داشتم طبق معمول بین نظرات بچه های MAL می چرخیدم و به نظراتی برخورد کردم
که از تمرکز بیشتر این فصل به کمدی نسبت به فصل قبل صحبت کرده بودند. از
این گفته بودند که فصل اول بیشتر از اینها روی جنبه آرامش بخش و التیام بخش
تمرکز داشته و حالا داریم زیادی وارد کمدی میشیم. نشستم و به این موضوع
فکر کردم؛ هنوز دقیقاً به جواب درستی دست پیدا نکردم ولی می دونم که به چه
سمتی متمایلم .. نظرم اینه که اونقدرها تفاوت بزرگی بین فصل اول و دوم نمی
بینم .. شاید کمی کمدی بیشتر شده باشه ولی همچنان لحظات آرامش بخش زیادی رو
داریم در لحظه لحظه انیمه می بینیم. صحنه های طبیعت، قدم زدن کارکترها،
دیدن محیط سرسبز روستایی و ... از این نمونه صحنه های ساکت همچنان زیاد
داریم و فکر می کنم نظرات اون کاربرای MAL کمی سختگیرانه بوده. بهرحال به
نظر میرسه نکته ای باشه که بشه در ادامه آنالیز بهتری روی اون انجام داد و
به تفکر بهتری رسید.
این اپیزود به یه دوره تعطیلات طلایی برگشت زدیم؛ یه دوره تعطیلات پشت سر
هم، یه چیزی مثل این چند روز عیدی که اخیراً خود ما ایرانی ها داشتیم ..
اینبار صحنه مشترکی با فصل اول نداشتیم ولی مشخص بود که همچنان در حال سپری
کردن برهه زمانی قبلی هستیم. جایی که اثری دوباره از گو ، سگ راکون رن چون
دیدیم و لحظات زیادی رو با کوزوهو ، نه نه گذروندیم. اما قبل از اون دیدن
شیطنت ها و رفتار بچگانه ی ناتسومی در برابر امتحانات بی نهایت لذت بخش
بود. حماقت هاش در برابر سوالات کوماری واقعاً خنده دار بودند .. جواب هاش
به سوالات کاملاً بی خودی و مسخره بود و همین لحظات قشنگ کودکانه بود که
نیمه اول انیمه رو ساخت و بعدشم که لذت نمره خوب گرفتن ناتسومی رو به چشم
دیدیم. فکر نمی کردم تو امتحان دوم بتونه موفق بشه ولی انگار دسته جمعی درس
خوندن به یه دردی خورد و حداقل این ناتسومی رو به درس خوندن وادار کرد.
نیمه دوم نه نه و تنبلی هاشُ دیدیم .. و البته انگیزه دادن رن چون؛ هر چند
در نهایت به هدفی که دوست داشت نرسید ولی شنیدن افکاری که در برابر مسئله
ای مثل انگیزه دادن به بقیه داشت، ناخودآگاه لبخند رو روی لبم می نشوند. چه
خوبه که کارکتری به این سادگی می تونه با چنین حرفایی دل ما رو خوش کنه. و
البته منم باهاش موافقم؛ دوست دارم بجای مبارزه با میوه ها، اونا رو
بخورم.
در مورد ظاهر و قابل اتکا بودن یک معلم حرف های گرانبهایی رو از زبون رن
چون شنیدیم؛ حرف هایی که کوزو نه باید آویزه گوش خودش می کرد ولی افسوس ...
!
در نهایت، جا داره اصلاً به صحنه ماسک گذاشتن نه نه گیر ندیم. اون گول زدن
نه نه اونقدر حس شیرینی داشت که دلم نمیاد هیچ ایرادی بهش بگیرم. رفت تو
حیاط و از حیاط هم زد بیرون و باز هم نفهمید که اتاق خواب و تشکی در کار نیست. ناتسومی باید هم با دیدن این صحنه تصمیم به بیشتر درس خوندن بگیره!
الگو و انگیزه گرفتن از معلم واقعاً تو این صحنه موج میزد و میشد دید که
دانش آموزای این معلم چطور تونستن انگیزه بگیرن. مطمئناً اگه چند صحنه دیگه
از حماقت های کوزو نه رو به این حالت ببینن، آینده شون تضمین میشه و به
جاهای خیلی خوبی میرسند.
صحنه هایی از اپیزود :
- بازم اون صحنه سوت بی صدای رن چون واسه کشوندن گو رو دیدیم :

