
فصل بعد از فصل میگذشت و هنوز اون طعم خوش "برش زندگی" های مورد علاقه ـم ،
برش زندگی هایی که از جنس منن رو نمی تونستم بچشم. کارهای برش زندگی زیادی
در چند فصل اخیر اومدن و رفتن که بهشون علاقمند شدم ولی گذر زمان باعث
میشد که ماندگاری خوبی درون ذهنم نداشته باشند .. دلم می خواست بازم یه کار
فوق العاده تو ژانر برش زندگی ببینم و تعجبی نداره که حالا، باز هم
این کارگردان مورد علاقهی برش زندگی منه که این کار رو انجام داده. Oota
همونطور که فکر می کردم، با تیم کمدی و SoL خودش برگشت و باز هم رضایت منو
به دست آورد. فضا فرق می کنه .. همونطور که قبلاً گفته بودم، ولی لطافت لمس
Oota روی اثر جدید وجود داره؛ لطافتی که در خلق کردن صحنه های کمدی به خرج
میده و خلاقیت بسیار دلنشینی که در روبرو شدن با کارکترهای کاوایی به ما
نشون میده. از صفات خوب این کارگردان تو پست معرفی اولیه زیاد گفتم و
واقعاً خوشحالم که بهم ثابت کرد همینطور بوده و اشتباه نمی کردم .. اون
واقعاً می دونه داره چیکار می کنه.
شروع خیلی خیلی خوبی بود. اومارو ، کارکتری فوق العاده روی اعصاب ولی بی
نهایت دوست داشتنیه. روی اعصاب رفتنش چیزیه که اونو نازنین می کنه و مهرش
رو به دل ما میندازه. هنوز نمی دونم کدوم ورژنش رو بیشتر دوست دارم، چیبی
یا غیر چیبی و با وقار ؛ ولی بهرحال تمایلم به دیدن هر چه بیشتر اومارو سر
به آسمون می کشه و بالاست. چه دوبلور خوش صدایی داشت .. زیبایی کارکتر
اومارو رو چندین برابر کرده بود .. هم در لحظات چیبی بودن یا از خود راضی
بودنش و هم در لحظات مهربون رفتار کردن و ناز کردنش ... در همه حال صدایی
خیلی خاص و در خور شخصیت اومارو رو داشت. انصافاً از کار دوبلور اومارو
رضایت کامل رو دارم، معومیتی که دوست داشتم رو تو صدای خودش داره و
مشتاقانه منتظر شنیدن هر چه بیشتر صدای اونم.





چطور ممکنه چنین دختری که اینطور وقتشو صرف خوشگذرونی میکنه، تو تمام
امتحاناتش نمره 100 و کامل بگیره؟ یه جورایی منو به یاد توشینو کیوکو از
Yuru Yuri می ندازه که اونم چنین وضعیتی داشت و واسم قابل درکه. فرق کیوکو
با اومارو در اینه که همه عاشق اومارو هستند و وقار اونو دوست دارن ولی
کیوکو یکی از فضول ترین کارکترهای انیمه ایه و خیلی ها ازش شاکی ان. تشابه
کارکتری رو زیاد ندیدم .. شاید ابینا ذره ای ، قطره ای از معصومیت آکارین
رو داشته باشه ولی بجز اون، تفاوت رفتاری و چهره ای و خیلی تفاوت های دیگه
ای با هم دارند که بهتره اصلاً از خیر مقایسه شون بگذریم.

بهرحال بخاطر علاقه زیاد اومارو به مانگا و انیمه و گیم، انیمه می تونه
ارجاعات بیشتری هم داشته باشه، دوست دارم دقت کنم و ببینم دوباره چیز
آشنایی به چشم می بینم یا نه. در حال حاضر اونقدر غرق در لذت بردن بودم که
زیاد به حواشی و جزییات درون اتاق ها دقت نکردم. شاید چند ساعت دیگه که
دوباره به سراغ دیدن انیمه رفتم، بیشتر جزییات رو از نظر بگذرونم.



