
ایول، عجب فیلم زیبایی بود .. 
اگر ذره ای، فقط ذره ای اعتقاد دارید که انیمه های آیدولی ممکنه روزی به دل شما خوش بیان، باید این سری رو امتحان کنید؛ چون این انیمه دقیقاً همون انیمه ایه که برای تغییر نظر و زیر و رو کردن تفکر همه درباره انیمه های آیدولی ساخته شده. حداقل برای من اینطور بود. تا قبل از دیدن این انیمه تنفر زیادی از این ژانر داشتم و یا شاید بهتره بگم اهمیتی به این ژانر نمی دادم ولی دیدن چند شات از فضای انیمه و اینکه چقدر طراحی کارکتر اون ناز به نظر میرسید، منو مشتاق کرد که یکی دو قسمت از فصل اول رو امتحان کنم ... و حدس بزنید چی شد؟ بله، واقعاً به انیمه علاقه پیدا کردم. یه چیز کاملاً متفاوت با تمام انیمه های آیدولی بود .. فکری که پشت کار بود، اهمیتی که به کار داده شده بود و پرداختی که برای اون انجام شده بود، به شکلی عالی به چشم می خورد.



و نکته جالب نحوه رسیدن به بعضی سکانس های رقص و موزیکال بود؛ اینکه مثل
فیلم های موزیکال دهه های 40 ، 50 هالیوود، جین کلی وار، فرد آستر وار
ناگهان یک کارکتر شروع به آواز خوندن می کرد و بقیه هم با اون همراه میشدن و
بعد به سراغ ادامه داستان می رفتیم. 









بهرحال تو آخر صحنه هر کدوم به راه خودشون رفتن و نشد که بشه!
چهره چیناتسو واقعاً فوق العاده ست .. چه با ماسک، چه در حال نقاشی کردن و
چه در همه حال .. نمی دونم چرا ولی این فصل چیناتسو خیلی کارکتر باحالی
شده .. من که خیلی از دیدن صحنه هاش لذت می برم. این اپیزود هم با جریان
عوض شدن مهارت شخصیتش در حال مریضی معرکه بود .. اون پرتاب سه امتیازی
بسکتبالش محشر بود.
و این وسط آکارین هم دم به دم از چیناتسو تعریف می کرد "ایول، چیناتسو
چان!" یادم اومد که چرا عاشق صدای آکارینم .. بهم حس فوق العاده ای میده ..
بی خود نیست که محبوب ترین کارکتر انیمه ای تمام دورانمه. 
کیوکو و آیانو باید هم تعجب کنن! و البته لی لی کردن های یویی سرانجام
خوبی واسش نداشت. با اینحال یه صحنه فوق العاده با آیانو بوجود آورد ..
بازم این دوتا بهم رسیدن و یه موقعیت ناخوشایند دیگه شکل گرفت.
به نظر میرسه وقتی صحنه به این دوتا کنار هم میرسه، بیشتر افکارشونُ می
شنویم تا اینکه خود صحبت کردنشونُ .. اینم یه نکته ریز بامزه ست .. بهرحال
دخالت خنگولانه کیوکو باعث شد یویی با شرم تمام مجبور به تعریف جریان لی لی
کردن بشه و از خجالت آب بشه! ولی چیزی که معلومه اینه که اینها همه بهونه
ای برای وارد کردن چیناتسو چان بودن .. اینکه غش کنه و خونه ببرنش!
و خوشبختانه چیناتسو خیلی زود خوب شد و یه برنامه تفریح ریختن! رفتن به
سراغ دیدن شکوفه های بهاری و یه روز گرم و نرم و لذت بخش! حیف شد که
نتونستیم اون لحظات بودن در پارکشونُ ببینیم ولی گمون می کنم اپیزود بعدی
یه اپیزود پایان بخش باحال میشه! باید ببینیم کارگردان به سبک اوتا،
کارگردان سابق کار رو با کمدی به پایان میرسونه یا با حالت دلگرم کننده!
اینجور که به نظر میرسه کارگردان جدید بیشتر به سمت حالت آرامش بخش تمایل
داره و بعید نیست که انیمه بدون داشتن اون صحنه های خیالی عجیب و کمدی به
پایان برسه!
یویی باید هم ضربان قلبی "چینا چینا چینا" وار داشته باشه.
توهمات چیناتسو فوق العاده بودن .. مثل همیشه فضایی شوجو ولی عاشقانه و
لذت بخش! و جریان دستگاه دروغ سنج هم که معرکه بود. ندیده معلوم بود که
قراره به چه سوالی برسیم و چیتوسه چی می پرسه ولی بهرحال بازم فوق العاده
بود.
من که حسابی با دیدن لحظه دروغ سنج حال کردم و یکی از بهترین صحنه های
یوری و شوجو آی فصل بود .. توهم چیتوسه به درجه اعلایی رسیده! 



