M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Oomuroke - Chapter 4 - Manga

Oomuroke - Chapter 4 - Manga




مقدمه : این مانگا یه Spin-Off از سری Yuru Yuri ـه. چند وقتی ـه که شدیدا ذهن منو به خودش جلب کرده و دوست دارم به سراغش برم ولی هیچ وقت حال و حوصله مانگا خونی درست و حسابی به سراغ من نمیاد به خاطر همین تصمیم گرفتم در کنار خوندن هر چپتر چیزایی درمورد بنویسم .. چون نوشتن باعث میشه راحت تر به سراغ چیزی برم و یه جورایی بهم برنامه کاری میده. آره میدونم خیلی Zzzzz به نظر میرسه ولی خُب ... !

زودتر از اون چیزی که فکر میکردم چپتر هاناکو از راه رسید. همین چپتر قبل بود که نوشتم به زودی چپتر مختص هاناکو میاد و منتظر دیدن هاناکو هستم! ظاهرا مانگاکا وقتو تلف نمیکنه. ببینم این قسمت از مانگا به چه شکل به جلو حرکت میکنه. دوستای هاناکو رو خواهیم دید و .. یه سری چیزای دیگه. باید جالب باشه.

Yup .. اینم دوستای بامزه هاناکو .. از راه رسیدن. اونا هاناکو رو هاناکو ساما صدا میزنن و میخوان بعد از مدرسه با هم بازی کنن.




دلیل ساما صدا زدن هاناکو رو به صورت فلش بک میبینیم .. سوما به 10 واسه زنگ زدن به مامانش احتیاج داره و هاناکو اونو بهش میده. دیگه از این به بعد بخاطر کمک هاش به بقیه قراره اونو هاناکو ساما صدا بزنن.




این تیکه هم باحال میشه. جایی که سوما میگه "حتما خواهرات هم مثل خودت باحال هستن و هاناکو به ساکوراکو تیکه میپورنه. هاها .. ساکوراکوی بیچاره اونور دنیا متوجه میشه خبری شده. چیناتسو هم کنارش پیدا ست.




بعد از اون جواب امتحانات کانجی میاد و فقط هاناکو ساما نمره 100 کامل رو گرفته. بقیه رو سرش میریزن و هاناکو ساما رو تحسین میکنن و .. پایان چپتر.


Diamond no Ace - Episode 19

Diamond no Ace - Episode 19

اپیزود نسبتا خوبی بود .. شاید تو شروع کمی کند بود ولی بعد با ورود کارکتری مثل می هیجان خوبی وارد اپیزود شد و تونستیم با ظاهر و بازی می تا حدود زیادی آشنا بشیم. به نظر بازیکن قدرتمندی می اومد و برخلاف زایزن که خیلی راحت از زمین کنار رفت، میشه امیدوار بود که می به شکل قدرتمند تری تیم سیدو رو به چالش بکشه. تو این بازی های سه طرفه در مقابل ساوامورا و سیدو بازی نکرد ولی میشه امیدوار بود که در آینده به اون بخورن و باهاش یه بازی جالب داشته باشن. کُل اپیزود تم بازی خوبی داشت و تمرکزهای جالبی به کارکترهای مختلف دیدیم. می و پرتاب های جالبش نکته مثبت خیلی خوبی بودن .. خصوصا اون پرتاب آخر "چنج آپ" ـش که به شکل زیبایی حرکت کرد و کاملا زمان بندی بَتر حریف رو خراب کرد. آشنایی می با ساوامورا هم در نوع خودش جالب شکل گرفت .. با اون حالت طنز و گیر دادن های می به فورویا .. این میتونه نکته مثبتی واسه ساوامورا در زمانی که با تیم می روبرو میشن باشه، چون اونا هیچی از ساوامورا نمیدونن و ساوامورا میتونه حسابی اونا رو سوپرایز کنه. تو نیمه دوم اپیزود تمرکز خوبی هم به تانبا داشتیم که رابطه ش با میوکی داره بهتر از قبل میشه و ترکیب خوبی رو تشکیل دادن. بهرحال دیدن تانبا هم در نوع خودش جالبه و باید ببینیم چقدر قراره بهش بیشتر تمرکز داشته باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- آشنایی می با ساوامورا :



- استایل پرت کردن می :



- پیچرهای سیدو در حال تماشای می :



- عصبانیت مربی شون بخاطر پرتاب "چنج آپ" هم خنده دار بود :

