M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Kamisama no Inai Nichiyoubi - 04 // Anime

Kamisama no Inai Nichiyoubi - 04 // Anime





این اپیزود، اپیزود مهمی بود، همه ما منتظر اومدنش بودیم تا روند ادامه و جهتی که داستان بهش خمیده میشه رو ببینیم و اونو با ذهنیاتی که نسبت به قسمت سوم عالی انیمه داشتیم، مقایسه کنیم. من از این قسمت راضی بودم و اونو قسمت خیلی خوبی برای ادامه داستان میدونم. وارد یه آرک جدید شدیم، آی بهمراه یوری و اسکار سوار بر ون سفر خودشونو شروع کردن. تو میونه راه متوجه پسر مو آبی شدن که پشت ون خوابیده! کیریکو پسری بود که میخواست به شهر اورتاس بره؛ شهر مردگان، شهری که در اون ذهینت خیلی بد و وحشتناکی نسبت به گورکن‌ها وجود داره و بقایای هزاران گورکن بیرون شهر به چشم میخورد. بجز بقایای گورکن‌ها که منظره خوبی نبود، خودِ شهر به نظر شهر زیبایی میرسید. همونطور که از دیالوگ‌ها و ذهنیت مردم شهر مشخص بود، شهر خوبی برای آی و اسکار به نظر نمیرسید ولی با اصرار آی تصمیم گرفتن وارد شهر بشن و وقتشونو رو اونجا بگذرونن. تو ادامه آی به بازار رفت و با یه مرد عجیب و ماسک‌دار که ازش میخواست شهر رو ترک کنه، روبرو شد. به نظر کارکتر جالبی میاد و باید ببینیم چقدر بیشتر میتونیم باهاش آشنا بشیم. صحنه کوتاهی از روبرویی کیریکو و شاهزاده رو هم دیدیم، شاهزاده‌ای که ظاهر عجیب و جالبی داشت.


مسلما فضا نسبت به اپیزود سوم، تغییر زیادی کرده بود و تلاشی که برای تغییر مود انیمه در سر داشتن، به نتیجه رسیده بود. به نظر من امیدواری خوبی تو این اپیزود نشون داده شد و میشه انتظار خوبی از ادامه داستان داشت. با حضور شاهزاده و رابطه ای که با آی پیدا خواهد کرد. مردم شهر اورتاس، یوری و کارکتر مرموزی که تو این اپیزود دیدیم و خیلی چیزای جزیی دیگه که بعدها اضافه خواهند شد. باید منتظر بهتر شدن داستان بمونیم. در کنارش، موسیقی انیمه هم جدا کمک زیادی به بهتر شدن فضای انیمه کرده و من یکی که حسابی منتظر اومدن OST انیمه هستم.


صحنه‌های جالب :

- اولین بار که کیریکو از خواب بلند شد و "اوهایو" گفت، خیلی خنده دار بود :



- بازمانده گورکن‌ها بیرون از شهر اورتاس :



- اون کارکتر عجیبِ مرد|زن دو چهره!



- ماسکِ آی و پرشش در حین رفتن به بازار :



- شاهزاده اورتاس :

Love Lab - Episode 04 // Anime

Love Lab - Episode 04 // Anime


اپیزود چهارم با پیش کشیدن دوباره شروع کردن تحقیقات عشقی شروع شد؛ ماکی اشتیاق وحشتناکی برای ادامه کار داشت و از همین الان کُلی استراتژی تو سرش داشت، استراتژی سرایزی و ریختن پرتقال و از دست دادن کنترل سگ و البته بعدش با بستنی کثیف کردن لباس پسری که بهتون کمک کرده! بعد از اون مثل اپیزودای قبلی دوباره همه چیز به باتجربه بودن ریکو برگشت، ریکو همینطور به خالی بستنش ادامه میده، معلوم نیست تا کی و تا کجا میخواد ادامه بده ولی فکر کنم صحنه‌ای که دروغش بر ملا میشه، صحنه خیلی جالبی باشه. تو اپیزود قبل، یه نفر نامه‌ای رو به صندوق پیشنهادات انداخت که اینجا موضوعش پیش کشیده شد، دختری که برای هدیه دادن به پسر موردعلاقه‌ش کمک خواسته بود. هرکدوم از اعضا نظر خودشونو راجع به نوع هدیه میگن ولی به نتیجه‎‌ای نمیرسن! در نهایت تصمیم میگیرن کارو به عهده ریکوی باتجربه بذارن تا از پسرها اطلاعات جمع کنه. در نهایت، بعد از جمع کردن اطلاعات، ریکو فکر خوبی به سرش میه؛ قرار میشه برای شناختن صاحب درخواست، از رادیوی مدرسه استفاده کنند و به دختر مورد نظر جوابو برسونن!


