M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Noragami Aragoto - Ep 01

 Noragami Aragoto - Ep 01



شروع بسیار خوبی بود. از نظر من مقدمه سازی انیمه برای پیش بردن داستان به سمت بیشامون و متمرکز شدن به این کارکتر به نحو احسن انجام گرفت .. از همون ابتدای اپیزود لحظات درگیر کننده ای رو با حضور بیشامون داشتیم و رویا و خوابی که بیشامون از یاتو دید، بسیار جالب انگیز بود. و در ادامه اپیزود هم بارها و بارها چهره بیشامون رو دیدیم تا مُهر تاییدی بر تاکید ابتداییمون به این کارکتر داشته باشیم. تاکیدی که حداقل برای من جذابیت بسیار خوبی رو داره و به راحتی می تونم بگم که این کارکتر محبوب ترین کارکتر این سری برای منه و وقتی از محوریت داشتن این کارکتر در فصل دوم با خبر شدم، با اشتیاق بیشتری در انتظار رسیدن زمان پخش انیمه نشستم! حالا، برای شروع محتوای خوبی رو درباره بیشامون دیدیم؛ نجات دادن یک روح و سرپناه دادن بهش و اینکه چطور ورود مینه ها به جمع بقیه با لطافت خاصی به تصویر کشیده شد؛ حس مهربونی خوبی رو از طرف بانو بیشامون به چشم دیدیم و در کنار این موضوع چیزی که این مهربونی رو برای ما کمی تیره می کنه، حس آتشین و خشمیه که بیشامون نسبت به یاتو داره و اینکه همچنان قصد از بین بردن اونو داره. مطمئناً بزودی دوباره لحظات رو در رویی زیادی رو بین بیشامون و یاتو شاهد خواهیم بود که من فکر می کنم اون لحظات نقاط قوت این فصل خواهند بود ... باید اینطور باشه.

قالب کاری همچنان حس و حال قدیمی فصل اول رو داره؛ موسیقی، صحنه های ترول وار یاتو و البته حس تعلقی که یوکینه می خواد در کنار انسان ها داشته باشه که در این اپیزود باز هم به چشم می خورد .. باید ببینیم یوکینه چه تحولاتی از لحاظ کارکتری و شخصیتی خواهد داشت .. بعید می دونم زیادی روی کارکترش مانوری داشته باشیم ولی حضورش مطمئناً حس خواهد شد. و اینکه حتی با وجود علاقمند بودن به هیوری، دوست دارم باز هم تمرکز روی یاتو و بیشامون باقی بمونه و زیاد به هیوری تمرکزی نداشته باشیم. این فصل نوبت درخشش بانو بیشامون خواهد بود. ^^

روی هم رفته شروع جذابی بود .. OP و ED رو دوست داشتم ولی هنوز برای اینکه ببینم چقدر بهشون علاقه دارم زوده .. ترجیح میدم کمی صبر کنم و چند هفته ای اونا رو گوش کنم. قالب کلی اپیزود به شکل سرگرم کننده پیش برده شد و من رو تا آخر کنجکاو نگه داشت .. و حرف آخر اینکه حالا مطمئنم با پیشروی داستان این کنجکاوی بیشتر و بیشتر هم خواهد شد و فصل خیلی خوبی رو از این انیمه خواهیم دید



- نمایی از اوپنینگ جالب انیمه :



- بیشامون، یکی از کارکترهای زن محبوب این فصل :



- ترس از بیشامون، ترسی که دوباره و دوباره به چشم دیده خواهد شد :

Diamond no Ace S2 - Ep 24 & 25

Diamond no Ace S2 - Ep 24 & 25


24 : مثل همیشه کمی از گذشته تیم حریف رو به چشم دیدیم و اینکه چطور تیم اویا با وجود کمبود وقت تمرین خودشونُ به بازیکنانی بهتر تبدیل می کردند. اما در درون مسابقه رفته رفته سیدو برتری رو به دست گرفت، همه خوب کار کردند .. هارویچی، مائزونو با اون میمیک های معرکه ش ( ) و البته ساوامورا که در طول این بازی به مرور زمان عالی تر از همیشه به چشم اومد. بلاخره تعادل جالبی رو بین پرتابای داخلی و رو به بیرون خودش پیدا کرد .. نکته ای که می تونه سکوی پرتاب اون به سمت ایس شدن در تیم سیدو باشه ... به اون نکته دست پیدا کرده و حالا فقط باید ثبات کاری خودش رو به رخ بکشه.

25 : سیدو تونست با پرتابای چنج آپ عالی ساوامورا برد مقابل تیم اویا رو بدست بیاره. این اپیزود تمرکز تصویری بسیار باحالی روی پرتابای ساوامورا داشت و میشه گفت اوج درخشش ساوامورا به عنوان پیچر رو با هم دیدیم .. لحظه رها سازی چنج آپ و اینکه چطور بَتر زودتر از توپ چوبش رو تاب میداد هر لحظه و هر بار برای من جذابیت زیادی داشت ... افکت های تصویری رو دوست داشتم و از اینکه ساوامورا می تونست اینقدر خودی نشون بده لذت می بردم. و در نهایت دیدن اشک های واکابایاشی اونقدرها که دوست داشتم بهم نچسبید .. متاسفانه جنبه دلسوزانه ای به کارکترش داده شد و نشد که حسابی از خرد شدنش لذت ببرم. بهرحال اویا بخت، واکابایاشی حذف شد و سیدو به مرحله نیمه نهایی رسید. جایی که قراره به سنسن و یا سیکو برخورد کنند. من که دوست دارم سیکو باشه .. چون سنسن رو قبلاً دیدیم و زیاد مایل نیستم دوباره با ماکی روبرو بشم! می تونیم حریف جدید و بهتری برای تیم سیدو ترتیب بدیم.


