M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Diamond no Ace - Episode 26

Diamond no Ace - Episode 26

این اپیزود به تبهر شونشین در بازی بیسبال پرداخت و اتفاق خیلی خاصی درون زمین نیافتاد. شاید مهمترین اتفاق بازی، امتیاز گرفتن تیم آکیکاوا بود که در یک حرکت خیلی جالب توسط شونشین و چوب زنی اون دو امتیاز رو با هم گرفتن. به نظر من اینجا بیشتر از اینکه مشکل از فورویا و نقص فورویا بوده باشه، مشکل از اون فیلدر بود که خیلی بد برای توپ پرید. میتونست بذاره توپ به زمین برخورد کنه و همونطور که ایساشیکی سرش داد زد، باید با امنیت بازی میکرد. بهرحال ظاهرا شونشین بتر خوبی هم تشریف داره که ازش بعید نبود. نکته دیگه روحیه تیم آیکاکاوست که به روحیه ای فولادی تبدیل شده باید ببینیم چطور این روحیه خرد میشه.

ریوسکه هم مشکلات جالبی با پرتابای شونشین داشت. ظاهرا داور بخاطر دقت بالای شونشین کمی به سمت اون متمایل شده بود و حتی پرتابایی که به سمت "بال" شدن میرفتن و به نظر "بال" میرسیدن رو استرایک اعلام میکرد که کمی کار ریوسکه رو سخت کرده بود. حالا باید حتی پرتابایی که خارج از منطقه استرایک هست رو هم چوب میزد. بهرحال شرایط سیدو خوب پیش نمیره .. باید ببینیم یخ این موضوع با ورود کاواکامی یا ایجون آب میشه یا نه. هنوز دورهای اول بازیه و وقت برای جبران امتیازات از دست رفته زیاده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ورود یوئینگ شونشین به زمین :



- حالت های شونشین کلا جالب بودن :



+



- تعجب فورویا از چوب زده شدن پرتابش :

Mushishi Zoku Shou - Episode 01

Mushishi Zoku Shou - Episode 01

یک استارت خیلی آرامشبخش و قابل انتظار از موشیشی؛ انیمه‌ای که در بین انیمه‌های بهار جذبه و کشش خیلی خاصی رو برای من داشت و حالا با رفتن به سراغ اپیزود اول، واقعا از تک تک لحظات اپیزود اول لذت کافی رو بردم و منو به راحتی وارد فضای ساکت و مرموز خودش کرد. گینکو بار دیگه برگشته و ما قراره با اون همراه بشیم و سفر زیبایی رو شروع کنیم. صدای گرم دوبلور گینکو حسابی منو ذوق زده کرد و از این بعد از مدتها قراره هر هفته صدای اونو بشنوم، خوشحالم. OP این فصل انتخاب عالی بوده. آهـــنگی از Lucy Rose به نام Shiver که زیبایی خاصی رو در شروع هر اپیزود به وجود میاره و حسابی شنیدنی ـه. "We broke Everything that was right" ؛ "And if we turn back time Could we learn to live right" ، "And I'll shiver like I used to And I'll leave him just for you" و ... جملات متن آهنــگ حس خیلی خوبی دارن و صدای خواننده ترک هم واقعا به فضای آروم انیمه میخوره که نقطه خیلی مثبتی ـه.

کیفیت داستانی در همین اپیزود اول من رو به یاد فصل اول انیمه انداخت و میشه پتانسیل ادامه دادن راه فصل اول رو تو همین شروع کار دید .. اپیزود اول به سراغ ساکی و ساکی‌های تابان و البته مهمانی میان جنگل موشیشی‌ها رفتیم و پسری رو دیدیم که خودشو به صورت اتفاقی وارد تجمع اونا کرد. جایی که موشی‌های ساکی دوست رو دیدیم .. موشی‌هایی که به نوشیدن ساکی علاقه داشتن. داستان عجیبی برای شروع ولی .. واقعا پرداخت خوبی داشت. این خاصیت انیمه Mushishi ـه. انیمه به نحوی درون اپیزود جلو میره و به پایان میرسه که بعد از پایان هر اپیزود آرامش خیلی خوبی به سراغ بیننده میاد .. چیزی که من هر هفته با اشتیاق زیاد به دنبال به دست آوردنش هستم و مطمئنم که این سری میتونه اونو به راحتی به وجود بیاره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- پسر داستان این اپیزود :



