




از گوته هم در اپیزود صحبت هایی شد؛ اینکه شوبرت چطور از شعرهای اون استفاده می کرده و خصوصاً شعری که در موردش صحبت هایی شد و تکیه کلام شوبرت، سخن گفتن از اون شعر و مثال دونستن انسان های دنیای انیمه با نوکر و نوچه های شاه اِرل بود، شعر Der Erlkönig که من سراغ سرچ رفتم و به محتوای شعر هم پی بردم ... برام جالب بود و وقتی شعر رو بخونید با توطئه ای که در ذهن شوبرت می گذشت و صحبت از شاه اِرلی که می کرد بهتر آشنا میشید :


:

دلم می خواست کمی بیشتر باهاش انس بگیرم و فکر می کنم شاید این اتفاق به مرور زمان بیافته و عمر انیمه رو خوب می بینم؛ اینکه در طول سال های بعد وقتی به گذشته و این انیمه نگاه کنم چهره مثبت و خوبی رو به خاطر میارم که اگه این نکته از همین زمان دیدن انیمه به ذهن شما برسه قطعاً چیز خاصی رو در دنیای انیمه احساس کردید که به دل شما نزدیک بوده. Sora No Woto برای من اون چیز خاص رو داشت و احتمالاً بتونه جز لیست کارهای پیشنهادی من به دیگران بره و بتونم بخوبی ازش به عنوان "یک انیمه کمتر دیده شده" (Hidden Gem) حرف بزنم .. و بگم که می تونید بهش فرصتی برای دیده شدن بدید.

Flip Flappers - Episode 03


) و یکم فضا زمخت تر شد. دیدن اون سنگدل ها در کنار این موجودات کاوایی
دل رو به دلسوزی وادار می کرد؛ عجب ترکیب جالب و غیرمنتظره ای ... و
خوشی این جریان اینه که شما با وجود دیدن سنگدلی این دار و دسته لات
همچنان دارید از فضای پیش روتون لذت میبرید .. چشماتون بازم این صحنه
های خلاقانه رو طلب می کنند و چه می دونید ... انگار اپیزود حرف های
بیشتری برای گفت داره.







لیست و شوپن، اجاره نشین های جدید کانائه!
فضا داره موزیکال تر میشه.
اول اینکه از این انیمه متشکرم که باعث شد تحقیقات کلاسیکی روی انیمه داشته
باشم؛ قطعه های موزیک این موزیسین ها رو بیشتر سرچ کنم و اطلاعات خودم رو
بالا ببرم؛ خصوصاً در مورد اپیزود سوم و حضور لیست که آنچنان شناختی ازش
نداشتم و فقط در این تعجب بودم که چطور در انیمه لیست که مرد بوده به زن
تبدیل شده که خوشبختانه درباره ش یکی دو دیالوگ داشتیم و ظاهراً وقتی به
حالت کلاسیکالوید برگشته، حالت زن رو به خودش گرفته و موتسارت هم حسودیش
میشد.
(احتمالاً در آینده بیشتر شفاف سازی میشه.) اما اینکه تونستم شباهت هایی
بین لیست و شوپن پیدا کنم باعث شد که زوج بودن اونا برام منطقی تر بشه.
اینکه برهه زمانی زندگیشون بهم نزدیک بود و جالب اینه که بدونید شوپن فقط
یک سال از لیست بزرگتره. و علاوه بر این جریان برهه زمانی، بارها گفته شده
که این دو با هم دوست بودن و از اینکه عوامل انیمه به دوستی این دو بها
دادن و اونا رو با هم زوج کردن خوشم میاد .. بها دادن به اطلاعات واقعی
موزیسین ها می تونه این انیمه رو پربار تر کنه.
لیست تو انیمه یه زنه و اهل لاس زنی! حتی با کانائه هم لاس میزنه ... و
اینطور که گفته میشه در حقیقت هم مرد عشوه گر و محبوبی بین زن ها بوده. پس
اینم یه نکته خوب دیگه ست .. اینکه به خصوصیات اخلاقی و شهره این کارکتر
توجه شده ولی بحث خصوصیت که پیش کشیده میشه یه سوال پیش میاد که چرا شوپن
باید منزوی و گوشه گیر باشه؟ گفته میشه که شوپن اجرا در سالن های کوچک رو
بیشتر ترجیح میداده ولی ممکنه القای خصوصیت منزوی بودن شوپن از مرگ
تراژدیکش در سن 39 سالگی نشات گرفته باشه که من ازش اطلاعی نداشتم و فکر می
کردم این جنبه خجالتی و در سکوت فرو رفته ی شوپن صرفاً یه تز بوده که توسط
سازندگان انیمه داده شده که خوشحالم اینطور نبوده و حتی در این مورد هم
استرس به خرج داده شده و کارکتر رو گرفتن الهاماتی از واقعیت شخصیت پردازی
کردند.
روی هم رفته ...
فکر می کنم اپیزود بدی نبود و حس می کنم کمدی کار داره رشد می کنه و همچنان
صحنه های برتر انیمه صحنه های اجرای "موزیک" هستند. این قسمت بخش لیست
بسیار زیبا و دلچسب بود و حسابی دل من رو برد.
قسمت بعد هم که قرار شوبرت وارد داستان بشه ... "بتهوون سنپای" گفتنش منُ خندوند. 


تجربه ای ساده ولی دلچسب در ژانر شوجو آی.
شاید کمتر از یک ساعت روی خوندن 10 چپتر این مانگا وقت گذاشتم. دیالوگ ها بسیار ساده بودن و داستان حسابی روون و نازنین بود. کارکترها عمق بالایی ندارن ولی به طرز زیبایی قابل لمس هستن و میشه اونا رو جزئی از خودت دونست. لطافت هر دو کارکتر اصلی به دلم نشست و بعد از مدتی مانگای شوجو آی نخوندن این تجربه یادم آورد که چرا چنین مانگاهایی رو می خونم.
چند شات از لحظات موردعلاقه ـم از مانگا :