:
:
:
:

- اینو .. چه ژس هایی می گیره
:

- کاوایـــــــــــــــی
:

- بد نگذره یه وقت .. اومارو، چیز دیگه ای نمی خوای؟ 

- این تیپش هم عالی بود
:

- You Dead ... ؟ 

- چپ و راست شدن اومارو تو این صحنه خیلی خنده دار بود
:


- وای چه لبخنــــــــــدی!

- ED بی نهایت زیبای انیمه :





یکی از صحنه های مورد علاقه ـم بود. چقدر بامزه با رن چون خداحافظی کرد و
بعد از اینکه رن چون رو دلداری داد، به خیال اینکه رن چون داره از سر
تنهایی و ناراحتی اونو صدا میزنه، برگشت تا دستی واسه رن چون تکون بده ولی
بعد با حواس پرتی فجیع خودش روبرو شد. سکوت این صحنه رو خیلی دوست داشتم ..
اینکه چهره هیکاگه رو از اون حالت از خود راضی به حالتی پر از آشوب تبدیل
شده دیدیم و آشفته بودنش در حالی که قطار داشت از رن چون دور میشد، دیدنی
شده بود. اونجا بود که با خودم گفتم "تا تو باشی که دیگه اینقدر غرق در
تعریف ها و فیس کردن های خودت نشی" همش یه توکیو رفتی و اینجوری پز میدی.
هه هه!

.. شاید ندونه شهر چه شکلیه، مردم شهر چه دنیایی دارن ولی حس خوب مدرسه رو
با تمام وجود می فهمه .. اینو میشه از ادای احترامش به مدرسه شون درک کرد،
اینو میشه از علامت گذاشتن و خط خطی کردن راه مدرسه ش فهمید، اینو میشه از
نگاه های خیره و پر از معنی اون حس کرد، اینو میشه از دوی سرعتش به سمت
مدرسه فهمید. شاید ناتسومی دنبال تنبلی باشه و مثل رن چون ذوق مدرسه رو
نداشته باشه ولی حداقل از اینکه یک کوهای اضافه شده و یک سال اولی کوچکتر
از خودش تو مدرسه ست و حالا دیگه اون دانش آموز کوچیکتر از بقیه نیست،
خوشحاله. و کوماری رو دیدید؟ به فکر اینه که یکی اونو "سنپای" صدا کنه ..
^^ ... نگران نباش کوماری .. روزهای خوش "سنپای" صدا زده شدن تو نزدیکه ..
فقط باید تا اومدن هوتارون صبر می کردی!





مگه صحنه عاشقانه بهتر از این هم میشه؟!
عالی بود .. انتظاراتم در این حد کشش پیدا نمیکرد. میدونستم که با انیمه
ای متفاوت روبرو هستم و همیشه بهم ثابت شده بود که صحنه های خاصی رو در
فضای این انیمه می بینم ولی تصور می کردم اگه قراره رابطه عاشقانه ای شکل
بگیره، خیلی ساده تر از این حرفا شکل می گیره. آخه هر چی نباشه، با یک
انیمه ورزشی طرفیم! ولی Baby Steps با اینکه ورزشیه، با اینکه تو حالت
معمولی از هر 400 دیالوگش، 300 تاش تاکتیکیه ، با اینکه به نظر نمیرسه جنبه
عاشقانه ش بتونه به جنبه ورزشی ش برسه، با یک اپیزود ثابت کرد که نه،
اینجوریا هم نیست و حتی سازندگان انیمه، استودیو تو لحظه اعتراف عشقی کمی
ولخرجی کردن و روی چهره ها بهتر کار کردن .. ناتسو رو خوشگل تر کردن و
نازتر از همیشه چهره ش رو دیدیم و اونوقت کنار موج های دریا لحظه اصلی از
راه رسید.
.. خیلی صحنه رو دوست داشتم. حتی ناتسو، با اینکه معلوم بود خودش رو
آماده کرده بود، با گفتن جملات "باهام قرار بذار" از خجالت سرخ شد و فضا رو
دیدنی تر کرد .. منو میگید؟ لبخند گنده ای روی لبام بود .. نمی تونستم ازش
دست بکشم و همینجور خیره به تته پته های ماروئو مونده بودم. 







