26 : سیدو به نیمه نهایی رسید و به حاشیه رفتیم! حاشیه از نوع خوب .. کمی
از گذشته فورویا چیزهایی دیدیم .. فکر نکنم فقط من بوده باشم که دلش می
خواسته بیشتر از پدربزرگ فورویا ببینه و باهاش آشنا بشه! به نظر کارکتر
بسیار جالب و خاصی می رسید .. امیدوارم بعدها دوباره بهش ارجاع داشته باشیم
و بتونیم مفصل تر گذشته فورویا رو به چشم ببینیم. در ادامه ، بازی سنسن و
سیکو رو دیدیم که من دعا می کردم سنسن ببازه چون ماکی اون ابهتی که لازمه
رو برای من نداره ولی سیکو با چیزهایی که ازشون دیدیم، نشون دادن که تیم
قابلی هستند و می تونن یه حریف درخورد برای سیدو بشن. از لحاظ جسمی
بازیکنان سیکو تو وضعیت بسیار عجیب و فوق العاده ای قرار داشتند .. وضعیتی
که می تونه تن حریف رو از ترس بلرزونه. دیدن لحظاتی از تمرین ایناشیرو هم
در نوع خودش جالب بود و ملاقات دوباره دو رفیق قدیمی، ماسا سان و می حس
خوبی داشت. باید ببینیم ایناشیرو در آینده چقدر حضور خواهد داشت و آیا
دوباره به مثال قدیم پررنگ میشه یا نه.
27 : یک OP , ED جدید و عالی به انیمه اضافه شد .. واقعاً هر دو رو دوست
دارم .. داشتم کمی از اون قبلی ها خسته میشدم و وقتش بود که یه تنوع بدیم.
خصوصاً OP که متنش به تصاویر می خوره و لحظات ورزشی نابی رو به تصویر می
کشونه. این قسمت هم به حاشیه مسابقات مرتبط بود و به دنبال بهتر کردن و
پیشرفت دادن ساوامورا و فورویا بودیم. سیکو رو هم کمی از نظر گذروندیم و با
بعضیاشون آشنا شدیم .. نابه مثل همیشه گزارش های خودش رو به بازیکنا داد
که به نظر میرسه می تونن با ذهنیت نسبتاً خوبی وارد بازی بشند. یه لحظه
عالی تو این اپیزود لحظه صحبت ساوامورا با مربی بود که واقعاً من رو هیجان
زده کرد .. جایی که ساوامورا به مربی گفت آماده باشه و اونا قراره جلوی
کناره گیری کاتائوکا رو بگیرند ... بهترین لحظه اپیزود مسلماً همین لحظه
بود .. من خیلی ازش خوشم اومد. در نهایت کاتائوکا یه تصمیم خیلی هیجان
انگیز گرفت و یه مسابقه بین دو دسته اول و دوم راه انداخت.
28 : اوچیای هر چقدر هم که بد دهن باشه و نیش دار صحبت کنه، بیسبال رو می
فهمه! بازیکنای خودشو میشناسه و میدونه چطور اونا رو به سمت جلو سوق بده.
این نکته خیلی مهمیه که این روزها بر سر زبون طرفداران انیمه Ace افتاده و
اینجا هم همینطور بود .. اوچیای خیلی خوب کار خودشو انجام میده. دست دوم
بسیار با انگیزه بازی می کنه و مسابقه خیلی خوبی رو تا به اینجا به چشم
دیدیم. میشه گفت ساوامورا تا به الان بهتر بازی کرده و این بخاطر مثل همیشه
شروع ضعیف فورویا بوده. فورویا به مرور زمان در طول بازی بهتر میشه و باید
منتظر درخشش اون تو اپیزود بعدی باشیم. دو کارکتر جدید تو این اپیزود
داشتیم .. یکی مربی ساکاکی، مربی سابق سیدو و یکی هم یوکی ماساشی که ظاهراً
برادر تتسوئه. هر دو در نوع خودشون می تونن جالب ظاهر بشن و هر چند به نظر
میرسه ماساشی در آینده به عضو ثابت سیدو تبدیل بشه ولی ساکاکی هم باید
نکات خوبی رو به کاتائوکا بگه .. شاید حتی بتونه نظر اونو برای رفتن از تیم
عوض کنه. بهرحال منتظر حضور این دو نفر هستم .. از اینکه دوتا کارکتر جدید
به این خوبی داریم خوشحالم!
صحنههایی از سه اپیزود اخیر :
- فورویا در کنار پدر بزرگش :

