M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Non Non Biyori Repeat - Ep 03

Non Non Biyori Repeat - Ep 03



داشتم طبق معمول بین نظرات بچه های MAL می چرخیدم و به نظراتی برخورد کردم که از تمرکز بیشتر این فصل به کمدی نسبت به فصل قبل صحبت کرده بودند. از این گفته بودند که فصل اول بیشتر از اینها روی جنبه آرامش بخش و التیام بخش تمرکز داشته و حالا داریم زیادی وارد کمدی میشیم. نشستم و به این موضوع فکر کردم؛ هنوز دقیقاً به جواب درستی دست پیدا نکردم ولی می دونم که به چه سمتی متمایلم .. نظرم اینه که اونقدرها تفاوت بزرگی بین فصل اول و دوم نمی بینم .. شاید کمی کمدی بیشتر شده باشه ولی همچنان لحظات آرامش بخش زیادی رو داریم در لحظه لحظه انیمه می بینیم. صحنه های طبیعت، قدم زدن کارکترها، دیدن محیط سرسبز روستایی و ... از این نمونه صحنه های ساکت همچنان زیاد داریم و فکر می کنم نظرات اون کاربرای MAL کمی سختگیرانه بوده. بهرحال به نظر میرسه نکته ای باشه که بشه در ادامه آنالیز بهتری روی اون انجام داد و به تفکر بهتری رسید.

این اپیزود به یه دوره تعطیلات طلایی برگشت زدیم؛ یه دوره تعطیلات پشت سر هم، یه چیزی مثل این چند روز عیدی که اخیراً خود ما ایرانی ها داشتیم .. اینبار صحنه مشترکی با فصل اول نداشتیم ولی مشخص بود که همچنان در حال سپری کردن برهه زمانی قبلی هستیم. جایی که اثری دوباره از گو ، سگ راکون رن چون دیدیم و لحظات زیادی رو با کوزوهو ، نه نه گذروندیم. اما قبل از اون دیدن شیطنت ها و رفتار بچگانه ی ناتسومی در برابر امتحانات بی نهایت لذت بخش بود. حماقت هاش در برابر سوالات کوماری واقعاً خنده دار بودند .. جواب هاش به سوالات کاملاً بی خودی و مسخره بود و همین لحظات قشنگ کودکانه بود که نیمه اول انیمه رو ساخت و بعدشم که لذت نمره خوب گرفتن ناتسومی رو به چشم دیدیم. فکر نمی کردم تو امتحان دوم بتونه موفق بشه ولی انگار دسته جمعی درس خوندن به یه دردی خورد و حداقل این ناتسومی رو به درس خوندن وادار کرد.

نیمه دوم نه نه و تنبلی هاشُ دیدیم .. و البته انگیزه دادن رن چون؛ هر چند در نهایت به هدفی که دوست داشت نرسید ولی شنیدن افکاری که در برابر مسئله ای مثل انگیزه دادن به بقیه داشت، ناخودآگاه لبخند رو روی لبم می نشوند. چه خوبه که کارکتری به این سادگی می تونه با چنین حرفایی دل ما رو خوش کنه. و البته منم باهاش موافقم؛ دوست دارم بجای مبارزه با میوه ها، اونا رو بخورم. در مورد ظاهر و قابل اتکا بودن یک معلم حرف های گرانبهایی رو از زبون رن چون شنیدیم؛ حرف هایی که کوزو نه باید آویزه گوش خودش می کرد ولی افسوس ... !

در نهایت، جا داره اصلاً به صحنه ماسک گذاشتن نه نه گیر ندیم. اون گول زدن نه نه اونقدر حس شیرینی داشت که دلم نمیاد هیچ ایرادی بهش بگیرم. رفت تو حیاط و از حیاط هم زد بیرون و باز هم نفهمید که اتاق خواب و تشکی در کار نیست. ناتسومی باید هم با دیدن این صحنه تصمیم به بیشتر درس خوندن بگیره! الگو و انگیزه گرفتن از معلم واقعاً تو این صحنه موج میزد و میشد دید که دانش آموزای این معلم چطور تونستن انگیزه بگیرن. مطمئناً اگه چند صحنه دیگه از حماقت های کوزو نه رو به این حالت ببینن، آینده شون تضمین میشه و به جاهای خیلی خوبی میرسند. 


