M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Space☆Dandy - Episode 05

Space☆Dandy - Episode 05

فکر کنم با امنیت و خیال راحت بشه گفت که Space Dandy تفاوت موضوعی و خلاقیت بالایی داره و من واقعا از دیدن اینکه هر اپیزود یه داستان سوپرایز کننده و عجیب رو دنبال میکنیم، خوشحالم. از به دنبال رامن گشتن به سراغ هیولای فضایی میریم و در کنارشون با شخصیت شیطانی مثل پری یا دکتر گل بارها روبرو میشیم و حتی بعد از اون به سراغ زامبی شدن هم میریم! و اما حالا .. اینبار به سراغ دختر کوچولوی دوست داشتنی رفتیم که از قدرت خاصی برخورد داره .. دختری که با دوبلوری Hanakana به یه کارکتر عالی تبدیل شده بود .. راستشو بخواید، انتظار نداشتم هانازاوا رو تو این انیمه ببینم و خُب .. اگه بخوام بازم این فکرمو بیشتر به تصویر بکشم، باید بهتون بگم که انتظار شنیدن صدای Ayana Taketetsu تو اپیزودهای قبلی رو هم نداشتم (که قبلا بهش اشاره کرده بودم.) پس Dandy برای من حتی از لحاظ دوبلوری هم سوپرایز کننده بوده.

داستان دلگرم کننده ای که اپیزود قبل قولش بهمون داده شده بود، به تصویر کشیده شد .. اینبار دیگه خبری از دکتر گل و افرادش و حمله ور شدن به دندی نبود؛ خبری از صحنه‌های اکشن و پرجنب و جوش نبود و خیلی ساده، به سراغ داستان دلنشین انس گرفتن دندی با "آدل" دختر فضایی مون رفتیم. قدرت کنترل ذهن آدل جلوه کاوایی خاصی به کارکترش داده بود و خصوصا اون عروسکی که باهاش بود و گیر کردن دندی تو اون عروسک به شکل بامزه ای انجام میگرفت. شروع داستان آشنایی دندی و با آدل رو که دیدم، میدونستم اینبار یه روی متفاوت از دندی میبینیم. رویی که به جای یه منحرف واقعی به یه مرد دلسوز برای آدل تبدیل شد و با هم به دنبال پدربزرگ آدل میگشتن. رابطه دندی و آدل رفته رفته در طول اپیزود به سمت جلو هُل داده شد و تو آخرین لحظات میشد نزدیکی خاصی که این دو با هم پیدا کردن رو کاملا حس کرد. صحنه کلیپ واری که با اون آهنگ هم تو بین اپیزود دیدیم، واقعا جالب بود .. صحنه‌ای که به نظر من بازم یکی از تفاوت های این اپیزود با اپیزودهای قبله.

یه نکته حاشیه‌ای که در مورد این اپیزود دوست داشتم، موسیقی متن اون بود. به من حس شنیدن به ساندتراک Borderlands رو میداد؛ یه حس وسترن خاص و آروم .. چیزی که فضای احساسی بین دندی و آدل رو به شکل زیبایی به تصویر میکشید. البته مسلما بجز این اپیزود، موسیقی متن بقیه اپیزودها رو هم دوست دارم و Space Dandy از جمله انیمه‌هایی ـه که منتظر ریلیز شدن ساندتراکش هستم. تو ادامه داستان ... بلاخره بعد از اتفاقات زیادی پدربزرگ آدل رو با هم دیدیم و باهاش آشنا شدیم و البته، آدل رو بهش تحویل دادیم. صحنه خداحافظی آدل و دندی نقطه اوج اپیزود بود ... خیلی عالی بود و بهتر از این نمیشد. بعید میدونم دوباره آدل رو تو ادامه کار ببینیم ولی خُب، خاطره خوبی از این کارکتر تو ذهن من باقی میمونه و امیدوارم تو ادامه هم چنین کارکترهای خاطرانگیزی توسط انیمه ارائه بشن.