- یکی از بازیکنای با هیکل سیکو :

- ماسا سان و می در کنار هم :

- بهت مربی کاتائوکا از حرفای ساوامورا :

- فوتبال بازی کردن به بازیکنای سیدو نیومده
:

- ماساشی یوکی، بازیکن جدید سیدو (احتمالا!) :

- مربی با ابهت سابق، ساکاکی :


نمیشه آکاری عنکبوت به صورت و آکانه شــورت به سر رو دید و
بازم از انیمه بد گفت!
بهتر شد .. همونطور که در طول هفته بهش فکر کردم و تصور می کردم، نیاز به
سازگاری داشتیم و این اتفاق با این اپیزود افتاد. کمی کمدی بیشتر شد و تو
هر چهار بخش اپیزود میشد حس و حال بهتری رو به نسبت اپیزود قبلی دید و
البته من فکر می کنم این اپیزود بخاطر لحظات عاشقانه شدیداً دیدنی شده بود
.. زوج های عالی انیمه تیکه های خاص و خوبی رو با هم داشتند و نکته بارز
انیمه تو این اپیزود حضور آکانه بود که مثل همیشه با حضور کوتاه خودش انیمه
رو از این رو به اون رو می کنه و دیدن اینکه آکاریِ معصوم چنین خواهر
Siscon ـی داره، همچنان واسم عجیب ولی خنده داره. برخلاف لحظات دیگه ای که
در فصل های قبلی وارد انیمه شده بود، اینجا حضور بیشتری داشت و حتی تونستیم
اونو در فضای کلاس و با دیالوگ های بیشتری ببینیم. خودم از تیکه آخر
روبرویی اون با آکاری و ترسش از برملا شدن رازش خوشم اومد .. دیدن عذاب
وجدانش خیلی بهم چسبید و هرچند فکر نمی کنم دست از کارای خودش بکشه ولی
سناریوی خطرناک و بامزه ای واسش پیاده کردند.
از جریان عنکبوت چیز خاصی نمیشه گفت .. فقط اینکه چیناتسو مثل همیشه مایه
اذیت آکارین شد .. کسی که نه تنها تجاوزهای بیشماری به این کارکتر داشته،
حالا هم بصورت اتفاقی و غیر اتفاقی آکارین رو به درد و ناخوشی دچار می کنه!
با همه این حرفا، من همچنان چیناتسو رو دوست دارم .. نمی دونم چرا ولی این
فصل چیناتسو خیلی بهتر وارد ذهنم شده و مثل قبل آنچنان کمرنگ به نظر
نمیرسه. ضمناً منتظر لحظه ایم که دوباره کوزپلی میراکورون رو می پوشه! بین
این چهار نفر مسلماً این کیوکوست که قدرت عنکبوت بیرون کردن رو داره و
همینطور هم شد ... تو صحنه های بعدی گیر کیوکو به پنکیک آکاری رو دوست
داشتم .. اینکه چقدر شبیه صورت آکارین شده بود رو منم باهاش موافقم ولی حرف
آکارین و اینکه خرس ـه هم کاملاً درست به نظر میرسه!!
و البته دو تیکه شوجو آی محشر این اپیزود، یکی صحنه بین هیماواری و
ساکوراکو و یکی قرار پارک کیوکو و آیانو ... هر کدوم رو خیلی خیلی دوست
داشتم و واقعاً حس لطافت خوبی درشون وجود داشت. دیدن سرخ شدن ساکوراکوی
پررو و "باکا باکا" گفتن هاش بعد از شنیدن حرفای هیماواری خیلی به دلم نشست
و آیانو هم که شاید محبوب ترین کارکتر من بعد از آکاری باشه حرفی برای
گفتن نذاشت؛ کافیه اسم توشینو کیوکو رو به زبون بیاره تا من ارضا بشم!
لباسش کاوایی بود و کیوکو هم مزه های خوبی ریخت. صحبتشون درباره مانگا داشت
به جاهای خوبی میرسید .. حس یه قرار واقعی رو داشت و آیانو هم متوجه این
موضوع شد. تو انتها هم که بهم قول دادن دوباره اینکارو بکنن ... امیدوارم
این اتفاق بیافته.
صحنه هایی از اپیزود :
- سو تفاهم "کوما" در نوع خودش خیلی بامزه شده بود
:

- آکانه کافیه یه فرصت بدست بیاره ... !!

- ای چیناتسوی خبیث! می دونم عمدی نبود ولی بازم ...
:

- قیافه آکاری با عنکبوت محشر بود
:

- هنر نزد کیوکو هست و بس!

- یه شات خیلی ناز از هیماواری
:

- صحبت از فکر کردن به ساکوراکو و سرخ شدن نازنین ساکوراکو :


- قرار بین کیوکو و آیانو
:



- تصور آکانه از لحظه رفتن آکاری
:


- آغوش خواهرانه
:

- و احتمالاً محبوب ترین صحنه اپیزود دوم واسه من
:


زمانی خوشحالی از بابت فصل سوم وجود داشت.
و بعد افسوس ... ؟!
از کجا شروع کنم .. گمونم بهترین جا OVA یک ساعته انیمه
بود؛ جایی از مسیر دنیای یورو یوری که به نبودن کارگردان همیشگی اثر،
اوتا پی بردم و دل نگرانی به سراغم اومد، OVA ها حس برش زندگی بیشتری پیدا
کرده بودند و آرامش زیادی بهشون قالب بود. فرض رو بر تازه آشنا شدن
کارگردان با سری گذاشتم و با خودم گفتم بعد از این OVA یک ساعته کارگردان
فضا دستش میاد و سعی می کنه همون راه اوتا و تیمش رو ادامه بده ولی تو
چنین لحظاتیه که متوجه میشید فرق یک کارگردان ماهر در ژانر برش زندگی با
یک کارگردان تازه به کار رسیده چیه! جواب نداد، کار نکرد. دو OVA بعدی هم
که از راه رسید، باز همون آش و باز همون کاسه! حس کمدی یورو یوری ازبین
رفت .. نه اینکه من طرفدار پر و پا قرص ژانر کمدی باشم .. نه، ولی روح
کمدی از انیمه گرفته شد. دیگه صرفاً شده بود بیخودی تکیه کردن به کیوکو و
شیرین کاری ساختن برای اون و بی حس پیش رفتن لحظه به لحظه انیمه ... برای
من اون حس به جا بودن رو نداشت. خوشا به حال کارگردان که داره کاری از
Namori ، مانگاکای خوش ذوق رو کارگردانی می کنه وگرنه تا بحال اثر رو بطرز
فجیعی از هم پاشونده بود. حتی با وجود خرابکاری های کارگردان باز هم
معصومیتی که ناموری به کارکترهای خودش داده، پا برجاست و نمیذاره زیاد
احساس ضعف کنیم. آکارین با بودن تو صحنه می تونه هنوز اون احساس پاک رو به
ما بده و دوبلورها در راه قابل تحمل شدن فضا کمک زیادی به انیمه کردند
ولی خدا می دونه تو ادامه راه چه اتفاقی می افته. و بدبختی اینه که از
طرفداران پر و پا قرص ژانر آرامش بخشم ولی این راهش نیست ... هاتا هیرویوکی
قابلیت ساخت یک انیمه آرامش بخش رو هم نداره .. امیدوارم مسیر ادامه یورو
یوری به سمتی نره که من بعد از تمام شدن انیمه دلم نخواد دیگه اسم این
کارگردان رو بشنوم!!
بزگترین مسئله من، قابلیت "تماشای دوباره داشتن" انیمه ست. همینکه اپیزود
اول فصل جدید رو دیدم با خودم فکر کردم این اپیزود قابلیت چنین موضوعی رو
نداره؛ اون حسی که باید برای دوباره دیدنش داشتم باشم رو نداشتم و ندارم
... و این به خیلی چیزها برمی گرده که مهم ترینش موسیقی ... وای که من
چقدر سر این موسیقی دارم حرص می خورم! بدترین زمان ممکن، بدترین روتین