خوب بود .. اگه بخوام راحت به زبونش بیارم باید بگم که برای یک اپیزود اول
زیادی خوب بود یا شاید هم من انتظار نداشتم اینــــقدر خوب باشه. کل فضا و
پرداخت انیمه رو دوست داشتم .. حس و حال مافیایی، یاکوزایی، باندها و لات
بازی های کارکترهای اصلی انیمه ... همه چیز جذاب به نظر میرسید و در کنار
این مسائل که بعدها به چشمم خورد، موسیقی متن آروم ولی باکلاس و درخور فضای
انیمه، اولین چیزی بود که توجه منو به خودش جلب کرد .. از بین دو کارکتر
اصلی، نیکلاس در نگاه اول بیشتر منو جذب خودش کرد و برای من کارکتر منحصر
به فرد تری به نظر رسید؛ لحظات ریز و خاص و خوب زیادی رو هم در طول همین
اپیزود اول داشت .. مثلاً نحوه ارتباط برقرار کردنش با بقیه، جریان پلاک
های روی سینه ش، صحنه های مبارزه ای که ازش دیدیم و زاویه دوربین باحالی به
فضای مبارزه ش داده شده بود، گلوله هایی که از پشت گوشش شلیک میشد و البته
لطافتی که در پشت این چهره خشن خودش داره و اینکه اینطور به الکس اهمیت
میداد. و جذاب ترین لحظه حضور کارکترش تو اپیزود اول هم به صحنه ای برمی
گرده که شروع به صحبت کرد ... اونجا واقعاً بی نظیر بود.
نیکلاس خصوصیات بسیار باحالی برای یک کارکتر اصلی داره و اما از طرف دیگه،
وُریک هم در نوع خودش بازم یک کارکتر اول پر جذبه بود. باید یک احسنت به
گوینده این کارکتر بگیم و اونو تحسین کنیم .. Suwabe تو دوبلوری کارکتر
وُریک Spot on عمل کرده و من فکر می کنم بهتر از این نمیشد به این کارکتر
روح بخشید. Suwabe همیشه در عین اینکه حالتی جدی در صدای خودش داره، از پس
طنز کار کردن و دادن جلوه ای متفاوت به صدای خودش بر می اومده .. نمونه
بارزش نقش "دندی" در انیمه Space Dandy بوده. بهرحال، نیمچه دیالوگ های
کمدی وار و حالا رفتاری نرم وُریک به فضای زبر و خشن خیابون های فاسد انیمه
می خوره و تنوع خوبی واسه گذروندن وقته. و خب .. وقتی که این دو کارکتر
اول که پایه های اصلی انیمه محسوب میشن به این شکل برای بیننده با ابهت به
نظر برسند، میشه اطمینان خوبی واسه دیدن ادامه کار پیدا کرد. یک مانگای خوب
به یک انیمه خوب تبدیل شده و با دیدن اپیزود اول این انیمه، می تونید یه
شروع کاملاً جذاب رو برای دیدن انیمه های تابستون خودتون داشته باشید.
و خدا رو شکر .. سانــسوری نداشتیــــــم!
صحنههایی از اپیزود :
- نیک و وُریک خیلی بهم میان .. احتمالاً یکی از بهترین زوج های فصل تابستون باشند :
- لحظه شلیک گلوله از پشت سر نیکلاس فوق العاده بود :

- از اینجور شات ها و زاویه های متفاوت بیشتر داشته باشیم، من یکی حسابی مشتری میشم :

- صحنه ای که الکس از زجر بودن با بری رها شد، یکی از بهترین لحظات اپیزود بود :

