M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 03

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 03

اپیزود خیلی خوبی بود و بازم به انداز اپیزودهای قبلی سرگرم کننده بود. یه نکته حاشیه ای که خیلی نظر منو حین دیدن این انیمه به خودش جلب میکنه، لهجه کارکترهاست که خیلی واضح و جالب ـه. مثلا اگه به جملات ایناری یا تاناباشی دقت کنید، به راحتی میتونید این لهجه رو متوجه بشید. اما در مورد خود اپیزود .. صحنه شروع روبرویی داداش ایناری، توکا با اوکا ساما تو شروع چه خنده دار بود .. ولی ظاهرا به این زودی قرار نبود راز توکا برملا بشه و هرچند که یه فلش بک کوتاه بین اون و اوکا ساما دیدیم ولی چیز زیادی لو نرفت. (یا شاید هم راز توکا همین فلش بک کوتاه بود و چیز خاص دیگه ای در میون نیست!؟) بعد از اون، ایناری بیچاره مجبور شد تو این نیمه اول اپیزود کُلی با یه پسر شر دست و پنجه نرم کنه. پسری که مثل ایناری تغییر شکل بلد بود و چندتا صحنه کمدی باحال رو بخاطر تغییرشکل های ایناری و اون پسر دیدیم .. پسری که بعد مشخص شد داداش بزرگ اوکا ساما ست و دیدن منحرفانه عجیبی به خواهرش داره. آشنایی با خدای برکت، میا ساما هم در نوع خودش جالب بود و من که ظاهر کارکترش رو خیلی دوست داشتم .. کاملا به فضای بقیه کارکترها نزدیک بود .. یکی از 5 خدای معبد ایناری و کسی که رابطه خوبی با ایناری پیدا کرد. تو ادامه نحوه اعتیاد پیدا کردن اوکا ساما به بازی های کامپیوتری رو برای ایناری تعریف کرد .. خدایی که عاشق بازی های کامپیوتری شد! دیدن طرف دیگه داستان و اتفاقات بین داداش ایناری و اوکا ساما هم بامزه بود .. بازی کامپیوتری کردن و حرف هایی که با هم راجع به ایناری زدن.

آخر اپیزود توکا با صحنه تغییر شکل ایناری روبرو شد و راز ایناری براش برملا شد. باید ببینیم اپیزود چه عکس العملی در مورد این اتفاق از خودش نشون میده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تغییر قیافه اوتوشی، داداش اوکا ساما و بازیگوشی هاش :



- شکل واقعی اوتوشی و افکارش در مورد اوکا ساما :



- میا ساما :



- بازی اوکا ساما با توکا :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 04

Gin no Saji 2nd Season - Episode 04

یه اپیزود متمرکز به اسب سواری دیگه. اینبار کارکتری به اسم آیامه هم بهشون اضافه شد .. دختری که تو طول همون نیمه اول اینقدر خنده های مغرورانه و ملکه ای ازش دیدیم که به راحتی تبدیل به یه کارکتر اعصاب خورد کن خوب شد! وقتی میگم خوب یعنی اینکه خیلی جالب تونست در قالب یه کارکتر پرافاده بره و بیننده میتونست حس کمدی که پشت این قضیه قرار گرفته بود رو لمس کنه. صحنه های اسب سواری همه عالی بودن ولی عالی تر از همه بدون شک، صحنه اسب سواری هاچیکن با مارون بود .. جایی که مارون اختیار پرش رو به عهده گرفت و به شکل جالبی تمام موانع رو بدون خطار جلو رفت. حتی آخرین لحظات پای راست هاچیکن از مارون جدا شد که با رد شدن به موقع از خط پایان خطایی برای هاچیکن محسوب نشد. داداش هاچیکن هم مسابقه اونو دید و در نهایت دیدیم که هاچیکن نفر چهارم مسابقه شد که فکر کنم واسه هاچیکن عنوان خیلی خوبی هم بود. تو ادامه یه سری مسابقه دیگه هم دیدیم و رکورد خیلی خوبی که میکاگه به دست آورد. روی هم رفته کُلی سوارکاری کردیم و مارون هم مثل آیامه کُلی مغرور بازی در آورد و اگه به دست من بود، مارون رو به آیامه میدادم چون خیلی به میخورن! البته ناگفته نماند که مارون در کنار مغرور بودن، اسب با مرام و خوبی ـه و فقط بعضی وقتا کمی هوس میکنه سر به سر هاچیکن بذاره.