- موشی‌ها در حال نوشیدن ساکی :



- اولین صحنه حضور گینکو :



- صحنه خیره شدن پسر داستان به تجمع موشیشی‌ها :

Nagi no Asukara - Episode 26 - End

Nagi no Asukara - Episode 26 - End




وقت خداحافظی با دریا فرا رسید؛ خداحافظی با کارکترها و داستان دوست داشتنی این انیمه که دو فصل تمام ما رو در عمق زیبایی اشک‌ها و لبخندهاشون درون دریا شناور کردن. پایان برای من بی نقص بود و واقعا اونو دوست داشتم. نیمی از مدت زمان اپیزود رو در حال لبخند زدن بودم! خیلی از چیزایی که دوست داشتم اتفاق افتاد و شاید حتی بیشتر از انتظاراتم "به خوبی و خوشی" به سمت پایان حرکت کرد که اصلا نکته بدی نیست چون در طول این 26 قسمت اونقدر درام و درگیری و حوادث مختلف دیدیم که واقعا دلم میخواست پایان خوبی در انتظار کارکترهای انیمه باشه. زوج‌ها بهم برسن، مردم دریا از اون خواب طولانی بیدار بشن، میونا نجات پیدا کنه و ... خیلی از اتفاقات جزیی دیگه. خوشحالم که پایان با یه تغییر عجیب و غریب دراماتیک خاطره کُل سری رو برام از بین نبرد و پایان بندی شکل زیبایی داشت. اپیزود آخر، اپیزودی احساساتی و لذت بخشی برای من بود و خیلی صحنه‌های اونو دوست داشتم.

چیزی که خیلی به چشم میرسید پررنگ بودن هیکاری در اپیزود آخر بود که به نظر من، مرد اپیزود آخر بود و حسابی خودش و سماجت ـش رو به رخ کشید. لجبازی در مقابل گیر افتادن میونا، حرف‌ها میونا در حالی که هیکاری به تلاش خودش ادامه میداد .. یادمه تو شروع سری از اینکه حس میکنم هیکاری یک کارکتر تکراری میشه، حرف میزدم ولی رفته رفته تفاوت اونو با بقیه کارکترهای نقش اول انیمه ای درک کردم و به اون تفاوت ها اشاره کردم. هیکاری واقعا یه کارکتر خوب پرداخته شده بود و حسابی از دیدن چنین کارکتر اول قوی ای لذت بردم. احساسات خودش رو نسبت به ماناکا تا آخرین لحظه حفظ کرد و در کنار اون به نجات میونا رفت. حالا اگه بخوام از دید کُلی چند کارکتر اصلی پسر رو رتبه بندی کنم، مسلما رتبه اول رو به هیکاری میدم و ... کانامه رده آخر رو به خودش اختصاص میده چون رفته رفته برعکس هیکاری اُفت کارکتری داشت و به نظر من نتونست اونجور که ازش انتظار داشتم، رشد کارکتری داشته باشه. تنها نکته مثبتی که در مورد کانامه تو اپیزودهای آخر وجود داشت، نگاه متفاوت ش به سایو بود و اینکه حاضر شد اونو به چشم یک دختر نگاه کنه. سوموگو هم یه کارکتر واقعا خوب بود و خیلی جالب تونست خودشو در کنار چیساکی که دختر محبوبم از سری بود، وارد ذهن من کنه. رفتارهای خونسردش رو در مقابل اتفاقات مختلف دوست داشتم. ماناکا در کنار چیساکی، هر دو دوست داشتنی بودن و لحظاتی عالی زیادی تو انیمه داشتن که هر کدوم اونا دیدنی و جالب شکل گرفت و با هم دیدیم.