موسیقی رو روی کار گذاشتن! دو OVA آخر رو بخاطر بعد از اردو بودن زیاد سخت
نگرفتم ولی همین اپیزود اول فصل سوم هم نشون داد که موسیقی خیلی بد شده.
فوجیساوا یوشیاکی داره انیمه رو به قعر پرتگاه میبره! واقعاً درک نمی کنم
.. متوجه نمیشم کسی که ساخت موسیقی متن انیمه ای مثل Love Live! School
Idol Project رو تو کارنامه خودش داره چطور نمی تونه چنین فضا بندی ساده
ای رو با یه موسیقی خوب بچرخونه؟! قابل هضم نیست و بی جا بودن استفاده اون
از موسیقی و گاهی نداشتن خود موسیقی داره به طرز عجیبی غوغا میکنه! اصلاً
چرا راه دوری بریم .. یه نگاه به انیمه Himouto ساخته اوتا تو فصل قبل
بندازید ... یک انیمه ساده .. خیلی ساده بود و با تیم عوامل اوتا به طرز
شگفت انگیزی محبوب شد. اوتا آهنگساز رو از یورو یوری برداشته بود، میساوا
یاشوئیرو یکی از بهترین موسیقی های فصل قبل رو ساخت، تنظیم رو آئوشیما
تاکاشی انجام داد، کسی که باز هم روی یورو یوری کار کرده بود و باز هم
تنظیم فوق العاده دیدیم و خود اوتا هم که کارگردانی رو به بهترین شکل انجام
داد. و اینها همه چیزهایی ان که Yuru Yuri San Hai کم داره! یه کارگردان
خوب، یه آهنگساز خوب، یه تنظیم کننده داستان خوب ... پففف!!
و نمی خوام بگم که از اپیزود متنفر بودم .. نه، لحظات خوبی داشتیم! خودم به
شخصه لحظات آکارین رو خیلی دوست داشتم .. اونم بخاطر خود کارکتر و محتوای
شخصیتی اون وگرنه عوامل انیمه هیچ هنری به خرج نداده بودند که بخوام ازشون
متشکر باشم! همینکه هاناکو و آکارین لحظاتی رو تو پارک کنار هم گذروندن،
واسه من یه لحظه رویایی بود ... هاناکو رو از مانگای Oomuroke خیلی دوست
داشتم و از اونجایی که ساکوراکو یکی از کارکترهای مورد علاقه ی منه، از
حضور چنین کارکتری راضی بودم. در مورد باقی کارکترها، حس می کنم یویی رنگ
کمی داره و فقط با حالتی "شینپاچی وار" گاهی به کیوکو یه چیزهایی رو می
پرونه! چیناتسو باز بهتر حضور داره و کیوکو هم بدک نیست. خوشبختانه
سوگیورا، هیماواری، ساکوراکو قربانی کارکتر پردازی عوامل جدید نشدن ولی راه
دوری نیست، ممکنه بشن!
برای یک اپیزود زیادی منفی بافی کردم، میدونم.
ولی نکته جالب انیمه ها اینه که اکثراً شروع فوق العاده ای دارن و وقتی
انیمه مورد علاقه شما شروع خوبی نداشته باشه، ناخودآگاه ازش دلگیر میشید.
اونم انیمه ای که تو تاپ 5 ـتون قرار داره! حالا چند روز فرصت دارم تا
دوباره ذهنیت خودم رو مثبت کنم و هفته بعد با نگاهی خوب به سراغ انیمه بیام
... خدا کنه جریان از اینی که هست بدتر نشه .. کمی بهتر بشه، خدا کنه خلاف
حرف های من ثابت بشه و انیمه رویایی دلخواهم برگرده .. امیدوارم بار دیگه
از اینکه فصل سوم انیمه ساخته شده، شاد بشم و افسوسی که خوردم رو به
فراموشی بسپر
صحنه هایی از اپیزود :
- آکارین بازم این شکلی شد، اینبار بخاطر 100 دور چرخیدن
:

- توهمات چیناتسو چان، مرسی آرت
:

- چیناتسو چه میمیک های خوبی تو این اپیزود داشت .. ارجاع یاگامی لایتش معرکه بود
:


- وای چقدر منتظر آیانو بودم .. توشینو کیـــــوکو!! 

- تا حالا به زوج شدن آیانو و هیماواری فکر نکرده بودم. به هم میان
:

- تیکه ای که کیوکو از زبون سیب زمینی حرف زد عالی بود
:

- آیانو با پیشبند معرکه شده بود
:

- یه صحنه کیوکو، آیانویی هم داشتیم .. تقریباً :

- هاناکو حتی به آکاری گفت که مجبور نیستی زورکی بخوری ولی مگه آکارین گوش میده؟!


- ذوق کردن آکارین از شنیدن "اونه سان" از زبون هاناکو
:

- لو رفتن آکارین :

- ED نه چندان خوب انیمه ... OP هم همین حس رو واسه من داشت :

"سوال بزرگ این بود که آیا اوسوماتسو سان می تونه با نسل امروزی ارتباط برقرار کنه یا نه؟!"
و جواب تو همون لحظات اول مشخص شد؛ بله که می تونه
.. با این خلاقیت نه تنها می تونه با نسل جدید و حال حاضر انیمه ای ارتباط
برقرار کنه بلکه می تونه تبدیل به یکی از خاص ترین کارهای در حال پخش بشه.
اگه از دست سوژه های تکراری و اقتباس های کسل کننده ی همیشگی خسته شدید،
این انیمه برای شماست .. از دوبلورهای محشر و کارگردان گینتاما که معرف
حضور همه هست که بگذریم، اینقدر در این اپیزود پارودی و ارجاع انیمه ای
دیدیم که یک آن به خودمون اومدیم و متوجه شدیم که اپیزود تمام شده و لذت
هرچه تمام تر رو از این 23 دقیقه بردیم. حداقل برای من اینطور بود و برای
اولین بار در طول این فصل بلند بلند خندیدم و از کارهای این شش قلو به وجد
اومدم! یکی از یکی بهتر .. هیچ کدوم روی اعصاب نبود و هر کدوم شیرینی
کارکتری خودشونُ داشتند .. هنوز نمی تونیم هر کدوم رو از اون یکی تشخیص
بدیم و کار سختیه ولی می تونیم کم کم خصوصیات اخلاقی اونا رو لیست کنیم.
استایل سیاه و سفید اولیه و نحوه کشوندن محتوای انیمه به فضای امروز بی
نظیر بود .. بردن فضا به ژانری مثل ژانر Reverse harem و یا آدولی و به
چالش کشیدن سلیقه امروزی انیمه بین ها ممکنه کمی اغراق آمیز بوده باشه ولی
دور از واقعیت هم نیست. و خب دیدن یک انیمه آیدولی اونم از نوع گینتامایی و
اغراق آمیز بشدت دلچسبه .. اینو اپیزود اول انیمه ثابت کرد. با این شش قلو
میشه یک گروه آیدولی بی نهایت محبوب رو ساخت، دخترها رو خون دماغ کرد،
ایامی سان رو به یک مرد فرانسوی خوشتیپ تبدیل کرد و اوسوماتسو ها رو به
دلبری تمام و کمال رسوند. در عین آیدولی بودن، اوج کمدی رو به چشم دیدیم ..