صحنه هایی از اپیزود :

- بازم اون صحنه سوت بی صدای رن چون واسه کشوندن گو رو دیدیم :



- یکی از بهترین لحظه های اپیزود ، میمیک رو داشته باشید :



- هوتارون چقدر تو این صحنه ناز شده بود :



- درجه افسردگی و دپرس شدن بابت کیک نداشتن خیلی سنگین به نظر میرسید :



- این ماسکه واقعاً به کوزو نه می اومد. خیلی بامزه ش کرده بود :

Himouto! Umaru-chan - Ep 03

Himouto! Umaru-chan - Ep 03



وقت ورود کیریه به انیمه فرا رسیده؛ دختری کاملاً عجیب و غریب که حتی با وجود گذروندن یک اپیزود باهاش، من هنوز نفهمیدم فازش چیه! تیپ کارکتری و اینکه جز دسته کدوم کارکترهای دختر قرار می گیره، هنوزم در هاله ای از ابهام قرار داره. کمی حس و حال یاندره داشت، کمی سوندره و ... بهرحال ، هرچیزی که هست، مشخصه که به اومارو علاقه زیادی داره و دوست داره بهش نزدیک بشه. حالا فعلاً تونست با کومارو، آبجی خیالیِ اومارو دوست بشه .. این یه قدم اول و خوب واسه کیریه بود. باید ببینیم خلق کردن چنین شخصیت جدیدی توسط اومارو ، در آینده چه اتفاقات غیرمنتظره ای رو برای اون به وجود میاره. مسلماً حالا خیلی راحت تر از قبل می تونه از دوستاش پذیرایی کنه و بیشتر خودش باشه ولی فعلاً این دایره به کیریه محدود میشه و فکر نکنم ابینا قرار باشه با کومارو آشنا بشه. حرف از ابینا شد، چیزی که واضح بود، حسودی کیریه نسبت به ابینا و ندیده گرفتن اون توسطش بود؛ کیریه دوست داره با اومارو ولی دوست نداره یه همراه اضافی رو کنار خودشون داشته باشه. امیدوارم این عطش و علاقه زیاد بودنش با اومارو کار دستش نده!

اومارو حالا دیگه یه همراه واسه بازی های ویدیویی خودش پیدا کرده؛ کسی که استاد صداش میزنه و داداش بیچاره می تونه یه نفس راحت بکشه. میمیک های کیریه خیلی واسم بامزه بود .. چه لحظاتی که تیپ عصبی داشت و چه لحظاتی که تو حالت خجالتی و توهم فرو میرفت. همه جوره ازش خوشم اومد و در کنار ابینا، کارکتر خیلی خوبی واسه معرفی شدن و آوردن به انیمه بود. حالا فقط تاچیبانا باقی می مونه که ظاهراً قراره تو اپیزود بعد اون و داستانش رو ببینیم. من از الان می دونم که قراره از تاچیبانا خوشم بیاد. چون همین الانش هم با دیدن لحظات کوتاهی از حضورش، بهش علاقمند شدم و فکر می کنم دیدن تصاویر بیشتری از اون، منو به سمتش بیشتر جذب می کنه. بهرحال باید منتظر اپیزود بعد باشیم و ببینیم چه اتفاقاتی بین تاچیبانا و اومارو می افته.

تو ادامه دوست دارم محیط بیرون از انیمه رو بیشتر ببینم. می دونم که اومارو مقر خودش رو خونه شون قرار داده ولی بهرحال دیدن محیط نمایشگاه ها و جاهای دیدنی دیگه ای مثل دریا یا کوهستان می تونه حسابی جو انیمه رو دلچسب تر کنه. احتمالاً چنین سناریوهایی در پیش داشته باشیم و فقط باید از این برهه زمانی معرفی کارکترها عبور کنیم.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- از اداهای بامزه تاچیبانا :



- نگاه های خشن کیریه :



- من که از دیدن لبخند های زیبای اومارو خسته نمیشم :





- و البته دیدن این صحنه های گیم بازی کردنش هم جای خود داره :



- بیچاره چه میمیک خواب قشنگی داشت :



++




- خود خواب هم معرکه بود :





- از میمیک های کیریه :





- برخورد کیریه با داداشی هم دیدن داشت :





- تصورات کیریه ، بقیه رو میوه فرض می کنه :



- وای، اینجا خیلی بامزه کیفشُ دست گرفته بود :

Black Lagoon S2 Ep 03

Black Lagoon S2 Ep 03





Non Non Biyori Repeat - Ep 02

Non Non Biyori Repeat - Ep 02


[میشه تو دل جنگل و تاریکی سر قوطی گمشده رو پیدا کرد. چرا که نه؟!]