بهرحال انیمه به پایان خودش رسید و به عنوان یکی از کسایی که این انیمه رو به صورت هفتگی با اشتیاق زیاد دنبال میکردم، از پایان بندی حسابی راضی بودم و با ذهنیت خوبی از فضای این انیمه دور میشم .. فضایی که مسلما وقتی به لیست بهترین انیمه‌های چند فصل اخیرم فکر میکنم، به خاطر میارم و اون لحظات جزیی خاص‌ش رو دوباره درون ذهنم مجسم میکنم. اکو های دریایی بین مکالمه کارکترها، ماهی‌هایی که جلوی تلویزیون در حال شنا بودن، میونا و سایوی کوچولویی که با هیکاری درگیر میشدن، ماناکایی که همیشه در حال گریه بود، نفرین ماهی ماناکا و سوموگو، ماناکایی که توسط تور ماهیگیری سوموگو بیرون آب کشیده میشد و ... واقعا باید به تک تک شون اشاره کنم؟ همه اونا رو دیدیم و میدونم چقدر زیبا بودن.

صحنه‌هایی از اپیزود آخر :

- این صحنه رو خیلی دوست داشتم :



- میونا در آغوش هیکاری :


- صحنه روبرویی میونا با ماناکا هم عالی بود :

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 01

Bokura wa Minna Kawaisou - Episode 01

چه شروع خوبی بود. واقعا کار کمدی و رمنس خیلی خوبی بود .. آشنایی با کارکترها خیلی جالب شکل گرفت و لحظات رمنس اپیزود واقعا دیدنی بودن. صحنه ملاقات اوسا و کاوایی (ریتسو) واقعا جالب بود و انیمه حس رمنس خیلی خوبی داشت. علاوه بر صحنه‌های رمنس خیلی خوب درون انیمه، لحظات کمدی هم زیاد بود و به نظر میرسه که تمرکز زیادی روی کمدی داستان شده و میشه. منحرف داستان اونقدرا که فکر میکردم خسته کننده نبود و لحظات بامزه ای رو با کاراش به تصویر میکشید. خوشبختانه کارکتر پسر اول داستان یعنی اوسا هم جز نکات مثبت انیمه ست و حداقل تو شروع خیلی خوب تونست توجه منو به سمت خودش جلب کنه. روی هم رفته اپیزود واقعا خوبی برای شروع داستان انیمه بود و از طرف من نمره مثبت خیلی خوبی رو دریافت میکنه.

تو این اپیزود اونقدرها فضای مدرسه رو نداشتیم و بیشتر به سمت آشنایی کارکترها تو محیط دیگه ای حرکت کردیم. با کاوایی (ریتسو) و اوسا و منحرف داستان و فضای خونه ای که درش زندگی میکردن، آشنا شدیم. اینکه محیط خونه به دو قسمت تقسیم شده و اگه پسری وارد قسمت دختران بشه، با انواع چوب و اسلحه ازش پذیرایی میشه! بلایی که همین اپیزود اول توسط ریتسو نصیب اوسا، کارکتر اولمون شد و کتکی رو نوش جان کرد. با یه دختر دیگه از انیمه به اسم مایومی هم آشنا شدیم که کارکتر بامزه ای بود و بخاطر اون زیادی نوشیدن ش و صحنه‌های لب ساحل بلاهایی سر اوسا اومد که خنده دار بود. در کنار این موضوعات مختلف مرتبط با داستان، واقعا HanaKana بار دیگه اینبار در نقش ریتسو تو این انیمه داره عالی عمل میکنه و با اینکه دیالوگ های ریتسو کمی کمتر از بقیه کارکترهاست، میشه به راحتی جذب کارکتر ریتسو شد و از صدای این دوبلور عالی لذت برد. بقیه دوبلورها هم خوب بودن و به نظر من نقطه ضعفی از لحاظ دوبلور وجود نداشت.