- یکی از بهترین لحظه های اپیزود ، میمیک رو داشته باشید
:

- هوتارون چقدر تو این صحنه ناز شده بود
:

- درجه افسردگی و دپرس شدن بابت کیک نداشتن خیلی سنگین به نظر میرسید :

- این ماسکه واقعاً به کوزو نه می اومد. خیلی بامزه ش کرده بود
:

وقت ورود کیریه به انیمه فرا رسیده؛ دختری کاملاً عجیب و غریب که حتی با وجود گذروندن یک اپیزود باهاش، من هنوز نفهمیدم فازش چیه!
تیپ کارکتری و اینکه جز دسته کدوم کارکترهای دختر قرار می گیره، هنوزم در
هاله ای از ابهام قرار داره. کمی حس و حال یاندره داشت، کمی سوندره و ...
بهرحال ، هرچیزی که هست، مشخصه که به اومارو علاقه زیادی داره و دوست داره
بهش نزدیک بشه. حالا فعلاً تونست با کومارو، آبجی خیالیِ اومارو دوست بشه
.. این یه قدم اول و خوب واسه کیریه بود. باید ببینیم خلق کردن چنین شخصیت
جدیدی توسط اومارو ، در آینده چه اتفاقات غیرمنتظره ای رو برای اون به وجود
میاره. مسلماً حالا خیلی راحت تر از قبل می تونه از دوستاش پذیرایی کنه و
بیشتر خودش باشه ولی فعلاً این دایره به کیریه محدود میشه و فکر نکنم ابینا
قرار باشه با کومارو آشنا بشه. حرف از ابینا شد، چیزی که واضح بود، حسودی
کیریه نسبت به ابینا و ندیده گرفتن اون توسطش بود؛ کیریه دوست داره با
اومارو ولی دوست نداره یه همراه اضافی رو کنار خودشون داشته باشه. امیدوارم
این عطش و علاقه زیاد بودنش با اومارو کار دستش نده!
اومارو حالا دیگه یه همراه واسه بازی های ویدیویی خودش پیدا کرده؛ کسی که
استاد صداش میزنه و داداش بیچاره می تونه یه نفس راحت بکشه. میمیک های
کیریه خیلی واسم بامزه بود .. چه لحظاتی که تیپ عصبی داشت و چه لحظاتی که
تو حالت خجالتی و توهم فرو میرفت. همه جوره ازش خوشم اومد و در کنار ابینا،
کارکتر خیلی خوبی واسه معرفی شدن و آوردن به انیمه بود. حالا فقط تاچیبانا
باقی می مونه که ظاهراً قراره تو اپیزود بعد اون و داستانش رو ببینیم. من
از الان می دونم که قراره از تاچیبانا خوشم بیاد. چون همین الانش هم با
دیدن لحظات کوتاهی از حضورش، بهش علاقمند شدم و فکر می کنم دیدن تصاویر
بیشتری از اون، منو به سمتش بیشتر جذب می کنه. بهرحال باید منتظر اپیزود
بعد باشیم و ببینیم چه اتفاقاتی بین تاچیبانا و اومارو می افته.
تو ادامه دوست دارم محیط بیرون از انیمه رو بیشتر ببینم. می دونم که اومارو
مقر خودش رو خونه شون قرار داده ولی بهرحال دیدن محیط نمایشگاه ها و جاهای
دیدنی دیگه ای مثل دریا یا کوهستان می تونه حسابی جو انیمه رو دلچسب تر
کنه. احتمالاً چنین سناریوهایی در پیش داشته باشیم و فقط باید از این برهه
زمانی معرفی کارکترها عبور کنیم.
صحنههایی از اپیزود :
- از اداهای بامزه تاچیبانا :

- نگاه های خشن کیریه :

- من که از دیدن لبخند های زیبای اومارو خسته نمیشم :


- و البته دیدن این صحنه های گیم بازی کردنش هم جای خود داره :

- بیچاره چه میمیک خواب قشنگی داشت :

++
- خود خواب هم معرکه بود :


- از میمیک های کیریه :


- برخورد کیریه با داداشی هم دیدن داشت :


- تصورات کیریه ، بقیه رو میوه فرض می کنه
:

- وای، اینجا خیلی بامزه کیفشُ دست گرفته بود :

[میشه تو دل جنگل و تاریکی سر قوطی گمشده رو پیدا کرد. چرا که نه؟!]