بیاین با هم به دنبال قاتلی بگردیم .. ممکنه در این بین کاراگاه کونانی
نداشته باشیم ولی بهرحال قراره هرجور شده باید یه جوری این معما رو حل
کنیم. پرونده قطعه قطعه شدن معلم مدرسه ممکنه در کلام فجیع و غیرقابل باور
به نظر برسه ولی نحوه به تصویر کشیدنش تو فضای انیمه خیلی ساده انجام گرفته
بود؛ جوری که بیننده میتونه در همون لحظات اول با مسئله کنار بیاد و بجای
چندش پیدا کردن و حس ناجور داشتن واسه فهمیدن جریان پشت این ماجرا کنجکاوی
به خرج بده. جرم ارتکاب شده دقیقاً اون حس و حال Hannibal وار رو نداره و
جلوه تلخ و تاریکی نداره؛ بهرحال سطح دنیای این دو کار اونقدر متفاوته که
من حتی نباید بهشون اشاره کنم ولی خب .. جرم مرتکب شده در انیمه ناخودآگاه
من رو به یاد اون سریال و سری فیلم ها انداخت .. اینکه با دیدن لحظات و
انواع جرم و جنایت های واقع شده در Hannibal دست رو روی چشم خودتون میذارید
و فجیع بودن واقعه رو به راحتی حس میکنید.
بذارید کمی به سراغ نقطه ضعف هایی که وجود داشت بریم یا چیزهایی که حداقل
در نگاه اول از نظر من نقطه ضعف بودند؛ چرا باید اینطور کارکترهای فرعی محو
شده و بی رنگ به تصویر کشیده بشن؟ ایراد بدی از نظر منه و به جای اینکه
فکر کنم عوامل خلاقیتی به خرج دادن ، بیشتر به این تصورم که اونا تنبلی به
سرشون زده و بخاطر همین خیلی از چهره ها رو پوشونده می بینیم. گاهی واسه
جذاب تر شدن چنین تاکتیکی مناسب به نظر میرسه ، خصوصاً تو لحظات معرفی
کاراگاه ها چیز بدی نبود ولی چرا دانش آموزای کلاس درس باید چهره شون
اینطور از دید پنهان باشه؟! بهرحال فکر کنم به مرور زمان این ضعف برطرف بشه
و شاید این لحظات شروع انیمه بود که چنین خاصیت تصویری ای رو داشت. نکته
بد دیگه همون عادت معمول انیمه های ژاپنیه که باز هم یک کارکتر اول پسر
داریم که سراپا دختره! حتی تو اپیزود اول معلم جدید مدرسه هم به این موضوع
اشاره کرد و از تعجب خودش درباره پسر بودن کوبایاشی حرف زد. ظاهراً "کیشی
سیجی" کارگردان انیمه، از دام "ناگیسای" Ansatsu
Kyoushitsu ، اینبار ما رو در دام کوبایاشی، پسر دیگه ای انداخته و حالا
باید هر هفته ، با وجود ظاهر دخترونه این کاراکتر و حتی دوبلوری که زن هست،
به خودمون بقبولونیم که این کوبایاشی یک پسره! Ugh ... !
روی هم رفته حس مرموز بدی در انیمه نبود و می تونم علاقمندان ژانر معمایی و
جنایی رو در کنار این اثر و در حال دنبال کردن این انیمه ببینم. موسیقی
بدک نبود و بعضی شات ها ، خصوصاً در مورد معلمی که جنایت در موردش شکل
گرفته بود، خوب به نظر میرسیدند. OP , ED هر دو مناسب بودند و در نهایت
میشه گفت که از فضای کاری نسبتاً .. فقط نسبتاً راضی بودم. احتمالاً قانون
سه اپیزودی رو در موردش اجرا می کنم و بعد از دیدن سه اپیزود درباره دراپ
کردن یا نکردن اون تصمیم می گیرم.