صحنه های از اپیزود :

- آیامه :



- از دست دادن کنترل مارون :



- خوشحالی هاچیکن و بقیه بخاطر خطا نداشتن :



- مارون در حال خوردن غذای خوشمزه این اپیزود :

Hajime no Ippo: Rising Episode 17

Hajime no Ippo: Rising Episode 17

اپیزود خیلی خوبی بود و یه مقدمه خیلی خوب برای مبارزه اصلی! البته به نظر من هنوز مقدمه اصلی باقی مونده اون مقدمه، مبارزه میاتا ـه. مسلما خیلی هیجان انگیز تر از مبارزه کیمورا و آئوکی میشه. چیزی که تو این اپیزود دنبال کردیم، دو مبارزه کیمورا و آئوکی بود که کیمورا مبارزه خودشو برد و آئوکی مساوی گرفت. حداقل آوئوکی از شر اینکه مُدل موهاشو عوض کنه، خلاص شد و فکر کنم مجبور به انجام دادن اون کار نباشه.

نیمه اول خیلی عالی بود. "چشماش از همین الان وارد حالت مبارزه‌ای شده" دیوید اینو بعد از رد شدن دستش توسط تاکامورا گفت .. فکرشو نمیکردم که تاکامورا دست دیوید رو رد کنه .. آخه اخلاقی که از کارکتر تاکامورا تا بحال ازش دیدیم، چنین چیزی رو رد میکرد و حالا اینجا با دست ندادن تو نشست مطبوعاتی جلوه منفی کوتاهی از خودش به جا گذاشت .. به نظر من کمی از این رد کردن دست دادن با دیوید به فشار و استرس تاکامورا برمیگرده. درسته که به چهره نمیاره ولی قهرمانی جهان عنوان خیلی سنگینی ـه و به راحتی فکر یه مدعی عنوان رو به خودش مشغول میکنه. قبل از اینکه وارد فضای مبارزه اصلی و رینگ بوکس تاکامورا و ایگل بشیم، تونستیم نگاهی به استادیوم داشته باشیم؛ اونم بوسیله ورود کیمورا و آئوکی .. محیط سالن و اینکه چقدر تماشاگرا سالن رو پر کرده بودن، خودش به تنهایی هیجان کار خیلی خوب بالا میبرد و ظاهر خیلی جذابی داشت. جالب این بود که کیمورا بیشتر از اینکه بخواد بخاطر این تماشاگرا برنده رینگ باشه، بخاطر اینکه مجبور نشه اون مدل مو رو بزنه، میخواست بازیو ببره. بعد از کُلی عقب موندن بلاخره نقطه ضعف حریفش رو پیدا کرد و اونو شکست داد. ظاهرا آئوکی مجبور بود بخاطر اینکه تنهایی از اون قرار مدل مو زدن جا نمونه، بازی خودشو ببره.

نیمه دوم مبارزه آئوکی رو دیدیم. جایی که آئوکی به جای تمرکز به مبارزه، رو خال صورت پاپایا متمرکز شده بود! از همون اولش مشخص بود که این مبارزه قراره به حالت کمدی جلو بره. مشتی که از پاپایا خورد و روی کله رو به جلو سُر خورد، واقعا خنده دار بود .. فقط تو مبارزه آئوکی میشه چنین چیزی رو دید. قسمت باحال‌تر مبارزه جایی بود که آئوکی تصمیم گرفت حرکت نگاه متعجبی که قبلا رو کرده بود رو دوباره به کار بگیره و به شکل مسخره و خنده داری هر کدوم به یه طرف نگاه کردن! ظاهرا پاپایا دست آئوکی رو خونده بود و نقشه آئوکی عمل نکرد. بلاخره بعد از تموم شدن راند آخر، این بازی با مساوی تموم شد. حالا نوبت به میاتا رسیده، باید ببینیم چه بلایی سر حریفش میاره؛ حس میکنم مبارزه عالی از خودش نشون میده .. جوری که تماشاگرا حسابی واسه مبارزه بعد آماده میشن.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- نگاه تاکامورا در حین رد کردن دست دیوید ایگل :