الان که قسمت 6 ام رو دیدم، بازم خلاقیت داستانی هر اپیزود این انیمه رو تحسین میکنم ولی .. اون اپیزود 6 امه و داستان پست بعدی ـه که بعدها بهش میپردازم. فقط به صورت خلاصه خواستم به این اشاره کنم که آره، قسمت 6 ام هم به شکل خیلی جالبی متفاوته.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- دندی در کنار آدل و عروسکش :



- سوار برقطار و خواب بودن دندی :



- دهن کجی‌های آدل و رفتار بامز‌ه‌ش با دوبلوری هانازاوا عالی بود :



- خداحافظی دندی با آدل :

Hajime no Ippo: Rising Episode 18

Hajime no Ippo: Rising Episode 18

یه اپیزود کامل اختصاص داده شده به میاتا .. جدا از اینکه خود میاتا تو این اپیزود عالی بود، بک گراندی که برای کارکتر حریف میاتا هم به تصویر کشیده شد، خیلی درگیر کننده بود .. اینکه چطور ساکاگوچی اونو تو بدترین شرایط ممکن گیر انداخته بود و ازش خواسته بود که کیسه بوکس میاتا بشه. اما مدگون وقتی قدرت میاتا رو دید، تصمیم گرفت که به قرار خودش با ساکاگوچی عمل نکنه و با میاتا یه مبارزه مردونه داشته باشه. وقتی مبارزه شروع شد و مبارزه طلب اونجوری جلوی ضربات میاتا بی حرکت مونده بود، با خودم گفتم "چه حریف معمولی و ساده ای ـه" ولی فلش بکی که از مبارزه طلب دیدیم، با اینکه خیلی کوتاه بود، به تنهایی واسه جالب کردن کارکترش کافی بود .. به نظر من به بهترین نحوه ممکن مبارزه جذابیت پیدا کرد. اما هرچقدر که مدگون اراده و عزم برد پیدا کرده بود، اُبهتی که میاتا تو رینگ بوکس داشت، چیزی فراتر از این حرفها بود و خیلی راحت تونست مدگون رو شکست بده .. به نظر من این برد با اقتدار میاتا به بهتر جلوه پیدا کردن میاتا تو آینده کمک زیادی میکنه. صحنه ای که تماشاگرا میاتا و ماکونوچی رو در کنار هم تشویق میکردن، خیلی ترکیب صحنه‌ای جالبی بود. بلاخره مبارزه میاتا و ایپو رو تو آینده میبینیم! مطمئنا یکی از بزرگترین لحظاتی ـه که طرفدارای این انیمه منتظر اتفاق افتادن‌ش هستن.

بلاخره نوبت تاکامورای قهرمان شد .. خرس‌کش داستان میره که خودشو وارد رینگ نفس‌گیری با دیوید ایگل کنه .. رینگ بوکسی که قرار نیست به آسونی رینگ بوکس میاتا باشه یا به خنده‌داری رینگ بوکس کیمورا و آئوکی! مطمئنا تاکامورا سختی زیادی رو تو مبارزه با ایگل متحمل میشه .. من که آماده‌ام، شاهین و عقابی که به جون هم می افتن .. چند اپیزود عالی و دیدنی از مبارزه تاکامورا و ایگل!

صحنه‌هایی از اپیزود :

- مدگون در کنار ساکاگوچی :



- مدگون در حال تحمل مشت‌های میاتا :



- فلش‌بکی که قرار مربوط به مدگون و ساکاگوچی نشون داده شد :



- بُرد میاتا :

