M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Oomuroke - Chapter 2 - Manga

Oomuroke - Chapter 2 - Manga
مقدمه (تو هر پست اینو میذارم.) : این مانگا یه Spin-Off از سری Yuru Yuri ـه. چند وقتی ـه که شدیدا ذهن منو به خودش جلب کرده و دوست دارم به سراغش برم ولی هیچ وقت حال و حوصله مانگا خونی درست و حسابی به سراغ من نمیاد به خاطر همین تصمیم گرفتم در کنار خوندن هر چپتر چیزایی درمورد بنویسم .. چون نوشتن باعث میشه راحت تر به سراغ چیزی برم و یه جورایی بهم برنامه کاری میده. آره میدونم خیلی Zzzzz به نظر میرسه ولی خُب ... !



تا الان چند 23 چپتر منتشر شده و هنوز هم ادامه داره .. آخرین چپتر 12 ژانویه یعنی دقیقا یک ماه پیش منتشر شده. نمیدونم جریان انتشار مانگا به چه صورته ولی بهرحال 23 چپتر چیز خیلی کمی ـه و خیلی راحت از پس خوندنش بر میام. بعد از خوندن چتر  اول میتونم بامزکگی سری رو حس کنم و امیدوارم درجه بامزگی کار هم بالاتر بره.

چپتر دوم با صحنه بازی کائده و هاناکو شروع شد. کائده با رنگ رو صورت هاناکو سبیل کشیده و حالا میخوان سبیل رو پاک کنن. هاناکوی بیچاره نگران روبرو شدنش با ساکوراکو ـه و اینکه اگه ساکوراکو اونو ببینه، خیلی بد میشه! من میتونم باهاش همدردی کنم و واقعا ساکوراکو آخرین کسیه که بایداونو تو این شرایط و با این سبیل ببینه.





و البته نقشه برای هاناکو اصلا خوب پیش نمیره و ساکوراکو اونو میبینه! ساکوراکو به خوشی روز خودش میرسه!






ساکوراکوی به این راحتی ها دست بردار نیست! باید عکس هم بگیره. :دی




بلاخره سزای کار خودشو میبینه! چپتر با مجازات ساکوراکو تموم میشه .. ظاهرا هاناکوی عصبانی خیلی خطرناکه.



Oomuroke - Chapter 1 - Manga

Oomuroke - Chapter 1 - Manga




این مانگا یه Spin-Off از سری Yuru Yuri ـه. چند وقتی ـه که شدیدا ذهن منو به خودش جلب کرده و دوست دارم به سراغش برم ولی هیچ وقت حال و حوصله مانگا خونی درست و حسابی به سراغ من نمیاد به خاطر همین تصمیم گرفتم در کنار خوندن هر چپتر چیزایی درمورد بنویسم .. چون نوشتن باعث میشه راحت تر به سراغ چیزی برم و یه جورایی بهم برنامه کاری میده. آره میدونم خیلی Zzzzz به نظر میرسه ولی خُب، حالا سعی میکنم به سمت جلو برم .. جدیدا با دوباره دیدن سری اول انیمه یوری یوری، علاقه عجیبی به ساکوراکو پیدا کردم و حالا میخوام قدمی تو دنیای خواهران ساکوراکو بذارم.

همونطور که از جمله آخرم مشخصه داستان مانگا به ساکوراکو و خواهرای اون مربوطه. اینکه زندگی روزانه اونا رو دنبال میکنیم. باید ببینم که اثری از بقیه کارکترهای مانگای اصلی هم پیدا میشه یا نه. کنجکاوی های خاصی نسبت بهش دارم. خواهر کوچولوی ساکوراکو هم خیلی بامزه ست. خوب بریم به سراغ چپتر اول ... اسم خواهرا رو داشته باشیم : هاناکو، دختر کوچولوی 8 ساله و خواهر کوچیکه ساکوراکه .. بجز اون یه خواهر بزرگتر به اسم نادیشیکو داره که 18 سالشه. Now let's do this ... ehem ehem .. :دی