Golden Time - Episode 18

Golden Time - Episode 18

یه اپیزود خیلی خوب با تمرکز به روی لیندا و بانری .. البته کوکو رو هم با چند صحنه بامزه و رودرویی با نانا دیدیم. از شروع اپیزود که حس کمدی خوبی داشت که بگذریم، قسمت ورود بانری و لیندا به بین دوست‌های همکلاسی قدیمی شون عالی بود. روبرو شدن با کسایی که بانری اونا رو فراموش کرده؛ دوستایی که هر کدوم خاطره خاصی از وجود بانری در کنار خودشون دارن و سعی میکردن حسابی بانری رو سرحال بیارن. رابطه بانری و لیندا تو این اپیزود اونقدرا چرخش رمنسی نداشت و بیشتر با حالت دوستانه به جلو حرکت کردن .. اما خُب، صحنه‌های صحبت خیلی خوبی داشتن و یکی از نکات مثبت اپیزود بود. صحنه‌های آخر اپیزود و رفتن بانری روی پُلی که باعث از دست دادن حافظه‌ش شده، نقطه اوج اپیزود بود که حالا شک جدیدی رو وارد ذهن بیننده و بانری کرد. آیا واقعا حافظه بانری در حال برگشتن ـه؟ من که خیلی منتظر این لحظه بودم و امیدوارم واقعا این اتفاق رخ بده. روی هم رفته فضای زادگاه بانری حس ریلکس کننده خیلی خوبی داشت و خوشحالم که فضا به حالت درام منتقل نشد و یه اپیزود کاملا آروم رو با هم دیدیم. پیش نمایش یه حلقه رو نشون داد؛ نکنه داره خبری از ازدواج میشه؟ اونم دقیقا زمانی که بانری ممکنه حافظه شو به دست بیاره؟ با برگشتن حافظه، احساساتش نسبت به لیندا شدت میگیره و این وسط نامزدی با کوکو میتونه حسابی قضیه رو پیچیده کنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- خجالت زده بودن کوکو در کنار نانا :



- توپ خوردن لیندا، قیافه توپ خورده‌ش خیلی جالب بود :



- بانری و عکسی که با سنسی و دوستاش گرفت :



- صحنه آخری که با رفتن بانری رو پُل تموم شد :



+ اینم یه جور شکار لحظه‌ها یا میمیک‌ها؛ لیندا و کوکو به یک حالت در اومدن :
(البته لیندا بخاطر توپ خوردن این شکلی شده!)

Oomuroke - Chapter 3 - Manga

Oomuroke - Chapter 3 - Manga


مقدمه (تو هر پست اینو میذارم.) :
این مانگا یه Spin-Off از سری Yuru Yuri ـه. چند وقتی ـه که شدیدا ذهن منو به خودش جلب کرده و دوست دارم به سراغش برم ولی هیچ وقت حال و حوصله مانگا خونی درست و حسابی به سراغ من نمیاد به خاطر همین تصمیم گرفتم در کنار خوندن هر چپتر چیزایی درمورد بنویسم .. چون نوشتن باعث میشه راحت تر به سراغ چیزی برم و یه جورایی بهم برنامه کاری میده. آره میدونم خیلی Zzzzz به نظر میرسه ولی خُب ... !

این چپتر با معرفی 3 تا کارکتر جدید که ظاهرا همکلاسی های نادیشیکو ان، شروع میشه. ظاهر کارکترهای دنیای یوری یوری همیشه زیباست و طراحی مانگاکا واقعا خوبه. اینجا هم همینطوره و میشه با کارکترها خیلی راحت کنار اومد.



بحث سر اینه که کی فکر میکرده کی چجور آدمیه و مثلا یکی میگه فکر میکرده نادیشیکو سوندره بوده و یکی دیگه میگه بیشتر سادیست ـه تا سوندره! یه مغازه پیدا کردن و میخوان بهش سر بزن و همین صحبت های دخترونه همیشگی!




بعد از اون، یه پیج مختص نادیشیکو داریم که خیلی خوشگل و جالب میاد پای تلفن. طراحی این تیکه رو دوست داشتم.





نادیشیکو داره پشت تلفن با یکی حرف میزنه! بهش میگنه "دوستت دارم" با توجه به اینکه مانگا شوجو آی ـه، حدس من اینه که پشت خط یه دختره ولی فعلا مشخص نیست! شاید بعدها بیشتر روشن شد. بهرحال ساکوراکو از راه میرسه و مکالمه ش رو میشنوه! به به!  در نزده وارد شد .. کتک هم خورد و چپتر تموم شد. یه چپتر خوب اختصاص داده شده به نادیشیکو، خواهر بزرگتر .. حتما یکی از چپترهای آینده به هاناکو میپردازه .. منتظر اونم.