بعد از پخش اپیزود اول انیمه، ترس عجیبی به دل هوادارای انیمه افتاده بود؛ ترسی که شاید آنچنان مهم به نظر نرسه ولی نکته ای قابل تامله. اینکه آیا انیمه داره برهه زمانی عقب تر رو به تصویر می کشه؟ آیا دوباره داریم درون لحظات فصل اول انیمه می چرخیم؟! آیا این Repeat واقعاً قراره تکرار زمان رو به ما نشون بده؟ با پخش اپیزود دوم و دیدن اینکه باز هم در برهه زمانی شروع ورود هوتارو به مدرسه قرار داریم، دیگه می تونیم با اطمینان بگیم که بله، همینطوره. انگار قراره این فصل گذری به گذشته و لا به لای خاطرات کارکترهای انیمه داشته باشیم و چیزایی رو ببینیم که تو فصل اول ندیده بودیم. هنوز نمی دونم این سناریو در ادامه چطور پیش برده میشه ولی حقیقش رو بخوام بگم، کمی از این موضوع دلخور هستم. دلم می خواست زمان به جلو برده بشه و درجا نزنیم. همم .. شاید درجا زدن عبارت مناسبی نباشه ولی بهرحال اتفاقیه که افتاده و باید ببینیم تو ادامه چه اتفاقاتی رو از میون دفترچه خاطرات فصل اول ورق خواهیم زد.

اما از طرف دیگه، حس خوبی که از این بابت دارم اینه که شاید داریم این فصل رو به دیدن جلوه ای متفاوت از فصل اول میریم تا واسه دیدن یک فصل سوم جدید آماده بشیم. یعنی با این اوصاف احتمال وجود فصل سوم بالاتر از حالت معمولی میره. شاید استودیو و کارگردان با برنامه متفاوتی شروع به ساخت این فصل دوم کردند و می خوان یه جورایی ما رو آماده دیدن فصل سومی کنند. بهرحال خوش بین هستم .. درسته که برهه زمانی تکراریه ولی حس خوب انیمه همچنان سر جای خودش باقیه و اتفاقات جدیدی که به چشم می بینیم، لحظات دلچسبی رو برای من فراهم کرده. هر کدوم از کارکترها شیرینی خودشونُ حفظ کردند و بودن در یک چرخه زمانی و گذروندن لحظاتی که قبلاً سپری کردیم نمی تونه اونقدرها هم بد باشه.

این اپیزود مثل اکثر اوقات ، باز هم دو بخشی بود؛ بخش اول به مسابقه هیجان انگیز خط کش زنی اختصاص یافته بود. یه بازی من در آوردی و خنده دار که معلومه این بچه های دهاتی از سر بیکاری به سرشون زده و نوستالژی ناگهان به سمت من حمله ور شد؛ این ابداع بازی های کودکانه منو به یاد لحظات تاری از دوران کودکی خودم می ندازه .. نمی تونم درست اونا رو به خاطر بیارم .. لحظاتی که با هر چیزی که دور و برم میدیدم، بازی می کردم و خوشی رو با تمام وجودم لمس می کردم. شاید بهترین حسی که از این اپیزود نصیبم شد، همین حس برگشت ذهنم به دوران کودکیم بوده باشه .. دلم نمی خواد ازش دست بکشم و فراموشش کنم ولی می دونم که تا لحظاتی دیگه از ذهنم میره ... با اینحال، چقدر خوب بود که برای لحظات کوتاهی هم که شده، Non Non تونست تلنگری به ذهن من بزنه و خاطراتی فراموش شده و حبس شده در دور دست های ذهنمُ به یادم بیاره.


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>





>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


مسابقه و بازی خط کش زنی قاعده و قانون های پیچیده ای نداشت. فقط کافی بود خط کش طرف مقابلت رو از روی میز بندازی و تنها نکته پیچیده ش همون جریان چنگ نهایی بود که دارنده خط کش می تونست با خودکار خط کش خودشو نجات بده. این کار رو نی چان به خوبی انجام میداد و یه حرفه ای تمام عیار در بازی خط کش زنی به نظر میرسید. چنان حرفه ای بازی می کرد که ناتسومی مجبور به شکل دادن اتحادی برای شکست دادن اون شد. اتحادی که در انتها نتیجه خوبی گرفت و نی چان شکست رو به چشم خودش دید. تو این بین و این صحنه، لحظات بامزه و خیلی قشنگ زیادی داشتیم ... میمیک های چهره ، حرف های مقتدرانه ی رن چون، استراتژی های ناتسومی، کوماریِ بازنده و بیرون رفته از بازی که با چشمای گشاد شده بازی رو تماشا می کرد و یک عالمه جزییات خوب و دلچسب دیگه که تو همین فضای ساده جا داده شده بودند.