... وای، آخه چطور ممکنه بین این همه جا و مکانی که هوتارون و کوماری بدون
چراغ قوه می تونستن پا بذارن، دقیقاً به سراغ جایی برن که سر قوطی آب
پرتقال افتاده بود؟! و بعدش هم جوری رفتار کردن که انگار نه انگار اتفاق
بزرگی افتاده!! حداقل یه ذره غافلگیر بشید ... شاید اونا زیادی نگران گم
شدنشون بودند که دیدن همین سر قوطی باعث خوشحالیشون شد و دیگه اهمیتی به
جزییات مسئله ندادن. بهرحال صحنه، از اون صحنه های خاص و باحال این فصل
بود. بلاخره راه رو پیدا کردند و به خونه برگشتن. برخلاف حرف های کوماری،
مادرش تو این اپیزود ، تو حداقل نمایشی که داشت مهربون رفتار کرده بود و
فکر نمی کنم اونقدرها از دستشون عصبانی شده باشه.










:
درود به این کاپیتان با ابهت!
واقعاً میوکی داره سنگ تمام میذاره و کل تیم رو یک تنه به دوش میکشه؛ هم از
لحاظ احساسی و هم از لحاظ فنی .. همه جوره داره تیم رو در مقابل اوگوموری و
اومیمیا به جلو هل میده. با شارژ شدن میوکی، زونو هم به دنبالش خوب حرکت
می کنه و زونو بخاطر عصبانیتی که از دست میوکی داشته، انرژی مظاعفی واسه
چوب زدن توپ ها پیدا کرده و واقعاً داره خوب بازی می کنه. اونم زونویی که
تا چند وقت پیش اصلاً جز کارکترهای اصلی نبود و یهو بهش بها دادیم. اینجوری
نشون دادیم که می تونیم حتی از کارکترهای فرعی هم کارکتر خوب بسازیم و به
این میگن رشد کارکتری قابل قبول و باور پذیر.
اما خب، اقتدار تیم سیدو فعلاً در دستان پرتوان میوکیه. میوکی داره به
زیبایی هر چه تمام تر تیم رو به جلو حرکت میده و نه تنها اختلاف عقب مونده
رو جبران کردن، بلکه سیدو تونست چند امتیاز هم از اوگوموری جلو بیافته.
حرکاتی غافلگیر کننده، هوم ران هایی که کسی انتظارشو نداره. همه چیز داره
به نفع سیدو حرکت می کنه و به نظر میرسه با اپیزود بعدی پرونده بازی سیدو،
اوگوموری رو ببندیم و به سراغ بازی بعدی بریم. تو این بین چیزی که مشخصه و
بهش اشاره هم شد، وضعیت فورویاست که در عین عالی بازی کردن، شمارش پرتاب
توپش بالا رفته و باید کم کم به فکر تعویضش باشیم. احتمالاً اپیزود بعد این
اتفاق بیافته و ساوامورا وارد بازی بشه. ساوامورا حضوری هرچند کوتاه ولی
موثر در پایان دادن به این بازی خواهد داشت.
صحنههایی از اپیزود :
- چوب زنی های عالی میوکی و زونو :


- جو دادن ساوامورا از روی نیمکت زیاد به دل بقیه خوش نیومده
:

- از اون افکت های زیبای مسابقه ای انیمه ، اینبار میوکی :

- یکی از هوم ران های اپیزود :

- و البته اومیمیا و بقیه هنوز هم در حالت مبارز بودن قرار دارند و کم نیاوردن .. روحیه شون عالیه :