Magi Season 2 - Episode 19

Magi Season 2 - Episode 19

جنگ با شکسته شدن حصار اول شدت بیشتری به خودش گرفت. فانالیس ها شدیدا قدرتمند بودن .. خیلی راحت میشد اینو دید و سطح مبارزه بالایی داشت .. حتی بعد از افتادن تو آب و به اون شکل صدمه دیدن، بازم نتونستن جلوی فانالیس ها رو بگیرن. ولی خُب، قدرت واقعی ماگی علائدین بلاخره وارد شد و اون صحنه معروف شروع فصل دوم رو با هم دیدیم! صحنه‌ای که به اعتقاد خیلی از طرفدارای مانگا، اسپویلر بزرگی واسه انیمه بود. هرچند من نمیدونستم دقیقا تو اون صحنه چه خبره و فکر میکنم که اونقدرها هم اسپویلر بزرگی نبود ولی حالا که کم کم روند داستان رو به جلو بردیم، میتونستم حدس بزنم که چنین جایی ـه که قدرت ماگی به اون شکل در میاد. همه از وجود یه ماگی واقعی تو زمین جنگ باخبر شدن! فانالیس ها بیخیال نشدن و میخواستن به علائدین حمله کنن که معلوم بود نتیجه ای از پیش نمیبرن! دیدن قدرت ماگی واقعا دهان همه رو باز کرده بود و خیلی صحنه جالبی بود. تو بین، علی بابا هم دیده شد. فریبی که علائدین با اون سه مجسمه به ارتش لیم زد، فریب جالبی بود .. اونا رو به خاک تبدیل کرد و بعد از اون حصار ترمیم شد .. حصاری که وقت زیادی برای خراب شدن‌ش صرف کرده بودن. با اینکار و حرف‌های علائدین روحیه سربازان لیم بهم ریخت؛ علائدین با صلح و بدون جنگ و خونریزی پایانی برای این مبارزه بزرگ رقم زد .. یا حداقل اینطور به نظر میرسید؛ باید ببینیم اپیزود بعد چی میشه!

صحنه‌هایی از اپیزود :

- فانالیس‌ها و شکستن حصار :



- مبارزه فانالیس‌ها با قدرت ماگی :



- آتیشی تو دست‌های این سه تا بود هم خیلی جلوه جالبی داشت :



- حرف‌های آخر علائدین :

Magi Season 2 - Episode 17 & 18

Magi Season 2 - Episode 17 & 18

اتفاقات زیادی تو این دو اپیزود افتاد. از شروع جنگ گرفته تا برملا شدن رابطه تیتوس و شهرزاد و اینکه چه تلخی عمیقی پشت کارکتر تیتوس نهفته ست، رو با رو شدن داستان‌ش دیدیم .. ماگی ساخته شدن توسط جادو و زمانی که از زنده موندن‌ش باقی بود و فلش‌بکی که از زمان متولد شدن‌ش با هم دیدیم، حس تاریکی خاصی داشت .. واقعا صحنه‌های احساسی خیلی خوبی در رابطه با تیتوس دیدیم و البته تو این بین نقش علائدین داره پررنگ تر و پررنگ تر میشه. خصوصا در رابطه با تیتوس و اینکه چقدر در رفتار تیتوس تاثیر گذار بوده .. تیتوسی که به فکر هیولا بودن خودش میرسه و با حرف‌های علائدین و دستی که به طرفش دراز شده روبرو میشه و حالا اشک غم اون با اشک شادی‌ش ترکیب میشه و صحنه زیبایی رو خلق میکنه. صحنه‌های جنگی و شکستن سپر جادویی شهر جذابیت خاص خودشو داشت، پرتاب بمب‌ها، حرف‌های دو طرف و مبارزه طلبی‌ها و گروه فانالیس هم کشش خاصی به فضای جنگی داستان این دو اپیزود اضافه کردن. روی هم رفته هیجان انیمه تو اپیزود اخیر به شکل چشمگیر پیشرفت داشت و به نظر میرسه هنوز هم جای پیشرفت داره. علی بابا رو هم گذرا تو اپیزود 17 دیدیم و که باید منتظر ورودش و روبرویی‌ش با علائدین باشیم. موگامت هم نقش مهمی تو این دو اپیزود اخیر داشت و جنگی که بین مگنوستات و امپراتوری لیم شروع شد رو میشه به راحتی به تصمیمات اون مرتبط کرد. باید ببینیم در ادامه چقدر این کارکتر رو میبینیم و نقشش به همین پررنگی باقی میمونه یا نه.