صحنه‌هایی از دو اپیزود اخیر :

- میمیک های جذاب مائزونو در حال چوب زنی :



- ساوامورا در حال درخشش :



- لحظه هوم ران عالی ای که هارویچی گرفت :



- و اشک های واکابایاشی بعد از باخت مقابل سیدو :

Baby Steps 2nd Season - Ep 24 & 25

Baby Steps 2nd Season - Ep 24 & 25






و پایان سری، برای بار دوم! ماروئو هر چقدر دست و پا زد و تلاش کرد باز هم نتونست از پس نابائه بر بیاد ولی خب ، حتی خود نابائه هم فهمید که رشد ماروئو در چه سطحی بوده و همین برد باعث شد که به فکر تحول بازی خودش بیافته و این تفکر باعث شد که فینال رو مقابل آرایا کون ببازه. مطمئناً رسیدن مسابقات سراسری اوج لحظه داستانی این انیمه تا به الان خواهد بود و باید در انتظار فرا رسیدن اون روز باشیم .. مسابقه بین ماروئو و نابائه می تونه یک مسابقه بی نهایت جذاب در اون تورنمنت باشه.

فکر کنم همه بازی رو دیدیم و باخت ماروئو رو به نظاره نشستیم .. پس دیگه نیازی به صحبت های جزیی درباره اپیزود نیست .. فقط می خوام از امیدواری خودم برای داشتن فصل سوم حرف بزنم .. خدا کنه فصل سومی از راه برسه .. اونم با چنین وضعیت حساسی که داستان انیمه داره .. کمی باورش سخته که انیمه در اینجا به پایان برسه. البته میشه رفت مانگا رو خوند ولی ما تا اینجای داستان رو با انیمه جلو اومدیم و من ترجیح میدم چند ماهی برای خبر اعلام شدن فصل سوم بهش وقت بدم .. حس خوبی درباره انتظارم دارم و فکر می کنم نتیجه خواهم گرفت.

روی هم رفته فصل دوم بهتر از فصل اول بود .. مسابقات جذاب زیادی دیدیم و بار دیگه شجاعت مانگاکا رو در انتهای فصل دوم مقابل چشمای خودمون تماشا کردیم. شاید برخی داستان های ورزشی مانگایی ابتدا باخت رو وارد داستان کرده باشند ولی همیشه بعد از باخت پیروزی رو براشون به تصویر می کشند ولی مانگاکای Baby Steps جوری پشت سر هم ما رو سورپرایز می کنه و باخت به ماروئو تحمیل می کنه که کاملاً برامون باورپذیره و از داشتن چنین سیر داستانی ای زده نمیشیم. اینبار هم همینطور بود و برد نابائه بسیار منطقی به نظر میرسید. ولی فکر نکنم دیگه در مسابقات سراسری این اتفاق تکرار بشه .. باید منتظر موند دید. من مثل سری اول انیمه، به این سری هم نمره 9 از 10 رو دادم که برای خودم کاملاً معقول و به جا هست.


صحنه‌هایی از دو اپیزود آخر :

- ماروئو در حال بازی :





- لحظات بعد از مسابقه :



- ایکه در مقابل قهرمان جهان :

Himouto! Umaru-chan - Ep 10 & 11 & 12

Episode 10 & 11 & 12




خلاصه وار، برای پایان دادن به نقدهای اپیزودیکم :

10 : شرط می بندم خیلی هاتون مثل منید .. وقتی به اپیزود دهم فکر می کنید، به یاد اون ویروس های تنبل اومار و شکل و شمایل بامزه شون می افتید .. اینکه چطور اومارو وارد دنیای ویروس های تایهی شد و چطور برای نجات داداشش از دست ویروس ها باهاشون جنگید .. یه فانتزی کودکانه ولی بسیار دوست داشتنی .. پیاز بازی تو این اپیزود خیلی به من چسبید. سناریوی ریختن نوشابه روی مودم اینترنت سناریویی بود که همه ما می تونیم باهاش همذات پنداری کنیم .. تصور اینکه یک روز مودم ما مشکلی پیدا کنه تصوری وحشتناک برای ماست؛ دوست نداریم هیچ وقت چنین اتفاقی بیافته و وقتی این اتفاق برای اومارو می افته و بعد از چند ساعتش سرش دود می کشه، می فهمیم که چه حسی داره ... بهش می خندیم ولی درکش می کنیم! رفته به کافه مانگا خیلی ریلکس کننده به نظر میرسید .. کافه مانگایی که واقعاً خلوت بود و هر تنوع امکاناتی که تو کافه بود واقعاً واسه من جالب بود. ولی اومارو خیلی زود از دست تنهایی خسته شد .. معلوم بود که تنبلی کردن و فضولی کردن بدون حضور داداشی اونقدرها هم مزه نمیده.. پس بجاش برگشت خونه! اینها همه تلنگرهای خیلی کوچولویی به رابطه خوب بین تایهی و اومارو اند ... تیکه آخر اپیزود رو هم دوست داشتم .. کلاً کانائو به دل من مینشینه و یه جورایی دلم می خواست نقش بیشتری تو انیمه داشته باشه. و در نهایت دیدن چهره اوماروی کوچولو و اینکه چقدر در گذشته معصوم بوده .. یک منظره بسیار بی نقص برای پایان بخشیدن به انیمه بود.