من هنوز بعد از دو بار دیدن اپیزود عطش دیدن دوباره اونو دارم و فکر کنم
اگه اینقدر سرم شلوغ نبود، یکی دو باره دیگه هم انیمه رو نگاه می کردم ..
خیلی .. خیلی .. خوب بود.
و اینجاست که کمی دلتون می خواد جز نسل های قدیمی بوده باشید و کمی با
تاریخچه و محتوای سری های قدیمی آشنا باشید .. من فکر می کنم اگه یک بیننده
از نسل های قدیمی پای دیدن این انیمه بنشینه، مطمئناً لذت دو چندانی از
این دگرگونی و امروزی شدن انیمه ببره و مطمئناً خلاقیتی که در این اثر داده
شده رو بهتر درک می کنه. ولی برای ما هم .. افرادی که به ارجاع و پارودی
علاقه داریم، مطمئناً یک اثر بی نهایت دلچسب بود .. از حمله به تایتان
گرفته تا پدال و حتی هایکیو و Love Live و ... امروزی ترین انیمه های ممکن
رو به شکلی فجیع و خنده دار وارد انیمه ای از نسل 30 ، 40 سال پیش کردیم ..
این یک هنره .. هر کسی نمی تونه چنین محتوایی رو به این خوبی پیاده کنه و
فکر کنم مانگاکای از این موضوع بسیار دلشاد باشه و جا داره بعد از آشناییم
با اثر زیبا و نوستالژیک این مانگاکا جمله ای که می خوام رو به زبون بیارم :
روحت شاد.
چیبیتا در ابهت یک تایتان می تونه دید هر انیمه بینی رو درباره تایتان ها
عوض کنه و این تازه اول راهه. با این وضع ارجاعی که ما دیدیم و تبحری که
کارگردان گینتاما به میون کشیدن ارجاعات انیمه ای داره، مطمئناً بیشتر و
بیشتر این موضوع رو خواهیم دید. فقط کافیه به عنوان اپیزود بعد توجه کنید
... مشخصه که داریم به سمت "سوزومیا هاروئی" میریم ... که اون خودش یه سوژه
نوبر و تر و تازه برای ارجاع میشه! بهرحال فکر می کنم به عنوان اپیزود
اول، یه چیز بسیار مطلوب و ایده آل رو دیدیم و بعید نیست کل 12 اپیزود
انیمه به همین خوبی طی بشه .. کمی حیف شد .. دلم می خواست انیمه بلند باشه
ولی بهرحال خوشحالم که اینقدر انیمه خوب از آب در اومده
صحنه هایی از اپیزود :
- شش قلوهای تنبل ماتسونو :

- فکر نکنم هر نسلی از شوخی های ایامی خوشش اومده باشه
:

- آیدول های محبوب ماتسونو
:

- اغراق تو ذوق دخترها ... یا شایدم اغراق نبود؟ 

- من موندم ماشین وسط راهرو و سالن مدرسه چیکار می کرد؟ 

- عاشق اینجور اداها هستم .. این صحنه ای که توتوکو اینجا نگاه می کرد هم فاجعه بود. 
:

- ماتسوی مورد علاقه ـت رو انتخاب کن (ولی چطوری؟ مگه ممکنه؟! بیچاره دختره!! ):

- ارجاع پدال :

- دکاپان از الان خیز بلندی واسه لیست کارکترهای مرد محبوب من برداشت
:

- حمله به تایتان :


