M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Hajime no Ippo: Rising - Episode 22

Hajime no Ippo: Rising - Episode 22

وارد یک فضا و یک حس کاملا متفاوت از هاجیمه شدیم؛ جایی که با کومگاوا و نکو در اوج دوران جوانی خودشون و با دختری به نام یوکی همراه شدیم. یوکی، دختری بود که شادابی خاصی داشت و به قول کومگاوا "هر کسی به راحتی عاشق اون میشد" رابطه بین کومگاوا و نکوتا به شکل خیلی جالبی به تصویر کشیده شد و نکته‌ای که تو این خیلی دوست داشتم، دوبلورهایی بود که برای نکوتا و کومگاوای جوان انتخاب کرده بودن؛ یکی Miyano Mamoru ـی بینظیر که نیازی به تعریف نداره و کومگاوا رو به کارکتری عالی تبدیل کرده و یکی هم Yoshino Hiroyuki با اون صدای خاص خودش و حس کمدیک بامزه‌ای به کارکتر نکوتا داده. به نظر میاد آرک پایانی خیلی خوبی برای پایان فصل باشه و درام خیلی خوبی هم پشت داستان نهفته ست. اون سرباز آمریکایی، بوکسور خیلی خوبی بود و حالا باید منتظر پیشرفت نکوتا و کومگاوا برای مبارزه با اون آمریکایی باشیم. پیشرفتی که با حمایت یوکی به سمت جلو حرکت میکنه و صحنه‌های احساسی زیبایی رو بین این سه کارکتر رقم میزنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- دو دوست قدیمی در کنار هم :



- نجات یوکی از دست سرباز آمریکایی :



- درگیری‌شون با سرباز :



- تمرینات دو نفره نکوتا و کومگاوا :

Kill La Kill - Episode 21

Kill La Kill - Episode 21




[این صحنه چه باحال بود
]

مبارزه ریوکوی جنکتسو پوشیده و ساتسکی سنکتسو پوشیده! عالی بود .. یه اپیزود بیدار کننده برای ریوکو؛ اپیزودی که تمام لحظاتش به زیبایی صرف برگردندن ریوکو به دنیای واقعی و خارج کردن اون از توهمی که از پوشیدن جنکتسو بهش غلبه کرده بود، شد. وقتی این اپیزود رو میدیدم، نمیتونستم بیخیال ترکیب زیبای موسیقی و حرکات فوق العاده عالی دوربین بشم! واقعا بعضی از جاها به صورت ناخودآگاه چشم منو به خودش خیر کرده .. مثلا همین صحنه شروع و روربرویی دو دشمن قدیمی اینبار با لباس‌های مختلف رو چک کنید که چه زیبایی داره یا مثلا صحنه درگیری ساتسکی با هاریمه نوئی تو دقیقه 17 .. دوربین به شکل جالبی چپ و راست میشد و واقعا زاویه تصاویر شکل خیلی باحالی داشت .. جذابیت کار رو چندین برابر کرده بودن. در نهایت و اواخر اپیزود ماکو و سنکتسو با کمک بقیه تونستن به ریوکو برسن و اونو از اون فضای گیر کرده بیرون بکشن. صحنه‌هایی که ریوکو رو از اون خیال و رویا بیرون میکشیدن و آبشار خونی که به اون سبک جلوی روی اونا جاری شد، جز بهترین نکات مثبت این اپیزود بودن و واقعا حس گیر افتادگی ریوکو رو به راحتی میشد حس کرد. روی هم رفته استایل به تصویر کشیده شدن اون تصاویر و موسیقی متن حسابی به بهتر شدن صحنه کمک کرده بود.