چه زود 14 هفته گذشت ..
این هفته وارد مسابقه سیدو با اوگوموری شدیم. سیدو با تفرقه و کشمکشی که
هفته قبل بین بازیکنانش به وجود اومده بود جو سنگینی رو درون تیم خودش داشت
و به نظر میرسید اتحاد به این سادگیا به وجود نمیاد ولی تو همون شروع
میوکی کار خوبی کرد و از همه خواست که فعلاً به فکر برد تیم حریف باشن و
اختلافات رو فراموش کنن. حتی زونو هم این موضوع رو درک کرد و می دونست که
باید کار خودشو درست انجام بده. هدف اونا بزرگتر از اونه که بخاطر مسئله ای
به این سادگی از خوب بازی کردن دست بکشن. بهرحال، تو شروع فورویا پیچر اول
بود ولی وقتی به اومیمیا و چوب زنیِ اون رسیدیم، فورویا با به خاطر آوردن
جملات تحریک کننده اومیمیا ، دچار اشتباه شد و نتونست دستورات تاکتیکی
میوکی رو اجرا کنه. همین باعث شد میوکی به طرز عجیبی عصبانی بشه و با
فورویا محکم برخورد کنه.
به عنوان کاپیتان چنین حرکتی قابل قبوله و فورویا باید هم به فکر تیم می
بود. نباید اینطور بی فکر بازی میکرد و فقط بخاطر رودرویی با اومیمیا
دستورات رو ندیده بگیره. بهرحال ترکیب پیچر و کَچر ، ترکیبیه که باید با هم
تعامل صحیحی داشته باشند و وقتی تاکتیک توسط یکی از اونا نادیده گرفته
بشه، کل سیستم بازی بهم میریزه. اما همین اشتباه فورویا باعث شد اومیمیا یه
هوم ران خیلی باحال بگیره و باعث امتیاز گیری تیمش بشه .. اونم نه یک
امتیاز، بلکه سه امتیاز کامل رو برای تیم اوگوموری بدست آورد.
اما لحظه آخر اپیزود، باز هم مثل اکثر اوقات یک کلیف هنگر عالی داشتیم ..
جایی که میوکی به عنوان کاپیتان بَتر بود و اومیمیا پرتاب لغزنده ای رو که
تا بحال کسی ندیده بود، پرت کرد. سلاح مخفی خودش رو رو کرد .. و حالا میوکی
میخواد ثابت کنه که تیمشون هنوز می تونه از پس اومیمیا بر بیاد و اومیمیا
می خواد برد تیمشُ به اثبات برسونه. نبرد بین این دوتا مطمئناً نتیجه بازی
رو مشخص خواهد کرد. کافیه میوکی چوب رو بزنه تا امید و انگیزه به تیم سیدو
برگرده و یه حسی به من میگه که میوکی از پس زدن چوب برمیاد .. باید
ببینیم.
صحنههایی از اپیزود :
- ژس های باحال اومیمیا :


- هوم رانی که اومیمیا گرفت :

- برخورد جدی میوکی با فورویا :





و چقدر بدجنسی کرد که داداش بیچاره رو با اینهمه خستگی بیدار کرد .. واقعاً شیطنت هم حدی داره.
بذار بیچاره بخوابه. من به مرور زمان دارم بیچارگی این داداشه رو بیشتر حس
می کنم و باهاش احساس همدردی می کنم .. ابینا در نوع خودش معصومه و در اون
شکی نیست ولی داداشه هم یه جور دیگه گناه داره. زحمت کشیدن صبح تا شب و
بعد رسیدن به خونه و وقت گذروندن .. یا بهتر بگم عذاب کشیدن از دست چنین خواهری خیلی سخته. 

که بازم خیال داداشش رو راحت می کنه. باید منتظر دیدن اپیزود بعد بمونیم.