تو همین حین و بعد از تموم شدن بازی، بحث رفتن و دیدن ستاره ها پیش کشیده شد. تو نگاه اول حس کردم که دسته جمعی رفتن بیشتر به دل مینشست ولی بعد یاد همراه شدن های کوماری با هوتارون افتادم و ناخودآگاه لبخندی روی لبم نشست و فهمیدم که نه، ایده ی خوبیه .. بذاریم همین دو نفر با هم همراه بشن و پا به دل شب بذارن. اما قبل از اون با پچی آشنا شدیم ... سگ هوتارون که تو فصل اول اونو ندیده بودیم و این تبدیل به ابهام بزرگی برای من شد. اینکه هوتارون چنین حیوون خونگی ای داشته و ما تو فصل اول هیچی از اون ندیدیم! به نظر میرسه کارکتر خوبی واسه اضافه شدن به داستان باشه. حداقل این اپیزود خوب حساب نی چان رو رسید .. هه هه! امیدوارم بیشتر از اینها اونو ببینیم.


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>





>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


قدم زدن با پچی تو دل جنگل بشدت دلپذیر بود .. مثل همیشه خودم رو در کنار هوتارون حس می کردم .. مناظر سرسبز و زیبای جنگلی روستا احساس آرامش بخش بسیار زیبایی رو بهم میداد. حتی ظاهر هوتارون از نظر من حس آرامش خوبی داشت .. نمی دونم چرا ولی یه جورایی حس می کردم لباسی که پوشیده، رنگ و روی آرامش میده و به دلم نشسته بود. هر چند سردرگمی گم شدن از راه رسید و صحنه کمی تند شد ولی بازم سردرگرمیِ کودکانه و بامزه ای بود و زیبایی صحنه به هیچ وجه از بین نرفت. و خدا رو شکر که هوتارون بیچاره تونست راه خونه رو پیدا کنه. گم شدن تو یه روستا استعداد عجیبیه که هر کسی اونو نداره ولی ظاهراً هوتارون اون استعداد رو داره!


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>





>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


نیمه دوم پا به دل جنگل و شب گذاشتیم .. به سمت تپه ای رفتیم که قولش داده شده بود .. قرار بود یک منظره فوق العاده زیبا از ستاره های آسمونُ اونجا ببینیم و با اینکه کش و قوس های زیادی در بین راه داشتیم ولی واقعاً اون منظره بی نهایت دلچسب رو دیدیم. مهم نیست که هوتارون و کوماری هیچ کدوم چیزی از صورت های فلکی نمی دونن ، مهم اینه که اونا لذت بودن تو چنین فضایی رو بردند. منم غرق در خوشی بودم و دلم می خواست این لحظه رو تا مدت زیادی درون ذهن خودم جاسازی کنم.

اما بذارید کمی به عقب برگردیم، خریدن آبمیوه از ماشین خرید و بعد از اون افتادن سر قوطی کوماری از اون جریانات انیمه ای باورنکردنی بود .. البته حتماً می دونید که افتادن سر قوطی رو نمیگم؛ بلکه پیدا شدن سر قوطی تو راه برگشت رو میگم .. ... وای، آخه چطور ممکنه بین این همه جا و مکانی که هوتارون و کوماری بدون چراغ قوه می تونستن پا بذارن، دقیقاً به سراغ جایی برن که سر قوطی آب پرتقال افتاده بود؟! و بعدش هم جوری رفتار کردن که انگار نه انگار اتفاق بزرگی افتاده!! حداقل یه ذره غافلگیر بشید ... شاید اونا زیادی نگران گم شدنشون بودند که دیدن همین سر قوطی باعث خوشحالیشون شد و دیگه اهمیتی به جزییات مسئله ندادن. بهرحال صحنه، از اون صحنه های خاص و باحال این فصل بود. بلاخره راه رو پیدا کردند و به خونه برگشتن. برخلاف حرف های کوماری، مادرش تو این اپیزود ، تو حداقل نمایشی که داشت مهربون رفتار کرده بود و فکر نمی کنم اونقدرها از دستشون عصبانی شده باشه.