صحنه‌هایی از دو اپیزود :

- ظاهر تیتوس قبل از تکامل :



- اشک‌های تیتوس .. هنرنمایی دوبلورش هم شنیدنی بود :



- علی بابا در کشتی فانالیس ها :



- دستی که علائدین به سمت تیتوس دراز کرد، نقطه اوج قسمت 18 :

Nagi no Asukara - Episode 19

Nagi no Asukara - Episode 19

همینطور داریم به سمت بهتر و بهتر شدن حرکت میکنیم .. یه اپیزود خیلی خوب دیگه از انیمه .. کاملا مشخصه که اینها همه مقدمه‌‎ای برای یک اتفاق مهم هستن. بیدار نشدن ماناکا هنوز هم حس دردناکی داره و دیدن قیافه معصوم ماناکایی که در حال از دست دادن انای خودشه و به اون صورت دراز کشیده، ما رو به یاد لبخندها و گریه‌های اون میندازه. به نظر من تمرکز اصلی این اپیزود، چیساکی بود ولی خُب، اتفاقات مرتبط با کارکترهای دیگه رو هم دیدیم .. مثلا چیساکی از عشق میونا به هیکاری باخبر شد .. جایی که با خودش فکر میکرد که دیگه اون نگاه سابق رو نسبت به هیکاری نداره ولی تا آخر اپیزود روند داستان به شکلی حرکت کرد که آخرین لحظات، چیساکی حرف خودشو پس گرفت و دوباره به دوست داشتن هیکاری اعتراف کرد. صحنه‌ای که با این موضوع مرتبط بود و به شکل زیبایی کشیده شد، اون صحنه فلش بک مربوط به گم شدن ماناکا و چیساکی بود .. به نظر من ترکیب این صحنه با اتفاق آخر اپیزود عالی از آب در اومده بود و خیلی خوب احساسات چیساکی رو به تصویر کشید.

اما بلاخره چیزی از سوموگو دیدیم .. خیلی وقت بود منتظر ابراز علاقه سوموگو به طرف "هر دختری" بودم و حالا علاقه اونو به کسی که انتظارشو داشتیم، دیدیم. سوموگو چیساکی رو دوست داره و حالا طبق گفته خودش، با برگشتن بقیه .. بلاخره چیساکی و سوموگو میتونن به سمت جلو حرکت کنن و شاید قدمی به سمت تشکیل رابطه بردارن. اما نکته ای که این وسط دوباره اتفاقات رابطه ای رو بهم میریزه، اینه که آخر اپیزود، چیساکی دوباره از علاقه خودش به هیکاری گفت و اینکه هنوز هیکاری رو دوست داره. باید ببینیم سوموگو چطور میخواد پا پیش بذاره و چه عکس‌العملی در برابر احساسات جدید چیساکی برای هیکاری نشون میده. سوموگویی که تا بحال دیدیم، یه کارکتر کاملا خونسرد به نظر میرسه و قبلا هم با احساسات چیساکی به سمت هیکاری کنار اومده. آیا دوباره اینکارو میکنه و کاملا بیخیال چیساکی میشه؟ هر چند فاصله سنی بین چیساکی و هیکاری زیاد شده و بعیده که ... بهرحال به نظر من اینجا، بهترین موقعیت برای این بود که چیساکی عشق خودش نسبت به هیکاری رو فراموش کنه ولی شاید بشه این هُل داده شدن دوباره اونو به سمت چیساکی نقطه منفی دونست. (منتظر اتفاقات بیشتر این جنبه از داستان میمونم، شاید مقدمه سازی برای اتفاق خاصی ـه و تاثیر مثبتی روی داستان داشته باشه.) در مورد میونا، به نظر من تنها راهی که میتونه جز زوج بندی اصلی و با هیکاری باشه، اینه که ماناکا هیچ وقت از خواب بلند نشه و اونوقت ـه که شاید .. فقط شاید، میونا بتونه با هیکاری رابطه ای داشته باشه ولی من باز هم خیلی به اینکه ماناکا بهوش بیاد، (بیدار بشه!) امیدوارم و این جمله رو میگم که: پایان بندی که با بیهوش باقی موندن ماناکا پیش بره، زیاد باب میل من نخواهد بود و فکر نکنم بتونم با اون نحوه پیشروی داستان کنار بیام.

روی هم رفته اپیزود آروم و خیلی خوبی بود و صحنه‌های دوست داشتنی زیادی داشت. صحنه‌هایی که من جا انداختم و بهشون اشاره‌ای نکردم ... صحنه صحبت هیکاری با ماناکای خواب در حالی که میونا اونا رو تماشا میکرد، واقعا جالب انگیز بود .. صحنه تشکر سوموگو از کانامه به خاطر روز گرداب و نجات دادنش .. صحنه تعریف اون داستان مربوط به اوروکو ساما و البته اواخر اپیزود که هیکاری تصمیم گرفت اوروکو ساما رو پیدا کنه .. باید ببینیم چطور این کارو انجام میده و اگه اونو پیدا کرد، چه اتفاقاتی بین شون می افته. هنوز خیلی چیزا برای دیدن داریم و باید منتظر اپیزودهای عالی بعدی باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- چیساکی با لباس پرستاری :



- صحبت هیکاری با ماناکای خواب :



- بازیگوشی چیساکی با لباس قدیمی‌ش خیلی بامزه بود :



- صحنه صحبت و نوشیدن سوموگو و چیساکی هم جز صحنه‌های خوب اپیزود بود :