11 : قسمت یازده رو باید قسمت خوردنی ها نام گذاری کنیم .. خوردیم، خوردیم و باز هم خوردیم .. از پیتزا گرفته تا برنج ... ابینا چان رو بارها و بارها در حال خجالتی شدن دیدیم و باز هم از دستش خسته نشدیم .. یک خاصیت متفاوت تو چهره ابینا چانه .. نمی دونم کیفیت انیمیشنی استودیوی Dogakobo باید مسئول بدونیم؛ چهره کارکترها رو بطرز دلپذیری زیبا کرده و وقتی ثانیه هایی رو خیره به صورت سرخ شده و خجالتی ابینا چان می مونیم، لذت خوبی از این لحظات میبریم. وقتی این لحظات رو می بینم، افسوس می خورم که چرا قرار نیست فصل سوم Yuru Yuri رو این استودیو به عهده داشته باشه!! بهرحال ... پیتزاهای پلاستیکی و کش دار رو خوردیم و بعد به میزگرد اوماروها رسیدیم .. یکی دیگه از اون صحنه های خاص اومارویی .. جایی که اینبار بجای ویروس ها، اوماروهای تنبل ولی متفاوت با هم برای خریدن هله هوله به دور هم جمع شده بودند. واقعاً لحظه بسیار باحالی تو این اپیزود بود و به نظر من این لحظه ست که از اپیزود 11 تو خاطرها باقی می مونه. در نهایت، بستنی، پارفه و ساندی خوردن هم جای خودش رو داشت و من که حسابی از لحظات به تصویر کشیده شدن نحوه خوردن اینجور هله هوله ها لذت بردم .. خودمم هوس کردم و شاید هم به سراغ خوردنشون رفته باشه! در نهایت تصمیم گرفتن که بعدها به سراغ دریا برن و چیزی که من منتظرش بودم به وقوع پیوست!!

12 : چه خوبه که قسمت نهایی رو با اپیزود ساحلی تموم کنیم .. به نظر من واقعاً پایان بخش خوبی برای انیمه داشتیم .. لذتی که میشه در کنار دریا و لب ساحل برد، اونم با چنین دخترهای کاوایی و نازنینی در قالب دنیای انیمه برای من کافی بود. از همون شروع انیمه و دیدن تیتراژ پایانی که درباره دریا بود، مشتاق شده بودم که اپیزودی ساحلی رو در این انیمه ببینم و بارها ما رو در این مورد اذیت کردند و صحنه های مختلفی رو با حضور اومارو در کنار دریا بهمون نشون دادند. و حالا بلاخره این خواسته من به حقیقت پیوست. راضی بودم .. از اینکه اومارو اعتراف نکرد و به کیریه هویت خودش رو نگفت هم زیاد بدم نیومد .. هنوز زوده و جای کار و پیشرفت داستانی خوبی رو در آینده داریم. برعکس یه جورایی دوست داشتم بومبر در نهایت متوجه بشه که کیریه ، خواهرش باهاشونه .. ولی آخرشم نفهمید ... اما هر چیزی که بود و شد، حداقل نگاه کیریه کمی به برادرش عوض شد و از این به بعد مهربونانه تر رفتار خواهد کرد .. امیدوارم! صحنه آخر هم در نوع خودش جالب انگیز بود .. اون شکل تنبلی اومارو و اینکه ما دوباره برگشتیم سر خونه اول ... سر خونه اولی دوست داشتنی!

در مورد فصل دوم، از اونجایی که اوتا کارگردان کار زیاد اهل ساختن فصل دوم نیست و معدود کارهایی مثل Yuru Yuri رو تا فصل دوم پیش برده، بعید می دونم فصل دومی در کار باشه اما فروش انیمه خیلی خوب بوده و حتی محصولات جانبی اون مثل مانگا، بالشت و انواع و اقسام چیزهای دیگه ش در حال فروش رفتن هستند. تو این نقطه به ابهام رسیدم و نمی دونم چه اتفاقی می افته ولی احساس خودمُ خوب می دونم .. اگه فصل دومی بیاد، ازش استقبال می کنم و با لذت تمام به سراغش میرم، لذت تمامی که از فصل اولش بردم و تا مدتها این انیمه رو به خاطر خواهم سپرد.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- وای، اوماروی مریض چه ناز بود ، اونقدر که دلت می خواد بازم مریض بشه!! :





- ویروس های تنبل اومارو :



- مانگاکا چقدر خوب تونسته ادهای بچگونه رو وارد دنیای اثر خودش کنه :



- آخه این میمیکه؟!