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>







>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


در نهایت، اپیزود بسیار دل انگیزی بود؛ تایم لاین تکراری انیمه منو اذیت نمی کنه. حس می کنم می تونم زود بهش عادت کنم و حتی همون دلخوری کوچولویی که داشتم هم از بین میره. می دونم لحظات خوش و جدیدی انتظارمُ می کشه. باز باید خدا رو شکر کرد که شدت تکرار لحظات از فصل اول در حد بالایی نیست و بجز یکی دو صحنه تا به الان همه چیز جدید بوده. بجز تایم لاین هم نقطه ضعف دیگه ای در فضای انیمه به چشم نمی خوره و همین دل خوشی خوبی به من میده و پیش بینی می کنم در آینده بیشتر از اینها هم از انیمه لذت خواهم برد .. پس روی هم رفته حس خوبی درباره ادامه انیمه دارم ... با تمام وجود آماده دیدن ادامه راه و داستانم.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- اولین نیانپاسوی فصل رو تو حالتی تکراری شنیدیم .. ولی بدجور مزه داد.



- ذوق کوماری از شنیدن کلمه سنپای :



- هیجان غیرقابل وصف بازی خط کش زنی :



- لحظه شکست نی چان ، بسیار درگیر کننده و با یک استراتژی فوق العاده خوب پیش برده شد :



- اینا عجب جایی ماشین خرید دارن ... معلومه که هر چی حشره ست دورش جمع میشه!



- کوماری انتظار داشت قورباغه ببینه!



- بهم ریختن های کوماری حرف نداره .. عالـــــــــیه :



- و اینگونه یاندره بازی هوتارون آغاز گردید :

Diamond no Ace S2 - Ep 15

Diamond no Ace S2 - Ep 15



درود به این کاپیتان با ابهت!

واقعاً میوکی داره سنگ تمام میذاره و کل تیم رو یک تنه به دوش میکشه؛ هم از لحاظ احساسی و هم از لحاظ فنی .. همه جوره داره تیم رو در مقابل اوگوموری و اومیمیا به جلو هل میده. با شارژ شدن میوکی، زونو هم به دنبالش خوب حرکت می کنه و زونو بخاطر عصبانیتی که از دست میوکی داشته، انرژی مظاعفی واسه چوب زدن توپ ها پیدا کرده و واقعاً داره خوب بازی می کنه. اونم زونویی که تا چند وقت پیش اصلاً جز کارکترهای اصلی نبود و یهو بهش بها دادیم. اینجوری نشون دادیم که می تونیم حتی از کارکترهای فرعی هم کارکتر خوب بسازیم و به این میگن رشد کارکتری قابل قبول و باور پذیر.

اما خب، اقتدار تیم سیدو فعلاً در دستان پرتوان میوکیه. میوکی داره به زیبایی هر چه تمام تر تیم رو به جلو حرکت میده و نه تنها اختلاف عقب مونده رو جبران کردن، بلکه سیدو تونست چند امتیاز هم از اوگوموری جلو بیافته. حرکاتی غافلگیر کننده، هوم ران هایی که کسی انتظارشو نداره. همه چیز داره به نفع سیدو حرکت می کنه و به نظر میرسه با اپیزود بعدی پرونده بازی سیدو، اوگوموری رو ببندیم و به سراغ بازی بعدی بریم. تو این بین چیزی که مشخصه و بهش اشاره هم شد، وضعیت فورویاست که در عین عالی بازی کردن، شمارش پرتاب توپش بالا رفته و باید کم کم به فکر تعویضش باشیم. احتمالاً اپیزود بعد این اتفاق بیافته و ساوامورا وارد بازی بشه. ساوامورا حضوری هرچند کوتاه ولی موثر در پایان دادن به این بازی خواهد داشت.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- چوب زنی های عالی میوکی و زونو :





- جو دادن ساوامورا از روی نیمکت زیاد به دل بقیه خوش نیومده :



- از اون افکت های زیبای مسابقه ای انیمه ، اینبار میوکی :



- یکی از هوم ران های اپیزود :



- و البته اومیمیا و بقیه هنوز هم در حالت مبارز بودن قرار دارند و کم نیاوردن .. روحیه شون عالیه :

Diamond no Ace S2 - Ep 14

Diamond no Ace S2 - Ep 14



چه زود 14 هفته گذشت ..