از همین صحفات اول ساکوراکو خرابکاری کرده و بستنی نادیشیکو رو خورده که حالا اون دو نفر روش گنگ شدن و دارن اونو مجرم قلمداد میکنن. ساکوراکو تیکه های بستنی رو روی لبش داره که اونو لو میده :دی


تو ادامه بلاخره خودشو از شر این اتهام خلاص کرد و موضوع رو منحرف کرد. ساکوراکو کاری کرد که اون دوتا خواهر بیچاره مجبور به عذرخواهی بشن! :دی


بعد از اون هاناکو متوجه شد که شیرشو خوردن و اونوقت بود که به جای خورده شدن بستنی، اینبار متوجه شدن که ساکوراکو شیر هاناکو رو خورده و اون کثیفی دور دهانش بخاطر این موضوع بوده!


به همین راحتی و به همین خوشمزگی! خوبی که کار مانگاکای یوری یوری، Namori داره اینه که هر چپتر خیلی ساده و کوتاهه! 10 صفحه برای چپتر اول .. فکر میکردم چپتر اول کمی طولانی تر باشه. راستی مگه میشه مانگایی راجع به ساکوراکو نوشته بشه و اثری از هیماواری نباشه؟ ظاهرا هیماواری هم تو این مانگا هست چون صفحه آخر چپتر اثری ازش دیده شد. در آینده و به مرور زمان سعی میکنم چپترهای این ماناگا رو جلو برم و اینجا چیزایی بنویسم. حداقل بخش کامیک و مانگای وبلاگم کمی پست میخوره :دی

ReWatching - Yuru Yuri - 11 & 12

ReWatching - Yuru Yuri - 11 & 12




Rewatch فصل اول رو تموم کردم. عالی بود .. اینقدر این کلمه عالی رو تکرار کردم که خودمم هم از دستش خسته شدم :دی دو قسمت آخر هر کدوم چیزای جالب خاص خودشونو داشتن. قسمت یازده اون تغییر کیوکو یه اتفاق خیلی جالب بود و جز معدود اپیزودهای یوری یوری که صحنه های احساسی قوی درش میبینیم. البته قرار نیست تو این انیمه صحنه های احساسی قوی دیده بشه و صرفا یه انیمه کمدی و دوست داشتنیه اما خُب، اینجا با عوض شدن کیوکو بعد از ضربه خوردن راه پله، تونستیم اهمیت کارکتر کیوکو تو انیمه درک کنیم و ببینیم که اگه کیوکو تو انیمه نباشه، چقدر همه چیز متفاوت میشه. اینکه چطور یویی احساساتی شد، آکاری و حتی چیناتسو هم کیوکوی قبلی رو میخواستن .. اشکای آیانویی که اینبار دیگه نمیتونست جلوی خودشو بگیره و ... کلا همه چیز قسمت یازده خوب بود.

اما قسمت 12 شاهکاری تو سری یوری یوری ـه. جایی که قرار میذارن شبو با هم بگذرونن و تو مدرسه میمونن. چیتوسه با خوردن شکلات وارد حالت دیوانه واری میشه و همه رو دونه دونه میــــبوسه! خیلی خنده دار و باحاله و هر لحظه ش بامزه ست .. از شروع صحنه و بوســــیدن آیانو تا آکاری که مثل همیشه با داد و بیدار از دست بقیه فرار میکنه و بازم معصومیتش لکه دار میشه. بیچاره چه زجری میکشه .. نه تنها به عنوان کارکتر اول تصویر کافی بهش اختصاص داده نمیشه بلکه ازش سو استفاده هم میکنن .. تو ادامه ساعت دینامیتی نیشیگاکی سنسی قسمت طلایی اپیزود و پایان بندی فصل اول بود. جایی که همه بعد از منفجر شدن ساعت، فکر کردن آکاری مرده ولی آکاری با اون حالت بامزه داد و فردا میکنه که "بچه ها، من هنوز نمردم" عالی عالی. حالا به زودی به سراغ دیدن فصل دوم میرم. فصل سوم هم که تو راهه و بهتر از این نمیشه ... خیلی خوشحال شدم از شنیدن خبرش و مطمئنم یکی از بهترین خبرهایی ـه که این چند وقته شنیدم. شدیدا منتظر از راه رسیدنش هستم.