- جنگ با ویروس ها برای نجات داداشی :





- یکی از میمیک های شاهکار اومارو، وقتی که تو ذهنی می خوره :



- خطوط اینترنت از نگاه اومارو و نحوه وصل شدنشون :



- وااااای ... میمیک رو :



- من دوست دارم کافه مانگا رو امتحان کنم ^^ :



- اومارو کوچولو :



- پیتزاها و کش اومدنشون خیلی بامزه بودند :



- میزگرد اومارو ها :



- این یکی معرکه بود :



- چند تا میمیک غذا خوری ... عالی عالی :











- این کلوپ دارای بدبخت هم گناه دارن :



- عشق است اومارو و تنبلی هاش :



- این تبلیع جا دار بودن ماشین چقدر خنده دار بود .. تایتانه .. ما رو می خوره! :



- رانندگی داداشی هم که شاهکار بود .. گربـــــــــه ... ســــگ :



- نگاه آخرمون به همسترها :



- کیریه با کلاه حصیری خیلی ناز شده بود :



- چطور ممکنه بومبر کیریه رو نشناسه؟!



- تقابل ابینا چان و کیریه هم که همیشه دیدنیه :



- دریا .. دریا .. خوشگذرونی ^^ :





- واقعاً حالت چشمای تاچیبانا سیلفین خیلی ناز بودند :



- لحظات آخر انیمه :



Non Non Biyori Repeat - Ep 09 & 10 & 11 & 12

Episode 09 & 10 & 11& 12



متاسفانه وقت نکردم کامل هر اپیزود رو نقد کنم ولی مهم نیست .. لذت دیدنش رو بردم .. خیلی خیلی زیاد از دیدن تمام اپیزودها راضی بودم و حالا در انتهای فصل دوست دارم بصورت کوتاه چند اپیزودی که ازشون حرف نزدم رو یادآوری کنم و خاطره خوبی رو ازشون در این تاپیک به جا بذارم :

09 : قسمت نهم به ناتسومی متمرکز شد .. حوض آب و ماهی گرفتن .. و البته خانم کردن ناتسومی با لباسای قشنگ .. فکرشم نمی کردم که روزی ناتسومی رو با لباس دخترونه ببینم و فکر می کنم واقعاً ناز شده بود. کاش بیشتر لباس دخترونه می پوشید .. با این وضعی که اخم کرد و لباسا رو بیرون آورد، فکر نکنم این اتفاق بیافته و دیگه ناتسومی دوباره به همون تیپ همیشگی خودش برمی گرده. شیطنت هایی که تو این اپیزود داشت، ذوقی که سر پول گرفتن از مامانش داشت، کمکی که از بقیه گرفت و ... همه چیز ناتسومی تو این اپیزود بامزگی خاصی داشت. [ماهی هی به صورت نی چان می خورد، خیلی سرش خندیدم!] [لاکپشت شدن هیکانه و ناتسومی بی نهایت بامزه بود .. عاشق اون صحنه شدم!] ور در نهایت بعد از خوردن اون کوفته ها ، مجبور شدن سرو غذا رو تو مراسم ماه بینی به عهده بگیرن! یه اپیزود خیلی عالی و خنده دار با شرکت فضول اصلی انیمه، ناتسومی!

10 : قسمت دهم و سه چرخه بازی رن چون ... از اون اپیزود های بی نهایت زیبای انیمه بود .. اپیزودهایی که تو این فصل کم نداشتیم. این اپیزود پر بود از لحظات کودکانه و بازیگوشیهای رن چون .. از تصور حرف زدن دستکش کونومی گرفته تا گول خوردنش از قطع شدن انگشت و این کونومی چه دختر بدجنسیه ... تازه داریم اونو می شناسیم. من فکر می کنم یه دختر پاک و نازنین باشه ولی ببینید چه بازیهایی با رن چون کرد و چه لذتی از این کار خودش برد. تو این اپیزود فهمیدیم که استعداد ریاضی رن چون بطرز عجیبی عالیه .. مثل استعداد نقاشیش .. و این دختر چه چیزی کم داره؟ عالیه! یه تصمیم ساده واسه گردش باعث شد رن چون بخواد چرخ های کمکی سه چرخه خودش رو بیرون بیاره و شروع به تمرین با دو چرخه خودش کرد .. لحظات سختی رو گذروند ولی اصلاً تسلیم نشد. و نوبت به کائده، زوج همیشه عالی رن چون رسید .. واقعاً هر وقت این دو بهم میرسند، انیمه جذابیت خاصی پیدا می کنه .. معصومیت خاصی پیدا می کنه. مریض شدن رن چون کائده رو به خونه اونا کشوند و دوباره ناتسومی و اذیت هاش شروع شد! و بلاخره رن چون به کمک کائده یاد گرفت که چطور دوچرخه برونه .. حس کودکانه و لذت بخش این اپیزود بی نهایت دلچسب بود.