جایی از اپیزود، دیالوگ‌ها وارد حالتِ موزیکال شد، چیزی بود که من کمتر تو انیمه‌ای دیدم، واسم تازگی داشت. استفاده از دیالوگ‌های سناریوی عشقی‌شون به حالت آواز و حرکات موزیکال! پیش‌نمایش اپیزود بعد نشون داد که داستان ادامه پیدا میکنه و حتی ما پسری رو توی داستان میبینیم، امیدوارم اون پسر نقش زیادی تو اپیزود بعد داشته باشه چون کارکتر جالبی به نظر میاد.

صحنه‌های جالب :

- ریکو و میمیک‌هاش در حین نگه داشتن دروغش :


- این میمیک رو فقط میتونید از ماکی ببینید :



- استراتژی جاخالی دادنِ ماکی :



- پسری که تو پیش‌نمایش قسمت بعد بود :


WataMote Episode 03 // Anime

WataMote Episode 03 // Anime


سلام، در خدمت شما هستم با معرفی بمبی ساعتی به نام توموکو. بمبی که هرلحظه به حالت انفجار نزدیک میشه و بعد از لحظاتی به حالت آرامش‌ش برمیگرده! بمب ساعتی، لقبی بود که بعد از چندبار عصبانی شدن و قاطی کردن توموکو تو این اپیزود بهش دادم؛ صحنه‌هایی که تُن صدای توموکو به اوج خودش میرسه و در سخت‌ترین شرایط اجتماعی خودش قرار میگیره، جز بهترین لحظات انیمه‌ست چون هم حالتِ تاریک انیمه حفظ میشه و هم کمدی خوبش پابرجا میمونه. توموکو، لحظات سختی رو تو اپیزود سوم سپری کرد. به نظر من، سخت‌ترین لحظه توموکو تو این اپیزود، لحظه بارون‌گیر شدنش و روبرویی‌ش با اون دوپسر مدرسه ای بود. تلاش وحشتناکش برای حرف زدن با اون دوتا پسر، دو سه کلمه‌ای که بلاخره بعد از کُلی زور زدن به زبون آورد، تشویق حاظرین در سالن رو بهمراه داشت و فریادهای "گامباره، گامباره توموکو" از همه جا شنیده میشد. بگذریم! :دی

مطمئنم فقط من نیستم و کسای دیگه ای هم تو این موضوع با من هم‌عقیده هستند که دوبلور توموکو روز به روز داره بیشتر و بهتر خودشو به بیننده‌ها اثبات میکنه و واقعا انتخاب عالی برای دوبلوری این کارکتر بوده. رابطه توموکو و برادرش یکی از خنده‌‎دارترین قسمت‌های انیمه تا اینجا بوده. پرستاری که این اپیزود از برادرش کرد، رفتار بی‌حس و حال و برادرش، کمپ زدن توموکو حتی تو طول شب و چسبوندن پارچه خیسِ آب تو صورت برادرش، روبرویی‌ش با دخترایی که واسه دادن جزوه‌های برادرش اومده بودن و احساسی که بعد ازاون پیدا کرد و کُلی نکته ریز دیگه، همه واقعا جالب بودن و به خوبی‌های اپیزود اضافه کردن. البته اون صحنه خنده‌داره درگیری معلم و توموکو که کتابش رو فراموش کرده بود رو هم از یاد نبریم، اونم باحال بود.

صحنه‌های جالب اپیزود :

- اپیزود دو ارجاع انیمه ای داشت، یکی به Ghost in the shell و یکی به kuroko no basket البته بازم ارجاع داشت ولی متاسفانه من باهاشون آشنا نبودم. ارجاع Ghost in the shell ـ :



- صحنه بارونی و جمله‌ای که توموکو بلاخره به زبون میاره :



- آموزش چگونگی بیرون نگه داشتنِ برادرتون از حمام و فراهم کردنِ موجبات سرماخوردگی برادر! شیوه ای تست شده و مطمئن :



- روبرویی توموکو و همکلاسی‌های برادرش :



- عصبانیتِ توموکی از دستِ توموکو :



- [...]



--