صحنه‌هایی از دو اپیزود :







































































Golden Time - Episode 17

Golden Time - Episode 17

از اون قسمت‌هایی بود که حس کردم داستان حرکت خاصی به جلو نداشت. البته Golden Time از اینجور قسمت‌ها کم داره و معمولا سوپرایزهای خوبی واسه بیننده تو هر اپیزود داره. نیمه اول تا صحنه ورود لیندا کاملا حس اضافی بودن داشت و بعد از اون کمی بهتر شد. تو این بین شک اینکه میتسو به لیندا علاقه داره دیگه شدت گرفت و اینجا خیلی واضح میشد علاقه‌شو به لیندا دید .. یه صحنه رودرویی جالب با هم داشتن. کوکو و بانری هم یکی دو صحنه نسبتا خوب داشتن و رفتار کوکو تو این اپیزود اون حالت حسودانه فاصله گرفته بود و مثلا در مقابل لیندا رفتار خیلی خوبی از خودش نشون میداد. از این موضوعات جزیی که بگذریم، بانری به شهر زادگاه شون رفت، جایی که قراره با لیندا مواجه بشه .. به نظر میاد اپیزود، اپیزود خیلی خوبی بشه و صحنه‌های جالبی بین لیندا و بانری ببینیم .. شاید تو این بین تونستیم علامت سوال هایی در مورد احساس لیندا نسبت به بانری رو برای خودمون جواب بدیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- دیدن آتیش بازی بهمراه لیندا، کوکو و بانری :



+



- یکی از صحنه‌های احساسی بین کوکو و بانری :



- صحنه‌ای که یانا با لیندا ملاقات کرد :

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 04

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 04

اپیزود خیلی خوبی بود و پیشرفت داستانی جالبی داشت. دستپاچگی ایناری بعد از تغییر شکلش همیشه خنده داره .. تو شروع اپیزود اتفاق مربوط به دیده شدن توسط برادرش به نظر میرسید که داره رفع میشه ولی بعد دیدیم که توکا هنوز هم به ایناری شک داره و شک خودشو با پدر مادرش در میون گذاشت. ماجرای شک توکا به ایناری خنده دار ادامه پیدا کرد و کلا یکی از بهترین تیکه های اپیزود بود .. تو ادامه هم خیلی ایناری رو تعقیب کرد. فضای شاد انیمه همچنان به قوت خودش باقیه و تو این بین کُلی میمیک بامزه و شاد از کارکترها هم میبینیم. همراهی تانباباشی و ایناری واقعا صحنه عالی بود و چیزی بود که منتظر دیدن‌ش بودم .. اتفاقی رمنس وار بین دو کارکتری که قرار بوده قسمت مهمی از داستان رو به خودشون اختصاص بدن. افکار ایناری در حین همراهی تانباباشی و موسیقی که حین اون به تصویر کشیده شدن افکار میشنیدیم، خیلی به بهتر شدن صحنه کمک کرده بود و البته بعد از اون زخمی شدن ایناری باعث نزدیک تر شدن اون دوتا به هم شدن ... تا آخر صحنه بلاخره به نظر میرسید که تانباباشی هم رد پایی از علاقه تو چهره خودش نسبت به ایناری نشون داد .. باید ببینیم چقدر این موضوع صحت داره. تو ادامه توکا با اوکا ساما روبرو شد از در مورد قدرت داشتن ایناری سوال پرسید که اوکا ساما کاملا موضوع رو انکار کرد. احتمالا نتیجه خوبی واسه اوکا ساما نداره و بعدها توکا با فهمیدن موضوع بامز به سراغ اوکا ساما میاد و ایندفعه برخورد جدی تری باهاش میکنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- زیر نظر بودن توسط توکا خیلی واسه ایناری ترسناک بود :