- تاکامورا خیلی خوب روحیه شون رو با رو کردن عکس بهم ریخت :



- مبارزه کیمورا :



- مبارزه آئوکی و صحنه نگاهشون به دو طرف :

Diamond no Ace - Episode 17

Diamond no Ace - Episode 17

این اپیزود یه سری اصطلاحات بیسبالی جدید داشتیم که باعث شده بود تفاوت گیم پلی درون زمین به شکل خاصی در بیاد و به نظر من آشنا شدن با اون اصطلاحات کمی به بهتر درک کردن فضای بازی کمک میکنه. مثلا یکی از اصطلاحات بالک بود که از تلاش پیچر برای "برداشت آزاد" شکل میگرفت. برداشت آزاد هم اصطلاح دیگه‌ای بود که برای تعریف بالک، اول باید اونو باهاش آشنا بشیم .. برداشت آزاد وقتی ـه که پیچر به جای پرتاب کردن به سمت بَتر و کَچر با دیدن اینکه دونده تیم حریف هنوز قبل از پرتابش از بیس جدا شده، به سمت بیس قبلی یا بعدی دونده توپو پرت میکنه و با اینکار باعث اوت شدن اون میشه. بالک هم خطایی هستش که در صورت خراب انجام دادن برداشت آزاد شکل میگیره. کاری که ایجون اینجا انجام داد و با دیدن حرکت بازیکن بیس تیم کیریو، تصمیم گرفت توپو به سمت اون پرتاب کنه ولی اشتباهی که ایجون کرد، این بود که پاهاش تماما از خط منطقه پیچر خارج شده بود .. اینقدر به منطقه حرکت بازیکن بیس کیریو متمرکز شد که لوکیشن خودشو فراموش کرد و بالک یا خطا رو به تیم حریف داد. بالک، خطایی ـه که بعد از انجام گرفتش، بازیکنای بیس تیم حریف میتونن یک بیس به سمت جلو حرکت کنند. پس این اشتباه ایجون باعث شد که تیم حریف یک بیس به جلو حرکت کنه. در مورد حرکت "بازی دوگانه" ای که باعث شد همه چیز برگرده .. تیم کریو یه بازیکن تو بیس اول و یه بازیکن تو بیس سوم داشت که با زدن یه چوب میتونستن بازیکن بیس سوم رو به هوم ران برسونن و امتیاز بگیرن اما نگاه ایجون به بازیکن بیس سوم باعث شد ترس به جون اون بازیکن بیافته و اونو اوت کنن و حتی بعد از اون سریعا توپو به بیس دوم پرت کردن که قبل از رسیدن بازیکن بیس اولشون به بیس دوم، توپ به بیس رسید و باعث شد که بازیکن بیس اول هم اوت بشه .. پس با حرکت جالب ایجون دو اوت خیلی عالی گرفتن و ایجون تیم رو از امتیاز دادن نجات داد.

کارکتر ایس تیم حریف، تاچی بود که ظاهرا باحالی داشت و در عین اینکه ترسناک به نظر میرسید، لبخندهای خنده داری داشت. این اپیزود هم یه بخش کوچولو به فورویا تمرکز داشتیم که با موفقیت تونست تاچی رو استرایک اوت کنه و حتی ازش هوم ران هم گرفت. کاری که به قول میوکی میتونست روحیه تیم حریف رو بهم بریزه .. اما اینطور نشد و حرف های مربی شون باعث شد که روحیه تیمی از بین نره و دلگرمی جالبی به تیمشون داد. پرتاب های ایجون داره بهتر و بهتر میشه و به نظر من اگه این حالت اوج گرفتن پرتابش رو بتونه کنترل کنه، تقریبا فُرم خودشو کامل کرده و میتونه از اون به بعد به قوی تر کردن پرتاباش تمرکز کنه. با اتفاقاتی که تو این اپیزود افتاد و موفقیتی که ایجون تو اواخر اپیزود با گرفتن "بازی دوگانه" به دست آورد، به نظر میرسه مربی از بازی ایجون راضی باشه و ایجون تو مسابقات تابستونی بازی میکنه.