Nisekoi - Episode 05

Nisekoi - Episode 05

گامباره روری! فکر کنم همه از بودن کارکتر فضولی مثل روری خوشحال باشیم .. من زیاد اونو فضول نمیدونم و حس میکنم بیشتر نگران اونودراست و .. هرچیزی که هست، نکته اضافه خیلی خوبی به انیمه شده و خصوصا تو این اپیزود فعالیت‌های خیلی مفیدی رو از روری دیدیم. از جمع کردن‌شون تو استخر شروع شد .. فن‌سرویس‌ها هجوم آوردن .. اونم به سبک Shaft و شات‌های متمرکز به قسمت‌های خاص بدن و با اون استایل خاص! بهرحال چون تو استخر بودیم، انتظار دیدن یه مقدار فن‌سرویس میرفت و همینطور هم شد .. مشکل خاصی باهاشون نداشتم و به نظر من خیلی خوب اداره شده بودن! رابطه بین سه نفره اصلی+ روری تو استخر خیلی خنده‌دار بود .. چه آموزشی به اونودرا دادن .. یه صحنه دیدنی هم بین اونودرا و ایچیجو داشتیم که شدت بالا بودن درجه کاوایی اونودرا، ایچیجو رو به اون شکل راهی دریا کرد .. خیلی به موضوع و هدف صحنه میخورد. کلید رختکن دختران و تنها شدن ایچیجو با اون کلید و قفلش هم یکی از صحنه‌های خیلی خوب اپیزود بود .. حداقل به نظر میرسه ایچیجو تصور میکرد که این، اون کلید اصلی ـه و بعد از اون دیدیم که کلید اصلی پیش خود اونودرا بود. بهترین صحنه اپیزود به نظر من، صحنه غرق شدن کریساکی و نجات دادن‌ش توسط ایچیجو بود و البته صحنه بعدش که میخواست بهش تنفس مصنوعی بده .. اون صحنه خیلی بامزه تموم شد!

بهرحال روری تو ادامه بخاطر حرکات کریساکی شک بیشتری به دوست پسری و دوست‌ دخـــتری اون دوتا پیدا کرد. هنوزم تا آخر اپیزود شک خودشو نگه داشت .. شاید کسی که در آینده همه چیزو به هم متصل میکنه، همین روری باشه .. باید منتظر پیشرفت‌ها بعدی این کاراگاه باشیم. روی هم رفته اپیزود رو بیشتر از اپیزود قبل دوست داشتم و حس میکنم هرچی به جلو بریم، انیمه بهتر و بهتر میشه. یه موضوع حاشیه‌ای : کارت‌های ED انیمه رو از دست ندید .. خیلی جالب هستند.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- میمیک‌های اونودرا تو استخرا عالی بود :



- بلایی که سر ایچیجو آوردن :



- نگاه مشکوک روری :



- رفتار متفاوت ایچیجو با انودرا :



- ED Card این اپیزود :

Diamond no Ace - Episode 18

Diamond no Ace - Episode 18

قسمت خوبی واسه پایان دادن به آرک مسابقه با کیریو بود .. مسابقه بلاخره تو این اپیزود به شکل جالبی تموم شد .. ایجون با کمک فیلدرها و میوکی پیشرفت بازی خوبی داشت و تو این قسمت صحنه های بین میوکی و ایجون جز صحنه های تاثیر گذار و نکته های مثبت اپیزود بودن. تمرکز اپیزود روی دو نوع پرتاب بود؛ یکی داخلی و یکی خارجی .. میوکی خیلی خوب ایجون رو تحریک میکرد و مثلا با گفتن اینکه فورویا، تاچی رو استرایک اوت کرده، سعی میکرد بیشتر به ایجون انگیزه بده .. در نهایت هم ایجون کمتر از فورویا امتیاز داد که نشون میده استایل پرتاب ایجون موثر تره و اگه کنترل توپ بهش اضافه بشه، خیلی عالی میشه. تاچی هم مثل اپیزود قبل لبخند خنده دارشو رو میکرد و بازی میکرد. شکل پایان بازی رو دوست داشتم. اومدن سرپرست ها و بدرقه کردن مهمون های دبیرستان سیدو به اون شکل، خوش و بش مربیای دو تیم و حرفهایی که راجع به ساوامورا زدن، شنیدنی بود. قرار گذاشتن که دوباره و تو مسابقات ملی با هم بازی کنن .. اینجا که تیم سیدو با اختلاف 7 امتیاز بازنده شد ولی احتمالا اگه تو مسابقات ملی به تیم کیریو بخورن، شکست خوبی رو بهشون وارد میکنن. امیدوارم به اونجا هم برسیم. روی هم رفته پیشرفت کاری و کمپ تمرینی رو تو چند اپیزود گذشته به چشم دیدیم و حالا قوی تر شدن کارکترها به راحتی واسه بیننده باورپذیر میشه.