نقش ساتسکی و ریوکو تو این قسمت خیلی جالب بود و هر کدوم به شکلی تونستن ریوکو تو بیدار شدن‌ش همراهی کنند. صحنه‌های آخر اپیزود، جایی که ریوکو اونجوری هاریمه رو به دیوار میخکوب کرد و بعد از اون جنکتسو رو ریز ریز کرد و غرق در خون شد، بهترین شیوه واسه پایان دادن به اپیزود بود .. مثل همیشه هیجان به سطح بالایی رسید و اپیزود تموم شد. از طرف دیگه راگیو داشت کار بزرگی رو انجام میداد، یه چیزی رو میساخت و حالا با بیدار شدن ریوکو، میتونیم انتظاره همراه شدن ریوکو با ساتسکی در شکست دادن راگیو رو ببینیم! بلاخره ریوکو با ساتسکی یکی میشن و به سمت یک هدف حرکت میکنند .. شکست دادن راگیو! باید ببینیم راگیو چه کاری انجام داده و چقدر

کوتاه و جزیی :

- شوهر قلابی ریوکو چه بامزه افتاد!
- یه صحنه یوری بین ریوکو و هاریمه نوئی داشتیم! غیرمنتظره بود.
- ساتسکی در نقش یک کارکتر مثبت هنوز اُبهت خودشو از دست نداده.
- ماکو چان شیرجه‌‎هاش حرف نداره!
- Hallelujah های ماکو چان تو این اپیزود کمی متفاوت بودن.
و ...

صحنه‌هایی از اپیزود :

- برتری ریوکو به ساتسکی :



- گارد محافظ ماکو چان :



- صحنه رویای گیر کرده ریوکو عالی بود :



- ریوکوی غرق در باران خون :

Mikakunin de Shinkoukei - Episode 09

Mikakunin de Shinkoukei - Episode 09

این قسمت واقعا خوب بود و حس کردم انیمه از لحاظ پیشروی داستان یه گام بلند برداشت و حسابی از دیدن‌ش راضی بودم. تمرکز دو اپیزود اخیری که روی کونوها داشتیم، فضای کار رو خیلی بامزه کرده بود. کارکتری که علاوه بر ظاهر دوست داشتنی‌ش، یکی از دوبلورهای خوب انیمه‌های Slice of life ـی رو هم داره. (Fujita Saki) هرچند سخت میشه از به گریه انداختن کوبینی و کاری که کرد، گذشت ولی چون به داستان و زیباتر شدن فضا کمک کرد، ایندفعه رو نسبت به مجازاتش کوتاه میایم! احساساتی شدن کوبینی تو این اپیزود و فکر کردن راجع به رابطه خودش با هاکویا شکل خیلی خوبی داشت و اواخر اپیزود جایی که کوبینی به اون حالت درباره علاقه خودش به هاکویا حرف زد، نقطه اوج اپیزود بود و یه پایان‌بندی خوب بود. میشد کم کم علاقمند شدن کوبینی رو حس کرد و اینجا دیگه بلاخره اون رو به شکلی غیر از فکر کردن، نمایش داد که نکته مثبتی ـه. به نظر نمیاد کونوها حریف عشقی سختی واسه کوبینی باشه .. بهرحال، نامزدی این دوتا از قبل نوشته شده و کونوها باید بیخیال قضیه بشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- این تصویر بین اپیزود خیلی واسم جالب بود :



- گریه کردن کوبینی بعد از فکر کردن به هاکویا :



- رفتار کونوها جلوی بنیو خیلی بامزه بود :



- عصبانیت هاکویا از دست آشغال توی چشم کوبینی (!؟!!) .. :

Sakura Trick - Episode 09

Sakura Trick - Episode 09




یک مقدار از شدت یوری انیمه کم شد. نکته منفی نبود و اتفاقا چیزای جدیدی رو شد که دوست داشتم. مثلا اون تیکه آخر مربوط به یوزو و کائده واقعا جالب بود. کاش کمی بیشتر رابطه بین شون صمیمی میشد ولی بهرحال بازم جالب بود و با اینکه حتی اشاره ای به اینکه قراره بینشون اتفاقی بیاته، نمیشه .. من بازم بهش امید دارم. میتسوکی تو این اپیزود حسابی عالی بود. عکس العمل ها و رفتارش حسابی کاوایی و بامزه بود. صحبت نیمه اول تلفنی هاروکا و یو هم جز نقاط مثبت اپیزود بود .. رفتن به انتهای اون صحنه و وارد شدن به فضای بوسیـدن تلفنی واسه من یه مقدار زیادی بود .. هه هه. یعنی اونقدرا از این حالتی شدن صحنه خوشم نیومد. ولی مطمئنم که کسایی بودن که از این صحنه لذت بردن. بهرحال خود مکالمه تلفنی کمدی خیلی خوبی داشت. تعقیب میتسوکی یوزو و کائده به دنبال هاروکا و یو داشت خطرناک میشد. میمیک های کائده موقع دیدن اونا خیلی باحال بود. رفته رفته کارکتر جالبی شده ... قبلا اونقدرا موردتوجه من نبود ولی خیلی خوب تونسته خودشو جا کنه و حالا فقط به یک زوج یوری نیاز داره تا همه چیز براش کامل بشه. 3 اپیزود باقی مونده هم میتونه خیلی خوب باشه.

