد میشه. قراره دقیقا تو این 7 اپیزود باقی مونده چه اتفاق رمنس بزرگی بیافته که داستان به سرانجام برسه؟ من از الان خودمو آماده ندیدن پایان بندی میکنم؛ میدونم که قرار نیست وجود داشته باشه. بجاش از لحظات کمدی و حس دلچسب انیمه لذت میبرم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- مکالمه چشمی روری با اونودرا حرف نداشت :



- صحنه‌ای که ایچیجو نزدیک بود عشق خودش به اونودرا رو داد بزنه :



- عکس دختر جدید در کنار ایچیجو :



- یکی از شات‌های صحنه چتر و رعد :



+ و البته ED Card این اپیزود :


Baby Steps - Episode 01

Baby Steps - Episode 01

شروع شاید کمی کُند بود ولی همونطور که عنوان انیمه به "قدم‌های کودکانه" اشاره داره، باید کم کم در انتظار بهتر شدن باشیم و این شروع یک کار شونن با محتوای مانگای طولانی ـه که قراره تمرکز زیادی به ورزش تنیس داشته باشه. ایرادی که من اکثر جاها و در نظرات انیمه‌بین‌های مختلف دیدیدم، همین اشاره به کُندی روند داستان بود که وقتی خودم بهش فکر میکنم، میبینم که منو زیاد اذیت نکرد و البته چون چپترهای اول مانگا رو خونده بودم، در حال چک کردن یه سری چیزایی با شباهت به اون چپترها بودم. کمی تغییراتی داده شده بود و مثلا نحوه رفتن به سراغ باشگاه تنیس توسط ای چان درون مانگا به این شکل نبود و اونجا با اصرار بقیه راهی شد. بهرحال مهم نیست و مهم اینکه بلاخره به باشگاه تنیس رسید و بقیه جزییات اپیزود اول با شباهت به کار اصلی بود. فضای کمدی واسم جالب بود و خصوصا اون دوست ای چان، "کاگیاما" با اینکه حسابی از قیافه افتاده ست و بیننده حسابی درگیر ظاهرش میشه، به نظر میاد بعدها بتونه بار کمدی خوبی رو تو صحنه‌های حاشیه ای وارد کنه.

کارکتر اصلی که تو این اپیزود دوست داشتم، ناتسو دختر داستان بود که مهارت خوبی در تنیس داره و به دنبال حرفه ای شدن ـه. ای چان هم بد نبود و برای شروع حداقل فهمیدیم که همه چیزو با جزوه برداری و با فکر جلو میبره. یعنی قراره برای هر حریف کُلی استراتژی بچینه و هر ضربه راکت رو با حالت خاصی بزنه. فکر نکنم سطح استراتژی چیدن اون به پای توکچی تووا (One Outs) برسه ولی احتمال میدم در ادامه حالت جالب انگیزی ادامه پیدا کنه و رفته رفته بهتر بشه. رابطه رمنس داستان به نظر میاد مسئله کناری جالبی باشه و اگه در حد خوبی بهش پرداخته بشه، میتونیم جنبه رمنس رو هم خوب ببینیم. تمرینات تنیس و استایل‌های دست گرفتن راکت و ... خیلی چیزا هست که دوست دارم با توجه به واقع گرایانه بودن فضای انیمه به چشم ببینیم و منتظرم با استارت ای چان در تنیس و اینکه واقعا چه کارایی انجام میده تا به یک حرفه ای تبدیل بشه، روبرو بشم. در حال حاضر میخواد یک روز در هفته تمرین کنه ولی فکر کنم کم کم نظرش برگرده.

بهرحال بازم جز انیمه‌هایی هست که پتانسیل کاری خوبی داره و با توجه به محتویات مانگا که حسابی طولانی هست و اینجور که من دیدم، محبوب .. انتظار دارم هر هفته بهتر و بهتر بشه و پرداخت کارکتری ای چان و ناتسو شکل جالب تری به خودش بگیره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ای چان در کنار کاگیاما :



-- تنیس بازی کردن ناتسو :



- این جور صحنه‌ها هم چندتایی داشتیم! بامزه بودن :



- نگاه آخر ناتسو به پنجره ماروئو خیلی جالب بود :

Haikyuu - Episode 01

Haikyuu - Episode 01

واقعا بود ... یه شروع عالــی! فکر کنم همه میدونستیم که قراره به سراغ یک انیمه خوب بریم، یه شونن باحال و ورزشی که قرار بود جای کارهای بزرگی که به تازگی تموم شدن رو بگیره ولی باز هم من سطح انتظاراتم در حدی نبود که انتظار یک انیمه فوق العاده رو داشته باشم. خوشبتختانه وقتی الان به اپیزود یک به تنهایی نگاه میکنم، چنین ویژگی برتری درون اون به وضوح پیدا ست و جزییات زیادی بود که به راحتی منو جذب خودش کرد. افکت‌های پادشاه وار توبیو، پاسور بزرگ‌مون و دیدی که شویو بهش پیدا کرده بود، سماجت شویو در برابر جذب کردن بازیکن برای والیبال و کسی که بتونه باهاش بازی کنه .. میدونم بارها سماجت رو در چهره کارکترهای اصلی کارهای شونن دیدیم ولی اینجا سماجت شویو به طرز بامزه ای جلو میرفت و اونقدرا حس تکراری ای برای من نداشت که نکته مثبتی ـه، یه سری چیزای جزیی دیگه، مثل سایه‌ای که روی صورت توبیو افتاده و چهره درهم و برهم باحالش یا افکت‌های ورزشی انیمیشن.