11 : قسمت یازدهم با جریان موبایل و خنگ بازی های کوماری شروع شد. گشتن به دنبال سیگنال، کوتاه بودن قد کوما چان برای سیگنال گرفتن و یه عالمه صحنه ریز و بامزه دیگه. جالبه که از چنین سناریوی ساده و رستایی ای میشه چه لحظات نابی رو پدید آورد. بعد از نوبت به کارت تبریک نوشتن رن چون برای سال نو رسید .. نوبت به سوسون و سوسونسر ها رسید .. کلمات ابداعی جدید رن چون .. مغز این بچه چطور به چنین کلماتی میرسه، از ذهن من خارجه ولی هر جوری که هست، من عاشق این معصومیتشم .. هیکا نه رو سوسون بارون کرد و هیکا نه هر کاری کرد نتونست کارت رو ببینه تا اینکه بلاخره نه نه اومد و با هم کارت رو دیدن. کارت تبریکی که از هر طرف شبیه یه چیزی بود .. یک طرف بز و یک طرف میمون .. و دیگه باید اعتراف کردن که نقاشی رن چون بی نظیره! استعداد بزرگی داره!! بخش مورد علاقه من از این اپیزود بچه بازی های هوتارون بود که جلوی مامانش یه رفتار کاملاً بچگانه رو داشت و روی زمین وُول می خورد ... واقعاً عاشق اون لحظات بودم .. یه جورایی منو یاد تمرکز فصل اول روی هوتارون انداخت .. اون زمان بیشتر بهم می پرداختیم.

12 : و قسمت شاهکار نهایی، جایی که چندین و چند صحنه فوق العاده رو داشتیم ولی مهم ترین صحنه و صحنه ای که دوست دارم بهش اشاره کنم، صحنه تئاتری و کش داری بود که از دقیقه 13:25 شروع شد. همه توی حیاط نشستند و شروع به صحبت کردند، بازی نون بیار کباب ببر بازی کردند و بعد یکی یکی غیبشون زد و دوباره سر صحنه برگشتند .. همه در یک سکانس کش دار بشکلی فوق العاده عالی ... ! این صحنه از جمله صحنه هاییه که این انیمه رو با هر انیمه دیگه ای متفاوت می کنه .. سکوت، کش دار بودن، منتظر بودن و بی نقص بود .. واقعاً یکی از بهترین صحنه های فصل دوم برای من همین صحنه بود. (این صحنه منظورم هست.)

قسمت 12 هم به زمان پایان فصل اول برگشت و حالا دیگه می تونستیم درک بهتری از محیط داشته باشیم .. با کارکترها بیشتر آشنا شدیم .. نکاتی ریز مثل جریان پچی و یا دوچرخه سواری رن چون و مدرسه اومدنش ... اینها رو با جزییات بیشتری دیدیم و باهاشون آشنا شدیم که عالی بود. قسمت آخر به سراغ بامبو ها رفتیم و بهمراه کل کارکترها ساقه چیدیم .. لحظات بازیگوشی های رن چون با پرنسس کاگویا خیلی ناز بودند .. و در نهایت درخت ساکورایی که همیشه به چشم میدیدیم به نظر میرسید بهترین نقطه برای پایان دادن به انیمه باشه. همینطور هم شد و در یک ظهر دل انگیز در کنار درخت ساکورایی که برگ های اون در حال ریختن بود، انیمه رو به پایان بردیم .. بی نهایت خاطر انگیز و روح نواز .. همه چیز خوب و عالی بود.

امیدوارم برای فصل سوم می تونه وجود داشته باشه .. محبوبیت سری بالاست و حتی فروش بلوری ها هم که از الان شروع شده در سطح خوبی قرار داشته .. از لحاظ داستانی و مانگایی اینطور که من شنیدم داستان اونقدرها جلو نیست و مشکل اصلی همینجاست. پس باید یکی دو سالی رو منتظر بمونیم تا محتوا به جلو حرکت کنه و به جای دلخواه خودمون برسیم .. اونوقت می تونیم انتظار دیدن یک فصل دیگه از این انیمه رو داشته باشیم. یاد این انیمه بخیر باشه .. همیشه در ذهن من به عنوان یکی از بهترین ها باقی می مونه .. امیدوارم در آینده فرصتی پیش بیاد و دوباره این انیمه رو ببینم ...


صحنه هایی از اپیزودهای آخر :

- لوس بازی ناتسومی بخاطر پول

:

- ماهیگیری برای حوض :



- آخی، بیچاره ترین داداش انیمه رو ، چقدر ماهی تو صورتش خورد :



- ولی عجب ماهی ای گرفتن!



- ناتسومی با لباسای دخترونه :





- رن چون حتی اونو نشناخت!!