متاسفانه از اونجایی که مانگاش ترجمه نشده، دیگه بعد از تموم شدن انیمه، چیز خاصی برای ادامه دادن باقی نمیمونه. انیمه خوب تحویل گرفته شد و خیلی ها سوپرایز شده بودن ولی بازم ... فکر اینکه یه انیمه یوری سیزن دوم بگیره؟ هممم ... فکر نکنم شدنی باشه. زمان همه چیزو مشخص میکنه. من فعلا با لذت بردن از انیمه های دیگه خودمو سرگرم میکنم. Slice of life هایی که قرار بیان خیلی براق به نظر میان و منم آماده رفتن به سراغ اونا هستم. بگذریم ..

صحنه‌هایی از اپیزود :

















Non Non Biyori - Character Songs

ادامه آهنــگ کارکترهای انیمه که منتشر شدن و اگه به ترک‌های قبلی علاقه داشتید، این دوتا هم شنیدنی هستند. بعد از گذشت یک فصل کامل از پخش انیمه، فرصت خوبی واسه به یاد آوردن لحظات دوست داشتنی انیمه ست. چه بهتر که با آهنــگ جدیدی از دوبلورها و کارکترهای انیمه باشه.

Character Song - 02

[Natsumi Koshigaya & Komari Koshigaya ( Ayane Sakura & Kana Asumi]




دانلود آهنـــــــگ کارکتر ناتسومی و کوماری :



Non Non Shimai

+

Character Song - 03
[Komari Koshigaya - Kana Asumi]



دانلود آهنـــــــگ ذیگه‌ای از کارکتر کوماری :

夏色の風景

Sakura Trick - Episode 06 & 07 & 08

Sakura Trick - Episode 06 & 07 & 08

رفتن به مسافرت دو هفته ای و گرفتاری و درگیر بودن اصلا بهم فرصت نداد دوباره راجع به انیمه چیزی بنویسم ولی نگران نبودم؛ انیمه همچنان با اقتدار یوری زیبای خودشو ادامه میده. :دی واقعا خوب تونستن سطح کیفی کار رو نگه دارن و با اینکه بعد از مشخص شدن زوج ها فکر میکردم کمی افت میکنه، ولی هنوز آنچنان که فکر میکردم افت نکردهو خیلی راحت دارم داستان و فضای انیمه رو دنبال میکنم. ورود میتسوکی حجم زیادی از سرگرمی رو به فضای انیمه وارد کرد و به نظر من یکی از مهم ترین دلایل باقی موندن انیمه در جو خیلی خوب همین حضور میتسوکی بود. هرچند گاهی بین صحنه های رمنس بین یو و هاروکا میپره و کارشونو قطع میکنه ولی از طرف دیگه انیمه اونقدر صحنه های رمنس خوب داره که قطع شدن یکی از اونا اصلا دلخور کننده و اذیت کننده نیست. مثل بقیه انیمه های معمولی نیست که تو طول 12 اپیزود یه صحنه بوسیـــدن داره که اونم توسط یه مزاحم قطع میشه. این انیمه به راحتی هر اپیزود 3 ، 4 صحنه بوسیـــدن داره که به عنوان یه انیمه برش زندگی واقعا نوبره و کسی انتظارشو نداشت. حتی من که به ژانر یوری علاقه زیادی داشتم فکر میکردم حداکثر هر دو اپیزود 1 بوسه داشته باشیم و ببینیم ولی کاملا انتظاراتم شکسته شد و چیزای جدیدی دیدم.