- میمیک‌های ایناری حرف نداره :



- فکر کنم بعدا از زخمی شدن پاش حسابی خوشحال شده باشه :



- روبرویی اوکا ساما و توکا :

Space☆Dandy - Episode 06

Space☆Dandy - Episode 06

اوه واو ... چه اپیزود در هم برهم و عالی بود! در هم برهم؟ از جنگ ده هزار ساله شُرت و جلیقه شروع کردیم و بعد با موج سواری فضایی کارو تموم کردیم! جدا این دو اپیزود اخیر رو دوست داشتم و کاملا باب سلیقه انیمه ای من بود .. اپیزود قبلی و این اپیزود هر دو کارکترهای کمی رو تو تصویر داشتیم و از خلوتی خاصی برخورددار بود .. علاقه زیادی به فضاهای خلوت و خالی از کارکتری مثل همراهی آدل با دندی یا مثلا صحنه‌های کنفرانس صلح جلیقه ای و شُرتی دارم. کُل اپیزود به شکل جالب و طنزآمیزی به جلو حرکت کرد .. درسته که طنز انیمه بیشتر مواقع قهه قهه آور نیست ولی تم کُلی کمدی انیمه بسیار دلنشین ـه و نقطه مثبت قابل توجهی برای انیمه محسوب میشه. میشه بارها موضوع کُلی هر اپیزود رو از دید گذروند و بخاطرش لبخند زد و بازم از دیدن اون صحنه‌های اپیزود لذت برد. تو این اپیزود به شکل مفرحی به جلو حرکتی کردیم و همونطور که از نوشته‌های من پیداست، حسابی از این اپیزود راضی بودم.

داستان رفتن به سیاره جنگ زده و پر از آشوب. سیاره ای که حالا فقط دو بازمانده داره .. گروه جنگی سیاره به دو دسته تقسیم میشدن و از بین اون دسته‌ها فقط دو نفر باقی موندن! یکی از گروه شُرت پرست و یکی از گروه جلیقه پرست .. کُل موضوع علاقه این موجودات فضایی به دست لباس خاص خیلی مضحک بود و جنبه سرگرمی خیلی خوبی داشت. اینکه چطور تعصب خودشونو به اون لباس ها اعلام میکردن و چطور تا پای مرگ هزاران نفر دوستان شون این مبارزه بر سر لباس ادامه پیدا کرده .. هر گروه اون یکی رو ننگ میدونستن و هر گروه، گروه دیگه رو چندش آور میخوند. تو این بین دندی و بقیه فقط به فکر منافع خودشون بودن و البته اون منافع چیزی بجز پول در آوردن و رفتن به سراغ اداره ثبت فضایی ها نیست!

با سیاست خاصی به دنبال راضی کردن این دو فضایی جنگ طلب برای رفتن به اداره ثبت بودن ولی هیچ کدوم کوتاه نمی اومدن و راضی نمیشدن .. تو این بین بلاخره این کیوتی بود که یه راه حل پیش پای بقیه گذاشت .. رباتی که پیشنهاد صلح رو روی میز قرار داد! راضی کردن اونا برای رفتن به کنفرانس صلح کار آنچنان سختی نبود و باورش سخته که اینا اینهمه سال بخاطر نسل های خودشون در حال جنگ بودن ولی خُب کنفرانس به این سادگیا پیش نرفت. وقتی به مسئله مبادله اشیا با ارزش هر طرف رسیدیم، مذاکرات صلح بهم ریخت و هر کدوم به شکل خنده داری شروع به حمله به همدیگه کردن! یه صحنه عالی و دیدنی. بلاخره نوبت به فعال کردن اون موشک های سیاره ای هر دو گروه رسید. هر دو موجود فضایی مرده بودن و اینبار نوبت فرار دندی و میو رسیده بود.