این هفته وارد مسابقه سیدو با اوگوموری شدیم. سیدو با تفرقه و کشمکشی که هفته قبل بین بازیکنانش به وجود اومده بود جو سنگینی رو درون تیم خودش داشت و به نظر میرسید اتحاد به این سادگیا به وجود نمیاد ولی تو همون شروع میوکی کار خوبی کرد و از همه خواست که فعلاً به فکر برد تیم حریف باشن و اختلافات رو فراموش کنن. حتی زونو هم این موضوع رو درک کرد و می دونست که باید کار خودشو درست انجام بده. هدف اونا بزرگتر از اونه که بخاطر مسئله ای به این سادگی از خوب بازی کردن دست بکشن. بهرحال، تو شروع فورویا پیچر اول بود ولی وقتی به اومیمیا و چوب زنیِ اون رسیدیم، فورویا با به خاطر آوردن جملات تحریک کننده اومیمیا ، دچار اشتباه شد و نتونست دستورات تاکتیکی میوکی رو اجرا کنه. همین باعث شد میوکی به طرز عجیبی عصبانی بشه و با فورویا محکم برخورد کنه.

به عنوان کاپیتان چنین حرکتی قابل قبوله و فورویا باید هم به فکر تیم می بود. نباید اینطور بی فکر بازی میکرد و فقط بخاطر رودرویی با اومیمیا دستورات رو ندیده بگیره. بهرحال ترکیب پیچر و کَچر ، ترکیبیه که باید با هم تعامل صحیحی داشته باشند و وقتی تاکتیک توسط یکی از اونا نادیده گرفته بشه، کل سیستم بازی بهم میریزه. اما همین اشتباه فورویا باعث شد اومیمیا یه هوم ران خیلی باحال بگیره و باعث امتیاز گیری تیمش بشه .. اونم نه یک امتیاز، بلکه سه امتیاز کامل رو برای تیم اوگوموری بدست آورد.

اما لحظه آخر اپیزود، باز هم مثل اکثر اوقات یک کلیف هنگر عالی داشتیم .. جایی که میوکی به عنوان کاپیتان بَتر بود و اومیمیا پرتاب لغزنده ای رو که تا بحال کسی ندیده بود، پرت کرد. سلاح مخفی خودش رو رو کرد .. و حالا میوکی میخواد ثابت کنه که تیمشون هنوز می تونه از پس اومیمیا بر بیاد و اومیمیا می خواد برد تیمشُ به اثبات برسونه. نبرد بین این دوتا مطمئناً نتیجه بازی رو مشخص خواهد کرد. کافیه میوکی چوب رو بزنه تا امید و انگیزه به تیم سیدو برگرده و یه حسی به من میگه که میوکی از پس زدن چوب برمیاد .. باید ببینیم. 



صحنه‌هایی از اپیزود :

- ژس های باحال اومیمیا :





- هوم رانی که اومیمیا گرفت :



- برخورد جدی میوکی با فورویا :

Himouto! Umaru-chan - Ep 02

Himouto! Umaru-chan - Ep 02





وقتی هنوز انیمه شروع به پخش نکرده بود، انواع و اقسام تبلیغات فروش اکشن فیگور و بالشت های مربوط به این انیمه رو میدیدم و همیشه درباره اون بالشت گربه ای که تو این اپیزود دیدیم، کنجکاو بودم. شاید ایده به فروش گذاشتن اون بالشت قبل از پخش شدن انیمه آنچان ایده جالبی نبوده باشه ولی از همین اپیزود دوم ، مانوری روی اون بالشت داشتیم و دیدیم که کارکترهای انیمه چقدر دوست داشتن اون بالشت رو به دست بیارن و حالا مطمئنم سیل عظیمی از اوتاکوهای ژاپنی هم دست به جیب میبرن و اون بالشت گنده رو میخرن! و چه جمعیتی هم واسه بدست آوردن اون بالشت به مسابقه اومده بودند. بهرحال، کنجکاوی من درباره نکولومبوس (!!) برطرف شد و دیگه واسم سوال برانگیز نیست.


اما در مورد اپیزود، اینبار نوبت به داستان ابینا و اومارو چان رسید .. از همون شروع انیمه دوست داشتم بیشتر از اینا با ابینا آشنا بشم و خوشحالم که یک اپیزود کامل بهش اختصاص داده شد. حالا می تونیم بریم سراغ کارکترهای بعدی .. اما در مورد ابینا، شاید بهتره از لحظات آخر اپیزود شروع کنم و از فلش بکی که درباره ش دیدیم، صحبت کنم. اونجا به راحتی با خودم گفتم، پس بگو چرا ابینا اینقدر تو دل برو و نازه! معصومیتی روستایی در دل خودش داره و اون حس و حال پاک و صادقانه ای که درون کارکترش داره، حالا واسم معنای زیباتری پیدا می کنه و بیشتر از قبل می تونم اونو درک کنم. برخلاف اومارو که دختری لوس و شهریه و غرق در دنیای مجازی و فیلم و انیمه ست، ابینا نگاهش به آدمای دور و بر خودشه؛ اونی چان رو با چشم خودش می بینه و از اینکه اون اینقدر باهاش خوب برخورد می کنه، سپاسگذاره و دوست داره بیشتر از اینها احترام خودش رو تقدیم به اونی چان بکنه. خصوصاً با اتفاقاتی که تو این اپیزود افتاد، حس نزدیکی بیشتری به اون کارکتر خواهد داشت. و لهجه آکیتایی هم خیلی به دل می نشست .. امیدوارم بازم بتونیم این لهجه رو بشنویم.