این سه اپیزود اخیر همه چیز داشتیم؛ فن‌سرویس استخر، شب موندن تو مدرسه برای فستیوال، اجرای نمایش سفید برفی و شرکت میتسوکی تو نمایششون، معرفی آبجی کوچولوی کوتونه، شال گردن خریدن و ... دوست داشتم تک تک اونا رو توضیح بدم چون واقعا برام جالب بودن ولی بهرحال طولانی میشه و همین تیتروار هم کافیه. علاقه میتسوکی به هاروکا داره زیادتر میشه و به نظر میاد تو قسمت 9 ام قراره اتفاقی بین اون و هاروکا بیافته .. چیزی که معلومه میتسوکی حسابی با رابطه دوتا دختر مشکل داره ولی از طرفی خودش به سمت هاروکا کشیده شده که معلوم نیست داستانو به کجا میبره. هاروکا به یو علاقه داره و بعیده که به میتسوکی جواب درستی بده و البته میتسوکی از اون کارکترهایی نیست که احساسات خودشو بیرون بریزه.

اپیزود هشتم واقعا عالی بود. یه سو تفاهم بامزه از طرف یو چان.. فکر میکردم هاروکا باهاش قرار ازدواج گذاشته و به اون شکل بچگانه استرسی شده بود و نمیدونست چیکار کنه. بلاخره با اون صحنه رفع شدن سو تفاهم روبرو شدیم و اینکه چطور هاروکا اونو میبوسیــد. واقعا صحنه جالبی بود و بخاطر همون صحنه، قسمت دوم اپیزود یعنی کریسمس ساکورایی به شکل جذاب و دیدنی در اومد. جایی که با زیبایی هرچه تمام تر یه صحنه رمنس رو بین یو و هاروکا دیدیم. جایی که اون مراسم چراغانی برگذار شده بود و میشه گفت که اینجا واقعا احساسات شون رو بهتر از قسمت دیگه ای به نمایش کشیدن. باید ببینیم تو ادامه چه برنامه ای برای هاروکا و یو دارن. این انیمه از اون انیمه هایی نیست که فصل دومی براش ساخته بشه .. اگه اشتباه نکنم مانگا هنوز در حال انتشاره ولی خُب، بعیده و بعیده. هرچند من و خیلی از طرفدارها امیدوار میمونیم ولی شانسش کمه. در عوض میتونیم به امید یه یوری دیگه منتظر باشیم و فعلا با امید مشخص شدن تاریخ پخش Yuru Yuri منتظر میمونم. بهار هم که یه انیمه یوری خیلی جالب داریم .. امیدوارم انیمه خوبی بشه.

صحنه‌هایی از سه اپیزود گذشته :







































Golden Time - Episode 19 & 20

Golden Time - Episode 19 & 20

دو قسمت اخیر اتفاقات زیادی نیافتاد (البته تا اواخر قسمت 20) ولی دو موضوع نسبتا مهم رو دنبال کردیم؛ یکی علاقه یک طرفه میتسو به لیندا بود و یکی جریان حلقه ای که مادر بانری بهش داد و حالا بانری به فکر دادن اون حلقه به کوکو بود. خیلی خوب شد که بلاخره جریان بین لیندا و میتسو رو فهمیدیم، به نظر میاد زوج خوبی بشن و شاید از اونجایی که کوکو دختر اول انیمه ست، انتظار اینکه میتسو به لیندا برسه، اونقدرا دور از ذهن نباشه و یه جورایی شدنی ـه. بازیگوشی با حلقه و اینور اونور بردن‌ش هم کمی طول کشید، تو این بین بچه‌های باشگاه چایی رو هم دوباره دیدیم که مثل همیشه بامزه بودن و .. بلاخره ما رو به سمت نقطه اوج داستان هُل دادن.