:




برف برف، بـــرف! هیچ وقت نمیشه از دست برف انیمه ای خسته شد؛ یهو وارد
زمستون شدیم .. چپتری از زمستون .. چرا که نه؟ دوست داشتم آکارین رو تو
لباس زمستونی در حال برف پارو کردن ببینم .. آکارین و زور زدن هاش سر برف
بلند کردن، برف کوبیدن هاش به یویی واسم حسابی خنده دار بود .. واقعاً هیچ
شخصیتی مثل آکاری پر از معصومیت و نازنینی نیست. این اپیزود چندین و چند
مورد شوجو آی و یوری پسند داشتیم که دوست دارم به بعضی هاش اشاره کنم.
بهتره با شات باشه و تو انتهای پستم بهشون اشاره می کنم ولی به نظر رسید
که این اپیزود تمرکز روی زوج قرار دادن آکاری/یویی و آکارین/کیوکو قرار
داده شده بود و هر کدوم به شکلی بامزه پیش برده شد؛ صحنه برف با گرم کردن
صورت یویی و افتادن روی برف با همدیگه و در مورد کیوکو، با صحنه قایم شدن
تو کمد و اون فلش بک خیلی دوست داشتنی و البته لحظه "زمان حال" اپیزود که
از نبود کوتاتسو رنج می بردند و همدیگه رو بغل کردن!
ماری این اپیزود واقعاً ناز شده بود .. با اون کلاه خرگوشی و لباسای
زمستونی و ورجه وورجه کردن هاش روی کلبه برفی درجه کاوایی بودن انیمه رو
چند برابر کرده بود. نکته بامزه اینه که بدون حضور ماری چان هم درجه کاوایی
بودن انیمه در سطح بالاییه .. بهرحال تو این بین کیوکویی وجود داشت که از
معصومیت این کارکترها استفاده کنه و همه چیزو بهم بریزه! در این موندم که
چرا فکر می کرد می تونه پا روی کلبه برفی بذاره .. و "مردن آکاری" یا همون
خراب شدن آدم برفیش هم یه تنوع کمدی خوب بین لحظات اول اپیزود بود .. اون
حالتی که آکاری مردنش رو داد میزد شدیداً واسم دوست داشتنی بود.
کوتاتسو چه وسیله مهمی واسه ژاپنیاست .. اگه این اپیزود و لرزیدن کیوکو و
آکارین رو ببینید به این موضوع پی می برید. و ممکنه .. ممکنه یکی فکر کنه
که بعد از اینهمه سال کیوکو بلده کوتاتسو رو به کار بندازه ولی
نـــــــــــــه! انگار نه انگار که این تنبل خانوم سال هاست داره از
کوتاتسو استفاده می کنه!
همین صحبت از کوتاتسو و گرم کردن و حمایت باعث شد که فلش بکی به گذشته
بزنیم؛ بازم آکارین قابل اتکا رو ببینیم .. کیوکوی بچه ننه و یویی قلدر ..
واقعاً شخصیت های بامزه ای تو بچگی داشتن .. صدای فلوتی که تو این لحظات
فلش بک پخش شد خیلی دلچسب بود .. حس نوستالژیک زیبایی به صحنه می داد. ذره
بین یوری یاب هم که در این صحنه ها حسابی بیپ بیپ می کرد و لحظات خوبی رو
در این باب با هم دیدیم. 
کیوکو در عین تنبل بودن گاهی کارهای خوبی ازش سر میزنه. کامل کردن کلبه
برفی هم یکی از اون کارهای خوب کیوکو بود. ماری چان رو فوق العاده ذوق زده
کرد .. ولی به قیمت مریض شدن و افتادن روی تخت! و بلاخره به خنده دار ترین
صحنه اپیزود رسیدیم .. جایی که کیوکو از سر عصبانیت و ناراحت بودن ملحق شدن
یویی به باشگاه دو به جای کیف، بالشت اتاق باشگاه رو با خودش برداشت و رفت
خونه!
واقعاً حرف نداشت .. هر چند یویی عضو اون باشگاه نشد ولی زمینه رو واسه
یکی از بهترین حرکات کیوکو در طول فصل سوم انیمه بوجود آورد .. آخه چطور
ممکنه یه نفر اینقدر تو هپروت بره که بجای کیف مدرسه، بالشت با خودش به
خونه ببره!!
تازه اون ادای سوپر ماریو در آوردن و سبیل داشتنش هم که بماند.
کیوکو تو دقایق آخر بهترین چیز ممکن شده بود. حتی لحظه خوشحالی کردنش و
بالشت هل دادن روی صورت یویی هم اونو حسابی دوست داشتنی کرده بود.
صحنه هایی از اپیزود :
- اداهای برفی بامزه آکاریـــن
:

- افتادن روی یویی :

- گرم کردن صورت یویی با دستای گرم
:

- هرجا یویی سنپای باشه، چیناتسو چان از راه میرسه! 

- ماری و کیوکو زوج خوبی واسه دیدن اتفاقای بامزه ان
:

- کیوکو واقعاً یه هنرمنده
:

- درد نبود کوتاتسو و بغل کردن آکاری
:


- یکی از ناب ترین لحظه های اپیزود، صحبت در مورد سرما کشیدن خرس های قطبی
:

- فلش بک به گذشه و بچگی هاشون
:


- خوب شد چیناتسو از راه رسید وگرنه اینا از سرما هلاک می شدن
:

- بالشتی که کیوکو با خودش به خونه برد
:

- کوبیدن یویی با بالشت
:

- تصور کیوکو از باشگاه سرگرمی هم در نوع خودش جالب بود
:


- خوش و بش دوستانه نهایی کیوکو و یویی
:



یکی باید به دادش برسه!
سناریوی آخرالزمانی که کیوکو ابداع کرده بود واقعاً فقط از ذهن پر از
میراکورون و تنبل کیوکو بر می اومد .. ولی فکر کنم اگه بهش وقت می دادن
چنان سناریوهای عجیبی واسه یویی و آیانو می ساخت که اونا از تعجب شاخ در می
آوردن!
گمونم هیچ وقت نمی فهمیم!!
به نظر پایان بندی خوبی واسه اپیزود می اومد!
:
:
:
:
:
:

:

:
:
:


:


- چیزورو و کائده .. خوبه که کائده به چیزورو روحیه داد
:

- یه شات قشنگ از زاویه ای دیگه :

- قرار کیوکو و ساکوراکو واسه خریدن لباس حیوونی برای هاناکو :


اصلاً به اسب سفید و یه صحنه پر هیاهو واسه تحت تاثیر قرار دادن چیناتسو
نیازی نداریم. همین آکارین رز به دهان به تنهایی کار رو به سرانجام
میرسونه!! تصورات چیناتسو از یویی هم واقعاً خنده داره ... پاستا خوردن ها
و غذا دادن بهم، اینکه دوست داره وقتی تنها هستن چه کارهایی انجام بدن ..
میشه به راحتی دیدن چیناتسو چقدر یویی رو دوست داره و این خصوصیت اصلی
رابطه اوناست .. یکی دیگه از زوج های نیمه تمام یورو یوری که یک طرفه ست.
مثل آیانو/کیوکو و هیماواری/ساکوراکو همیشه تلنگرهایی در این بین وجود
داره ولی خب انتهایی برای "به خوبی و خوشی پیش رفتن" وجود نداره. ولی
گمونم همین حس اذیت کردن بیننده ست که واسه ما دلچسبه! همین لحظات تصور
چیناتسو و در واقع روبرو شدن با چهره خوابیده یویی و اینکه در موقعیت
قراره می گیره ... ! حتی چیناتسوی پر حرارت هم نتونست تو موقعیت خواسته ش
رو عملی کنه و این روی معصومانه چیناتسو رو دوست داشتم .. اینکه نخواست
بدون رضایت یویی که با لباس حیوونیش شدیداً تو دل برو و کاوایی شده بود
اونو ببوسه برای من یه نکته مثبت رو به کارکتر چیناتسو اضافه می کنه. و
البته مشخصاً از کیلومترها عقب تر این موضوع معلوم بود ولی باز هم .. باز
هم دیدنش به دل میشینه!حرف خاصی درباره میراکورون ندارم .. جز اینکه چقدر صدا پیشه ش رو همچنان خیلی زیاد دوست دارم و اینکه چقدر سناریوهاش احمقانه ولی نازنینه! و نکته حاشیه ای دیگه، سریالی بود که چیناتسو و یویی داشتن نگاه می کردن .. سریالی که مثل خود انیمه باز هم یوری بود و یه جورایی حس دنیای این انیمه رو واسه من لذت بخش تر می کنه ... اینکه همه چیز اونا به رابطه ها و تمایلشون یه شوجو آی و یوری مرتبطه .. یه نکته بامزه تو کار ناموری، مانگاکای انیمه ست که بخاطر این موضوع اون رو تحسین می کنم.
- بیچاره هیماواری از چه راهی تونست ژیمناستیکشُ یاد بگیره
:

- حداقل ساکوراکو به یک دردی خورد
:

- چه عجب! بلاخره یه صحنه خون دماغ از چیتوسه دیدیم
:



- انتخاب لباس یویی معرکه بود
:

- آخه چطور ممکنه این هاناکوی نازنین خواهر ساکوراکو باشه؟!

- روش جلب توجه کردن رو از کیوکو یاد بگیرید
:

++
صحنه هایی از اپیزود هفتم :
- آیانو عجب چیزای خوشگلی تو اتاقش داره .. حسابی به کارکترش می خوره
:

- بیچاره چقدر بامزه تپق میزنه!

- این تو سری زدن های یویی منو یاد Love Lab انداخت .. یاد شپلق زدن ها بخیر
:


- اووووه، کیوکو داری چیکار می کنی؟!!!!

- چیزورو هم یک حضور کوتاه داشت :

- ذوق چیناتسو از گذروندن شب کنار یویی
:

- اینجا میمیکش فوق العاده شده
:

- اسب یویی :

- آکاری در قالب یویی
:

- عاشق این میمیک های آکاری ام
:

- قرار فوق العاده به یادموندنیِ کیوکو و آیانو
:


- این کلاهه چقدر به چیناتسو می اومد
:

- میراکورون :


- فرار آکارین از دست چیناتسو .. هیچ وقت تکراری نمیشه
:

- حداقل این دفعه سناریو برعکس شد و آکارین قاط زد
:

- رضایت از قرار تو چهره آیانو موج میزنه
:

- یویی بیچاره :

- و صحنه فوق العاده فرصت طلبی ناتمام چیناتسو .. یویی چقدر کاوایی شده
:





یه ایراد بزرگ در رابطه با سناریوهای کیوکو و آیانو همین موضوعه .. اینکه
چیتوسه نقش خیلی حاشیه ای پیدا کرده و کمتر باهاش برخورد داریم. امیدوارم
تو قسمت های بعد این ایراد رفع بشه. ایراد دیگه در مورد این اپیزود، تیکه
سوم در مورد کانجی ها بود که صرفاً به عنوان یک مخاطب اینور آبی درک درستی
ازش نداریم و حس کردم می تونستن یه چیز بهتر رو برای پایان بخشیدن به
اپیزود انتخاب کنند. حتی به عنوان مترجم هم رسوندن منظور اون سناریوی کانجی
دار واسه من سخته و نمی دونم چرا مخاطب کل رو در نظر نگرفته بودند.
:
:
:
:

- صحنه عاطفی بین یویی و کیوکو
- ملاقات دوباره آکارین با توموکو :

- خیالات ساکوراکو از نینجا شدن
:

- متوقف کردن زمان و گیج کردن آکارین :

- مگه میشه از دیدن صحنه های بچگی آکارین خسته شد؟

- آلبوم عکس آکانه .. کاش عکس های بیشتری ازش میدیدیم
:

- ذوق توموکو از بودن تو اتاق آکانه :