باید ببینیم اپیزود دوم چطور قراره پیش بره ولی مسلما به عنوان اپیزود اول عالی بود و ارزش دیدن رو داشت. سرگرم کننده و دلچسب .. نکته جالب انیمه این بود که علاوه بر صحنه‌های کمدی متعدد، حس آرامش خوبی هم درون فضای اون حکم فرما بود و به نظر من قرار گرفتن این دو نکته در کنار هم نکته مثبت خیلی خوبیه که بعدها میتونه به ذهنیت بهتر بینندگان راجع به این انیمه کمک کنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- منحرف داستان در کنار اوسا :



- لحظه روبرویی دوباره اوسا با ریتسو اینبار تو خونه جدید :



+



- مایومی در کنار ساحل و اوسا که اتفاقی بهش رسید :

Selector Infected WIXOSS - Episode 01

Selector Infected WIXOSS - Episode 01

برای شروع و البته بعوان یک انیمه کارتی بدک نبود. تمرکز نسبت خوبی روی کارکتر اول، "روکو" داشت و شروع رفتن به سمت محیط بازی کارتی خیلی ساده شکل گرفت. "مبارزه" ها فضای متفاوتی داشتن و خود کارت ها و متحرک بودن ـشون و البته شبیه به انسان بودن ـشون هم حس جالبی رو وارد فضای انیمه میکرد. البته شاید همه اینها بخاطر این باشه که من کمتر انیمه‌ی کارتی رو به خاطر میارم و تا بحال آنچنان جذابیت خاصی برای من نداشتن. برخلاف تریلر که فضای تُند و مرموزی داشت، اینجا حداقل تو شروع داستان، فضا slice of life ـی به نظر میرسید که کمی با چیزی که انتظار داشتم متفاوته .. شاید باید منتظر بهم ریختن فضای داستانی و زیر و رو شدن داستان انیمه باشیم. از لحاظ دوبلور خوب بود و خصوصا روکو با دوبلوری Kakuma کارکتر خوبی بود. موسیقی OP , ED در نگاه اول به حس انیمه کمی نزدیک بودن ولی در اون حدی خوب نبودن که هفته بعد اونا رو دوباره کامل ببینم و بشنوم.

تو این اپیزود با یکی از دخترهای اصلی دیگه به اسم یوزوکی هم آشنا شدیم که یه برادر دوقلو به اسم کازوکی داشت. اون دوتا روکو رو "سلکتور" صدا میزدن و یوزوکی کارت مخصوص خودش رو داشت که با کارت روکو تفاوت داشت. یوزوکی از "دختر ابدی" حرف زد و اینکه قوانین به چه شکلی هست. قوانین دنیای "ویکسوس" برای تبدیل شدن به دختر ابدی؛ دختری که میتونه آرزوها رو برآورده کنه و ... نیمه دوم بیشتر به شرح دادن بازی پرداخته شد و شاید بهترین موقعیت برای تصمیم گیری در مورد جذب شدن شما به سمت انیمه، همون نیمه دوم باشه. بعید میدونم تو اپیزودهای آینده آنچنان تفاوت بزرگی رو درون فضای انیمه به چشم ببینیم. بهرحال برای اپیزود اول انیمه، آنچنان که دوست داشتم به سمتش جذب نشدم و دوست دارم تو اپیزود بعد یه چیز خیلی جالب تر رو به چشم ببینم تا این انیمه منو دنبال خودش بکشونه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- روکو در کنار مادربزرگش :



- کارت روکو، تاما :



- روکو در کنار یوزوکی و کازوکی :



- فضای مبارزه و بازی :

Hajime no Ippo: Rising - Episode 25

Hajime no Ippo: Rising - Episode 25

پایانی زیبا به آرکی فوق العاده و فصلی پراز هیجان. همه میدونستیم که اندرسون در آستانه شکسته ولی واقعا انتظار دیدن دوتا بادی رو نداشتم! صحنه حمله ور شدن کومگاوا به سمت اندرسون و وارد کردن اون بادی ها وحشتناک بود و خیلی سطح مبارزه سنگینی رو به رخ کشید. بلاخره مبارزه تموم شد و کومگاوا برنده رینگ شد. لحظات خداحافظی کومگاوا با یوکی و نکوتا هم زیبایی خاصی داشتن و دو دوست قدیمی خیلی باحال از هم خداحافظی کردن. خداحافظی که پر از احساسات پاک این سه نفر بود و بعد از اون به زمان حال برگشتیم! حالا دیگه دیدن قیافه نکوتا و کومگاوا رو به شکل دیگه ای از دید میگذرونیم و اُبهتی که کومگاوا قبل از دیدن این آرک فلش بک برامون داشت، دوبرابر شد. حتی نکوتا هم که تا قبل از این آرک یه کارکتر خنده دار و فرعی بامزه بود، شناخت جالبی از خودش به ما نشون داد و تونستیم باهاش همدردی های خاصی رو داشته باشیم.