خب کمی از فضای مسابقات کاناگاوا دور شدیم و در عوض به فضای تمرینی
پرداختیم. مسابقات مختلفی بین چندین بازیکن از چندین باشگاه به صورت تمرینی
برگزار شد ولی تمرکز آنچنان خاصی رو شرکت کننده های مهمان نداشتیم. نه روی
آرایا ، نه میاگاوا .. شاید یه مقدار ایواسا کون ... و بیشتر یک حالت گذرا
رو در طول اپیزود سپری کردیم. آکی رو باز دیدیم که نکته خوبیه و من که از
کارکترش خوشم میاد .. دوبلور خیلی خوبی داره و در کنار ناتسو زوج خوبی رو
برای رقابت تشکیل دادند. همچنان دستپاچگی و شلخته بودنش رو داره و در این
بین بحث علاقه به تنیس و لذت بردن از تنیس دوباره مطرح شد.
اینکه ماروئو از دنیای تنیس لذت میبره، به نکته خیلی جالبی واسه آکی تبدیل
شده بود و دوست داشت به اکتشاف احساسات خودش در مورد تنیس بپردازه و خب با
توجه به حرف هایی که زد و اینکه تا بحال بجز تنیس ورزش و بازی دیگه ای
نکرده، حرکتی کاملاً طبیعیه. امیدوارم روی این سناریو مانور بیشتری داده
بشه و آکی بتونه به احساس خودش پی ببره. من فکر می کنم در نهایت متوجه
احساس خوب خودش به تنیس میشه و اون رو مدیون ماروئو خواهد بود.
ماروئو قراره تو مسابقه دوم کانتو به بازیکنی به نام ایده بخوره که چهره ش
رو هم دیدیم و به نظر میرسه کارکتر جدید و خوبی باشه. باید ببینیم فضای
مسابقات کانتو چقدر با کاناگاوا فرق داره و چه اتفاقاتی در اونجا می افته.
پیشنمایش اپیزود بعد کمی متفاوت بود .. خصوصاً اسم اپیزود "مهتاب و صدای
امواج" به نظر عاشقانه میرسه .. شاید خبریه .. اونم لب دریا .. همم .. خیلی
کنجکاوم.
صحنههایی از اپیزود :
- گیر کردن موهای آکی تو تور بامزه بود :

- کی فکرشو می کرد ایواسا از پس توضیح دادن مسئله نحوه کنترل توپ برنیاد .. هه هه :

- دیدار ماروئو و آکی تو این فضای جالب انگیز :

- ایده، حریف دوم ماروئو در کانتو :

Ugh .. دقیقاً وقتی که داشتم به برد ماروئو امیدوار میشدم ... >.<
عجب اپیزود خوب و باحالی بود .. BS دوباره ثابت کرد از اینکه کارکتر اول رو
به باخت بکشونه ترسی نداره و بهرحال با توجه به صعود ماروئو به مسابقات
کانتو احتمال باختش دور از انتظار نبود ولی بهرحال جو مسابقه جوری پیش رفت
که بیننده می تونست فاصله نزدیک ماروئو با آرایا رو هم ببینه و یک قدمی
قرار داشتن ماروئو برای همه مشخص و واضح بود. در عوض ماروئو با این باخت می
تونه با دید بهتر و کامل تری پا به مسابقات کانتو بذاره و بهتر از قبل
بازی کنه.
با اینکه تجربه نشون داده بود ماروئو استقامت و بنیه زیادی داره و می تونه
تا مدت زمان زیادی دوام بیاره و حتی یکی از مسابقات مهمش رو با این استقامت
بالا برده بود ولی انگار به پای قدرت تحمل آرایا نرسید و بازی اینقدر کش
دار شد که حتی چشمای ماروئو به حالت تار شدن وارد شده بودند و فشار خیلی
خیلی سنگینی رو اون بود. بحث منطق و غریزه ادامه پیدا کرد و کار به جایی
رسید که هیچ کدوم جوابگوی نیازهای ماروئو درون زمین نبودند. مسئله اینه که
ماروئو با دید درستی پا به زمین نذاشته بود و اگه از اول می دونست آرایا چپ
دسته، شاید می تونست زمانبندی بهتری واسه آنالیزهای خودش داشته باشه و
بهتر از اینها عمل کنه ولی همین تلف کردن وقت زیاد روی آنالیز نحوه بازی
کردن چپ دست ها باعث شد که ماروئو از آرایا عقب بیافته و در نتیجه به کمبود
انرژی برخورد کنه.
روی هم رفته، من نفسم در سینه حبس شده بود و هیجان کار رو بالا دیدم ..
رضایت کامل رو از اپیزود داشتم. امیدوارم تو مسابقات کانتو هم یه مبارزه
خیلی جالب ببینیم. ترجیحاً با نابائه یو و یا یه حریف قدرتمند دیگه. اینجور
که تو پیش نمایش دیدیم فعلاً قراره کمی تمرین داشته باشیم و اونم از نوع
تمرین گروهی .. با حضور بعضی از حریف های قدیمی ماروئو. این کار حتماً به
پیشرفت ماروئو کمک خوبی می کنه و اون می تونه قدم هایی به سمت بهتر شدن
برداره.
صحنههایی از اپیزود :
- درگیری ماروئو درون زمین با خودش :