:


- کارکتر اومارو تو بازی آنلاینش
:

- نقشه ای اومارو ، نقشه خوبی بود ولی حیف که خودش خوابش برد
:


- دادن بالشت به ابینا چان :

- و عصبانی شدن صاحبش
:


- البته لذت دیدن این صحنه اونقدر بود که از اینکه بالشت به ابینا چان رسیده، ممنون باشیم
:

و به این میگن یک آماده سازی مهیج!
واقعاً با این اپیزود و اتفاقاتی که درش افتاد، جو رو برای دیدن یک مسابقه
فوق العاده آماده کردیم. شناخت ما از ایده اونقدرها زیاد نبود ولی گذروندن
20 دقیقه این اپیزود با این کارکتر باعث شد که به فهم بسیار خوبی از
کارکترش دست پیدا کنیم. تصادفی که رخ داد و ایده که اونجا حضور داشت و بی
توجه به اینکه زمان مسابقه ش داره فرا می رسه، بهمراه پسر بچه به بیمارستان
رفت، واقعاً یه عمل تحسین برانگیز بود. شاید اگه کس دیگه ای جای اون بود،
اینکارو نمی کرد و میذاشت بقیه به اون پسر بچه رسیدگی کنند. کس دیگه .. همم
، البته شاید اگه ماروئو هم جای اون بود، با توجه به شناختی که ازش داریم،
همون کار ایده رو تکرار می کرد ولی بهرحال ماروئو پاکی و بازی جوانمردانه ی
خودش رو جای دیگه رعایت کرد و تصمیم گرفت در عین اینکه حقشه برد رو تصاحب
کنه، منتظر ایده بمونه و یک بازی جوانمردانه رو در برابر بازیکنی که به جون
انسان دیگه ای اهمیت داده، ارائه بده.
تمرکز خیلی خاصی روی جمعیت تماشاگران زمین بازی داشتیم؛ مشخصه که جو به نفع
ایده چرخیده و حتی کسایی که اهل تنیس نیستن، با شنیدن موضوع و جریان نجات
دادن پسر بچه مشتاقانه واسه تشویق ایده به دور زمین جمع شدند. شاید اگه خبر
کوتاه اومدن ماروئو هم بینشون می پیچید، کمی هم به نفع ماروئو تشویق
میشنیدیم ولی فعلاً جو شدیداً به نفع ایده هست و خصوصاً با خصوصیات بازی ای
که داره، اینکه با تشویق شدن و مثبت بودن فضا به نفع خودش، بهتر از همیشه
بازی می کنه، فضای بازی واسه ماروئو شدیداً خطرناک به نظر میرسه. جالب اینه
که حتی کاگیاما هم نمی تونست ماروئو رو تشویق کنه و تماشاگرای دیگه چشم
غره خنده داری بهش داشتند.
لحظه شروع مسابقه هم در نوع خودش جالب انگیز بود؛ روحیه ای که ایده داشت و
دیالوگ هایی که بین اون و ماروئو رد و بدل شد، اصلاً به مسابقات قبلی
شباهتی نداشت. معمولاً اینجور مواقع دو حریف به حالت خشن و بی رحمانه در
مقابل هم فرو می رفتند ولی اینجا ایده و ماروئو با مهربونی با هم خوش و بش
کردن و شروع مسابقه رو استارت زدن. مسابقه مسلماً برای ماروئو سخت تر از
ایده خواهد بود و باید ببینیم زیر فشار تماشاگران و استعداد و سطح بازی ای
که خود ایده داره، چطور عمل می کنه. هر چند با شناختی که از ماروئو داریم،
می دونیم که می تونه به شرایط غلبه کنه و زودتر از اون چیزی که تصور میشه،
جو بازی رو کنترل کنه ولی بهرحال لحظات شروع سنگینی رو پشت سر خواهد گذاشت.
صحنههایی از اپیزود :
- ذوق ناتسو از بردی که آورده بود، خیلی بامزه بود :

- چه راحت مسئله رو به بقیه گفتن .. خیلی طبیعی پیش رفت :

- یوکیچی بدجور تو این اپیزود ماروئو رو اذیت می کرد ، قیافه ساساکی هم دیدن داشت :

- ایده در کنار پسر بچه صدمه دیده :

- تشکر دوستای ایده از ماروئو بخاطر منتظر موندنش :

- و شروع مسابقه به این حالت باحال :