- لاکپشت های قسمت نهم :



- ترسیدن رن چون از دست کونومی :



- بازم ترسیدن رن چون ، ایندفعه از قطع شدن انگشت کونومی :



- رن چون مریض ... :



- وای، این صحنه های کائده و رن چون هیچ وقت تکراری نمیشن :



- تمرین دوچرخه سواری شون :



- کوما چان و ذوق از داشتن موبایل کونومی ، قلب ها رو :



- نحوه سیگنال گرفتن برای موبایل :



- هیکه نه رو .. فکر می کرد خیلی زرنگه :



- بجاش سوسونسر خورد :



- هوتارون و بچه بازی هاش :





- یاد خرگوش ها بخیر .. چه روزگار باهاشون داشتیم :



- اولین ملاقات پچی و رن چون :



- رفتن به سراغ بامبو ها ، یه صحنه زیبای قدم زنی :



- رن چون به سبک داورای بیسبال "امــــــــن" رو صدا زد :



- نشستن روی پل خاطرانگیز :



- صحنه شاهکاری که ازش حرف زدم .. کش داره ولی بی نهایت دیدنی :



- دو منظره زیبا از انیمه :






- و چقدر دلم می خواست تو چنین جایی باشم و غرق در فضا بشم :

Non Non Biyori Repeat - Ep 08

Non Non Biyori Repeat - Ep 08






هیچ وقت نمیشه از دست حس دلگرمی این انیمه خسته شد .. این دیگه یه نکته به اثبات رسیده ست .. مثل یک حقیقت نوشته شده، حک شده بر روی سینه های ما می مونه .. بارها و بارها با دختران این انیمه همراه شدیم و هر بار در انتهای اپیزود وقتی که داریم صدای آواز زیبای ED رو با هم می شنویم، چنان اشتیاق داریم و پر از لذتی آرامش بخشیم که ذره ای شک در ذهن ما باقی نمی مونه. Non Non مسلماً یک انیمه استثناست .. عنصرهای آرامش بخش انیمه ساده ترین چیزهای ممکن هستند .. ساده ترین چیزهایی که ما انسان ها به وجودشون عادت کردیم و شاید مدت هاست که با پشت پرده گذاشتن اونا به زندگی خودمون ادامه میدیم. قدم زدنی کوتاه در میان جنگلی .. عبور از یک رود خوش صدا، روبرویی با حیواناتی اهلی، صدای خنده و بازیگوشی بچه گانه ای که از دور به گوش و چشم میرسه. همه چیز در این انیمه زیباست .. حس دلپذیری داره و اینبار هم همینطور بود.

وقت فلش بکی دوباره به گذشته شد .. یاد دوران اپیزود فلش بک های فصل اول بخیر .. وقتی اولین با رابطه فوق العاده دوست داشتنی رن چون و کائده آشنا شدیم و فهمیدیم رن چون تو دوران بچگی چقدر نازنین بوده .. لحظه لحظه اون اپیزود واسم مثل یک رویای شیرین بود .. هیچ وقت صحنه های اون اپیزود رو از خاطر نمیبرم. حالا هم دوباره پا به اون دوران گذاشتیم .. و اینبار وسیع تر عمل کردیم؛ کارکترهای دیگه رو هم دیدیم، هیکاگه، کونومی و ... اینبار در فضای مدرسه و جایی که رن چون برای اولین بار پا به مدرسه گذاشت و بازیگوشی های فضول اول مدرسه یعنی ناتسومی رو به آب و آتیش کشید. ناتسومی زجر زیادی کشیده .. دیدن اینکه یک فضول جدید پا به دنیای روستایی و کوچولوی گذاشته و داره نقش اونو ازش می گیره باید دردناک باشه!

بازی با رن چون کوچولو در قالب این فضای مدرسه ای بی نهایت کاوایی بود .. اصلاً حتی اگه رن چون رو هم کنار بذاریم، کارکترهای دیگه هم بشدت کاوایی بودند .. از کوماری و ناتسومی با اداهای بچگانه شون گرفته تا کائده که دیگه حتی با وجود پر سن تر بودن به نسبت اونا باز هم تو دل برویی عجیبی داشت. بهرحال خرابکاری رن چون سر کاری ها دیدنی بود و دیدنی تر میمیک های شوکه شده ی ملتی که انتظار خوردن اون غذاها رو داشتند. اشک هایی که ریخته شده و صحنه هایی که سعی شد فراموش بشه .. ولی انگار .. ناتسومی و کوماری هیچ وقت نتونستند این بلای بزرگ رو فراموش کنند و همه اینها فلش بکی بود به اون دوران!

سناریوی آخر هم که یک بازی کودکانه بین دو خواهر ، ناتسومی و کوماری بود .. شوکیچی سان و توپی که ناتسومی داشت .. شوکیچی سانی که باید دوباره تعمیر و دوخت میشد. و وقتی که خبر از رفتن به خونه هوتارون به گوشمون میرسه باید بدونیم که قراره دوباره پای مخملی ها به میون آورده بشه. نکته جالب اینه که کوما چان اصلاً از این بابت تعجبی نداره و چنان معصومانه و ساده رفتار می کنه که آدم باورش نمیشه این از بقیه بزرگ تره. بهرحال .. شوکیچی سان هم با تمام خاطراتش دوباره لبخند به روی لب کوماری آورد .. و اون لحظه، لحظه ای بسیار دوست داشتنی برای همه ما طرفداران کوماری بود.