نیازی نیست دوباره تکرارش کنم، این انیمه جز تاپ 5 من بوده و حالا با دیدن این فصل و تموم کردن ـش هم واقعا روی تصمیم خودم به موندن این انیمه تو لیستم تاکید میکنم و حسابی از دیدن این فصل راضی بودم. بهترین آرک این فصل به نظر من آرک ساوامورا بود .. ساوامورای که وحشیانه مبارزه میکرد اما خُب، آرک دیوید ایگل و این آرک آخر هم هیجان خاص خودشون رو داشتن. این فصل تمرکزهایی به آئوکی و بعضی از کارکترهای فرعی هم داشتیم که واسه تنوع خوب بود. کمدی هم مثل همیشه جای ثابت خودش رو داشت ولی چون آرک های جدی ـمون زیاد بود، کمتر از فصل های قبل صحنه های کمدی دیدیم. موسیقی OP , ED واقعا جذاب بودن. صحنه‌هایی خاطرانگیز از هر کدوم درون ذهنم باقی میمونه و میدونم مدتها با من همراه میشن. روی هم رفته اگه ازم بپرسن، این فصل هاجیمه دقیقا چیزی بود که میخواستم؟ به راحتی جواب میدم آره و حسابی از دیدن ـش راضی بودم. امیدوارم فاصله بین فصل سوم و چهارم مثل فاصله بین فصل دوم و سوم نباشه و خیلی زود خبری در مورد فصل چهارم بشنویم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- رو هوا رفتن اندرسون بعد از بادی خوردن خیلی جالب بود :



- تعجب بقیه :



- جشن پیروزی به این سبک :



- خداحافظی کومگاوا با نکوتا :

Nisekoi - Episode 12

Nisekoi - Episode 12


سلام .. به اپیزودی که در اون قراره بیننده‌های انیمه و ایچیجو رو بیشتر از قبل در مورد دختر 10 سال پیش گیج کنیم، خوش اومدید. اپیزود واقعا خوبی بود و مثل همیشه صحنه‌های جالب زیادی بین ایچیجو، کریساکی و اونودرا دیدیم .. البته این اپیزود بیشتر به کریساکی اختصاص داشت و واقعا کریساکی تو این اپیزود خوش درخشید. صحنه باز کردن قفل به شکل "عذاب آور لذت بخشی" کش دار جلو رفت. نمیتونم بگم که اون صحنه رو دوست نداشتم .. واقعا هنرنمایی دوبلورها و بامزگی کارکترها خصوصا کریساکی جای دید منفی رو درون ذهنم باقی نمیذاره و خیلی راحت جذب صحنه کلید و قفل میشم! و البته .. کلید تو قفل شکست تا ما دوباره دست به دهان باقی بمونیم و ندونیم اون دختر کیه. روبرویی با پدر کریساکی هم در نوع خودش جالب بود و فلش بک های خوبی رو از بچگی کارکترهای دیدیم .. کریساکی کوچولو چه کاوایی بود. تو ادامه بجز اون جریان عکس و سوتفاهمی که واسه اونودرا به وجود اومد، آنچنان اتفاق خاصی نیافتاد.

لحظه‌های آخر اپیزود پدر ایچیجو خبر از عکسی داد که کلیف هنگر این اپیزود ما شد. عکس ایچیجو بهمراه دختر 10 سال پیش! باید ببینیم جریان اون عکس چیه و آیا اون عکس اصلا چیزی رو شفاف سازی میکنه یا نه. ED Card این اپیزود عکس یکی از کارکترهای دختر رو در خودش داشت که هنوز وارد نشده. به نظر میاد کارکتر خوبی باشه. شاید هم دلیل رو کردن این ED Card تو این اپیزود، وارد شدن اون دختر تو اپیزود بعد باشه. بهرحال باید منتظر اپیزود بعد و محو کردن این علامت سوال‌ها باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- این انکار کردن‌شون حرف نداشت :



- باورنکردنی ـه! داره اتفاق می افته ... و بوووم! کلید شکست!