روی هم رفته نسبت به اپیزود قبلی که به فورویا متمرکز بود، این اپیزود رو بیشتر دوست داشتم .. امیدوارم اپیزود بعدی اپیزود آخر این بازی تمرینی باشه و زیادتر این بازی رو کش ندن. جا داره به فضای بعد حرکت کنیم و واسه مسابقات تابستونی آماده بشیم. دوست دارم کمی لوکیشن انیمه عوض بشه، مثلا ایجون برای چند روز به شهرشون برگرده .. میتونه جالب باشه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تاچی، ایس تیم کیریو :



- ورود ایجون به زمین :



- استایل پرتاب ایجون .. "جوری که انگار داری به زمین میکوبی" :



- برگشتن توپ به دستکش ایجون و بازی دوگانه‌ای که به خاطرش شکل گرفت :

Chuunibyou Ren - Episode 04

Chuunibyou Ren - Episode 04

در مورد چونیبوی یوتا دو تا نکته هست که باید بهش اشاره کنیم؛ یکی اینکه وقتی اسمی از گذشته‌ش و چونیبوش برده میشه، واقعا باحال به خودش میپیچه و حس خجالتی که از رفتار قدیمی‌ش داره، حسابی دیدنی ـه .. یکی دیگه هم اینکه وقتی به قالب Dark Flame Master وارد میشه، یکی از باحال‌ترین ژس‌های ممکن رو داره. دقیقا از همون لحظه که نیبوتانی از یوتا خواست که دکوموری رو ازش دور نگه داره، میدونستم که پرت کردن هواس دکوموری غیرممکن میشه و بدون شک نقشه نیبوتانی بخاطر دکوموری خراب میشه .. واقعا صحنه وارد کلاس شدن نیبوتانی عالی بود .. دکوموری هر بلایی که دلش میخواست به سر شینکای بیچاره آورد و آخر صحنه هم شینکا یه لنگه کفشی از کلاس رفت بیرون .. با خودم گفتم، با این اوضاع حتما رای میاره!

حرف گوش کن شدن دکوموری هم بامزه بود .. خصوصا صحنه‌ای که به خونه نیبوتانی رفتن و یه صحنه به حالت احساسی دیدیدم .. البته این صحنه احساسی با بقیه صحنه‌های احساسی فرق داشت .. من به عنوان بیننده مونده بودم که به این صحنه بخندم یا باهاشون همراه بشم و ناراحت بشم! اما هرچقدر هم دکوموری حرف گوش کن و سربه راه شده بود ولی بازم خرابکاری خودشو به بار آورد و کاملا برنامه نیبوتانی رو نابود کرد. دیدن عذاب نیبوتانی و اونجوری ولو خوردن‌ش جلوی دانش‌آموزها واقعا خنده دار بود. من فکر میکردم حتی با این خرابکاری دکوموری، بازم نیوبتانی عضو شورا میشه ولی خُب، مهم نیست. اپیزود خیلی خوبی بود .. درسته که داستان خاصی در مورد ساتونه یا یوتا و ریکا ندیدیم ولی بازم نکات مثبت خودشو داشت و دیدنی بود.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- این میمیک نیبوتانی جلوی یوتا واقعا عالی بود :



- قیافه نیبوتانی وقتی دکوموری رو زیر میز دید :



- بهترین راه تنبیه دکوموری دث :



- آبروریزی که دکوموری به بار آورد :