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> >>







>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> >>


اومارو باز هم دنیای خودش رو داشت؛ شب زنده داری می کرد و بازی آنلاین میزد، دیدن فضای بازی آنلاینش در نوع خودش خنده دار بود .. اون کارکتر عجق وجقی که روی صفحه بود و اینکه هیچ کس دیگه بجز اومارو آنلاین نمونده بود. تو حالت معمولی تصور می کنم که اوتاکوهای دیگه باید وجود داشته باشند که تو اون ساعت از روز تو دنیای بازی های آنلاین الاف باشند ولی خب تو این مورد از خیر گیر دادن به این مسئله می گذرم. مهم نکته تنها موندن اومارو تو صبح بود که بهم رسونده شد. چیز دیگه ای که فهمیدیم این بود که ، نوشابه خوردن اومارو شب و روز نداره و حتی سر صبح هم نوشابه می خوره! و چقدر بدجنسی کرد که داداش بیچاره رو با اینهمه خستگی بیدار کرد .. واقعاً شیطنت هم حدی داره. بذار بیچاره بخوابه. من به مرور زمان دارم بیچارگی این داداشه رو بیشتر حس می کنم و باهاش احساس همدردی می کنم .. ابینا در نوع خودش معصومه و در اون شکی نیست ولی داداشه هم یه جور دیگه گناه داره. زحمت کشیدن صبح تا شب و بعد رسیدن به خونه و وقت گذروندن .. یا بهتر بگم عذاب کشیدن از دست چنین خواهری خیلی سخته.

بیاین کمی درباره صحنه رستوران حرف بزنیم .. چی شد، واقعاً صحنه بامزه ای بود .. ابینا اینقدر ذوق زده شد که نتونست داد و بیداد اومارو رو متوجه بشه. کمی کلیشه ای .. شاید ولی بازم صحنه جالب انگیزی بود و منو باش که فکر می کردم اومارو بتونه بیشتر از اینها جلوی خودش رو بگیره. اونم با این وضع نجابتی که در بیرون از خونه داشت .. تصور می کردم که تا بحال به یک حرفه ای تمام عیار تبدیل شده باشه. پس با این اوصاف، بعید نیست به زودی از هم پاشیدن اومارو رو جلوی دوستای خودش ببینیم .. خصوصاً با فشاری که داداشش بهش میاره. بهرحال دیدن اینکه اومارو اونطور بچه بازی در آورد و واسه خریدن یک بازی چنین الم شنگه ای راه انداخت، از جمله خوشی های این اپیزود بود که تونستیم به چشم ببینیم.


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> >>





>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> >>


روی هم رفته، اپیزود حس خوبی داشت .. با داشتن مسابقه ، بدجنسی های اومارو، ابینا چان و فلش بک دوست داشتنی ش و اینکه بیشتر باهاش آشنا شدیم و ... کلاً راضی بودم و آنچنان ضعف خاصی نسبت به هفته گذشته تو این اپیزود ندیدم. و حتی شاید بیشتر مشتاق بودم که به این نقطه برسیم و با ابینا چان آشنا بشم. قبلاً گفته بودم که چقدر ازش خوشم اومده و از الان تو لیست دخترهای برتر فصلمه. و اینطور که به نظر میرسه قسمت بعد قراره دوباره تاچیبانا رو ببینیم که دلم واسه اون حالت چشماش تنگ شده و در کنارش تمرکزی هم روی موتوبای شناگر داشته باشیم. اومارو قراره شاگرد بگیره و دانش آموزی واسه خودش داشته باشه. اگه قرار باشه خصوصی تدریس کنه، خونه دوباره تر و تمیز میشه. که بازم خیال داداشش رو راحت می کنه. باید منتظر دیدن اپیزود بعد بمونیم.