- من کاملا با این حالت ایچیجو احساس همدردی میکنم :



- این شکل خجالتی شدن کریساکی بعد از جریان کلید، فوق العاده بود :



- ED Card :

Diamond no Ace - Episode 25

Diamond no Ace - Episode 25

از اسم اپیزود 25 ، "استراتژی ضد فورویا" کاملا مشخص بود که قراره برنامه ای رو برای فورویا چیده شده ببینیم! برنامه ای که حالا بعد از چندبازی فورویا و تحقیق تیم آکیکاوا پیاده شد و قرار بود فورویا رو به سمت خستگی هُل بدن. یه مقدار فضا تاکتیکی شد و ممکنه نیاز به توضیحات کناری داشته باشه. مثلا بَترها چوبی برای زدن پرتابای بلند فورویا بلند نمیکردن. یعنی میذاشتن توپ "بال" بشه و از اونجایی که هر چهار "بال" یک بیس رو به چوب زن میده، شرایط خوبی واسه تیم آکیکاوا به وجود اومد. حرفی که اپیزودهای قبلی میوکی زده بود و از توپای بلند فورویا میترسید رو دوباره شنیدیم! اینکه حالا استراتژی آکیکاوا به ضرر تیم سیدو بود و فورویا باید کنترل توپاشو به دست میگرفت و "استرایک" مینداخت. بلاخره با تغییر دادن سبک پرتاب فورویا و آرامش و شُل شدنی که از پرتاب "اسپلیت" بدست میاورد، تونست شروع به استرایک گرفتن کنه و به قولی کنترل خودشو به دست بگیره. سوپرایز خوبی برای تیم آکیکاوا بود ولی اونا زیاد نگرانی خرج نمیدن .. آخه هنوز معجزه خودشون رو وارد زمین نکردن! شونشین در حال گرم کردن بود. باید ببینیم قدرت ساعت وار شونشین چه تاثیری روی بازی میذاره.

چیزی که تو شروع انیمه و نیمه اول دیدیم، آماده سازی برای بازی بود که خیلی جالب شکل گرفت. نگرانی ها بابت فورویا و تمرینی که ایجون با مربی انجام داد، همه جالب و خوب جلو برده شد. خصوصا صحنه تمرین ایجون با مربی موسیقی جالب به بهتر به تصویر کشیده شدن فضا کمک خاصی کرده بود. شوخی‌هایی هم با تانبا و بقیه اعضای تیم دیدیم .. ضمن اینکه ریو با هارویچی یه صحنه جالب داشت و با هم تمرین کردن. ظاهرا بلاخره داداش بزرگه داره کمی کوتاه میاد و به داداش کوچیکه اهمیت میده. چیزی که در بازی آکیکاوا در مقابل سیدو عجیب بود، تماشاگر نداشتن آکیکاوا بود و حرف هایی که بازیکنا راجع به ترک بیسبال میزدن و فشاری که بهشون وارد میشه. تفاوت خوبی بین جریانات زمین حاکمه. هنوزم تکیه کلام مربی آکیکاوا "میدونی ..." بامزه ست و فضا رو خنده دار میکنه! بهرحال باید ببینیم شونشین چه بلایی سر تیم سیدو میاره.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تمرین هارویچی با داداشش، ریوسکه :



- هیجان ایجون در مقابل بازی با مربی :



- این صحنه خیلی خاص بود. داور داد زد "صف بگیریـــد" بعد یهو بازیکنای دو تیم مثل گلادیاتور ها به سمت همدیگه حمله ور شدن!



- فضای نیمکت آکیکاوا مطمئنا فضای موردعلاقه اصلی من در بین حریف های سیدو تا به اینجاست. هم مربی کارکتر باحالی ـه و هم خونسردی شونشین و موزیک گوش دادنش بیننده رو جذب خودش میکنه :