Golden Time - Episode 16

Golden Time - Episode 16

ناراحتی کوکو خیلی زود از راه رسید و با توجه به اشتباهی که حین رانندگی کرده بود و به بقیه صدمه زده بود، طبیعی بود که با چنین روحیه‌ای ازش روبرو بشیم اما چیزی که این موضوع رو سنگین‌تر میکرد، رابطه پدر کوکو با اون و سیلی که بهش زد بود .. صحنه دردناکی بود .. حتی من که زیاد طرفدار کوکو نیستم، دلم به حالش سوخت! تو این بین، بخاطر تصادف سفر بارسلونا کنسل شد که خیلی خوب شد .. یکی از جالب‌ترین تیکه‌های اپیزود، روبرویی بانری با نانا بود؛ باز هم مثل همیشه حضور نانا شکل عالی به فضای صحنه داده بود و رفتار نانا با بانری حساب دیدنی بود. پدر کوکو اونقدری که نشون داده شد، وحشتناک نبود و تو ادامه اونقدر چهره متفاوتی از پدر کوکو دیدیم که نظر بیننده کاملا برعکس میشد و اینجا میشد سیلی رو به یک پدر مهربون و دلسوز مرتبط کرد و دلیل عصبانیتش قابل درک بود. سطح درام اپیزود بالا بود و مهمترین جا و صحنه اپیزود، صحنه طولانی صحبت بانری و کوکو بود .. عصبانیت کوکو و بانری از دست همدیگه، با بالشت دعوا کردنشون و اینکه همه چیز به رویای کوکو برگشت؛ ترس از اینکه بانری اونو تنها بذاره و رویایی که از پیاده شدن از اون ماشین میدید .. بلاخره به هزار زور و زحمت بانری تونست کوکو رو آروم کنه که با ورود پدر کوکو و رفتار مضحک‌ش همه چیز بهم ریخت .. پایان بندی کمدی خیلی بامزه ای برای اپیزود بود. میشه این قسمت رو کاملا متمرکز به کوکو دونست و نتیجه این اپیزود کنار اومدن کوکو با اتفاق ماشین سواری اپیزود قبل بود .. بخاطر همین میتونیم تو اپیزود بعد منتظر پیشروی بیشتر داستان به سمت جلو باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- ناراحتی کوکو از تصادف :



- چهره کوکو بعد از سیلی خوردن :



- عصبانیت نانا از دست بانری :



- لحظاتی که بانری و کوکو در کنار هم گذروندن :

ReWatching - Yuru Yuri - 06

ReWatching - Yuru Yuri - 06


به فاصله یک روز بعد از دیدن Sakura Trick دیدن Yuru Yuri بهم ثابت کرد که چقدر فاصله بین این دوتا زیاده؛ یوری یوری واقعا شاهکاری تو ژانر خودشه و خیلی از اون ساکورا سرتره. هم از لحاظ کمدی و هم از لحاظ احساسی بین کارکترها بیشتر اونو دوست دارم .. هر چند ساکورا رو هم خیلی زیاد دوست دارم و صحنه های بوسیـــدن و غیره رو اضافه کرده و خیلی راحت اینجور چیزا رو به تصویر میکشه ولی یوری یوری یه چیزی داره که ساکورا نداره و اونم پرداخت کارکتر عالیه. هر کدوم از کارکتر از اون یک بهترن و هر کدوم بار طنز و کمدی خیلی خوبی به انیمه وارد میکنن. صحبت راجع به دو انیمه تو ژانر شوجو آی و یوری کمی آسونه میشه تا سطرها ادامه ش داد ولی خب، بهرحال من علاقه زیادی به یوری یوری دارم و اینجا باز هم تفاوت واضح و معلومه.

این اپیزود با هنرمندی چیناتسو آشنا شدیم .. پشت نقاب ظاهر کاوایی چیناتسو هیولایی نهفته بود .. همونطور که تو صحنه تجــاوزش به آکارین عزیز دیدیم، هیولایی ـه و اینجا هم با هنر نقاشی و سفال بازیش آشنا شدیم .. چه نقاشی های وحشتناکی داشت! حتی یویی هم دهانش باز مونده بود و بخاطر متوقف کردن چیناتسو واسه نشون دادن نقاشی، رفت و اونو بغل کرد. نیمه اول یه بازی با قیافه کارکترها داریم که ته بامزه ست .. جایی که کیوکو با اون اداها قیافه خودشو کاوایی میکنه و وقتی آکاری سعی میکنه اینکارو تکرار کنه، تبدیل به یه قیافه ترول و خنده دار میشه .. عاشق این تغییر شکل قیافه ای آکارین به اون حالتم.