راستی .. همچنان OP , ED واسم دوست داشتنی هستن .. ^_^

+


صحنه‌هایی از اپیزود :

- از میمیک های خارج از خونه ی اومارو :



- این یکی هم عالیه :



- بازم ناز کردن های اومارو ، جالبه که داداشه هنوزم گول میخوره :



- تعجب داداشی از تمیزی اتاق و خونه :



- سرخ شدن های ابینا رو خیلی دوست دارم .. عالیه :


- کارکتر اومارو تو بازی آنلاینش :



- نقشه ای اومارو ، نقشه خوبی بود ولی حیف که خودش خوابش برد :





- دادن بالشت به ابینا چان :



- و عصبانی شدن صاحبش :





- البته لذت دیدن این صحنه اونقدر بود که از اینکه بالشت به ابینا چان رسیده، ممنون باشیم :

Baby Steps 2nd Season - Ep 15

Baby Steps 2nd Season - Ep 15



و به این میگن یک آماده سازی مهیج!

واقعاً با این اپیزود و اتفاقاتی که درش افتاد، جو رو برای دیدن یک مسابقه فوق العاده آماده کردیم. شناخت ما از ایده اونقدرها زیاد نبود ولی گذروندن 20 دقیقه این اپیزود با این کارکتر باعث شد که به فهم بسیار خوبی از کارکترش دست پیدا کنیم. تصادفی که رخ داد و ایده که اونجا حضور داشت و بی توجه به اینکه زمان مسابقه ش داره فرا می رسه، بهمراه پسر بچه به بیمارستان رفت، واقعاً یه عمل تحسین برانگیز بود. شاید اگه کس دیگه ای جای اون بود، اینکارو نمی کرد و میذاشت بقیه به اون پسر بچه رسیدگی کنند. کس دیگه .. همم ، البته شاید اگه ماروئو هم جای اون بود، با توجه به شناختی که ازش داریم، همون کار ایده رو تکرار می کرد ولی بهرحال ماروئو پاکی و بازی جوانمردانه ی خودش رو جای دیگه رعایت کرد و تصمیم گرفت در عین اینکه حقشه برد رو تصاحب کنه، منتظر ایده بمونه و یک بازی جوانمردانه رو در برابر بازیکنی که به جون انسان دیگه ای اهمیت داده، ارائه بده.

تمرکز خیلی خاصی روی جمعیت تماشاگران زمین بازی داشتیم؛ مشخصه که جو به نفع ایده چرخیده و حتی کسایی که اهل تنیس نیستن، با شنیدن موضوع و جریان نجات دادن پسر بچه مشتاقانه واسه تشویق ایده به دور زمین جمع شدند. شاید اگه خبر کوتاه اومدن ماروئو هم بینشون می پیچید، کمی هم به نفع ماروئو تشویق میشنیدیم ولی فعلاً جو شدیداً به نفع ایده هست و خصوصاً با خصوصیات بازی ای که داره، اینکه با تشویق شدن و مثبت بودن فضا به نفع خودش، بهتر از همیشه بازی می کنه، فضای بازی واسه ماروئو شدیداً خطرناک به نظر میرسه. جالب اینه که حتی کاگیاما هم نمی تونست ماروئو رو تشویق کنه و تماشاگرای دیگه چشم غره خنده داری بهش داشتند.

لحظه شروع مسابقه هم در نوع خودش جالب انگیز بود؛ روحیه ای که ایده داشت و دیالوگ هایی که بین اون و ماروئو رد و بدل شد، اصلاً به مسابقات قبلی شباهتی نداشت. معمولاً اینجور مواقع دو حریف به حالت خشن و بی رحمانه در مقابل هم فرو می رفتند ولی اینجا ایده و ماروئو با مهربونی با هم خوش و بش کردن و شروع مسابقه رو استارت زدن. مسابقه مسلماً برای ماروئو سخت تر از ایده خواهد بود و باید ببینیم زیر فشار تماشاگران و استعداد و سطح بازی ای که خود ایده داره، چطور عمل می کنه. هر چند با شناختی که از ماروئو داریم، می دونیم که می تونه به شرایط غلبه کنه و زودتر از اون چیزی که تصور میشه، جو بازی رو کنترل کنه ولی بهرحال لحظات شروع سنگینی رو پشت سر خواهد گذاشت.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- ذوق ناتسو از بردی که آورده بود، خیلی بامزه بود :



- چه راحت مسئله رو به بقیه گفتن .. خیلی طبیعی پیش رفت :



- یوکیچی بدجور تو این اپیزود ماروئو رو اذیت می کرد ، قیافه ساساکی هم دیدن داشت :



- ایده در کنار پسر بچه صدمه دیده :



- تشکر دوستای ایده از ماروئو بخاطر منتظر موندنش :



- و شروع مسابقه به این حالت باحال :