نمیشه با گفتن "افکت‌های ورزشی انیمیشن" از کنار این مسئله گذشت .. واقعا ظاهر جذابی داشت و حس میکنم بهترین صحنه‌های این انیمه، صحنه‌های پرش‌ زیبای شویو میشه که هر کدوم تو این اپیزود اول به شکل زیبایی به تصویر کشیده شد و جذابیت خاصی داشت. خوشبختانه والیبال ورزش شناخته شده‌ای واسه خودمون هست و به راحتی میتونیم به جای نگران شدن در مورد اینکه "اون فلان اصطلاح به چه معنایی بود" ، غرق در انیمه بشیم و داستان این دو کارکتر باحال رو دنبال کنیم .. دو نفری که حالا به شکل جالبی درون دبیرستان بهم رسیدن و قراره با هم، هم‌تیمی باشن! وقتی به زاویه دیگه داستان نگاه کنیم، میبینیم که، حالا اون جمع "باشگاه والیبال کارسونو" که چهره ـشون رو ندیدیم، قراره حسابی خوشحال بشن چون .. اپیزود بعد متوجه میشن، اون دو بازیکنی که به نظرشون قرار بود تو دبیرستان دردسرساز بشن، عضو تیمشون هستن و حالا قراره دو مهره تاپ داشته باشن.

بهتره منتظر دیدن ادامه داستان بمونیم. میشه به بهتر از این پیش رفتن هم فکر کرد و با این پتانسیلی که تو شروع کار به ما نشون داده شد، به راحتی ارزش دنبال کردن رو داشت.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- این نگاه ترسناک شویو بعدا سوژه ای میشه :



- یکی از پرش‌های باحال شویو .. اینبار در مقابل توبیو :



- توبیو بدون توجه به اینکه بُرد آورده، اینجوری به سمت شویو حمله ور شد و ... واقعا حرکت جالبی بود :



- اینم لحظه برخوردشون تو باشگاه دبیرستان کاروسونو :

Akuma no Riddle - Episode 01

 Akuma no Riddle - Episode 01

وقت محافطت ار ابچبنوسه هاروی مهربون و معصوم رسیده. اگه بخوام از نکته‌های معمولی که خیلی راحت به ذهنم رسیدن شروع کنم، باید بگم که دوبلورهای کار رو دوست داشتم و همه در سطح خوبی قرار داشتن. انتخاب Hisako در نقش هارو، دختری که هدف بقیه کلاس قرار گرفته، یه انتخاب عالیه. از اونجایی که اکثر نقش‌هایی که از این دوبلور به خاطر دارم، در نقش کارکترهای معصوم و دوست داشتنی بوده، خیلی راحت تر میتونم فضای درگیر کننده داستان انیمه رو با وجود این دوبلور حس کنم و وارد اون بشم. Ayaka هم در نقش توکاکو مکمل خوبیه و کارشو دوست داشتم .. بهرحال تازه شروع کاره و باید بیشتر از اینا باهاشون همراه بشیم. بهرحال این انیمه یوری، خیلی با انیمه یوری که فصل قبل دیدیم تفاوت داره. Sakura Trick یک فضای Slice of life ـی داشت و اصلا قرار نبود حس مرموزی رو به بیننده منتقل کنه اما این انیمه پتانسیل تبدیل شدن به یک کار مرموز و اکشن رو داره و باید ببینیم داستان به چه سمتی حرکت میکنه.

اپیزود اول شروع خوبی رو دیدیم و آشنایی با کارکترها با شباهت به مانگا خیلی ساده و سریع شکل گرفت. شباهت صحنه‌ها با صفحات مانگا هم در سطح خوبی قرار داشت و من به راحتی تونستم شباهت زیاد بعضی از صحنه‌ها رو با صحنه‌های مانگا تشخیص بدم. موسیقی جز نکات نسبتا مثبت این اپیزود بود و هاله ای که درون چهره دانش آموزای قاتل کلاس بود، به خوبی به تصویر کشیده شد ولی حس میکنم در دراز مدت ممکنه این موسیقی متن خسته کننده بشه! شاید بعضی از معرفی ها سریع شکل گرفت ولی جدا از اون منتظر دیدن ادامه داستان و اینکه از این به بعد قراره به چه سمت حرکت کنیم، هستم. چپترهای مانگا خیلی کم بود و اونقدرا نمیشد چیز خاصی ازش بیرون کشید و بخاطر همین از ادامه داستان و اینکه چطور پیش میره، مطمئن نیستم.

صحنه‌‎هایی از اپیزود :

- توکاکوی خونسرد :



- هارو در کنار توکاکو :



- در کنار یکی از دانش آموزای قاتل کلاس :



- اینجوری لبخند میزنن!