تیکه وارد شدن فامیل یویی هم حرف نداشت. ماری فکر میکرد چیناتسو همون میراکورون واقعی ـه و بخاطر همین بقیه تصمیم گرفتن یه کازپلی میراکورون به چیناتسو بدن و اونو مجبور به بازی کنن. رفتار چیناتسو برگرفته شده از آموزش های کیوکو حرف نداشت. بیچاره ماری تا آخر این قسمت معصومیت بچگانه ش رو از دست داد :دی ماری اگه کنار کائده قرار بگیره عالی میشه .. حضور ذهن ندارم که آیا چنین اتفاقی افتاد یا نه .. باید الان تو دور تماشای دوباره انیمه دنبال این اتفاق بگردم. بعید میدونم چنین چیزی اتفاق افتاده باشه. بهرحال ایده باحالی ـه. تیکه ای که ماری "زندگی زننده ست" رو به زبون میاره و عکس العمل یویی شاهکار اپیزود بود.

صحنه‌هایی از اپیزود :











































































Sakura Trick - Episode 04

Sakura Trick - Episode 04


خُب، این اپیزود کمی از زوج جدید تشکیل دادن دور شدیم و در عوض یه ماجراجویی و کُلی صحنه‌های کمدی رو با هم دیدیم. نیمه اول در مورد مشکوک شدن میتسوکی به ایموتوش یعنی یو بود که بخاطر اتفاقی که تو اتاق دیده بود، به رابطه بین یو و هاروکا شک کرده بود. یوزو و کائده رو به عنوان نگهبان روی سر اون بیچاره ها گذاشت .. یوزو با حماقت تمام کارهای مسخره هاروکا رو مینوشت و جواب پس دادن به میتسوکی اصلا به شکل خوبی جلو نرفت و بی نتیجه موندن. صحنه های خرید از بوفه و یا مثلا صحنه های تصورات کائده و یوزو خیلی بامزه بود. هنوز که هنوزه به نظر نمیاد این دوتا سیگنالی به سمت هم نشون داده باشن ولی من که هنوز امیدوارم و میتونم ببینم که در آینده بلاخره این اتفاق می افته.. نیمه اول یه اتفاق با مزه دیگه هم داشت اونم نشستن یو روی دامن کوتونه و حسودی هاروکا بود که خیلی صحنه باحالی بود .. بلاخره یو بعد از رفتن همه از دل هاروکا درآورد اونو حسابی راضی کرد.

نیمه دوم به دل جنگل رفتیم؛ جایی که با اس ام اس کائده قرار بود به سمت آتیش بازی کردن برن ولی در عوض اونا رو اصلا پیدا نمیکردن و فکر میکردن این مراسم کلا مراسم تست شجاعت ـه و تصمیم گرفتن جفت جفت بشن و با هم به سمت جلو حرکت کنن. دعوا بر سر جفت ها و اون حرکات هاروکا مثل همیشه خنده دار بود و بلاخره با یو جفت شد. تعقیب میتسوکی و نورانی بودن گل سرشون خیلی به شکل جالبی داستان رو به جلو حرکت داد و بلاخره دوباره یه صحنه بوسی ــ دن از راه رسید که بازم نزدیک بود میتسوکی اونا رو ببینه. میتسوکی تخیلات عجیبی نسبت به هاروکا داره .. نکنه هاروکا رو دوست داره؟ عجیبه کلا .. باید ببینیم چی میشه. در نهایت از جنگل راحت شدن و به سمت آتیش بازی رفتن.

اپیزود خوبی بود ولی به نسبت اپیزود قبل کمی اُفت کرده بود که بهرحال مشکلی نیست و امیدوارم تو اپیزود بعد جبران بشه. پیشنمایش اپیزود زیاد چیز واضحی نداشت و بیخیال نسبت به اون، منتظر دیدن اپیزود میمونم.

صحنه‌هایی از اپیزود :