- فریاد های آرایا :

- لحظه باخت ماروئو و افتادنش روی زمین عالی بود .. میشد خستگی وحشتناکش رو حس کرد :

- آرایا خوش و بش خوبی با ماروئو داشت :

تفرقه، شکاف بین بازیکنان تیم .. واقعاً هم اسم اپیزود
به فضا می خورد و میشد فضای سنگین رو بین بازیکنان سیدو حس کرد. اونم
بازیکنانی که .. تیمی که همیشه همبستگی بالایی با هم داشتند و نشون دادن که
همه جوره هوای همدیگه رو دارند. شاید ریشه مسئله و اختلاف اصلی از میوکی
نشات گرفته باشه و اون نباید به عنوان کاپیتان چنین صحبت هایی رو می کرد ..
کمی دور از شخصیت اون بود ولی این نشون میده که میوکی هم یک انسانه و حتی
اگه کاپیتان تیم باشه، می تونه حرکاتی رو انجام بده که دور از انتظاره و از
نظر خیلی ها اشتباهه. بهرحال اون تازه کاپیتان شده و شاید هنوز تفکر اصلی
یک کاپیتان رو در ذهن نداره و باید به این موضوعات عادت کنه. اما چیزی که
هست اینه که ، میوکی هم طرز فکر خاص خودش رو داشت و جنبه دید اون هم به نفع
بازیکنانی بود به ظاهر تصور میشه می خوان از تیم جدا بشن.
بهرحال آنالیزهای واتانابه بسیار دقیق و عالی بودن و نشون داد که می تونه
در پشت پرده و قسمت فنی تیم بسیار بدردبخور و مفید باشه. حدس میزنم در
نهایت همین اتفاق می افته و واتانابه بهمراه دو دوست خودش به چنین کاری
مشغول بشن و کار آنالیز تیم های دیگه رو به عهده بگیرن. کاری که به نظر
میرسه خود مربی و باقی عوامل هم انجام میدن. نکته جالب این بود که واتانابه
علاوه بر آنالیز ایناشیرو، به تیم اومیمیا و اوگوموری هم پرداخته بود و
اونا رو هم زیر ذره بین خودش قرار داده بود.
پس روی هم رفته باید ببینیم جریان تفرقه بین بازیکنای سیدو به کجا میرسه و
این جوش آوردن زونو رو کی برطرف می کنه! هرجور که شده با هم کنار میان و
اونوقت هست که رابطه بین بازیکن ها بهتر از قبل میشه .. مستحکم میشه و
دوباره آماده مسابقه دادن میشن. از طرف دیگه، دیدیم که اوگوموری وضع روحی
خیلی خیلی خوبی داره و در مقایسه با سیدو شدیداً جو بهتری در اون باشگاه
برقراره. اگه با این اوضاع پا به زمین مسابقه بذاریم، مسلماً شانس اوگوموری
برای شکست دادن سیدو بیشتر از همیشه خواهد بود.
اما باحال ترین صحنه اپیزود، صحنه آخر و لحظه ورود ساوامورا، فورویا و
هارویچی به دستشویی و روبرو شدن با اومیمیا بود. صحنه با حالتی کاملاً کمدی
شروع شد و بعد به طرز خیلی جذابی به صحنه ای مهیج و پر از تنش تبدیل شد ..
واقعاً بهترین حالت واسه رودرویی این چند کارکتر با هم بود و میشد حس
رقابت و مبارزه بسیار باحالی رو بین اونا دید. امیدوارم رودرویی درون
زمینشون هم به جذابی این صحنه باشه و بتونیم لحظات خوب زیادی رو ببینیم.
صحنههایی از اپیزود :
- دعوای زونو با میوکی :


- لحظه آخر و روبرو شدن اومیمیا با بچه های سیدو :