تو پیشنمایش یه کارکتر جدید جالب دیدیم .. کسی به نام نارومیا می، ایس تیم دبیرستان ایناشیرو .. فکر کنم این کارکتر بهتر از بقیه حریف‌های ایجون و فورویایی باشه که تا بحال دیدیم. باید منتظر ورودش به زمین و دیدن اینکه چقدر قوی ـه، باشیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تاچی، دلمون برات تنگ میشه :



- آماده شدن ایجون واسه پرتاب :



- تموم شدن بازی :



+

YuruYuri Season 3 - Confirmed

YuruYuri Season 3 - Confirmed
Update : Not! Looks like it's just an OVA .. Da//mn it


 

YES .. بلاخره اتفاق افتاد. چقدر منتظر این لحظه بودم و چقدر واسه اتفاق افتادن‌ش لحظه شماری میکردم. بعد از گذشتن دو سال من و بقیه طرفدارای انیمه کم کم داشتیم ناامید میشدیم. بارها سعی کردم به سراغ مانگای کار برم ولی از اونجایی که زیاد مانگا خون نیستم و همیشه مسائل دیگه جلوی چشمام رو میگیره و منو از مانگا خوندن بازمیداره، نتونستم وارد فضاش بشم. فروش دو فصل یوری یوری اونقدر عالی بود که به راحتی میشد انتظار فصل بعدیش رو ازشون داشت .. خوشحالم که امروز این اتفاق افتاد .. دقیقا تو روزهایی که دارم فصل اول رو از اول تماشا میکنم و تو حین دیدن هر اپیزود با خودم میگفتم "وای، واقعا چرا فصل سوم تایید نمیشه؟ چرا، چرا، چرا؟" .. کاری که هم حین دیدن و هم حین ترجمه فوق العاده ازش لذت برده بودم.

تنها نکته ای که الان مطرحه و یه جور علامت سواله اینه که فقط به عنوان "ادامه پروژه انیمه ای" اونو اعلام کردن و باید امیدوارم باشیم که این موضوع بخاطر OVA بود سری اعلام شده نباشه .. اگه اینجور باشه، فوق العاده ناامید میشم .. کاملا گرفتگی این صحنه رو میتونم تصور کنم ... ولی حس خیلی مثبت و قوی دارم که اینجور نیست و این خبر، خبر فصل سوم انیمه ست. دوباره توشینو کیوکو، آکاریـــــــــــــن، یویی، چیناتسو، هیماواری، ساکوراکو، چیتوسه، چیزورو و ... چه شود .. از الان مزه شیرین‌‎ش رو میتونم زیر زبونم حس کنم. حتی OP , ED ها هم فوق العاده شنیدنی میشن. هر دو فصل قبلی این اتفاق افتاده بود و با آهنگهاش کُلی خاطره دارم.

 Yuruyuri Slice-of-Life Manga Gets New Animation Project





 یه سری تصاویر اضافی بابت یادآوری خاطرات انیمه  :







Now we play the waiting game

Sakura Trick - Episode 05

Sakura Trick - Episode 05

هممم .. این قسمت کمی اُفت داشتیم! شوخی ها مثل همیشه پابرجا بود و روند داستانی هم کمی به جلو حرکت کرد ولی از لحاظ کیفی آنچنان منو فوق راضی نکرد. مقدار صحنه‌های بوسیـــدن انیمه هم کم شده بود .. کمی دوست دارم از میتسوکی فاصله گرفته بشه، این چند اپیزود تمرکز زیادی به میتسوکی داشتیم و میشه بدون میتسوکی هم پلات داستانی رو جلو برد. شاید اگه به سمت زوج و یوزو و کائده بریم، بتونیم داستان جدیدی رو به تصویر بکشیم یا مثلا دوباره به سمت کوتونه و شیزوکو بریم .. اونا رو هم چند وقته که ندیدیم.