صحنه هایی از اپیزود :

- من عاشق این بیخیالی های خانواده هیکاگه، کووزونه و رن چونم .. حتی تو چهره شون هم داد میزنه :



- رن چون کوچولو ، بی نهایت کاوایی :



- کائده ای که دوباره رن چونُ بغل کرد، معذب بودنش خیلی نازش می کنه :



- آخــــــــــــــی :



- برج بلوکی ناتسومی و افتخار رکورد زدن جدید :


- و پرش زیبای رن چون (لبخند روی لب ناتسومی باقی مونده!! ) :



- کوما چان چقدر زود بالغی خودش رو از دست داد .. سر یه عروسک :



- خرابکاری رن چون سر قضیه کاری ها :



- اوه .. خدای .. بزرگ .. لحظه ای که در ذهن ها باقی می مونه :



- آلبوم عکس کوما چان :



- یادی کنیم از مخملی های هوتارون یاندره :



- مخملی های جدید رو هم که دیدیم :



- و یکی از دوست داشتنی ترین صحنه های کوماری :

Baby Steps 2nd Season - Ep 21 & 22 & 23

Baby Steps 2nd Season - Ep 21 & 22 & 23






21 : اپیزود پایان بخش مسابقه با تاکاگی نامرد (!) بود؛ و نکته جالب در مورد انتهای مسابقه این بود که خیلی سریع تر از اونی که فکر می کردیم و به حالتی Skip وار مسابقه رو به انتها بردیم .. تاکاگی در انتها منقلب شد و از سبک بازی خودش پشیمون شد .. بخاطر همین به سراغ ماروئو رفت و باهاش حرف زد. دیدن اینکه تاکاگی چطور از اون کارکتر عصبی و ناجوانمرد به این کارکتر تشنه بهتر شدن تبدیل شد فوق العاده جالب بود. و فکر می کنم با کنار گذاشتن غرور خودش می تونه به نتیجه ای که دوست داره برسه. تاکاگی پتانسیل تبدیل شدن به یک تنیسور بهتر رو داره و چه راهی بهتر از اینکه از حریفی که تو رو شکست داده کمک بگیری. کنار رفتن و سوختن در تنهایی و غم باخت هیچ دردی رو دوا نمی کرد. درسته که تاکاگی به نابائه نرسید ولی شاید اینجا .. با بازیکنی بازی کرده باشه که بعدها نابائه رو به زیبایی شکست خواهد داد.

22 : یک پیش مقدمه و زمینه سازی رو برای ورود به زمین پر از هیجان بازی با نابائه یو دیدیم؛ آرایا یک سری اطلاعات کاملاً جالب رو در اختیار ما گذاشت؛ اینکه شرکت های راکت ساز چطور با نابائه ارتباط دارند و نابائه چطور به اونا سود میرسونه. و نکته خیلی جالب تر رو تاکوما به گوش ماروئو رسوند ... شدیداً .. عصبانی .. بودن .. نابائه .. در .. دوران .. کودکی! نمی دونم چرا ولی جدا جدا نوشتن این کلمات برام لذت بخش تر بود. بهرحال باید ببینیم این نقطه ضعف کجا خودش رو نشون میده .. و یا اینکه اصلاً خودش رو نشون میده یا نه؟! چیزی که تا بحال دیدیم و معلومه اینه که نابائه از خونسردی کامل برخورداره و به هیچ وجه نمیشه اعصاب اونو بهم ریخت. سبک بازی بی نظیری داره و می تونه خودش رو با سبک بازی حریف به سادگی تطبیق بده. درسته که ماروئو پیشرفت زیادی داشته ولی نباید این موضوع رو هم دور از ذهن کرد که نابائه هم طی این یک سال بیکار ننشسته و مطمئناً تجربیات زیادی رو بدست آورده. نکته نهایی و جالب اپیزود، در منطقه بودن ماروئو حتی قبل از بازی بود .. انتظار چنین چیزی رو نداشتم ولی خب ... عالی و هیجان انگیز بود.

23 : مسابقه نیمه نهایی آغاز شد. یک بازی فوق العاده .. فوق العاده هیجان انگیز بین ماروئو و نابائه. استراتژی ها سرازیر شدند .. تصمیم ها، ضربات مختلف، سرو ها، والی ها و واقعاً تو این اپیزود همه چیز دیدیم .. از جلو افتادن ماروئو گرفته تا برگشت نابائه و دور نشدن از فضای بازی. در منطقه بودن ماروئو زیاد دوامی نیاورد و ماروئو رو به بازی واقع گرایانه خودش آورد. درسته که بودن در منطقه امتیاز بزرگیه ولی فراموش نکنیم که بازی واقع گرایانه و با فکر ماروئو هم دست کمی از این فضا نداره و می تونه باهاش جادو کنه. ماروئو تونست 2 تا بریک از نابائه بگیره ولی در انتها به سختی داشت خودش و نوبت سرو زنیش رو نگه میداشت. میشه گفت دیگه انتهای اپیزود همه چیز در دستان نابائه بود و ماروئو بود که به وضع بدی افتاده بود. باید ببینیم تو اپیزود بعد چطور بازی رو برمی گردونه و فکر نهایی و بکری که به سرش زد چطور جوابگو میشه. امیدوارم زیبایی مسابقه باز هم بیشتر بشه.