صحنه‌ای که بانری در حین اون رقص دسته جمعی یهو بهم ریخت و با گذشته خودش و خاطراتش روبرو شد، واقعا جالب بود. قسمتی از وجود بانری در حال برگشتن بود و خاطراتی که در جای دوری نگه داشته میشدن، حالا قراره به سمتش برگردن. به نظر من این موضوع شاید مهم‌ترین بخش کُل داستان باشه و میتونه حسابی سرنوشت کارکترهای اصلی رو رقم بزنه و پایان بندی انیمه رو شکل بده. اینکه بانری به سمت لیندا برمیگرده، با وجود خاطرات قبلی و شخصیت قبلی‌ش قابل پیش بینی ـه ولی با توجه به وجود کارکتری مثل کوکو و علاقه ای که بانری به اون داشته، چطور قراره داستان به جلو حرکت داده بشه؟ بهرحال ممکنه راهی برای برگشت عشق کوکو به بانری وجود داشته باشه و باید ببینیم بانری با این هجوم ناگهانی خاطراتی که دارن از راه میرسن، چطور برخورد میکنه و چه عکس العملی نشون میده.

چیزی که مشخصه اینه که، سطح درام اپیزودهای بعدی بالا میره و میتونیم صحنه‌های درگیر کننده خیلی خوبی رو ببینیم. صحنه‌هایی بین بانری، کوکو و لیندا و حتی ممکنه با توجه به علاقه میتسو به لیندا، درگیری‌هایی بین اون و بانری هم ببینیم که میتونه به بهتر به تصویر کشیده شدن درام داستان کمک زیادی کنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- بانری در کنار اعضای باشگاه چایی :



- دو شات از صحنه رقص و بهم ریختن بانری :



+

Nisekoi - Episode 08

Nisekoi - Episode 08

وارد شدن سوگومی فضای این دو اپیزود اخیر رو کمی زیر و رو کرد و به نظر من رابطه سوگومی و ایچیجو مهمترین نکته این دو اپیزود بود. سوگومی که بعد از همون اپیزود هفتم هم میشد علاقمند شدنش به ایچیجو رو فهمید، یه کارکتر دختر دیگه هم به ایچیجو علاقه پیدا کرد ولی خُب، کمی سوندره، کمی هم بخاطر حس حفاظتی که نسبت به کریساکی داره و احتمالا یه سری مسائل جزیی دیگه باعث میشه که کمتر بتونه صادقانه با ایچیجو رفتار کنه و با اون روراست رفتار کنه و البته .. از احساس خودش باخبر نبود. چیزی که تو این دو اپیزود اخیر کمبودش احساس میشد، اونودرا و محو شدنش از فضای انیمه بود .. اونم بعد از اتفاقات جالبی که تو اپیزودهای قبلی بین اون و ایچیجو دیده بودیم. ظاهرا فعلا کاملا اون موضوعات رها شدن و قرار نیست بهشون پرداخته بشه. اما بهرحال یه صحنه کوچولو با حضور اونودرا داشتیم که در مورد "عشق" با سوگومی حرف زدن و اونو حسابی سوپرایز کردن .. سوگومی بازم رفتار همیشگی‌ش رو تکرار کرد و حتی از تصور اینکه عاشق چنین کسی شده، خوشش نمی اومد .. کلا صحنه‌های انکار کردن سوگومی خیلی بامزه بود.

بازم موضوع 10 سال قبل پیش کشیده شد و اینکه کریساکی واسه دیدن یه پسری از خونه جیم میشده و به ملاقاتش میرفته .. اولین عشق کریساکی و قولی که بهم دادن. این شباهت دوران کودکی کارکترهای این انیمه هم یه جورایی عجیب ـه. اینکه هم ایچیجو و هم کریساکی چنین حالتی رو در دوران بچگی‌شون تجربه کردن و ... فقط به مرتبط بودن‌شون بهم اشاره داره ولی مسئله اینه که آیا با این موضوع کلید و قفل سرکار میریم یا نه. مرور کردن دفتر خاطرات کریساکی صحنه خیلی جالبی بود و دیدن خاطرات کریساکی به اون حالت نقاشی و به یاد آوردن خاطرات گذشته حالت زیبایی داشت. مرور کردن خاطرات به پیدا کردن اون کلید ختم شد و حالا باید ببینیم قضیه این یکی کلید به کجا میرسه. امیدوارم نتیجه جالبی رو بهمراه داشته باشه و بیشتر از اینها روابط پیشرفت کنند.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- به نظر دردناک می اومد ولی ظاهرا تحمل اینکه عاشق چنین کسی شده، دردناک تره!



- صحبت سوموگی با کریساکی در مورد عشق :



- خوندن دفتر خاطرات بچگی :



- کلید کریساکی :