نیمه اول اپیزود بچه‌ها میخواستن میتسوکی رو برای نقش گرفتن تو اجرای نمایش فستیوالشون جذب کنن و از هر راهی واسه اینکار استفاده میکردن. میتسوکی هم در کنارش خیالات همیشگی خودشو در مورد هاروکا ادامه داد و انواع تخیلات رو ازش دیدیم. بلاخره راضی شد که به نمایش "سفید برفی" ملحق بشه و حتی تا اجرای یه صحنه جلو رفتن. اما ظاهرا نحوه نمایش اونا فقط حالت متن خونی داشت. خود مترجم انگلیسی یه اصطلاح جالب داشت که الان حضور ذهن ندارم ولی با کلمه Drama قاطی شده بود و به نظر من تنها معادل نزدیک به اون سبک نمایش همین نمایش متن خونی بود. دیدن اینکه میتسوکی چطور خودشو خجالت زده میکنه، خیلی بامزه بود.

بامزه تر از اون هم رفتار یو در مقابل تلاش هاروکا واسه بوســـــیدن میتسوکی بود. چه کله ای بهش زد. صحنه تاپ اپیزود، جایی بود که یو با لباس شنل خودشو به سراغ هاروکا رفتن و به اون شکل کاوایی بوسیــدش! خیلی ظاهر صحنه جذاب شده بود و واقعا یکی از بهترین بوـسه های انیمه بود. روی هم رفته اپیزود خوبی بود ولی انتظار دارم تو اپیزود بعد بهتر بشه و یه سرگردن بالاتر بریم. شاید وارد کردن کارکتر جدید راه حل این مشکل باشه .. Anyway ... منتظر اپیزود بعدی میمونم.

صحنه‌هایی از اپیزود :



























Nisekoi - Episode 04

Nisekoi - Episode 04



اگه کوچکترین علاقه‌ای به گیر دادن به کلیشه‌های کوچولوی این انیمه داشته باشم، با دیدن نقاط مثبت دیگه‌ای که داره، اون علاقه خودمو از دست میدم و واقعا فکر میکنم نقاط مثبت انیمه خیلی بیشتر از نقاط منفی اونه. (این جمله من کم کم داره زیادی تکراری میشه!) این اپیزود هم به شکل خیلی جالبی جلو رفت؛ رابطه بین ایچیجو و کریساکی و البته ایندفعه اونودرا خیلی باحال بهم گره خورد و صحنه‌های کمدی بامزه‌ای رو دیدیم. اونودرا یه دوست پیدا کرد که بهش انگیزه بده و اونو به سمت جلو هُل بده .. هرچند اونودرا از اون کارکترهایی میزنه که خیلی خیلی بعیده به این راحتی به سمت جلو هُل داده بشه و مثلا به ایچیجو اعتراف کنه! نقش اعضای باندهای یاکوزای دو طرف تو این اپیزود خیلی جالب بود و علاقه دار و دسته ایچیجو به خلوت ایچیجو و کریساکی به شکل خنده داری جلو برده شد. صحنه زندانی شدن کریساکی و ایچیجو بهترین قسمت اپیزود واسه من بود؛ جایی که یه رفتار خیلی متفاوت از کریساکی دیدیم .. انیمیشن کار و میمیک‌های این صحنه رو خیلی دوست داشتم. چیزی که مشخصه اینه که، انیمه داره هر دو رابطه رو تو ذهن بیننده مثبت جلوه میده؛ هم رابطه بین ایچیجو و اونودرا و هم رابطه بین ایچیجو و کریساکی .. کار رو به جایی میرسونن که بعد از انتخاب شدن زوج اصلی، کُلی دلمون به حال اون یکی دختر بسوزه و بابتش متاسف باشیم. بهرحال من که تا اینجا کار کمی به سمت اونودرا تمایل داشتم ولی رفته رفته تو اپیزود آخر تمایلم به سمت کریساکی برگشت و شاید زوج مورد علاقه‌مو عوض کنم.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- کریساکی امیدهای زیر پا له کرد:



- ایچیجو وقتی شنید که اونودرا هم بهش علاقه داره :



- تشویق کردن ارباب :



- کریساکی تو صحنه زندانی شدن شون :

Nagi no Asukara - Episode 18

Nagi no Asukara - Episode 18

جستجو به دنبال ماناکا؛ دختری که وقت زیادی رو صرف دیدن گریه هاش کردیم و خیلی راحت تونستیم به وجودش تو انیمه عادت کنیم و اونو دوست داشته باشیم. حالا با هم به اعماق دریا و به سمت شیوشیشیو رفتیم و به دنبال ماناکای دوست داشتنی مون گشتیم! شیوشیشیو، شیوشیشیوی سابق نبود .. اینو به راحتی میشد دید و تفاوتی ظاهری لوکیشنی شیوشیشیو با چند سال گذشته خیلی زیاد بود .. اگه بخوام یه صحنه رو از نیمه اول اپیزود به عنوان صحنه برتر انتخاب کنم، دیدار دوباره هیکاری با پدرش رو انتخاب میکنم .. صحنه ای که به نیمه دوم هم کشیده شد ولی بهرحال، واقعا از لحاظ احساسی خیلی شکل جالبی داشت .. موسیقی هم تو این صحنه واقعا خوب بود. بازیگوشی های میونا و از اتاقی به اتاق دیگه رفتنش هم در نوع خودش دیدن داشت و یه نکته حاشیه ای مثبت در مورد اپیزود بود .. فکر میکردم وقتی پای اونا به شیوشیشیو برسه، با دلواپسی و نگرانی زیاد سراسیمه به همه طرف میدون و اصلا آروم و قرار نمیگیرن ولی کُل سفری که این سه نفر به شیوشیشیو داشتن، به شکل آرومی ادامه پیدا کرد. در مورد میونا، دیدارش با اورکو ساما خیلی جالب بود .. نگاه‌هایی که اورکوا ساما به میونا میکرد، شک های زیادی به فکر بیننده وارد میکرد .. واقعا چی تو سر اورکو ساما میگذشت؟ بجز این مورد، اینکه چطور تصاویر فلش بک بقیه از مدرسه رو از دید میونا دیدیم و چه ساده میتونست اون احساسات جاری تو فضای مدرسه رو حس کنه، بازم به تصویر کشیدن بهتر رابطه قدیمی که حالا وجود نداشت کمک میکرد؛ رابطه ای بین چهار دوست قدیمی، سه دوستی که حالا پیش هم برگشتن و فقط به دنبال یه عضو باقی مونده هستیم!

درسته که فاصله زمانی زیادی رو پشت سر گذاشتیم و ممکنه رابطه قدیمی اونا دوباره حس اول خودشو پیدا نکنه ولی همینکه ماناکا پیدا بشه و گروه دوستانه شون دوباره کنار هم باشن، میتونه امید برگشت به حالت های گذشته رو به وجود بیاره. نیمه دوم اپیزود با رو کردن اتفاقی که خیلی وقته منتظر دیدینشیم، به انتظاراتمون جواب داد .. اون اتفاق چیزی نبود بجز، پیدا شدن ماناکا .. به اون شکل معصومانه و در محاصره گورستان اوجوشی ساماها .. بلاخره ماناکا رو پیدا کردیم! نجات ماناکا واسه من یکی حسابی دلچسب بود .. برام مهم نبود که داره اناش رو از دست میده یا اینکه همه چیز زیر آب و لوکیشن اونا در حال فرو ریختن بود .. فقط بخاطر پیدا شدن ماناکا خوشحال بودم. حالا باید منتظر اپیزود بعد و شروع مرحله بعدی که بیدار شدن ماناکاست بمونیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- هیکاری در کنار پدرش :



- ملاقات میونا با اورکو ساما :



- پیدا شدن ماناکا :



+