صحنه‌هایی از سه اپیزود :

- نگاه خشن تاکاگی به دفترچه ماروئو :



- روحیه دادن ناتسو به ماروئو :



- بچگی نابائه و عصبانی شدن های جالب اون :



- و زمین پر هیجان نیمه نهایی :

Diamond no Ace S2 - Ep 21 & 22 & 23

Diamond no Ace S2 - Ep 21 & 22 & 23






21 : اتفاق مهم این اپیزود بدون شک دست به کار شدن اوچیای برای تعلیم ساوامورا بود؛ به هیچ وجه فکرشم نمی کردم که روزی اوچیای با این رفتار و اخلاقی که تا بحال ازش دیدیم دست به چنین حرکت مثبتی بزنه ولی باور کنید اینجا نشون داده شد که اوچیای واقعاً بیسبال رو بلده. ممکنه افکارش با کاتائوکا فرق کنه و زیاد باب میل هر کسی نباشه ولی تو این اپیزود نشون داد که اگه بخواد می تونه به راحتی فوت و فن های بیسبال رو به بازیکنای سیدو نشون بده .. اطلاعات لازم رو داره و بیخود نیست که به عنوان یک کمک به تیم اضافه شده. کمکی که تا به الان خنثی بود و گاهی یکی دو دیالوگ ازش میشنیدیم که اونا هم نیش دار بودند. ولی بلاخره یک چشمه ای از تخصص اوچیای در زمینه بیسبال به ما نشون داده شد و درست قبل از مسابقه شروع به آموزش دادن نوع پرتاب چنج آپ به ساوامورا کرد. در این بین حتی میوکی هم با اون موفق بود و فکر می کرد برای اینکه بتونن جلوی تیم اویا به خوبی عمل کنند اوچیای تصمیم خوبی گرفته و باهاش همراه شد. // ضمناً ، اتحاد تیم سیدو در این اپیزود به حالت اولیه برگشت و دیگه از اون اختلافات ناجور چیزی نموند.

22 : بعد از تمرینات ساوامورا و یاد گرفتن چند نوع چنگ زنیِ توپ برای پرتاب های جدیدش وارد بازی با اویا شدیم. تیمی با محدودیت های خاص و متفاوت با سیدو؛ اعضای تیم اویا یا حداقل واکابایاشی حرف های تندی رو در ذهن داشتند. اعتقادی مثل اینکه ما به عنوان یک مدرسه عمومی بهتر هستیم و تیمی که شبانه روز بیسبال بازی می کنه تیم گوریله!! ارزش های بیسبالی خودشونُ والا تر می بینند و هنوز که هنوز این غرور عجیب رو دور و بر تیم اویا می بینیم. اما تیم سیدو که حس و حال صمیمی همیشگیش رو بدست آورده داره با اطمینان و خاطر جمعی خوبی بازی می کنه. ساوامورا شروع خوبی داشت و خیلی تیم حریف رو اذیت کرد. // بشدت منتظر خرد شدن این غرور نا به جای واکابایاشی هستم .. لحظه نابود شدنش دیدنیه .. لذیذ خواهد بود.

23 : این قسمت با خطای بالک شروع شد و تو طول اپیزود و نیمه اول بارها درباره بالک چیزهایی شنیدیم که تا به الان کمتر بهش بها داده بودیم. خطایی که باعث پیشروی راحت دونده ها به بیس های بعدی میشه و خطای بالک ساوامورا باعث امتیاز گرفتن تیم اویا شد. و اینطور که بعداً معلوم شد این تاکتیکی از طرف تیم اویا بود و بی خود و بی جهت بالک بدست نیومده بود. بعد از این بالک دادن یه امتیاز دیگه هم گیر تیم اویا اومد. سیدو 2 به 0 عقب افتاد ولی همچنان با فشرده بازی کردن به دنبال برگردوندن نتیجه بودند .. بانت زدن ها و پیشروی کردن به بیس های بعدی و در نهایت رسیدن به پاکسازهای تیم که کاری رو از پیش نبردند. و البته این بخاطر واکابایاشی و نوع پرتابای عجیبش بود که حتی پرتاب از پهلو هم رو کرد و میوکی رو اوت کرد. بعد از اون توجو تونست امتیازی بگیره .. توجویی که واقعاً داره کم کم پررنگ تر میشه و به نظر من کاملاً پتانسیل محوریت پیدا کردن و جز کارکترهای اصلی شدنُ داره. نتیجه 2 به 1 شد و ...

+ روی هم رفته هر سه اپیزود جذابیت زیادی داشتند و مقدمه و شروع خوبی برای بازی با اویا بود .. باید ببینیم در ادامه سیدو چطور به این تیم فائق میاد .. من که می دونم برنده میدان سیدو خواهد بود ولی خب چطور پیش رفتن و چطور غلبه کردن به اونا مسیریه که باید با هم ببینیم و مطمئناً جذابیت خاصی خواهد داشت .. منتظر هفته بعد می مونم.


صحنه‌هایی از سه اپیزود اخیر :

- اوچیای در حال تمرین ساوامورا :



- ساوامورا هم که چه خوب یاد می گیره :



- واکابایاشی هم از اون زبون در آوردن هایی داره که شخصیتش رو منفورتر می کنه :



- لحظه از پهلو پرت کردن واکابایاشی و چوب نزدن میوکی که همه رو بهت زده کرد :