دیدن اینکه کیوتی به اون شکل با دندی و میو خداحافظی میکنه و برای روحشون آمرزش میطلبه، خیلی خنده دار بود .. حرکاتی از کیوتی میبینیم که کمتر تو ربات دیگه ای به چشم میخوره. بهرحال داشتیم به صحنه اوج اپیزود میرسیدیم .. صحنه ای که من از شدت جالب انگیز بود صحنه، کمی دهانم باز مونده بود .. صحنه موج سواری فضایی .. واو، بهتر از این نمیشد! گیر دادن به تخته موج سواری تو شروع اپیزود اینجا جواب پس داد و دندی و میو سوار بر تخته موج سواری درون فضای بی انتها شروع به حرکت کردن! موسیقی این قسمت عالی بود .. مثل اپیزود قبل یه آهنگ اضافی به انیمه اضافه شده بود که فضای موج سواری رو حسابی دیدنی کرده بود. اپیزود تلنگر ساده ای به جنگ‌های احمقانه انسانی زد و خیلی ساده ما رو با از بین رفتن نسل‌ها و از بین رفتن قراردادهای بزرگ جهانی همراه کرد. پیش نمایش قسمت بعد ما رو به سمت فضای متفاوت بعدی هُل داد .. جایی که قراره مسابقه فضایی ببینیم! امیدوارم مثل این اپیزودهای اخیر جالب و دیدنی باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه درگیری دندی با اون فضایی و در آوردن لباساش عالی بود :



- این وسط دعوای میو و دنـــدی هم عجیب و خنده دار بود :



- کنفرانس صلحی که بهم ریخت :



- و موج سواری در فضا :



+

Aria The Natural - Episode 20

Aria The Natural - Episode 20


--
-







ReWatching - Yuru Yuri - 10

ReWatching - Yuru Yuri - 10


وقتی خبر تایید شدن فصل سوم انیمه رو شنیدم، قاطی کردم :دی و کُلی قسمت رو با هم تماشا کردم، بخاطر همین روند نقد اپیزودیک فصل اول رو بهم ریختم! بهرحال مهم نیست و خیلی بابت خبر فصل سوم خوشحالم. حالا هر چند اپیزود در مورد یکی از اپیزودها میبینم .. اونی که بیشتر از همه برام جالب باشه. امیدوارم فصل سوم زود از راه برسه تا بتونم طوماری واسه هر قسمت انیمه بنویسیم! عالی میشه.

این قسمت مثل بعضی از قسمت ها چندتا کارکتر تو همون شروع اپیزود حذف شدن .. آکاری تنها نبود و ساکوراکو و هیماواری و چیناتسو هم غیب شون زد! بقیه، کلاس دومی ها رفتن به سراغ سفر کلاسی. این اپیزود شدیدا کمدی کیوکو رو وارد انیمه میکنه .. از اون قسمت هایی که حسابی کیوکو رو به چشم میکشه. رابطه ش با آیانو و یویی و چیتوسه هر لحظه بامزه تر میشه. رفتنشون تو اون زیرمین تاریک اتفاقی دست زدن به جاهای بدنشون خیلی خنده دار بود و البته اون حالت نمایش چشماشون و اینکه چطور قیافه شون رو میدیدیم.

دعوای باشتی، حمام چشمه آب گرم ... دوتا از بهترین قسمت های دیگه اپیزود بودن. خیالات چیتوسه سر به آسمون نکشیده بود ولی بهرحال بازم سطح عالی داشت .. خصوصا تیکه آخر و ترکیدن چیتوسه از خون دماغ پایان بخش عالی واسه اپیزوده. روی هم رفته بجز یک لحاظ، از همه جهت دیگه عالی بود و اون یک لحاظ هم، نبودن آکاری بود. :دی فصل دوم رو کاملا از یاد بردم .. خیلی دوست دارم سریع به سراغش برم.

صحنه‌هایی از اپیزود :