اول اینکه ساختن یک انیمه با زمانبندی کامل ایده بدی برای این کار
بوده .. می تونست با یک کار 10 دقیقه ای بودن بجای حس کش دار بودن، به یه
کار مناسب تبدیل بشه. دوم اینکه، نمی دونم طرفداران قدیمی انیمه چه حسی
درباره این سری دارند ولی برای من که یه آشنایی نسبی با اون سری دارم و
مقداری از اپیزودهاش رو دیدم چندان جالب نبود. حس می کنم این استایل اصلاً
به چنین کارکترهایی نمی خورند. سوم اینکه، چرا بجای ساخت چنین انیمه ای، از
همون حالت غیر چیبی استفاده نشد و یه جور ادامه برای مانگا ، حتی اگه در
مانگا وجود نداشته نساختن؟! اونجوری جذبه بیشتری پیدا می کرد. مطمئناً با
تبلیغ مناسب و کشوندن طرفداران ژانر اکشن و انیمه هایی مثل Jojo میشد فروش
خوب انیمه رو هم تضمین کرد. ناسلامتی با کنشیرو طرفیم .. یکی از
Epic ترین کارکترهای انیمه ای .. کسی که حتی صداش در حین مشت زدن به حریف
خاطر انگیزه ... You are Already Dead ـش همیشه در ذهن ها باقی می مونه ...
حالا بهرحال ، این انیمه چیزی نبود که من بخوام ادامه ش بدم. امیدوارم این
سری باعث بشه که کمی به سمت احیای این سری قدم برداریم و سازندگان سری به
فکر ادامه های بعد بیافتند. دور از ذهن به نظر نمیرسه ولی باید دید به چه
سمتی حرکت می کنیم.




Comet lucifer - Ep 01
شروع بسیار دلچسبی بود .. خصوصاً رنگ آمیزی محیط خوب چشم من رو گرفت و از
طرفی حس ماجراجویانه انیمه رو می پسندم. از همون شروع منتظر ورود دختر
مرموز داستان بودم که تو این اپیزود زیاد Screentime نگرفت ولی در هر حال
حضورش حس شد و نکته پایان اپیزود مسلماً همین دختر بود. از اون کلیپی که
قبلاً با حالتی تریلر وار پخش شده بود و اداهایی که تو کلیپ ازش دیده بودم،
دلم رو گرفته بود و فکر کنم اگه بتونه خوب خودش رو نشون بده و انیمه کشش
لازم رو داشته باشه، به راحتی وارد لیست دخترهای برتر فصلم بشه.
حالا برای شروع و از لحاظ کارکتری جا داره به کائون و سوگو اشاره کنیم ..
سوگو به عنوان یک کارکتر مرد اصلی به نظر مناسب میرسه و کائون هم دختر فرعی
یا مکمل خوبی می تونه باشه .. هر دو رو دوست داشتم. کارکتر های منفی
داستان هم که هنوز پر از علامت سوال هستند و باید ببینیم چه چیزهایی رو در
آینده درباره شون می فهمیم.
کلاً .. یه جورایی دودل بودم ولی بعد از دیدن اپیزود اول و جذاب بودن اون
مطمئناً جز انیمه هایی شد که حداقل تا 3 اپیزود ادامه میدم. 



ی

باید ببینیم ترسی که به جون بازیکنای کاراسونو افتاد، چطور برای فایق
اومدن به امتحانات بهشون کمک می کنه و آیا بلاخره تنها راه چاره درس خوندن
اینا همین پیش کشیدن بحث مسابقات توکیوئه یا نه! فکر نمی کنم زیاد تمرکزی
به این موضوع داشته باشیم و احتمالاً چند دقیقه اول اپیزود بعدی برای اینکه
از شر امتحانات راحت بشیم، کافی باشه ... پس منتظر رفتن به توکیو و هیجان
مسابقات اونجا هستم. حتماً پیشرفت های تیمی و فردی خیلی جالبی رو در تیم
کاراسونو شاهد خواهیم بود که به موفقیت اونا در مسابقات بعدی کمک می کنه. 

